آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - نامه ها

نامه ها


گلايه اى از كتابخانه عمومى و دانش گستر! آستان قدس رضوى
بر محققان گرامى پوشيده نيست كه صحّت و اتقان در كار تصحيح و تحقيق متون علمى گذشته, علاوه بر عبقريت محقق و اشراف وى بر متن مورد كار, مرهون در اختيار داشتن نسخ صحيح و اقدم و نيز كثرت آنهاست. از اينرو هر محققى را بايسته است كه از وجود نسخ خطى يك متن در نقاط مختلف كاوش بعمل آورد.
از اينرو انتشارات حكمت در پى اقدام به تصحيح انتقادى و تحقيق دقيق كتاب (شفا) تأليف شيخ الرئيس ابوعلى سينا (ره) بر آن شده كه نسخه هاى كهن را جهت اين مهم شناسايى نمايد.
در اين ميان نسخه اى كه مربوط به قرن ششم هجرى و مربوط به كتابخانه آستان قدس رضوى بود جلب توجه نمود. لذا در اوايل سال ١٣٦٩ درخواستى جهت دريافت نسخه اى عكسى از آن نسخه خطى توسط يكى از دوستان و همكاران گرامى تقديم داشت. ولى متأسفانه با مراجعه هاى مكرر, پاسخى دريافت ننموده, تا اينكه در تابستان ١٣٧٠ با مراجعه حضورى ايشان در كتابخانه مذكور پس از چند روز پاسخى دريافت داشت مبنى بر اينكه: اين نسخه جزء نفايس است و شوراى نشر نفايس بايد بر آن اقدام نمايد و پس از تشكيل شورا نظر بر اين شده كه خروج كتاب از حيطه كتابخانه و بنياد پژوهشهاى آستان قدس ممنوع است (در حالى كه تقاضاى عكس شده بود نه اصل كتاب), زيرا بنياد پژوهشها بر آن شده است كه از عين نسخه عكس گرفته و آن را به همه دانش پژوهان عرضه كند.
در اينجا جاى چند سؤال باقى است:
١ ـ آيا با تصحيح انتقادى و تحقيقى در اين اثر چه لطمه اى به اين نسخه و نشر عكس آن مى خورد؟
٢ ـ آيا تاكنون بنياد پژوهشها اثرى فلسفى بر اين پايه به چاپ رسانده است؟
٣ ـ تا كى بايد منتظر ماند تا اين عكس نسخه نشر شود و بتوان از آن استفاده نمود؟
٤ ـ آيا بنياد پژوهشها تاكنون اثرى علمى به صورت عكس نسخه ها چاپ نموده كه اين اثر دومى آن باشد؟
٥ ـ انتشار عكس نسخه چه ربطى به انتشار يك تمن تحقيق شده حروفى از يك كتاب دارد؟
٦ ـ اگر قصد بر آن است كه كتاب را تحقيق كنند, آيا تا به حال اقدام شده يا نه؟ اگر شده اين مؤسسه را هم مطلع سازند تا كار تكرارى انجام نگيرد. و اگر نشده و حال عزم بر آن كرده اند كه: الحق والفضل لمن سبق.
٧ ـ كتابها آن كتابخانه عمومى است و طبق شرع و عرف, اصل يا عكس آن بايد در اختيار طالبين قرار گيرد. و اگر به بهانه ضايع شدن نسخه اين منع انجام مى گيرد بايد دانست كه تحويل عكس هيچ منعى نبايد داشته باشد.
٨ ـ تنها اين نسخه نيست كه منع از آن بعمل آمده بلكه چند سال پيش نيز توسط همين مؤسسه تقاضايى جهت عكس نسخه غير نفيسى از ترجمه اربعين شيخ بهايى (ره) از آن مركز داشت كه به بهانه هاى واهى از قبيل اينكه: به اين شرط كه كار در اختيار بنياد پژوهشهاى اسلامى قرار گيرد, يا داروى ظهور فيلم نداريم و… نسخه را دريغ داشتند.
كوتاه سخن آنكه اينگونه عملكردها نه مصلحت فرهنگى عموم جامعه است و نه خصوص آن مركز مقدس. بياييم از كتابخانه هاى دنيا بياموزيم كه چگونه عكس نسخه هاى بسيار نفيس خود را بى هيچ منت در اختيار طالبين كشورهاى بيگانه قرار مى دهند ولى متأسفانه در اين كشور مهد علم و تمدن و دين و فرهنگ, كتابهاى عمومى نه از عموم مردم كه از محققان كارآمد اين مرز و بوم هم دريغ مى گردد, آنهم نسخه كتاب بسيار علمى و فنى كه ويژه اخص خواص مى باشد! گويا رسالت خود را در عهده دارى اين امر شريف به فراموشى سپرده ايم و اموال عمومى را ملك طلق خويش مى دانيم.
