آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨

كتاب و كتاب پژوهشى پابرگ
بشرى جواد

٢٨. سعيد نفيسى و اشعار زنان سخنور آذربايجان در نزهة المجالس

از ميان محقّقان ايرانى نخستين كسى كه به نزهة المجالس (سفينه اى شامل بيش از چهار هزار رباعيِ تدوين شده در سده هفتم در آذربايجان و ارّان) توجّه و از آن استفاده كرد شادروان محمد على فروغى بود. وى با سفارش عكسى از تك نسخه اثر ـ كه در تركيه نگهدارى مى شد و در مجموعه اى به همراه ديوان عراقى قرار داشت ـ از نزهة المجالسِ جمال خليل شروانى در تحقيق رباعى هاى اصيل خيام استفاده كرد.
عكسى كه به درخواست فروغى تهيه شد و به ايران آمد, همان است كه در كتابخانه ملّى ايران نگهدارى مى شود به شماره ١٦٥ ـ عكسي١. پس از وى سعيد نفيسى است كه در كتاب تاريخ نظم و نثر در ايران فهرستى از نام شاعران اين سفينه را عرضه كرد. پس از اين مواردى ديگر از آثار نفيسى را كه در آنها از نزهة المجالس ياد و از آن استفاده شده, برخواهم شمرد. سپس محمد تقى دانش پژوه در راهنماى كتاب (سال ١٥, ص ٥٦٩ ـ ٥٨٢, ١٣٥١ ش ) مقاله اى نوشت و كتاب را معرفى كرد. امّا كار, تازه آغاز شده بود و شايسته اى از اهل تحقيق و ادب مى خواست تا كتاب را به طبع برساند. استاد بزرگوار محمد امين رياحى ـ كه در دهه چهل خورشيدى اصل نسخه را در كتابخانه سليمانيه استانبول از نزديك ديده و عكسى از آن تهيه و در مدّت هاى مديد آن را بررسى و رباعيات آن را مأخذ يابى كرده بود ـ سرانجام پس از نگاشتن مقالاتى در معرّفى و بيان اهميتِ كتاب آن را به بازار نشر فرستاد. از تصحيح استاد رياحى دو چاپ موجود است, اولى را انتشاراتِ زوّار و دومى را انتشاراتِ علمى منتشر كرد. استاد رياحى خود به پيشگامى سه استاد نامبرده در بررسى و استفاده از نزهة المجالس اشاره كرده و نام ايشان را با شوق و لذت و حق شناسى در سرآغاز تصحيحش آورده است٢.
پيش از آنكه به گستره استفاده سعيد نفيسى از اين اثر ارجمند بپردازم, بايد از تحقيقات يكى ديگر از پژوهشگران ايرانى در سال هاى بعد اشاره كنم كه محصول كار دقيق و گسترده اش را در دو شماره مجله معارف با نام (بررسى نزهة المجالس) چاپ و عرضه كرد. وى شاعر و شعر شناس ارجمند, سيد على مير افضلى است كه با دقّتى كه داشت تصويرى از ميكروفيلم موجود در دانشگاه تهران را تهيه كرد و پژوهش خود را بر چاپ كتاب و اصل نسخه هر دو استوار نمود و در اين راه يافته هاى نكته سنجانه اى نيز داشت.
امّا جريان سعيد نفيسى و نزهة المجالس از اين قرار است كه وى به احتمال فراوان از عكسِ موجود در كتابخانه ملّى استفاده كرد و در برخى آثارش از كتاب نام برد و يك مقاله مجزّا نيز در مورد يكى از جنبه هاى اهميت آن نگاشت. وى به جز تاريخ نظم و نثرِ خود در مقاله اى نيز كه در كتاب ارمغان علمى بخدمت پروفيسر داكتر محمد شفيع (ص ١٢٥ ـ ١٢٩, لاهور, ١٩٥٥) نگاشت به نزهة المجالس پرداخت. مقاله نفيسى (قديم ترين مجموعه هاى شعر فارسى) نام دارد و به برشمردنِ اختصاريِ چند سفينه كهن سالِ موضوع بندى شده فارسى مى پردازد. در رديف دوم از اين سفينه ها, نام و مشخصات نزهة المجالس با اشتباهى در نقل نام كتاب (گويا اشتباه چاپى) چنين آمده:
(كتاب دومى كه درين زمينه داريم مجموعه اى است شامل رباعيات به نام (زبدة المجالس فى الاشعار) كه در تاريخ ٧٣١ تدوين كرده اند و نسخه اى از آن در يكى از كتابخانه هاى اسلامبول هست) (ص ١٢٧).
در اين اطّلاع, جدا از اشتباه در بيان نام كتاب به تاريخ تدوين ٧٣١ ق اشاره شده كه اكنون بر ما روشن است كتاب پيش از اين تاريخ تدوين شده و سال مزبور, زمان كتابتِ نسخه خطّيِ آن است. جز اين, نفيسى در مقاله اى با عنوان (زنان سخنور آذربايجان در سده هفتم) كه در نشريه دانشكده ادبيّات تبريز (سال ١٤, شماره زمستان, ١٣٤١ ش) منتشر كرد, با بيان اهميتِ سفينه ها و جنگ هاى شعرى فارسى در تدوين نامنامه تمام شاعران پارسى گو به نزهة المجالس پرداخت. بخشى از نوشته وى در اين باره چنين است:
(مى توان به جرأت گفت كه سفينه اى و جنگى نيست كه در آن به شاعرى برنخوريم كه ذكرى از آن در هيچ تذكره اى نيامده است. به همين جهت تا روزى كه همه اين مجموعه ها را مورد مطالعه و وارسى دقيق قرار ندهند قلمرو شعر فارسى آن چنان كه بايد معلوم نخواهد شد… به عنوان نمونه يكى از آنها را اختيار مى كنم كه در آن اشعارى از چند زن سخنور آذربايجانى هست كه در جاى ديگر ذكرى از آنها نيست. اين مجموعه را به نام نزهة المجالس فى الاشعار يكى از اديبان خوش ذوقِ آذربايجان در نيمه اول سده هفتم هجرى در شهر شروان فراهم آورده است. نسخه اى منحصر از آن در كتابخانه جاراللّه در استانبول هست كه با نسخه ديگر از ديوان فخر الدين عراقى كه به همان قطع است و در همان زمان كاتب ديگرى نوشته است در يك مجلّد گرد آورده اند و شماره ١٦٦٧ آن كتابخانه را دارد. اين نسخه نزديك صد سال پس از تدوين كتاب نوشته شده و كاتب در پايان آن چنين رقم كرده است: تمت نزهة المجالس فى الاشعار بحمد اللّه الواهب القهار على يد العبد الضعيف الراجى الى رحمة ربه اللطيف اسمعيل بن اسفنديار بن محمد ابن اسفنديار الابهرى اصلح اللّه شأنه و صانه عمن شانه فى يوم الخميس [ در مقاله نفيسى: الخمسين ] وقت الظهر من خامس عشرين شوال سنة احدى و ثلثين و سبعمائة والسلام على من اتبع الهدى. معرفى مختصرى از اين مجموعه در دو كتاب خود, سخنان منظوم ابوسعيد ابوالخير (ص ١٨٠) و ديوان قصايد و غزليات نظامى گنجوى (ص ٢١٥) كرده ام… ).
اطّلاعات سعيد نفيسى در اين باره, اين بار دقيق است. چنان كه پس از آن درباره جامع سفينه به تفصيل بحث كرده و تاريخ احتمالى تدوين آن را بر اساس نامِ ممدوحِ جامع ـ كه نامش در اين نسخه تصحيف شده ـ ٦٢٢ تا ٦٤٩ ق حدس زده است.
استاد رياحى به پيشگامى نفيسى در بررسى نزهة المجالس اشاره كرده بودند. بارى غرض, بيان گستره اطّلاع نفيسى از اين اثر بود و افزودن نام چند اثر ديگر كه وى در آنها از اين سفينه گرانقدر بهره برده بود.

