سال دوم، شماره چهارم، زمستان ١٣٨٨، ص ١٤٣ ـ ١٥٦
مجيد ظروفي*
چكيده
اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط بين گرايش به اعمال ديني و سلامت رواني بين دانشجويان دانشگاه آزاد شبستر، به شيوه همبستگي و مقايسه اي و با استفاده از روش همبستگي انجام شده است.براي تجزيه و تحليل دادهها، از جداول فراواني، ميانگين و انحراف استاندارد و براي آزمون فرضيهها، از آزمونهاي پيرسن و تفاوت ميانگين استفاده شده است. حجم نمونه شامل٢٤٢ نفر كه با روش تصادفي ساده انتخاب شدند. بين سلامت رواني با ميزان گرايش به اعمال مذهبي همبستگي مستقيم وجود دارد. در اين ميان، قويترين رابطه مربوط به اضطراب و ضعيفترين رابطه مربوط به ترس مرضي است. هر دو متغير سلامت رواني و گرايش به اعمال مذهبي, در بين دو گروه دانشجوي دختر و پسر تفاوتهاي معنيداري را نشان ميدهند اما رابطه دو متغير بر اساس رشته و جنسيت تفاوت معني داري نشان نمي دهد. سلامت رواني تحت تأثير عوامل متعددي است. در اين ميان، گرايش به اعمال مذهبي، همبستگي مثبت و معني داري نشان ميدهد؛ هرچه ميزان گرايش به اعمال مذهبي در بين دانشجويان بيشتر باشد، بر ميزان سلامت رواني آنها افزوده شده و احتمال ابتلاي آنان به اختلالات رواني نيز كاهش مييابد. همچنين ميزان سلامت رواني دانشجويان دختر, و گرايش به اعمال مذهبي در بين دانشجويان پسر, بيشتر است.
واژهگان كليدي: سلامت رواني، اعمال مذهبي، دانشجويان، اضطراب، گرايش.
مقدمهفرهنگها و جوامع مختلف از دوران باستان تا عصر جديد، غالباً بهداشت و سلامتي جسمي، را امور مستقيماً مرتبط با اعمال، رفتار و باورهاي ديني گوناگون ميدانستهاند. انواع دعاها و نيايشهاي مذهبي براي درمان بيماران در جوامع مختلف نشانگر اين اعتقاد و باور ميباشد. اين روند، تا اوايل قرن بيستم و ظهور روانشناسي علمي و نظريه پردازاني چون فرويد، كه دين را از حوزه روانشناسي جدا دانستند، ادامه داشت. اما طولي نكشيد كه شاگردان و همكاران فرويد مانند آلپورت و يونگ نظري بر خلاف فرويد ارائه كردند. در دهههاي اخير مجدداً رويكرد مردم و همچنين روانشناسان وجامعه شناسان به دين و معنويت و نقش آن در زندگي آدمي، بهويژه سلامت روان آن رواج يافته است[١]. از ديدگاه اسلام، گناه آثار زيانبار و متعددي برانسان ميگذارد. از جمله آثار آن، آسيبهاي رواني است. پس از انجام گناه، شخص گناهكار مورد سرزنش نفس لوّامه يا وجدان اخلاقي قرار ميگيرد و دچار تعارض ناشي از گناه ميشود. درنتيجه، نشانههاي افسردگي و اضطراب نسبت به عقوبت گناه و ياس و نااميدي، در صورت عدم رهايي از اين اضطراب و بعضاً تكرار گناه در وي آشكار ميشود. يكي از مهمترين مسائل دين اسلام، توجه به بهداشت و سلامت جسمي و رواني است. بعضي از واجبات و محرّمات الهي براي تأمين سلامتي و پيش گيري از ابتلا به امراض روحي و رواني تشريع شده است. در مكتب اسلام، هيچ انساني حق ندارد با انجام كارهاي زيان آور، مانند سم خوردن و يا روي آوردن به كارهاي ناشايست و به دور از شأن و منزلت انساني، به سلامت جسم و روان خود آسيب وارد كند و يا خود را در معرض هلاكت و ذلت قرار دهد. هر انساني همچنين نسبت به سلامت جسمي و روحي ديگر همنوعان خود مسئول است. در جامعه جهاني معاصر، به دليل تبعات جوامع صنعتي و بزرگ روزبهروز بر شمار مبتلايان به بيماريهاي رواني افزوده ميشود. بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال ١٩٩٢، ٥/٢ درصد از تمامي ناتوانيهاي ناشي از اختلالات رواني، اجتماعي و عصبي بوده و اين مورد، ٥/١ درصد از كل مراجعان به مراكز بهداشت عمومي را تشكيل ميدهند. در طرح كشور، بهداشت رواني در سال ١٣٧١ ميزان شيوع اختلالات رواني خفيف ٣/١٥% اعلام شده است.
