نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - رابطه هوش هيجاني و ويژگيهاي شخصيتي دانشجويان دختر رشتههاي تربيت بدني و علوم تربيتي / مهرانگيز شعاعكاظمي / مهرآور مؤمني جاويد

رابطه هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان دختر رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي

سال دوم، شماره چهارم، زمستان ١٣٨٨، ص ١٠١ ـ ١١٧

مهرانگيز شعاع‌كاظمي* / مهرآور مؤمني جاويد**

چكيده

اين مقاله به روش پيمايشي به بررسي رابطة هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان مي‌پردازد. هدف از اين پژوهش بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي دو گروه از دانشجويان علوم انساني، و تأثير هوش هيجاني در نوع شخصيت است. فرضية اصلي پژوهش اين است كه بين رشتة تحصيلي، ويژگي‌هاي شخصيتي و هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامة هوش هيجاني شيرينگ با سي‌وسه پرسش و اعتبار ٦٣/٠، و پرسش‌نامة شخصيت نئو با شصت پرسش و اعتبار ٨٠/٠ است.

يافته‌هاي پژوهش حاكي از ارتباط بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز نوروتيسم، در دانشجويان تربيت بدني٦٨/٠=r، و همبستگي مثبت و معنادار بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز گشودگي تجربه در دانشجويان علوم تربيتي٧٢/٠=r است. با توجه به نتايج، استنباط مي‌شود كه ويژگي‌هاي شخصيتي و رشتة تحصيلي در دانشجويان تربيت بدني، موجب اضطراب سطح پايين و تبديل آن به فعاليت‌هاي مثبت مي‌شود؛ ولي دانشجويان علوم تربيتي به دليل عدم فعاليت‌هاي فيزيكي و يا فرصت كم تجربه، ويژگي‌هاي نوروتيسم يا اضطراب قابل ملاحظه‌اي دارند.

كليدواژه‌ها: هوش هيجاني، ويژگي‌هاي شخصيتي، دانشجويا‌ن تربيت بدني و علوم تربيتي.

مقدمه

«شخصيت» مجموعه‌اي از الگوهاي پايدار فرد در ادراك، شناخت و روابط بين‌فردي است؛ نوعي سبك قابل پيش‌بيني در طرز تفكر، احساس و عمل، كه از ارتباط نزديك گنجايش‌هاي فطري، تجربه‌هاي آغازين زندگي، روند تكامل شخصي و تأثيرات بين‌فردي، اجتماعي و فرهنگي پديد مي‌آيد. از نظر روان‌شناسي، واژه «شخصيت»، تماميت فرد و تماميت عادت‌ها و كنش‌هاي رواني او را نشان مي‌دهد. اساس شخصيت، پيش بيني آن است. روان‌شناسان عيني‌گرا با استفاده از تحليل‌هاي آماري پيشرفته، تعداد بي‌شماري از صفات دو بعدي را مشخص كرده و افراد را بر‌اساس مكان قرار گرفتن آنها در دو قطب مخالف، يك صفت مثل درون‌گرا- برون‌گرا، و فعال ـ نافعال، ارزيابي نموده‌اند.[١]

با نگاهي به متون اسلامي، به‌ويژه قرآن مي‌توان دريافت كه در شكل‌گيري شخصيت، عواملي همچون خانواده، دوستان، همسالان، معلم و اراده، نقش اساسي دارند. در همين رابطه، امام علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايند: «با دوست بد هم‌نشين نشو؛ زيرا طبع تو، بدي را از طبع او به‌سرقت مي‌برد و تو خود نمي‌داني».[٢] دربارة خداوند با عامل ارادة در قرآن مي‌فرمايد: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»(دهر: ٣)؛ «ما انسان را به راه (حق و باطل) رهنمون شديم؛ خواه سپاسگزار باشد و خواه ناسپاس». بنابراين، خداوند توسط پيامبران راه سعادت و نجات را به انسان نشان داده و اين خود انسان است كه در تعيين سرنوشت و شكل‌گيري شخصيت خود مؤثر است. همچنين، از ديدگاه اسلام خودِ انسان نقش مهمي در شكل‌گيري شخصيت دارد. چنان‌كه امام علي‌عليه‌السلام در اين زمينه فرمودند: «شخصيت انسان در گرو ايمان خود اوست».[٣]

براساس آموزه‌هاي اسلامي، همان‌گونه‌كه عادت‌ها و ملكات اخلاقي در ساية تكرار عمل، شكل مي‌گيرند، از همين طريق نيز زوال‌پذير و تغيير يافتني‌اند. بديهي است هنگامي كه صفتي يا رفتاري به عادت و سرانجام به ويژگي شخصيتي تبديل شد، تغيير دادن آن دشوار خواهد بود. بر همين اساس، امام علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايند: «دشوارترين سياست‌ها، تغيير دادن عادت‌هاست».[٤] و نيز مي‌فرمايند: «عادت بر هر انساني سلطه دارد».[٥] عادت‌ها آنچنان افسار آدمي را مي‌گيرند كه راه گريز را مي‌بندد؛ به‌گونه‌اي‌كه تغيير دادن و محو كردن يك عادت، به معجزه تعبير شده است. همچنين، مي‌فرمايند: «هر كاري شدني است، مگر تغيير دادن طبايع».[٦]

آزمون NEO PI-R براي اندازه‌گيري عيني طرح پنج‌عامليِ شخصيت ساخته شده است.