٢٩. نامه اى از جمال خليل شروانى

پس از يادداشت پيشين كه درباره نزهة المجالس, جمال خليل شَروانى در سده هفتم ق بود, اين يادداشت نيز اختصاص مى يابد به نكته اى نويافته درباره جامعِ سفينه رباعيِ مزبور. نكته تازه آن است كه در فهرستِ مرديت اونس بر نسخه هاى فارسى تازه خريدارى شده كتابخانه ملّى انگلستان (كتابخانه موزه بريتانياى سابق) كه پس از فهرستِ چارلز ريو, نخست به صورت اجمالى و بعدها به شكل تفصيلى تهيه و منتشر شد,٣ از نامه اى ياد شده بدين شرح: (نامه, نوشته مؤلف نزهت المجالس براى اتابك ابوبكر بن محمد قرن دهم)٤.
قرن دهم كه در اين فهرست ذكر شده به تاريخ كتابتِ دستنويس اشاره دارد. امّا اينكه (مؤلف نزهة المجالس) در عنوانِ دستنويس قرار دارد يا خودِ فهرست نگار با شناختى كه از جمال خليل شَروانى داشته آن را نوشته مؤلفِ نزهة المجالس دانسته, چيزى است كه از آن جز با ديدنِ تصوير نسخه نمى توان با قطعيت سخن گفت. همچنين نامه را گويا مؤلف خطاب به اتابك ابوبكر بن محمد ننوشته, بلكه براى او و از جانبِ او به ديگرى نوشته است, چنان كه رسم منشيان و دبيرانِ دربارها بوده است. شماره نسخه ٩٣١٧. or است. شايد كسى بدان دست يافت.

