آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - روافضى چون اشعرى، ابن حزم و اسفراينى نقدى بر ترجمه كتاب مدرسه قم و بغداد - جلالى سيد لطف اللّه
روافضى چون اشعرى، ابن حزم و اسفراينى نقدى بر ترجمه كتاب مدرسه قم و بغداد
جلالى سيد لطف اللّه
مدرسه قم و بغداد, آندره نيومن, ترجمه سيدصادق حسينى اشكورى با همكارى سيدمحمدرضا حسينى اشكورى, زائر, قم, ١٣٨٤, ٣٣٦ص, وزيرى.
اخيراً كتابى با عنوان مدرسه قم و بغداد در ضمن مجموعه آثار كنگره بزرگداشت حضرت معصومه(ع) و مكانت فرهنگى قم انتشار يافت. نويسنده كتاب آندرو.جى. نيومن و مترجم آن جناب آقاى سيد صادق حسينى اشكورى با همكارى آقاى سيد محمد رضا حسينى اشكورى است كه از انگليسى به فارسى برگردانده شده است. موضوع كتاب از عنوان دقيق آن آشكار است: دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى; گفتمان حديثى ميان قم و بغداد.
نويسنده كتاب به بررسى و گزارش سه كتاب حديثى مهم شيعه يعنى بصائر الدرجات صفار, المحاسن برقى و الكافى كلينى پرداخته است. اين كتاب كه مى توان آن را اثرى درجه دو دانست (استنادات مؤلف اغلب به آثار كسانى چون: مادلونگ, كلبرگ, امير معزى و آقاى جعفريان است), گو اينكه داراى برخى اطلاعات سودمند درباره اين سه كتاب حديثى است, اما محتواى آن نيازمند نقد جدى است. مترجم محترم در موارد اندكى تلاش كرده در پاورقى هاى خود به برخى دعاوى كم اهميت نويسنده پاسخ گويد, اما از كنار بسيارى از سخنان بى پايه نويسنده بدون نقد گذشته است.
براى نمونه, به اين عبارت از صفحه ٢٠٨ كتاب توجه فرماييد كه بى پايه بودن آن نياز به استدلال ندارد: (الهيات عرضه شده در ٢١٢ حديث كتاب التوحيد ماهيتاً به ضد عقل گرا بودن ادامه مى دهد). آيا كتاب كافى كه با كتاب العقل مى آغازد و در كتاب التوحيد عالى ترين و تنزيهى ترين سخنان امامان شيعه در باب خداشناسى را فراروى طالبان حقيقت و عرفان مى نهد, ماهيتاً ضد عقل گراست؟ در اين گونه موارد لازم بود دبير محترم كنگره حضرت معصومه كه نظارت بر تهيه و تدارك مجموعه آثار را بر عهده داشته است, از اين موارد ـ كه معمولاً در آثار خاورپژوهان دور از انتظار نيست ـ غفلت نمى كرد. به هر روى, نقد و بررسى محتواى كتاب نيازمند نوشتارى مستقل مبتنى بر متن كتاب يا ترجمه اى دقيق از آن است.
به دليل علاقه به موضوع كتاب, بخش هايى از آن مطالعه و ملاحظه شد كه متن ترجمه در مواردى عارى از نگارش صحيح و در مواردى مبهم و نامفهوم است. اين مسئله انگيزه اى براى تهيه متن اصلى كتاب و تطبيق بخش هايى از ترجمه با متن شد. اين بررسى اندك نشان داد كه ترجمه كتاب در موارد بسيارى, ضعيف و آكنده از انواع خطاهاى ترجمه اى و نگارشى است.
نوشتار حاضر نقدى بر اين ترجمه است. ملاحظه حجم انبوه اشكالات و خطاها نشان مى دهد كه عوامل مختلفى چون: بى دقتى, شتاب زدگى و در مواردى عدم تسلط بر موضوع مورد ترجمه در پيدايش آنها مؤثر بوده است.
از آنجا كه نقد كل ترجمه نيازمند ارائه ترجمه مجدد از كل كتاب است, در نوشتار حاضر تنها به برخى از خطاهاى راه يافته در متن ترجمه اشاره مى شود. اشكالات موجود در ترجمه را مى توان به چند دسته تقسيم كرد.الف) اشكالات كلى
اشكالات كلى ترجمه عبارت اند از:
١. نام گذارى نادرست كتاب به مدرسه قم و بغداد. عنوان كتاب در اصل چنين است:
The Formative Period of Twelver Shiصism: Hadith as Discourse Between Qum and Baghdad.
كه بايد به (دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى: گفتمان حديثى ميان قم و بغداد) ترجمه مى شد و استدلال مترجم محترم در پيشگفتار ترجمه كه عنوان كتاب از باب اختصار به مدرسه قم و بغداد تغيير يافته, پذيرفته نيست.
٢. نام كامل مؤلف آندرو.جى. نيومن (Andrew J newman) است كه در ترجمه (آندره نيومن) آمده است.
٣. نياوردن كتابنامه و نمايه ها. ترجمه بر خلاف اصل, فاقد كتابنامه و نمايه هاى فنى است. البته مترجم محترم در مقدمه خود گفته اند: (كتابنامه همان طور كه مؤلف آورده, در انتهاى كتاب درج شد, و ديگر فهارس عمومى مطابق متن حاضر تنظيم گرديد)!
٤. افزون بر اغلاط چاپى, واژگان و تركيباتى در متن ترجمه به كار رفته كه از نظر قواعد نگارش فارسى عارى از شيوايى و رسايى و در مواردى نادرست است; مواردى چون: دانشمندان كلاسيك (ص ٢٣), روند سيستماتيك كلينى (ص ٣٢), عملكرد سيستماتيك ترديد (ص٢٣) ,رسومات اجتماعى ـ اقتصادى سنتى (ص ٣٦), طرف داران مقاله عقل گرايان امامى (ص ٣٦), اعطا بخشيدن (ص ٢٧٧), مسيانيسم اسلامى (ص٢٢), ارتدوكس شرعى اسلامى (ص ٢٣), شيعيت (ص١٢), ايضاً (ص ٢٣ و ٢٤), اوسع تر (ص ٢١٢) خصوصيات ويژه مؤمنان (ص ١٢٣), بى پرده گويى (اضاعه) (ص ١٢٧) كه منظور اذاعه است.
جملات زير نيز دو نمونه از نگارش هاى نامفهوم كتاب است:
ـ ترجمه مترجم, ص ٣٢, سطر٥, بند٢: انتخاب او و تنظيم ١٩١٩٩ حديث در مجموعه اش آشكار مى سازد كه كلام محدثان قمى نه تنها در رد مراجعه به هر چيزى است, بلكه چشمه هايى از علم را نبوغ مى دهد, خصوصاً به جهت تضمن كلام امام در تفسير موضوعات اعتقادى, علاوه بر اينكه ردى است كاملاً رسمى بر ساختار موجود تا پيوندى روز آمد بين جامعه با عملكردى متنوع ايجاد كند.
ـ ترجمه مترجم, ص ١٩١, سطر٤, بند٢: قرار دادن اين سى و چهار حديث در ابتداى ١٦٩٩ حديث كلينى, نشان دهنده توبيخى آشكار نسبت به مشائيه (معتقدان به فلسفه عقلانى) است و شايد مهم تر آنكه بدين مفهوم باشد كه مسائلى علم را احاطه كرده اند, مشخصات آن, اكتساب آن و توانايى آن, در حال حاضر صحنه مركزى را اشغال كرده اند.ب) خطاهاى موجود در برگردان و ضبط اعلام
در برگردان برخى اعلام متن به نگارش فارسى, خطاهايى راه يافته است. موارد زير از اين دست است:
وسيط (ص٥٢) به جاى واسط, ابوهزيل علاف (ص ٦٩) به جاى ابوهذيل علاف, حميد الغار (ص ١٨ و ١٩) به جاى حامد الگار, اتان كلهبرگ ( ص ٩, ٢١, ٢٤, ١١٢, ١١٣و …) به جاى اتان كلبرگ, مَدِلُنگ (ص ٩, ١٩, ٢٣, ٨٢, ٨٣, ٨٤, ٩٥و …) به جاى مادلونگ, ا.ن. منزوى (ص ٨٩) به جاى ع. ن. منزوى (=على نقى منزوى), بروكلمن (ص ١٣) به جاى بروكلمان.پ) خطاهاى راه يافته در ترجمه سر فصل ها و عنوان هاى فرعى كتاب
كتاب مورد نظر نُه فصل و هر فصل شامل چندين عنوان فرعى دارد. در ترجمه اين عنوان ها خطاهاى فاحشى راه يافته است كه به آنها اشاره مى شود. در هر مورد, ابتدا متن انگليسى (پس از عبارت متن) و پس از آن ترجمه مترجم محترم (پس از عبارت ترجمه مترجم) و سپس ترجمه پيشنهادى (پس از عبارت ترجمه پيشنهادى) ذكر مى شود و در صورتى كه نقد ترجمه نيازمند توضيح باشد, با قيد عبارت توضيح, مطالبى آورده مى شود.
