نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه / محسن گلپرور / محمد اكبري

باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه «نگاهي بر تفاوت‌هاي ديدگاهي بر حسب متغيرهاي جمعيت‌شناختي»

سال دوم، شماره چهارم، زمستان ١٣٨٨، ص ١١٩ ـ ١٤١

محسن گل‌پرور* / محمد اكبري**

چكيده

اين پژوهش با هدف بيان تفاوت‌هاي گروه‌هاي جمعيت‌شناختي مختلف دربارة دنياي عادلانه و ناعادلانه انجام شده است. جامعة آماري تحقيق حاضر را زنان و مردان ١٧ سال به بالاي شهر اصفهان در سال ١٣٨٥ تشكيل دادند. گروه نمونة پژوهش متشكل از ١٥٠٠ نفر بود كه از طريق نمونه‌گيري تصادفي چندمرحله‌اي از مناطق شرق، غرب، جنوب و شمال شهر نمونه‌گيري شده‌اند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش‌نامة باور به دنياي عادلانه رابين و پيلاو مي‌باشد. داده‌هاي حاصل از پرسش‌نامه با استفاده از تحليل واريانس يك‌راهه، آزمون تعقيبي شفه و آزمون t گروه‌هاي مستقل تحليل شد. نتايج نشان داد كه در گروه‌هاي سني مختلف، گروه‌هاي ٥١ سال و بالاتر و ٤١ تا ٥٠ سال در مقايسه با گروه‌هاي سني پايين‌تر، دنيا را عادلانه‌تر و گروه ٢١ تا ٣٠ سال در مقايسه با گروه ٣١ تا ٤٠ سال و ٤١ تا ٥٠ سال دنيا را ناعادلانه‌تر مي‌پنداشتند.

كليدواژه‌ها: باور به دنياي عادلانه، باور به دنياي ناعادلانه، سن، تحصيلات، جنسيت، شغل، وضعيت تأهل.

مقدمه

به رغم نظرية دنياي عادلانه،[١] انسان‌ها نياز دارند تا دنياي محل زندگي خود را دنيايي تصور کنند كه در آن افراد آنچه كه شايستگي‌اش را دارند، به‌دست مي‌آورند.[٢] چنين باوري كه داراي حمايت‌هاي پژوهشي در فرهنگ‌ها و ملل مختلف است،[٣] بدين معناست كه دستاوردهاي خوب و بدي كه عايد انسان‌ها مي‌شود ـ يعني پاداش‌ها و تنبيه‌ها ـ به شكلي تصادفي توزيع نشده‌اند؛ بلكه حاصل تلاش و شايستگي افراد است. دربرابر باور به دنياي عادلانه، باور به دنياي ناعادلانه،[٤] است. رابين و پپلاو[٥] در مجموعه نظريه‌پردازي‌هاي اولية خود، باور به دنياي عادلانه را سازه‌اي[٦] تك‌بعدي، امّا پيوستاري معرفي كردند. در يك سوي اين پيوستار، باور به دنياي عادلانه و در سوي ديگر آن باور به دنياي ناعادلانه قرار دارد. با اين حال، مطالعات بعدي نشان داده‌اند که باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه دو سوي يك پيوستار نيستند و بايد آنها را دو پديده مستقل از يكديگر در نظر گرفت.[٧] به‌هرحال، باور به دنياي ناعادلانه، يعني اينکه دنيايي كه انسان‌ها در آن زندگي مي‌كنند، دنياي مبتني بر نظم نيست؛ بلكه بي‌نظمي به توزيع دستاوردها و نتايجي كه از زندگي در دنيا عايد افراد مي‌شود، تسلط دارد.[٨] گستردگي باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه، زمينه جدي را براي مطالعات مربوط به پيامدهاي اين نوع باورها فراهم ساخته است. بنا بر پژوهش‌هايي كه تا كنون در داخل و خارج از ايران انجام شده است، باور به دنياي عادلانه با افسردگي، اضطراب، تمايل به خودكشي، نارسايي كاركرد اجتماعي، رفتارهاي پرخاشگرانه و خصومت و تمايل به سوءظن و بدگماني رابطة منفي، و با سلامت عمومي و بهزيستي انسان‌ها رابطة مثبت دارد.[٩] دربرابر، باور به دنياي ناعادلانه، با تمايل به خصومت و پرخاشگري و سوءظن و بدگماني مرتبط است.[١٠]

به دليل پيامدهايي كه باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه براي سلامتي و بهزيستي انسان‌ها در دنيا دارد، بسياري از پژوهش‌ها بر سير رشدي و تحول اين باورها متمركز شده‌اند. به‌طور خلاصه، نتايج حاصل از پژوهش‌هاي انجام‌شده نشان مي‌دهد كه رشد و تحول باور به دنياي عادلانه (و به احتمال زياد باور به دنياي ناعادلانه) هنگامي آغاز مي‌شود كه انسان‌ها از دوران كودكي خود، پي مي‌برند كه با به تأخير انداختن نيازهاي خود مي‌توانند به منافع بلندمدت‌تر و مطلوب‌تري دست يابند.[١١] اين يافته‌ها بدان معناست كه شايسته‌ بودن انسان‌ها براي آنچه از زندگي در دنيا عايدشان مي‌شود، بخشي حاصل تعامل‌هاي آنها و بخشي حاصل پذيرش اين باور است كه براي دستيابي به نتايج بهتر، لازم است افراد از تمايلات زودگذر خود بگذرند. هرچه اين نتيجه‌گيري كه ماهيت شناختي دارد، در افراد نيرومندتر باشد، نيرو و توان بالاتري براي هدايت انسان‌ها خواهد داشت. از طرف ديگر، چنين باوري شبيه يك قرارداد شخصي بين فرد و دنيا عمل مي‌كند. اين قرارداد به انسان‌ها اين توان را مي‌دهد تا اهداف بلندمدت خود را با اطمينان دنبال کنند؛ زيرا عاقبت سرمايه‌گذاري براي آينده كه مبتني بر تلاش و شايستگي افراد است، براي آنها دستاوردهاي مورد نياز را فراهم خواهد ساخت. با گذر از دوران كودكي اوليه و بالغ‌تر شدن انسان‌ها، به تدريج تجربيات آنها زمينة ارزيابي درستي و نادرستي اين باورها را فراهم خواهد ساخت. در واقع، پس از دوران كودكي و نوجواني، بخشي از آنچه كه موجب توجه افراد به درستي باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه خواهد شد، متغيرهاي موقعيتي و فردي يا همان متغيرهاي جمعيت‌شناختي است. آن‌گونه كه خواهيد ديد، مطالعات انجام‌شده بر نقش متغيرهايي نظير سن، جنسيت، نژاد، موقعيت اقتصادي و اجتماعي و امثال آن به نتايج يكدست و همسويي نينجاميده است.

در فراتحليلي كه اوكونور، موريسون، مك‌لود و اندرسون[١٢] با استفاده از ٣٣ مطالعه انجام دارند، بدين نتيجه رسيدند كه مردان كمي بيش از زنان به دنياي عادلانه باور دارند؛ اما مطالعة درم و استاورز[١٣] تفاوتي بين زنان و مردان در باور به دنياي عادلانه نشان نداده است. در ايران، گل‌پرور و عريضي[١٤] در بررسي جزئي باور به دنياي عادلانه براي زنان و مردان، به اين نتيجه دست يافتند كه بين زنان و مردان در مواردي تفاوت وجود دارد. در واقع، نتايج حاصل از پژوهش يادشده به اين شكل است كه زنان در سطح تك‌تك پرسش‌هاي مربوط به باور به دنياي عادلانه براي زنان و مردان، مانند اينکه زنان مطابق آنچه كه شايستگي‌اش را دارند در دنيا دستاورد نصيب‌شان نمي‌شود، با مردان داراي تفاوت ديدگاه هستند. در پژوهش‌هاي خارج از ايران، موارد مقايسه‌اي مانند مقايسة افراد شهري و روستايي، افراد شاغل در برخي مشاغل محدود، افراد سياه‌پوست و سفيد‌پوست و افراد وابسته به فرهنگ‌هايي نظير آمريكاي لاتين ديده مي‌شود؛ اما از مقايسه بين گروه‌هاي تحصيلي، گروه‌هاي سني، گروه‌هاي شغلي و افراد مجرد و متأهل كمتر استقبال شده است. اين امر موجب شده است تا در حوزة باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه، دربارة نقش فراگير متغيرهاي جمعيت‌شناختي مختلف خلأ دانش و اطلاعات وجود داشته باشد. بخشي از خلأ دانش در اين حوزه در ايران، توسط پژوهش گل‌پرور و عريضي[١٥] برطرف شده است. با اين حال، به پژوهش‌هاي بيشتري در اين حوزه نياز است.

