محمدحسين قديري،* / مسعودجان بزرگي**
چكيده
در اين پژوهش، رابطه هدفمندي در زندگي ـ با تکيه بر اسلامـ با عوامل جمعيتشناختي گروه نمونه دانشگاهي و حوزوي، جنس، وضعيت تأهل بررسي ميشود. محقق بر آن است تا با آزمون هدف در زندگي، با تکيه بر اسلام، به بررسي عوامل جمعيتشناختي بپردازد.
جامعة آماري اين پژوهش، دانشجويان دورة ليسانس دانشگاه پيام نور قم، دانشپژوهان دورة ليسانس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€، و حوزه علميه خواهران قم هستند كه در سال ٨٧ـ١٣٨٨ مشغول تحصيل بودهاند. حجم گروه نمونه، به روش نمونهبرداري تصادفي طبقهاي و به تعداد ٤٠٤ نفر انتخاب شد (٢٠٧ نفر دانشگاهي و ١٩٧ نفر حوزوي).
نتايج پژوهش نشان ميدهد كه بين ميانگين نمرات گروه دانشگاهي و حوزوي تفاوت معناداري وجود دارد، ولي واريانس و انحراف استاندارد دانشگاه بيشتر است. بين ميانگين نمرات مجردها و متأهلان و زنان و مردان، تفاوت معناداري وجود نداشت.
کليد واژهها: آزمون هدفمندي، هدف، هدفمندي، زندگي، اسلام.
مقدمه
ترس از محروميت بشر از برنامه و هدف زندگي، انبيا، عارفان و انديشمندان الهي و غير الهي را بر آن داشته است که در چارچوب رسالت خود، آدمي را به خود آورند و او را از پوچي نجات دهند و زندگياش را معنا بخشند. به همين دليل است که قرآن انسان را خطاب قرار ميدهد: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ؛(مؤمنون: ١٥) آيا گمان ميکنيد که بيهدف خلق شدهايد و به سوي ما باز نميگرديد».
حضرت علي† ميفرمايد: «رحم الله علم (عرف) مِن أين و في أين و الي أين؛[١] رحمت خدا بر کسي که بداند که از کجا آمده؟ در کجا بسر ميبرد؟ و به کجا رهسپار خواهدشد؟» همچنين ميفرمايد: «اِن لم تَعلم مِن أينَ جئتَ لاتعلم الي أينَ تَذهب؛[٢] اگر نداني که از کجا آمدهاي، نخواهي دانست به کجا خواهي رفت».
شمس تبريزي ميگويد: «در بند آن باش که من کيم؟ و چه جوهرم؟ و به چه آمدم و به کجا ميروم؟ و اصل من از کجاست؟ و اين ساعت در چهام؟ و روي به چه دارم».[٣]
دنياگراهايي که خواستهاند بدون قطبنماي وحي، مسير حيات را به آدمي نشان دهند، خود و ديگران را به بيراههها ميبرند و خواهند برد که گفتهاند: «هرکس جغد راهنمايش باشد، راهبريش به سوي خرابهها است».
ابن سينا ميگويد:
|
اي كاش بدانمي كه من كيستمي |
|
سرگشته به عالم ز پي چيستمي |
الکسيس کارل از نظام آموزشي و تربيتي معاصر گله ميکند و ميگويد نبايد به يافتن پاسخ پرسشهاي اساسي از سرچشمة وحي بياعتنا باشيم. وي معتقد است که دانستن سرنوشت، از نقشه آلاسکا و ساختمان مرکز هستهاي اتم مهمتراست.[٥] پارگامنت، فرانکل، آلپورت و...تمرين در باشگاهِ «معنايابي» را براي قوي شدن عضلات شخصيت و آرامش لازم ميدانند و بسياري از پوچگرايانِ بيخدا، «معنادهي» به زندگي را «نمک زندگي» به شمار ميآورند.
با توجه به آنچه بيان شد، براي رفع «عطش وجودي»، نجات از گرداب هائل پوچي و امان از آسيبهاي بيشمار جسمي، ذهني و روحي و بيمعنايي زندگي، هدفمند زيستن ضروري است. با توجه به وحياني بودن قرآن و حديث و موثق و معتبر بودن آنها، سنجش سطح هدفمندي با معيار علمي ـ ديني بجا است. بررسي هدفمندي مزبور با عوامل جمعيتشناختي مانند مراکز مختلف آموزشي، جنسيت و وضعيت تأهل، کمک زيادي به آسيبشناسي، رفع موانع هدفمند زيستن و تقويت زندگي در سطح بنيادي و کاربردي ميکند.
بيان مسئله
هدف و معناي زندگي، از مهمترين موضوعات ديني، مديريتي، فلسفي و روانشناختي است. از اينروي، به اين موضوع از چشماندازهاي گوناگوني از جمله فلسفه دين، فلسفه ذهن، فلسفه اخلاق و روانشناسي و دينشناسي تطبيقي ميتوان نگريست.[٦] در ميان فيلسوفان، اين بحث مورد توجه خاص فيلسوفان اگزيستانسياليست بوده است.[٧]
روانشناساني چون آلپورت،[٨] لوين،[٩] اريك فرم،[١٠] اريكسون،[١١] يونگ،[١٢] موري،[١٣] پرلز،[١٤] بندورا،[١٥] مزلو[١٦] مي،[١٧] فرانكل[١٨] و آدلر[١٩]و[٢٠] از هدف و معناي زندگي بهطور ضمني بحث كردهاند.[٢١]
پژوهشهاي همسويي دربارة هدف در زندگي انجام شده است؛ آزمون هدف در زندگي(PIL)[٢٢] را جميز، سي، کرومباخ[٢٣]با همکاري لئونارد ماهوليک[٢٤] ابداع کرد.[٢٥] اين آزمون بيست گزينهاي براي سنجش معناي زندگي و عملياتي کردن نظرات فرانکل ساخته شد که در بررسيها اعتبار بالايي (آلفا=٩١)از آن گزارش شده است.[٢٦] همة گزينهها روي يک مقياس هفتنقطهاي درجهبندي شدهاند. دامنة نمرات از رتبه٢٠ تا ١٤٠ است.[٢٧]
علماي دين بهويژه مفسران، فيلسوفان و متکلمان بهطور پراکنده به بحث هدف و معناي زندگي پرداختهاند؛ اما از ميان انديشمندان مسلمان، غزالي، شهيد مطهري و علامه جعفري، بر موضوع هدف زندگي تأكيد كردهاند.[٢٨] بهرغم تأكيدي که فيلسوفان، متکلمان، روانشناسان و اسلام بر زيستن هدفمند و بامعنا (چه معناي جعلي و چه کشفي) و فوايد زياد (دنيوي و معنوي) اين زندگي داشتهاند، محقق به پژوهشي که به بررسي عوامل جمعيتشناختي با آزمون هدف در زندگي ـ با تکيه بر اسلام ـ پرداخته باشد، دست نيافته است. بررسي هدفمندي مزبور با عوامل جمعيتشناختي مانند مراکز مختلف آموزشي، جنسيت و وضعيت تأهل و... کمک زيادي به آسيبشناسي، رفع موانع هدفمند زيستن و تقويت زندگي هدفمند ميکند.