در خاتمه يادآور مى شود: اين گلايه از مسئولين گرانقدر آن مركز مقدس نيست كه انتقادى كلى است از نوع عملكردهايى كه در اين گونه مراكز علمى صورت مى گيرد. اميد است كه با نشر اين نقد, از نظر به عكس نسخه هاى نفيس و غيرنفيس هم محروم نگرديم. با تشكر ـ انتشارات حكمت

(باسمه تعالى)
سردبير محترم
با عرض سلام و احترام, مجله آينه پژوهش را مى خوانم و لذت مى برم الحمدالله كه با ذوق و كوشش شما با بهترين صورت منتشر مى شود.
و لمثل هذا فليعمل العاملون

***
در حاشيه نقد مدخل تاريخ شرق اسلامى
آقاى غلامرضا فدائى عراقى نماينده محترم مجلس شوراى اسلامى و استاد گروه آموزشى كتابدارى دانشگاه تهران در مقاله خود تحت عنوان: (نقد مدخل تاريخ شرق اسلامى) چاپ شده در آينه پژوهش شماره ٨ سال دوم شماره دوم صفحه ٣٥ مرقوم داشته اند كه مناسب بوده است كه اين جانب به عنوان (همسر مترجم محترم) در مقدمه و يا در زيرنويس آن كتاب به عنوان (مدافع حريم تشيع) مطالبى در (دفاع از غرض ورزى ها و تعصبات نارواى مستشرقان) بنويسم. در اين مورد لازم دانستم كه به نويسنده محترم يادآور شوم كه اولا ايشان به عنوان يك استاد كه احاطه به كتابهاى منابع و مراجع دارند قطعاً توجه دارند كه اين جانب تاكنون نه كتابى و نه مقاله اى درباره مراجع شيعه ننوشته ام و كار من چيزى ديگر است, و ثانياً (وظيفه يك مترجم نيست كه مطالبى را كه از نسخ مطالب كتاب مورد ترجمه نيست در حواشى آن بگنجاند فقط اگر اشتباهى در اصل كتاب رخ داده بايد تذكر دهد, و ثالثاً بنده در هنگام ترجمه كتاب در ايران نبوده ام و تاكنون اين كتاب را بصورت كامل نخوانده ام, و رابعاً براى معرفى منابع شيعه و دفاع از حريم تشيع ايشان محلى بهتر از حاشيه كتاب سواژه سراغ ندارند كه بر اين ضرورت تأكيد كرده اند. اين جانب هر چند كه نبايد براى شخص معينى تعيين تكليف كنم ولى ايشان كه در طى مقاله خود از روى دلسوزى اشاره كرده اند كه: (صاحب نظران بى غرضى بايد در زمينه تاريخ اسلامى تفحص و تحقيق كنند), (از پژوهشگران مسلمان ايرانى انتظار مى رفت كه در پاورقى ها به نكات هشدار دهنده اشاره مى كردند), (مطالعه كنندگان اين كتاب غث و سمين را بازشناسند و تذكر دهند كه غربيان حقائق تاريخى را كتمان و يا تحريف نموده اند) بايد خود كه استاد گروه كتابدارى بزرگترين دانشگاه جمهورى اسلامى اند مصداق همين (صاحب نظر بى غرض) و (پژوهشگر مسلمان) و (مطالعه كننده كتاب) باشند و به مقتضاى حرف خود اولاد مقاله اى برشته تحرير درآورند و در آن اغلاط و اشتباهات و خطاها و سهوهاى سواژه را متذكر شوند و اطلاعات اضافى كه در طى دوران تدريس خود در دانشگاه درباره مراجع اسلامى بدست آورده اند براى استفاده خوانندگان به آن بيفزايند, و نيز باز به مقتضاى حرفه آموزشى و پژوهشى خود دامن همت بكمر بزنند و يك كتاب مستقل تحت عنوان (مرجع شناسى شيعه) تأليف بفرمايند و آن را به دنياى علم عرضه دارند تا جبران مافات بشود. در پايان
بايد يادآور شد كه ما بايد بجاى بدگوئى لفظى از مستشرقان و غريبان كار بكنيم و كار ارائه بدهيم و دفاع واقعى از حريم اسلام و تشيع در كار ارزنده ماست و اين همان روشى بوده است كه بزرگان سلف ما مانند مرحوم حاج شيخ آقابزرگ تهرانى و علامه امينى و ده ها مانند آنها در پيش گرفتند و به خوبى آن را انجام دادند و هم اكنون هم مؤسسات و افرادى هستند كه همان روش را دنبال مى كنند.
