آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - نامه ها
نامه ها
پيرامون تحريفى در اسناد مشروطيت ايران
دوست عزيز من جناب شكورى در صفحه ٢٨ شماره ده عنوان تحريفى در اسناد مشروطيت ايران با استناد بتلگراف مرحوم آخوند ملاكاظم خراسانى از آرشيو شخصى اين جانب و تلگرافات موجود در كتاب هاى تاريخ مشروطيت ايران درباره مرحوم آخوند ملاقربانعلى حجة الاسلام زنجانى مقاله مبسوطى مرقوم داشته اند. كه تمام كاسه و كوزه اين تحريف را بسر سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه بخصوص مرحوم محمدعلى فروغى (ذكاءالملك) و يا احمد كسروى شكسته اند و از مقاله مبسوط ايشان با مختصر چشم پوشى از مقدمه آن چنين استنباط ميشود كه اين تلگراف بدست فروغى و يا كسروى و احياناً در طهران بدست سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه كه متأسفانه هيچگونه رد پائى در مقاله از آنها داده نشده است انجام گرفته است;
حال آنكه اشخاصى چون يپرم خان ارمنى; حيدرخان عمواوغلى; سيدحسن تقى زاده و حتى ذكاءالملك فروعى خيلى كوچكتر از آن بودند كه بتوانند در طهران; تلگراف واصله از طرف مرحوم خراسانى را كه از نجف مخابره شده بود: دخل و تصرفى نمايند تا چه رسد بآن كه تغيير داده و تحريف نمايند. كسروى كه راوى تلگراف از صورت مذاكرات مجلس و اسناد موجود مشروطيت در آرشيو مجلس و دولت بوده اساساً نقشى در تحريف تلگراف نداشته و مسئوليت او در اين مورد در حدّ تطابق دو متن و اختلاف موجود در آن ها مى باشد;
پس رد پاى تفرقه افكنان و توطئه چينان و ايادى مرموز را در تاريخ مشروطيت ايران بايد در همان نجف اشرف در ميان علماء و بزرگان وقت جستجو نمود; نه در ميان سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه كه قطعاً اينان ايادى آنان در ايران بوده اند و يا مأموران كشورهاى خارجى براى پيشبرد مقاصد آنان.
در همان تاريخ در نجف اشرف جمعيتى با عنوان (هيئت مخفيّه نجف اشرف) با زعامت يكى از علماى مشروطه خواه تندرو فعاليت مينمود و بقول امروزى ها, شب نامه ها منتشر و نامه پراكنى ها مى كرد و مخالفين مشروطه: اعم از مشروعه خواهان و مستبدين و گاهگاهى بيطرف ها را بهر نحوى كه امكان داشت سركوب مينمود و از بين ميبرد; و حتى مسموع شده است كه اين هيئت امضاء و مهر مرحوم خراسانى را نيز جعل نموده و از آن استفاده مينمود; تلگرافات در آن تاريخ از مسير نجف, كرند; قصر; به طهران مخابره ميشده است; هيئت با ايادى خود در نجف, كرند, قصر در هر يك از اين سه مبدأ و مسير تا مقصد كه امكان داشت تلگرافات مخابره شده از مراجع را كه مخالف خواسته هايشان بود تغيير داده و بصورت دلخواه درآورده و مخابره مينمودند بديهى است كه پس از مخابره و افشاء آن تا موضوع با وسايل و امكانات موجوده آن زمان باطلاع مرجع صادر كننده برسد ماهها گذشته و آب ها از آسياب افتاده موضوع منتفى شده و تحريف كنندگان نيز بمقصود خود نايل شده بودند; تلگراف موصوف نيز از جمله همان تلگرافاتى است كه در نجف يا قصر و كرند تغيير داده و مخابره كرده اند;