محتواي آزمون شامل:

١. عصبيت يا بي ثباتي هيجاني(N): داشتن احساسات منفي، همچون ترس، غم، برانگيختگي، خشم احساس گناه، احساس سردرگمي دائمي و فراگير، مبناي اين مقياس را تشكيل مي‌دهند.

٢. برون گرايي (E): افزون بر دوستدار ديگران بودن و تمايل به شركت در اجتماعات و مهماني ها، اين افراد در عمل، قاطع، فعال، حراف يا اهل گفت‌وگويند. اين افراد، هيجان و تحرك را دوست دارند و برآنند كه به موفقيت در آينده، اميدوار باشند.

٣. بازبودن(O): عناصر تشكيل‌دهندة باز بودن، تصورات فعال، حساسيت به زيبايي، توجه به تجربه‌هاي عاطفي دروني، و داوري مستقل است.

٤. توافق(A): اين شاخص بر گرايش‌هاي ارتباط بين فردي تأكيد دارد. فرد موافق، اساساً نوع‌دوست است؛ با ديگران احساس همدردي مي‌كند و مشتاق كمك به آنان است.

٥. وجداني بودن (C): به فرايند فعال طراحي، سازمان‌دهي و اجراي وظايف گفته مي‌شود. فرد وجداني، داراي هدف و خواست‌هاي قوي و از ‌پيش تعيين‌شده است.[٧]

يافته‌هاي پژوهشگران علوم ورزشي، بر ويژگي‌هاي شخصيتي به منزلةيكي از مهم‌ترين متغير‌هاي به كارگرفته‌شده براي تشريح موقعيتها و شكست‌ها در مسابقات ورزش تأكيد مي‌كنند. براي نمونة نتايج پژوهش عبدلي(١٣٧٢) نشان داد كه ورزشكاران سطوح قهرماني و رقابتي، برون‌گراتر و با ثبات‌تر از ورزشكاران سطح پايين‌ترند. مورگان (١٩٩٤) در پژوهش خود به اين نتيجه رسيد كه ورزشكاران حرفه‌اي، در صفات نوروتيسم، تنش و اضطراب، در سطح پايين‌تري قرار دارند؛ اما در صفت برون‌گرايي، اعتماد بنفس، خودكفايي، جامعه‌پذيري و وظيفه‌شناسي، نمرات بالاتري دارند.[٨]

افزون بر صفات شخصيتي، نتايج مطالعات مختلف، هوش هيجاني را يكي از اساسي‌ترين ويژگي‌هاي شخصيتي افراد معرفي كرده‌اند. به‌عقيدة بار ـ آن[٩] (٢٠٠٠) ، هوش هيجاني شامل درك، فهم، استدلال و ادارة هيجان در خود و ديگران، و مجموعه‌اي از توانايي‌ها، كفايت‌ها و مهارت‌هاي غير‌شناختي است كه توانايي فرد را براي كسب موفقيت در مقابله با اقتضائات و فشارهاي محيطي، تحت تأثير قرار مي‌دهد.

عوامل تشكيل‌دهندة هوش هيجاني از ديدگاه بار آن، عبارت‌اند از:

١. هوش هيجاني درون‌فردي (آگاهي، جرائت‌ورزي، حرمت نفس، خود شكوفايي، استقلال)؛ ٢. هوش هيجاني بين‌فردي (همدلي، مسئوليت‌پذير يا اجتماعي، روابط بين‌فردي)؛ ٣. توانايي سازگاري (حل مسئله، واقعيت‌آزمايي)؛
٤. مديريت استرس(تحمل استرس، كنترل تكانه‌ها)؛ ٥. خلق‌وخوي عمومي، شادكامي، خوش‌بيني).

چرا هوش هيجاني مهم است؟

پاسخ به اين پرسش، تا اندازة زيادي بستگي به موضوعي دارد كه هوش هيجاني دربارة آن صحبت مي‌كند. نسخه‌هاي تركيبي هوش هيجاني درحقيقت، نسخه‌هاي تجديدنظرشدة مقياس‌هاي شخصيت، اما با برچسب هوش هيجاني‌اند. به‌عبارت‌ديگر، هوش هيجاني از طريق ارزيابي سنتي شخصيت، سازمان‌هاي علاقه‌مند به پيش بيني عملكرد خوب را به‌خود راغب ساخته است.

