آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨

آينه آينه پژوهش



نشر آينه پژوهش چون در آستانه شماره (صد) قرار گرفت, بانيان آن سزامند چنان دانستند كه به نقد (آينه پژوهش) بنشينند و از پس فهم استوارى اين انديشه و كار آمدى اين نظر, در انديشه شدند كه چگونگى ها, بايستگى ها, نبايستگى ها و چندى و چونى مجله را در آينه صاف و بى غبار خوانندگان بنگرند. از اين روى عزم كردند تا از خوانندگان, استادان و فرهيختگان و انديشوران قبيله قلم بخواهند كه:
بنويسند, نقد كنند, راهنمايى خود را عرضه كنند و با نوشتن و نقد كردن و ارزيابى هاى خود از مجلّه بانيان آن را بنوازند و از چگونگى ها و چه سانى هاى مجله سخنى به ميان آورند و از آرزوها و آرمان هاى كوتاه و بلند خود در سمت و سويى كه مجله نشر مى يابد پرده بردارند….
بواقع از خوانندگان خواستند شماره (صد) را (آينه) (آينه پژوهش) بدانند و چگونگى آن را در صافى حقيقت نماى بنان و بيان خود بنمايانند تا بانيان نيز با چگونگى ها آشنا شوند و چين و چروك هاى صورت كار خود و كاستى ها و شايستگى هاى تلاش خود را دريابند و اينهمه پاسخ هايى است به فراخوان مجله با سپاس از عزيزان پاسخ گو و دست مريزاد به همه آن بزرگواران.


استاد ارجمند, محقق عاليقدر. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
باسلام و احترام
اميدوارم به كامى و بهروزى همبر زندگى آن بزرگوار و توفيق مدام باشد
اكنون ـ به توفيق الهى و مدد متفكران و انديشوران و همراهى و همدلى فرهيختگان و قبيله قلم ـ مجله آينه پژوهش در آستانه نشر صدمين شماره است. بانيان مجله برآنند كه صدمين شماره را ويژه نقد و بررسى آنچه گذشته است قرار دهند و با نگاهى به گذشته از طريق ارزيابى دقيق آن, (اكنون و چند و چونى حال) را باز شناسند و براى فردايى بهتر تجهيز شوند. از اين روى اميدوارند ديدگاه آن فرهيخته ارجمند را درباره نكات ذيل دريابند و در صورت صلاحديد حضرت عالى پاسخ را در شماره ويژه به چاپ سپارند:
١ . چه تعداد از شماره هاى مجلّه را ـ تقريباً ـ مطالعه كرده ايد.
٢ . چه بخشها و چه نوع مقالاتى از مجله براى شما جذابيت بيشترى داشته است.
٣ . چه نوع بحثها, مقالات و يا بخشهايى را لازم مى دانيد بر صفحات مجله افزوده شود.
٤ . چه نقدهايى را متوجه شماره هاى گذشته مى دانيد.
٥ . در شماره هاى آغازين, مجله بخشى داشت با عنوان بايسته هاى پژوهش. اين بخش براى آن رقم گشوده شده بود كه پژوهشيان ارجمند و عالمانى كه احتمالاً به موضوعات, آثار, كتابها و مسائلى انديشيده اند و مجال پرداختن بدانها و به سامان آوردن آنها را نداشته اند, از اين طريق آن همه را در پيشديد ديگران كه شايد چنان مجالى را فراچنگ داشته باشند, بنهند و بدين سان بر پربرگ و بارى ميراث مكتوب يارى رسانند. اكنون سزامند مى دانيم كه بپرسيم حضرت عالى چه كتابهايى را شايسته ترجمه مى دانيد, و يا كدام كتاب از متون كهن را بايسته تحقيق و بازخوانى و نشر مى شناسيد, و يا به چه موضوعاتى انديشيده ايد و هماره در ژرفاى جان مى خواستيد كه اى كاش آن موضوع پژوهش مى شد و نشر مى يافت, و بالأخره چه طرح و طرحهايى را ضرورى مى دانيد تا اجرا شود و اگر شما را مجالى بود چنان مى كرديد و اكنون علاقه منديد ديگران بدان بپردازند و… .


باسمه تعالى
جناب آقاى جنتى, با سلام و احترام
حسب الامر چند سطرى نگاشته ام كه تقديم مى دارم, اگر صلاح ديديد چاپ كنيد و تصرّف عدوانى هم مانعى ندارد, هر چند پيشتر براى آن كسب اجاز ه هم نمى كرديد!
مـن ز رخسـار تو آيينه پرستـم زيـرا كه هم آيين و هم آيينه صاحب نظرى
نشر صدم شماره آينه پژوهش مجالى است فرخنده كه قلم به دستانى, قلمى هاى خويش و قبيله خويش را بازخوانند و صد كه هزار خاطره شيرين برگ شماريِ اين دانش نامه گرامى را به ياد آورند و به گوشِ جان باز نيوشند كه الحق (هر ورقش دفترى است…); و ترنّم كنند كه:
هـر چنـد چو آيينـه يك حـرف نمى گويى صد طوطيِ خامش را سرگرم سخن دارى
بارى,كمتر گرامى نامه اى چنين دولت و اقبال مى يابد كه شايستگان با پايمردى در فراز و نشيب هاى اين سرزمين و اين سرزمان, آن را چنين پاس دارند:
دلم چو آينه خاموش گوياست به دسـت بوالعجب آيينه دار ى
كـز او در آينه ساعت به ساعت همى تابد عجب نقش و نگارى
و صاحب قلمانى بى جوياييِ نام بر سر آن از سرِ خامه خويش بگذرند:
باده با رندان صافى سينه مى بايد زدن حُسن اگر دارى درِ آيينه مى بايد زدن
و سرانجام صاحب نظرانى ـ نه اندك ـ چنينش زمزمه كنند كه:
صاف كن سينه اگر ذوق تماشا دارى كـه از اين آينه آفـاق سراسر پيداست
و البته از حق نبايد گذشت كه راد مرد فرزانه جناب مهدوى راد, و فاضل فرهيخته جناب جنّتى را بر گردن اين نشريه حقى است عظيم و به ويژه خوش خويى و قلم پرورى و بردبارى و پايدارى اين دوم عزيز را بايد ستود و بر دست اندر كاران, براى اين انتخاب دست مريزاد گفت و از هم ايشان خواست كه برگزيده خويش را نيك بنوازند.
و اكنون كه آينه پژوهش اصحاب خويش را به آيينى يادآور جشن سدگان, فراخوانده و فرموده كه:
دبيران پژوهش به كار آورند كم و بيشِ آن در شمار آورند
نكته هايى را محض استيناس بر كاغذ مى آورم:
١. نوشته هاى كوتاه ـ آن گونه كه در معرفى هاى اجمالى نمودار است ـ بيش از مقاله هاى بلند مورد توجه قرار مى گيرد و فتح باب آن در آينه پژوهش را بايد ارج نهاد. اين بخش را مى توان به چند حوزه ديگر هم تعميم داد:
ييكى معرفى اجمالى نرم افزارهاى حوزه علوم انسانى ـ چه آنها كه در داخل كشور توليد مى شود و چه آنها كه در فراسوى مرزها و بيشتر در كشورهاى عربى فراهم مى آيد ـ كه همه را يك به يك بايد شناساند و مجال نقد و بررسى آنها را فراروى محققان گشود.