موضوع پژوهش
موضوع اين پژوهش بررسي رابطة هدف در زندگي (با تکيه بر اسلام) با عوامل جمعيتشناختي گروه نمونه دانشگاهي و حوزوي ،جنس، وضعيت تأهل و... است.
پرسش پژوهش
آيا ميان عوامل جمعيت شناختي، گروه نمونه دانشگاهي و حوزوي، جنس، وضعيت تأهل و هدف در زندگي (با تکيه بر اسلام)، تفاوت ميانگين معناداري وجود دارد؟
فرضيههاي پژوهش
اهميت و ضرورت پژوهش
در سالهاي اخير، مذهب و آموزههاي ديني به منزلة يکي از متغيرهاي مؤثر رفتار و فرايندهاي رواني مورد توجه متخصصان علوم رفتاري قرارگرفته است؛ تا جايي که برخي دين را عامل اساسي بهداشت فردي و اجتماعي معرفي کردهاند.[٢٩] از نظر پارگامنت و بارک (١٩٩٥) مذهب با ارائه تفسير واقعبينانه از زندگي، بر سلامت روان اثر ميگذارد. يونگ در فعاليتهاي رواندرماني خود دريافت که باورهاي مذهبي ميتواند سبب بالا بردن يکپارچگي و معنا دادن به شخصيت شود.[٣٠]
پژوهشهاي متعددي نشانگر اثربخشي رواندرماني مذهبي بر مشکلات روانشناختي ميباشد[٣١] و سازمان جهاني بهداشت (١٩٨٩) با توجه به نتايج تحقيقات انجام شده، بهطور رسمي اعلام کرد بايد از توانمنديها و پتانسيل باورهاي ديني و اعتقادي افراد براي ارتقاي سلامت رواني آنان کمک گرفت.[٣٢] با اين توصيف، بررسي رابطة هدف در زندگي با تکيه بر اسلام، با عوامل جمعيتشناختي زمينه براي مداخلهاي مفيد آماده ميسازد.
اين عقيده که ممکن است شاخصهاي تهيه شده براي سنجش هدفمندي بر اساس مؤلفههاي ديني که متکي به وحي الهي هستند بتوانند هدفمندي افراد مسلمان را دقيق ارزيابي کند و با اين آزمون بتوان در سطح نظري و کاربردي در ابعاد جمعيتشناختي کمک گرفته شود، ضرورت اين پژوهش علمي را براي بررسي رابطه هدف در زندگي با عوامل جمعيتشناختي برجسته ميکند.
جامعة آماري
جامعة آماري پژوهش حاضر مشتمل بر دانشجويان دانشگاه پيام نور مقطع کارشناسي شهر قم و دانشپژوهان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€ و حوزه علميه خواهران در مقطع كارشناسي است که در سال تحصيل ٨٨ـ١٣٨٧ مشغول به تحصيل بودهاند.
حجم گروه نمونه و روش نمونهبرداري
در اين پژوهش، با در نظر داشتن حجم جامعة مورد اشاره و مراجعه به جدول کرچسي ـ مورگان[٣٣] حجم نمونه با روش نمونهبرداري تصادفي طبقهاي[٣٤] از جامعة پژوهش حاضر تعيين گرديد.
سرانجام گروه نمونه ٤٠٤ نفري پديد آمد؛ ٢٠٧ نفر از دانشجويان مقطع کارشناسي دانشگاه پيام نور شهر قم و ١٩٧ نفر از طلاب موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€ و حوزه خواهران مقطع ليسانس (١٢٧ نفر مرد و ٧٠ نفر زن).
ابزار پژوهش
در اين تحقيق، از آزمون هدف در زندگي (با تکيه بر اسلام) استفاده شده است. روايي محتوايي و اعتبار اين آزمون به شرح ذيل است:
١. روايي[٣٥]
نتايج نظر کارشناسان حوزوي ـ دانشگاهي، روايي محتوايي مقياس را ثابت کرده است. براساس اين نتايج، ميانگين نمرة آنها در سه عامل شناختي، رفتاري و عاطفي ٨/٩١ درصد است كه روايي محتوايي بالايي را نشان ميدهد.
٢. اعتبار[٣٦]
براي ارزيابي اعتبار اين آزمون، از روش ضريب همساني دروني (آلفاي کرنباخ) و روش دونيمه کردن (روش فرد و زوج) استفاده شده است كه نشان ميدهد كه هر نيمه، از آلفاي بالايي (٩١٢/٠) برخوردار است و با هم همبستگي بسيار خوبي دارند. همساني دروني دادههاي با ضريب آلفاي کرنباخ ٩٢/٠ کشف شده است و اعتبار آن با روش دونيمهسازي گاتمن و اسپيرمن ٩٢/٠ به دست آمد.
بنابر اعتبار و روايي ياد شده، در مجموع، اين مقياس آزمون هدف در زندگي با رويکرد اسلام که با روش علمي ارائه شده، قابل اعتماد است و اين مقياس علمي (باتوجه به اعتبار و روايي بالاي آن) ميتواند هدف و مراتب آن را در زندگي با رويكرد اسلامي بسنجد.