پژوهش گل‌پرور و عريضي[١٦] بيانگر آن است كه بين زنان و مردان در باور به دنياي عادلانه براي خود و ديگران، برحسب نمره‌هاي كلي حاصل از پرسش‌نامه‌هاي پژوهش ـ و نه بر اساس تك‌تك پرسش‌ها ـ تفاوت وجود ندارد. در مقابل، بين افراد ١٧ تا ٢١ سال و افراد ٤٢ سال و بالاتر، در باور به دنياي عادلانه براي خود تفاوت وجود دارد. تفاوت مزبور به اين شكل است كه افراد جوان‌تر در مقايسه با افراد مسن‌تر، دنيا را مكاني عادلانه‌تر براي خود مي‌بينند. افراد داراي تحصيلات راهنمايي و فوق‌ديپلم نيز در مقايسه با افراد داراي تحصيلات ليسانس، باور نيرومندتري به دنياي عادلانه دارند؛ اما افراد مجرد و متأهل با يكديگر در باور به دنياي عادلانه براي خود و ديگران تفاوتي نداشته‌اند. در مقايسة‌ گروه‌هاي شغلي، تنوع قابل توجهي در باور به دنياي عادلانه گزارش شده است. براي نمونه، مشاغلي كه شرايط شغلي‌شان سخت و نيروبر است، در مقايسه با كساني كه از شرايط شغلي بهتري برخوردارند دنيا را ناعادلانه‌تر ارزيابي مي‌كنند. همين وضعيت در مورد افرادي كه داراي منزل رهن و اجاره‌اي هستند نيز ديده مي‌شود.

چنان‌كه شواهد اولية ارائه‌شده از داخل ايران نشان مي‌دهد، برخي از متغيرهاي جمعيت‌شناختي توان بالقوه‌اي براي ايجاد تغيير يا تفاوت در حوزة باور به دنياي عادلانه دارند. متأسفانه هيچ‌گونه شواهدي كه در آن باور به دنياي ناعادلانه از نظر متغيرهاي جمعيت‌شناختي مقايسه شده باشد، در دسترس قرار نگرفت. به باور محققاني چون كاليك، آمبروز و مك‌كون،[١٧] دلايل نظري كه برخي از متغيرهاي جمعيت‌شناختي مي‌توانند زمينه‌ساز تفاوت در ديدگاه‌هاي معطوف به دنياي عادلانه شوند، به تفاوت در تمايل به نفع شخصي[١٨] يا سوگيري خودمدارانه[١٩] بازمي‌گردد. در واقع، اينكه متغيرهايي نظير جنسيت، سن، نژاد، شرايط شغلي،‌ وضعيت تأهل، وضعيت مسكن و امثال آن مي‌تواند جهت و ماهيت باور به دنياي عادلانه را تحت تأثير قرار دهند، به اين حقيقت بازمي‌گردد كه براي هر يك از انسان‌ها كه به يكي از طبقات يا زيرگروه‌هاي اين متغيرها تعلق دارند، نفع تصوري خاصي با توجه به شرايط خاص خودشان مطرح است.[٢٠] آنچه در جهت اين منافع ‌باشد، به طور طبيعي افراد را به سوي باور به دنياي عادلانه و چنان‌كه در جهت اين منافع نباشد، به سوي باور به دنياي ناعادلانه سوق مي‌دهد.[٢١] دومين بعد نظري كه به تبيين تفاوت در ديدگاه‌هاي معطوف به عدالت در بين گروه‌هاي متعلق به طبقات متغيرهاي جمعيت‌شناختي مختلف قادر مي‌باشد، تأكيدهاي متمايز بر اشكال، ‌ابعاد و اصول مختلف مطرح براي عدالت است.[٢٢] براي نمونه، اين احتمال همواره مطرح بوده و هست كه افراد به دلايل شخصي خاص، نظرشان به عدالت جلب شود. براي مثال، لونتال و لين[٢٣] در پژوهش خود پي بردند كه زنان و مردان براي قاعدة انصاف در حوزة عدالت ارزش متفاوتي قائل هستند. اين نتيجه در پژوهش‌هاي داخل كشور نيز تا اندازه‌اي به‌دست آمده است.[٢٤] به‌ هرحال، در حوزة تفاوت در ديدگاه‌هاي گروه‌هاي جمعيت‌شناختي مختلف در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه محدوديت پژوهشي و خلأ دانش وجود دارد. به معناي ديگر، كسب بينش دقيق‌تر به نقش اين متغيرها، به تحقيقات بيشتري نياز دارد. اين پژوهش نيز به همين منظور انجام شده است. فرضيه‌هاي پژوهش به شرح زير است:

فرضيه ١: گروه‌هاي سني مختلف در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با يكديگر تفاوت دارند.

فرضيه ٢: گروه‌هاي تحصيلي مختلف در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با يكديگر تفاوت دارند.

فرضيه ٣: گروه‌هاي شغلي مختلف در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با يكديگر تفاوت دارند.

فرضيه ٤: زنان و مردان در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با يكديگر تفاوت دارند.

فرضيه ٥: افراد مجرد و متأهل در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با يكديگر تفاوت دارند.

روش

روش پژوهش حاضر، پس‌رويدادي است كه در آن باور به دنياي عادلانه و ناعادلانة گروه‌هاي سني، جنسي، تحصيلي، شغلي و وضعيت تأهل و مسکن با يكديگر مقايسه شده است.

جامعة آماري پژوهش را همة زنان و مردان ١٦ سال به بالاي ساكن شهر اصفهان در مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب تشكيل داده‌اند. برآوردها نشان مي‌دهد كه در اين مناطق چهارگانه، بيش از يك ميليون نفر شرايط شركت در اين پژوهش را داشته‌اند.

نمونة پژوهش حاضر را ١٥٠٠ نفر تشكيل داده‌اند كه ٧٤٨ نفر از آنها مرد و ٧٥٢ نفر آنها زن بوده‌اند. اين تعداد گروه نمونه با استفاده از روش نمونه‌گيري چندمرحله‌اي از سطح خيابان‌ها و كوچه‌ها، به ويژه از طريق مراجعه به درب منازل نمونه‌گيري شده‌اند. شيوه نمونه‌گيري بدين صورت بوده است كه تعدادي از دانشجويان به مثابه مجريان پرسش‌نامه از مناطق مختلف شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس تعدادي پرسش‌نامه در اختيار آنها قرار گرفت تا در منطقة مسكوني خودشان آن را اجرا کنند. از هر منزل، حداكثر سه نفر كه داراي شرايط سني ١٦ سال به بالا بوده‌اند، براي پاسخ‌گويي به پرسش‌نامه‌هاي پژوهش انتخاب شدند. در مجموع، از هر خيابان اصلي بين ٧٥ تا ٨٠ نفر نمونه‌گيري شدند.