١. متن (صxiii):The Sunni صtraditionistsص on the Shiصi Traditions
ترجمه مترجم (ص ١٢): سنى از ديد احاديث شيعى
ترجمه پيشنهادى: ديدگاه محققان احاديث اهل سنت در باب احاديث شيعه
توضيح: همان گونه كه ملاحظه مى شود, اين عنوان فرعى, كاملاً برعكس ترجمه شده است. عنوان ترجمه مترجم هيچ ارتباطى با محتواى مطالب تحت اين عنوان ندارد.
٢. متن (صxiv):The Scholars of Shiصism and the Shiصi Compilations
ترجمه مترجم (ص ١٥): محققان شيعه گرا و تأليفات مربوط به شيعه
ترجمه پيشنهادى: شيعه پژوهان و تأليفات مربوط به شيعه
توضيح: در ترجمه عنوان فرق دو خطا راه يافته است: نخست اينكه مترجم همانند موارد متعدد ديگر shiصism را كه مكتب است و مى توان آن را به (شيعه) يا (تشيع) ترجمه كرد, (شيعه گرا) ترجمه كرده است. ديگرى اشتباه مترجم در نقش حرف of است كه وى آن را معادل كسره ملكيت يا اضافه فارسى گرفته است; در حالى كه of معانى متعددى دارد كه يكى از آنها (در زمينه) است. از اين رو, عبارت the scholars of shi'ism را با توجه به مطالبى كه در ذيل عنوان آمده, مى توان به (محققان در زمينه تشيع) ترجمه كرد كه عبارت روان آن (شيعه پژوهان) است.
٣. متن (ص xviii):An Historical Approach to the Traditions
ترجمه مترجم (ص ٢٧): دسترسى تاريخى به احاديث
ترجمه پيشنهادى: رهيافتى تاريخى به احاديث
توضيح: واژه approach به معناى رهيافت و رويكرد است, نه دسترسى.
٤. متن (ص ٨):The Anarchy of the Second Civil War and Further Shiصi Uprisings
ترجمه مترجم (ص ٤٨): هرج و مرج دومين جنگ داخلى و ديگر شورش هاى شيعى
ترجمه پيشنهادى: هرج و مرجِ دومين جنگ داخلى و قيام هاى شيعى بيشتر
توضيح: واژه uprisings به معناى قيام ها است, نه شورش ها. شورش برابر واژه rebellion است كه در عنوان قبل به كار رفته بود و در مقايسه با قيام از بار معنايى سبك تر و حتى منفى برخوردار است.
واژه further در نقش صفتى به معناى بيشتر است, نه ديگر.
٥.متن (ص ١٥):The Shiصi Resurgence
ترجمه مترجم (ص ٥٨): احيا و تجديد حيات شيعى
ترجمه پيشنهادى: تجديد حيات شيعى
توضيح: واژه احيا زائد است.
٦. متن (ص ١٧) :The Rise of the Banں Nawbakht
ترجمه مترجم (ص ٦٢):قيام بنو نوبخت
ترجمه پيشنهادى: ظهور بنو نوبخت
توضيح: واژه rise به معناى ظهور, بر آمدن و پيدايش است, نه قيام. ا زنظر تاريخى نيز عالمان بنو نوبخت قيام نكرده اند.
٧. متن (ص ١٩) :The Conditionality of Imami Rationalism: the Achievmints the Banں Nawbakht
ترجمه مترجم (ص ٦٦): عقل گرايى مشروط اماميه: موفقيت بنونوبخت
ترجمه پيشنهادى: عقل گرايى مشروط اماميه: موفقيت هاى/ دستاوردهاى بنونوبخت
توضيح: واژه achievments به ساخت جمع به كار رفته است.
٨. متن (ص ٣٢):Pockets of Believers: the View from the Shiصi city-state of Qum
ترجمه مترجم (ص ٨١): گروه هاى مؤمنين و شيعيان [عنوان اصلى]
مرورى بر شهر شيعى قم [عنوان فرعى]
ترجمه پيشنهادى: كانون هاى مؤمنان: چشم اندازى از /تصويرى از / نمايى از/ منظره اى از دولت ـ شهر شيعى قم
توضيح: واژه pockets به معناى كانون هاست, نه گروه ها. تعبير (و شيعيان) برابرى در اصل ندارد. city- state كه در اينجا آگاهانه به كار رفته, به معناى دولت ـ شهر است, نه شهر. اشاره مؤلف به استقلال نسبى شهر قم در دوره عباسيان است. گفتنى است كه عبارت …the view كه پس از دو نقطه بيانى آمده, عبارت توضيحى براى عنوان فصل است كه در ترجمه به گونه اى آمده كه نشانگر عنوان فرعى بخشى از فصل است. اين امر در ترجمه عنوان هاى چند فصل ديگر نيز رخ داده است, ضمن اينكه view به مرور ترجمه شده كه چندان صحيح نيست; زيرا اين واژه به معناى چشم انداز و منظره است, به ويژه آنكه با from متعدى شده است.
٩. متن (ص ٣٢) :Sunnism in Iran: Traditionism and Egalitarianism
ترجمه مترجم (ص ٨٣): سنى گرايى در ايران: حديث گرايى و مكتب مساوات بشر
ترجمه پيشنهادى: اهل سنت در ايران: حديث گرايى و مساوات طلبى / برابرى خواهى
توضيح: egalitarianism به معناى مساوات طلبى است, نه مكتب مساوات بشر.
١٠. متن (ص ٣٥):the twelver shiصa in Iran: between centres and peripheries
ترجمه مترجم( ص ٨٨) : شيعه اثنى عشرى در ايران: بين مراكز و حدود آنها
ترجمه پيشنهادى: شيعه اثنى عشرى در ايران: بين مراكز و حواشى
توضيح: واژه آنها برابرى در متن ندارد. peripheries در اينجا به معناى حواشى است, نه حدود.
مقصود نويسنده اشاره به گستره تشيع در مناطق مركزى و حواشى ايران است, نه مراكز و حدود مراكز.
١١. متن (ص ٣٨):A Shiصi Haven: Qum and the Ashiصari Tribe
ترجمه مترجم (ص ٩٣): ملجأ شيعيان: قم و طايفه اشعرى
ترجمه پيشنهادى: پناهگاهى شيعى: قم و طايفه اشعرى
توضيح: a shiصi haven به معناى پناهگاهى شيعى است.
١٢. متن (ص ٥٠):Al-Barqi and Beginnings of the Qummi/ Ashصari Association with the Traditions
ترجمه مترجم (ص ١٠٩): برقى و شروع مشاركت قمى/ اشعرى در احاديث
ترجمه پيشنهادى: برقى و جرقه هاى پيوند قمى/ اشعرى با احاديث
توضيح: واژه beginnings به ساخت جمع آمده, نه مفرد. association به معناى پيوند و ارتباط است, نه مشاركت, مخصوصاً كه با with متعدى شده است.
١٣. متن (ص٥١):Ahmad b. Muhammad al-Barqi: the Mawla Traditionist
ترجمه مترجم (ص١١١): احمد بن محمد برقى: محدث مولى
ترجمه پيشنهادى: احمد بن محمد برقى: محدّثى از موالى
توضيح: محدث مولى, معناى روشنى ندارد.