٣٠. سه دستنويس كه ديوان سنائى نيست

اين اواخر براى كارى به جستجوى نسخه هاى كليات اشعار سنائى غزنوى برآمدم. طى ّ اين جستجو دانستم كه ديوان اشعار او بسيار كم نسخه تر و كمياب تر از حديقه (مثنوى مشهور عرفانيِ شاعر) است. با آگاهى دادن از اين ماجرا كه در فهارس نسخه هاى خطّى بين ديوان هاى شعرى و مثنوى هاى مستقل بعضاً خلط شده و مثنوى هاى را ديوان ناميده اند, وارد بحث مى شوم.
در فهرست مدرسه فيضيه قم چاپ آقا استادى (ج ٢, ص ٥٨, قم, ١٣٩٦ ق) نسخه اى از ديوان سنائى معرفى شده به اين مشخصات:
(ديوان سنائى, از ابوالمجد مجدود بن آدم غزنوى (٤٦٤ ـ ٥٢٥), آغاز موجود: فى صفة الملك وعدله, انجام: اى سنائى چو يافتى امكان / بنماى اندر اين سخن برهان).
دوست عزيزم, آقاى سيد محمدرضا اشكورى با آگاهى از اينكه من به دنبال نسخه هاى ديوان بودم, تصوير آن را كه در مجمع ذخائر اسلامى در دست بررسى داشت نشانم داد كه معلوم شد نسخه ديوان نيست, بلكه دستنويسى ناقص از حديقة الحقيقة است. همچنين در فهرست هاى مركز احياء به دو نسخه برخوردم كه آنها نيز ديوان سنائى نيست. يكى از آنها در مجموعه محدث ارموى, منتقل شده به مركز احياء قرار دارد به شماره ٣٤٧٨ كه در فهرست مركز (ج ٨, ص ٤٦٤, ١٣٨٤ ش) (ديوان سنائى) معرّفى شده است, امّا آن هم در اصل نسخه اى ناقص از حديقه است متعلق به سده دهم و يازدهم ق. دستنويس ديگر به شماره ١٢٤٠ در همان جا نگهدارى مى شود و در فهرست مركز احياء (ج ٤, ص ٤٩) (ديوان سنائى) نام گرفته است, ولى اصلاً از سنائى نيست. اين دستنويس به خط شكسته نستعليق پخته اى كتابت شده و تمام صفحات آن به شنگرف و زر و مشكى, مجدول و محرّر است و كمند نيز دارد. جلد نسخه, مقوائى با روكشِ تيماج قهوه اى با آستر ابر و باد است. يك دور به دقّت, ٩٧ برگ نسخه بررسى شد و پس از اينكه دانستم هيچ يك از اشعار ديوان سنائى را ندارد و به اشتباه به وى منسوب شده, با توجّه به اينكه شاعر مدايحى براى برخى شاهان غزنوى داشت, به مقايسه آن با چند ديوان بازمانده از آن عصر برآمدم. نسخه اى بود از ديوان ابوالفرج رونى. نخستين شعر اين دستنويس قصيده اى به سرآغازِ (نظام عالم, خورشيد مُلك و ذات هنر… )٥ است و در كل ٥١ قصيده, يك قطعه و ٧ رباعى دارد. كاتب نسخه را براى شاهزاده اى قاجارى به سال ١٢٧٤ ق در كرمانشاهان كتابت كرده و در رقم پايانى اش مى نويسد:
(حسب الفرمان نواب مستطابِ فلك جنابِ اقدس ارفع, امير زاده اعظم و شاهزاده اكرم, سركارِ شوكت مدار, نواب عليقلى ميرزا, ادام اللّه اقباله و ضاعف اجلاله, به تاريخ شهر رمضان المبارك مطابق سنه ١٢٧٤ هجرى در دار الدوله كرمانشاهان سمت تحرير پذيرفت. سنه ١٢٧٤. م م م… ) (تصوير برگ پايانى آمده است).

٣١. قطعه شعرى در موسيقى به فارسى

چند سال قبل كه نسخه ٤٤١٦ كتابخانه آية اللّه العظمى مرعشى را به مناسبتى بررسى مى كردم, در بين اجزاى مجموعه كه به عربى و در سده هشتم ق كتابت شده است, به شعرى يازده بيتى برخوردم كه به نستعليق سده نهم ق نوشته شده بود. اين قطعه شعر در برگ ١٠٩ الف كتابت شده و ربطى به باقى بخش هاى دستنويس ندارد و از فوائد متفرّقه آن كه بعدها بر روى صفحه سفيدِ لابه لاى نسخه نوشته شده, محسوب مى شود. موضوع آن نيز مناسبتِ نغمات و گوشه هاى موسيقى ايرانى با زمان هاى مختلف شبانه روز است. من عجالتاً به دنبال مآخذ شعر نرفتم و از اينكه در منابع مكتوبِ موسيقى ايرانى موجود باشد يا نه فعلاً اطّلاعى ندارم.
علم موسيقى ار همى دانى
صبحدم پرده (رهاوى) ساز
باز مر پرده (حسينى) را
كن به وقت طلوعِ مِهر آغاز
چون دو نيزه شد آفتاب بلند
پرده نغزِ (راست) را بنواز
استوا, پرده (نهاوندى)
طلب از مطربان خوش آواز
چونك وقت نماز پيشين شد
راه (عشاق) جو به دولت و ناز
وانگه اندر ميانه دو نماز
دلكش آيد عظيم نوعِ (حجاز)
نبود لايق نمازِ دگر
جز طريق (عراق) اى طنّاز
شام را پرده (مخالف) خواه
با حريفى موافق دمساز
چون درآمد نماز خفتن زود
راه (باخرز) جو به دولت و ناز
نيم شبگاه وقت (زير افكن)
باده گير و درِ طرب كن باز
گرچه اين قول بوعلى سيناست
ليك شد نظم من بدان انباز