ابزار پژوهش

پرسش‌نامه مورد استفاده در پژوهش، پرسش‌نامة باور به دنياي عادلانه[٢٥] رابين و پپلاور[٢٦] بوده است. اين پرسش‌نامه ٢٠ سؤالي است و به تأييد فرنهام (٢٠٠٣)، پركاربردترين پرسش‌نامه در حوزه سنجش باور به دنياي عادلانه است. ‌به رغم ادعاهاي اوليه رابين و پپلاو[٢٧] مبني بر تك‌عاملي بودن اين پرسش‌نامه، پژوهش‌هاي متعدد خارجي با استفاده از تحليل عاملي اكتشافي[٢٨]و تحليل عاملي تأييدي[٢٩] نشان داده‌اند كه اين پرسش‌نامه داراي دو خرده‌مقياس مستقل به‌نام‌هاي خرده‌مقياس باور به دنياي عادلانه و خرده‌مقياس باور به دنياي ناعادلانه است. آلفاي كرونباخ كل پرسش‌نامه (به صورت ٢٠ سؤال) در سطح پائيني است كه اين خود نيز مؤيد ناهمساني پژوهش‌هاي مطرح براي باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه است. گل‌پرور[٣٠] با استفاده از تحليل عاملي سلسله‌مراتبي اكتشافي، در پايان به همان تركيبي دست يافته است‌ كه پژوهشگران خارجي با نمونه‌هاي غيرايراني به‌دست آورده‌اند. نتيجة اين پژوهش‌ها بيانگر آن است كه پرسش‌نامه رابين و پپلاو دو بعد مستقل باور به دنياي عادلانه با يازده پرسش و باور به دنياي ناعادلانه را با نه پرسش مي‌سنجد. مقياس پاسخ‌گويي اين پرسش‌نامه در پرسش‌هاي مختلف[٣١] به‌صورت پنج و هفت درجه‌اي (كاملاً مخالفم=١ تا كاملاً موافقم=٥ براي مقياس پنج‌درجه‌اي و كاملاً مخالفم=١ تا كاملاً موافقم=٧ براي مقياس هفت‌درجه‌اي) بوده است. در پژوهش حاضر نيز مقياس پنج‌درجه‌اي براي پاسخ‌گويي استفاده شده است. شواهد مربوط به پايايي اين پرسش‌نامه در پژوهش حاضر در جدول شمارة ١ آمده است.

جدول ١: پايائي پرسش‌نامه باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در پژوهش حاضر

رديف

شاخص‌هاي پايايي

خرده مقياس‌ها

تعداد پرسش‌هاي

آلفاي كرونباخ

ضريب اسپيرمن براون

ضريب كاتمن

١

باور به دنياي عادلانه

١١

٧٣/٠

٦٩/٠

٦٧/٠

٢

باور به دنياي ناعادلانه

٩

٧/٠

٦٥/٠

٦٤/٠

پرسش‌نامة باور به دنياي عادلانه رابين و پپلاو يك پرسش‌نامه خودسنجي است كه به‌صورت خودگزارش‌دهي در حدود سه تا پنج دقيقه تكميل مي‌شود.

روش تجزيه و تحليل داده‌ها

براي تحليل آماري داده‌هاي حاصل از پرسش‌نامة پژوهش، از شاخص‌هاي توصيفي و استنباطي استفاده شد. براي مقايسة دو گروهي (جنسيت و وضعيت تأهل) از آزمون t گروه‌هاي مستقل و براي مقايسه بيش از دو گروه (بر حسب سن، تحصيلات، شغل) از تحليل واريانس يك‌راهه و در صورت معناداري براي مقايسه جفتي از آزمون تعقيبي شفه استفاده شد. عمليات آماري مزبور با استفاده از نرم‌افزار آماري ـ رايانه‌اي SPSS انجام شده است.

يافته‌هاي پژوهش

در اين بخش، يافته‌هاي حاصل از تحليل داده‌ها به تفكيك ارائه شده است.

جدول ٢: شاخص‌هاي توصيفي و نتايج تحليل واريانس براي گروههاي سني مختلف

باورها

شاخص‌هاي آماري

گروه‌هاي سني

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

خطاي استاندارد

ضريب F

معناداري

باور به دنياي عادلانه

تا ٢٠ سال

٢٩٠

٢١٧/٤٢

٠٥٦/٨

٤٧٣/٠

(لوين)

٨٨٣/٢

٠٢٢/٠

٢١ تا ٣٠ سال

٦٧٦

٨٤٩/٤١

٥٨٩/٨

٣٣٠/٠

٣١ تا ٤٠ سال

٢٥٠

٢١٦/٤٢

٠٥٣/٩

٥٧٢/٠

٤١ تا ٥٠ سال

١٨٤

٣٢٦/٤٤

٨٥٧/٩

٧٢٦/٠

(آنوا)

٩٦١/٦

٠٠٠/٠

٥١ سال و بالاتر

١٠٠

٣٣٣/٤٦

٢٧٩/١٠

١٢١/١

كل

١٥٠٠

٥٤٣/٤٢

٩٠٨/٨

٢٣١/٠

باور به دنياي ناعادلانه

تا ٢٠ سال

٢٩٠

٩٦٩/٣٢

٦٤٥/٦

٣٩٠/٠

(لوين)

٩٩٢/٣

٠٠٣/٠

٢١ تا ٣٠ سال

٦٧٦

٧٦٤/٣٣

٢٠/٦

٢٣٨/٠

٣١ تا ٤٠ سال

٢٥٠

٣٥٦/٣٢

٩٧٣/٦

٤٤١/٠

٤١ تا ٥٠ سال

١٨٤

٠٩٢/٣٢

٥٧٤/٧

٥٥٨/٠

(آنوا)

٥١٣/٤

٠٠١/٠

٥١ سال و بالاتر

١٠٠

٦٦٦/٣١

٩٣٢/٦

٧٥٦/٠

كل

١٥٠٠

٠٤٥/٣٣

٦٧٦/٦

١٧٣/٠

چنان‌كه در جدول ٢ ديده مي‌شود، ميانگين باور به دنياي عادلانه در گروه ٥١ سال و بالاتر (٣٣٣/٤٦) در بالاترين حد و پس از آن به ترتيب گروه‌هاي ٤١ تا ٥٠ سال (٣٢٦/٤٤)، ٣١ تا ٤٠ سال و تا بيست سال (٢١٦/٤٢ و ٢١٧/٤٢) و ٢١ تا ٣٠ سال (٨٤٩/٤١) قرار داشته‌اند. نتايج تحليل واريانس انجام‌شده بيانگر آن است كه بين باور به دنياي عادلانة گروه‌هاي سني مختلف با يكديگر تفاوت معناداري (٠١/٠P<) وجود دارد. نتايج آزمون تعقيبي شفه در جدول ٣ ارائه شده است. در باور به دنياي ناعادلانه، ميانگين گروه ٢١ تا ٣٠ سال در بالاترين حد (٧٦٤/٣٣) و به‌دنبال آن ميانگين‌هاي گروه‌هاي سني تا ٢٠ سال (٩٦٩/٣٢)، ٣١ تا ٤٠ سال (٣٥٦/٣٢)، ٤١ تا ٥٠ سال (٠٩٢/٣٢) و ٥١ سال و بالاتر (٦٦٦/٣١) قرار داشته است. نتايج تحليل واريانس انجام‌شده دربارة باور به دنياي ناعادلانه نيز بيانگر آن است كه بين باور به دنياي ناعادلانه گروه‌هاي سني مختلف، تفاوت معنادار وجود دارد. نتايج آزمون تعقيبي اين مواد نيز در جدول ٣ ارائه شده است.

