آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - شرح حالنگارى
شرح حالنگارى
به مناسبت برگزارى كنگره بزرگداشت شيخ مفيد ـ ره ـ موضوع يكى از جلسات هيئت تحريريه آينه پژوهش , شرح حالنگارى بود. در اين جلسه درباره اقسام شرح حالنگارى و تاريخچه آن در گذشته فرهنگ اسلامى و چگونگى شرح حالنگارى شيخ مفيد سخن رفت. آنچه در پى مى آيد , تلخيص جلسه ياد شده است كه با حفظ لحن سخنان و تنها با تغييراتى جزئى منتشر مى گردد.
نگاهى اجمالى به گذشته فرهنگ اسلامى , رونق شرح حالنگارى را در گذشته اين فرهنگ مى يابيم . گرچه شرح حالنگارى در اسلام تأسيس نشده و مسلمانان مبتكر اين فن نبودند , اما بعضى از شاخه هاى آن را تأسيس كردند و بعضى ديگر را تكامل بخشيدند.
در فرهنگ اسلامى واژهايى چون تراجم, مواليد , وفيات , طبقات و علم رجال فراوان به چشم مى خورد كه هر يك شكلى خاص از شرح حالنگارى است.
شرح حالنگاريهاى موجود در فرهنگ اسلامى را تقريباً به شش قسم كلى مى توان تقسيم كرد:
يك : شرح حالنگاريهاى فردى يا تك نگارى;
دو: شرح حالنگاريهاى خاندانى;
سه: شرح حالنگاريهاى طبقات اجتماعى يا صنفى;
چهار: شرح حالنگاريهاى عمومى يا معجمى;
پنج: شرح حالنگاريهاى سياسى;
شش : شرح حالنگاريهاى راويان حديث.
هريك از اين شش شاخه از شرح حالنگارى در فرهنگ اسلامى نمونه هاى فراوان دارد.
كلماتى از قبيل (تاريخ) و (ترجمه) در گذشته فرهنگ اسلامى به معنى شرح حالنگارى بوده است.
تاريخ بخارى همان زندگينامه بخارى است. تاريخ بغداد مجموعه اى از زندگينامه هاست: كسانى كه در بغداد متولد شدند, كسانى كه در بغداد تحصيل كردند , كسانى كه در بغداد فوت كردند يا دفن شدند , و يا مناسبتى ديگر با آن سرزمين داشته اند.
كتاب طبقات الشافعيّه سبكى يك زندگينامه معجمى است كه در آن به زندگى علماى شافعى و شخصيتهاى بزرگ ديگر فرقه ها پرداخته شده است.
در ميان بزرگان شيعه نيز اين كار معمول بوده است. رجال شيخ طوسى , معرفة الناقلين كشيّ , رجال نجاشى و كتاب رجال ابن داود هر كدام نوعى شرح حالنگارى است. رجال ابن داود داراى اسلوبى خوب و قالبى زيباست. او براى اولين بار در تنظيم مطالب از ترتيب الفبايى استفاده كرده كه بعد از آن مورد تقليد ديگران واقع شد.
در ميان شاخه هاى موجود شرح حالنگارى به راويان حديث توجه بيشترى شده است. توجه به شرح حالنگاريهاى عمومى يا معجمى هم به اندازه كافى بوده است. مثلاً آثارى مانند اعيان الشيعه و طبقات اعلام الشيعة در دست است. اما اين واقعيت را نمى توان منكر شد كه ديگر شاخه هاى شرح حالنگارى در فرهنگ اسلامى از قوّت چندانى برخوردار نيست.
بدون شك عالمان و متفكران يك مكتب نمايى مجسم از دريافت آن در زمان خويش اند و شخصيتهاى سياسى و اجتماعى آن در هر زمان بخشى از گستره آن را به نمايش گذاشته اند. در مجموع شخصيتهاى بزرگ يك مكتب حاملان فرهنگ آن در زمان خويش اند كه شناخت زندگى ايشان ما را در شناخت آن مكتب يارى مى كند.
دنياى امروز جايگاه شرح حالنگارى را شناخته و در شاخه هاى گوناگون آن به قواعد و استانداردهاى خوبى رسيده است. ما نيز بايد به آن اهميت بيشترى بدهيم و به رفع نواقص آن بپردازيم. ما در زمينه تك نگارى در فرهنگ اسلامى ضعيف هستيم.
چرا بايد زندگينامه تك نگارى شده در ميان ما كم باشد. ما راجع به زندگى اكثر بزرگان فقط در شرح حالنگاريهاى معجمى مطالب داريم و از آنجا كه اين مجموعه ها ظرفيت , قالب و محتواى ويژه اى دارد, نمى تواند به تمام ابعاد زندگى ايشان بپردازد و بيشتر در پى كليات است. شما براى اطلاع از جزئيات زندگى و مراحل تطور فكر بزرگان فرهنگ اسلامى مشكلات زيادى داريد. از آن روزى كه شيخ طوسى وارد حوزه بغداد شد تا آن روزى كه در نجف به عنوان برجسته ترين عالم شيعى از دنيا رفت, مراحلى را پشت سر گذاشت كه در هيچ كتابى آن را نمى يابيم. اگر تك نگاريها رواج بيشترى مى داشت ما اين مشكل را نداشتيم. آنچه از تك نگاريها نيز موجود است, مانند رساله اى كه راجع به زندگى ابوبصير يا ديگران داريم , بيشتر از علاقه و انگيزه هاى شخصى مؤلفين ناشى شده است, نه از مرسوم بودن شيوه تك نگارى.
ما در زمينه شرح حالنگارى سياسى كه به زندگى سياسى افراد و ابعاد و مراحل مختلف آن بپردازد نيز ضعيف هستيم. زندگى سياسى رجال بزرگ ما چندان مشخص نيست. سعيدبن جبير , جدا از اينكه مفسر قرآن و يك محدث بود, يك مرد سياسى و داراى آرمان و انديشه خاص سياسى هم بود. اين مرد بزرگ در سطح زعامتِ عده اى از مردم مطرح بوده است و با انديشه سياسى خاص خود دشمنى خطرناك براى رژيم بنى اميه به حساب مى آمد. ما از زندگى سياسى او هيچ نمى دانيم. تمام نمايى كه از زندگى او در ذهن داريم , خلاصه شده است در چگونگى شهادت ايشان توسط حجاج. هارون الرشيد از معدود خلفاى اسلامى است كه شخصيت جهانى داشته و اكنون در تاريخ رجال سياسى دنيا مطرح است. زندگى سياسى او و ابعاد سياست ويژه اى كه براى اداره كشور بزرگ اسلامى آن روز داشته , براى ما آشكار نيست.
على بن يقطين از رجال بزرگ شيعه و از اصحاب پنهان حضرت امام موسى كاظم ـ ع ـ بود كه توانست تا حد صدارت دستگاه بنى العباس پيش برود. اين يك كار ساده نيست كه بتوان بسادگى گفت او مرد تقيّه بوده است. على بن يقطين بايد داراى سياستى بس ويژه و عميق باشد كه اين بر ما پوشيده است. زندگى على ابن يقطين جدا از اينكه به عنوان محدث و شيعه امام موسى بن جعفر ـ ع ـ مورد توجه است, بايد به عنوان يك سياستمدار شيعى هم مورد دقيق قرار گيرد.
دنياى امروز در معرفى رجال سياسى خود به نكات بسيار ريز و دقيقى توجه مى كند كه ما مى توانيم از آن درباره اين شاخه از شرح حالنگارى استفاده كنيم و اين گونه نباشند كه شرح حال مردان سياسى اسلام لابلاى عبارتى كلى و تا حدودى مبهم مخفى باشد.
زندگينامه سياسى اگر درست تدوين شود مى تواند تجربيات سياسى , حكومتى و مديريتى گذشتگان را به سند آينده منتقل كند و اين يك ضرورت است.
از جمله كتابهايى كه در فرهنگ اسلام در اين زمينه نگارش يافته , كتاب مسائل ابوحيان توحيدى است كه به شرح حال سياسى دو وزير پرداخته است.
تاريخ و فرهنگ اسلامى , رجال بسيار بزرگى را دارد كه هر يك موجب پيدايش نقطه عطفى در آن شدند و ابعاد مختلف زندگى ايشان مى تواند فرازهاى بسيارى را در شناخت بهتر اين مكتب بگشايد. همّت بلند ما در شرح حالنگارى درست و دقيق مى تواند تا حدودى ضعف گذشتگان ما را در اين مهم جبران كند.
امروز كه دنيا شرح حالنگارى را بيشتر از دريچه شناخت درست و تحليل نگاه مى كند, جاى آن دارد كه ما نيز به آنچه اين دريچه را به روى ما مى گشايد بيشتر توجه كنيم.
از آفتهاى شرح حالنگارى , نگاه شخص پرستانه است. اگر نگاه شرح حال نويس تنها برگرفته از ارادت فوق العاده او نسبت به فرد باشد مى تواند حاصل كار او را غير واقعى و كم فايده كند. چرا كه اين نگاه فاقد قدرت تحليل است و نمى تواند درست با فراز و نشيبهاى زندگى يك فرد برخورد كند. نگاه فرد عاشق به معشوق خويش نمى گذارد معايب او نيز در كنار محاسنش ديده شود.
آنگاه كه زندگى علمى يا سياسى فردى تك نگارى مى شود, بايد به انگيزه نشان دادن عين واقعيتها باشد نه ساختن يك معشوق خيالى كه هميشه در اوج بوده است و هيچ نقطه ضعفى ندارد.
ضعفها چه در عالم سياست و چه در عرصه علم و ديگر حوزه ها كمتر از قوّتها درس آموز نيستند, بلكه بيشتر مى آموزند و با يك نگاه درست و مسؤلانه اين آموزندگى نبايد دريغ داشت.
آفتى ديگر كه ممكن است حاصل شرح حالنگارى را تهديد كند, عدم طبقه بندى دوره هاى مختلف زندگى بزرگان است. شخصيت بزرگان در طول زمان و در فراز و نشيبهاى مختلف ساخته شده است. طول زندگى امتداد يك خط صاف و يكدست نيست, بلكه جريانى است از كنش و واكنشهاى انبوه و گوناگون و آنچه ما در مطالعه شخصيت افراد پى مى گيريم از درون اين جريان به دست مى آيد. اين جريان را بايد در مقاطع مختلف زمانى شناخت و هر مقطع را در مقايسه با مقاطع ديگر در چگونگى شكل يابى شخصيت مورد نظر قرار داد.
با اين كار شخصيت حقيقى بزرگان و چگونگى تكوين آن به دست مى آيد و از اين طريق با مقايسه آراء و انديشه هاى دورانهاى مختلف مقدار تأثير در چگونگى تطور و تكامل آراء و انديشه ها مشخص مى شود. از مردان بزرگ و عالمان گرانقدرى كه چهره ايشان , آن گونه كه بايد, براى ما شناخته شده نيست مرحوم شيخ مفيد ـ اعلى الله مقامه الشريف ـ است اين استاد بزرگ شاگردانى چون مرحوم شيخ طوسى , نجاشى , ابن حمزه , سيد مرتضى و سيد رضى را تربيت كرده است. ما يك تك نگارى جامع درباره او نداريم, در حالى كه ابعاد مختلف زندگى ايشان هر كدام مى توانست زمينه نگارش يك يا چند كتاب باشد.
مرحوم شيخ مفيد جدا از اينكه فقيهى بزرگ و عالمى سترگ بوده است , يك رجل سياسى و حاضر در متن جريانات جامعه خويش نيز بوده است. راجع به زندگى اين عالم بزرگ كه در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مى زيسته و داراى منزلتى بس بزرگ بوده است, اكنون ما در قرن پانزدهم اطلاعات بسيار مختصرى داريم. چرا كه ما كتابى تك نگارى در زندگينامه ايشان نداريم. ابعاد زندگى ايشان نه در بعد علمى نه بعد سياسى و نه حتى عمومى تك نگارى نشده است. راجع به ايشان فقط مقالاتى در حد چند صفحه و حدود سى صفحه ابتداى كتاب المقالات داريم كه مختصر اطلاعاتى از زندگى ايشان را دارد. اگر اين مقدار و آنچه كه نجاشى شاگرد ايشان نوشته است نبود, ايشان در تاريخ گم مى شد. ما بايد راجع به ابعاد مختلف زندگى بزرگان كتاب مستقل تك نگارى شده داشته باشيم.
مرحوم شيخ مفيد يك زندگى پربار و بسيار قابل مطالعه داشته است. ايشان از طرفى شاگر شيخ صدوق است و از اصحاب حديث ايشان به شمار مى رود. مكتب فقهى شيخ صدق مكتب حديثى است و از طرف ديگر شاگرد ابن جنيد اسكافى است كه اهل اجتهاد و اهل نظر بوده است.
فقاهت شيخ مفيد در زمانى بوده است كه دو جريان فقهى حاكم بوده است. البته غلبه با مكتب فقهى شيخ صدوق بوده است. مرحوم شيخ مفيد به گونه اى موفق در اين جو وارد مى شود و هر دو جريان را خدشه دار مى كند و كنار مى گذارد. او مكتب فقهى شيخ صدوق را به لحاظ نوعى اخباريگرى بسيط كه داشت ضعيف مى شمرد. چرا كه تنها به روايت اخبار بسنده مى كرد و از عقل استفاده كامل نمى كرد. همچنين او مكتب فقهى ابن جنيد را نيز نپذيرفت. چرا كه عقيده داشت آنان عقل را در مواردى كه نبايد دخالت بدهند به كار مى گيرند و از اين راه پاى قياس و استحسان به ميان مى آيد. ايشان مكتب فقهى خاصى را تقويت كرد و راه جديدى را در استنباط احكام گشود از اين رو زندگى فقهى ايشان و چگونگى مراحل و تطور آن براى ما اهميت بسيار دارد.
او در علم كلام از معدود علماى بزرگ شيعه است كه بين عقايد كلامى فرق گوناگون اسلامى به كلام شيعى پرداخته و به آن هويت مستقلى بخشيده است. آراء كلامى ايشان و نقشى كه در تحولات اعتقادى مسلمانان و تثبيت هويت اعتقادى خاص براى شيعه داشته بسيار مهم است.
اولين كتاب تك نگارى شده راجع به آراء كلامى ايشان را يك مستشرق نوشته و به فارسى هم ترجمه شده است.
آنچه ما امروز به عنوان فقه الحديث مى شناسيم , ريشه اوليه اش از آن شيخ مفيد است. چرا كه ايشان براى اولين بار به سر و سامان بخشيدن به احاديث شيعه پراخت و بعد اين شيوه توسط شاگرد ايشان مرحوم شيخ طوسى ادامه پيدا كرد.
مرحوم شيخ مفيد در عرصه مسائل اجتماعى و سياسى زمان خويش نيز حضور بسيار خوبى داشت. ايشان در پايتخت خلافت بنى عباس حوزه شيعى بسيار قدرتمندى را پايه گذارى كرد كه از تمام فرقه هاى اسلامى در آن شركت مى كردند و همين حوزه است كه آغاز فقاهت عميق شيعه است. بجز چند نفر از بقيّه فقهاى بزرگ شيعى كه به اصطلاح اصحاب اصول متلقاة نام برده مى شوند همگى از شاگردان اين حوزه هستند.
دهها فقيه بزرگ و استاد مسلّمى كه ايشان در اين حوزه تربيت كرده اند , هنوز هستند مرحوم شيخ مفيد اين حوزه عظيم را بسختى و با مشكلات فراوان توانست سر پا نگه دارد. سه بار به خاطر مسائل سياسى تبعيد شد. گرچه وزراء خاندان بنى عباس تمايلات شيعى داشته و از ايشان حمايتى مى كردند اما دستگاه , دستگاه خلافت بنى عباس بود.