١٤. متن (ص ٦٧):Theological Discourse As Encouragmement
ترجمه مترجم (ص ١٣٥): در راستاى ترغيب به علم كلام و علوم الهى
ترجمه پيشنهادى: گفتمان كلامى به مثابه قوت قلب
توضيح: در اين عنوان اولاً واژه Discourse كه به معناى گفتمان است, به علم ترجمه شده و ثانياً نقش وصفى واژه Theological بى جهت به نقش اسمى بدل شده است. افزون بر اينكه تركيب علوم الهى نيز معادلى در متن ندارد. از سوى ديگر, واژه Encouragement به ترغيب ترجمه شده كه تنها يكى از معانى اين واژه در فارسى است و از معناى ديگر مطابق با بافت متن غفلت شده است. از همه اينها كه بگذريم, مجموعه عنوان نادرست ترجمه شده است; زيرا مقصود نويسنده آن است كه مباحث كلامى كه در بصائر مطرح شده, براى قوت قلب و پشت گرمى شيعيان بوده است; چنان كه مطالب ذيل اين عنوان گوياى اين امر است.
١٥. متن (ص ٦٧):Basaصir as Qummi Discourse
ترجمه مترجم (ص ١٣٦): بصائر به عنوان كلام قمى
ترجمه پيشنهادى: بصائر به مثابه گفتمان قمى
١٦. متن (ص ٨٠):The Unique Abilities of the Imams
ترجمه مترجم (ص ١٦٢): توانايى منحصر به فرد امامان
ترجمه پيشنهادى: توانايى هاى منحصر به فرد امامان
توضيح: واژه Abilities در اصل به ساخت جمع آمده است.
١٧. متن (ص ٩٨):Al-Kulayne on al-kafi: Baghdadصs Rationalist Discourse on the Edge
ترجمه مترجم (ص ١٨٣): كلينى در كافى: بحث عقليون بغداد غير قابل پيش بينى است
ترجمه پيشنهادى: ديدگاه كلينى درباره كافى: گفتمان خردگراى بغداد در حاشيه
توضيح: اولاً, مترجم واژه (on) را كه در اينجا به معناى (درباره) است, به در (in=) ترجمه كرده است. اما اشتباه مهم تر او در بخش دوم عنوان فوق است كه در حقيقت توضيحى براى بخش اول است. مترجم محترم تعبير on the edgeرا به (غير قابل پيش بينى است) ترجمه كرده است و معلوم نيست كه اين معنا را ايشان از كجا آورده است. مقصود نويسنده تأكيد بر اين نكته است كه از نظر كلينى, كتاب كافى واكنش حديث قم به عقل گرايى بغداد است و بر آن است كه احاديث را معيار قرار دهد و عقل گرايى را به حاشيه براند. مطالب ذيل اين عنوان و نيز فضاى كلى اين فصل مؤيد اين معنا است. مترجم در اين جا نيز همانند بسيارى از موارد ديگر بدون توجه به سياق كلى ترجمه را به انجام رسانده است.
١٨. متن (ص ١١٣):Al-Saffar and al-Kulayni on the Imams and the Imamate Twelver Theology Between Qum and Baghdad
ترجمه مترجم (ص ٢٠٣): نظر صفار و كلينى راجع به امامان [عليهم السلام] وامامت [عنوان اصلى] خداشناسى اثنى عشرى بين قم و بغداد [عنوان فرعى]
ترجمه پيشنهادى: ديدگاه صفار و كلينى در باب امامان و امامت: كلام اماميه/ اثنا عشريه بين قم و بغداد
توضيح: Theology برابر كلام است, نه خداشناسى زيرا موضوع اصلى فصل هفتم كتاب بررسى ديدگاه صفار و كلينى در باب امامت و امامان است, نه خداشناسى. اين اشكال در ترجمه برخى عنوان هاى بعدى نيز وجود دارد.
متن (ص ١١٤):The Qummi/Ashصari Connection to Twelver Traditionist Theology
ترجمه مترجم (ص ١١٠): ارتباط قمى/ اشعرى با الهيات محدّث اثنا عشرى
ترجمه پيشنهادى: ارتباط قمى/ اشعرى با كلام حديث گراى اثنا عشرى
توضيح: واژه Traditionist صفت براى Theologyاست, نه به معناى محدّث.
١٩. متن (ص ١٢١):A comparative Approach
ترجمه مترجم (ص ٢١٨): يك روش تطبيقى
ترجمه پيشنهادى: رهيافتى تطبيقى
توضيح: برابر واژه Approach واژه ى رايج (رهيافت) يا (رويكرد) به كار مى رود. روش اغلب برابر Method به كار مى رود.
٢١. متن (ص ١٥٨):The Traditions of al-Furuص as Qummi Discourse on Points of Practice
ترجمه مترجم (ص ٢٧٦): احاديث (الفروع) به عنوان كلام قمى در مواضيع عملى
ترجمه: پيشنهادى: احاديث الفروع به مثابه گفتمان قمى در باب مسائل عملى
توضيح: احاديث فروع كافى اساساً به فقه و مسائل عملى مربوط است, نه به كلام و عقايد. و كلام نيز به اصول مى پردازد نه به فروع و مسائل عملى. بنابراين تركيب (كلام قمى در مواضيع عملى) ناسازگارى درونى دارد.
٢٢. متن (ص ١٧٠):Overt Confrontation with Authority
ترجمه مترجم (٢٩٦): مواجهه آشكار با مرجع
ترجمه پيشنهادى: مواجهه آشكار با قدرت حاكم
توضيح: با توجه به مطالبى كه در ذيل عنوان ياد شده آمده, ترجمه Authority به مرجع در اينجا خطا است. مقصود مؤلف در اين بخش ارائه گزارشى از كتاب الجهاد فروع كافى است.
ت) خطاهاى موجود در ترجمه عناوين مقالات و كتاب ها در پى نوشت هاى پيشگفتار كتاب
موارد زير خطاهايى است كه در ترجمه پى نوشت هاى پيشگفتار مؤلف (ص ١١ ـ ٢٧متن ترجمه ) راه يافته است.
١. متن (ص xxii):A History of Islamic Legal Theories, and introduction to sunni usul al- fiqh
ترجمه مترجم (ص ١١): (تاريخ تئورى هاى تشريع اسلامى), در معرفى اصول فقه اهل سنت
ترجمه پيشنهادى: تاريخ نظريه هاى حقوقى اسلام, در آمدى بر اصول فقه اهل سنت
توضيح: legalبه معناى حقوقى است, نه تشريع. an introductionبه معناى (درآمدى بر) يا (آشنايى با) است, نه معرفى. گذشته از اينها عبارت (در معرفي…) جزء عنوان كتاب ارجاعى است, نه عبارت توضيحى مؤلف درباره موضوع آن.
٢. متن (صxxii):An Introduction to Shiصi Law
ترجمه مترجم (ص ١١): معرفى شريعت شيعى
ترجمه پيشنهادى: درآمدى بر فقه شيعه
توضيح: اين كتاب با عنوان مقدمه اى برفقه شيعه به فارسى ترجمه شده است.
٣. متن (صxxii):Rationalism and Traditionalism in Shiصi Jurisprudence
ترجمه مترجم (ص ١١): عقل گرايى و سنت گرايى در فقه شيعه
ترجمه پيشنهادى: عقل گرايى و نقل گرايى / اخباريگرى در فقه شيعه
توضيح: واژه traiditonalismدر اينجا به معناى نقل گرايى و اخباريگرى است, نه سنت گرايى.