جدول ٣: نتايج آزمون تعقيبي شفه در موارد معنادار در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در گروه‌هاي سني مختلف

باورها

گروه اول

گروه مورد مقايسه

تفاوت ميانگين

خطاي استاندارد

معناداري

دنياي عادلانه

تا ٢٠ سال

٥١ سال و بالاتر

١١٦/٤-

٠٩٥/١

٠٠٧/٠

٢١ تا ٣٠ سال

٤١ تا ٥٠ سال

٤٧٦/٢-

٧٣٤/٠

٠٢٣/٠

٢١ تا ٣٠ سال

٥١ سال و بالاتر

٤٨٤/٤-

٠٢٢/١

٠٠١/٠

٣١ تا ٤٠ سال

٥١ سال و بالاتر

١١٧/٤-

١١٤/١

٠٠٩/٠

دنياي ناعادلانه

٢١ تا ٣٠ سال

٣١ تا ٤٠ سال

٤٠٨/١

٣٩/٠

٠٥/٠

٢١ تا ٣٠ سال

٤١ تا ٥٠ سال

٦٧٢/١

٥٥/٠

٠٤٨/٠

چنان‌كه در جدول ٣ ديده مي‌شود، گروه ٥١ سال و بالاتر در مقايسه با گروه‌هاي سني تا ٢٠ سال، ٢١ تا ٣٠ سال و ٣١ تا ٤٠ سال داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري مي‌باشد. گروه ٤١ تا ٥٠ سال نيز در مقايسه با گروه ٢١ تا ٣٠ سال داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري بوده‌اند؛ امّا در باور به دنياي ناعادلانه نيز گروه ٢١ تا ٣٠ سال نسبت به دو گروه ٣١ تا ٤٠ سال و ٤١ تا ٥٠ سال داراي باور به دنياي ناعادلانه نيرومندتري بوده‌ است. در جدول ٤ شاخص‌هاي توصيفي و نتايج تحليل واريانس گروه‌هاي تحصيلي مختلف در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه ارائه شده است.

جدول ٤: شاخص‌هاي توصيفي و نتايج تحليل واريانس براي گروه‌هاي تحصيلي مختلف

باورها

شاخص‌هاي آماري

گروه‌هاي تحصيلي

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

خطاي استاندارد

ضريب F

معناداري

باور به دنياي عادلانه

ابتدايي

٥٠

١٨٩/٥٠

٧٣٢/٩

٥٩٩/١

(لوين)

٥٠٨/٠

٧٣٠/٠

راهنمايي

٨٥

١٠٨/٤٦

٨٧٩/٨

٩٧٤/٠

دبيرستان تا ديپلم

٥٨٠

٢٣٢/٤٣

٧٩٩/٨

٣٦٥/٠

فوق‌ديپلم و ليسانس

٦٩١

٠٤٤/٤١

٤٢٩/٨

٣٢٠/٠

(آنوا)

٨٧٤/١٦

٠٠٠/٠

فوق‌ليسانس و بالاتر

٩٤

٢٤١/٤٣

٢٠٥/٩

٩٧٦/٠

كل

١٥٠٠

٥٤٦/٤٢

٨٦٦/٨

٢٣٠/٠

باور به دنياي ناعادلانه

ابتدايي

٥٠

٨٣٧/٣١

٤٧٠/٦

٠٦٣/١

(لوين)

٠٥٢/١

٣٧٩/٠

راهنمايي

٨٥

٠١٢/٣٠

٦١٥/٦

٧٢٦/٠

دبيرستان تا ديپلم

٥٨٠

٠٧٢/٣٢

٦٧٧/٦

٢٧٧/٠

فوق‌ديپلم و ليسانس

٦٩١

٠٠٧/٣٤

٤٠٤/٦

٢٤٣/٠

(آنوا)

٣٢٧/١٣

٠٠٠/١

فوق‌ليسانس و بالاتر

٩٤

٩١٩/٣٤

٢٧٢/٧

٧٧٩/٠

كل

١٥٠٠

٠٢٣/٣٣

٦٩٢/٦

١٧٤/٠

چنان‌كه در جدول ٤ ديده مي‌شود، در باور به دنياي عادلانه، بالاترين ميانگين به گروه‌ داراي تحصيلات ابتدايي (١٨٩/٥٠) و پس از آن گروه راهنمايي (١٠٨/٤٦)، فوق‌ليسانس و بالاتر (٢٤١/٤٣)، دبيرستان تا ديپلم (٢٣٢/٤٣) و فوق‌ديپلم و ليسانس (٠٤٤/٤١) قرار دارند. نتايج تحليل واريانس انجام‌شده بيانگر آن است كه بين باور به دنياي عادلانه گروه‌هاي تحصيلي مختلف تفاوت معناداري (٠١/٠p<) وجود دارد. بنابراين، حداقل بين برخي گروه‌هاي تحصيلي در باور به دنياي عادلانه تفاوت وجود دارد که نتايج مقايسه‌اي جفتي در جدول ٥ آمده است. در باور به دنياي ناعادلانه، بالاترين ميانگين به گروه فوق‌ليسانس و بالاتر (٩١٩/٣٤) و پس از آن به گروه فوق‌ديپلم و ليسانس (٠٠٧/٢٤)، دبيرستان تا ديپلم (٠٧٢/٣٢)، ابتدايي (٨٣٧/٣١) و راهنمايي (٠١٢/٣٠) تعلق داشته است. نتايج تحليل واريانس انجام‌شده نيز بيانگر آن است كه دست‌کم بين باور به دنياي ناعادلانة برخي گروه‌هاي تحصيلي تفاوت معنادار (٠١/٠p<) وجود دارد كه نتايج مقايسه‌ جفتي آن را در جدول ٥ مشاهده مي‌كنيد.

جدول ٥:‌ نتايج آزمون تعقيبي شفه در موارد معنادار در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در گروه‌هاي تحصيلي

باورها

گروه اول

گروه مورد مقايسه

تفاوت ميانگين

خطاي استاندارد

معناداري

دنياي‌عادلانه

ابتدايي

دبيرستان تا ديپلم

٩٥٦/٦

٤٧٢/١

٠٠٠/٠

ابتدايي

فوق‌ديپلم و ليسانس

١٤٤/٩

٤٦٥/١

٠٠٠/٠

ابتدايي

فوق‌ليسانس و بالاتر

٩٤٧/٦

٧٠٤/١

٠٠٢/٠

راهنمايي

فوق‌ديپلم و ليسانس

٠٦٣/٥

٠٠٨/١

٠٠٠/٠

دبيرستان تا ديپلم

فوق‌ليسانس و بالاتر

١٨٧/٢

٤٨٨/٠

٠٠١/٠

دنياي ناعادلانه

راهنمايي

فوق‌ديپلم و ليسانس

٩٩٥/٣-

٧٦٤/٠

٠٠٠/٠

راهنمايي

فوق‌ليسانس و بالاتر

٩٠٧/٤-

٠١/١

٠٠٠/٠

دبيرستان تا ديپلم

فوق‌ديپلم و ليسانس

٩٣٤/١-

٣٧٠/٠

٠٠٠/٠

دبيرستان تا ديپلم

فوق‌ليسانس و بالاتر

٨٤٧/٢-

٧٥٦/٠

٠٠٧/٠

چنا‌ن‌كه در جدول پنج ديده مي‌شود، گروه تحصيلي ابتدايي درمقايسه با گروه‌هاي تحصيلي راهنمايي، دبيرستان تا ديپلم، فوق‌ديپلم و ليسانس و فوق‌ليسانس و بالاتر داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري هستند؛ امّا گروه راهنمايي و دبيرستان تا ديپلم نيز از گروه فوق‌ديپلم و ليسانس و فوق‌ليسانس و بالاتر داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري هستند. در باور به دنياي ناعادلانه نيز گروه فوق‌ديپلم و ليسانس و فوق‌ليسانس و بالاتر نسبت به گروه راهنمايي داراي باور به دنياي ناعادلانه نيرومندتري بوده‌اند. همچنين گروه‌هاي فوق‌ديپلم و ليسانس و فوق‌ليسانس و بالاتر از گروه دبيرستان تا ديپلم نيز داراي باور به دنياي ناعادلانه نيرومندتري بوده‌اند. در جدول شش شاخص‌هاي توصيفي و نتايج تحليل واريانس گروه‌هاي شغلي مختلف ارائه شده است.

