نشریه قرآن شناخت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - معناشناسي صلوة درقرآن
، سال سوم، شماره اول، پياپي ٥، بهار و تابستان ١٣٨٩، صفحه ٧٥ ـ ١٠٨
Quran Shinakht, Vol.٣. No.١, Spring & Summer ٢٠١٠
اميررضا اشرفي* / الهام فردوسي**
چكيده
مقالة حاضر درصدد تبيين جايگاه معنايي واژة كانوني «صلوة» به شيوة معناشناسي تاريخي و توصيفي با الهام از روش ايزوتسو است. در معناشناسي تاريخي به معناي اصلي ماده صلوة با استناد به اشعار عصر جاهلي، كتب تاريخي و تفسيري توجه شده است. در معناشناسي توصيفي نيز ارتباط معنايي واژه صلوة با واژههاي همنشين و جانشين در قرآن بررسي شده است. حاصل مطالعهي تاريخي اينكه اعراب جاهلي صلوة را نوعي نيايش و عبادت ميشناختهاند. مطالعهتوصيفي نيز نشان ميدهد كه صلوة در كاربرد وحياني بر محور جانشيني با واژههايي مانند دعا، ذكر، تسبيح و بر محور همنشيني با واژههايي مانند اقامه، صبر، خاشعون در يك حوزه معنايي قرار ميگيرد. يكي از نتايج مهم بررسي توصيفي، آشكار شدن پيوند معناييِ عميقِ صلوة با ساير واژههاي همحوزه در قرآن است. اين پيوندها باعث شده تا صلوة كاملاً تحت تأثير كلمات مجاور و نظام معنايي مستقر در آن قرار بگيرد و با معنايي متمايز و متعالي به حيات خود ادامه دهد.
كليد واژهها: معناشناسي، صلوة، حوزة معنايي، رابطة جانشيني واژهها، رابطة همنشيني واژهها.
مقدمه
ميان كلمات و جملات آيات قرآن پيوستگي معنايي خاصي برقرار است و همگي از جانب خداوند حكيم براي القاي پيامي ويژه ترتيب يافتهاند. پيوستگي ميان مفاهيم آيات به جملات آن منحصر نميشود، بلكه ميان مفردات آن نيز پيوندهاي معنايي ويژهاي برقرار است؛ هر واژه جايگاه خاص خود را دارد و معناي خود را در ارتباط با ساير واژگان قرآن بازمييابد. اين ارتباطهاي معنايي مطمح نظر زبانشناس ژاپني (ايزوتسو) در كتاب خدا و انسان در قرآن قرار گرفته است. در باور وي معناي هر واژه با شناخت جايگاه دقيق معنايي آن با توجه به جهانبيني قرآن و بررسي ارتباط آن با واژگان ديگر قابل كشف است.
اين مقاله درصدد است با تحليل ارتباط معنايي واژههايي كه با صلوة در يك حوزة معنايي[١] قرار ميگيرند، در دو محور جانشيني[٢]، همنشيني[٣] به تبيين جايگاه معنايي صلوة در قرآن بپردازد.
قرآنپژوهان در خصوص نماز و اهميت انكارناپذير آن در معارف قرآن، تحقيقات ارزشمندي صورت دادهاند،[٤] اما تا آنجا كه جستوجو شد، پژوهشي با رويكرد معناشناختي با ويژگيهاي مذكور سامان نيافته است. در اين تحقيق ابتدا به بررسي معناي ريشة صلوة و مشتقات آن در قرآن ميپردازيم. سپس نگاهي به سير تاريخي اين واژه در مقطع عصر جاهلي و عصر نزول قرآن ميافكنيم و در نهايت به بررسي توصيفي و تبيين جايگاه معنايي صلوة در نظام واژگاني قرآن با ملاحظة واژههاي همحوزه در دو محور جانشيني و همنشيني خواهيم پرداخت.