٤. متن (صxxii):An Introduction to Shiصi Islam
ترجمه مترجم (ص١٢): معرفى اسلام شيعى
ترجمه پيشنهادى: درآمدى بر اسلام شيعى
٥. متن (صxxiii):Introduction to Islamic Theology and Law
ترجمه مترجم (ص ١٣): معرفى الهيات و حقوق و شريعت اسلامى
ترجمه پيشنهادى: درآمدى بر كلام و فقه اسلامى
٦. متن (ص xxiii):An Introduction to Islamic Law
ترجمه مترجم (ص ١٤): درآمدى بر شريعت اسلام
ترجمه پيشنهادى: درآمدى بر فقه اسلامى
٧. متن (ص xxiv):Some Reflections on the Persian Theory of Government
ترجمه مترجم (ص ١٨): بازتاب هايى از تئورى حكومت ايرانى
ترجمه پيشنهادى: تأملاتى در باب نظريه ايرانى حكومت
توضيح: واژه reflections با حرف اضافه on و به ويژه در حالت جمع به معناى تأملات و تفكرات است. نيز persian, صفت براى theory است, نه .government
٨. متن (صxxiv):A Reconsideration of the Position of the (sic) Marjaص al-Taqlid and the Religious Institution
ترجمه مترجم (ص ١٨): تجديد نظر در مكانت مرجعيت تقليد و تأسيس دينى
ترجمه پيشنهادى: تجديد نظر در مكانت مرجع تقليد و نهاد دينى
توضيح: در اين ترجمه واژه institutionبه (تأسيس) ترجمه شده است كه در سياق مور نظر غرابت دارد; هر چند كه يكى از معانى آن (تأسيس) است. لذا ترجمه آن به واژه مأنوس (نهاد) بسيار پذيرفتنى تر است.
٩. متن (صxxv):Scholars, Saints and Sufis, Muslim Religious Institutions since ١٥٠٠
ترجمه مترجم (ص١٨): فضلا, اوليا و صوفيان, مؤسسان دينى اسلام از سال ١٥٠٠
ترجمه پيشنهادى: علما, اوليا و صوفيان, نهادهاى دينى اسلامى از سال ١٥٠٠
توضيح: علما, اوليا و صوفيان چگونه مؤسسان دينى اسلام هستند؟!
واژه institutions به معناى تأسيسات, نهادها و سازمان ها است نه مؤسسان.
١٠. متن (ص xxvi):Authority and Political Culture in Shiصism
ترجمه مترجم (ص٢١): مرجع و فرهنگ سياسى در شيعه گرايى
ترجمه پيشنهادى: قدرت و فرهنگ سياسى در تشيع (شيعه)
توضيح: واژه authority هر چند به معناى مرجع نيز به كار مى رود, اما در اينجا با توجه به سياق عبارت و جملات مربوط به اين عنوان به معناى قدرت است. برابر shiصism نيز واژگان تشيع و شيعه مناسب تر است تا شيعه گرايى.
١١. متن (صxxvi):A Nineteenth Century View of Jihad
ترجمه مترجم (ص ٢٣): ديدگاه قرن نوزدهم از جهاد
ترجمه پيشنهادى: برداشت قرن نوزدهمى از جهاد
١٢. متن (صxxvii):Authority in Twelver Shiism in the Absenc of the Imam
ترجمه مترجم (ص ٢٣ و ٢٤): مرجع در جامعه شيعه اثنى عشرى در زمان غيبت امام
ترجمه پيشنهادى: قدرت/ مرجعيت در تشيع دوازده امامى در غيبت امام
توضيح: authority به معناى قدرت/ مرجعيت است, نه مرجع. واژه جامعه در ترجمه برابرى در اصل ندارد.
١٣. متن (صxxvii):The Shadow of God and the Hidden Imam, Religion, Political Order and Societal Change in shiصi te Iran from the Beginning to ١٨٩٠
ترجمه مترجم: روح خدا و امام غائب, دين, نظم سياسى و دگرگونى اجتماعى در ايران شيعى از آغاز تا ١٨٩٠.
ترجمه پيشنهادى: ظل الله و امام غائب,…
توضيح: عبارت shadow of God در متن به معناى سايه خدا و ظل الله است, نه روح خدا.
ث) از ديگر بخش هاى كتاب
١. متن (ص ١):his famous collection
ترجمه مترجم(ص ٣٥) : مهم ترين مجموعه.
ترجمه پيشنهادى: مجموعه نامدار خود.
توضيح: واژه famous به معناى مشهور و نامدار است, نه مهم ترين. صفت عالى هم نيست. واژهhis نيز ترجمه نشده است.
٢. متن (ص١):this would suggest he arrived in Baghdad, where he eventully settled in the traditionally Shiصi quarter of al-Karkh, in the first decade of the new century.
ترجمه مترجم (ص ٣٥): وى پس از ورود به بغداد در كرخ كه مركز نقل احاديث شيعى بود, مقيم گشت و در دهه اول از قرن جديد (سوم) در آنجا بود.
ترجمه پيشنهادى: اين [مطلب] حاكى از آن است كه او وارد بغداد شد; جايى كه سرانجام در محله كرخ كه از قديم شيعى بوده, در دهه نخست سده جديد اقامت گزيد.
توضيح: يكم: عبارت this would suggest ترجمه نشده است.
دوم: عبارت the traditionally shiصi quarter به معناى محلهّ سنتاً/ قديماً شيعى است, نه مركز نقل احاديث شيعى. مقصود مؤلف كتاب آن است كه محله كرخ از قديم و پيش از ورود شيخ كلينى محله شيعه نشين بوده است.
سوم: منظور متن دهه نخست سده چهارم است, نه سوم. افزون بر آنكه افزوده مترجم بايد داخل كروشه باشد, نه پرانتز.
٣. متن:The Rise of Sunni Traditionism
ترجمه مترجم: افزايش محدثان سنى
ترجمه پيشنهادى: پيدايش حديث گرايى سنى
توضيح: واژه rise در اينجا به معناى ظهور, پيدايش و برآمدن است, نه افزايش. traditionism نيز به معناى حديث گرايى است, نه محدثان.
٤. متن(ص ٥):Resurgent Shi'ism and rising Socio-economic disorder and political fragmentation, as much as any inherently legalistic tendencies, were factors in the rise of traditionism among Sunnis in this period.
ترجمه مترجم: شيعه گرى و رشد بى نظمى هاى اجتماعى ـ اقتصادى و تجزيه هاى سياسى به طور طبيعى مانند هر تمايل قانون گرايانه ديگر, فاكتور توسعه حديث گرايى از ميان اهل سنت اين دوره بود.
ترجمه پيشنهادى: تشيع احيا شده و پيدايش نابسامانى اجتماعى ـ اقتصادى و تجزيه سياسى به اندازه تمام گرايش هاى ذاتاًفقه زده, عوامل ظهور حديث گرايى در ميان اهل سنت اين دوره بوده است.
توضيح: مترجم در اين جا تشيع احياء شده Resurgent Shiصism را به شيعه گرى معنا كرده و واژه Rising را كه به معناى ظهور و پيدايش و برآمدن است, به (رشد) ترجمه كرده و واژه inherently را كه قيد براى legalistic است, قيد كل جمله گرفته است. ضمن اينكه factors را كه حالت جمع است, مفرد ترجمه كرده است.
٥. متن(ص١):the Key proponents of Imami Shiصi rationalistic discourse…
ترجمه مترجم: طرف داران مقاله عقل گرايان امامى.
ترجمه پيشنهادى: طرف داران اصلى/ مهم/ عمده گفتمان عقل گرا/ خردگراى شيعه اماميه.
توضيح: واژه key ترجمه نشده است و rationalistic discourse به معناى گفتمان خردگرا است, نه مقاله عقل گرايان.
٦. متن (ص ٢):Rationalist-oriented theological discussion were a feature of the fifth Abbasid Caliph Harun Al-Rashid (reg. ١٧٠/٧٨٦- ١٩٣/٨٠٩).
ترجمه مترجم (ص ٣٦): طلوع مباحث عقلى و الهى هنگامى است كه پنجمين خليفه عباسى, هارون الرشيد (حكومت ١٧٠/٧٨٦ تا ١٩٣/٨٠٩) به حكومت مى رسد.
ترجمه پيشنهادى: مباحث كلامى مبتنى بر عقل گرايى, خصيصه حكومت پنجمين خليفه عباسى, هارون الرشيد (حكومت: ١٧٠/٧٨٦ ـ ١٩٣/ ٨٠٩) بود.
٧. متن (ص٢):…traditionist discourse
ترجمه مترجم (ص ٣٧): سخنان سنت گرايى به نام احمد بن حنبل بغدادى.
ترجمه پيشنهادى: گفتمان حديث گراى احمد بن حنبل بغدادى.