جدول ٦: شاخص‌هاي توصيفي و نتايج تحليل واريانس گروه‌هاي شغلي مختلف

باورها

شاخص‌هاي آماري

گروه‌هاي شغلي

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

خطاي استاندارد

ضريب F

معناداري

باور به دنياي عادلانه

كارمند و فرهنگي

٣٢٣

١٧٦/٤٢

٨٥٤/٨

٤٩٢/٠

(لوين)

٢٨١/١

٠٦٤/٠

كارگر و كشاورز

١٠١

٨٠٣/٤٠

٨٨٩/٧

١٠/١

خانه‌دار

٢٣٣

٢٠٦/٤٣

٧٨٣/٩

٦٤٠/٠

دانشجو و محصل

٢٩١

٠١٣/٤٤

٠٧٨/٩

٥٣٢/٠

(آنوا)

١٦٨/٣

٠٠٨/٠

آزاد

٤٢٣

٧٠/٤١

٢٠٨/٨

٣٩٩/٠

پزشك، دندانپزشك و استاد دانشگاه

١٢٩

١٨/٤٣

٠٥/١٠

٠٣/١

كل

١٥٠٠

٥٦/٤٢

٩٦/٨

٢٣٨/٠

باور به دنياي ناعادلانه

كارمند و فرهنگي

٣٢٣

٥٢/٣٣

٠٢٩/٧

٣٩١/٠

(لوين)

٤٩٢/٠

٧٨٣/٠

كارگر و كشاورز

١٠١

٥٠/٣٣

٧٥٩/٦

٩٤٦/٠

خانه‌دار

٢٣٣

٦٩/٣١

٥١/٦

٤٢٦/٠

دانشجو و محصل

٢٩١

٥٩/٣١

٦٢/٦

٣٨٨/٠

(آنوا)

٥٢٤/٧

٠٠٠/٠

آزاد

٤٢٣

١٦/٣٤

٤٣/٦

٣١٢/٠

پزشك، دندانپزشك و استاد دانشگاه

١٢٩

٥١/٣٣

٩١/٦

٧١٢/٠

كل

١٥٠٠

٠١/٣٣

٧٤/٦

١٧٩/٠

چنان‌كه در جدول ٦ مشاهده مي‌شود، در باور به دنياي عادلانه، بالاترين ميانگين به گروه دانشجو و محصل (٠١٣/٤٤) اختصاص دارد و پس از آن، گروه شغلي خانه‌دار (٢٠٦/٤٣)، پزشك، دندانپزشك و استاد دانشگاه (١٨/٤٣)، كارمند و فرهنگي (١٧٦/٤٢)، آزاد (٧٠/٤١) و كارگر و كشاورز (٨٠٣/٤٠) قرار داشته‌اند. نتايج تحليل واريانس انجام شده نيز نشان مي‌دهد كه دست‌کم بين باور به دنياي عادلانه برخي گروه‌هاي شغلي تفاوت معنادار (٠١/٠p<) وجود دارد. نتايج مقايسه‌هاي جفتي انجام شده در جدول ٧ آمده است. در باور به دنياي ناعادلانه بيشترين ميانگين به گروه شغلي آزاد (١٦/٣٤) اختصاص دارد و به‌دنبال آن گروه كارمند و فرهنگي (٥٢/٣٣)، پزشك، دندانپزشك و استاد دانشگاه (٥١/٣٣)، كارگر و كشاورز (٥٠/٣٣)، خانه‌دار (٦٩/٣١) و دانشجو و محصل (٥٩/٣١) قرار داشته‌اند. نتايج تحليل واريانس نيز بيانگر آن است كه لااقل بين باور به دنياي ناعادلانه برخي گروه‌هاي شغلي مختلف تفاوت معناداري (٠١/٠p<) وجود دارد. نتايج مقايسه جفتي اين موارد نيز در جدول ٧ ارائه شده است.

جدول ٧: نتايج آزمون تعقيبي شفه در موارد معنادار در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در گروه‌هاي شغلي

باورها

گروه اول

گروه مورد مقايسه

تفاوت ميانگين

خطاي استاندارد

معناداري

دنياي عادلانه

دانشجو و محصل

آزاد

٣١١/٢

٦٧٩/٠

٠٤٢/٠

دنياي ناعادلانه

كارمند و فرهنگي

دانشجو و محصل

٩٣٥/١

٥٣٨/٠

٠٢٥/٠

خانه‌دار

آزاد

٤٦٥/٢-

٥٤٤/٠

٠٠١/٠

دانشجو و محصل

آزاد

٥٧٤/٢-

٥٠٧/

٠٠٠/٠

چنان‌كه در جدول هفت ديده مي‌شود، باور به دنياي عادلانه گروه شغلي دانشجو و محصل درمقايسه با گروه شغلي آزاد نيرومندتر بوده است؛ امّا در باور به دنياي ناعادلانه، گروه كارمند و فرهنگي نسبت به گروه دانشجو و محصل داراي باور نيرومندتري بوده‌اند. گروه شغلي آزاد نيز نسبت به گرو‌ه‌هاي شغلي خانه‌دار و دانشجو و محصل باور به دنياي ناعادلانه نيرومندتري داشته‌اند. در جدول هشت شاخص‌هاي توصيفي گروه نمونه مردان و زنان همراه با آزمون t ارائه شده است.

جدول ٨: شاخص‌هاي توصيفي و نتايج آزمون t براي زنان و مردان

باورها

شاخص‌هاي آماري

جنسيت

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

نتايج آزمون لوين

نتايج آزمون t

آمار لوين

معنا‌داري

مقدار t

درجه آزادي

معناداري

تفاوت ميانگين

دنياي عادلانه

مرد

٧٤٨

٠٢٥/٤٣

٨٣٨/٨

١٨٣/٠

٦٦٩/٠

٩٦٨/١

١٤٩٨

٠٤٩/٠

٩٠٧/٠

زن

٧٥٢

١١٨/٤٢

٩٢٦/٨

دنياي ناعادلانه

مرد

٧٤٨

١٨٦/٣٣

٦٥٤/٦

٣٦٧/٠

٥٤٥/٠

٩٥٣/٠

١٤٩٨

٣٤١/٠

٣٣٠/٠

زن

٧٥٢

٨٥٦/٣٢

٧٠٢/٦

چنان‌كه در جدول ٨ مشاهده مي‌شود، گروه نمونة مردان در باور به دنياي عادلانه داراي ميانگين ٠٢٥/٤٣ و زنان داراي ميانگين ١١٨/٤٢ بوده‌اند. نتايج آزمون t نيز بيانگر آن است كه مردان درمقايسه با زنان داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري هستند؛ امّا در باور به دنياي ناعادلانه ميانگين زنان (٨٥٦/٣٢) و مردان (١٨٦/٣٣) به يكديگر نزديك و با هم تفاوت معنادار (٠٥/٠P>) نداشته است. در جدول ٩ شاخص‌هاي توصيفي و نتايج آزمون t گروه‌هاي وضعيت تأهل ارائه شده است.