مرحوم شيخ مفيد با مشرب سياسى خوبى كه داشت توانست حداكثر استفاده را از اختلاف بين قاهره و بغداد آن روز بكند. جنگ قدرتى كه ميان بنى عباس و فاطميان در گرفته بود, زمينه مناسبى براى فعاليتهاى ايشان فراهم ساخت و ايشان از آن حداكثر بهره را برد.
از نظر داشتن يك زندگينامه سياسى نيز حق شيخ مفيد نيز ادا نشده است و ما آن اطلاعات كافى و لازم را درباره اين بعد از شخصيت ايشان نداريم.
چهره ايشان در آن زمان يك چهره كاملاً شناخته شده براى كل جهان اسلام بوده است. شما در ميان آثار ايشان به يك سرى اجوبة المسائل بر مى خوريد كه پاسخ سؤالاتى است كه از اقصى نقاط جهان اسلام براى ايشان فرستاده مى شده و ايشان پاسخ مى دادند.
از شهرهاى دور و نزديك براى ايشان سؤال فرستاده مى شد , در حالى كه بسيارى از فقها در همان شهرها بودند.
به هر دليلى گذشتگان ما چندان به شرح حالنگارى فنى و درست اهميت لازم ندادند و اين مهم امروز بر ماست كه توجه بيشترى به آن كنيم.
آنچه مكدرموت راجع به آراء كلامى شيخ مفيد انجام داد ما بايد راجع به زندگى عمومى , آراء فقهى و زندگى سياسى ايشان و ديگر بزرگان انجام دهيم. ما بايد زندگى شخصيتهاى بزرگ را علاوه بر جهات فوق به گونه ساده براى نسل جوان بنويسيم. زندگى تمام بزرگان فرهنگ ما كه هر كدام در جهتى نقطه عطف بودند, بايد از هاله ابهام در بيايد. البته اولويتهايى را هم در نظر گرفت.
ما يك سرى شرح حالهاى مستند و آكادميك مى خواهيم كه در سطح محققان مورد استفاده قرار گيرد. در اينجا بايد تمام معيارها و استانداردهاى پذيرفته شده رعايت گردد و مطالب كاملاً مستند و درست به گونه اى تحقيقى ارائه شود.
مثل غزالى نامه مرحوم جلاالدين همايى يا كتاب شيخ طوسى آقاى حسين عيسى حكيم نوشته شده از اين دسته آثار است.
طبقه بعد, آثارى مستند اما روانتر و سادتر به گونه اى كه بتواند مورد استفاده عموم قرار بگيرد و كسانى كه مايل به مطالعه فرهنگ اسلامى هستند بتوانند از آن سود جويند.
كتابهايى كه تحت عنوان (سلسلة اعلام المسلمين) در سوريه چاپ مى شود و تاكنون چهل و هشت جلد آن آمده است, اين گونه است. در هر كدام آن به زندگى يكى از بزرگان فرهنگ اسلام پرداخته شده و مى تواند براى عموم مفيد باشد.
البته اين مجموعه به فرهنگ اسلامى در حوزه تفكر اهل سنت پرداخته و متأسفانه حتى يك شخصيت شيعى در آن بحث نشده است.
و طبقه بعد آثارى است كه امروزه وجود آن بسيار ضرورى است. آثارى كه مطالب آن كاملاً مستند و درست باشد, اما به گونه اى جذاب و بسيار روان و دلنشين تنظيم شود كه شوق عمومى نسل جوان و طبقه اهل مطالعه را برانگيزد كتاب پله پله تا ملاقات خدا نمونه اى خوب از اين مورد است. اين كتاب كه شرح حال مولانا است. مركب از صد فصل است. شما در خلال فصلهاى كتاب هيچ جا استنادى را نمى يابيد. مطالب به گونه يك رمان دلنشين پيش مى رود و خواننده را براحتى پيش مى برد. در پايان وقايع مذكور مستند شده و هر واقعه اى كه در فصل خاص خود آمده , در پايان, منابع و مآخذ آن ذكر شده است.