٨. متن (ص٢):who maintained that the sources of law were the literal… meaning of the Quran, the prophotic traditions (hadith) and the legal opinions of the companions...
ترجمه مترجم (ص ٣٧): كه قائل بود منابع تشريع, مفاهيم تحت اللفظى قرآن و احاديث نبوى مى باشد.
ترجمه پيشنهادى: كه قائل بود منابع شريعت, معانى تحت اللفظى قرآن, احاديث نبوى و آراى فقهى صحابه است.
٩. متن (ص٢):and his contemporary Dawud B.Khalaf (d. ٢٧٠/ ٨٨٣) - a kufan by birth who later moved to Baghdad and was identified with the Zahiri school, from its adherents argument that doctorine and practice ought to be based on the literal or external (Zahir) meanings of the Quran and the hadith.
ترجمه مترجم (ص ٣٧): و عقايد دينى همدم و معاصر او داود بن خلف (در گذشته ٢٧٠/ ٨٨٣) كه متولد كوفه بود و بعدها براى تحصيل علم به بغداد عزيمت كرد و با مكتب ظاهرى شناخته شد; كه پيرو مباحث آن, عقيده و عمل بايد بر اساس مفاهيم ظاهرى و صورى قرآن و حديث تعريف شود.
ترجمه پيشنهادى: و معاصر او داود بن خلف (٢٧٠/ ٨٨٣), متولد كوفه كه بعدها به بغداد نقل مكان و در آن تدريس كرد و به مكتب ظاهرى شناخته شد. [اين نام برگرفته شده] از استدلال طرف داران آن است كه عقيده و عمل بايد بر معانى تحت اللفظى يا ظاهرى قرآن و حديث مبتنى باشد.
١٠.متن (ص٢٨):Nusayri sect
ترجمه مترجم (ص٦١): حزب نصيرى
ترجمه پيشنهادى: فرقه نصيرى
توضيح: واژه sect به معناى فرقه است, نه حزب.
١١. متن (ص ٥٢):weak transmitters
ترجمه مترجم (ص ١١٣): انتقال هاى ضعيف
ترجمه پيشنهادى: ناقلان/ راويان ضعيف
توضيح: transmitter صفت فاعلى و به معناى ناقل است, نه انتقال. در صفحه ٢٠٩ ترجمه نيز واژه transmitted كه به راحتى مى توان آن را به (نقل كرده) ترجمه نمود, (ارسال شده) ترجمه شده كه اشكال آن دوچندان گشته است; زيرا ارسال مفهوم خاصى در دانش هاى حديثى دارد. اين خطا در صفحه ١٨٧ ترجمه نيز رخ داده است.
١٢. متن (ص١٠١):the earlier preeminence of rationalist discourse
ترجمه مترجم (ص ١٨٦): مزيت اوليه مقالات مشائيه
ترجمه پيشنهادى: غلبه پيشتر گفتمان خردگرا
توضيح: يكم: rationalist discourse به معناى گفتمان خردگرا است, نه مقالات مشائيه. دوم: earlier صفت تفضيلى و به معناى پيشتر است, نه اوليه. سوم: preeminenceبه معناى غلبه است, نه مزيت. گفتنى است كه در همان صفحه عبارت the presence, and yet precarious situation of rationalist discorse به (حضور و هنوز وضعيت پر مخاطره گفته هاى معتقدان به فلسفه عقلانى مشّائيه) ترجمه شده كه ترجمه درست (حضور وضعيت هنوز پر مخاطره گفتمان خردگرا) است. مترجم محترم در مواردى Rationalist dicourse را در كنار ترجمه هاى متنوعى كه از آن به دست داده, به معناى سخنان مشائيه يا معتقدان به فلسفه عقلانى مشائيه گرفته است, در حالى كه اصولاً در باب كلام و حديث كه موضوع كتاب است, بحث از مشاء و غير مشاء نادرست است. مواردى از اين دست برخاسته از نبود آگاهى كافى از حوزه موضوع مورد ترجمه است.
١٣. متن (ص ١١٢):ocular vision of Allah
ترجمه مترجم: بينايى بصرى خداوند.
ترجمه پيشنهادى: رؤيت بصرى خداوند.
١٤. متن (ص ٥٦):In the last, narrated from Yaqubb. Yazid, the Imam stated that those who gave up their allegiance to Ali, denied his virtue...
ترجمه مترجم(ص ١٢٣): در حديث آخر كه از يعقوب بن يزيد روايت شده, امام [عليه السلام] فرمود: آن كسانى كه بيعت با على[عليه السلام] را ترك كردند, تقواى او را انكار كردند….
ترجمه پيشنهادى: در حديث آخر كه از يعقوب بن يزيد روايت شده, امام بيان داشت كه آنانى كه بيعت خود با على را ترك كردند, فضل او را انكار نمودند… .
توضيح: ١. واژه ى their ترجمه نشده است.
٢. virtue به معناى فضل است, نه تقوا. در اين گونه احاديث سخن از برترى و تقدم اميرمؤمنان(ع) بر خلفاى نخستين است, نه تقوا. گفتنى است كه در متن روايت واژه ولايت به كار رفته كه مؤلف كتاب آن را به بيعت تفسير كرده و واژه allegiance را برابر آن نهاده است. نيز روايت به نقل از رسول خدا است. براى روشن تر شدن بحث, نقل متن روايت سودمند است. عن ابى جعفر (عليه السلام) قال: قال رسول اللّه (صلّى الله عليه و آله): (التاركون ولاية على, المنكرون لفضله, المظاهرون أعداءه, خارجون من الاسلام من مات منهم على ذلك).
١٥. متن (ص ١١٣):the dominat theological discourse
ترجمه مترجم (ص ٢٠٣): بحث هاى مهم علوم الهى
ترجمه پيشنهادى: گفتمان كلامى غالب
١٦. متن (ص ١١٣):theologically- oriented traditions
ترجمه مترجم (ص ٢٠٣): احاديث با گرايش الهى
ترجمه پيشنهادى: احاديث كلام محور/ ناظر به كلام
توضيح: مقصود مؤلف احاديث كلامى كافى است. تعبير مترجم محترم اگر معناى روشنى داشته باشد, شامل احاديث فقهى نيز مى شود.
١٧.متن (ص ١١٧):The issue is important enough to have merited an unusual aside by al-kulayni himself.
ترجمه مترجم (ص ٢١٠): مسئله به قدر كافى مهم مى باشد كه سزاوار آن است تا كلينى خودش به طور غير معمول آن را كنار نهد.
ترجمه پيشنهادى: مسئله آن قدر مهم است كه سزاوار بود كه كلينى خود بر خلاف متعارف بيانى/ حاشيه اى بر آن بزند.
توضيح: ترجمه مترجم محترم, مفهوم روشنى ندارد. اگر مسئله مهم است, چگونه سزاوار كنار گذاشتن است؟! اين ابهام در ترجمه در اثر خطاى در ترجمه واژه aside رخ داده است كه مترجم محترم آن را در نقش دستورى فعل و به معناى كنار نهادن گرفته است; در حالى كه واژه aside در مقوله اسمى به كار رفته و نه فعلى. در واقع اشاره مؤلف به گفتار و بيان خود شيخ كلينى زير عنوان (جملة القول فى صفات الذات و صفات الفعل) است كه در ايضاح تفاوت صفات ذات و فعل خدا آمده است. بيانات كلينى در كافى اندك و نادر است.
١٨. متن (ص xxiii):and refers to shiصism mainly as sects, and without identifying the collections.
ترجمه مترجم: (ص ١٣): و ارجاعات آن به شيعه عمدتاً به عنوان يك حزب است و بدون يكى دانستن مجموعه ها.
ترجمه پيشنهادى: و به تشيع عمدتاً به عنوان فرق و بدون شناسايى مجموعه [ى حديثى] اشاره دارد.
توضيح: يكم: واژه refers, فعل سوم شخص مفرد است, نه اسم جمع و در اينجا به معناى (اشاره دارد) است, نه (ارجاعات). واژه refer to هنگامى كه دو مفعولى باشد, به معناى ارجاع دادن است: refer sb/sth to sb/sth
دوم: sectبه معناى فرقه است, نه حزب و در اينجا ساخت جمع آن به كار رفته است.