پس مي‌توان گفت: به‌دليل برخورداري از ارزش بالقوه، همة روش‌هاي ارزيابي شخصيت نمي‌توانند بد باشند و با كمي دقت پي خواهيم برد كه مقياس‌هاي خودسنجي هوش هيجاني، احتمالاً تركيبي از ويژگي‌هاي شخصيتي، مانند برون‌گرايي، جامعه‌پذيري، عزت نفس، خوش‌بيني و تعدادي ويژگي جديد، همچون تجربه‌هاي فراخلقي‌اند.[١٠] گرچه بخش‌هاي عمدة چنين مقياس‌هايي، به هوش، هيجان و يا حتي هوش هيجاني ـ به مفهومي كه در اينجا اشاره شد ـ توجه چنداني نداشته‌اند، نسبت به پيش بيني ‌ويژگي‌هاي اصيل شخصيت كه تحت عنوان جديدي ارزيابي مي‌شدند، داشتند. اين درحالي است كه ويژگي‌هاي اصيل شخصيت، همگي بد بودند، ولي متأسفانه تا سال‌هاي اخير، كمتر به‌آنها توجه مي‌شد. اگر شخصي درحال حاضر به مفهوم توانايي هوش هيجاني علاقه‌مند شود، به اشارات واضح و عيني‌تري دسترسي دارد و كمتر نيازمند توضيح اضافي است؛ زيرا در بدو امر، مفهوم توانايي، يك ويژگي جديد را معرفي مي‌كند كه با ويژگي‌هاي پيشين، كمترين هم‌پوشي را دارد. هوش هيجاني، به منزلة يك ويژگي‌ تازه، ممكن است موارد مهمي را كه پيش از اين، غير قابل پيش بيني (يا كمتر قابل پيش بيني) بود، پيش بيني كند؛ مثلاً به‌نظر مي‌رسد كه هوش هيجاني بالا مي‌تواند خشونت كمتر و يا ساير رفتارهاي مشكل‌آفرين را پيش بيني نمايد. اگر اين موضوع كاملاً درست باشد، هوش هيجاني مي‌تواند كاربردهاي مهمي داشته باشد. در سطح انفرادي، وجود هوش هيجاني بدين معناست كه در برخي از حالات ـ كه قلب‌هاي شكسته يا آرزوهاي بربادرفته ناميده مي‌شوند ـ پردازش اطلاعات همچنان ادامه يابد. تشخيص اين نوع هوش هيجانيِ توانايي‌مدار،[١١] بحث پيرامون آن را در سطح سازماني در مدارس، مراكز تجاري و ساير مؤسسه‌هايي كه پيش از اين، نسبت به زندگي هيجاني بي‌تفاوت و يا حتي مخالف آن بودند، موجه مي‌سازد. افزون‌بر‌اين، اگر هيجان‌ها، انتقال‌دهندة اطلاعات باشند، پس ناديده گرفتن آن، خطرپذيري يك سازمان را افزايش مي‌دهد. نهايتاً در سطح اجتماعي، مفهوم توانايي، از هوش هيجاني يك فرايند تعالي‌جويي را بين دو جريان متخاصم ايجاد مي‌كند. فيلسوفان شايد دو عقيده و رويكرد متخاصم رواقي كه هيجانها را راهنمايان غيرقابل اعتمادي مي‌دانستند و رومانتيستها كه معتقد به پيروي انسان از قلب و دل بودند، از طريق هوش هيجاني بتوانند به سطح بالاتري از درك رسيده، به شكل‌گيري زندگي مسالمت‌آميز كمك كنند.[١٢]

آيا مي‌توان هوش هيجاني را افزايش داد؟

ماير[١٣](٢٠٠٠)، عقيده دارد هوش هيجاني يك نوع ظرفيت رواني براي معنابخشي و كاربرد اطلاعات هيجاني است. افراد از اين لحاظ، ظرفيت‌هاي مختلفي دارند. قسمتي از اين ظرفيت، غريزي است؛ درحالي‌كه قسمت ديگر آن، چيزي است كه ما از تجارب زندگي مي‌آموزيم. قسمت اخير مي‌تواند به ‌وسيلة كوشش، تمرين و تجربه افزايش يابد.[١٤]

سالووي و همكاران[١٥](٢٠٠٠) نيز عقيده دارند بسياري از مهارت‌هايي كه قسمتي از هوش هيجاني‌اند مي‌توانند ياد گرفته شوند. به‌نظر آنها، هوش هيجاني عبارت است از برخي مهارت‌ها و توانمندهايي است كه هم مي‌توان آموزش داد و هم ياد گرفت. به‌گونه‌اي‌كه شخص بتواند از نظر هيجاني بهتر تربيت شود. روان‌درماني، مشاوره و آماده‌سازي، راه‌هايي‌اند كه به وسيله آنها مي‌توان مهارت‌هاي هوش هيجاني را افزايش داد؛ اما به اين معنا نيست كه الزاماً انتظار رود نمرة فرد در يك قسمت سنجش هوش هيجاني، پس از يك برنامة آموزشي افزايش يابد؛ بلكه ممكن است، افراد معلومات بيشتري كسب كنند و بعضي رفتارها تغيير يابد.