خداوند كريم در قرآن ميفرمايد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً»(اسراء:٨٢). و در جاي ديگر ميفرمايد:«الَّذِينَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِاللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد:٢٨). يكي از مهمترين مسائل دين اسلام، توجه به بهداشت و سلامت جسماني و رواني است. بعضي از واجبات و محرّمات الهي نيز براي تأمين سلامتي و پيش گيري از ابتلا به امراض روحي و رواني تشريع شده است.[٢] از اينرو، دين و آموزههاي آن تمامي حيات فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي را در بر ميگيرد. «دين» در لغت، به معناي كيش، آيين، طريقت و شريعت است و در اصطلاح، به مجموعه اصول، قواعد بنيادي، احكام و دستوراتي اطلاق ميشود كه از سوي خدا به انسان داده شده است. حضرت عليعليهالسلام، درباره برخي از حكمتها و علتهاي تشريع آموزهها و تعاليم ديني ميفرمايد: «خداوند ايمان را براي پاك سازي دل از شرك، نماز را براي پاك بودن از كبر و خودپسندي، زكات را عامل فزوني روزي، روزه را براي آزمودن اخلاص بندگان، حج را براي نزديكي و همبستگي مسلمانان، جهاد را براي عزّت اسلام، امر به معروف را براي اصلاح تودههاي ناآگاه، نهي از منكر را براي بازداشتن بيخردان از زشتيها، صله ارحام را براي فراواني خويشاوندان، قصاص را براي پاسداري از خونها، اجراي حدود را براي بزرگداشت محرّمات الهي، ترك ميگساري را براي سلامت عقل، دوري از دزدي را براي تحقق عفّت، ترك زنا را براي سلامت نسل آدمي، واجب نمود[٣]. مذهب آن قدر براي پرورش سلامت روح آدمي اهميت دارد كه هوا براي تنفس. مذهب به انسان كمك ميكند تا معناي حوادث زندگي و خصوصاً حوادثي كه دردناك و اضطراب انگيز هستند را بفهمد[٤]. همچنين «نشاط و سرور از آنِ كسي است كه داراي رواني امن و آرام باشد. انسان وقتي به اين امنيت و اطمينان نفس ميرسد كه، ترنّم نام خدا بر لب و ياد او بر قلب و جانش طنين انداخته باشد و چنان دلبستگي و وابستگي به خدا پيدا كرده باشد كه ذكر او سراسر انديشه، عاطفه و رفتارش را گرفته باشد و ذكر خدا جانش را زنده و آباد نموده باشد».[٥]
روانشناسان ديني در تعريف و بررسي دين به شناسايي احساسات ديني، دگرگونيهاي شخصيت با حلول ايمان و تجليات خارجي آن توجه دارند.[٦] از نظر براون «دين در جايي حضور دارد كه معناي پيوستن به قدرتي مافوق انسان احساس ميشود، چنين قدرتي را ميتوانيم نيروي معنوي يا اخلاقي بدانيم».[٧]
يكي از شكلهاي بروز شخصيت، رفتار ميباشد. رفتار يعني واكنشهاي يك فرد در يك محيط و در يك زمان. اين رفتار در عين حال، هم به وراثت و هم به محيط بستگي دارد.[٨] عوامل محيطي نقش بسيار موثري بر رفتار انسان دارند[٩]. ارتباط متقابل كودك و محيط ،از عوامل اصلي انحرافات و ناسالم بودن روان و رفتار كودك ميباشد. رفتار غير عادي و ناسالم فرآيندي است كه، نتيجه كنش متقابل بين شخص با موقعيت است.[١٠] مطالعه رفتار اجتماعي بايد به همان نحوي كه اين رفتارها واقع ميشوند، صورت گيرد.[١١] مرتن اشكال مختلف رفتار غيرعادي را در چار چوب زمينه وسيع جامعه به مخصوص ساخت اجتماعي بررسي كردهاست.[١٢] همچنين تحقيقات جامعه شناسان نشان ميدهد كه، بين طبقه اجتماعي و بيماريهاي رواني رابطه وجود دارد.[١٣] "عده اي نيز با تأكيد بر نقش محيط، سلامت رواني را در شرايط پيراموني جستجو مي كنند. براي مثالً "كولكا" معتقد است: «انطباق فرد با محيط ميتواند بهعنوان نتيجهاي از كنش متقابل بين خصوصيات فرد و محيط صورت گرفته باشد.