ريشة صلوة و مشتقات آن در قرآندانشمندان علم لغت در اينكه ريشة صلوة ناقصِ «واوي» است يا «يايي» اختلاف دارند. از آنجا كه تثنيه و جمع صلوة صلوان و صلوات ميباشد، ديدگاه اول تأييد ميشود. لغتشناسان براي صلو و مشتقات آن، معاني متعددي ذكر كردهاند كه برخي از آنها به اين قرار است:
الف. دعا: بسياري از اهل لغت معناي لغوي صلوة را دعا كردن، تبريك گفتن و ستايش كردن دانستهاند. به عقيدة برخي از ايشان نماز را از آن جهت صلوة خواندهاند كه متضمن دعاست.[٥] در قرآن كريم اين ماده در باب تفعيل به همين معنا آمده است، مانند «وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ(توبه: ١٠٢)؛ به آنها دعا كن. به درستي كه دعاي تو ماية آرامش آنهاست». برخي محققان «لاتُصَلِّ» در آية شريفة «وَلَا تُصَلِّ عَلَي أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً»(توبه: ٨٤) را نيز به معناي دعا كردن دانستهاند. به عقيدة ايشان «صَلِّ» هرگاه با «علي» متعدي شود به معناي ثنا و دعا است.[٦]
ب. آتش افروخته، گرمشدن، وارد آتش شدن، انداختن در آتش و سوزاندن: به نظر برخي اهل لغت مادة صلاة از «الصِّلاء»(آتش افروخته) اخذ شده است؛ «صَلَّي الرَجلُ» يعني آن مرد با اين عبادت صِلاء را از خود دفع كرد.[٧] طبق اين نظر صلوة را از آن جهت صلوة ناميدهاند كه آتش دوزخ را از انسان دور ميكند؛ چنانكه رسول اكرم(ص) ميفرمايند: وقت هيچ نمازي نميرسد مگر اينكه فرشتهاي بين انسانها فرياد كند: اي مردم، به پاخيزيد و به سوي آتشهايي كه بر پشت خويش برافروختهايد، برويد و با نمازتان آنها را خاموش كنيد.[٨] اين ماده در قرآن در اين معنا نيز به كار رفته است: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ...؛ او را بگيريد و در بند و زنجيرش كشيد، سپس او را در دوزخ بيفكنيد»(حاقه: ٣٠ ـ ٣١). صَليٰ (از باب ثلاثي مجرد) يعني وارد آتش شد، مانند «الَّذِي يَصْلَي النَّارَ الْكُبْرَي؛ همان كسي كه در آتش سترگ وارد ميشود».(اعلي: ١٢) أصْلَي (ماضي باب اِفعال) يعني [او را] وارد آتش كرد، مانند «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَاراً نساء: ٥٦؛ همانا كساني كه به آيات ما كفر ورزيدند، به زودي آنها را در آتشي وارد ميكنيم...». صِلِي (مصدر ثلاثي مجرد) به معني سوختن در آتش آمده است، مانند «ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَي بِهَا صِلِيّاً(مريم: ٧٠)؛ آنگاه قطعاً ما به كساني كه به درآمدن و سوختن در آن (آتش) سزاوارترند آگاهتريم». صَالٍ (اسم فاعل ثلاثي مجرد) به معني وارد آتش شد، مانند «مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ(صافات: ١٦٢ و ١٦٣)؛ هرگز نميتوانيد كسي را فريب دهيد، جز كسي را كه به دوزخ رفتني است». اين ماده در باب افتعال به معناي گرم شدن نيز آمده است: «أَوْ آتِيكُمْ بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ(نمل: ٧)؛ يا شعله آتشي براي شما ميآورم تا گرم شويد.»