جدول ٩: شاخص‌هاي توصيفي و نتايج آزمون t براي گروه‌هاي وضعيت تأهل

باورها

شاخص‌هاي آماري

وضعيت تأهل

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

نتايج آزمون لوين

نتايج آزمون t

آمار لوين

معنا‌داري

مقدار t

درجه آزادي

معناداري

تفاوت ميانگين

دنياي عادلانه

مجرد

٧٠٠

٦٣٥/٤١

٤٩٥/٨

٢٦٥/٢

١٣٣/٠

٦٢٢/٣-

١٤٩٨

٠٠٠/٠

٦٩٠/١-

متأهل

٨٠٠

٣٢٦/٤٣

١٥٥/٩

دنياي ناعادلانه

مجرد

٧٠٠

٣٩٤/٣٣

٥٤٣/٦

٣٠٩/١

٢٥٣/٠

١٤٤/٢

١٤٩٨

٠٣٢/٠

٧٥٥/٠

متأهل

٨٠٠

٦٣٨/٣٢

٨٠/٦

چنان‌كه در جدول ٩ ديده مي‌شود، گروه متأهل در باور به دنياي عادلانه داراي ميانگين بالاتري (٣٢٦/٤٣ به ٦٣٥/٤١ براي افراد مجرد) هستند و اين تفاوت معنادار (٠١/٠P<) است. بدين معنا كه افرد متأهل درمقايسه با افراد مجرد دنيا را مكاني عادلانه تلقي مي‌كنند؛ امّا در باور به دنياي ناعادلانه، گروه مجرد ميانگين بالاتري (٣٩٤/٣٣ به ٦٣٨/٣٢ براي افراد متأهل) نسبت به افراد متأهل داشتند و اين تفاوت معنادار (٠٥/٠P<) است. بنابراين، افراد مجرد درمقايسه با افراد متأهل، دنيا را مكاني ناعادلانه‌تر تلقي مي‌كنند.

گفتني است باور به دنياي عادلانه گروه‌هاي داراي وضعيت مسكن متفاوت نيز مقايسه شد؛ اما از آنجاكه در هيچ يك از ابعاد باور به دنياي عادلانه، و ناعادلانه تفاوت معناداري مشاهده نشد و از طرف ديگر ارائه نتايج موجب طولاني شدن مقاله مي‌گشت، از ارائه نتايج مربوط به اين حوزه خودداري شده است.

نتيجه‌گيري

شواهد حاصل از اين پژوهش، تفاوت‌هايي را در حوزة تفاوت در نيرومندي باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه بين طبقات گروه‌هاي سني، تحصيلي، شغلي، زنان و مردان و افراد مجرد و متأهل نشان داد. شواهد پژوهشي در داخل و خارج از كشور دربارة تفاوت در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در بين گروه‌هاي جمعيت‌شناختي مختلف، نتايج يكسان و باثباتي به همراه نداشته‌اند. البته پژوهش‌هاي خارجي و داخلي در اين حوزه، درمقايسه با ديگر حوزه‌ها از لحاظ تعداد محدود بوده است. به همين دليل، بررسي‌هايي از نوع پژوهش حاضر براي روشن‌تر شدن نقش متغيرهاي جمعيت‌شناختي در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه ضروري به‌نظر رسيد. به‌هرحال در بين گروه‌هاي سني مختلف، گروه‌هاي سني بالاتر (٤١ تا ٥٠ سال و ٥١ سال و بالاتر) نسبت به گروه‌هاي سني پايين‌تر (١٧ تا ٤٠ سال در قالب سه گروه سني) داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري بودند. نتايج حاصل از اين پژوهش، با يافته‌هاي گزارش‌شده توسط گل‌پرور و عريضي (١٣٨٧) مبني بر اينكه گروه تا ٢١ سال نسبت به گروه سني ٤٢ سال و بالاتر داراي باور به دنياي عادلانه براي خود بالاتري بوده‌اند، ناهمسو است. اين ناهمسويي بيشتر از آنجايي ناشي مي‌شود كه سنجش باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه، آن‌گونه كه در گويه‌هاي مطرح در پرسش‌نامه‌ رابين و پپلاو (١٩٧٣ و ١٩٧٥) مشخص است، براي شخص ماهيت اختصاصي ندارد؛ بلكه جنبه عمومي‌تر و تعميم‌يافته‌تري دارد. در واقع، گروه‌هاي ٤١ سال به بالا شرايط عمومي دنيا را نه به صرف شخص آنها، نسبت به گروه‌هاي جوان‌تر عادلانه‌تر ارزيابي کرده‌اند. اين ارزيابي به احتمال زياد از مجموع تجارب و گسترش ديدگاه‌هاي گروه‌هاي مسن‌تر نسبت به گروه‌هاي جوان‌تر نشئت مي‌گيرد. به عبارت ديگر، گروه‌هاي ٤١ سال و بالاتر، با گذر ايام به تدريج تمايل بيشتري به ارزيابي وقايع و رخدادها از جوانب مختلف مي‌كنند و بر اثر اين توجه چندجانبه و تجارب خرد و كلان متفاوت، به احتمال زياد به اين نتيجه‌گيري مي‌رسند كه بسياري از وقايع و اتفاقات حاصل ويژگي‌ها و رفتارهاي خود آنهاست. همين امر، زمينة داوري معطوف به رعايت عدل و انصاف را در آنها بالا مي‌برد.

در بين گروه‌هاي تحصيلي مختلف نيز افراد داراي تحصيلات پايين‌تر در‌مقايسه با گروه‌هاي تحصيلي بالاتر باور به دنياي عادلانه نيرومندتري داشتند. بدين معنا که ديگر افراد داراي تحصيلات پايين‌تر، دنيا را كمتر ناعادلانه ارزيابي کرده‌اند. يافته‌هاي اين بخش از پژوهش حاضر با يافته‌هاي گل‌پرور و عريضي (١٣٨٧) مبني بر اينكه گروه تحصيلي ليسانس نسبت به گروه تحصيلي راهنمايي و فوق‌ديپلم داراي باور به دنياي عادلانه براي خود پايين‌تري هستند، همسويي دارد. تحصيلات از لحاظ نظري تا اندازه‌اي مي‌تواند انتظارآفرين باشد؛ يعني افراد با گذر از رتبه‌هاي تحصيلي پايه و با پشت سر گذاشتن رتبه‌هاي تحصيلي عالي، به علت گسترش دامنة اطلاعات و تا اندازه‌اي مهارت‌ها و توانايي‌هايشان، انتظار دستيابي به نتايجي بهتر از آنچه را كه پيش از تحصيلات عالي داشته‌اند، پيدا مي‌كنند. چنان‌كه اين انتظار برآورده نشود، به احتمال زياد افراد به سمت تلقي كردن دنيا به‌منزلة مكان ناعادلانه سوق داده مي‌شوند. به‌هرحال شواهد حاصل از اين پژوهش، گروه‌هاي تحصيلي بالاتر بر اين باور بوده‌اند كه دنيايي كه در آن زندگي مي‌كنند، چندان عادلانه نيست.

در گروه‌هاي شغلي، گروه‌هاي محصل و دانشجو به طور جدي نسبت به گروه شغلي آزاد، و گروه كارمند و فرهنگي نيز نسبت به گروه محصل و دانشجو، داراي باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه نيرومندتري بوده‌اند. همچنين گروه شغلي خانه‌دار درمقايسه با گروه شغلي آزاد، باور به دنياي ناعادلانه ضعيف‌تري داشته‌اند. در پژوهش گل‌پرور و عريضي (١٣٨٧) گروه‌هاي شغلي كارگر و راننده از گروه‌هاي شغلي دانشجو و محصل و كارمند و فرهنگي و حتي آزاد باور به دنياي عادلانه ضعيف‌تري داشته‌اند. بر همين اساس، يافته‌هاي اين پژوهش با يافته‌هاي پژوهش ياد‌شده تا اندازه‌اي همسوست. به‌طور كلي، شغل و شرايط شغلي افراد از چند مسير قادر به تأثير بر باور به دنياي عادلانه براي افراد است. نكتة اصلي تناسب بين دشواري شرايط شغل با دستارودهاي حاصل از آن (اعم از مادي و معنوي) است. هر چه اين تناسب بيشتر باشد، تمايل افراد به تلقي شرايط دنيا به‌مثابه مكاني سرشار از عدالت بالا مي‌رود. اينكه در دورة زماني پژوهش حاضر، گروه شغلي آزاد و كارمند و فرهنگي نسبت به گروه شغلي محصل و دانشجو دنيا را كمتر عادلانه و حتي ناعادلانه ارزيابي کرده‌اند، به احتمال زياد به تناسب نداشتن شرايط شغل و عايدات آنها با تلاش و تجربة لازم براي اين مشاغل مربوط مي‌شود. البته اين تبيين به احتمال زياد به مقاطع يا دوره‌هاي زماني خاص مربوط مي‌شود. به هرحال، هرچه دشواري و سختي كار براي افراد مسئله‌آفرين شود و به دنبال آن دستاوردها نيز رضايت‌بخش‌ نباشند، شغل افراد به خوبي مي‌تواند بر باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در افراد تأثير بگذارد.