٣٢. (كعبه عرفان) اثرى ديگر از اوحدى بليانى

تذكره بسيار ارزشمند عرفات العاشقين اثر اوحد الدين بليانى در اوايل عصر صفوى در هندوستان تدوين شده كه هم از نظر احتوا بر احوال و اشعار سرايندگان متقدم, متأخر و همعصرِ پرشمار كم نظير است و هم از ديدگاه استفاده از منابع بسيارى كه يكجا در اختيار كمتر كسى در آن روزگاران مى توانسته قرار گيرد. اين تذكره پس از سال ها انتظار براى تصحيح, حالا دوباره بختش باز شده يا قرار است باز شود٦. به همين مناسبت, بيراه نيست از كتابى ياد شود كه خودِ اوحدى بليانى گويا آن را از روى عرفات العاشقينِ خود گزينش كرد و كعبه عرفان ناميده است. مرحوم گلچين معانى درباره اين گزينش مطالب ارزنده اى نگاشته است٧. وى از اين كتاب دو نسخه معرّفى كرده يكى در ليندزيانا مورخ ١٠٣٦ ق به شماره ٣١٤ و ديگرى در كتابخانه شخصيِ فخرالدين نصيرى, مجموعه دارِ فقيد پايتخت كه چند سال قبل مجموعه وى پراكنده شد٨. به نوشته گلچين معانى كه گويا نسخه نصيرى را بررسى كرده بود, آن نسخه را مؤلف, مقابله, حك و اصلاح كرده و در پايان به خط خود نوشته: (به نظر مقابله مؤلف اين نسخه شريفه حسب الاستدعاى ميرزايى ميرزا حيدر بيگا رسيد, به تاريخ ١٤ رجب سنه ١٠٣٦ و مؤلّفه اقل ذرات المعانى تقى الاوحدى البليانى)٩.
نكته اى كه بر اين نوشتار مى توان افزود, در دست بودن نمونه تصويرى از يك صفحه اين نسخه است كه خودِ نصيرى در كتاب گنجينه خطوط (ج ١, ص ٥٧٤ و ٥٧٥ و ج ٢, ص١١٥٢ ـ ١١٥٦) عرضه كرده است.
همچنين پژوهشگرانى كه با وى در آمد و شد بوده اند, از نسخه كعبه عرفان وى ياد و از آن استفاده كرده اند, مانند مرحوم ركن الدين همايونفرّخ كه در مقدمه ديوان عماد فقيه كرمانى (ص١٥ مقدمه, ابن سينا, ١٣٤٨) از آن مطلبى نقل كرده است.

٣٣. نسخه اى ديگر از خوراك هاى ايرانيِ نادر ميرزا قاجار

در ١٣٨٦ ش, دانشگاه تهران كتابى را منتشر كرد در آشپزى ايرانى به مشخصات زير:
ـ خوراك هاى ايرانى, نادر پورِ بديع الزمان قاجار ملقّب به صاحب اختيار, پژوهش احمد مجاهد, دانشگاه تهران, ١٣٨٦ ش.
اين كتاب را در نشريه گزارش ميراث (دوره دوم, سال ٢, ش ٢١ و ٢٢, ص ٤٤ ـ ٤٥) معرّفى كردند. در معرّفى نامه مزبور آمده است كه اين كتاب بر اساس تنها نسخه موجود اثر كه در كتابخانه مجلس به شماره ٨١٤٥ نگهدارى مى شود و احتمالاً به خط مؤلف باشد, تصحيح شده است. اين مطلب را معرفى كننده كتاب از مقدمه دكتر مجاهد برداشت كرده كه كاملاً درست است. در شماره بعدى گزارش ميراث (٢٥ و ٢٦) نامه اى از دكتر جلالى پندرى منتشر شد كه ايشان به اطّلاعات احمد گلچين معانى در تاريخ تذكره هاى فارسى راجع به خوراك هاى ايرانى توجّه داد و از نسخه يا نسخه هاى ديگر اثر كه در تصحيح آقاى مجاهد استفاده نشده, ياد كرد. نخست نوشته گلچين معانى و سپس توضيحاتى كه درباره آن دارم خواهد آمد. گلچين معانى مى نويسد:
(وى [ نادر ميرزا ] دو اثر ديگر دارد, يكى خوراك هاى ايرانى است كه به فارسى سره نوشته و ديگرى نوادر الامثال است, در ذكر امثال سائره عرب و نسخه اى ازين دو كتاب در يك مجلّد به شماره ٢٤١٠ و همچنين نسخه اى ديگر از خوراك هاى ايرانى به خطّ مؤلف در كتابخانه مجلس موجودست و در كتابخانه هاى ديگر تهران نيز نسخه هايى از هر دو كتاب ديده ام)١٠.
از آنجا كه نسخه ٨١٤٥ مجلس را براى فهرست كردنِ آن بررسى كردم و چند نكته ظريف در مورد آن براى روشن شدنِ امر دارم اين يادداشت را نگاشتم. يكى اينكه نسخه ٢٤١٠ را كه گلچين معانى نخستين بار در نشريه نسخه هاى خطى (ج ٥, ص ١٧٣) معرّفى كرد, همان نسخه ٨١٤٥ است كه به دليل تغيير چينش كتاب هاى خطّى مجلس در قفسه ها, نخست شماره ٢٤١٠ خورده بود, ولى بعداً آن را خط زده و بدان شماره جديد ٨١٤٥ داده اند (شماره نخست را كه خط خورده خود از نزديك در شناسنامه نسخه ٨١٤٥ رؤيت كردم). امّا اينكه گلچين معانى از نسخه هاى ديگرى كه در كتابخانه هاى تهران (شايد مجموعه هاى خصوصى) ديده ياد مى كند, چيزى است كه بيش از اين اطّلاعى نمى توان بر آن افزود.
ماجراى نسخه خطّ مؤلفِ مجلس ولى جريانى پيچيده تر دارد. نسخه مزبور را حضرت استاد حائرى در فهرست مجلس معرّفى كرده اند (ج ١٩, ص ٢٧٩ ـ ٢٨١) و اكنون به شماره ٦٣٠١ در كتابخانه ثبت است. مجاهد در مقدمه خود بر خوراك هاى ايرانى به فهرست استاد حائرى ارجاع داده است, ولى عجيب است كه از نسخه ٦٣٠١ غافل شده و به نسخه ٨١٤٥ ـ كه تا زمانِ تصحيحِ ايشان هنوز فهرستِ مفصّلى نداشته و هنوز هم ندارد ـ پرداخته و عكس آن را به دست آورده است. به نظر مى رسد مشكل اصلى در بروز اين مسئله شماره خوردن هاى مكرّر كتاب هاى گنجينه خطّى مجلس شوراى اسلامى است كه براى محققين چنين مشكلاتى را به وجود مى آورد.
براى اطمينان كامل نسخه ٦٣٠١ را هم درخواست دادم و آن را در كنار نسخه ٨١٤٥ قرار دادم تا مطمئن شوم دو نسخه از اين اثر در كتابخانه مجلس موجود است. نسخه ٨١٤٥ از پايان كامل تر است و اندكى بيشتر از نسخه ٦٣٠١ دارد, ولى دستنويس ٦٣٠١ در حاشيه بعضاً مطالبى دارد كه در نسخه ٨١٤٥ ديده نمى شود, از جمله اينكه در حاشيه بخشِ مربوط به (آبگوشت ها) دستور پختِ (آبگوشت هندى) افزوده شده كه در نسخه ٨١٤٥ و چاپ مجاهد وجود ندارد (تصوير مربوط به صفحه مورد بحث را خواهيد ديد). همين افزودگى ها باعث شده تا استاد حائرى آن را به خطّ مؤلف بدانند كه تا يافته شدن مدركِ ناقضى اين درست ترين نظر است.
درباره اثر ديگرِ نادر ميرزا كه در نسخه ٨١٤٥ قرار دارد و گلچين معانى به وى عنوان (نوادر الامثال) اطلاق كرده توضيحى دارم. همچنين نكته هاى ديگرى هست كه براى عرضه آنها لازم مى دانم فيش مربوط به معرّفى نسخه ٨١٤٥ را پيش از انتشار كاملِ فهرست مجلس ـ كه با چند نفر از فهرست نگاران كشور مشغول سياهه بردارى از آن هستم ـ نقل كنم:
٨١٤٥