بيشتر پژوهشگران با اين مطلب موافق‌اند كه افراد، با هوش هيجاني توانايي تنظيم، ادراك دقيق و توليد حالات هيجاني را دارند. و اين توانايي، در گسترة زندگي رشد مي‌كند. كودكان، ابراز ادراك و تنظيم هيجاناتشان را در تعامل با والدين و همسالان رشد مي‌دهند. تفاوت‌هاي گستردة دنياي اجتماعي، از‌سويي، و تفاوت در توانايي‌هاي فردي ازسوي‌ديگر، باعث مي‌شود كه برخي از كودكان، به‌گونه‌اي ماهرانه‌تر بر هيجانات خود و ديگران تسلط يابند و اين موضوع، از پشتوانة پژوهشي زيادي برخوردار است.[١٦] همچنين، ماير و سالووي، (١٩٩٧) بيان مي‌كنند كه مهارت‌هاي هيجاني، در متن ارتباطات بين‌فردي رشد مي‌يابند.[١٧]

تايلور[١٨](٢٠٠٠) بر اين باور است كه اگر افراد هوش هيجاني بالايي داشته باشند، مي‌توانند با مشكلات و چالش‌هاي زندگي خود بهتر سازگار شوند و به‌گونه‌اي مؤثر، به كنترل هيجانات خود بپردازند و بدين‌ترتيب، زمينه‌هاي بهبود و افزايش سلامت رواني خود را فراهم كنند.[١٩]

از ديدگاه اكمن[٢٠](١٩٩٥)، هيجانات، اطلاعات اجتماعي مناسبي دربردارند كه در فهم چگونگي تعامل‌هاي موفقيت‌آميز با ديگران، به افراد كمك مي‌كند. بنابراين، هوش هيجاني، به‌منزلة توانايي تشخيص، پردازش و مديريت هيجان‌هاي خود و ديگران تعريف مي‌شود. اين توانايي‌ها بايد در فرآيند‌هاي زيربنايي ادراك، علايم هيجاني و سازش‌يافتگي با موقعيت‌هاي متفاوت يك بافت اجتماعي و هيجاني، دخالت داشته باشند.اين ديدگاه بيان مي‌دارد كه هوش هيجاني، تصوير جامعي از توانايي شخص براي دستيابي به موفقيت در حيطه‌هاي عملكردي متفاوت، ايجاد مي‌كند. بنابراين هرچه شخصيت فرد غني‌تر، متكامل‌تر ويكپارچه‌تر باشد، ظرفيت بيشتري را براي هوش هيجاني دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه هوش هيجاني، به‌علت افزايش توان همدلي، خودنظم‌دهي و خودآگاهي هيجاني، عملكرد فرد را ارتقا مي‌بخشد.[٢١]

ماير و سالوي[٢٢](١٩٩٧) هوش هيجاني را ظرفيت ادراك، ابراز، شناخت، كاربرد و ادارة هيجان‌ها در خود و ديگران تعريف كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه بسياري از جنبه‌هاي هوش هيجاني، با ويژگي‌هاي شخصيت همخواني دارند.

كارسون و همكاران[٢٣](٢٠٠٣) نشان دادند كه هوش هيجاني، با كنترل فردي رابطة مثبت و با خشونت كلامي رابطة منفي دارد. سياروچي و همكاران[٢٤](٢٠٠١) بر اين باورند كه برخي از گونه‌هاي هوش هيجاني، افراد را از نااميدي در امان نگه‌داشته و به سازگاري بهتري مي‌انجامد (مثل مورد بالا).

فيلهو و همكاران[٢٥](٢٠٠٥) در پژوهشي بر روي فوتباليست‌هاي سطح بالاي برزيلي دريافتند كه هوش هيجاني با ويژگي‌هاي بازداري، هيجاني و تحريك‌پذيري، ارتباط مثبت و معنادار، ولي با ويژگي‌هاي خستگي‌پذيري، شكايت‌هاي جسماني و نگراني‌هاي سلامتي، همبستگي منفي دارد. بر اين اساس، پژوهشگران نقش مسائل روان‌شناختي و هوش هيجاني را در تربيت انسان سالم براي جامعة سالم، توصيه كرده‌اند و براساس آن، مي‌توان مسئوليت هايي متناسب با ظرفيت اشخاص به آنها واگذار كرد. براثر ارتباط تنگاتنگ و زياد فاكتورهاي روان‌شناختي (ويژگي‌هاي شخصيتي) و هوش هيجاني، مي‌توان ضريب موفقيت‌هاي زندگي شخصي، اجتماعي، تحصيلي، شغلي و اخلاقي افراد، به‌ويژه‌ دانشجويان را افزايش داد.

آيزنگ و همكاران[٢٦] وي پژوهش‌هاي خود را براي بررسي نمونه‌ها و انواع شخصيت و ويژگي‌هاي آنان در جهت شناخت شخصيت، متمركز كرده و در اين زمينه، به ويژگي‌هاي رواني گوناگوني كه در روان‌شناسي با عناويني چون خصايص، علت‌ها و سنخها مشخص شده‌اند، توجه نشان داده‌اند. به‌نظر آيزنگ، فرد برون‌گرا فردي است اجتماعي، علاقه‌مند به ميهماني، داراي دوستان فراوان و جوياي هيجان كه بدون تفكر و انديشه، و به‌صورت تكانشي عمل مي‌كند. در زمينة هوش هيجاني و شخصيت، بيشتر نتايج، نشان‌دهندة همبستگي‌هاي نسبتاً بالا بين اين دو سازه بوده‌اند. [٢٧]