در مقايسه گروه زنان و مردان نيز مشخص شد كه مردان تا اندازه‌اي نسبت به زنان داراي باور به دنياي عادلانه نيرومندتري هستند. يافته‌هاي اين پژوهش با يافته‌هاي پژوهش گل‌پرور و عريضي (١٣٨٥)، اوكونور و همكاران (١٩٩٦) همسوست؛ امّا با يافته‌هاي درم و استاورز (١٩٩٨) و گل‌پرور و عريضي (١٣٨٧) همسو نيست. شواهد مربوط به تفاوت در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در بين زنان و مردان، يكي از چالش‌انگيز‌ترين يافته‌هاي پژوهشي به‌شمار مي‌آيد. تفاوت موجود در پژوهش حاضر، در حد ضعيفي است؛ افزون‌بر اينكه در باور به دنياي عادلانه در قالب امتيازهاي كلي بين زنان و مردان، به احتمال زياد تفاوت وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، در حد ضعيفي است. به‌هرحال، پژوهشگران پژوهش حاضر همسو با محققاني چون بروكنر و آدسيت (١٩٨٦)، لونتال و لين (١٩٧٠) و گل‌پرور (١٣٨٥) بر اين باورند كه در سطح جزئي و بر مبناي دلايل متفاوت، بين زنان و مردان از نظر چرايي توجه به عدالت تفاوت‌هايي وجود دارد. بخشي از اين چرايي، گاهي در برخي پژوهش‌ها موجب تفاوت در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه بين زنان و مردان مي‌شود.

در آخرين بخش از يافته‌هاي پژوهش مشخص شد كه افراد مجرد درمقايسه با افراد متأهل دنيا را مكاني ناعادلانه‌تر تلقي کرده‌اند. گل‌پرور و عريضي (١٣٨٧) با استفاده از ابزاري متفاوت از ابزار پژوهش حاضر كه باور به دنياي عادلانه براي خود و ديگران را (نه باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه عمومي را) بين افراد مجرد و متأهل مي‌سنجد، تفاوتي به‌دست نياوردند. تلقي دنيا به‌منزلة مكاني ناعادلانه (يا داراي عدالت كمتر) از طرف افراد مجرد، ممكن است از ديدگاه‌هاي كمتر محافظه‌كارانه و گرايش به كمال‌گرايي بيشتر آنها نشئت بگيرد؛ زيرا نسبت قابل توجهي از افراد مجرد، به احتمال زياد از افراد متأهل داراي سنين پايين‌تري هستند. در واقع، بيشتر افراد مجرد در پژوهش حاضر يا در سنين نوجواني و يا جواني بوده‌اند. به‌هرحال، با گسترش تعداد پژوهش‌هاي معطوف به نقش متغيرهاي جمعيت‌شناختي در باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه، براي نتيجه‌گيري دقيق‌تر محققان علاقه‌مند بايد يافته‌هاي اين پژوهش‌ها را از طريق فراتحليل بررسي کنند. البته باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه در پژوهش حاضر به‌صورت عمومي و نه بر مبناي شخص خود يا ديگران اندازه‌گيري شده است. از‌اين‌روي، بايد در تفسير نتايج احتياط شود. همچنين تفسيرهاي معطوف به چرايي تفاوت بين گروه‌هاي جمعيت‌شناختي مختلف، جنبه نسبي (و نه مطلق) دارد كه بايد به آن توجه شود.

منابع

ـ سجاديان، ايلناز و گل‌پرور، محسن، «روابط ساده و چندگانه باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با وضعيت رواني افراد»، روان‌شناسي معاصر، ش ١(٣)، ١٣٨٧، ص ٤٢-٣٣.

ـ گل‌پرور، محسن، «تفاوت زنان و مردان در ارتباطات جهت‌گيري ارزشي شخصي و علاقه‌مندي به پول با باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه». علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان، ش ٥، اسفند، ١٣٨٥، ص ٦٢-٤٥.

ـ گل‌پرور، محسن، «ساختار عاملي پرسش‌نامه رابين و پپلاو: تمايزي بر باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه»، مقاله در مرحله چاپ در فصلنامه روان‌شناسي و دين، ١٣٨٨.

ـ گل‌پرور، محسن، و ديگران، «رابطه بين باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با پرخاشگري»، روان‌شناسان ايراني، ش ١٨، زمستان، ١٣٨٧، ١٣٦-١٢٧.

ـ گل‌پرور، محسن و جوادي، سارا، «الگوي ارتباطي بين باور به دنياي عادلانه براي خود و ديگران با شاخص‌هاي بهداشت رواني: الگوي معادلات ساختاري»، اصول بهداشت رواني، ش ٨، تير، ١٣٨٦، ١٢٢-١٠٩.

ـ گل‌پرور، محسن و عريضي، حميدرضا، «مقايسه نگرش زنان و مردان اصفهاني نسبت به دنياي عادلانه براي زنان و مردان»، پژوهش زنان، ش ١٦، زمستان، ١٣٨٥، ص ١١٤-٩٥.

ـ گل‌پرور، محسن و عريضي، حميدرضا، «مقايسه باورهاي دنياي عادلانه براي خود و ديگران بر مبناي متغيرهاي جنسيت، وضعيت تأهل، تحصيلات، شغل و وضعيت مسكن»‌ پژوهش‌نامه تربيتي، ش ١٦، پاييز، ١٣٨٧، ص ١٥٨-١٢٩.

ـ گل‌پرور، محسن و ديگران، «رابطه باور به دنياي عادلانه براي خود و ديگران با سلامت عمومي، رضايت از زندگي، عاطفه مثبت و منفي و افكار خودكار»، دانش و پژوهش در روان‌شناسي، ش ٩(٣٢)، بهار، ١٣٨٦، ٦٨-٣٩.

-Brockner, J., & Adsit, L, The moderating impact of sex on the equity satisfaction relationship: A field study. Journal of Applied Psychology, ٧١, ١٩٨٦, P.٥٨٥-٥٩٠.

-Callan, M.J, & Others, Foregoing the labor for the fruits: The effect of just world threat on the desire for immediate monetary rewards. Journal of Experimental Social Psychology, ٤٥, ٢٠٠٩, P.٢٤٦-٢٤٩.

-Christopher, A.M, Protestant ethic ideology: its multifaceted relationships with just world beliefs, social dominance orientation, and right-wing authoritarianism. Personality and Individual Differences, ٤٥, ٢٠٠٨, P.٤٧٣-٤٧٧.

-Dalbert, C, A just and an unjust world: structure and validity of different world beliefs. Personality and Individual Differences, ٣٠, ٢٠٠١, P.٥٦١-٥٧٧.

-Durm, M., & Stowers, D, Just world beliefs and irrational beliefs: a sex difference? Psychological Reports, ٨٣, ١٩٩٨, P.٣٢٨-٣٣٠.