مجموعه

١. نوادر = نوادر نادرى = نوادر الامثال (١ پ ـ ١١١ پ) (محاضرات ـ عربى)
از: ابومحمد نادر بن بديع الزمان قاجار (١٣٠٣ / ١٣٠٥ ق)
تهيه كننده شناسنامه نسخه حاضر (احتمالاً مرحوم گلچين معانى كه در آستر لتِ رويينِ جلد چسبيده) و به تبع آن احمد مجاهد در مقدمه كتاب (خوراك هاى ايرانى) ـ كه وصف آن پس از اين خواهد آمد ـ كتاب حاضر را (نوادر الامثال) ناميده اند, ولى نوادرِ امثال فقط بخشى از اين كتاب است كه نادر ميرزا آن را در موضوع نوادرى چند در موضوعاتِ مختلف نگاشته است. مرحوم بامداد در رجال خود كتاب حاضر را (نوادر نادرى در امثال عرب) ناميده كه تا حدودى دقيق تر است, ولى قيد (در امثال عرب) باز حاكى از اين است كه او شخصاً كتاب را بررسى نكرده است. به جز اين بايد از فهرست مختصرى ياد كرد كه گلچين معانى براى چند نسخه از مجلس تهيه كرد و در آنجا نيز اين كتاب را (نوادر الامثال) آن هم به فارسى ناميد١١.
اين اطلاع اشتباه از آنجا به الذريعة و فهرست نسخه هاى خطى فارسى راه يافت و هر دو منبع كتاب را اثرى به فارسى دانستند. امّا وصف اين اثر كه نسخه منحصر به فرد آن همين است كه اكنون معرفى مى شود:
كتابى به عربى است با دسته بندى بدونِ شماره فصل و غيره كه هر بخش آن عنوان (نوادر) دارد و در اين موضوعات تنظيم شده است:
ـ نوادر فى الامثال النادرة الصحيفه و الاشعار الرايغة المبنية المتعلقّة بالامثال (٢ ر ـ ٢٣ ر)
ـ نوادر فصول قصار من بلاغات القوم و ما يشاكلها (٢٤ ر ـ ٤٠ ر)
ـ الخمريّات من النوادر (٤٠ پ ـ ٥٣ پ)
ـ باب من النوادر فيما جاء من الشرب من الحكايات و المضحكات و الاشعار و المنادمات الحسنة يحتاج الاديب اليه (٥٣ پ ـ ٥٥ پ)
ـ باب من النوادر فى علم الغريب… فيه اسراراً لا توجد الاّ فى كتب شتّى فقد لخصت من كل كتاب سطرة ومن كل بحر قطرة (٥٦ ر ـ ٥٩ پ)
ـ باب من النوادر يذكر فيه بعض ايّام المشهورة فى العرب مع ذكر كل يوم شعراً (هذا هو الذى ذكره الينا نورى فى كتاب المسمّى بمجمع الامثال و يذكر عقيب كل شعر غريبه المحتاج اليه… ) (٥٩ پ ـ ٦٩ ر)
ـ باب من النوادر فى الحكايات المستمحلة من اى فرقة كانت و قد اودعت فيه من العربية والاعراب ما يصلح للموضع… (٧٠ ر ـ ٨٩ پ)
ـ امّا القصيدة فنوردها لحسنها وندرتها (٨٩ پ ـ ١١١ پ)
نادر ميرزا براى اين كتاب كه بايد آن را (نوادر نادرى) ناميد, ديباچه اى نگاشته و در آن از كتاب به عنوان (نوادر) ياد كرده (وقد اوتيتُ فى نوادرى هذا). وى در اين مقدمه گويد كه كتاب را در ابوابى مرتب كرده و در هر يك نوادرى قرار داده است. نادر ميرزا نوادرش را به محمد رحيم ميرزا قاجار١٢ ـ كه از وى به القاب (فخر ارومة القاجار), (ابوالفوارس), (سداد ثغر الاسلام) و (صاحب السيف و القلم) ستايش نموده ـ تقديم كرده است. وى همچنين به اينكه اين اثر را در عصر ناصر الدين شاه مى نگارد در همين ديباچه اشاره كرده و شاه قاجار را با اوصافى خاص ستوده است. نسخه حاضر گويا از روى نسخه اصل كتابت شده باشد كه توضيح آن در بخش نسخه شناسى خواهد آمد.
آغاز: (بسمله ـ قال الامير ابوالفضائل طراز الادب, الجامع بين منقبتى الحسب و النسب, نادر ابن بديع الزمان القاجار: هذا ما صنعته فى الادب و نقلته كمن استبضع التمر الى هَجَر, تحفة الى حضرة فخر ارومة القاجار… محمد رحيم ميرزا ادام اللّه ايّامه… و قد اتيتُ فى نوادرى هذا ما لم يأت بمثله الاّ العالمون… ).
انجام: (… كما سيف عمرو لم تخنه مضاربه يرثى اخاه مالك ابن جرير و كان من اصحاب اميرالمؤمنين قتل بصفّين قبله
وهوّن وجدى عن خليلى انّنى
اذا شئت لات امرأ مات صاحبه)