در پژوهش‌هاي انجام شده مديريت هيجان‌ها، از فنون گوناگوني استفاده مي‌شود كه يكي از آنها، استفاده از چراغ راهنماست؛ يعني در زماني كه گردبادي از هيجان‌ها به ما هجوم مي‌آورند، با توجه به مفهوم چراغ راهنما، بايد پيش از اينكه كاري انجام دهيم، تأمل كنيم.اين‌گونه فنون كمك مي‌كنند تا فرد زمام امور خود را در موارد هيجاني بهتر به‌كار گيرد؛ همان گونه كه حضرت علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايند: مالك خود باش؛[٢٨] يعني هيجانات، ما را كنترل نكنند؛ بلكه ما مالك هيجانات خود باشيم. امام رضاعليه‌السلام مي‌فرمايند: بزرگي مرد به بزرگي انديشة اوست[٢٩] و امام موسي كاظم‌عليه‌السلام مي‌فرمايند: خداوند كارهاي بزرگ را دوست دارد.[٣٠] پژوهش‌ها دربارة انگيزه‌هاي موفق نشان داده‌اند يكي از مشخصه‌هاي انسان‌هاي موفق در هر شغل، تصويرسازي‌هاي مثبت آنهاست.[٣١]

روش پژوهش

طرح پژوهش، توصيفي از نوع همبستگي است كه به بررسي رابطة بين هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان دختر رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي شهر تهران مي‌پردازد.

جامعة پژوهش، عبارت است از كلية دانشجويان دختر دانشكده‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي دانشگاه‌هاي شهر تهران كه در سال تحصيلي ٨٦ـ٨٧ مشغول تحصيل بودند و نمونة آماري شامل دويست دانشجوي دختر دانشگاه‌هاي شهر تهران ـ صد نفر دانشجوي دختر تربيت بدني و ١٠٠ نفر دانشجوي دختر رشته‌هاي علوم تربيتي ـ است كه در دامنة سني ١٩ـ٢٤ قرار داشتند.

ابزار پژوهش، شامل دو پرسش‌نامه است. پرسش‌نامة ويژگي‌هاي شخصيتي نئو كه شصت پرسش دارد و پنج بعد شخصيتي (نوروتيسم، برون‌گرايي، گشودگي تجربه، سازش‌يافتگي و وظيفه‌شناسي) را مي‌سنجد. پايايي پرسش‌نامه با استفاده از آلفاي كرونباخ در خارج از كشور، ٨٠/٠ محاسبه شده است.[٣٢]

پرسش‌نامة هوش- هيجاني شيرينك كه داراي سي‌وسه پرسش است. روايي سازة آن در نمونة خارجي، از طريق همبستگي آن با آزمون كوپر اسميت٦٣/٠=r محاسبه شده است. پايايي آزمون، ٨٤/٠ محاسبه شده است.[٣٣]

داده‌هاي پژوهش، به‌صورت توصيفي (ميانگين، انحراف معيار) ، آمار استنباطيt، دو گروه مستقل و همبستگي... ارائه مي‌شود.

جدول شمار ١: ميانگين و انحراف معيار ويژگي‌هاي شخصيتي و هوش هيجاني در دانشجويان تربيت بدني و علوم تربيتي

شاخص‌ها

متغيرها

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

دانشجويان علوم تربيتي

ميانگين

انحراف معيار

ميانگين

انحراف معيار

هوش هيجاني

٥٢/٤

٣٤/٠

٨/٣

٢٤/٠

برون‌گرايي

٩٢/٣

٧١/٠

٢/٣

٣١/٠

گشودگي‌به تجربه

٨١/٤

٥٨/٠

٥٩/١

٢٦/٠

سازماني‌افتگي

٧٥/٣

٨١/٠

٧٢/١

٣٩/٠

وظيفه‌ شناسي

٩٤/٢

٣٥/٠

٩٩/١

٢٣/٠

نوروتيسم

٨١/٠

٣١/٠

١٧/٣

٣٥/٠

با توجه به نتايج جدول بالا، ديده مي‌شود كه در تمامي ابعاد شخصيتي و هوش هيجاني، دانشجويان رشته‌هاي تربيت بدني، از ميانگين بيشتري نسبت، به دانشجويان رشته‌هاي علوم تربيتي برخوردارند؛ جز در عامل نوروتيسم كه ميانگين دانشجويان علوم تربيتي بيشتر از دانشجويان تربيت بدني است.

جدول شماره٢: T دو گروه مستقل؛ مقايسة هوش هيجاني دو گروه دانشجويان رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي

شاخص‌ها آماري گروه

N

M

df

p

T

دانشجويان تربيت بدني

١٠٠

٨/١٧

١٩٨

٠٠١/٠

١٢/٧

دانشجويان علوم تربيتي

١٠٠

٤/١٣

با توجه به نتايج جدول بالا و٧/١٢=r در سطح معناداري ٠٠١/٠ P< اين‌گونه استنباط مي‌شود كه بين دانشجويان رشته‌هاي علوم تربيتي و تربيت بدني، در عامل هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد.