٣. روايي ملاكي با مصاحبه با كارشناسان
گاهي درجة روايي يك آزمون را در مقايسه با يك ملاك خارجي (روايي ملاكي) كه ميتواند نمرههاي كسب شده را دربارة هدف آزمون بررسي كند، ميسنجند. در اين زمينه، از ملاكهاي مختلفي كمك گرفته ميشود. براي بررسي روايي ملاکي آزمون هدف در زندگي با تکيه بر اسلام، نمرات آزمون با نظرخواهي و مصاحبه نيمهساختدار از نخبگان حوزوي و حوزوي ـ دانشگاهي، مقايسه و ارزيابي شده است. براي جلو گيري از تحت تأثير قرار دادن قضاوت نخبگان (سرايت معيار)، نبايد از نتيجة آزمون به آنها چيزي گفته شود.[٣٧]
بنابراين، در صورت تفاوت معنادار بين دو گروه باشد. براي تبيين و تفسير تفاوت ميانگين و بررسي عواملي كه بر هدف زندگي با رويكرد اسلامي تأثير منفي ميگذارد، با برخي از كارشناسان حوزوي و حوزوي ـ دانشگاهي مصاحبه انجام ميشود. در ادامه، دربارة مصاحبه، انواع آن و نوع مصاحبه اجراشده و كيفيت اجراي آن، اشاره ميشود.
٣-٢. ابزار اين مصاحبه
براي تبيين نتيجة پژوهش، از مصاحبه نوع آزاد نيمهساختدار با پرسشهاي باز (open end) از نوع قيفي (funnel) که از کلي به جزيي و از سطحي به عمقي تنظيم شده، استفاده شده است.
تجزيه و تحليل دادهها
همانگونه كه گذشت، چون اين پژوهش در مقام تبيين روابط بين متغيرها نيست، فرضية پژوهش برايش تصور نميشود. در واقع، فرضيه به طور ضمني در مسئله بيان شده است. بنابراين، در اينجا پرسشهاي پژوهش محور تجزيه و تحليل است.
آيا ميان ميانگين نمرات گروه نمونة دانشگاهي و حوزوي، جنس و وضعيت تأهل، تفاوت معناداري وجود دارد؟
بررسي دادههاي تحليلي گروه نمونه(جمعيتشناختي)
در اين قسمت، تفاوت افراد در مورد متغيرهاي جنسيت و وضعيت تأهل در ميان گروههاي نمونه با کمک از آزمون t بررسي شده است. ابتدا براي بررسي همگوني واريانسها، آزمون لوين اجرا شدهاست؛ زيرا يكي از شرايط اجراي آزمون t، همگونبودن گروههاي مورد مقايسه است. به عبارت ديگر، براي استفاده از آزمون t، بايد بررسي كرد که آيا واريانسهاي دو گروه مساوي هستند يا خير. آزمون لوين (leven) نشان داد که واريانسها برابر نيستند؛ بنابراين، از t با واريانس متفاوت استفاده شده است. جدول ١ـ ١ نتايج آزمون t و لوين براي دو گروه نمونه نشان ميدهد.
الف. نتايج آزمون t براي دو گروه نمونه (حوزه و دانشگاه)
جدول ١-١: نتايج آزمون t براي دو گروه نمونه
|
آزمونt (همساني ميانگينها) |
احتمال معناداري |
F |
انحراف استاندارد |
ميانگين |
گروهها |
عامل |
|||
|
معناداري |
درجه آزادي |
t |
واريانس ها |
||||||
|
٠٠١/٠ |
٤٠٢ |
٤٤/٣ |
همسان |
٠١٢/٠ |
٦/٣٤ |
١٦/٥ |
٨٨/٠٧ |
دانشگاه |
رفتاري |
|
٠٠١/٠ |
٣٩٢/٨ |
٤٥/٣ |
ناهمسان |
٤١/٢٣ |
٨٢/٣ |
حوزه |
|||
|
٠١٣/٠ |
٤٠٢ |
٤٩/٢ |
همسان |
٠٢١/٠ |
٣٣/٥ |
١١/١٤ |
٥١/١٩ |
دانشگاه |
شناختي |
|
٠١٣/٠ |
٣٩١/٩٥ |
٥/٢ |
ناهمسان |
٠١/٩ |
٤٨/٦٨ |
حوزه |
|||
|
٠٠٠١/٠ |
٤٠٢ |
٤٧/٤ |
همسان |
٠٩١/٠ |
٨٦/٢ |
١٤/٤ |
١٧/٤ |
دانشگاه |
عاطفي |
|
٠٠٠١/٠ |
٤٠١/٥٧ |
٤٨/٤ |
ناهمسان |
١٥/٣ |
١٦/٢٣ |
حوزه |
|||
|
٠٠١/٠ |
٤٠٢ |
٤٥/٣ |
همسان |
٠١٧/٠ |
٧١/٥ |
٢٩/٨٤ |
١٥٦/٦١ |
دانشگاه |
نمره كل |
|
٠٠١/٠ |
٣٩٣/٩ |
٤٦/٣ |
ناهمسان |
٢٤/٥٦ |
١٤٧/٢١ |
حوزه |
|||
نتايج آزمون لوين، بيان ناهمگوني واريانسهاي دو گروه در هر سه عامل است. آزمون t با تغيير درجة آزادي، نتايج زير را در پي داشت: نتايج آزمون t نشان ميدهد كه تفاوت ميانگين نمرات دو گروه معنادار است؛ سطح معناداري به دست آمده در دو عامل عاطفي٠٠١/٠p< و رفتاري ٠٠١/٠p< و در عامل شناختي ٠١٣/٠p< است.