دوم معرفى پايگاه هاى اينترنتى است كه كارايى آنها براى پژوهشگران انكار ناپذير است.
سوم چنانچه آينه پژوهش با مؤسسات آموزش عالى قراردادى منعقد سازد كه نسخه اى از پيشنهاد (=پروپوزال)هاى پايان نامه هاى دكترى و كارشناسى ارشد و كارشناسى و نيز طرح هاى پژوهشيِ اعضاى هيئت علمى خود را در حوزه علوم انسانى به مجرّدِ تصويب براى دفتر مجله ارسال كنند و از اين سو بخشى هم در مجله به معرفى چنين تحقيقات در حال انجام اختصاص يابد, اين آينه دارى هم از پژوهش هاى مكرر و موازى بر حذر خواهد داشت و هم وضعيت پژوهش در كشور را به اطلاع محققان خواهد رساند.
ديگر آنكه اهل تحقيق مى دانند گاه در جريان مطالعات و جستارهاى خويش, به نكته هاى تازه يابى برمى خورند كه ساعت ها آنان را سرخوش و سرگرم مى دارد. اين نكته ها كه معمولاً نطفه مقالات پژوهشى است, گاه چنين حظّى نمى يابند كه پرورده شوند و به صورت مقاله اى در آيند و بدين روى در گوشه ذهن و يا در لابه لاى يادداشت هاى آنان به فراموشى سپرده مى شوند. اگر در بخشى از مجله, اين (نويافته هاى پژوهشگران) را ـ كه اغلب در يكى دو بند گزارده مى شوند ـ عرضه شوند, طراوت و سرمستيِ يابنده آن به ديگران هم تسرّى مى يابد و به يقين گره از كار تحقيق بسيارى خواهد گشود.
پنجم,در كنار تجديد و احياى بخش (بايسته هاى پژوهش), به نظر مى رسد بخشى هم به عرضه سؤالات پژوهشگران اختصاص يابد تا هر محقّقى در جريان كار خود به مانعى رسيد كه گذر از آن برايش ميسّر نبود, از خانواده بزرگ مخاطبان آينه پژوهش استمداد كند و فرصتى براى تضارب آرا پيش آورد كه اين به يقين بركت آفرين خواهد بود و چه بسا سر نخ هاى تحقيق كه از اين ميان به دست آيد.
.٢ شناسايى گسترده اهل قلم و اهل نظر و ارسال نشريه براى آنان نيز كارى بسزاست تا اولاً گوهريان بيشترى قدر اين گوهر بدانند و ثانياً, با گسترش اصحاب آينه و تماشاگران آن, پربارى و ماندگارى آن تضمين گردد. بيش از اين تصديع را روا نمى دارم كه صائب فرمود:
حـالـت آيـينـه بـر اربـاب بيـنـش روشـن اسـت جوهرى گر دارى اى روشن سخن خاموش باش سيد محمد رضا ابن الرسول
دانشگاه اصفهان
باسمه تعالى شأنه
سرور ديرين دانشمند, استاد ارجمند, حضرت حجت الاسلام آقاى مهدوى راد(دام ظلّه)
با عرض سلام و تجديد مراتب اخلاص و احترام
در پاسخ نامه آن جناب راجع به تدارك ويژه نامه گرامى آينه پژوهش, ضمن عرض تحيّات و تهنيت قلبى به مناسبت اين امر پر ميمنت, و تقدير و تقديس مساعى جميله شما طيّ هفده سال انتشار مستمرّ نامه كرامند كه خدا داند چه اندازه در آگاه گرى اهل علم و كتاب خوانان و ترويج معارف مصدر خدمات ثمينه بوده ايد ـ جزا كم الله تعالى خير جزا ـ در امتثال امر عالى به سؤالات مطروحه اختصاراً جوابگو مى شود:
١. تمامى شماره هاى مجله را ـ كه هم از شماره نخست لطفاً براى حقير امر به ارسال فرموده ايد ـ تقريباً من البدو الى الختم مطالعه كرده ام.
٢. البته بخش كتابگزارى ها, نقد ونظرها, و مقالات تحقيقى(كه حظّ وافر يافته ام).
٣. مباحث و مقالات در باب كتاب ها و متون تاريخ علم, تاريخ فِرَق شيعه. و به عقيده بنده گفتارهاى دين شناسى تطبيقى (چون به هر حال مجلّه وابسته به حوزه علميه مذهبى است) ـ كه جاى آن در مجلّه خالى بوده است.
٤. به نظر اين جانب بعضى از موضوعات مذهبى كه در عصر حاضر (كاركرد) (Function) خود را از دست داده اند و به اصطلاح قديمى و متروك يا منسوخ شده اند, قلمفرسايى درباره آنها يا كتابگزارى متون آنها حرام كردن كاغذ و مركّب است; چيز نوشته هايى كه هيچ سودى براى حال و مآل مردم كتاب خوان ندارند. بنده گمان مى كنم بهترين معيار و ملاك يا شعار در امر بهگزينى مطالب و نقد النصوص و مقالات واصله, همين آيت شريفه تواند بود كه : ( و اما الزبدُ فيذهب جفاءاً و ما ينفع للناس فيمكث فى الارض). اميدوارم عرض خود را توانسته باشم به اشارت بيان كرده باشم.
٥. همان بخش (بايسته هاى پژوهش) (در شماره هاى نخستين) مؤيد عرايض قبلى بنده است. واقعاً بايد ديد كه نياز جامعه امروزين از حيث اطلاعات تحقيقى و علمى و كتاب شناسى چيست و اصل سودمندى مطالب و آنچه (ما ينفع للناس) براى اهالى كتاب باشد, كدام است. در امر داير كردن چنين بخشى و يا بخش هاى ضرورى و مفيد در عرصه اطلاع رسانى موافق با مقتضيات و مطالب زمانه اقدام جدّى مبذول نمود. زياده از كلّى گويى هاى خود اعتذار مى نمايم. توفيق بيش از پيش آن عزيزان با اخلاص را همواره مسئلت دارم. مدى الايام و الشهور بطول السنين و الدهور مخلص ارادتمند قديمى: اذكائى
همدان
١٦/٨ / ٨٥
بسم الله الرحمن الرحيم
مدير محترم مجله آينه پژوهش جناب آقاى جنّتى(سلّمه اللّه)
اكنون كه مجله آينه پژوهش در آستانه طلوع يكصدمين شماره خود است, مناسب ديدم از زحمات مديران و همه دست اندركاران تدوين و نشر مجله و نيز از ارباب علم و اصحاب قلم كه از مقالات پرمايه آنها در مجله تا كنون بهره گرفته ايم, تشكر و قدردانى كنم. اين سفره اى كه شما گسترده ايد و اين فضاى علمى اى كه ايجاد كرده ايد, براى دانشمندان و محققين حوزه و دانشگاه عرصه بروز و ظهور ابتكارات علمى يا گزارش هاى جالب و ناشنيده يا نقدهاى متين و درس آموز مى تواند باشد. هم شما كه در گزينش و چينش اين مقالات و رعايت تناسب مطالب هر شماره اعمال هنر و سليقه مى كنيد هم نويسندگان بخش هاى مختلف كه مباحث هر شماره را فراهم مى آورند و به واقع پركننده سفره گسترده شما هستند, در تعالى و تعميق پژوهش هاى دينى و نشان دادن اصالت و عظمت فرهنگ اسلامى سهيم و در اجر معنوى آن شريك هستيد; چرا كه (ان اللّه لا يضيع اجر من احسن عملاً).