جزاهم الله عن العلم خير الجزاء مهدى محقق
بسمه تعالى و له الحمد
مجله شريف آينه پژوهش مرتباً واصل مى گردد و به مقدارى كه وقت اجازه مى دهد, توفيق مطالعه و بهره مندى از مطالب سودمند, و بالأخص از معرّفى كتب مغفول عنها از آثار نامداران شيعه مانند شهيد ثانى ـ قدّس سرّه العزيز ـ را دارم. ضمن تشكر خواستم يادآور شوم كه رساله هاى لطيف و مختصر در كتابخانه شخصى و موروثى ما از جدّ اعلى سيد محمد طارمى, معروف به سيد مجتهد ـ طاب ثراه ـ از آن بزرگوار موجود است. مانند رساله اى را كه در شرح لمعه در باب منزوحات و تقديرات بئر ـ على ما ببالى ـ يادآور مى شود كه در ضمن كتاب مفصّل, اعنى جامع المقاصد خطى ما موجود است. ممكن است با تماس با جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد محمدحسين الموسوى فتوكپى آن رساله هاى نفيس را ارسال بدارد. و همان طور كتاب تمهيد القواعد ـ در قواعد فقهيه ـ هر چند ظاهراً به طبع رسيده, اما احياء آثار بزرگان, سرتاسر بركت و موفقيت است.
خدمت عموم برادران ـ كه در تهيه اين مجله زحمت را قبول نموده, از آقايان مديران مسؤول و داخلى و سردبير و بقيّه ـ تبريك تقديم و توفيق و سعادت آنها را از درگاه قادر متعال خواستارمم. سيد عزالدين زنجانى
حضور مهرانور حضرات سروران عزيز كه مجله بسيار وزين آينه پژوهش را با مقالاتى در خور مطالعه واستفاده به وجود آورده و نظم و مرتب آن را در اختيار ارباب مطالعه و ذوق قرار مى دهد.
معروض مى دارد از اينكه مجله اى قابل استفاده و تحقيقى در عالم مطبوعات ظهور كرده, بسيار خوشوقتيم و علت تأخير اعلام وصول آن است كه مرتب در صدد تهيه مقاله اى برمى آمدم. كثرت مشغله و تهيٌ مطلب براى مطبعه يا تصحيح كتاب, مانع حصول مقصود گرديد تا اينكه لازم دانستم بدين وسيله اظهار تشكر نمايم. آن هم تشكر با عرض تبريك و اميدوارم مطالب مندرج در مجله متنوعتر باشد. تحقيقات در علوم قرآنى, توجه به ادبيات فارسى, و بيان اهميت علوم انسانى در ممالك متمدن,و بيان علل انحطاط علوم انسانى در مملكت عزيز خودمان و ركود علمى و افت دانش به نحو اعم در دانشگاههاى كشور و بيان علل تقدّم علوم انسانى بر ساير علوم در كشورهايى كه به سرعت برق در حال حركتند و (فعّال ما يشاء) در عالَم, و له و لورده شدن كشورهاى در حال سكون, اگر چه صدا و نعره راديوهاى آنان نزديك است كه گوش فلك را كر نمايد, از مسائل نيازمند تحقيق است.
بنده معلم فلسفه و عرفان در دانشگاه مشهد هستم و دو درس هم هر روز در حوزه علميه دارم. در دانشگاه سالهاى دراز رسم بر اين بوده و هست كه دانشجويان (داوطلبان) را غربال مى نمايند و آخرين نخاله آنها را به مراكز تدريس علوم انسانى رها مى نمايند و قهراً نيز بتدريج همفكر دانشجويان مى شوند و بعضاً (به قول عوام) أسوء حالاً از شاگرد; كه خدا عاقبت ما را ختم به خير نمايد.
اميدوارم مجله وزين شما در حدى برسد كه اهميت ادبيات فارسى, سير تصوف و حكمت در ادب فارسى, و اهميت تاريخ به معناى واقعى نه نقّالى (كه النقّال كالبقّال) و… را گوشزد كند و فصولى به اين علوم در سطحى آموزنده اختصاص داده شود. همت فرماييد كه خداوند, توفيق عطا خواهد نمود.
بنده به قدر فهم خود همكارى خواهم نمود و وجه اشتراك را حتماًخواهم فرستاد كه اين خود فريضه است و بايد همه اين كار را بنمايند.
وفقكم الله لمرضاته ايام عزت سروران عزيزم مستدام باد ارادتمند سيد جلال آشتيانى