ب. نتايج آزمون t براي متغير جنسيت
جدول ٢-١: نتايج آزمون tبراي متغير جنيسيت
|
آزمونt (همساني ميانگين ها) |
احتمال معناداري |
F |
انحراف استاندارد |
ميانگين |
گروهها |
عامل |
|||
|
معناداري |
درجه آزادي |
t |
واريانس ها |
||||||
|
٤٤/٠ |
٤٠٢ |
٧٧٤/٠- |
همسان |
٤٤/٠ |
٥٩٨/٠ |
١٤/٠٨ |
٨٦/٠١ |
زن |
رفتاري |
|
٤٤٤/٠ |
٣٦٩/٦١٦ |
٧٦٦/٠- |
ناهمسان |
١٧/٣٩ |
٨٤/٥٦ |
مرد |
|||
|
٤٧٩/٠ |
٤٠٢ |
٧٠٨/٠- |
همسان |
٤٧٩/٠ |
٥٠١/٠ |
٧٦/٨ |
٥٠/٣٤ |
زن |
شناختي |
|
٤٨٥/٠ |
٣٥٥/٧٨ |
٦٩٩/٠- |
ناهمسان |
١١/٦٢ |
٤٩/٦٢ |
مرد |
|||
|
٧٩٨/٠ |
٤٠٢ |
٢٥٦/٠- |
همسان |
|
|
٤٧/٣ |
١٧/٧٣ |
زن |
عاطفي |
|
٧٩٩/٠ |
٣٩١/٤ |
٢٥٥/٠- |
ناهمسان |
٧٤/٣ |
١٦/٨٨ |
مرد |
|||
|
٤٦٤/٠ |
٤٠٢ |
٧٣٣/٠- |
همسان |
٧٩٨/٠ |
٠٦٥/٠ |
٢٤/٣ |
١٥١/٠٧ |
زن |
نمره كل |
|
٤٦٩/٠ |
٦٤/٣٦٢ |
٧٢٥/٠- |
ناهمسان |
٣١/١٣ |
١٥٣/١ |
مرد |
|||
نتايج جدول ٣- ١ آزمون t نشان ميدهد در مورد هر سه عامل، دو گروه زن و مرد تفاوت معناداري ندارند؛ زيرا سطح معناداري به دست آمده از ٠/٠٥ بالاتراست.
ج- نتايج آزمون t براي متغير وضعيت تاهل
جدول ٣-١: نتايج آزمون t براي متغير وضعيت تأهل
|
آزمونt (همساني ميانگين ها) |
احتمال معناداري |
F |
انحراف استاندارد |
ميانگين |
گروهها |
عامل |
|||
|
معناداري |
درجه آزادي |
t |
واريانس ها |
||||||
|
٦١٩/٠ |
٤٠٢ |
٤٩/٠ |
همسان |
٠٧٧/٠ |
١٤٨/٣ |
١٦/٩٧ |
٨٥/٥٨ |
مجرد |
رفتاري |
|
٦١/٠ |
٣٩٩/٦ |
٥١/٠ |
ناهمسان |
١٤ |
٨٤/٨٢ |
متاهل |
|||
|
٧٤/٠ |
٤٠٢ |
٣٣/٠ |
همسان |
٠٠٦/٠ |
٥٤١/٧ |
١١/٣٣ |
٥٠/١٢ |
مجرد |
شناختي |
|
٧٣١/٠ |
٤٠١/٩ |
٣٤/٠ |
ناهمسان |
٥٩/٨ |
٤٩/٧٨ |
متاهل |
|||
|
٢٥١/٠ |
٤٠٢ |
١٥/١ |
همسان |
٠٠٨/٠ |
٠٠٢/٧ |
٨٩/٣ |
١٧ |
مجرد |
عاطفي |
|
٢٤/٠ |
٣٩٨/٠٩ |
١٨/١ |
ناهمسان |
٢٤/٣ |
١٦/٥٥ |
متاهل |
|||
|
٥٨/٠ |
٤٠٢ |
٥٥/٠ |
همسان |
٠٢٦/٠ |
٠٠٦/٥ |
٣٠/٣١ |
١٥٢/٧ |
مجرد |
نمره كل |
|
٥٦٩/٠ |
٤٠١/٤ |
٥٧/٠ |
ناهمسان |
٢٤/٠٧ |
١٦/١٥١ |
متاهل |
|||
نتايج جدول ٣ـ١ آزمون t نشان ميدهد در مورد هر سه عامل، دو گروه مجرد و متأهل تفاوت معناداري ندارند؛ زيرا سطح معناداري به دست آمده از ٠/٠٥ بالاتر است ( ٠/٠٥p >).
نتايج دادههاي تحليلي
در اين قسمت به پرسشهاي پژوهش پاسخ ميدهيم؛ آيا ميان نمرات ميانگين گروه نمونة دانشگاهي و حوزوي، جنس و وضعيت تأهل تفاوت معناداري وجود دارد؟
١. يافتههاي تحليلي از آزمون t در مورد دو گروه دانشگاهي و حوزوي نشان ميدهد که بين ميانگين نمره دو گروه تفاوت معناداري وجود دارد (ميانگين نمره گروه دانشگاهي بالاتر است).
٢. يافتههاي تحليلي از آزمون t در مورد جنس نشان ميدهد كه ميانگين نمره زنان در مقياسه با مردان تفاوت معناداري ندارد؛
٣. يافتههاي تحليلي از آزمون t در مورد تأهل نشان ميدهد كه ميانگين نمرة مجردان با متأهلان تفاوت معناداري ندارد.
تفسير نتايج دو مركز علمي
براي تفسير نتايج، دو مسير را پيموديم: الف) تفسير محقق محور؛ ب) تفسير متکي بر کارشناسان.
الف) تفسير محقق محور: چون محقق درگير اجراي آزمون بوده، احتمالاً با نكاتي روبهرو ميشود كه چه بسا از ديد كارشناسان ديگر مخفي باشد. برخي از آنها عبارتند از:
١. ايدئالنگري تحصيلي و عرفاني ـ اخلاقي
به احتمال زياد، كمالگرايي اخلاقي و تحصيلي در طلاب گروه نمونه زياد است. برخي از آنها پرسشهاي اين آزمون را داراي مراتب و مشكوك ميدانند و آنها را در مقايسه با آنچه بايد باشند پاسخ ميدهند، نه آنچه هستند. مانند پرسش (١٨) از همت و اراده خوبي برخوردارم، با اينكه هم در دروس حوزه تلاش ميكنند و هم در كنار آن يك رشته تخصصي ميخوانند و فراغت و تفريح كمي هم دارند، ولي خود را با همت نميدانند.