نكاتى چند از سر مهر و وفا و در پاسخ دعوت پر صدق و صفاى شما معروض مى دارم:
١. از جمله شايستگى هاى ارباب مجله دارا بودن سابقه كارى زياد است. شما انبوهى از تجربيات را همراه داريد و با بسيارى از صاحبان قلم ارتباط برقرار كرده ايد. چه بسيار نويسندگانى كه در سابق با شما همكارى خوبى داشته و اكنون به رحمت ايزدى پيوسته اند و بايد از آنان نيز ياد و تجليل شود و چه بسيار نويسندگانى كه پيشگام طرح برخى مباحث و مبتكر در گشودن ابواب مختلفى از علوم بوده اند و امروز كمتر از آنان ياد مى شود.
سهم و ارزش و قدر بزرگان اهل قلم به جاى خود, ولى امروز بايد مراقب باشيد كه با وارد شدن مجلات و نويسندگان جوان و پرتلاش حوزوى و دانشگاهى به عنوان رقباى عرصه علم و مطبوعات دينى, پيشگامى و رونق خود را از دست ندهيد.
٢. عنوان مجله شما عام و فراگير است و در حوزه كتاب و كتاب شناسى دينى, طيف وسيعى از پژوهش هاى علمى را پوشش مى دهد و اين كمك خوبى است كه مجله را تنوع ببخشيد; چرا كه در مقايسه با مجلات تخصصى كه محدود به فلسفه و كلام يا تاريخ و سيره يا ادبيات و هنر يا فقه و اصول هستند, دست شما در تدوين هر شماره بيشتر باز است و همين توقع بيشترى ايجاد مى كند كه از انتشار مقالات كم محتوا و بى مايه يا بى خاصيت كه مصداق روشن (علم لا ينفع) است و از آن بايد به خدا پناه برد, پرهيز كنيد و از سوى ديگر در گزينش برخى مقالات وسواس علمى پيدا نكنيد و دارا بودن درصد بالايى از معيارهاى علمى را كافى براى چاپ و نشر بدانيد.
٣. تأخير نداشتن در عرضه شماره جديد در موعد مقرر امتيازى ديگرى براى شماست كه نشان مى دهد مايه هاى اصلى مجله همواره بيش از نياز يك شماره موجود است, ولى از سوى ديگر توقع مى رود كه تدبيرى اتخاذ كنيد تا مقالات رسيده كه از امتياز كافى براى نشر برخوردار هستند, در فايل ها محبوس نمانند.
هر مقاله مى تواند جرقه اى باشد كه خرمن افكار ديگران را روشن كند. پس مقالات خوبى كه ماه ها كنار مى مانند و كهنه و بيات مى شوند و ابتكار و سبقت و نوآورى نويسندگان آنها با آمدن مقالات مشابه ناديده انگاشته مى شود, مورد جفا قرار گرفته اند.
٤. اگر تصميم به برقرارى جشنواره تولد يكصدمين شماره مجله را داريد, مى توانيد برنامه هاى زير را در دستور كار خود قرار دهيد:
الف) بررسى وضعيت مجلات حوزه دين در يك دهه اخير از حيث محتوا, چاپ, نشر و مديريت كه ترجيحاً از سوى يكى از مقامات دولتى در وزارت ارشاد يا شخص وزير انجام شود.
ب) ارتباط مجله با نشريات همسو كه از طريق جناب عالى گزارش مى شود.
ج) بررسى مشكل نويسندگى و ويرايش در مجلات دينى كه يكى از ويراستاران پرسابقه و پرمايه بايد عهده دار آن شود و فرصت خوبى براى ساماندهى كار ويرايش با ارائه پيشنهادهاى لازم مى تواند باشد.
د) وضعيت نويسندگى در حوزه هاى علميه كه ترجيحاً يكى از نويسندگان پرسابقه در مجلات حوزوى عهده دار تبيين آن باشد.
هـ) برگزارى مراسم تقدير از:
ـ پركارترين نويسنده به لحاظ همكارى با اين مجله (فقط با لحاظ سابقه و كميت كار);
ـ بهترين نويسنده در ارائه مقالات با كيفيت در رشته نقد, معرفى, تحقيق علمى و… ;
ـ بهترين خواننده و ناقد مجله يا مشاور علمى و ارزياب;
ـ بهترين نيروى اجرايى در دفتر مجله كه زير نظر سردبير و مدير اجرايى كار مى كند;
و) انتقال تجربيات سردبير در برخورد با نويسندگان و چگونگى اداره مجله و تقدير و تشكر از حضار.
٥. همزمان با برگزارى جشنواره مذكور انتشار چند ويژه نامه در فضاى اين جشنواره براى حاضران مى تواند جالب باشد; از جمله:
الف) فهرست مقالات همه شماره ها در يك شماره;
ب) فهرست موضوعى مقالات كه مهم تر از فهرست اول است;
ج) گلچين بهترين مقالات از بخش هاى مختلف در يك شماره ويژه;
د) گلچين نامه هاى واصل و انعكاس نقطه نظرات اعلام و شخصيت ها درباره مجله. وفقكم اللّه و ايانا لخدمةالاسلام والمسلمين
و انا العبد الراجى رحمة ربه البارى
رضا اسلامى ١٥/٢/٨٥
بسمه تعالى
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى محمدعلى مهدوى راد(دام عزه )
سردبير محترم مجله آينه پژوهش
سلام عليكم
احتراماً, نامه شماره ١٤٢٤ / پ ٢٦/٧/٨٥ آن برادر ارجمند عز وصول بخشيد. حقير پس از دريافت نامه در پى مجالى بودم كه دعوت شما را به گونه اى مبسوط پاسخ دهم و بدين وسيله زحمات فراوان شما و ساير همكاران را ارج نهم, ولى متأسفانه توفيق نيافتم و از طرفى بى پاسخ گذاشتن نامه شما را نيز روا نمى دانستم. چنين شد كه تصميم گرفتم چند سطرى به مقتضاى ادب تقديم دارم.
بحمدالله مجله وزين آينه پژوهش در مجموعه مجلات پژوهشى به ويژه مجلاتى كه ويژه نقد كتاب و معرفى آثار پژوهشى در ساحت هاى دينى هستند, از جايگاه بلند و شايسته اى برخوردار است.
صرف نظر از انبوه كتاب هاى دينى كه متأسفانه بسيارى از آنها محتوايى سست و عوامانه دارند و بعضاً آميخته با خرافات و مطالب بى پايه و اساس اند و به وفور چاپ و نشر مى شوند و به هيچ وجه درخور معرفى و يا نقد و بررسى نيستند, در سال هاى اخير به بركت انقلاب اسلامى توليد كتاب و آثار علمى پژوهشى در عرصه دين به نحو چشمگيرى فزونى يافته است و اين البته امر مبارك و ارزشمندى است, ولى صد البته اگر اين آثار به وسيله نقادان توانمند و شايسته مورد ارزيابى قرار نگيرند و در كوره نقد عيار آنها سنجيده نشود و سره از ناسره جدا نگردد, توليد و عرضه آثار دينى جايگاه واقعى خويش را نخواهد يافت.