سوم:identifyingبه معناى شناسايى است, نه يكى دانستن.
١٩. متن(ص xxiii):Goldziher (P.٢٠١ n ٩٨) referred to Ibn Babawayh as a شfamous shiصi theologianص.
ترجمه مترجم (ص ١٣): گلدزيهر (ص ٢٠١ ش ٩٨) ارجاع به ابن بابويه به عنوان يك خداشناس مشهور شيعى .
ترجمه پيشنهادى: گلدزيهر (ص ٢٠١ ش ٩٨) به ابن بابويه به عنوان (متكلم مشهور شيعى), اشاره كرده است.
توضيح: theologian به معناى متكلم است, نه خداشناس.
٢٠. متن (صxxiii):as شworks on shiصa theology, juresprudence and tradition
ترجمه مترجم (ص١٣): به عنوان (خداشناسى شيعه و فقه و حديث آن)
ترجمه پيشنهادى: به مثابه آثارى در باب كلام, فقه و حديث شيعه
توضيح: theology در اينجا معادل كلام است كه شامل مباحث مختلف است. خداشناسى تنها بخشى از مباحث كلام است. افزون بر اين واژه, works on (=آثارى در باب) ترجمه نشده است.
٢١. متن (صxxv):with the occultatin of Twelfth Imam
ترجمه مترجم (ص ١٩): با ادامه حيات امام دوازدهم.
ترجمه پيشنهادى: با غيبت امام دوازدهم.
توضيح: occultation به معناى غيبت و اختفا است, نه ادامه حيات.
٢٢. متن (صxxv):the return of the Hidden Imam
ترجمه مترجم (ص ١٩): رجعت امام غائب
ترجمه پيشنهادى: ظهور امام غائب
توضيح: برابر واژه return در اينجا ظهور مناسب تر است. رجعت در مباحث كلامى مفهوم ديگرى داشته و ناظر به آموزه كلامى ديگرى است.
٢٣. متن (ص ٨٧ يادداشت ش ٣ و ٤):Kuchabaghiصsintroduction to Basaصir
ترجمه مترجم: (ص ١٣٦ پاورقى ١ و ٢): مقدمه كوچه باغى بصائر
ترجمه پيشنهادى: مقدمه كوچه باغى بر بصائر
توضيح: احتمال دارد در هر دو مورد, حرف اضافه بر در مراحل حروف نگارى افتاده باشد.
٢٤. متن (ص١٤٣):Amir-Moezzi (pp.٨٦-٧) cites the views of the shiصa on the شUthmanic codex as noted by such heresiographers as al-Ashصari (Maqalat, p- ٤٧) and Ibn Hazm (d. ٥٦/ ١٠٥٤) and then al-Isfariصini (d. ٤٧١/ ١٠٧٨-٩)
ترجمه مترجم (ص ٢٣٢): امير معزى (ص ٧ـ ٨٦) ديدگاه هاى شيعه در مورد نسخه قديمى عثمانى چنان كه توسط روافضى نظير اشعرى (مقالات, ص ٤٧) و ابن حزم (متوفى ٥٦/ ١٠٥٤) و سپس اسفراينى ( متوفى ٤٧١/ ١٠٧٨) اشاره شده نقل مى كند.
ترجمه پيشنهادى: امير معزى (ص ٨٦ ـ ٨٧) ديدگاه هاى شيعه درباره مصحف عثمانى را بيان مى كند, آن چنان كه توسط ملل و نحل نگارانى /نويسندگان ملل و نحلى چون اشعرى (مقالات, ص ٤٧) و ابن حزم (د ٤٥٦/ ١٠٥٤) و سپس اسفراينى (د ٤٧١/ ٩ ـ ١٠٧٨) خاطر نشان شده است.
توضيح: يكم. واژه codex به معناى نسخه خطى و دست نوشته است كه درباره دست نوشته هاى كهن كتاب مقدس به كار مى رود. در اينجا منظور از شUthmanic codex مصحف عثمانى است. گفتنى است كه در ص ٢٤٢ ترجمه, همين تعبير به كتاب مقدس عثمانى ترجمه شده است.
دوم. دانسته نيست كه سنيانى چون ابوالحسن اشعرى, ابن حزم و اسفراينى ازكى رافضى شده اند. واژه heresiographers كه در اينجا و درمواضع ديگر كتاب به كار رفته به معناى ملل و نحل نويسان يا اصحاب علم ملل و نحل يا نويسندگان فرق است, نه روافض يا رافضى شناسى. در صفحه ٢١ كتاب نيز نويسنده با ذكر نام كتاب فرق الشيعه نوبختى, تعبير his heresiographeical (= اثر فرقه شناختى اش) را به كار برده كه مترجم محترم به (تأليفى در رد شيعه) ترجمه كرده است!
سوم. هم در متن اصلى و هم در ترجمه وفات ابن حزم ٥٦ قيد شده كه درست آن ٤٥٦ است.
افزون بر اين اشكال ها, مى توان ادعا كرد كه در ترجمه مترجم كمتر جمله اى مى توان يافت كه عارى از اشكال باشد. از باب نمونه, چند جمله از فصل دوم انتخاب شده است كه ابتدا متن اصلى, سپس ترجمه مترجم را مى آوريم و با بيان اشكالات ترجمه, ترجمه پيشنهادى را مطرح مى كنيم.
٢٥. متن (آغاز فصل دوم, ص ١٢):The twelfth Imam was born in the month of Shaban, most likely in ٢٥٦/٨٧٠. The decades surrounding his subsequent disappearance following the death of his father, the eleventh Imam al-Hassan al-Askari, in ٢٦٠/٨٧٤ to the death of Muhammad b.Yaqub al Kulayni in ٣٢٩/٩٤٠, the compilor of the first of the شfour bookص of Twelver hadith, would seem to have been a distinctly inauspicious time for the Twelver community.
ترجمه مترجم (ص ٥١): امام دوازدهم در ماه شعبان و به احتمال زياد در سال ٢٥٦/٨٧٠ متولد شد, پس از رحلت پدرش امام يازدهم حسن عسكرى [عليه السلام] در سال ٢٦٠/٨٧٤ ( به امامت رسيد) و دهه پس از غيبت آن حضرت, مصادف با وفات محمدبن يعقوب كلينى در سال ٣٢٩/٩٤٠ بود. وفات كلينى مؤلف اولين كتاب از كتب اربعه در حديث شيعه دوازده امامى به نظر مى رسيد كه براى جامعه شيعيان به وضوح ناخوشايند و سنگين بود.
توضيح اشتباهات مترجم: چنان كه خواننده محترم ملاحظه مى كند, عبارت انگليسى فوق از دو جمله تشكيل شده است: جمله نخست مربوط به تولد امام دوازدهم است, اما جمله دوم كه جمله اى نسبتاً طولانى است, بيانگر اين نكته است كه از دهه هاى اوليه غيبت امام دوازدهم كه آغاز آن در سال ٢٦٠ پس از وفات امام عسكرى بوده تا زمان وفات كلينى كه در سال ٣٢٩ (يا ٣٢٨) واقع شده است, دوره دشوارى براى جامعه شيعه دوازده امامى بوده است. در اين جمله نهاد آن The decades و گزاره نيز… would seem to have been a است و در اين ميان, عبارت هاى ديگرى وجود دارد كه مكمل و وصف كننده ساير اجزاى جمله اصلى است. اما مترجم محترم كه در تشخيص اجزاى اصلى از غير اصلى اين جمله دچار اشتباه شده است, تقطيع هاى نادرستى انجام داده و فعل هايى را از پيش خود افزوده كه معنا را كاملاً مخدوش ساخته است; مثلاً وى نوشته است كه (دهه پس از غيبت آن حضرت, مصادف با وفات محمد يعقوب كلينى در سال ٣٢٩/ ٩٤٠ بود); در حالى كه نويسنده هرگز چنين چيزى ننوشته و قصد نكرده است و البته اين سخن به لحاظ واقع هم بسيار نادرست است; زيرا دهه پس از غيبت اگر صغرى مراد باشد, سال ٢٧٠ و اگر كبرى مراد باشد, ٣٣٩ است كه هيچ يك با وفات كلينى مصادف نيست. بدتر از آن, مترجم در ترجمه, وفات كلينى را براى جامعه شيعه ناخوشايند دانسته است; در حالى كه نويسنده چنين چيزى را مراد نكرده است, بلكه توصيف او درباره دهه هايى است كه با غيبت امام آغاز و تا زمان فوت كلينى ادامه دارد. افزون بر اين, اشكالات ديگرى نيز در ترجمه وجود دارد; مثلاً مترجم همين جمله مورد بحث را با جمله قبل كه به ولادت امام زمان (عليه السلام) اشاره دارد و جمله اى مستقل است, با يك ويرگول وصل كرده است و بعد از ذكر زمان رحلت امام عسكرى بين دو هلال از خود جمله (به امامت رسيد) را افزوده است; در حالى كه بايد افزوده خود را درون دو قلاب قرار مى داد تا خواننده متوجه شود كه افزوده مترجم است. همچنين واژه decades را كه ساخت جمع دارد, مفرد ترجمه كرده است و واژه inauspicious را كه به معناى شوم است, (ناخوشايند و سنگين) معادل گذارى كرده است. اگر به فرض بپذيريم كه واژه شوم مترادف ناخوشايند باشد, واژه (سنگين) زائد است.