در پرسش (٥٦) معمولاً كارهاي روزانهام (تحصيل، كار و...) مرا از خدا غافل ميكنند. احتمالاً خود را با حد كمال مطلوب ميسنجند و چون خود را در هدف مطلوب و ايدئال نميبينند، ميگويند ما در زمرة غافلان از حق هستيم. از سويي هم اخلاقيسازي مسائل مثل تواضع، فرار از ريا، و... در پاسخدهي مؤثر است. برخي ممكن است در مسائل اخلاقي قانون همه يا هيچ را در نظر داشته باشند. چون عارف نشدهاند و سرباز مورد نظر آقا امام زمان� نشدهاند در پاسخ به سؤال (١٩) كه زندگي برايم پوچ و بي معنا شده است، جواب مثبت دادهاند.
١. اين احتمال با گفتوگوهايي که طلاب براي گرفتن نتيجة آزمون، پس از اجرا بيان ميكردند، قوي ميشود.
٢. برخي پژوهشگران بر اين باورند كه هر كس نقطة مثبتي در فهرست صفات مثبت خود ثبت نكرده باشد، افسرده است. برخي از حوزويانِ روانشناس با آنكه از نظر ديگران صفات مثبت زيادي داشتند، و حتي دكتري و كارشناسي روانشناسي داشتند، ولي در فهرست خود چيزي ننوشته بودند و يا صفت بسيار اندكي نسبت به آنچه ديگران براي آنها ميشناختند، فهرست كرده بودند. با بحثهاي زيادي كه صورت گرفت، روشن شد آنها از نظر معنوي و علمي، خود را نسبت به آنچه بايد باشند و يا تمايل دارند باشند، ناراضي ميدانستند.[٣٨]
البته اين نكته پس از اجراي آزمون براي محقق كشف شد كه احتمالاً كمالگرايي و اخلاقيسازي در آزمون طلاب اتفاق ميافتد. با توجه به اين نكات، پيشنهاد ميشود در آزمونهاي ديگر بر روي طلاب، به اين نكته توجه شود تا با راهنمايي قبل از آزمون، اين متغير (نگرش و باورها و چارچوبهاي ذهني مربوط به فرهنگ خاص) كنترل شود بيترديد فضاي اجراي آزمون در سطح آزمودنيهاي زياد، مجال تفسير و بحث دربارة اين امر را ندارد. و جولان فكري طلاب بحث به درازا كشيده ميشد. بنابراين، به آنها گفته شد آنچه به ذهنتان ميرسد و با حال فعلي شما متناسب است، همان را علامت بزنيد.
٢.غالب بودن جنس زن در گروه دانشگاهي
گروه نمونه دانشگاهي ميانگين سني كمتري نسبت به طلاب موسسه دارند (٢٥/٢و٢٢/٦)؛ اغلب خانم (١٢٣نفر از ٢٠٧نفر)، مجرد (١٦٥نفر مجرد و٤٢ نفر متأهل)، تحت تكفل خانواده يا شوهراند؛ نفقه نميدهند و اشتغال براي آنها نقش كليدي ندارد و بسياري از آنها با هر مدركي در كارهاي مختلف مشغولميشوند، بر خلاف گروه موسسه كه اغلب مرد (١٢٧نفر از ١٩٧نفر) و متأهل (١٣٣نفر متأهل و ٦٤ نفر مجرد) هستند؛ افرادي را تحت تكفل دارند و اشتغال در راستاي رسالت حوزويشان براي آنها نقش محوري دارد. از سوي ديگر، در گزينش شغل نيز محدوديت دارند.
٣. تحصيل خواهران حوزوي
تحصيل در حوزه، شئون مختلف زندگي فرد را پوشش ميدهد. با اين حال، به احتمال زياد خواهران حوزوي نسبت به آقايان حوزوي كمتر بازده تحصيلات خود را ميبينند؛ زيرا مانند آقايان نميتوانند به دلايل مختلفي (محدوديت مجال كاري، بارداري، داشتن نوزاد، مهاجرت به جهت كار تبليغي همسر، مخالفت همسر، پرهيز از كار در اماكن مختلط با مردان و...) به تدريس، تبليغ، پژوهش يا كار اجرايي بپردازند. از سوي ديگر، خانمهايي كه در دانشگاه پيام نور درس ميخوانند، زودتر و بيشتر فضاي باز براي ورود به فرصتهاي كار ميبينند و آيندة كاري خود را روشنتر ميبينند.
با توجه به توضيح بالا، به احتمال زياد اين امر بر ميانگين كلي گروه مؤسسه و حوزة خواهران اثر منفي گذاشته، كه در پژوهشهاي بعدي اين امر قابل بررسي است.
ب) تفسير متكي بر نظرات كارشناسان
گاهي درجة روايي يك آزمون را در مقايسه با يك ملاك خارجي (روايي ملاكي) كه ميتواند نمرههاي كسب شده را در رابطه با هدف آزمون بررسي كند، ميسنجند. در اين زمينه، از ملاكهاي مختلفي كمك گرفته ميشود. در پژوهش حاضر، نمرههاي آزمون را با مصاحبه نيمه ساختدار و نظرخواهي از نخبگان (حوزوي و حوزوي ـ دانشگاهي)، مقايسه و ارزيابي شده است. براي جلوگيري از تحت تأثير قرار دادن قضاوت افراد نخبه ( سرايت معيار) از نتيجة آزمون به آنها چيزي گفته نشد.
الف) تعداد مصاحبه شوندگان
كارشناسان مصاحبه شونده، ٣٧ نفر از متخصصان و كارشناسان حوزوي و حوزوي ـ دانشگاهي هستند. اين كارشناسان از سطوح عالي حوزة قم انتخاب شدهاند كه به تدريس، پژوهش در رشتههاي مختلف (مانند كلام، مهدويت، تاريخ، علوم تربيتي، دينپژوهي، فلسفه، و...) مشغولاند. گروهي نيز مشاوران روانشناسي هستند كه در كلاس و مراكز مشاورهاي با گروه نمونه و خانواده آنها ارتباط داشتهاند. برخي استادان در هر دو گروه، نمونه (دانشگاه، مؤسسه و حوزة علمية خواهران) تدريس دارند.