اين جانب از علاقه مندان مجله آينه پژوهش بوده و هستم و تقريباً همه شماره هاى آن را اجمالاً ديده ام و از برخى مقالات آن استفاده كرده ام. به نظر مى رسيد برگزارى ميزگرد و انجام مصاحبه با صاحب نظران و فرهيختگان عرصه نقد و تصحيح و پژوهش و نيز گزارش برخى گفتمان ها و همايش ها در همين زمينه مى تواند بر غناى مجله و جذابيت بيشتر آن بيافزايد. اسماعيل اسماعيلى
جانشين مدير مسئول مجله حوزه
دبير شوراى مطبوعات (دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)
بسمه تعالى
از بخش هاى ارزشمند مجله آينه پژوهش, قسمتى است كه حالات دانشمندان, نويسندگان, مراجع تقليد و بزرگان دين را پس از فوت آنان مى نگارد. اهميت و ارزش اين نگارش از چند جهت است:
١. بسيارى از فرهيختگان ممكن است فقدان چنين عالم و دانشمندى را ندانند و ياممكن است بدانند, ولى از خدمات, آثارعلمى, قلمى و … سال تولد, دوران زندگى, حسن اخلاق و رفتار آنان و نيز زحمات و تلاش هايى كه در دوران زندگى داشته, اطلاعى نداشته باشند و نگارش شرح حال آنان علاوه بر آگهى بر احوال و آثارشان, مى توند راهنما و الگويى براى بازماندگان و به ويژه جوانانى كه مى خواهند در مسير علم و تحقيق گام نهند, باشد.
٢. بزرگداشتى است از مقام علما و دانشمندان كه بايد ياد و نام آنان در جامعه و نيز در عرصه حوزه هاى علمى, دينى و دانشگاهى بماند و به وسيله نگارش شرح حال از غربت بيرون آمد, تا جزء گروهى كه درباره آنها گفته مى شود: (عاشَ غريباً و ماتَ غريباً), نباشند.
٣. نگارش شرح حال دانشمندان, نشانه تمدن و فرهنگ يك ملت, يك جامعه و يك كشور است و به ساير ملل مترقّى جهان مى فهماند تا چه حد براى دانش, دانشمند و علم و تحقيق ارج و منزلت قائل اند كه بعد از فوت نيز از يادها نرفته و گويا زنده اند.
٤. قلم رسا و جاذب نويسنده, محقق و دانشمند اين مقالات جناب حجت الاسلام ناصرالدين انصارى قمى,بر ارزش و اهميت آن افزوده; به گونه اى كه خواننده احساس خستگى نمى كند و با نشاط اين سلسله مقالات را پى گيرى مى كند.
در خاتمه توفيق روزافزون متصديان و مديران مجله و نويسنده محترم اين مقالات را از خداوند متعال خواستارم. احمد امين شيرازى
٢٠ بهمن ١٣٨٥
بسمه تعالى
اينجا چراغى روشن است
بهره گيرى از قلم صاحبان رأى و انديشه و روشن بنيان عرصه ادب و حكمت اسلامى, ويرايش سخت و بجا به همراه چاپ كم نقص و حتى بى نقص نشريه آينه پژوهش, بى گمان بيانگر و نشان دهنده مديريت آگاه و پى گيرى ياران و اصحاب دلسوز و با همت اين نشريه وزين است; اما با اين همه, اين سؤال پيش مى آيد كه با تمام زحماتى كه براى چاپ اين مجله كشيده مى شود, چرا جز اندكى از چهره هاى فرهيخته و يا آنانى كه بنا به دلايلى از آن جمله كه محل چاپ مقاله استادان قرار گرفته و حالا تبديل به منبع امتحانى شده است و… دانشجويان بايد به تعداد, آن مقاله را تكثير كنند, محل توجه و دقت نظر قرار گرفته است. بايد گفت هر چند آينه پژوهش در روند رو به رشد خود تا حدى ـ شايد حتى از ديد صاحب امتياز خود بسيار فراتر از آنچه توقع وجود دارد ـ جايگاه خود را به دست آورده است, اما همچنان كه آمد اين مسئله از ديد نگارنده تنها همان (تا حدّى) است; چه اينكه در اين آشفته بازار فرهنگى كه هراس نگاه به دست ديگرى دارد و مشق از روى ديگرى مى نويسد و (فرهنگ), دكّانى گشته است پر زرق و برق كه سوداگران آن ـ متأسفانه ـ از سرقت يكجاى كالاهاى ديگران حتّى خم به ابرو نيز نمى آورند, جايگاه پر رونق نشرياتى چون آينه پژوهش و خلأ آن در داد و ستدهاى فرهنگى كشور, بيشتر به چشم مى آيد. به راستى اين مسئله از كجا نشئت مى گيرد؟ امروزه توزيع مناسب و تبليغات, دو ركن مهم از اركان شناخت يك نشريه است كه البته با فرض آنكه مجله آينه پژوهش حتى قصد فعاليت اقتصادى نيز نداشته باشد, قرار گرفتن آن در كيوسك هاى روزنامه فروشى, فروشگاه هاى كتاب و محصولات فرهنگى و مانند آن, اين امكان را براى نشريه و مخاطبان آن فراهم مى آورد كه (ديده شوند); حتى اگر تمام نسخه هاى آن مُهر (مرجوعى) بخورند كه با شناختى كه از نشريه آينه پژوهش دارم, اين امر را بعيد مى دانم.
ديده شدن و جذب كردن مخاطب كار آسانى نيست; تبليغات و توزيع يك روى ماجراست; روى ديگر, جذابيت بصرى و گرافيك نشريه است. در اين زمينه آينه پژوهش در طراحى جلد و فونت فارسى نگار, عملكرد بسيار خوبى داشته است; امّا با تمام سفيد خوانى اى كه گاهى اوقات در مجله رعايت مى شود, صفحات داخل, آن جذابيت بصرى را ندارند; حتى نشريه اگر به دليل صبغه فرهنگى ـ پژوهشى خود تمايلى به استفاده از رويكرد (تصوير محور) (Photograghic) نداشته باشد, دست كم مى تواند از رويكرد (خط محور) (Typograghic), منتها با تمام قابليت هاى آن ـ كه كمترين آن استفاده از (سوتيتر) در صفحات متن است ـ استفاده كند. مى توان مطمئن بود كه با بهره گيرى از اين رويكرد با جذاب تر كردن فضاى بصرى مجله, تمايل بيشترى در خواننده براى خوانش مقاله و مطالب بى شمار آن ايجاد خواهيم كرد; چه اينكه مى توان اميد داشت با ژرف نگرى بيشترى در برخى مسائل كه گاهى كوچك مى نمايند, در كنار محتواى غنى و پربار نشريه كه ديگران هميشه و در همه حال حسرت داشتنش را برده اند, آينه پژوهش با پايندگى و پويايى هميشگى خويش, زنگار از آينه پژوهش اين سرزمين بزدايد. محمد باقر انصارى
بسمه تعالى
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى مهدوى راد(زيدعزه)
سردبير مجله آينه پژوهش, سلام عليكم
خبر نشر حدود صد شماره از نشريه گرانسنگ آينه پژوهش مرا به سال ها قبل برد و خاطره چند سالى را كه در آن مجله وزين زير نظر جنابعالى تلمذ مى كردم, زنده كرد; هرچند كه اين جانب از آن زمان تاكنون معمولاً آن نشريه را تورق نموده و از مطالب آن بهره برده ام و گهگاه در كلاس درس منابع مرجع به آن استناد كرده و همچنين به برخى مقالات آن سرك كشيده و مطالبى از آن را در وب لاگ اينترنتى حوزه قرار داده ام. بايد اضافه كنم كه بيشتر نقدهاى مجله برايم تازگى داشته و از نمايه آن استفاده فراوان برده ام و آن را به دوستان زيادى معرفى كرده ام.