-Furnham, A, Belief in a just world: Research progress over the past decade. Personality and Individual Differences, ٣٤, ٢٠٠٣, P.٧٩٥-٨١٧.

-Furnham, A., & Procter, E, Belief in a just world: review and critique of the individual difference literature. British Journal of Social Psychology, ٢٨, ١٩٨٩, P.٣٦٥-٣٨٤.

-Hafer, C, Investment in long-term goals and commitment to just means drive the need to believe in a just world. Personality and Social Psychology Bulletin, ٢٦, ٢٠٠٠, P.١٠٥٩-١٠٧٣.

-Kulik, C.T., & Others, Understanding gender differences in distributive and procedural justice. Social Justice Research, ٩, ١٩٩٦, P.٣٥١-٣٦٩.

-Lerner, M.J, The justice motive: some hypotheses as to it origins and forms. Journal of Personality, ٤٥, ١٩٧٧, P.١-٣٢.

-Lerner, M.J., Miller, D.T, Just world research and the attribution process: looking back and ahead. Psychological Bulletin, ٨٥, ١٩٨٩, P.١٠٣٠-١٠٥١.

-Leventhal, G.S., & Lane, D.W, Sex, age, and equity behavior. Journal of Personality and Social Psychology, ١٥, ١٩٧٠, P.٣١٢-٣١٦.

-Long, G.T., & Lerner, M.J, Deserving the personal contract, and altruistic behavior by children. Journal of Personality and Social Psychology, ٢٩, ١٩٧٤, P.٥٥١-٥٥٦.

-Loo, R, Belief in a just world: support for independent just world and unjust world dimensions. Personality and Individual Differences, ٣٣, ٢٠٠٢, P.٧٠٣-٧١١.

-O'Connor, W., Morrison, T., McLead, L., & Aderson, D, A meta-analytic reriew of the relationship between gender and belief in a just world. Journal of Social Behavior and Personality, ١١, ١٩٩٦, P.١٤١-١٤٨.

-Rubin, Z., & Peplau, A, Belief in a just world and reactions to another's lot. Journal of Social Issues, ٢٢, ١٩٧٣, P.٧٣-٩٣.

-Rubin, Z., & Peplau, A, Who believes in a just world? Journal of Social Issues, ٣١, ١٩٧٥, P.٦٥-٨٩.


* استاديار دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان (اصفهان)

** كارشناسي ارشد روان‌شناسي، دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان (اصفهان) دريافت: ١١/٧/٨٨ ـ پذيرش: ١٥/١١/٨٨.


[١]. Just world theory

[٢] Lerner, M.J., Miller, D.T, Just world research and the attribution process: looking back and ahead. Psychological Bulletin, ٨٥, ١٠٣٠-١٠٥١.

[٣]. محسن گل‌پرور، و ديگران، «رابطه بين باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با پرخاشگري»، روان‌شناسان ايراني، ش ١٨، ص ١٣٦-١٢٧.

[٤]. Belief in on unjust world.

[٥]. Rubin, Z., & Peplau, A, Who believes in a just world? Journal of Social Issues, ٣١, ٦٥-٨٩.

[٦]. Construct

[٧]. Dalbert, C & Oders, A just and an unjust world: structure and validity of different world beliefs. Personality and Individual Differences, ٣٠, ٥٦١-٥٧٧.

[٨]. Furnham, A., & Procter, E, Belief in a just world: review and critique of the individual difference literature. British Journal of Social Psychology, ٢٨, ٣٦٥-٣٨٤.

[٩]. ايلناز سجاديان و محسن گل‌پرور، «روابط ساده و چندگانه باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه با وضعيت رواني افراد»، روانشناسي معاصر، ش ١(٣)، ص ٤٢-٣٣.

[١٠]. گل‌پرور، محسن و عريضي، حميدرضا، «مقايسه باورهاي دنياي عادلانه براي خود و ديگران بر مبناي متغيرهاي جنسيت، وضعيت تأهل، تحصيلات، شغل و وضعيت مسكن»‌ پژوهش‌نامه تربيتي، ش ١٦، ص ١٥٨-١٢٩.

[١١] Hafer, C, Investment in long-term goals and commitment to just means drive the need to believe in a just world. Personality and Social Psychology Bulletin, ٢٦, ١٠٥٩-١٠٧٣. / Christopher, A.M., & Others, Protestant ethic ideology: its multifaceted relationships with just world beliefs, social dominance orientation, and right-wing authoritarianism. Personality and Individual Differences, ٤٥, ٤٧٣-٤٧٧.

[١٢] O’Connor, W & Others, A meta-analytic reriew of the relationship between gender and belief in a just world. Journal of Social Behavior and Personality, ١١. P.١٤١-١٤٨.

[١٣]. Durm, M., & Stowers, D, Just world beliefs and irrational beliefs: a sex difference? Psychological Reports, ٨٣, ٣٢٨-٣٣٠.

[١٤] محسن گل‌پرور، «تفاوت زنان و مردان در ارتباطات جهت‌گيري ارزشي شخصي و علاقه‌مندي به پول با باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه». علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان، ش ٥، ص ٦٢-٤٥.

[١٥] محسن گل‌پرور، و حميد رضا عريضي، «مقايسه باورهاي دنياي عادلانه براي خود و ديگران بر مبناي متغيرهاي جنسيت، وضعيت تأهل، تحصيلات، شغل و وضعيت مسكن»‌ پژوهش‌نامه تربيتي، ش ١٦، ١٥٨-١٢٩.

[١٦] همان.

[١٧]. Kulik, C.T., Ling & Others, Understanding gender differences in distributive and procedural justice. Social Justice Research, ٩, ٣٥١-٣٦٩.

[١٨]. Self-interest

[١٩]. Egocentric bias

[٢٠]. Furnham, A, Belief in a just world: Research progress over the past decade. Personality and Individual Differences, ٣٤, ٧٩٥-٨١٧.

[٢١] گل‌پرور، محسن، «تفاوت زنان و مردان در ارتباطات جهت‌گيري ارزشي شخصي و علاقه‌مندي به پول با باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه»، علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان، ش ٥، ص ٦٢-٤٥.

[٢٢]. Brockner, J., & Adsit, L, The moderating impact of sex on the equity satisfaction relationship: A field study. Journal of Applied Psychology, ٧١, ١٩٨٦, P.٥٨٥-٥٩٠.

[٢٣]. Leventhal, G.S., & Lane, D.W, Sex, age, and equity behavior. Journal of Personality and Social Psychology, ١٥, ٣١٢-٣١٦.

[٢٤]. گل‌پرور، محسن، «تفاوت زنان و مردان در ارتباطات جهت‌گيري ارزشي شخصي و علاقه‌مندي به پول با باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه»، علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان، ش ٥، ص ٦٢-٤٥.

[٢٥]. Just world beliefs questionnaire

[٢٦]. Rubin, Z, & Peplau, A, Who believes in a just world? Journal of Social Issues, ٣١, P.٦٥-٨٩.

[٢٧] Rubin, Z., & Peplau, A, Belief in a just world and reactions to another’s lot. Journal of Social Issues, ٢٢, P.٧٣-٩٣.

[٢٨]. Exploratory factor analysis

[٢٩]. Confirmatory factor analysis

[٣٠] گل‌پرور، محسن، «ساختار عاملي پرسش‌نامه رابين و پپلاو: تمايزي بر باور به دنياي عادلانه و ناعادلانه». مقاله در مرحله چاپ در فصلنامه روانشناسي و دين.

[٣١]. Loo, R, Belief in a just world: support for independent just world and unjust world dimensions. Personality and Individual Differences, ٣٣, ٧٠٣-٧١١ / Furnham, A., & Procter, E, Belief in a just world: review and critique of the individual difference literature. British Journal of Social Psychology, ٢٨, ٣٦٥-٣٨٤.