به عقيدة ابنفارس اين واژه اساساً دو ريشه دارد: يكي به معناي آتش و آنچه مانند آن گرمي دارد و ديگري به معناي نوعي عبادت و معناي اين دو ريشه در مشتقات آن لحاظ شده است.[٩]
ج. تعظيم: برخي لغتشناسان معتقدند صلوة در لغت به معناي تعظيم است و از آنجا كه نماز تعظيم در برابر خداست، بر آن صلوة اطلاق شده است.[١٠] برخي اديبان، صلوة بر رسول خدا و آل او را با توجه به همين معنا تفسير كرده و گفتهاند: «اللهم صل علي محمد و آل محمد؛ يعني بارالها، بر محمد و آل او در دنيا، با پرآوازه نمودن يادش و آشكارساختن دعوتش و باقي نگاهداشتن شريعتش و در آخرت با پذيرش شفاعتش نسبت به امتش و چند برابر نمودن اجر و پاداشش، اعتلا و عظمت ببخش».[١١]
د. عبادت مخصوص و مفروض: مشتقات مادة «صلو» در قرآن به معناي نماز و نماز گزاردن، نمازگزار و مانند آن نيز آمده است، مانند «إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً(نساء: ١٠٣)؛ نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است». «وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي(اعلي: ١٥)؛ و پروردگارش را ياد كرد، پس نماز خواند». «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ(ماعون: ٤ و ٥)؛ واي بر نمازگزاران، آنان كه در نمازشان سهل انگارند».
معناشناسي تاريخي (زمانگذر) و توصيفي (همزمان)در زبانشناسي جديد ميتوان از دو نگاه «زمانگذر»[١٢] و «همزمان»[١٣] معناي واژهها را بررسي كرد. معناشناسي تاريخي به مطالعة تاريخي تغييرات واژگان در گذر زمان ميپردازد و معناشناسي توصيفي به مطالعة رابطة معنايي واژگان در يك حوزة معنايي در مقطع زماني خاص ميپردازد.[١٤] اين دو نگاه، خود متأثر از زبانشناسي درزماني و زبانشناسي همزماني است. زبانشناسي درزماني ميكوشد تحول زبان را در طول زمان بررسي كند و به توجيه و تحليل تغييرات زبان در طول تاريخ بپردازد و زبانشناسي همزماني (توصيفي) به تشريح ساختمان و كار زبان ميپردازد.[١٥] قرن نوزدهم را ميتوان قرن بررسيهاي تاريخي و تطبيقي زبانها به حساب آورد؛ در مقابل مشخصة دو قرن اخير رشد پرشتاب زبانشناسي توصيفي در مقابل زبانشناسي تاريخي است كه از رهگذر آن زبانشناسي توصيفي به پايگاه امروزينش راه يافته است. فردينان دوسوسور(Ferdinand de saussure) زبانشناس سوئيسي در گذار از نگرش قرن نوزدهمي به نگرش قرن بيستمي نقش اساسي و كليدي را ايفا نموده، است.[١٦] سوسور بين دو بعد همزماني و درزباني در مطالعات زبانشناختي را تفكيك كرد. زبانشناسي همزماني (توصيفي) هر زباني را در هر برشي از زمان به منزلة يك نظام ارتباطي خود كفا و مستقل بررسي ميكند و زبانشناسي درزماني (تاريخي) به مطالعه تغييراتي ميپردازد كه در گذر زمان در زبانها به وجود آمده است. هريك از اين دو، روش و اصول خاص خود را دارد.[١٧]
معناشناسي تاريخي واژة صلوةبه باور برخي صلوة ريشهاي سرياني يا آرامي دارد و در همان زبانها با عنوان «صَلُوتا» ـ يا بنا به قولي «صَلُوثا»[١٨] ـ به معني عبادت مخصوص شناخته شده بوده است و بعداً در زبان عربي، «تعريب» شده است؛ چنانكه با همين لفظ يا مشتقاتش در شعر عرب جاهلي استفاده شده است. شعراي قديم عرب در دورة پيش از اسلام نيز، كاملاً با اين واژه آشنا بودهاند و در سنگنبشتههاي عربستان جنوبي نيز صلوة به معناي نماز و دعا آمده است.[١٩] براي نمونه واژة صلّي در شعر اعشي (شاعر دورة جاهليت ) به معناي دعا و استغفار آمده است.[٢٠] وي كه در دربار شاهان حيره آمد و شد داشته و از مسيحيت سرياني متأثر بوده، چنين سروده است:[٢١]
|
و قابَلَها الرّيحُ في دّنِّها [if !supportLineBreakNewLine][if !supportLineBreakNewLine] |
|
و َصلَّي علي دَنِّها و ارْتَسمْ |