جدول شمارة ٣: رگرسيون متغيرهاي پيش بيني‌كنندة شخصيت و هوش هيجاني در دو گروه دانشجويان علوم تربيتي و تربيت بدني

شاخص ها

متغيرها

گروه ها

r

P

هوش هيجاني- نوروتيسم

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

٣٨/٠

٤٩/٠

٠٣١/٠

٠٦٤/٠

هوش هيجاني ـ گشودگي به تجربه

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

٦٢/٠

٣٩/٠

٠١/٠

٠٥/٠

هوش هيجاني ـ وظيفه‌ شناسي

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

٥٢/٠

٥٤/٠

٠١/٠

٠١/٠

هوش هيجاني ـ سازشي‌افتگي

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

٧٢/٠

٦٨/٠

٠٠١/٠

٠٠١/٠

هوش هيجاني - برون‌گرايي

دانشجويان تربيت بدني

دانشجويان علوم تربيتي

٦٧/٠

٥٩/٠

٠٠١/٠

٠٠١/٠

با توجه به نتايج بالا، اين‌گونه استنباط مي‌شود كه از ابعاد شخصيت، ويژگي نوروتيسم در دانشجويان علوم تربيتي نسبت‌به دانشجويان تربيت بدني، در سطح بالاتري است. ٤٩/٠r= و ٦٤/٠p<؛ ولي در دانشجويان تربيت بدني ويژگي‌هاي برون‌گرايي و سازش‌يافتگي در سطح بالاتري نسبت به دانشجويان علوم تربيتي قرار دارد. ٦٧/٠ و ٧٢/٠r= در سطح ٠٠١/٠p<

تحليل و نتيجه‌گيري

پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطة بين هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي انجام شد. نتايج، رابطة مثبت و معنادار بين هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي، در ابعاد گشودگي به تجربه، وظيفه‌شناسي، سازش‌يافتگي و برون‌گرايي در دانشجويان تربيت بدني، و رابطة منفي با نوروتيسم را نشان داد. بدين‌صورت‌كه هرچه فرد، هوش هيجاني بالاتري داشته باشد، ويژگي نوروتيسم (اضطراب، دل‌نگراني و دل‌مشغولي) كمتري دارد. و اين مورد ممكن است به‌دليل داشتن تحرك بيشتر، درگير بودن در فعاليت‌هاي گروهي و در‌ نتيجه، اعتماد بنفس بالاتر باشد كه دانشجويان رشتة تربيت بدني، قدرت سازش‌يافتگي و كسب تجربه بيشتري نسبت‌به دانشجويان علوم تربيتي دارند. براساس مدل روان‌شناختي، شركت در جسماني به‌طور معناداري خود‌باوري فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در نهايت،‌ موجب افزايش عزت نفس مي‌گردد. بديهي است كه افزايش عزت نفس، تغييرات مثبتي در روابط بين‌فردي و شبكة اجتماعي ايجاد مي‌كند و براساس الگوي ارتباطي، فرد را در برابر فشارهاي رواني مقاوم مي‌سازد. اين يافته با نتايج پژوهشي داوداو و هار[٣٤] (٢٠٠٢)، ساكلوفيسكي و همكاران[٣٥] (٢٠٠٥) و ماير و سالوي[٣٦] (١٩٩٧)، مبني بر اينكه هوش هيجاني شكلي از هوش اجتماعي است، همخواني دارد. براين‌اساس، مي‌توان اين‌گونه استنباط كرد كه رشد اجتماعي، كه شكلي از هوش هيجاني است، مجموعه‌اي از مهارت‌هاي اجتماعي- رفتاري انطباقي فراگرفته‌شده است كه فرد را قادر مي‌سازد با افراد ديگر روابط متقابل مطلوب داشته باشد؛ واكنش‌هاي مثبت بروز دهد و از رفتارهايي كه پيامدهاي منفي دارند پرهيز كند. وجود مهارت‌هايي چون همكاري، مسئوليت‌پذيري، همدلي، خويشتن‌داري و خود‌اتكايي، از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني‌اند.شركت در فعاليت‌هاي ورزشي، افراد را از نظر فضايي و مكاني به هم نزديك مي‌كند و راه‌ها و فرصت‌هاي بسياري را براي ماهر شدن در اجتماع فراهم مي‌آورد و به‌طور كلي، يك جريان و نگرش آموزشي در ابعاد فرهنگي و اجتماعي براي فرد ايجاد مي‌كند. ورزش در سلامت و آمادگي جسماني، تعادل و ثبات هيجانات، تصوير بدني مثبت، رشد اجتماعي و تأمين نيازهاي دوستي، رقابت، جلب توجه، امنيت و تقويت روحية گروهي، تأثيردارد. يكي از كاركردهاي ورزش، كمك به رشد و تحول شخصيت (رواني، اجتماعي و جسماني) افراد جامعه، تحكيم معاشرت جمعي و تسهيل دستيابي به رشد مسئوليت اجتماعي و فردي است.