ب) روشاجراي مصاحبه
١. مصاحبه آزاد و نيمهساختدار است، ولي با همانديشي برخي پژوهشگران و استادان و بررسي برخي كتابها و تحقيقاتي كه دربارة حوزه نوشته شده بود، در ابتدا چك ليستي از عواملي كه ممكن است در هدف در زندگي گروه نمونه (موسسه و حوزة علميه خواهران) اثر منفي داشته باشد، تهيه كرديم و در مصاحبه از آن كمك گرفتيم. البته چون مصاحبه باز بود، مصاحبهشونده به راحتي نظر خود را مطرح ميكرد و گاهي هم به عواملي اشاره ميكرد كه از قلم افتاده بود.
٢. يكي از اصول مصاحبه، وجود و يا ايجاد انگيزه در مصاحبهشونده است. تعدادي در ابتدا تمايلي به مصاحبه نداشتند و چون اغلب در همان نگاه كلي، مشكلات را مربوط به سيستم و مديريت حوزه ميدانستند، با بيان مثالهايي مانند نظام توزيع شهريه، اعتقاد داشتند نتيجهاي بر اينگونه مصاحبهها مترتب نيست. با تلاش و توضيح فوايد اينگونه پژوهشها، اغلب متقاعد شدند كه در مصاحبه شركت كنند. و برخي هم حاضر به مصاحبه نشدند.
٣. قبل از مصاحبه دربارة منظور از هدف در زندگي، مصاحبه، نوع آن (نيمهساختدار) و اثرات مثبت پژوهش حاضر و بعدي در مسير تحول در حوزه آن و چگونگي حضور فرد در فرايند مصاحبه و پاسخگويي فرد راهنماييهاي لازم انجام شد.
٤. تأكيد مصاحبه بر هدف در زندگي با تكيه بر اسلام، در گروه نمونة حوزوي (دانشپژوهان دورة ليسانس مؤسسه امام خميني€ و حوزة علمية خواهران دورة ليسانس قم) بود؛ البته و با مقايسه و بدون مقايسه با گروه نمونه دانشگاه پيام نور قم. براي اينكه پرسشهاي مصاحبه جهتدار نباشند. نتيجة اين پژوهش (تفاوت ميانگين دو گروه) به كارشناسان گفته نشد؛ البته اصل پژوهش توضيح داده شد.
٥. مصاحبهها با توجه به فرصت و آرامش ذهني مصاحبهشوندگان در فضايي آرام، صميمي و غيررسمي انجام شد.
٦. با هفت كارشناس به شكل تلفني مصاحبه انجام شد.
٧. از قبل عنوان كلي مصاحبه به كارشناسان گفته شد. برخي از آنها اعلام داشتند كه اگر بعد از مصاحبه چيزي به ذهنشان آمد، به مطالبشان اضافه خواهند كرد. به همين دليل پس از مصاحبه با آنها، حضوري و تلفني براي تكميل مباحث ارتباط برقرار شد و برخي نظرات تكميلي خود را ارائه دادند.
٨. از آنجا كه اين مصاحبه آزاد و نيمهساختدار بود، پرسشها كاملاً محدود و از قبل تعيين شده نبود، و مصاحبهشونده در بيان نظراتش آزاد بود. به همين دليل، برخي عوامل در فرايند مصاحبه از سوي كارشناسان اضافه شد. پاسخها و نظرات كارشناسان يادداشت شد.
٩. در مصاحبه از كارشناسان خواسته شد هدف زندگي دانشجويان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€ و حوزة علميه خواهران را در مقايسه با دانشگاه پيام نور قم در دورة ليسانس ارزيابي كنند.
ج) تحليل مصاحبه با پيشينههاي پژوهشي
پس از مصاحبه و دستهبندي نظر كارشناسان، با توجه به پيشينههاي پژوهشي دربارة هدف در زندگي، بايد بگوييم كه در نظر متخصصان نكاتي مطرح شده است كه با هدفگذاري صحيح سازگاري ندارد؛ برخي از آنها عبارتند از: كمالگرايي، حرمت خودپايين، احساس ناكارآمدي، سردرگمي نقش، خرد نشدن اهداف بلندمدت به هدف كوچكتر (مياني، مقدماتي، قريب)، روشن نبودن هدف و عدم دريافت بازخورد مناسب و تقويت در مسير هدف و... .
مشروح نظر کارشناسان (مصاحبهها) در پيوست آمده است.
پيوست
چكليست مصاحبه با كارشناسان
بهطور كلي، در مصاحبهها كارشناسان حوزوي و حوزوي ـ دانشگاهي به عوامل مختلفي كه سبب افت هدفمندي در زندگي در دانشپژوهان مؤسسه و حوزة علميه خواهران ميشود، اشاره كردهاند. اين نظرها كه برخي شناختي، قسمي رفتاري و تعدادي عاطفي هستند، در چارچوب عناوين زير جاي داده شدهاند:
١. اخلاقي ـ عرفاني؛
٢. معيشتي ـ رفاهي؛
٣. تحصيلات؛
٤. شغلي ـ تبليغي؛
٥. خانواده ـ اجتماعي.
جدولهاي زير بر اساس عناوين بالا تنظيم شده است و در آنها، تعداد موافق و درصد آنها آمده است. مصاحبه نيمهساختدار تكميلي (با توجه به عواملي كه كارشناسان به مصاحبه اضافه كردهاند) در قسمت پيوست آورده شده است.