اى كاش نويسنده نورى در تاريكى; يا يكى از كفائى ها, كمر همّت بر ميان مى بست و بعد از گذشت قريب نودسال, اسناد و مدارك مشروطه, پيش نويس نامه ها و تلگرافات و مكاتبات صادره و گزارشات ايالات و ولايات كشور را كه در آن روزگاران بوسيله اشخاص از اطراف و اكناف كشور و مقامات رسمى مملكت بحضور خراسانى داده شده و يادداشت هائيكه مرحوم خراسانى بخط خود و يا نزديكانش در كنار آنها مرقوم داشته اند و دستورهائيكه صادر كرده اند و تمام آن ها در تصرف مرحوم آقاى ميرزا مهدى آقازاده (پسر بزرگ آخوند خراسانى) بوده جمع آورى و تدوين و منتشر مى نمودند. تا خائنان و خادمان مشروطيت ايران شناخته شوند و سيه روى شود هر كه در اوغش باشد; در آن روز شايد بسيارى از چهره هاى وجيه المله لكه دار گردد. و بسيارى از مظلومان از سر دار بزير كشيده و تجليل و تكريم گردند;
باميد آن روز و با آرزوى موفقيت همه دست اندركاران مجله يوسف محسن اردبيلى
زنجان, اول فروردين ماه سال١٣٧١ نقدى بر چاپ و انتشار كتاب
(شرح مقدمه تقويم الايمان)
اخيراً كتابى از مؤسّسه محترم (مهديه ميرداماد اصفهان) به نام فوق انتشار يافته است, كه در شناسنامه كتاب چنين آمده است. الاعداد: الشيخ غلامعلى النجفى و حامد ناجى, به انضمام مقدّمه فارسى از سيدمحمود ميردامادى (ناشر).
با يك نگاه ابتدايى به اين رساله مشاهده مى شود كه كتاب فاقد مقدمه تحقيقى پيرامون نسخه شناسى و اساس تحقيق است, به علاوه اين كه كتاب فاقد هرگونه فهرست تحقيقى مى باشد.
اسامى تحقيق اين كتاب كه بدست نگارنده و دوست فاضل آقاى نجفى صورت گرفته در دو مرحلة كلّى انجام شده است.
١ ـ تحقيق پاره اى از مصادر, و مقابله بانسخه رضوى, توسّط آقاى نجفى.
٢ ـ تصحيح و مقابله دو نسخه دانشگاه و مشكوة, به انضمام مقابله با مصادر و مراجعه مجدّد در مرحله اول و استخراج لغات مشكله.
در مقدمه اى كه نگارنده بر اين رساله نوشته بود تمام مراحل تحقيقى آن توضيح داده شده بود, به انضمام اين كه گفتارى انتقادى پيرامون بحث نقليِ صرف در امامت و عدم استفاده از مباحث عقلى بر آن افزون شده بود.
در پى اختلاف نگارنده با ناشر در مورد مقدّمه اى حدود ٤٠ صفحه, و تعلُّل ناشر به عذر حجيم شدن كتاب با افزودن مقدمه مذكور, ناشر با استفاده از بى خبرى اين جانب در مورد چاپ كتاب بدون اجازه از نگارنده, به چاپ كتاب اقدام نموده, و خود نيز مقدّمه اى بيش از هشتاد صفحه كتاب را بصورت مغلوط به چاپ رسانيد, حتى از باب ارائه نمونه كار, يك مجلّد هم به اين جانب واصل نگرديد تا آنكه خود نگارنده براى تهيّه نسخه اى از آن مجبور به ابتياع آن گرديد.