[١٤] “ به عقيده يونگ، فرآيند تفّرد يكي از عوامل مؤثر در سلامت روان است. تفّرد در ساده ترين شكل آن عبارت است از، تميز تدريجي(من) يا خودآگاهي از ناخودآگاهي. طوريكه فرد به تدريج بيشتر و بيشتر از انگيزههاي منشعب شده از ناخودآگاه جمعي، هوشيار و آگاه ميشود.[١٥] لونسيون وهمكارانش درسال١٩٦٢سلامت روان را اينگونه تعريف كردهاند: «سلامت روان عبارت است از: اينكه فرد احساسي نسبت به خود، دنياي اطراف، محل زندگي، اطرافيان، مخصوصاً با توجه به مسئوليتي كه درمقابل ديگران دارد، چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن».[١٦] در پژوهش خود شيوههاي رويارويي متمركز بر مسئله را در تقابل با شيوههاي متمركز بر هيجان و همچنين شيوههاي تبيين بروني، ناپايدار و اختصاصي را در تقابل با شيوههاي تبيين دروني و كلي و پايدار مورد بررسي قرار داده است. همچنين ميزان و شدت ناراحتي نوجوانان را را با سلامت رواني مد نظر قرار داده است. مير صدوقي[١٧] رابطه بين سبكهاي اسناد علّي و سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان را بررسي كرده است. نتايج تحقيق نشانگر ارتباط مثبت بين مركز كنترل در موقعيت موفقيت و سلامت رواني و ارتباط مثبت معني دار بين كنترل پذيري در موفقيت و سلامت رواني است.
در بررسي وضعيت سلامت رواني، جسماني، نقش عوامل فشارزاي رواني، اجتماعي را مد نظر قرار داده داست. وي[١٨] معتقد است: فشارهاي رواني ناشي از زندگي مدرن و تغييرات سريع اجتماعي، سياسي و اقتصادي تاثيرات عمده اي در افراد ميگذارد.اين تاثيرات در كشورهاي در حال توسعه رو به فزون است. از سويديگر، دانش آموزان به عنوان منابع فكري و با ارزش جامعه از فشارهاي رواني مصون نخواهند بود. نتايج برخي پژوهشها هم حاكي از آن است كه، «بين باروهاي مذهبي و عمل به باروهاي مذهبي رابطه مثبت وجود دارد و بالاخره، اينكه زنان بيش از مردان مذهب را باور داشته و به آن عمل ميكنند».[١٩] اكسلن و همكاران با انجام پژوهشي بر روي گروهي از دانشجويان سالم و گروهي، از بيمارانيكه در جستجوي روان درماني بودند, به بررسي نقش مذهب در كاهش افسردگي و پرهيز از خودكشي پرداختند. آنان متوجه شدند كه اغلب شركت كنندگان در اين پژوهش، مذهب را منبع آرامش ميدانند تا منبع فشار. آنان دريافتند افسردگي با احساس دوري از خدا و در بين دانشجويان با تعارض درون شخصي در حوزههاي مذهبي مرتبط بود. با توجه به اينكه مذهب به عنوان يكي از عوامل مؤثر در ميزان بهداشت رواني افراد ميباشد, آن چه از اين قبيل پژوهشها به دست ميآيد، ميتواند به عنوان راهكارهايي براي افزايش و ارتقاي بهداشت رواني مورد استفاده قرار گيرد. از آن جا كه، در جامعه ايران فرهنگ و مذهب ارتباط تنگاتنگي دارند و هم چنين افراد جامعه زمينه مذهبي مساعدي دارند، ميتوان گفت: راهكارهاي فوق اثر مضاعفي بر سلامت روان افراد داشته باشد.[٢٠]
پرسشهاي تحقيقدر اين پژوهش، رابطه سلامت رواني دانشجويان با گرايش به اعمال مذهبي آنان بررسي شده است. اين تحقيق در راستاي اين سؤال اصلي كه آيا بين گرايش به اعمال مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دانشگاه آزاد رابطهاي وجود دارد؟ و به منظور دستيابي به اين هدف، تعيين ارتباط بين گرايش به اعمال مذهبي و سلامت رواني دانشجويان، انجام شده است. فرضيه هاي تحقيق عبارتند از:
١.بين سلامت رواني و گرايش به اعمال مذهبي دانشجويان همبستگي وجود دارد.