|
رديف |
اخلاقي- عرفاني |
تعداد موافقان |
درصد موافقان |
|
١ |
در دسترس نبودن الگوهاي اخلاقي و مشوق معنوي در مسير زندگي (در حاشيهبودندرس اخلاق در حوزه؛ پيش از اين استادان بين طلاب بودند و در مدرسه حجره داشتند). |
٣٥ |
٩٥% |
|
٢ |
عدم بينش صحيح به فرايند تحصيل در حوزه و بيتناسب ديدن دروس حوزه با چيزي كه براي آن به حوزه آمده بودند؛ يعني اخلاق و عرفان |
٣٠ |
١/٨١% |
|
٣ |
سردي عاطفي رابطه استاد (الگوها) و شاگرد و مجموعه طلاب بهويژه عدم تكريم او در قسمتهاي اداري حوزه |
١٤ |
٨/٣٧% |
|
٤ |
قانون همه يا هيچ در اخلاق و تربيت (يا بايد عارف شوم يا هيچ رشدي نكردهام؛ تأكيد اساتيد و طلاب بر مسير نرفته و توجه نداشتن به مسير پيموده شده) |
٢٣ |
٢/٦٢% |
|
٥ |
بيتوجهي به تقويت احساس ارزشمندي و تكريم طلبه (در برخوردهاي اداري و آموزشي، توزيع شهريه، بيتوجهي آثار و تأليفات طلبه، عدم حمايت در نشر آثار، به امتحانات شفاهي |
٢٤ |
٨٦/٦٤% |
|
٦ |
سيستمي نگاه نكردن به اخلاق و تربيت ديني (درس اخلاقهاي، متنوع و ذوقي، بدون توجه مراتب رشد اخلاقي و پيشينة اخلاقي افراد؛ برداشت متفاوت از مفاهيم توكل، زهد، ساده زيستي، تهجد، جوع، همّت بالا، و...) |
٣٥ |
٩٥% |
|
٧ |
تعريف نادرست از دانشپژوه كوشا و ممتاز؛ نمره و مدركگرايي در حوزه و مؤسسه نه اخلاقگرايي (براي گرفتن مدرك، نمرات بالا تشويق مادي و معنوي، هر چند اندك، ميشوند ولي براي رسيدن اخلاق عالي نه ـ طلبه تيزهوش كه اخلاق را فرع بر درس ميداند، بر طلبه كوشاي باهوش متوسط و با اخلاق، مقدم شده). |
٢٤ |
٩/٦٤% |
|
رديف |
معيشتي ـ رفاهي |
تعدد موافقان |
درصد موافقان |
|
١ |
شهرية كم نسبت به سالهاي تحصيلي طولاني، و سختتر شدن شرايط زندگي در سنين بالاتر به دليل ازدواج، حضور فرزند، اجارهنشيني |
٣٧ |
١٠٠% |
|
٢ |
شكايت دائم خانواده (همسر، خانواده او و فرزندان) به دليل شرايط سخت زندگي، رفاه و تفريح كم، زندگي در غربت، گير دادن مردم به دليل تصور نقش طلاب در شرايط اقتصادي و اجتماعي و... جامعه |
٢٧ |
٧٣% |
|
٣ |
روحيه قناعت و شهريه مستمر اندك (روحية قناعت و سازشيافتگي طولانيمدت طلاب با شهريه مانع پويايي) |
٣٠ |
٠٨/٨١% |
|
٤ |
كاهش ظرفيت رواني ـ وجسمي خود و خانواده (به دليل پر بودن اوقات زندگي، نداشتن مهارت برنامهريزي در زندگي، نداشتن تفريح و ورزش و تغذيه مناسب و استفاده نكردن به موقع از متخصصان جسم و روان به دليل اهميت قائل نشدن و ترس از هزينة مادي و وقتي) |
٣٢ |
٥/٨٦% |
|
رديف |
خانواده - اجتماعي |
تعداد موافقان |
درصد موافقان |
|
١ |
تن دادن به ازدواجها بدون توجه به تناسبهاي (فرهنگي، تحصيلي و....) به دليل درآمد كم و عدم آشنايي با ملاكهاي ازدواج موفق (نقش همنشين در مسير هدف) |
١٨ |
٦٤/٤٨% |
|
٢ |
خانوداه طلاب نقش مهمي در رسيدن طلاب به هدف دارند و حوزه برنامهاي براي خانوادههاي طلبه جهت تقويت روحيه معنوي و... ندارد. |
٣٠ |
٠٨/٨١% |
|
٣ |
عدم درياقت بازخورد مثبت از اجتماع نسبت به داشجويان (به دلايل تعريف نشدن رسالت حوزهها، تضاد و تقابل برخي بزرگان حوزه با هم، نسبت دادن مشكلات به آنها شايعات، روشمند نبودن تحصيل در حوزه و...) |
٢٤ |
٨٦/٦٤% |
|
رديف |
تحصيلات |
تعداد موافقان |
درصد موافقان |
|
١ |
قانون همه يا هيچ براي اغلب طلاب (يا بايد مجتهد شوم يا ناكارآمدم) |
٣٤ |
٩٢% |
|
٢ |
عدم دريافت بازخورد مناسب (اجتماعي، معنوي و مادي،...) نسبت به سنوات تحصيلي طولاني |
٣٥ |
٩٥% |
|
٣ |
ارزشيابي ناقص دروس در امتحانات كتبي و شفاهي (فاصله زياد بين ارزيابيها، معيار علمي نداشتن آنها، عدم دريافت بازخورد آموزشي به موقع، توقع يكسان از افرادي كه در دو رشته حوزه و مؤسسه مشغولند و آنها كه فقط به درس حوزه مشغولند، و...) |
٢٧ |
٧٣% |
|
٤ |
ترديد در موفقيت توأم در دو رشتة حوزه و مؤسسه به دليل تخصصي شدن خود تخصصها (مثلاً يك روانشناس باليني فقط در زمينة درمانگري وسواس كار ميكند و ديگري در زمينة مشاوره جنسي و... و در بقيه موارد ارجاع ميدهد. از سويي در خود حوزه نيز تجزي در اجتهاد مطرح است). |
٣٥ |
٩٥% |
|
٥ |
ترديد دائم در مسير انتخاب شده (از حوزه بروم درس دانشگاهي متناسب با حوزه مانند حقوق، معارف و... بخوانم زودتر به هدف معنوي، مادي و تحصيلي خود ميرسم) |
١٧ |
٢/٤٢% |
|
٦ |
