آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - طرح تدوين اصطلاحنامه فرهنگى ايران
طرح تدوين اصطلاحنامه فرهنگى ايران
(بخش جامعه شناسى)
گزارش شماره١
آذرماه ١٣٧٢
سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى
مقدمه
شايد بتوان گفت كه طبقه بندى پرونده هاى يك مدرسه يا يك اداره كار مشكلى نيست, زيرا در اولى با يك نظم الفبايى مدارك مربوط به دانش آموزان را مى توان طبقه بندى و سپس بازيابى كرد و در اداره نيز تعداد موضوع هاى مورد نياز آنقدر محدود است كه كار بازيابى پرونده ها را مى توان حتى با اتكا به حافظه بايگان انجام داد. اما در مراكز اطلاع رسانى و آرشيوهاى بزرگ, طبقه بندى مدارك به اين سادگى امكان پذير نيست, زيرا تعداد موضوع هايى كه درباره آنها مدارك و اطلاعات به اين مركز مى رسد به قدرى زياد است كه با سيستم هاى ساده و قديمى و بايگانى هاى معمول كار بازيابى مدارك بسيار دشوار و عملاً غير ممكن مى باشد. اين در صورتى است كه هر يك از مدارك داراى يك موضوع ساده باشد, اما اگر در آن از موضوع هاى مختلفى بحث شده باشد, پيچيدگى طبقه بندى آنها مضاعف و در نتيجه بازيابى آنها نيز مشكل تر مى شود.
اصطلاحنامه (تزاروس)
براى حل اين مشكل مدارك رسيده را نمايه سازى مى كنند. يعنى براى موضوع هاى مختلفى كه در آنها وجود دارد, يك اصطلاح (كليد واژه) اختصاص مى دهند و بعد از اين تمامى مدارك و اطلاعات مربوط به آن موضوع را تحت همان نام يا اصطلاح طبقه بندى مى كنند. از آنجا كه در آرشيوهاى بزرگ تعداد اين اصطلاحات زياد و متنوع مى باشد, لذا مسايلى چون رابطه بين اين اصطلاحات, تعريف آنها و از همه مهمتر طبقه بندى موضوعى آنها مسايلى است كه دانشمندان را بر آن داشت تا نسبت به تدوين مجموعه هايى به نام تزاروس يا اصطلاح نامه مبادرت ورزند.
بنابراين اصطلاحنامه يا گنجواژه تشكيل شده از تعدادى واژه و اصطلاح مورد استفاده در فرهنگى خاص و براى حوزه خاصى از علوم و معارف بشرى با ويژگيهاى زيراست:
الف ـ اصطلاحات در قالب نظام طبقه بندى علوم كه مورد استفاده اصطلاحنامه قرار گرفته, دسته بندى شده اند.
ب ـ معنا و مفهوم اصطلاحات كاملاً مشخص شده است. براى مثال در اصطلاحنامه پيشنهادى اصطلاح (مهاجرت) براى تغيير محل اقامت دائم انسانها در نظر گرفته شده و در حوزه جامعه شناسى طبقه بندى شده است.
ج ـ روابطى كه بين اين اصطلاحات وجود دارد نيز مشخص شده است. اين روابط به شرح زير است:
١ ـ عام و خاص: در مثال فوق اصطلاح (مهاجرت) از نظر معنا نسبت به اصطلاح (مهاجرت به خارج) رابطه عام دارد. يعنى بخشى از مهاجرت ها, مهاجرت به خارج است و نسبت به اصطلاح (جمعيت شناسى) رابطه خاص دارد و بخشى از مقوله جمعيت شناسى است.
٢ ـ مرجح: از بين اصطلاحاتى كه هم معنا باشند, يكى را به عنوان اصطلاح مرجح انتخاب و بقيه را به آن ارجاع مى دهند. مثلاً در اين اصطلاحنامه, اصطلاح مهاجرت به عنوان اصطلاح مرجح انتخاب و اصطلاح كوچ به آن ارجاع شده است.