يافتة ديگر پژوهش، مقايسة هوش هيجاني بين دانشجويان علوم تربيتي و تربيت بدني است كه ٧/١٢=t در سطح ٠٠١/٠ P < تفاوت معناداري را نشان مي‌دهد. به‌نظر مي‌رسد، اين تفاوت نمايانگر روحية جامعه‌گرايي، جسارت، ابراز وجود، فعال و باانرژي بودن است كه سبب افزايش خود‌آگاهي، عزت نفس و گسترش روابط بين‌فرديِ بيشتر در دانشجويان تربيت بدني مي‌شود و به‌دنبال اين رفتارها، دانشجويان رشته‌هاي تربيت بدني، قدرت كنترل بيشتري روي تكانه‌ها، احساسات و عواطف خود دارند و بدين‌ترتيب، از قدرت مسئوليت‌پذيري و تعهد بيشتري برخوردارند و همة اين موارد مي‌تواند ناشي از كسب تجربه در ميدان‌هاي متفاوت زندگي، تحصيلي و شخصي آنان باشد كه چنين فرصت‌هايي، بالطبع براي دانشجويان رشته‌هاي علوم تربيتي كمتر است. موارد مطرح‌شده، با نتايج پژوهش‌هاي گانون و راينزين[٣٧](٢٠٠٥)، تروي ويس و اس واران[٣٨] (٢٠٠٣) و فيلهو و همكاران[٣٩] (٢٠٠٥) همخواني دارد. در نگاهي وسيع‌تر مي‌توان اين‌گونه نتيجه‌گيري كرد كه تعامل ويژگي‌هاي شخصيتي و هوش هيجاني مي‌تواند به مربيان در انتخاب نوع بازيكن و سپردن مسئوليت‌ها كمك كند؛ زيرا همة دانشجويان، به‌ويژه دانشجويان تربيت بدني، بايد در موقعيت‌هاي هيجاني بسيار بالا همچون مسابقه‌هاي ورزشي رقابت‌آميز، قدرت كنترل و انعطاف‌پذيري و درعين‌حال، سازش‌يافتگي بيشتري داشته باشند تا احياناً در مواقع شكست و باخت، تحمل فشار رواني و كوشش مجدد براي دستيابي به موفقيت را داشته باشند. درعين‌حال، دانشجويان رشته‌هاي علوم تربيتي نيز بايد با توجه به رويكرد حل مسئله، قدرت كنترل هيجانات به ويژه هيجانات منفي همچون اضطراب و خشم را داشته باشند؛ به دليل اينكه در بسياري از مواقع، در نقش درمانگر و الگو براي سايرين، به‌ويژه مرجعان به‌منزلة اشخاص معنادار، مطرح‌اند. بنابراين، بهتر است قدرت كنترل بيشتري روي هيجانات خود داشته باشند.

منابع

ـ آقابابايي، ناصر، «هوش هيجاني»، معرفت ، ش ١١٩، آبان، ١٣٨٦، ص ٨٠ ـ ٦١.

ـ اسدپور، اسماعيل، «اثر بخشي آموزش مؤلفه‌هاي هوش هيجاني از طريق درونگردي جذب و انطباق بر ارتقاء سلامت رواني دانشجويان»، مجموعه مقالات چهارمين همايش بهداشت رواني دانشجويان شيراز، ١٣٨٧.

ـ اصلانخاني، محمد و ديگران، «رابطه هوش هيجاني و عوامل شخصيتي در ورزشكاران بزرگسال نخبه و غير نخبه»، مجله علوم حركت انسان، شماره٤ خرداد، ١٣٨٧، ص ٢٢٦ ـ ٢٢٥‌.

ـ حق شناس، حسن، طرح پنج عامي ويژگي‌هاي شخصيت: راهنماي تفسير و هنجارهاي آزمون‌هاي NEO PI -R و NEO FFI، شيراز، دانشگاه علوم پزشكي، ١٣٨٥.

ـ سجادي، مريم و همكاران، «رابطه هوش هيجاني با برون‌گرايي و گرايشات روان رنجوري و روانپريشي در دانشجويان»، مجموعه مقالات چهارمين همايش بهداشت رواني دانشجويان، شيراز، ١٣٨٧.

ـ شاملو، سعيد و محمدي، محمد رضا، مصاحبه تشخيصي، تهران، رشد، چ دوم. ١٣٧٨.

ـ تميمي آمدي .عبدالواحد، غرر‌ الحکم و درر الکلم، تحقيق ميرسيدجلال‌الدين المحدث، جامعه طهران، ط. الثالثه، ١٣٦٠.

ـ منصوري، بهزاد، هنجاريابي پرسش‌نامه شيرينك در دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي، پايان نامه كارشناسي ارشد، ١٣٨٠.

ـ موسوي‌نسب، سيدمحمدرضا، «ثبات و تغيير شخصيت»، معرفت، ش ١١٢، فروردين١٣٨٦، صفحه ١٠٨-٨٩

ـ موسوي‌نوري، نرگس، بررسي رابطه هوش هيجاني با سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانشجويان استعدادهاي درخشان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهراسلام‌الله‌عليها، تهران، ١٣٨٨.

ـ همت‌بناري، علي، «شخصيت و مهمترين عوامل غير وراثتي شكل‌گيري آن»، معرفت، ش ١١٩، آبان، ١٣٨٦، ص ١٠١ -١٢٠

-Bar-on, R, The emotional quotient inventory (EQ- I) a test of emotional intelligence. Torento,Canada. Multi- health, ٢٠٠٠.

-CARSON,K.ETAL, PSYCHOLOGHCAL CHARAATERISTICS of a peak performance. Applied sport psychologiy. Personal growth to peak performance, ٢٠٠٣.

-Ciarrochi,R.D.etal, levels of emotional awareness. American Journal of psychiatry.١٤٤:١٣٣-١٣٥, ٢٠٠١.

-Dadwa,P, ٨Harth,S.D assessing Emotionall intelligence reliability and validity of The Bar-on Emotional quotient inventory (EQ-١) in university, personality and individual differences, ٢٠٠٢.

-Fillho M.g.ethal Comparison of personality eharactarics between high level barsilian althletes and athletes.J.Rer, ٢٠٠٥.

-MAYER J.d.Salory.p The intelligence in Telligence.١٧.٤٣٣, ١٩٩٧.

-Saklofoske D.H, Factors and validity ofa trait motion al intelligence measure. Personality and individual differences, ٢٠٠٥.


* عضو هيات علمي دانشگاه الزهراسلام‌الله‌عليها

** دانشجوي کارشناسي ارشدمشاوره دانشگاه الزهراسلام‌الله‌عليها. دريافت: ٢٩/١٠/٨٨ ـ پذيرش:٢٨/١١/٨٨.


[١]. سعيد شاملو و محمدرضا محمدي، مصاحبه شفيعي، ص ١٥٣.

[٢]. ابن‌ابي‌الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٢٠، ص ٢٧٢.

[٣]. علي همت بناري، همت‌بناري، علي، «شخصيت و مهمترين عوامل غير وراثتي شكل‌گيري آن»، معرفت، ش ١١٩، ص ١١٨، به نقل از: شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج١، ص ٦٢.

[٤]. عبدالواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر‌ الحکم و درر الکلم، حديث ٢٩٦٩، ج٢، ص٦٥.

[٥]. همان.

[٦]. سيدمحمدرضا موسوي‌نسب، «ثبات و تغيير شخصيت»، معرفت، ش ١، ١١٦ـ١١٩، به نقل از غرر الحکم و درر االکلم، حديث ٦٩٠٦.

[٧]. حسن حق شناس، طرح پنج عامي ويژگي‌هاي شخصيت: راهنماي تفسير و هنجارهاي آزمون‌هاي NEO PI -R و NEO FFI، شيراز، دانشگاه علوم پزشكي، ١٣٨٥ ص ١٢٨.

[٨]. محمد اصلانخاني و همکاران، «رابطه هوش هيجاني و عوامل شخصيتي در ورزشكاران بزرگسال نخبه و غير نخبه»، علوم حركت انسان، ش ٤، ص ٢٢٥.

[٩]. Bar-on.

[١٠]. Metamood

[١١]. Ability-based EI

[١٢]. نرگس موسوي‌نوري، بررسي رابطه هوش هيجاني با سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانشجويان استعدادهاي درخشان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهراسلام‌الله‌عليها، ١٣٨٨، ص ٢٨.

[١٣]. Mayer

[١٤]. همان.

[١٥]. Salovey & etal

[١٦]. C.F: sharf.Richard.S, theories of psychotherapy and counseling

[١٧]. موسوي‌نوري، نرگس، بررسي رابطه هوش هيجاني با سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي دانشجويان استعدادهاي درخشان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهراسلام‌الله‌عليها، ص ٢٩، به نقل از تروي وايس واران، ٢٠٠٤.

[١٨]. Tylor.

[١٩]. اسماعيل اسدپور، «اثر بخشي آموزش مؤلفه‌هاي هوش هيجاني از طريق درونگردي جذب و انطباق بر ارتقاء سلامت رواني دانشجويان»، مجموعه مقالات چهارمين همايش بهداشت رواني دانشجويان شيراز، ص٣١٢.

[٢٠]. Akman

[٢١]. اصلانخاني، محمد و ديگران، «رابطه هوش هيجاني و عوامل شخصيتي در ورزشكاران بزرگسال نخبه و غير نخبه»، علوم حركت انسان، ش ٤، ص ٢٢٦.

[٢٢]. MaYer & Salovey

[٢٣]. C Arson etal

[٢٤]. Ciarrochi etal

[٢٥]. Filho etal

[٢٦]. eysenck & etal

[٢٧]. مريم سجادي و همكاران، «رابطه هوش هيجاني با برون‌گرايي و گرايشات روان رنجوري و روانپريشي در دانشجويان»، مجموعه مقالات چهارمين همايش بهداشت رواني دانشجويان، ١٣٨٧، ص ٣٤٢.

٢٧. و راينزين، Ganon&rienzen ٢٠٠٥؛ و تروي ويس و اس واران، Trvey,viesvasvaran ٢٠٠٣، نقل از سجادي و همكاران، ص٣٤٢، ١٣٨٧

[٢٨]. آقابابايي، ناصر، «هوش هيجاني»، معرفت، ش ١١٩، آبان، ١٣٨٦، ص ٨٠-٦١.

[٢٩]. همان

[٣٠]. همان.

[٣١]. آقابابايي، ناصر، «هوش هيجاني»، معرفت، ش ٨، ص٧٠

[٣٢]. اصلانخاني، محمد و ديگران، «رابطه هوش هيجاني و عوامل شخصيتي در ورزشكاران بزرگسال نخبه و غير نخبه»، علوم حركت انسان، ش ٤، ص ٢٢٦.

[٣٣]. منصوري، بهزاد، هنجاريابي پرسش‌نامه شيرينك در دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي، پايان نامه كارشناسي ارشد، منصوري، ص ١١٢.

[٣٤]. Dadwa & Harth

[٣٥]. Saklofoske

[٣٦]. Mayer & Salovy

[٣٧]. Ganon & Rienzen

[٣٨]. Trvey,viesrasvaran

[٣٩]. Filho & etal