[ الذريعة, ج ٩, ق ٤, ص ١١٤٨ و ج ٢٤, ص ٣٤٥ و ٣٥٠; فهرست نسخه هاى خطى فارسى, ج ٥, ص ٣٦٤٦; مؤلفين مشار, ج ٦, ص ٤٩١; نشريه نسخه هاى خطى, ج ٥, ص ١٧٣; رجال بامداد, ج ٤, ص ٢٤٥ ـ ٢٤٦ و ج ٥, ص ٣٠٩ ـ ٣١١. درباره آثار ديگر نادر ميرزا رك: الذريعة, ج ٣, ص ٢٤٥ و ج ٥, ص ١١٦ و ج ١٨, ص ٣١٠ و ٣٢٨ و ج ٢٦, ص ١٤٣; مجله يادگار, س ٢, ش ٥, ص ١٥ ـ ٢٦ و ش ٦, ص ٣٧; فهرست مختصر مجلس, ص ٨٧٠ ]
٢ ـ [ آشپزى ] = [ خوراك هاى ايرانى ] (١١٨ پ ـ ١٩٨ ر) (آشپزى ـ فارسى)
از: ابومحمد نادر بن بديع الزمان قاجار (١٣٠٣ / ١٣٠٥ ق)
كتابى است از همان نادر ميرزا قاجار در دستور پخت غذاهاى ايرانى كه در نگارش آن خود را ملزم كرده تا از واژگان تازى جز در محل ّ ضرورت (مثلاً نام غذاها يا نقل اقوال و احاديث عربى) استفاده نكند. ولى نثر كتاب با وجود سره نويسى متكلّف نيست و تقليدى نسبتاً موفق از نثر بيهقى و صاحب قابوسنامه است.
از كسانى كه اين كتاب را ديده اند يكى اعتماد السلطنه است در المآثر و الآثار كه آن را شاهد فضل و كمال نادر ميرزا دانسته و نوشته است: (… كتابى است كه در انواع اطعمه و الوان اغذيه ايرانى و كيفيت طبخ و تركيب و ترتيب هر يك از آش ها و خورش ها و هر گونه پختنى هاى مردم اين مملكت از اهالى حضاره و ايلات رحّاله فراهم نموده و به فارسى خالص برنگاشته و زمينه مطلب را از روى فرزانگى روماني١٣ قرار داده… ). همچنين بامداد در رجال خود اين اثر را (كتابى به فارسى سره در آشپزى و انواع و اقسام غذاها) معرفى كرده است. نادر ميرزا در نثر جزو نويسندگانى است كه بر خلاف جريان نثر نويسيِ عربى گراى دوره قاجار حركت كرده و به تقليد از تاريخ بيهقى (تاريخ و جغرافياى تبريز خود را به سبك بيهقى نگاشته) و قابوسنامه آثارش را نگاشته است.
كتاب آشپزى نادر ميرزا نامى ندارد و عنوان (خوراك هاى ايرانى) را استاد عبدالحسين حائرى به شايستگى براى كتاب ساخته است. از اين اثر آقا بزرگ در الذريعة با عنوان (رومان فارسى) و ايرج افشار در مقدمه آشپزى صفوى به عنوان (كارنامه) (بر اساس جمله مؤلف كه گفته (نيك آمد كه كارنامه تازه نويسم بدان گونه كه كس ننوشته باشد)) ياد كرده است. خوراك هاى ايرانى بعدها به سال ١٣٨٦ ش به دست احمد مجاهد تصحيح شد به اين مشخصات:
ـ خوراك هاى ايرانى, نگارش نادر پورِ بديع الزمان قاجار ملقّب به صاحب اختيار, پژوهش احمد مجاهد, دانشگاه تهران, ١٣٨٦.
امّا متأسفانه مصحّح از يك نسخه كتاب كه همين نسخه مورد بحث اين فهرست باشد استفاده كرده و از نسخه شماره ٦٣٠١ كه در فهرست مجلس (ج ١٩, ص ٢٧٩ ـ ٢٨١) معرفى شده, با اينكه بدان ارجاع هم داده سود نبرده است. ايشان در مقدمه خود در بخشى با عنوان (محل نسخه) با اينكه به استفاده از نسخه ٨١٤٥ تصريح كرده و عكس آن را در پايان مقدمه شان آورده اند, باز به فهرست ج ١٩ ـ كه در آنجا نسخه دوم اثر معرفى شده ـ ارجاع داده اند. گلچين معانى در تاريخ تذكره هاى فارسى از نسخه هايى در كتابخانه هاى ديگر تهران نيز ياد كرده كه معلوم نشد منظور كجاست.
آغاز: (بسمله ـ ستودن مر آن را سزد كه نتوانيم گفت آن كيست و كجاست و چه باشد او را خانه نيست كه بدان جا روى آريم و نتوانيم شناخت كه چه بود تا بدانش خوانيم… ).
انجام: (… و او را به نزد ايزدِ بى همتا دستگاهى و جاهى است كه هرچه خواهد دهد. چون اين گفتار بشنودم نخست خداى را نماز كردم و سپاس گفتم و به تيره خاك غلطيدم و كدبانو را بستودم به پاك دامنى و پاكيزه رويى و او را زندگانيِ بس وراء [ مشكوك (؟) ] خواستم از خداوند فريشته گرِ فريشته ور و روى به ماه كه [ كذا ] كردم و زمين بوسيدم و سپس روى به خاور زمين كه تختگاه شاهنشاه است آوردم و سه بار زمين بوسيدم كه فرمان ايزد چنين است و خامه از دست بيفكندم و لب فرو بستم چه از خوردنى به اتمام رسيد).
[الذريعة, ج ١١, ص ٣٠٦; المآثر و الآثار, ص ١٩٧, چاپ سنگى (به نقل از مقدمه دكتر مجاهد); رجال بامداد, ج ٤, ص ٢٤٥ ـ ٢٤٦; نشريه نسخه هاى خطى, ج ٥, ص ١٧٣; تاريخ تذكره هاى فارسى, ج ٢, ص ٥٥٧; فهرست مجلس, ج ١٩, ص ٢٧٩ ـ ٢٨١; فهرست مختصر مجلس ٥٤١]
* نسخ (با عناصرى از ثلث). سده سيزدهم و چهاردهم ق. عناوين به قلم درشت تر و شنگرف. خطوط به شنگرف. كتابت شده با مسطر. اوراق داراى ركابه. در حواشى بخشِ اول يادداشت هايى هست با عنوان (لمؤلفه), ولى از آنجا كه موارد متعددى نيز وجود دارد با امضاى (من الاصل), (منه) و (الاصل) گويا نسخه به خط مؤلف نيست (چنان كه دكتر مجاهد بدان معتقد است), بلكه از روى نسخه اصل كتابت شده است. خط بخش دوم اندكى تندنويس تر از بخش اول است و در حواشى با علامت (صح) تصحيح شده است. در حاشيه برگ ١٤٤ ر يادداشت بسيار مهمّى هست كه آن را فرزند مؤلف بدين شرح نگاشته: (شب بيست يكم شهر صفر المظفر مطابق ١٣١٠ هجرى از دهشت مرض وبا از شهر تبريز گريخته در قريه… [مانند (ترنج) ولى بدون نقطه ] آباد كه ملك پسر عم ّ اكرم نواب عليقلى ميرزاست در چادر با اهل عيال نشسته به خواندن اين كتاب مشغول بودم. خداوندِ عالم بر باب بزرگوارم رحمت كند كه هرچه پختنى مى خواهم از اين روى ياد گرفته مى پزم). كاغذهاى نسخه داراى ماركِ Leschallas است. شش برگ بين دو بخشِ نسخه سفيد است. روى برگ نخستِ بخش دوم قسمتى هست با عنوان (نسب المؤلف) كه مجاهد در آغاز خوراك هاى ايرانى آن را نقل و ترجمه كرده است. فهرست بخش هاى كتابِ دوم نيز روى همين برگ نوشته شده است.
١٩٨ گ, ١٩ س, ٥/٣٢ ھ ٣/٢٠. جلد مقوايى با روكش تيماج قهوه اى داراى جدولى ساده در اطراف [ ثبت: ١٦٥١٧ ]

١. سيد عبداللّه انوار, فهرست نسخه هاى عكسى كتابخانه ملى, نشريه نسخه هاى خطى, زير نظر محمد تقى دانش پژوه و ايرج افشار, ج ٢, ص ٢٧٤ و ٢٨١, (دانشگاه تهران, ١٣٤١).
٢. جمال خليل شروانى, نزهة المجالس, تصحيح و تحقيق دكتر محمد امين رياحى, ص ١٣ ـ ١٤ (چاپ دوم با تجديد نظر نهايى, علمى, تهران, ١٣٧٥). استاد رياحى در بخشى از مقدمه خود با عنوان (كشف نسخه خطى كتاب) (ص ٦٠ ـ ٦١) با ذكر دقيق نام اساتيد پيشگفته و آثارى كه در آنها از نزهة المجالس بهره برده اند, هم از تاريخ نظم و نثر نفيسى ياد كرد, هم از تعليقاتِ وى بر لباب الالباب (چاپ كتابفروشى بارانى ـ علمى, ١٣٣٥ ش) و هم از مقاله وى در ارمغان علميِ محمد شفيع (كه پس از اين از آن ياد خواهم كرد).
٣. من از فهرست اجمالى وى كه استاد افشار آن را در دهه چهل خورشيدى ترجمه و منتشر كرد استفاده كرده ام به مشخصات زير: مرديت اونس, نسخ خطى فارسى در موزه بريتانيا, نقل به فارسى ايرج افشار, نشريه نسخه هاى خطى, ج٤, ص ٦٤٩ ـ ٦٩٤ (دانشگاه تهران, ١٣٤٤ ش).
٤. همان, ص ٦٧٢.
٥. ديوان ابوالفرج رونى, به اهتمام محمود مهدوى دامغانى, ص ٨٠ (كتابفروشى باستان, ١٣٤٧).
٦. يكى از فعّاليت هاى ناتمامى كه براى تصحيح عرفات العاشقين سال ها پيش صورت گرفت, تلاش احمد سهيلى خوانسارى بود كه كم و بيش از آن اطّلاعى در دست است. امّا كسى سخن از تصحيح كتاب به دست استاد مظاهر مصفّا نگفته است. منبع اين اطّلاع يكى از شاگردان حضرت استادى است كه شفاهاً از خود ايشان نقل كردند. از قرار معلوم استاد مصفّا, گويا اواخر دهه سى و اوايل دهه چهل و پس از تصحيح و انتشار مجمع الفصحاى هدايت (چاپ شش مجلّدى در انتشاراتِ اميركبيرِ روزگار آقاى جعفرى مذهب) به بررسى و استنساخ عرفات العاشقين از روى نسخه كتابخانه ملك (كه زمانى در تملك هدايت بوده و وى بدون ذكر مأخذ از آن در مجمع الفصحا فراوان نقل كرده) مى پردازد. جريان كار هم بدين شكل بوده كه ايشان مستقيماً به كتابخانه ملك ـ كه در آن سال ها هنوز مالكِ فرهنگ دوستِ آن زنده بود و هنوز كتابخانه به شكل وقفى در نيامده بود ـ مراجعه مى كرده و از روى اصل دستنويس استنساخ مى كرده اند. امّا روزى احمد سهيلى, رئيس و مسئول خريد كتابخانه با ديدن دكتر مصفّا كه مشغول استنساخ است, از وى مى خواهد تا كار را متوقف كند, زيرا وى آن را تصحيح كرده يا بناى تصحيح دارد. اين حرف مانند بسيارى آرزوها كه خاك شده است, پروژه تصحيح عرفات را به دست يكى از شناساترين اساتيد ادبيات فارسى كه گوشه گوشه فرهنگ و تاريخ ادبيات ايران را مى شناسد ناتمام گذارد; دير زياد آن بزرگوار خداوند.
حال پس از سال ها دو پروژه بر روى عرفات العاشقين در حال انجام است. يكى از آنها كار آقاى ناجى نصرآبادى, نسخه شناس و مصحّحِ متون و تذكره هايى چون مجمل فصيحى, تذكره نصرآبادى و رياض الشعراء واله داغستانى است كه بى وقفه در حال انجام است. ديگرى هم به اتمام رساندن كارِ ناتمام اساتيد مشهد در ساليانِ دور است كه ميراث مكتوب با تهيه نسخه بانكيپور هند و مقابله آن با نسخه اساس ايشان (نسخه ملك) قصد در تكميل آن را دارد, مقابله اى گروهى كه سرويراستارى بر آن نظارت مى كند. هر دو كار مبارك است, به شرط آنكه از دقّت و حوصله در تعيين ضبطِ صحيح و علميِ واژه به واژه عرفات برخوردار باشد. اميدوارم هر دو پروژه به منابع فرعى و كمكى مانند جنگ ٥٣ د دانشكده ادبيات تهران (كه ارتباطى تنگاتنگ با عرفات دارد), نسخه ٣٨٨٧ ملك كه به اشتباه كعبه عرفان نام گرفته يا جُنگ ها و سفينه هاى شعرى ديگر نيز عنايت داشته باشند.
٧. احمد گلچين معانى, تاريخ تذكره هاى فارسى, ج ٢, ص ٣٣ ـ ٣٦ (چاپ دوم, سنائى, تهران, ١٣٦٣).
٨. از آثار عربى و بعضاً فارسى وى تعدادى نصيب كتابخانه آية اللّه العظمى مرعشى شد, برخى به كتابخانه مجلس رسيد و بسيارى نيز از كشور خارج شد. اين موارد جدا از نسخه هايى است كه در عصر حيات وى به دانشگاه تهران, مجلس و مرعشى فروخته شد.
٩. همان, ص ٣٤.
١٠. احمد گلچين معانى, تاريخ تذكره هاى فارسى, ج ٢, ص ٥٥٧.
١١. شماره قديم نسخه ٢٤١٠ بوده كه اكنون به ٨١٤٥ تغيير يافته است. رمز (ف) نيز يعنى فارسى كه در فهرست مزبور براى كتابى عربى استفاده شده است (نشريه نسخه هاى خطى, ج ٥, ص ١٧٣). گلچين معانى از نسخه يا نسخه هاى ديگر هم كه از اين كتاب و كتابِ خوراك هاى ايرانى در كتابخانه هاى ديگر تهران (شايد مجموعه هاى خصوصى) وجود دارد, ياد كرده است.
١٢. وى صاحب منظومه اى فارسى در مرثيه سيدالشهداست موسوم به (ضياء العين فى مراثى الحسين). درباره وى و اين اثر رك: فهرست نسخه هاى خطى فارسى, ج ٤, ص ٢٩٩٢; الذريعه, ج ٩, ص ٩٩٧ و ج ١٥, ص ١٢٥ و ١٩, ص ٢٣٧; رجال بامداد, ج ٣, ص ٣٩٧; نشريه نسخه هاى خطى, ج ٧, ص ١٩٢; فهرست ملى, ج ٦, ص ٥٣٩; فهرست مجلس سنا, ج ٢, ص ٤٩; فهرست مرعشى, ج ١١, ص ١٩٤ ـ ١٩٦; فهرست گلپايگانى, ج ٣, ص ٨٨.
١٣. در واقع كتاب با نقل قول هاى (بانو) (همسر مؤلف) ـ كه اطلاعات اصلى از آنِ اوست ـ و خود مؤلف شكل گرفته; از اين رو اعتماد السلطنه و نويسندگانِ المآثر و الآثار آن را (رومان) دانسته اند, حال آنكه طبق تعريف علمى رمان نيست.