٣ ـ اصطلاح وابسته: ممكن است اصطلاحى براى مثال در حوزه جامعه شناسى به عنوان اصطلاح اصلى معرفى شود و در عين حال در حوزه ديگرى از علوم هم كاربرد داشته باشد كه در آن حوزه به عنوان اصطلاح وابسته معرفى مى شود.
٤ ـ ارجاعات: ارجاع اصطلاحات به يكديگر در اصطلاحنامه ها از ويژگى و ظرافت خاصى برخوردار است, زيرا اين ارجاع در بازيابى اطلاعات در آرشيوها نقش مهمى بازى مى كند. اينك به چند نوع ارجاع در اصطلاحنامه اشاره مى نمايد:
١/٤ ـ ا رجاع مترادف ها, همان طور كه اشاره شد در اصطلاحات مترادف يكى را به عنوان مرجح انتخاب و بقيه را به آن ارجاع مى دهند.
٢/٤ ـ اصطلاحات خاص نيز به اصطلاحات عام ارجاع مى شود.
٣/٤ ـ واژه ها و اصطلاحاتى كه از نظر معنا متضاد هم مى باشند نيز به همديگر ارجاع مى شوند. و لذا جايگاه اصطلاح (مهاجرت) از نظر طبقه بندى در حوزه جامعه شناسى به شكل زير است:
تاريخ اجتماعى
جمعيت شناسى
مهاجرت (كوچ)
مهاجرت به خارج
فرار مغزها
مهاجرت داخلى
مهاجرت روستايى
پس جايگاه اصطلاح مهاجرت در حوزه جامعه شناسى اين اصطلاحنامه در رده سوم است. به عبارت ديگر رابطه مهاجرت با جمعيت شناسى رابطه عام و خاص و رابطه مهاجرت با كوچ رابطه هم عرض (هم معنا) مى باشد.
همان طور كه اشاره شد, اصطلاحنامه ها بر حسب منظور و هدفى كه در تدوين آنها لحاظ شده متفاوت بوده و كاربردهاى خاصى دارند. مانند اصطلاحنامه توسعه فرهنگى كه براى طبقه بندى مدارك موجود در آرشيو شوراى اروپا تدوين شده است.
سازمان علمى ـ فرهنگى ملل متحد (يونسكو) نيز يك اصطلاحنامه فرهنگى تدوين كرده كه به اصطلاحنامه يا تزاروس يونسكو(UT) معروف است.
هدف ما نيز از تدوين اين اصطلاحنامه, استفاده از آن در بخش فرهنگ بوده و لذا نام آن را (اصطلاحنامه فرهنگى ايران) گذاشته ايم.
علت تدوين اصطلاحنامه فرهنگى
از سال ١٣٦١ كه نمايه سازى مدارك مكتوب و غير مكتوب در سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى شروع شد و نيز به طور همزمان كار تدوين فهرست مقالات فرهنگى در مطبوعات رسمى كشور نيز آغاز گرديد, نياز كشور به تدوين اصطلاحنامه اى كه برخاسته از فرهنگ انقلاب اسلامى باشد, احساس شد. زيرا انبوه واژه ها و اصطلاحاتى كه منبعث از فرهنگ انقلابى مردم بود, نمى توانست ما را به استفاده از ترجمه اصطلاحنامه هاى بيگانه راضى كند. اصطلاحات جديد با مفاهيم جديدى در مقالات و نوشته ها بود كه در فرهنگ غرب جايگاهى نداشته و در نتيجه در تزاروس هاى آنها وجود نداشت. علاوه بر آن اصطلاحات و تعابير كه در اصطلاحنامه هاى غربى مورد استفاده قرار گرفته بود, براى ما يا قابل استفاده نبود و يا جايگاه استفاده آنها در فرهنگ ما متفاوت بود. و لذا لازم بود اصطلاحنامه اى متناسب با فرهنگ اين مرز و بوم تدوين شود كه اين مهم در يكى از بندهاى اساسنامه سازمان مورد توجه قرار گرفت و از دوسال پيش به عنوان يكى از مأموريتهاى و مسؤوليتها به آن پرداخته شد.