هذا الذى ترك الاوهام فيه حائرة
و صيّر العالم النحرير زنديقاً
و در همين جا فرصت را مُغتنم شمرده, پيشنهادى جهت صدور مجوّز ارشاد اسلامى براى كتب ارائه مى نمايم, مبنى بر اين كه قبل از صدور مجوّز انتشار, قرارداد ناشر و محقّق را مورد بررسى قرار دهد, چه در كتاب مذكور نيز هيچ قراردادى موجود نيست و جز رفاقت و دوستى عاملى براى ارائه دستنويس آن به ناشر نبوده است.حامد ناجى اصفهانى
٨/١١/١٣٧٠بسم الله الرحمن الرحيم
مقاله خوب و خواندنى آقاى رضا مختارى را در شماره ٨ مجله وزين آينه پژوهش با عنوان (يك دسته گل دماغ پرور) مطالعه كردم و سود بردم. در تكمله مقاله ايشان مطالبى را مى آورم:
در سال ١٣٥١ شمسى فهرستى الفبايى از كتابهاى خطى آستان قدس رضوى تأليف آقاى تقى بينش منتشر شده است(١) كه شامل معرفى اجمالى حدود ٨٥٠٠ نسخه خطى است. اين كتاب جلد دوم از (مجموعه فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى شهرستانهاى ايران) (زير نظر محمدتقى دانش پژوه) است. متأسفانه و متعجّبانه دست اندركاران فهرست الفبايى جديد نيز هيچ اسمى از اين فهرست و نويسنده آن نبرده اند كه اگر عمدى در كار بوده, واقعاً بى انصافى است.
نكته ديگر درباره قديم ترين فهرست كتابخانه آستان قدس است. در اين باره مطالبى آقاى بينش در متن و دانش پژوه در حاشيه آن, در همين كتاب (ص٥٦٣ ـ ٥٦٤) آورده اند كه به اختصار نقل مى كنم: (تا آنجا كه نگارنده اطلاع دارد فهرستى كه مرحوم اعتمادالسلطنه در آخر جلد دوم مطلع الشمس (از ص ٤٦٩ ـ ١٥٠٠) به چاپ رسانده قديم ترين فهرستى است كه از نسخه هاى كتابخانه نشر شده است. ديگر رساله يا مقاله اى از آقاى ايوانف W. ivanow تحت عنوان:
A Notice on the library attached to the shrine of Imam Riza at Meashed.
كه در شماره اكتبر ١٩٢٠ مجله آسيايى سلطنتى چاپ و جداگانه صحافى و نشر شده است. آقاى ايوانف در صفحه ٥٣٦ از اين رساله يا مقاله مى نويسد: در تابستان ١٩١٩ موفق شدم مدتى در مشهد بمانم و كتابخانه آستانه را از نزديك ببينم. سپس شرحى درباره سوابق تاريخى كتابخانه آستانه مى نويسد و با استفاده از فهرستى كه در كتابخانه در دسترس او قرار داده بوده اند بعضى از نسخ نفيس آستانه را به طور اختصار معرفى مى كند.)
آقاى دانش پژوه نيز در حاشيه همين مطلب چنين نوشته است:
(در دانشگاه فهرستى از اين كتابخانه به شماره ٣٧٣٣ و در دانشكده حقوق فهرستى ديگر مورخ ١٣٠٠ (شماره ٣١٦ج) هست و ايندو گويا كهن تر از فهرست مطلع الشمس (چاپ ١٣٠٢) مى باشند. در فردوس التواريخ ساخته ١٣٠٢ … هم فهرست كتابهاى آستان قدس آمده و اين فهرست گويا در سال ١٢٩٧ برداشته شده. پس اين يكى بايد كهن ترين باشد.)
والسلام عليكم
محسن حسين زاده
پى نوشت:
١ ـ مشخصات كتاب اين است: فهرست نسخه هاى خطى دو كتابخانه مشهد (مدرسه نواب, آستان قدس), كاظم مدير شانه چى, عبدالله نورانى, تقى بينش, تهران, فرهنگ ايران زمين (زير نظر ايرج افشار), ١٣٥١. قابل ذكر است كه قسمت فهرست آستان قدسِ اين كتاب را آقاى تقى بينش تدوين كرده است.