با توجه به گذر زمان و نقش اساسى فنّاورى اطلاعات و ارتباطات و تأثير شايان ذكر آن بر قشرهاى مختلف در سود ده و سود رساندن, مطالبى به ذهنم خطور كرد كه جسارتاً به شرح ذيل تقديم مى كنم:
ـ امروزه علاوه بر كتاب و مجله, پايگاه هاى اينترنتى و نشريات الكترونيكى بسيار زيادى وجود دارد كه همانند كتاب ها و نشريات چاپى قابل استفاده هستند و سريع تر در محيط هاى مختلف نمود دارند; چرا كه با جست وجوى الكترونيكى به راحتى در دسترس قرار مى گيرند و هزينه و حجمى را هم نمى طلبند. به نظر مى رسد اختصاص سر فصل هاى جديدى به اين منابع و نقد و معرفى آنها به دانش پژوهان و تشنگان اطلاعات كمكى نمايد تا بهتر و مناسب تر و جامع تر از مطالب استفاده كنند يا استفاده برسانند.
ـ برخى از متون مرجع در علوم انسانى مرتبط با دين وجود دارد كه به زبان اصلى اند و فارسى زبانان, يا آن را نمى شناسند يا اگر مى شناسند, اعتبار آن را نمى دانند; هر چند كه در خيلى مراكز تخصصى يا دانشگاه ها مورد استفاده قرار مى گيرد.خوب است امثال اين آثار نقد و معرفى شوند يا اگر ترجمه شده اند و ترجمه هاى آن خالى از خطا نيست, به تصوير كشيده شوند تا انگيزه اى براى ترجمه مجدد آن گردد; زيرا صرف وجود يك ترجمه در بازار كتاب, هر چند پر از خطا, مترجمان را بر نمى انگيزد تا ترجمه ديگرى از آن ادامه دهند.
ـ معرفى امكانات و ظرفيت هاى كتابخانه هاى معتبر يا كتابخانه هاى الكترونيكى كه خدماتِ تحويل مدرك دارند, معرفى اشخاص صاحب نظر در زمينه كتاب و كتاب شناسى و نقد كتاب, ارائه مقالاتى در روش تحقيق و اصول نقد, معرفى پايان نامه هاى ناب در مقطع ارشد و دكترا, معرفى نمايشگاه هاى كتاب به صورت تخصصى نه صرف بيان خبر, معرفى بانك هاى اطلاعاتى الكترونيكى, نقد و معرفى برخى از نويسندگان و ارائه روش و ديدگاه هاى آنان. درصدى از مقالات هر شماره به ويژه نامه هايى اختصاص يابد كه در هر شماره قبل و سرفصل هاى آن طرح و در شماره هاى بعد به رشته تحرير درمى آيد.
ـ راه اندازى يك پايگاه اينترنتى مستقل به نام نشريه (نه فقط از طريق پايگاه هاى دفتر تبليغات اسلامى), ارائه لوح فشرده تمام متن نشريه از شماره اول تاكنون و ايجاد فضاى تعاملى در بستر اينترنت براى ارتباط بيشتر مخاطبان و همچنين ارتباط با آنان جهت اطلاع رسانى روز آمد از طريق عضوگيرى الكترونيكى مى تواند مفيد فايده باشد.
آخرالامر بايد عرض كنم كه متأسفانه اطلاع رسانى گسترده اى در مورد نشريه در سطح كشور فراهم نشده و اگر هم صورت گرفته, امكان دسترسى به تمامى شماره هاى آن مجله نيست. لذا بهترين راه و ماندگارترين راه مى تواند بستر الكترونيكى مناسب باشد.
گفتنى است نمايه منتشر شده فقط نمايه تركيبى نشريه است كه احساس مى شود اگر به صورت الكترونيكى صورت گيرد, امكان لينك نمايه ها به اصل مطالب است و كاربر يا خواننده راحت تر مى تواند پاسخگوى نيازهاى خودش در انبوهى از اطلاعات آن مجله وزين گردد.
نكته اى كه از قلم افتاد و ضرورت داشت جلوتر عرض گردد,اينكه متأسفانه اين نشريه اعتبار نشريه علمى ترويجى يا علمى پژوهشى وزارت علوم را ندارد و يا از استاندارهاى نشريات علمى از نظر نگارش مثل كليد واژه ها و چكيده هاى هر مقاله برخوردار نيست; هر چند كه معرفى چند سطرى نگارندگان مقالات هم مى تواند بر اعتبار مطالب نزد خواننده يا كاربر بيفزايد. با تقديم و احترام و سپاس خالصانه
رمضانعلى بذرافشان
بسمه تعالى
حضور محترم حجت الاسلام و المسلمين آقاى مهدوى راد(زيد عزه العالى)
با سلام
به اختصار به پرسش هاى مطروحه در نامه حضرتعالى پاسخ مى دهم:
١. در حدود سى شماره از مجله را مطالعه كرده ام.
٢. بيشتر مقالات مربوط به حوزه تخصصى اين جناب يعنى فلسفه, كلام و اخلاق, يكى از بخش هاى مهم مورد علاقه من معرفى كتاب ها و پژوهش هاى مربوط به حوزه كار من است.
٣. به نظر مى رسد با توجه به لزوم اطلاع رسانى در خصوص كنفرانس ها, سمينارها و كار گروه هاى تخصصى و عدم اطلاع برخى از محققان, مناسب است با استفاده از دوستان مطلع و به كمك اينترنت درمورد كنفرانس هاى آتى بين المللى و يا ملّى اطلاع رسانى گردد.
به علاوه در هر شماره يكى از رشته هاى علمى مربوط به علوم انسانى موردبحث و گفت و گو قرار گرفته, سرفصل درس ها, كتاب ها و نحوه آموزش آن مورد انتقاد و ارزيابى قرار گيرد.
همچنين مناسب است در هر شماره بخشى خاص به يكى از مراكز پژوهشى, دستاوردهاى آنها, طرح آنها و نيز نقاط ضعف آنها اختصاص يابد;
٤. بخش آيينگى آن براى پژوهش به رغم نامش كم رنگ است و بيشتر بايد سمت و سوى نقد جدّى و آسيب شناسى پژوهش در آن نمايان باشد;
٥.به نظر من ساختار فعلى احياى تراث اسلامى غير كارشناسانه است و هر كس به لحاظ ارتباط فاميلى, قبيله اى, شهرى و يا علقه هاى شخصى, به يكى از گذشتگان اهتمام مى ورزد و به احياى آثار او در قالب چاپ كتاب هاى نفيس مى پردازد. اين موضوع به نظر من علاوه بر كار زايد اتلاف هزينه پژوهش است. بهتر است در هر دوره و در هر رشته متون اصلى شناسايى و در قالب متون تراث منتشر گردد و در مقدمه آن محقق اشاره اى به مجموعه اى از متون وابسته به آن و جايگاه نگهدارى آنها بكند تا محققان عنداللزوم بدان دسترسى يابند و نيازى به چاپ آنها نباشد.