خلاصه اى از كار انجام شده
تاكنون نزديك هشت هزار اصطلاح از مقالات نشريات ادوارى جمع آورى شده كه اين مجموعه دستمايه تدوين اين اصطلاحنامه شده است. شورايى مركب از اساتيد صاحب نام اين رشته از تقريباً دوسال پيش مشغول بحث و تحقيق روى اصطلاحات مورد نياز اين اصطلاحنامه و همچنين تعيين سياست ها و خط مشى هاى تدوين آن بوده اند.
دو اصطلاحنامه مشهور بين المللى كه در كشور ما نيز شناخته شده و مورد استفاده است, مورد مطالعه قرار گرفت. اين دو اصطلاحنامه, همان طور كه اشاره شد, يكى (اصطلاحنامه يونسكو) و ديگرى (اصطلاحنامه توسعه فرهنگى) است. از دهها كتاب مرجع, مانند دايرة المعارف, فرهنگ لغات, فرهنگ اصطلاحات ـ به زبان فارسى و انگليسى ـ نيز بهره گيرى شد. يك تيم سه نفره از كارشناسان سازمان به طور تمام وقت, مسؤوليت تحقيق و مطالعه و تنظيم و آماده كردن كارها براى شوراى مذكور را به عهده داشته است.
در نتيجه تاكنون كارهاى زير انجام شده است:
١ ـ طبقه بندى اصلى حوزه هاى مختلف علوم و معارف بشرى ـ با عنايت به اينكه هدف از تدوين اصطلاحنامه حوزه فرهنگ بوده ـ مشخص شده است. اين طبقه بندى به شرح زير است:
طبقه بندى علوم در اصطلاحنامه پيشنهادى:
١ ـ ادبيات و زبان شناسى
٢ ـ ارتباطات
٣ ـ اطلاع رسانى و كتابدارى
٤ ـ تاريخ
٥ ـ جامعه شناسى
٦ ـ جغرافيا و محيط انسانى
٧ ـ حقوق
٨ ـ دين و اخلاق
٩ ـ علوم اجتماعى
١٠ ـ علوم تربيتى
١١ ـ علوم سياسى
١٢ ـ علوم اقتصادى
١٣ ـ فلسفه و عرفان
١٤ ـ هنر
١٥ ـ علوم ادارى (مديريت)
٢ ـ در هر حوزه رده هاى فرعى تا سه رده يا بيشتر مشخص شده و رابطه مفهومى بين اصطلاحات, پوشش معنايى آنها و در نتيجه جايگاه اصطلاحات در آن حوزه مشخص شده است.
٣ ـ اصطلاحات هر حوزه به يك نفر از اساتيد برجسته و صاحب نظر در آن حوزه جهت بررسى و اظهار نظر داده شده است.
٤ ـ نظر اساتيد دوباره به شوراى اصطلاحنامه آمده و اصطلاحات مورد اصلاح قرار مى گيرد.
٥ ـ ساختار رده اى هر حوزه به شكل درخت ترسيم شده است.
اينك اولين حوزه اى كه جهت اظهار نظر طيف وسيع ترى از اساتيد معزز و صاحبنظر در مسائل فرهنگى پس از انجام مراحل فوق آماده شده, حوزه جامعه شناسى مى باشد كه شامل ٣٨٥ اصطلاح بوده و در پنج رده طبقه بندى شده است.
رجاء واثق دارد كه صاحبنظران نيز ما را در اين امر مهم, كه با استقلال فرهنگى كشورمان رابطه مستقيم دارد, يارى فرموده, اين جزوه را مورد مطالعه و بررسى كارشناسانه قرار داده و ما را در تكميل و يا اصلاح آن يارى خواهند فرمود.
محمدحسين عليمحمدى
رئيس سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى