آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - رَشحاتِ كوثريَّة - موسوى خوئينى حسين
رَشحاتِ كوثريَّة
موسوى خوئينى حسين
سرّالصّلوة (معراج السالكين و الصلوة العارفين). امام خمينى ـ سلام الله عليه. (چاپ اول: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ـ ره, ١٣٦٩ش).
در ميان آثار پربار فرهنگ و تمدن اسلامى, از ديرباز تأليفاتى داريم كه به موضوع اسرار و آداب نماز مى پردازند. در شيعه, بزرگانى چون: رضى الدين إبن طاووس حلّى (٦٦٤ق), شهيد ثانى (٩٦٥ق), محمدسعيد بن محمد مفيدالشريف القمى, معروف به (قاضى سعيد قمى) يا (حكيم كوچك) (متوفى بعد از ١١٠٣ق), سليمان بن عبدالله ماحوزى بحرانى (١١٢١ق), شيخ احمد احسايى (١٢٤١ق), ميرزا جواد آقاملكى تبريزى (١٣٤٤ق) و…١ در اين زمينه, قلم زده اند ٢. و شايد آخرين كسى كه در اين باره و در سطحى علمى, قلم زده امام خمينى ـ قدّس سرّه ـ در (سرالصلوة) باشند كه چنان كه از خود كتاب برمى آيد از تمامى آن آثار, عميق تر و فنّى تر است.
اين اثر در سالهاى پيش از انقلاب به چاپ نرسيده ,و نخست بار, در ١٣٦٠ شمسى به همّت آقاى سيد احمد فهرى زنجانى٣ طبع شده است.
شرايط اول انقلاب (و حتى تا قبل از رحلت امام) بيش از اين را بر نمى تافته است, لكن اكنون ضرورت طبع سريع و فنّى اين آثار بيش از پيش احساس مى شود.
اخيراً اين كتاب به همت (مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى) منتشر شده است كه از امتيازات بسيارى برخوردار است منجمله: با استفاده از نسخه دستنويس (كه در تملك (مؤسسه) مى باشد) توانسته اند متنى دقيق و قابل اعتماد فراهم آورند; منابع و مصادر اقوال, روايات و آيات استخراج شده است; احاديث و عبارتهاى عربى ترجمه شده اند; پانوشتهاى سودمندى در توضيح اعلام و بعضى نكات مبهم اضافه كرده اند; فهارس نه گانه راهگشايى ترتيب داده اند و سرانجام متن را از حيث چاپ و نگارش آراسته و ويراسته اند. همچنين مقدمه اى تحليلى از آيت الله جوادى آملى از اضافات اين طبع است.
(سرالصلوة) براى طالبان معارف قرآنى هم غنيمتى است; چرا كه فى المثل, ايشان به مناسبت, به تفسير سوره (حمد) و (اخلاص) پرداخته اند ٤ (كه براى دوستداران تفسير آن حضرت نيز جالب است.)٥
صدف (سرالصّلوة), چنان آكنده از گوهرهاى ارزنده است كه يكسره (كشف الاسرار) است. حقير به مناسبت بضاعت مزجاة, متعرّض متن كتاب نمى شوم.٦ آنچه در ذيل مى آيد شرح تورّق (و تا حدودى تصفّح) خواننده مشتاقى است كه از ملاحظه مطلب عميق و زلالِ (سرالصلوة) در اين حلّه متناسب, به سر شوق آمده و…, آنگاه خود را مدهوش در ساحل معانى بازيافته در حالى كه ـ خسى چون من ـ از آن يم ناپيداكرانه, جز خاشاك ساحل, به دست ندارد:
***
الف ـ روش تحقيق و تعليق را يادآور نشده اند. آنچه عجالتاً از متن فهميديم اينكه آغاز هر صفحه از نسخه اصل را در متن با شماره صفحه هاى نسخه مشخّص كرده اند; اختلاف اشعار و روايات را از حيث نسخه بدل, متذكر شده اند (احاديث را در متن و اشعار را در پانوشت); اگر روايت يا عبارتى در متن تكرار شده باشد, بار اول تعليق زده اند و ديگر بار به همان شماره پانوشت (سرتاسر متن ٢٠٥ شماره مسلسل دارد) ارجاع داده اند.
ب ـ در مقابله اى كه با دستنويس شد, خوشبختانه سهوى نبود. الاّ يك مورد: در صفحه ١١ (… از روى تفكّر و رويّه در مقدّمات نيست) آمده كه در دستنويس ابتدا چنين بوده امّا امام متذكّر شده اند كه صحيح (… از روى رويّه و تفكر در مقدمات نيست) است.
ديگر اينكه, عناوين و سرفصلهايى كه امام ـ ره ـ در حاشيه نسخه نگاشته اند, نه در متن و نه در فهرست مطالب, درج نشده است.
جز اينها اوّلا: براى بعضى اقوال و روايات, مصدرى ذكر نشده است, كه به شماره پانوشت بعضى از آنها اشاره مى شود:
١,١٦,٢٧,٦٩,٧٤,١٢٥,١٧٧,١٨٧,١٨٨,١٩٩,٢٠٠. ٧ همچنين براى حديث (حبّ الدنيا رأس كل خطيبه) مصدرى ذكر نشده است.٨
ثانياً: در چهار مورد, ارجاع به منابع, كاستيهايى دارد:
١ ـ ص١٥, س٢٦ (پاورقى ١٩), بيفزايند: علل الشرايع, ص٢٦١, باب ١٨٢, حديث ٩.
٢ ـ ص٢٠, س٢٤ (٢٣); بيفزايند نهج البلاغه, ص١١٤٢, حكمت١٣١. ٩
٣ ـ ص٤٢, س١٧ (٥٨); ارجاع دهند به: التهذيب, ج١, ص١٩٦ ـ ١٩٧ و ص٢٠٠. الكافى,(٩) ج٣, ص٦٤, كتاب الطهاره (باب الوقت الّذى يوجب التيمّم), حديث ٤ (با اختلاف در الفاظ).
٤ ـ ص٤٢ س٢١ (٥٩); بيفزايند: الكافى١٠, ج٣, ص٦٤, كتاب الطهاره (باب الوقت الّذى يوجب التيمّم), حديث٧.
ثالثاً: در صفحه ٣٧, شماره ٤٢ زايد است و بايد به شماره ٣٤ ارجاع مى دادند: … قلوبهم للآخرة.٣٤ د ـ همه جا ترجمه روايات و عبارتهاى عربى را در پانوشتها آورده اند, شايسته بود هر جا حضرتشان ترجمه عبارتها را در متن آورده و اصل عربى را نياورده اند, ايشان در پانوشت مى آوردند. جاى اين كار در پانوشتهاى زير خالى است: ١٢,١٣,٢٦,٣٢,٣٥,٣٦,٣٧,٧٦,٩٩,١٠٣,١٠٤,١٠٥ و…١١
هـ ـ در مورد فهارس: اولاً جاى فهرست أعلام كتب (به سبك اعلام اشخاص) خالى است. ثانياً در صفحه ١٥٥ (فهرست اعلام), در مقابل دو مدخل (نراقى, ملا احمد) و (نراقى, ملا مهدى) به صفحه ٣٥ ارجاع داده اند كه صحيح, صفحه ٤٠ مى باشد.
ثالثاً: در صفحه ١٦٢ (فهرست روايات و ادعيه), يك حديث را فهرست نكرده اند: س١٠: (… السليم الذى يلقى ربّه … ٣٦) كه نتيجتاً (ما من عبد الا و فى قلبه نقطة بيضاء …٣٧) بايد در سطر ١١ بيايد و همين طور الى آخر. رابعاً فهرست روايات و همچنين فهرست اشعار بر خلاف بقيه فهرستها (و حتّى فهرست آيات كه معمولاً به ترتيب سوره هاست و در اينجا به ترتيب الفباست) به ترتيب صفحه هاى متن هستند كه اصولاً با فلسفه وجودى (فهرست), منافات دارد.
و امّا (فهرست منابع پاورقيها): خود فهرست اشكالى ندارد, لكن ما را رهنمون به اشكالى ديگر مى شود و آن اينكه يكى از مهمترين وسايل تحقيق استفاده از منابعى است كه خود از چاپ و تحقيقى نيكو و برتر برخوردار باشند, بسا مشكلات و تصحيفات, كه در سايه استفاده از يك چاپ بهتر و صحيح تر برطرف مى شوند. لذا در انتخاب بعضى طبعهاى مرجوع, بايد تجديد نظر كنند:
١ ـ شايسته بود از متن اصل كتاب (الكافى) استفاده مى كردند نه از يك ترجمه ميان حال١٢, آن هم فقط ترجمه (اصول كافى). شايد نقصى كه در پانوشتهاى شماره ٥٨ و ٥٩ حاصل شده است ناشى از اين باشد كه طبع ٨ جلدى اصل, مورد استفاده قرار نگرفته است (اين دو روايت در (فروع كافى) آمده اند.)
٢ ـ با وجود چاپ مصحّح و شايع (كشف المراد… ١٣ ) جاى طبعهاى سابق نبود.
٣ ـ حال كه بحمدالله (مؤسسه آل البيت (ع), لاحياء التّراث) طبع شايسته اى از (كفاية الاصول) ارائه نموده است, لازم است كه از اين طبع, استفاده كنيم. جالب آنكه محقّقان (سرّ الصلوة) نتوانسته اند براى حديث (التّراب احد الطّهورين)١٤ مصدرى بيابند ولى ما با استفاده از زحمت محقّقان (كفاية الاصول) مصدر آن را يافتيم.١٥
٤ ـ از چاپ سنگى (مستدرك الوسايل) استفاده شده است حال آنكه چاپ ١٨ جلدى آن ـ كه بهتر از سنگى است ـ در دست است.١٦
٥ ـ در اكثر كتابخانه ها, (من لا يحضره الفقيه) به تصحيح (على اكبر غفّارى) ١٧ موجود است اما نه تنها از چاپ جديد استفاده نشده است بلكه نسبت به چاپ قديم١٨ هم كم لطفى نموده اند و از چاپى استفاده كرده اند كه فقط قدماى طلاب آن را دارند.
٦ ـ در مورد (نهج البلاغه) هم با اداى احترام به روح پر فتوح قيض الاسلام ـ ره, ديرى است كه در اين وادى, (صبحى صالح) خيمه زده است.١٩
و ـ در صفحه ١٢ و در ترجمه آيت الله شاه آبادى (م١٣٦٩ق) اشتباهى رخ داده است: صاحب جواهر ـ ره ـ استاد ايشان نيست بلكه استاد پدر ايشان (ميرزا محمد جواد اصفهانى متوفّى ١٣١٢ق) بوده اند.٢٠
در پايان, ضمن تبريك به (مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام) به خاطر چاپ درخور اين كتاب, تذكر دو نكته را مناسب مى دانيم:
اولاً: آثار امام ـ ره ـ را به ترتيب نگارش به چاپ رسانند, و يا به تعبير دقيقتر اين آثار را به ترتيب نگارش, تحقيق و آنگاه چاپ كنند. كه فوايدش بر هيچ كس پنهان نيست.
ثانياً: در هر كتاب, به رديابى مطالب نگاشته هاى سابق امام ـ ره ـ بپردازند; مثلاً ايشان قبل از تأليف (سرّالصّلوة), حداقل كتابهاى زير را نوشته اند: شرح دعاء السّحر, مصباح الهدايه الى الخلافة و الولاية, تعليقات على (شرح فصوص الحكم) و (مصباح الأنس), اربعين حديث; كه در مطاوى (سرالصلوة) به اينها اشاره دارند, پس بايد با استمداد از اين آثار و احياناً بعضى آثار ديگر مانند (آداب الصّلوة), (سرالصّلوة) را بسط مى دادند. اين نسبت به آثار شخصى ايشان است; همين روش را هم نسبت به آثار كليدى فرهنگ اسلامى به كار بندند; يعنى در تحقيق آثار حضرت امام, به نوشته هاى زيربنايى و اساسى علماى پيشين اسلامى هم نظرى داشت; مثلاً مى دانيم كه همه عارفان از آثار (ابن عربى) و شارحان آن, تأثير پذيرفته اند, مسلماً امام در همين تأليف مختصر هم تحت تأثير او و عارفان ديگرى چون ملا صدرا, ميرزا جواد ملكى تبريزى و آثار استادشان (شاه آبادى) بوده اند و بايد حتّى الامكان تأثير آنها و سهمشان در كتاب نمايانده مى شد.
(والسلام على عبادالله الصالحين)
پانوشتها:
١ـ شيخ آقابزرگ ـ ره ـ در الذريعه; ج٢, ص٤٨ رساله اى را در اين باب به (ابن سينا) نسبت مى دهد.
٢ ـ ر.ك: كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار, ١/٩٨, ٢/٦١, ١٤٢. الذريعة إلى تصانيف الشيعه ج٢, ص٤٧و٥٤
٣ـ حجت الاسلام فهرى از راه تحقيق, تعليق, شرح, ترجمه و چاپ بسيارى از تأليفات حضرت امام ـ ره ـ در ايران و سوريه, مشتاقان را رهين خود ساخته اند والفضل للمتقدّم.
٤ ـ سرّالصّلوة, ص٨٥و٩٤. همچنين در آداب الصّلوة, ص١٨٠و٢١٣ به تفسير اين دو سوره و سوره مباركه (قدر) پرداخته اند. جز اين, بخشى از سوره (حمد) پس از انقلاب, توسط ايشان بيان شد كه از سيماى جمهورى اسلامى پخش شد, لكن متأسفانه ادامه نيافت. كه آيت الله جوادى آملى در نخستين كنگره جهانى حضرت رضا (ع) كنايتاً به علماى مشهد اعتراض كردند كه: (… اين مرد را قبل أن تفقدوه بگذاريد [و] بخواهيد و او هفته اى يك شب هم كه شده معارف اسلامى بگويد, تفسير بگويد, حديث بگويد, نيم ساعت به اين چهل ميليون درس بدهد …) ر.ك: مجموعه آثار نخستين …, ص٩١. بارى متن آن چند جلسه و همچنين يك جلسه تفسير سوره (علق) در يك جلد چاپ شده است.
٥ ـ ر.ك: كيهان انديشه (٢٩/٦٦ ـ ١١)
٦ ـ استاد جوادى آملى حق مطلب را در مقدمه ادا نموده اند.
٧ ـ متأسفانه در شماره هاى ٢٧ و ٢٠٠ كه حضرت امام اشاره به مواضعى از دو كتاب مشهور و مطبوع خود (اربعين حديث, مصباح الهداية …) نموده اند, به جاى تعيين مواضع (اربعين حديث, حديث ٢٧) به توصيف كتب پرداخته اند.
٨ ـ در (الكافى) ج٢, ص٣١٥ (باب حبّ الدنيا و الحرص عليها, حديث ١) به صورت (رأس كلّ خطيئة الدنيا) از امام صادق ـ ع ـ نقل شده كه امام ـ ره ـ هم در آداب الصلوة (صفحه ٤٩) همين گونه آورده اند, لكن در (روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن), ج١١, ص٢٤٨ آن گونه كه آورده ايم, آمده و از پيامبر ـ ص ـ نقل شده است كه اين ضبط و اين نسبت, مشهور است.
٩ ـ طبع چاپ (فيض الاسلام). اما بنابر طبع دكتر (صبحى صالح): نهج البلاغه, ص٤٩٤ (حكمت ١٣٦).
١٠ ـ طبع ٨ جلدى به تصحيح (على اكبر غفارى) كه (دارالكتب الاسلاميه), چاپ نموده است.
١١ ـ متأسفانه در فهرست روايات هم, همين ترجمه ها را فهرست كرده اند!
١٢ ـ البته منظور بى ارزش دانستن كار مرحوم حجة الاسلام دكتر سيّد جواد مصطفوى خراسانى نيست بلكه مى گوييم آن ترجمه براى كسانى است كه در معارف اسلامى دستى ندارند و آنها هم (سرّالصّلوة) نمى خوانند پس بايد از متون مناسب بهره جست.
١٣ ـ به تصحيح و تعليق آيت الله حسن زاده آملى كه توسط (دفتر انتشارات اسلامى) (وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم) چاپ شده است.
١٤ ـ ص٤٢, شماره ٥٨.
١٥ ـ كفاية الاصول, ص٨٥.
١٦ ـ تحقيق, تعليق و نشر از (مؤسسه آل البيت (ع) لاحياء التراث).
١٧ ـ تحقيق و تعليق سيد حسن موسوى خرسان كه (دارالكتب الاسلاميه) در چهار جلد به طبع رسانيده است.
١٨ ـ تصحيح و تعليق (محمودبن جعفر موسوى زرندى كه چاپخانه (آفتاب) در يك جلد قطور رحلى چاپ كرده است.
١٩ ـ در خبرها حرف از دو تصحيح از نهج البلاغه بود, يكى توسط مرحوم سيد جواد مصطفوى و ديگرى حجة الاسلام عزيزالله عطاردى كه هر دو از بنياد نهج البلاغه است, منتها يكى در تهران و ديگرى در پاريس كه ظاهراً اشتباهى پيش آمده باشد.
٢٠ ـ استادزاده (زندگينامه شهيد شيخ مهدى شاه آبادى) ص١٥ـ ١٨.