٢. بين ابعاد سلامت رواني و گرايش به اعمال مذهبي دانشجويان همبستگي وجود دارد.
٣. ميزان سلامت رواني در بين دانشجويان مذكر و مونث متفاوت است.
٤. ميزان گرايش به اعمال مذهبي در بين دانشجويان مذكر و مونث متفاوت است.
روش تحقيق، ابزار گردآوري اطلاعاتاين پژوهش با استفاده از روش همبستگي انجام شده است.
در اين پژوهش، براي سنجش اختلال رواني، از پرسشنامه(٩٠ (SCL، كه داراي نه بعد و براي سنجش گرايش به اعمال مذهبي دانشجويان، از پرسشنامه محقق ساخته، كه با ١٦ گويه طراحي گرديده، استفاده شده است.
روايي اعتباربراي بررسي روايي پرسشنامه گرايش به اعمال مذهبي نيز از روش روائي محتوايي استفاده شده است. پايايي پرسشنامه سلامت رواني بر اساس ضريب آلفاي كرونباخ برابر ٩٥/ و پرسشنامه گرايش به اعمال مذهبي برابر ٩/٠ است.
جامعه نمونه آماريجامعه آماري اين تحقيق را كليه دانشجويان دانشگاه آزاد واحد شبستر تشكيل ميدهند كه، در سال تحصيلي ٨٨-١٣٨٧به تحصيل اشتغال داشتند. نمونه آماري اين پژوهش متشكل از ٢٤٢ نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد ميباشد كه به شيوه نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدهاند.
يافته هامتوسط ميزان سلامت رواني دانشجويان در مقياس از صفر تا ١٠٠، برابــر ٦٥/٤٦ با انحراف استانــدارد ٥٨/١٤ به دست آمده است. حداقل اين ميزان در بين دانشجويان مورد مطالعه، ١٩/١٤ و حداكثر برابر٩١/٨٥ ميباشد. در مجموع، ميتوان گفت: ميزان سلامت رواني دانشجويان مورد مطالعه، كمتر از حد متوسط ميباشد. ميانگين گرايش به اعمال مذهبي دانشجــويان مورد مطالعه برابر ٢٥/٥٩ با انحراف استاندارد ٨٩/٢١ است. در مجموع، ميتوان گفت: ميزان گرايش دانشجويان به اعمال مذهبي مــورد مطالعه در پژوهش حاضر درجه بالايي ميباشد.
رابطه بين ابعــاد نه گانــه اختلالات رواني، با ميـــزان گرايش به اعمال مذهبــيدانشجويان در جدول شماره يك نشان داده شــده است. همــة همبستگي ها معني دار بـوده و بيانگر كاهش اختلالات روانـي (افزايش سلامت رواني)، به همراه شدت گرفتن گرايشات مذهبي در بين دانشجويان هستند. «اختلالات رواني اضطراب» بيشترين همبستگي(٢٧٧/٠-) را با اعمال مذهبي نشان ميدهد؛ يعني با افزايش گرايش دانشجويان به اعمال مذهبي، ميزان اضطراب آنان كاهش پيدا ميكند. اختلال رواني وسواس با ضريب همبستگي(٢٦/٠-) در رتبه دوم شديدترين ميزان همبستگيها قرار دارد. "اختلالات رواني ترس مرضي" داراي كمترين ميزان همبستگي(٢٠٢/٠-)، اما معني دار است. ملاحظه ميشود كه، همبستگيهاي ابعاد نه گانه نسبتاً نزديك به هم بوده و داراي تشابه زيادي هستند.