به نظر من به جاى احياى هر كتاب به صورت مستقل, بهتر است شبيه آنچه در خارج به عنوان reading (مجموعه برگزيده) است, به چاپ متون اقدام شود.در اين جهت مجله شما مى تواند كمك مؤثرى بكند. با تشكر
محسن جوادى
بسمه تعالى
پژوهش در آينه نقد
هرچه مى خواستم قلم را بردارم و شروع به نوشتن كنم, احساس سنگينى مى نمودم. برايم بسيار دشوار بود كه مجله آينه پژوهش را مورد نقد يا معرفى قرار دهم. هر چند سردبير و مدير اجرايى آن, نويسندگان را به آزادى در نقد و نگارش درباره مجله دعوت نموده اند, اما اين امرى است بس سخت;چون دو سال كامل با اين نشريه وزين زيستم و آن را در بالين خود داشتم و هميشه احترام و ارزش بسيارى برايش قائلم.
همكارى رسمى و مستمر خود را با مجله آينه پژوهش, از سال نهم آن(١٣٧٧ ش) شروع كردم . البته تذكر اين نكته لازم است كه در شماره ٤٩ آينه, شرح حال استاد مورّخ عبدالرزاق حسنى و نيز شرح حال آيت الله ميرزا محمد آيت اللهى زنجانى به قلم اين جانب بود, ولى به دلايلى به نام دوست گران قدر ما جناب آقاى شيخ ناصر الدين انصارى قمى به چاپ رسيد.
بنابراين براى نخستين بار در شماره ٥١ آينه, مورّخ مرداد ١٣٧٧ش كه در آن شرح حال حجت الاسلام سيد فاضل موسوى آمده است, به نام اين جناب به چاپ رسيد و اين نقطه عطف مهمى براى همكارى نزديك من با اين مجله بود, و اين همكارى تا شماره ٦٢, سال يازدهم آن (خرداد ١٣٧٩ش) به طور مرتب ـ به مدت دو سال ـ با نگارش مقالاتى در بخش اخبار(درگذشتگان)ادامه يافت. شايان ذكر است كه مجموع شرح حال هايى كه در اين مدت معرفى كرده ام, ٣٧ شخصيت بوده است.
آمار دقيقى از مجموع شخصيت هاى معرفى شده در اين مجله در اختيار ندارم, ولى به راحتى مى توان گفت كه بخش اخبار درگذشتگان خود كتابى ارزشمند و پرفايده و شامل شرح حال هاى جديد است كه براى نخستين بار در اين نشريه معرفى مى شوند. بار سنگين اين بخش طى چند سال بر دوش حجت الاسلام آقاى شيخ ناصر الدين انصارى بوده است.
اگر هيچ نگوييم, اما در معرفى و توصيف بخش درگذشتگان مجله, همين بس كه متوفيان صاحب نام و اثر و حتى گمنام كه نام و نشانى از آنان پس از درگذشت باقى نخواهد ماند, در صفحات زرّين آينه پژوهش همچو آينه مى درخشد.
البته نويسندگانى هستند كه در اين بخش مطالبى جسته گريخته نوشته اند كه مى توان از آقايان: محمدرضا حكيمى, حسن امين, غلامرضا گلى زواره, يدالله جنتى, محمد صالح آل داوود, على اصغر محمدخانى, مهدى سليمانى آشتيانى, امرالله شجاعى و … نام برد.
همين جا به طور اختصار بايد بگويم كه بخش هاى: معرفى مراكز علمى ـ فرهنگى, گفت و گو, تراجم, اسناد, نقد حقيقى كتاب و … ديده نمى شوند. به همين خاطر از سردبير محترم مى خواهم تا انقلابى بزرگ و شايسته در بهتر شدن فصل هاى مختلف مجله در آينده نزديك پديد آورد.
در پايان, از برخورد ريزه پرورى و نويسنده نوازى و خوش رويى مديران و ارباب آينه كه بر كسى پوشيده نيست و اين جانب از نزديك بارها تجربه نمودم, صميمانه تشكر مى نمايم. عبدالحسين جواهر كلام
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الذى مَنّ عَلَينا بمحمدٍ نبيّه ـ صلى الله عليه و آله ـ دونَ الأممِ الماضية و القرونِ السّالفة
به قصد عرض ارادت
گرامى نامه آينه پژوهش ـ زيدَ عِزُها وَ جَمالُها و حُسنُها و كَمالُها ـ (صدشمارگيِ خود را جشن نگرفته, ولى (ويژه) داشته است.جاى آن است اين بلوغ خجسته و رخدادِ فرخنده را به همه كسانى كه به همّت و اخلاص, چُنين مجله پربرگ و بار و يادگار ِ ماندگارى را بدين پايه رسانيده اند, شادباش و فَرُّخْ باد گوييم.
در مملكتى كه به قولِ استاد ايرجِ افشار (… همه چيز از ياد رفتنى, دور افتادنى و گم شدنى است) (بخارا, ش٥٥, ص٣٥), ماندن و باليدن و بالانيدنِ چُنين سروِ سايه فگن, بيراه نيست اگر بگويم, سخت جانى مى خواهد.
فرمانِ سخت كوشانِ (آينه گردان) بُردن و چيزگى از براى امتثال در پاسخ دعوت و نظرخواهى ايشان قلمى كردن, كمترين كارى است كه براى اسقاط اين واجب و حُصول مسمّاى اداى تكليف, مى توانم كرد.
* * *
بيش و كم از سال سوم يا چهارم نشر آينه پژوهش بود كه خواننده آن شدم. درست به ياد ندارم كدامين مقاله بود كه مرا به خواندن و ورق زدن اين گرامى نامه كشانيد. شايد مقاله آقاى مؤذّنِ جامى بود, درباره اينكه چرا تاريخ بيهقى را اثرى ادبى قلمداد مى كنيم و شايد مقاله آقاى دكتر على اشرف صادقى درباره نخستين تصحيح القَند فى ذِكرِ علماء سمرقند.آن سال ها سخت در كار مطالعاتِ ايران شناختى و به ويژه شهنامه پژوهى بودم. هم از اين روى, چنان مقالاتى نخستين بار مرا به خواندنِ آينه پژوهش كشانيد.
در همان سال ها شوق مطالعاتِ جدّى اسلام شناختى در جانم جوانه مى زد. نوشتارهايِ افق گستر استاد علامه محمدرضا حكيمى ـ دام علاه ـ با آن قلم استوار و نثر آبدار و درونمايه هاى نغز و آرمانى, در پيدايش اين گرايش بسيار مؤثر بود. و اينك در آينه پژوهش چشمم به مقالاتى روشن مى شد كه آفاق فرهنگ و ميراث اسلامى را درمى نورديد, و با دقّت هايِ متن شناختى و ريزبينى هاى پژوهشگرانه, همان سان كه در جهانِ شهنامه پژوهى مى ديدم و در كارنامه برترين متن پژوهان آكادميك آزموده بودم, تحقيق و نشر تُراثِ اسلامى را عيارسنجى مى كرد.