ترجمه پيشنهادى: امام دوازدهم[عليه السلام] در ماه شعبان و به احتمال زياد در سال ٢٥٦ ق/ ٨٧٠, به دنيا آمد. به نظر مى رسد چند دهه اى كه مقارن بود با غيبت ايشان در سال ٢٦٠ ق/ ٨٧٤ ـ كه به دنبال فوت پدرشان, امام يازدهم, امام حسن عسكرى [عليه السلام] واقع شد ـ تا وفات محمد بن يعقوب كلينى, گردآورنده اولين كتاب از ( كتب اربعه) روايى شيعه دوازده امامى, در سال ٣٢٩ق/ ٩٤٠, يك دوران آشكارا شوم براى جامعه شيعه دوازده امامى بوده است.
٢٦. متن (ص ١٢بند ٢):The association between Shiصism and dissident uprisings, especialy those of a socio-economic and political nature, clearly in evidence during the first half of the century continued into the latter part of the century. continuing decline in the centreصs revenues stemmed in part from the loss of Egypt and the Iranian provinces but was especially exacerbated by the deteriorating conditions in Iraqi agricultural centres, particularly the Sawad. Given the rising demands for foodstuffs placed on the latter by the burgeoning urban complexes of Baghdad and Samarra and, especially, the damage wrought to these areas by the second civil war and the siege of Baghdad in ٢٥١/٨٦٥ it is no conicidence that both of the major uprisings of the latter half of the third/ninth century - that of the Zanj (from ٢٥٥/ ٦٨٦ -٩ to ٢٧٠/٨٨٣) and the Qaramatians (٢٧٨/٨٩١ -٢ to ٣٦٨/٩٧٨) - occured following the civil war and the siege of Baghdad, arose in the Sawad and enjoyed the widespread popular appeal of agricultural and commercila/ trading elements. Both, moreover, possessed overtly Shiصi associations, however imperfevtly these can be understood based on the accounts of those who feared them.
ترجمه مترجم (ص ٥١): پيمان بين شيعه گرايان و شورشيان مخالف, مخصوصاً آنهايى كه از اوضاع اقتصادى ـ اجتماعى و سياسى نگران بودند, كاملاًمشهود است كه اين پيمان از نيمه اول قرن تا بخشى از نيمه دوم ادامه داشت. ادامه روند كاهش درآمد تا حدودى مربوط به ضرر ناشى از مصر و ايالت هاى ايرانى بود, ولى عمدتاً به وخامت شرايط مراكز كشاورزى عراق و خصوصاً سواد برمى گشت.
رشد تقاضاى خواربار با جوانه زدن مجتمع هاى شهرى بغداد و سامرا گره خورده بود, خصوصاً آسيبى كه از ناحيه جنگ دوم داخلى و محاصره بغداد در سال ٢٥١/٨٦٥ اين نواحى را فراگرفته بود.
البته اينها عامل اصلى شورش هاى بعدى در نيمه دوم قرن سوم/نهم نيستند كه طى آنها زنگيان (از ٢٥٥/٩ ـ ٨٦٨ تا ٢٧٠/ ٨٨٣) و قرامطه (٢٧٨/٢ ـ ٨٩١ تا ٣٦٨/ ٩٧٨) پس از جنگ داخلى و محاصره بغداد قيام كردند. اين قيام در سواد رخ داد و از عناصر تجارى و كشاورزى كه مورد توجه گسترده عموم بود, استفاده كرد; اما بيش از هر چيز برترى آشكار جامعه شيعى ولو به نحو ناقص قابل درك و مخاطره انگيز بود.
توضيح: در اين بند اشتباهات عمده وجود دارد. اولاً, مترجم بى دليل مطلب يك بند را به چهار بند تقسيم كرده است كه اين نشانه عدم مهارت او در ترجمه است. افزون بر اين, در جمله نخست اين بند, نويسنده از تداوم ارتباط ميان تشيع و قيام هاى مخالف حكومت, به ويژه قيام هايى با ماهيت اجتماعى ـ اقتصادى و سياسى سخن مى گويد. اما مترجم اولاً, واژه association را كه به معناى ارتباط است, به (پيمان) ترجمه كرده و واژه uprising را كه به مفهوم قيام ها است, به شورشيان, و بدتر از همه, تركيب those of a socio-economic and political nature را به (آنهايى كه از اوضاع اقتصادى ـ اجتماعى و سياسى نگران بودند), ترجمه كرده است. در اين ترجمه اشكالات متعددى به چشم مى خورد كه براى روشن شدن بحث, از توضيح برخى از آنها ناگزيريم. در اين ترجمه, واژه (اوضاع) معادلى در متن اصلى ندارد و اگر بگوييم مترجم محترم واژه nature را معادل آن گرفته است كه بعيد هم نيست, آن گاه عبارت (نگران بود) قطعاً معادل ندارد. افزون بر اينكه در جمله اصل, نه بحثى از اوضاع است و نه جايى براى نگرانى, بلكه نويسنده به قيام هايى اشاره مى كند كه داراى ماهيت اقتصادى ـ اجتماعى و سياسى است. ضمن اينكه در ذيل جمله مترجم دو اشتباه ديگر مرتكب شده است: يكى اينكه نوشته است: (…كاملاً مشهود است كه اين پيمان… ادامه داشت). طبق اين ترجمه, (كاملاً مشهود است), قيد براى ادامه پيمان است; در حالى كه در متن اصلى (كاملاً مشهود است), قيد براى قيام ها در قرن نخست است. ديگر اينكه مترجم عبارت continued into the latter part of the century را (از نيمه اول قرن تا بخشى از نيمه دوم ادامه داشت) ترجمه كرده است. روشن است كه the latter part of the century به معناى بخشى از نيمه دوم نيست, بلكه بايد چنين ترجمه شود: (… تا نيمه دوم قرن ادامه يافت). ساير جمله هاى اين بند نيز خالى از اشكال نيست, اما براى رعايت اختصار تنها ترجمه پيشنهادى را ذكر مى كنيم و مقايسه دو ترجمه و تطبيق آن دو با متن اصلى را به خواننده وا مى نهيم.
ترجمه پيشنهادى: ارتباط بين تشيع و قيام هاى مخالف [حكومت], خصوصاً قيام هايى با ماهيت اجتماعى ـ اقتصادى و سياسى كه طى نيمه اول قرن به وضوح مشهود بودند, تا نيمه دوم قرن ادامه يافت. افت مداومِ درآمدهاى مركز, تا حدودى معلول از دست دادن مصر و ولايات ايران بود, اما خصوصاً با وخيم تر شدن اوضاع در مراكز كشاورزى عراق به ويژه [منطقه] سواد, شدت يافت. با توجه به اينكه در اثر رشد مجموعه هاى شهريِ بغداد و سامرا و به ويژه در اثر خسارت وارده به اين مناطق در نتيجه دومين جنگ داخلى و محاصره بغداد در سال ٢٥١ق/ ٨٦٥م, تقاضاى مواد غذايى از سواد, افزايش يافت, اين به هيچ وجه تصادفى نيست كه هر دو قيام عمده نيمه دوم قرن سوم ق/ نهم م ـ [يعنى] قيام زنگيان ( از ٢٥٥ق/ ٨٦٨ ـ ٨٦٩م تا ٢٧٠ق/ ٨٨٣) و قرامطه (از ٢٧٨ق/ ٨٩١ ـ ٨٩٢م تا ٣٦٨ق/٩٧٨م) ـ كه به دنبال جنگ داخلى و محاصره بغداد اتفاق افتاد ـ و در [منطقه] سواد به وقوع پيوست و از اقبال عمومى گسترده اركان تجارى/بازرگانى و كشاورزى برخوردار شد. افزون بر اين, هر دو قيام آشكارا از پيوندهاى شيعى برخوردار بودند; هر چند بر اساس گزارش هاى كسانى كه از اين پيوندها هراس داشتند, به طور ناقص مى توان به اين نكته پى برد.
٢٧. (متن ص ١٧):The Shiصi Vizierates and the Rise of the Banu Nawbkht The composition of the different factions of the centre of the Abbasid polity whose deliberations resulted in the designation of the thirteen-year-old al-Muqtadir (reg. ٢٩٥/ ٩٠٨- ٣٢٠/٩٣٢) as caliph well illustrate the religio- political configurations which dominated at the elite level at the turn of the century. The Jarrahid Muhammad b. Dawud, representing the military/ merchant/ traditionist alliance, had argued for the son of the caliph al-Muصtazz, although صAli b. شIsa, the other Jarrahid consulted, made no suggestion. The Shiصite صAli b. al-Furat, representing the civilian eltie and some palace interests, propsed al-Mukhtafiصs brother, the young and potentially more malleable, Jaصfar, the choice of the caliph himself. The vizier, although apprehensive of the power of three separate military groupings - one in the provinces and two in the city, the latter including the police force -over such a youth, ratifed this choice at the caliphصs death.
ترجمه مترجم (ص ٦٢): وزارت هاى شيعى و قيام بنونوبخت
تركيب احزاب مختلف در پايتخت حكومت عباسيان كه نتيجه بررسى سيزده ساله خلافت مقتدر (حكومت ٢٩٥/٩٠٨ ـ ٣٢٠/٩٣٢) است, نشانه تغيير وضعيت سياسى ـ دينى است كه با تبديل قرن بر نخبگان حكمفرما شده بود. محمد بن داود ـ از بنو جراح ـ اتحاد بين حديث گرايان, بازرگانان و نظاميان را به فرزند خليفه معتز توصيه داد; گرچه على بن عيسى, يكى ديگر از بنو جراح, در اين باره پيشنهادى ارائه نكرد.
على بن فرات شيعى شخصيت برجسته اى است كه با استفاده از مصالح كاخ جلب نظر برادر مكتفى را نمود, جعفر جوان سازگار و نيروى بالقوه اى بود كه مى توانست جانشين خليفه شود.
وزير گرچه بيمناك نيروى مجزّاى سه ارتش بود: يكى در ايالت و دو نيرو در شهر كه نيروى شهرى شامل نيروى پليس نيز مى شد, صرف نظر از جوانى, او را به عنوان جانشين خليفه پس از مرگش تعيين كرد.
توضيح برخى از اشكالات ترجمه: در ترجمه بند فوق نيز مشكلات اساسى به چشم مى خورد. در جمله نخست بند فوق, اشتباهى فاحش روى داده است. مترجم عبارت whose deliberations resulted in the designation of the thirteen-year- old al-Muqtadir را به (نتيجه بررسى سيزده ساله خلافت مقتدر) ترجمه كرده است; در حالى كه اين عبارت معناى روشنى ندارد; زيرا اگر سيزده ساله را قيد براى بررسى بگيريم, چنين بررسى اى در تاريخ انجام نشده و نويسنده نيز از آن سخن نگفته است و اگر قيد براى خلافت مقتدر بگيريم, اين با عبارت داخل دو هلال كه دقيقاً بعد از عبارت فوق آمده و بيانگر سال هاى خلافت مقتدر است, ناسازگار است. همچنين در ذيل جمله, مترجم واژه configurations را به تغيير وضعيت ترجمه كرده; در حالى كه به معناى تركيب بندى و جناح بندى است. در جمله بعدى اين بند هم مترجم دچار اشتباه شده است. او عبارت representing the military/ merchant/ traditionist alliance, had argued for the son of the caliph al-Muصtazz را به (اتحاد بين… توصيه داد) ترجمه كرده است. همان گونه كه ملاحظه مى شود, در متن اصلى از توصيه دادن خبرى نيست. افزون بر اينكه فعل (توصيه دادن) معناى روشنى ندارد و فعل had argued for هم ترجمه نشده است. ظاهراً مترجم representing را به معناى (توضيح دادن) گرفته است; در حالى كه representing يك تعبير وصفى است كه فاعل جمله يعنى محمدبن داوود را وصف مى كند كه او نماينده اتحاد نظاميان/ تاجران/ بازرگانان بوده است. در ذيل جمله نيز فعل consulted ترجمه نشده است. در دو جمله بعد كه مترجم طبق معمول بى جهت آنها را به دو بند مجزا تبديل كرده است, نيز اشكال وجود دارد. جمله نخست از اساس ويران است و ضمن اينكه اصل پيام جمله را نرسانده است, در مفردات نيز دچار اشتباه شده است; مثلاً مترجم واژه representing را كه به مفهوم نماينده است, درست ترجمه نكرده است. در هر صورت, براى رعايت اختصار از توضيح ساير اشكالات ترجمه اين جمله و نيز جمله بعد صرف نظر مى كنيم و تنها ترجمه پيشنهادى را مطرح مى كنيم تا با مقايسه دو ترجمه با متن اصلى اشكالات ترجمه مترجم محترم روشن شود.
ترجمه پيشنهادى: وزارت هاى شيعى و ظهور بنونوبخت
تلفيق جناح هاى مختلف در مركز حكومت عباسى كه مشورت هاى آنها موجب انتصاب مقتدر [باللّه] سيزده ساله (خلافت: ٢٩٥ق /٩٠٨م تا ٣٢٠ق/ ٩٣٢م) به خلافت شد, به خوبى نشان دهنده تركيب بندى هاى دينى ـ سياسى بود كه در ابتداى قرن در سطح نخبگان حاكم بود. محمدبن داود كه از بنو جرّاح و نماينده ائتلاف حديث گرايان, تجّار و نظاميان بود, از فرزند خليفه معتزّ حمايت كرده بود, اما على بن عيسى, فرد ديگرى از بنو جرّاح كه مورد مشورت قرار گرفت, هيچ پيشنهادى نداشت. على بن فرات كه شيعه و نماينده طبقه نخبه كشور و برخى گرايش هاى دربارى بود, برادر مكتفى [باللّه] يعنى جعفر را پيشنهاد كرد كه جوان و بالقوه انعطاف پذيرتر و منتخب خود خليفه بود. گرچه وزير نگران تسلط سه گروه نظامى مجزّا بر چنين جوانى بود ـ يك گروه در ايالت ها و دو گروه در شهر [بغداد] كه دومى شامل نيروهاى نظميه بود ـ اما اين انتخاب را به هنگام مرگ خليفه تأييد كرد.نتيجه گيرى
از ملاحظه اشكالات ياد شده كه از باب نمونه ذكر شدند, آشكار است كه ترجمه انتشار يافته از كتاب داراى اشكالات اساسى فراوانى است كه به دلايل مختلف رخ داده است; به گونه اى كه مى توان ادعا كرد كه كمتر جمله اى در اين ترجمه خالى از اشكال است. بنابراين ترجمه موجود هرگز پيام نويسنده را كه البته آن هم پر از اشكال است, منتقل نمى كند. در نتيجه, هر چند مترجم محترم در امر ترجمه حاضر زحماتى را متحمل شده است, اما ترجمه او به هر دليل دچار نقص فراوان بوده و ديدگاه نويسنده را منعكس نساخته است و از اين روى, نه تنها به جامعه علمى كمكى نمى كند, بلكه ممكن است بسيارى را در اشتباه اندازد.