بين سلامت رواني و گرايش دانشجويان به اعمال مذهبي برابر ٢١/٠= r همبستگي وجود دارد كه، با توجه به سطح معنيداري ٠١/٠=P فرضيه اصلي، كه مهمترين فرضيه نيز هست، پذيرفته و فرضيه صفر ردّ ميشود. بنابراين، بين سلامت رواني و گرايش به اعمال مذهبي دانشجويان همبستگي مستقيم و معنيداري وجود دارد؛ يعني هر چه ميزان گرايش به اعمال مذهبي در دانشجويان بالاتر باشد، بر سلامت رواني آنان نيز افزوده ميشود.
جدول شماره ١: همبستگي ابعاد نه گانه اختلالات رواني با ميزان گرايش به اعمال مذهبيدانشجويان
|
متغيرها |
ميزان گرايش به اعمال مذهبي |
|
اختلالات رواني وسواسي |
٢٦٠/٠- = r |
|
٠٠٩/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني حساسيت در روابط متقابل |
٢١٧/٠- = r |
|
٠٣٠/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني افسردگي |
٢١٩/٠- = r |
|
٠٢٩/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني اضطراب |
٢٧٧/٠- = r |
|
٠٠٥/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني افكار پارانوئيدي |
٢٢٥/٠- = r |
|
٠٢٤/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني پرخاشگري |
٢٢٤/٠- = r |
|
٠٢٧/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني ترس مرضي |
٢٠٢/٠- = r |
|
٠٤٤/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني روان پرسشي |
٢٣٤/٠- = r |
|
٠١٩/٠ = P |
|
|
اختلالات رواني شكايات جسماني |
٢٢١/٠- = r |
|
٠٢٧/٠ = P |
جدول شماره٣: مقايسه ميانگين گرايش به اعمال مذهبي در بين دانشجويان دختر و پسر
|
Sig |
T |
تعداد |
انحراف معيار |
ميانگين |
دانشجويان |
|
٠٥/٠ |
٩٦/١ |
١٠٢ |
١٥/٢٢ |
٥٨ |
دختر |
|
١٤٠ |
٩٩/٢٠ |
٥/٦٣ |
پســر |
براساس نتايج به دست آمده، بهطور متوسط ميزان سلامت رواني در بين دانشجويان در حد ٤٦ درصد است. اين عدد بيانگر آن است كه، دانشجويان از سلامت رواني كافي برخوردار نيستند. از اين جهت نياز به توجه كافي در اين زمينه است. اما متوسط گرايش به اعمال مذهبي در بين دانشجويان نزديك به ميزان ٦٠ درصد است. بنابراين، گرايش عمومي دانشجويان به اعمال مذهبي بالاتر از حد متوسط(٥٠ درصد) است. بر اساس اطلاعات حاصل از آزمونهاي آماري، گرايش به اعمال مذهبي در سلامت رواني دانشجويان تأثير دارد. ميزان ضريب همبستگي برابر(٢١/٠) است. با افزايش گرايش به اعمال مذهبي، ميزان سلامت رواني دانشجويان نيز افزايش مي يابد. اگر چه قدر مطلق همبستگي خيلي قابل توجه نيست، اما وجود رابطه آن هم با احتمال معني داري بالاي ٩٩% ، حاكي از اهميت ارتباط گرايش به اعمال مذهبي بر سلامت رواني در بين دانشجويان است. همبستگي ابعاد نه گانه مربوط به سلامت رواني، نظير افسردگي، اضطراب و... با گرايش به اعتقادات مذهبي تقريباً بسيار نزديك به هم بوده و در اين مورد، مشابهتهاي زيادي وجود دارد. با درنظر گرفتن نتايج بدست آمده، آية «الا بذكر الله تطمئن القلوب» قرآن در اين مورد مصداق عيني دارد. علاوه بر آن، اين يافته با نظرات دانشمندان ديگري از جمله ويليام جيمز نيز مطابقت دارد. وي چنين ميگويد: ايمان و دينداري بدون شك مؤثر ترين درمان اضطراب و اختلال ناراحتي است؛ نيرويي است كه بايد جهت كمك به انسان در زندگي وجود داشته باشد. وي معتقد است: قدرتي كه دين براي تحمّل مصايب به انسان ميدهد، هرگز از عهده اخلاق برنمي آيد؛ زيرا شور و حرارتي كه با اعتقاد به دين در انسان حاصل ميشود، هرگز از عهده اخلاق برنمي آيد.[٢١] در اين بررسي، رابطه بعد اختلال وسواسي با گرايش به اعمال مذهبي برابر (٢٦٠/٠) است. در واقع، قدرت تحمل مصائبي كه جيمز از آن صحبت مي كند. بر اساس يافتهها، ميتواند همان توجه دروني و بيروني به اعمال مذهبي باشد. در تعاليم اسلامي، اولين گام و نشانه سلامت روحي و رواني ايمان به خدا، دينداري و آگاهي از آموزههاي ديني است؛ زيرا دين به زندگي بشر معنا ميبخشد و او را در كنار خوشي ها و شيرينيها، رنج ها و شكستها، از دست دادن ها و ناكاميها، تنها نميگذارد. اين رنجها، خوشيها، نعمتها و نقمت ها را براي امتحان و آزمودن انسان تبيين مينمايد.
شكي نيست كه توفيق در زندگي به رشد كامل هريك از فعاليتهاي فيزيولوژيكي، عقلي، رواني و معنوي بستگي دارد. نتيجه اينكه، گرايشات مذهبي قوي، سبب ميشوند افراد كمتر در معرض فشار ها و اختلالات رواني قرار گيرند و ميزان ابتلاي آنان به اختلالات روان شناختي را كاهش ميدهد. در همين راستا گروهي از محققان، ارتباط بين«افسردگي و مذهبي بودن» را مورد بررسي قرار دادند. در اين بررسي ها ميزان مذهبي بودن بر اساس عواملي مانند حضور در مراسم مذهبي، گزارش شخصي افراد از باورهاي ديني خود و سؤالاتي نظير اين كه، «تا چه حد خداوند را منشأ راحتي و آرامش ميدانسته اند»، مورد سنجش قرار گرفته است. نتايج نشان داد، بيماراني كه باورهاي ديني قويتري داشتند و اعمال مذهبي را انجام ميدادند، كمتر دچار افسردگي بودند.[٢٢] در اين بررسي نيز رابطه گرايش به اعمال مذهبي با بعد افسردگي برابر(٢٢/٠-) است. ملاحظه ميشود كه، با افزايش گرايش به اعمال مذهبي، از شدت اختلال افسردگي(با توجه به علامت منفي ضريب همبستگي) كاسته مي شود و بر درجه سلامت رواني آنان افزوده مي شود. رابطه مذكور در بين دو گروه دانشجويان پسر و دختر يكسان نيست؛ رابطه مذكور در بين پسران از شدت بيشتري برخوردار است. اين امر، به نوبه خود، حائز اهميت خاصي است. در تفسير تفاوت مذكور مي توان به اين نكته اشاره نمود كه، سلامت رواني دانشجويان پسر بيش از دانشجويان دختر، تحت تأثير گرايش آنان به اعمال مذهبي است. پس مي توان انتظار داشت كه، دانشگاهها ضمن توجه هر چه بيشتر به حفظ رابطه در گروه پسران، به تقويت ارتباط اين دو متغير در بين دانشجويان دختر نيز اهتمام كافي داشته باشند. با توجه به نتايج بدست آمده از اين تحقيق، پيشنهادات ميشود، در راستاي حل و يا كاهش مسائل و مشكلات مربوط به سلامت رواني، متغير"گرايش به اعمال مذهبي" مورد توجه قرار گرفته و همچنين ارتباط اين متغير با ساير عوامل مرتبط نيز مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد. بر اين اساس، لازم است به اين جنبه از وجود آدمي، بهخصوص در مورد كودكان و نوجوانان، توجه ويژه اي مبذول گردد تا حسّ ديني آنان شكوفا شود؛ زيرا الگوپذيري و شكلگيري شخصيت در انسان از همان دوران كودكي و نوجواني صورت ميگيرد. علاوه بر آن، در سازمانهاي اجتماعي و نهادهاي علمي نيز مي توان با توجه بيشتر به جنبه هاي اعتقادي و نيز مراسم مذهبي، ضمن انجام هر چه بهتر فرائض و واجبات ديني، بر سلامت رواني جوان نيز افزود. از سوي ديگر، شايد يكي از برجسته ترين اقدامات ضروري در اين زمينه، شناساندن اهميت آموزه هاي مذهبي دين مبين اسلام در اين رابطه از طريق برپايي نشست هاي علمي به جهانيان باشد.
منابعـ باقري يزدي، عباس. «بررسي همه گير شناسي رواني در مناطق روستايي ميبد يزد». انديشه و رفتار، ش ١، تابستان، ١٣٧٣، ص ٤٢-٣٢
ـ بيرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمة محمدباقر ساروخاني، تهران، كيهان، ١٣٧٥، ص ٣١٢.
ـ توسلي، غلامعباس، نظريههاي جامعه شناسي، تهران، سمت. ١٣٦٨، ص ١٣٠-١٢٨.
ـ جيمز، ويليام، دين و روان، ترجمه مهدي قائني، تهران، انقلاب اسلامي، ١٣٧٢. ص ٤٧.
ـ حسيني نسب، سيدداوود، فرهنگ تعليم و تربيت، تبريز، احرار، ١٣٧٥، ص ٥٧١.
ـ حناسابزاده, مريم، «نقش مذهب و روان درماني مذهبي در درمان بيماريهاي رواني»، افق بينا، ش ١٨، شهريور و آبان، ١٣٨٤، ص ٣٥-٣٢
ـ خليق رضوي، زهره، بررسي نقش عوامل فشارزاي رواني، اجتماعي در وضعيت سلامت رواني و جسماني دختران مقطع متوسطه مناطق ١٢و ١٥ تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد. ١٣٧٩، ص ٩٨.
ـ سادوك، ب و سادوك، چكيده روان پزشكي باليني، ترجمة نصرت الله پورافكاري، تهران. آزاده، ١٣٨٠، ص ٢٨١.
ـ شيخ عبّاس قمي، مفاتيح الجنان، فرازي از دعاي كميل.
ـ شولتز، دو شولتز، س، نظريه شخصيت، ترجمة يحيي سيدمحمودي، تهران. نشر هما، ١٣٧٩.
ـ صفورايي, محمد مهدي و سليمان قاسمي، سلامت روان در پرتو التزام به آموزههاي ديني، آرامش در ساحل ايمان، روزنامه قدس، يكشنبه اول مرداد ١٣٨٥. ص١
ـ كافي، موسي، بررسي شيوههاي رويارويي با تنيدگي رواني (استرس) و ارتباط آن با سلامت رواني در نوجوانان مدارس عادي و خاص شهر تهران،به راهنمايي مصطفي حمديه، تهران. دانشگاه تربيت مدرس، ١٣٧٥، ص ١٣٣- ١٣١
ـ گاچل، رابرت و ديگران، زمينه روان شناسي تنديسي، ترجمه غلامرضا قوي نژاد، مشهد، آستان قدس رضوي، ١٣٧٧، ص ٢٣٩.
ـ گنجي، حمزه، روان شناسي عمومي، تهران، ساوالان، ١٣٨٤، ص ٣٤.
ـ محمد حسن، نسابه، نقش باورها و عقايد مذهبي در سلامت روان, پايان نامه كارشنناسي ارشد. شيراز. دانشگاه شيراز، ١٣٨٤. Irandoc. Serial no:٠٥٠٤٠٤٤٩
ـ معظمي، بهمن، ١٣٨٨، نقش توبه، توكل و دعا در سلامت روان، پايگاه مذهبي اعتقادي ساقي، ١٣٨٨. س ١
ـ مهديپور. فاطمه، بررسي رابطه مذهب و بهداشت رواني در بين كليه دانشجويان منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامي، آفرينش، روزنامه صبح ايران. پنجشنبه ٢/٨/٨٧.
ـ ميرصدوقي، سيدحسين،بررسي ارتباط بين سبكهاي اسناد علي، سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان ، به راهنمايي فتحي آذر ١٣٧٨. ٠٠٦٥٢٦٦٧ : irandoc. Serial no
ـ ميلانيفر، بهروز، بهداشت روان، تهران، قومس، چ سوم. ١٣٧٣.
-Chadwick, Jones, j. k, Brain, Environment and social psychology, University Park Prees (Baltimore), ١٩٧٩, P.٢١١.
-Clinard, Marshall Barron, Anomeie and Deviant Behavior. A discussion and critiqe, The free Press. New York, ١٩٧١, P. ٣٢٤.
-Edward, m, W.T, Social Psychology: Theories and discussion, Longman Group Ltd, ١٩٧٤, P.١٧١-١٧٨.
-Kulka, Richard Alan, Person Environment Fit the High school, A validation Study, The University of Michigan, ١٩٧٥, P.٥٥٢
-Rose, A. M, Mental Health and Mental Disorder: A sociological approach, U.K. London. Brad Ford, ١٩٥٤, P.٦٢٦-٦٥٠.
-Yinger, j .Milton, Toward a Field Theory of Behavior personality and social Structure, Mc-Graw Hill, ١٩٦٥ , P.١٧٩.
* عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي شبستر. دريافت: ٥/٩/٨٨ ـ پذيرش: ٢٩/١١/٨٨.
majid_٢٩٦٢٠٠٠@yahoo.com
[١]. بهمن معظمي، نقش توبه، توكل و دعا در سلامت روان، ص ١.
[٢]. محمد مهدي صفورايي و سليمان قاسمي، سلامت روان در پرتو التزام به آموزههاي ديني، آرامش در ساحل ايمان، ص١.
[٣]. نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتي، ص ٦٨٣.
[٤]. جيمز، ويليام، دين و روان، ترجمه مهدي قائني، ص ٤٧.
[٥]. شيخ عبّاس قمي، مفاتيح.
[٦]. آلن بيرو، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمة محمدباقر ساروخاني، ١٣٧٥. ص ٣٢١.
[٧]. توسلي، غلامعباس، نظريههاي جامعه شناسي، ص ١٣٠-١٢٨.
[٨]. گنجي، حمزه، روان شناسي عمومي، ص ٣٤.
[٩]. Edwards, m, W. T, Social Psychology: Theories and discussion, P.١٧١-١٧٨
[١٠]Yinger, j .Milton, Toward a Field Theory of Behavior: personality and social Structure. Mc-Graw Hill. P.١٧٩
[١١]. Chadwick, Jones, j. k, Brain, Environment and social psychology, ٢١١
[١٢]. Clinard, Marshall Barron, Anomeie and Deviant Behavior. A discussion and critiqe. The free Press, P.٣٢٤
[١٣]. Rose, A. M, Mental Health and Mental Disorder: A sociological approach, , P.٦٢٦- ٦٥٠
[١٤]. Kulka, Richard Alan, Person Environment Fit the High school. A validation Study, P.٥٥٢.
[١٥]. دو شولتز، س شولتز، نظريه شخصيت، ترجمة يحيي سيدمحمودي، ص ١٧٧.
[١٦]. بهروز ميلانيفر، بهداشت روان، ص ٥.
[١٧]. ١٣٧٨. ٠٠٦٥٢٦٦٧ : irandoc.sn.
[١٨]. زهره خليق رضوي، بررسي نقش عوامل فشارزاي رواني، اجتماعي در وضعيت سلامت رواني و جسماني دختران مقطع متوسطه مناطق ١٢و ١٥ تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد، ص ٩٨.
[١٩]. نسابه محمدحسن، نقش باورها و عقايد مذهبي در سلامت روان, پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شيراز، ١٣٨٤. Irandoc. Serial no:٠٥٠٤٠٤٤٩
[٢٠]. فاطمه مهديپور، «بررسي رابطه مذهب و بهداشت رواني در بين كليه دانشجويان منطقه هشت...»، آفرينش، پنجشنبه ٢/٨/٨٧، ص ١.
[٢١]. ويليام جيمز، دين و روان، ترجمه مهدي قائني، ص ٤٧.
[٢٢]. مريم حناسابزاده, «نقش مذهب و روان درماني مذهبي در درمان بيماريهاي رواني»، افق بينا، ش ١٨، ص ٣٥-٣٢.