آينه پژوهش به راستى (آينه)يِ (پژوهش) بود.نشان مى داد كه گروهى از پيران كاردان و جوانان سخت كوش, خاصّه در حوزه علميه قم ـ سَيَّدَ اللهُ أركانَها ـ هستند كه با قدمى راسخ و همّتى بلند به تحقيق در زوايا و خبايايِ معارفِ اسلامى مى پردازند و به ويژه نقد و تحليل و تحقيقِ (تُراث) را ارجى ويژه مى نهند.
نام هايِ كسانى چون: ( محمدعلى مهدوى راد) (و چند نام مستعار كه بعداً (تأويل) به حضرت ايشان شد!), (رضا مختارى) (باز به علاوه يك نام مستعار), (مهدى مهريزى), (محمد اسفنديارى), (رسول جعفريان) و…, از همان اوان, در ذهن و زبانم جاى گير شد, و البته دفتر زمانه چُنان ورق خورد كه سال ها بعد به آشنايى و دوستيِ همه اين بزرگواران مفتخر شدم.
اندك اندك آينه پژوهش مرا به مطالعاتى كشاند كه پيشتر اهل آن نبودم يا آن گونه مطالعات را بِه جدّ نمى گرفتم. كم كم با تأثير ژرفى كه از دمِ گرم و قلم آتشينِ استاد حكيمى يافته بودم و با جهانى كه على الخصوص از روزنه آينه پژوهش در حوزه تحقيقات اسلامى پيش نظرم هويدا شده بود, راه گردانيدم و رخت به حوزه علميه كشيدم و…; تا بعدها افتخار يافتم خود در زمره قلمزنان آينه پژوهش درآيم.
به جدّ مى گويم كه بعيد بود اگر آينه پژوهش نبود, گذرِ من ـ اينسان ـ به دنياى طلبگى بيفتد. پس اگر امروز بدين تنعّم روحانى مسرور و از اين انعام ربّانى محظوظ ام, خود را وامدار آينه گردانان و همه آن قلم هاى خدوم و شريف و نجيب مى دانم كه مرا ـ از جمله از طريق اين مجله ـ با گرم پويى هاى عرصه اسلام پژوهى و شيعه شناسى آشنا ساختند.
درباره آينه پژوهش و شايستگى ها و بايسته هاى آن, سخن بسيار است.
اگر از پيشينه آشنايى ام با آينه پژوهش و گوشه اى از تأثيرگذارى آن بر روند كار و بار و زندگى ام, ياد كردم, نه از اين روست كه پنداشته ام كسى هستم! خير! تنها خواستم به برخى قلم هاى جوان و تازه كار كه شايد به حدود اثرگذارى كمّ و كيفِ مكتوبات خود بر مخاطبان وقوف كامل نداشته باشند, هشدار داده باشم كه در چه واديِ خطيرى گام مى نهند و يك نشريه مانند آينه پژوهش چه تأثير ژرفى بر گروهى از خوانندگان خود تواند داشت.
باز در همين راستا, روا مى دانم دو سه خرده مشفقانه را در باب ماده و صورتِ مقالات چندسال اخير مجله مجال طرح دهم كه إن شاءالله الرحمن, غايةالامر, جز بر انگيزه دفعِ (عين الكمال) حمل نخواهند فرمود:
١. در سال هاى نخست نشر آينه پژوهش, نقّادى ها (چه در حوزه تأليف و چه تصحيح متون و چه ترجمه) , جاندارتر و روزآمدتر بود. قلمزنى خامدست چون داعى, با مطالعه آن نقدهاى جدّى و آموزنده, مى توانست (دفع دخل مُقدّر) كند و پيشاپيش برخى از لغزش ها و كاستى هاى نوشتارش را كه ناقدان بر نظاير آن خرده ها گرفته بودند, بزدايد, و لغزشگاه هاى پژوهش و نگارش را بازشناسد, و از (تله)ها و (دام) هاى اين مسير خبر يابد, تا از درافتادن بدان ها بپرهيزد.
ديدن كژى ها و كاستى هايِ نگارش ها وپژهش هاى اين و آن كه به مِنقاشِ نقادى حرفه اى برگرفته و فرانموده مى شد, لا اقل اين حُسن را داشت كه خواننده همان سنجه ها را در حقِّ خويش و نوشتار خويش به كار گيرد و از ارتكاب چنان ندانمكارى ها پرهيز كند.
گفته اند:
عَـرَفتُ الشَّرَ, لا لِلشَّرِّ, لـكِن لِتَوَقّيـه فَمَن لَم يَعْرِفِ الشَّرّ مِنَ النّاسِ يَقَعْ فيه
(حاصل معنا اينكه: شرّ و كژى و كاستى را شناختم, نه از آن روى كه در پى آن بوده باشم و مطلوب و آرزوى من بوده باشد; بلكه براى پرهيز از آن; زيرا هر كس از مردمان كه شرّ و كژى و كاستى را نشناسد, به آن درافتد و گرفتار گردد).
متأسفانه آن نقدهاى پرشور ِ نكته بينانه كه زير و بالاى عبارات و اشارات را به نيكويى فرا مى نمود, در آينه پژوهش كم رنگ و كم حضور شده است.
جاى مقاله هاى كسانى چون استاد مختارى كه به محققان و مصحّحان جوان نكته ها مى آموخت و مَزالّ أقدام را مى شناسانيد و از اغلاط مشهور پرده بر مى گرفت, در اغلب شماره هاى اخير آينه پژوهش خالى است.
آينه پژوهش, خواسته يا ناخواسته, كارگاهِ تجربت اندوزى در كار تحقيق و تصحيح بر پا كرده بود. دريغ است كه آن باب فرخنده مسدود گردد.
٢. آينه پژوهش در سال هاى نخست اغلب از نثرهاى فرهيخته و فاخر, يا دست كم ويراسته و كم غلط, برخوردار بود و حتى در كثيرى از نقدها و مقالاتش كاستى ها و ناراستى هاى قلم اين و آن را در عبارت پردازى و نثرنويسى, تذكّر مى داد, و به پرهيز از تعابير نادرست و اغلاط انشايى و ناهموارى هاى نگارشى توصيه مى كرد; ليك در سال هاى اخير, گاه در نثر مقالاتِ خودِ آينه پژوهش نادرستى ها و ناهموارى هاى چشمگير به چشم مى خورد. پندارى آن حوصله مندى و وقت گذارى سابق در خواندن و ويراستن مقالات در كار نيست; يا تزاحم اشغال و كثرت مجلات و گسترش مجال هاى مقاله نويسى, برخى از نويسندگان را در تنقيح عبارات و ترتيب اشارات بى حوصله و شتابكار گردانيده است.
٣. در چند مورد طى اين سال ها سهوهايى بزرگ و تلخ در آينه پژوهش ديده ام و در انتظار تدارك آنها مانده ام, ولى انتظار برنيامده است. يكى از تلخ ترين موارد ـ لا اقل براى مخلص كه عمرى است گردن خود را زير بار منت پيشروان عرصه متن پژوهى مى داند و بدين سپاسدارى و حق شناسى مباهى و مفتخر است ـ مقاله خسارت بار و جسارت آميزى بود كه شخصى در حقّ كليله و دمنه مصحّح استاد مجتبى مينوى نوشت و در حقِّ او ادّعاى (انتحال) كرد, آن هم به ناروا; و افسوس! افسوس كه آن مقاله زشت و خام بى پاسخ ماند!
مقاله نويس به گمان خود مُچِ مينوى را گرفته و نشان داده بود كه ترجمه ابيات عربى كليله و دمنه, مأخوذ و مقتبس از شرح هاى كهن ترى است كه اخيراً به همّت آقاى بهروز ايمانى و از سوى مركز نشر ميراث مكتوب طبع شده است. پس حتماً مينوى دزدى كرده است و دست به انتحال آلوده!…
سال هاست كه مجتبى مينوى به جوار رحمت پروردگار خود شتافته و اينك رسيدگى به نيك و بد كار و كارنامه اش با آستان حضرت بارى است, ليك اين تهمت ناروا به هر كه باشد خاصّه به او, برتافتنى نيست.
مجتبى مينوى هر كه بود و هر چه كرد, دزد و انتحالگر نبود, بل در كار تحقيقِ متن و تصحيح, سوداى امانت و دقت در سر داشت و كارهايى چون كليله و دمنه او, از اين منظر, تا سال هاى سال مَثل زدنى خواهند ماند.
كاش آن نويسنده عجول كه چنان تهمتى به ميان آورده يا آن عزيزى كه نشر آن تهمت نامه را در گرامى نامه آينه پژوهش رخصت داده است, دقتى مى كرد و در مى يافت كه عكسِ آن دو شرح نفيس و كهن ابيات كليله را مينوى, خود, فراهم آورده و در شمار نسخ و مصادر مورد استفاده اش در تصحيح كليله و دمنه به اين دو شرح اشاره كرده, و آنها را از منابع تصحيح و تحشيه كليه و دمنه قلم داده و تازه نيّت چاپ مفصّل تر كليله و دمنه را با ارجاعات تفصيلى و حواشى و تعاليق مبسوط به دل بسته بوده, و چاپ كنونى جز خلاصه تحقيقات مينوى در ضبط نصّ و شرح مشكلات كليله نبوده است.
دريغ! اگر همان مقدّمه مينوى بر متن مصحح كليله و دمنه درست خوانده مى شد, چُنين تهمتى زشت و رسوا مجال طرح نمى يافت.
كليله مينوى را بگشاييد; صفحه (يط) و (ك) از (مقدمه مصحّح) را بياوريد; آنجا كه (فهرستى مختصر از نسخِ ملاكِ كار و مُمِدّ كار و كتبِ چاپى و مراجع) به دست داده است و در اواسط آن فهرست ـ از جمله ـ مى خوانيد:
(شرح ابيات: نسخه محفوظ دركتبخانه لالااسماعيل (استانبول) به شماره ٥١٦ مورّخ ٧٠٧ از مؤلّفى مجهول.
شرح ابيات: تأليف فضل اللّه اسفزارى (يا اسفرائنى) نسخ موزه بريتانيايى و پاريس و ماربورگ و مجلس…).
مينوى, آن اندازه در كثرت استفاده اش از اين مآخذ, (حُسن تقرير) و (صراحتِ اقرار) به خرج داده كه حتى در كنار نسخ خطّى مبنايِ تصحيح, از اين شرح ها و چند متنِ ديگر به عنوان منابع و سرچشمه هاى اصلى پژوهشِ خود, ياد كرده است. آن گاه پس از سال ها قلمى شتابكار به جنبش مى آيد و از سرِ ناخواندگى, او را به دزدى و انتحال باز مى خواند!… افسوس ! افسوس!
بگذريم… على رغم اين چنين موارد كه حسب الامر استاد مهدوى راد, سردبير ارجمند و بسياردانِ آينه پژوهش, و جناب جنتى عزيز, مدير داخلى مجله و حلقه اصلى ارتباطات آن, به خود جسارت داده به اسم انتقاد و خرده گيرى قلمى كردم و ـ باز مى گويم كه ـ (به بزرگوارى خود) جُز محض دفع (عين الكمال) تلقى نخواهند فرمود, آينه پژوهش بى هيچ ترديد, يكى از دو سه مجله حقيقتاً داشتنى و خواندنى حوزه كارى ماست, و اين بنده همواره به وصول آن, مشتاق, و آن گاه, در تصفّح و گزيده خوانى اجمالى و گاه بازخوانى برخى مقالات آن, مولع و بى قرار بوده ام. البته در موارد متعدد نيز به جهت اهميت فراوان برخى از مقالات, اصلاً از قرائت آن مقاله ها محروم مانده ام!!… تعجب نفرماييد! مزاح نمى كنم!… علت آن است كه برخى از مقالات آينه پژوهش, آن اندازه مايه وَر و دقت خواه بوده است كه پس از تصفّح اجمالى, شماره حاوى آن مقاله ها را به كنارى نهاده ام تا با حواس جمع و حوصله كافى آنها را بخوانم و اميدوار بوده ام در آن مطالعه دقيق, موارد لازم را نيز بيرون نويس كنم و بر هوامش به همان كتاب و فلان مرجع الحاق نمايم…. با همين رجاى واثق و اميد فراوان, شمار معتنابهى از مقالات پرمايه آينه پژوهش را نخوانده ام و البته اميد آن دارم كه (اگر توالى فرمايش هاى برخى سروران و اوامر مطاع بعضى مخدومان مجالى دهد, و مثلاً قرار نباشد يكصدمين شماره آينه پژوهش نشر شود و بدان مناسبت راقم را به (پرچانگى) نيندازند!,… آرى, (بَعْدَ اللُّتيا و الَّتى ) ) آن مقالات را بخوانم و (اگر موافق تدبير من شود تقدير), در دويستمين شماره آينه پژوهش, مقاله مبسوط و مفصلى درباره اهميت و تأثيرگذارى اين مقاله هاى هنوز ناخوانده, پيشكش كنم!
دوام (آينه) و توفيق (آينه داران) و بى زنگارى دل هاى آينه سان دوستان را از خداى پاكِ بى هنباز خواهانم.
اين سطور در برفِ نابهنگام اصفهان, پيش از فرجام فصل خزان, و هنگامى كه ناگزير از جمع بين (بخارى) و (مُسلِم) شده ام!, به دست ارادت قلمى شد. دعاگو:جويا جهانبخش
آذرماه ١٣٨٥هـ ش
بسمه تعالى
دانشمند محترم جناب آقاى مهدوى راد
با سلام و آرزوى توفيقات روزافزون
اينك كه در آستانه انتشار صدمين شماره از نشريه وزين آينه پژوهش قرار گرفتيد, به شما و ياران همراهتان تبريك مى گويم و اميدوارم استمرار و تكامل اين حركت ارزنده فرهنگى, در كنار روشن بينى و پايمردى دست اندركاران و همكاران نشريه, زمينه مناسبى براى منسجم ساختن و تعمّق بخشيدن به تحقيقات اسلامى فراهم سازد.
آينه پژوهش نشريه وجيه و آبرومندى در نزد اهل تحقيق است كه با گذشت صد شماره از عمرش, هنوز خواندنى است و جذّابيت خاص خود را داراست. پس از تولد آينه پژوهش, نشريات پژوهشى بسيارى قدم به عرصه نهادند كه در روش و منش, متأثر از سبك آن بودند.
در پاسخ به گرامى نامه آن جناب, چند نكته كه شايد تكرار مكررات باشد, تقديم مى شود:
ـ به گمان من خواندنى ترين شماره هاى نشريه, ويژه نامه هاى آ