وسوسه استفاده از مدرك حوزوي براي ميانبر رفتن (طلبه با فوقليسانس يا ليسانس حوزه راحت ميتواند در دانشگاه امتحان دهد و لازم نيست دوباره دورة ليسانس را در مؤسسهها بخواند). |
٣٥ |
٩٥% |
|
٧ |
عدم بينش صحيح نسبت به رشتههاي تخصصي (گاهي فرد بين ٧-٨ رشته ترديد دارد و اين يعني آشنا نبودن با استعدادها و علاقهها و رشتهها) |
٢٥ |
٦/٦٧% |
|
٨ |
نياز به ديپلم براي ادامه تحصيل در حوزة خواهران، بدون توجه به مدت تحصيل آنها (اخذ ليسانس مشروط به گرفتن ديپلم كلاسيك است). |
٢٧ |
٧٣% |
|
٩ |
نداشتن تصويري روشن و درست از حوزه قبل از ورود، و سردرگمي و شوك بعد از ورود و نيافتن راه (مثلاً فرد آمده است عارف، منبري، سياسي و.. شود). |
١٥ |
٦/٤١% |
|
١٠ |
ورود به رشتة تخصصي مؤسسه براي كمك به مهارت تبليغ و بيتناسب ديدن دروس و واحدهاي زياد با گذراندن چند ترم در مؤسسه |
٢٨ |
٧/٧٥% |
|
١١ |
كارآمد نبودن حجم زياد دروس با نيازها اجتماعي و تبليغي و توقع وسيع مردم از طلبه در همة رشتههاي ديني (فقه، حديث، تاريخ اسلام و...) |
٣٤ |
٩٢% |
|
١٢ |
متناسب نبودن طول تحصيلات با مدرك در مقايسه با دانشگاه |
٣٧ |
١٠٠% |
|
١٣ |
طولاني و فرسايشي بودن سنوات تحصيلي و ابهام در رسيدن به موفقيت تحصيلي و دريافت نكردن تقويت و بازخورد مثبت و متناسب براي ادامه مسير |
٣٧ |
١٠٠% |
|
١٤ |
تمايل به شركت در دانشگاه به دليل توجه به موفق بودن طلبهها در سيستم دانشگاهي (به دليل كوتاهي مدت تحصيل و روشمندي كتابها و آموزش و شفاف بودن آيندة شغلي و..) |
٢٧ |
٧٣% |
|
١٥ |
در حد تخصص خواندن برخي از دروس حوزوي قبل از روشن شدن رشته تحصيلي |
٣٢ |
٥/٨٦% |
|
١٦ |
مقايسه خود با دانشجو (در مدرك، روشن بودن مسير شغلي، كوتاه بودن سنوات تحصيلي، اقتصاد بهتر، بازخورد مثبت از سوي جامعه و كسب مهارت در زمان كوتاه) |
٢٨ |
٧/٧٥% |
|
١٧ |
آزمايش و خطاهاي زياد در مسير موفقيت تحصيلي بدون داشتن الگو و بدونكمك از مشاوره جهت هدفگيري و ناكامي زياد ( شركت در زبان عربي، انگليس، دوره تجويد، خطابه و...) |
٣٠ |
٠٨/٨١% |
|
١٨ |
جنبي بودن درس كلام و عقايد و ضعف در جهانبيني توحيدي (بيپاسخ ماندن شبهات ذهني طلبه و شبهات رسانهاي، و مطرح شدن شبهات مختلف در كلاس بدون در نظر گرفتن رشتة فرد و مجال بحث و پاسخ) |
٢٥ |
٦/٦٧% |
|
١٩ |
حضور طلبه با استادش در درس خارج (طلبهاي كه يكي دو سال حوزه آمده، هفت هشت سال بعد با استادش در يك درس خارج شركت ميكند) |
٣٥ |
٩٥% |
|
٢٠ |
اعتقاد به خودجوش بودن طلبههاي موفق و ناهمنوايي آنها با روش سنتي حوزه (ترديد در ادامه مسير با روش تحصيل سنتي) |
١٠ |
٠٢/٢٧% |
|
٢١ |
انتخاب يك رشته براي فرار از يكنواختي دروس حوزه (براي افرادي كه در غير از فقه و اصول استعداد و علاقه دارند) |
٢٥ |
٦/٦٧% |
|
٢٢ |
مقايسه سيستم روشمند موسسه و دانشگاه با حوزه (ترديد در اينكه با آن روش به جايي ميرسد و تأسف بر گذشته خود) |
١٥ |
٦/٤١% |
|
٢٣ |
آموزشي نبودن كتابهاي حوزه و القاي مكرر آن از سوي بزرگان حوزه و خود طلاب |
٣٤ |
٩٢% |
|
٢٤ |
احساس گناه با حضور در رشتهاي غير از فقه (كم گذاشتن از فقه و اصول براي پيشرفت در رشته دلخواه با تأكيد بزرگان بر حضور در دروس حوزه براي جواز شهريه) |
٢٥ |
٥٦/٦٧% |
|
٢٥ |
تعطيلات زياد بين دروس در حوزه (كاهش انگيزه، طولاني شدن سنوات تحصيل و...) |
٢٥ |
٥٦/٦٧% |
|
٢٦ |
تحصيل در حوزه مساوي است با همه زندگي فرد و اهداف او و ضعفهاي موجود در سيستم آموزشي سبب افت هدفمندي او در كل زندگي است. |
٣٠ |
٠٨/٨١% |
|
رديف |
شغلي _ تبليغي |
تعداد موافقان |
درصد موافقان |
|
١ |
مبهم بودن آيندة شغلي |
٣٤ |
٩٢% |
|
٢ |
احساس عدم كارآمدي و عدم مهارت در تبليغ (تحصيل همزمان در حوزه و موسسه مجال تبليغ او را كم ميكند چون گاهي براي جبران دروس عقبمانده تبليغ نميرود). |
١٠ |
٠٢/٢٧% |
|
٣ |
سردرگمي در نقش (چون پس از ليسانس با دروس حوزه و مؤسسه نه مبلغ خوبي شده، نه مدرس و نه محقق، و اين در حالي است كه سن او تقريباً به سي يا بالاتر رسيده است). |
٣٤ |
٩٢% |
|
٤ |
محدود شدن تبليغ به تبليغ سنتي و بيتوجهي به تنوع استعدادها و روشهاي تبليغي متنوع (مانند وبلاگ نويسي، قصهگويي و قصه نويسي، شعر و فيلمنامهنويسي و..) |
٢٨ |
٦٧/٧٥% |
|
٥ |
عدم حمايت حوزه و مؤسسه از افرادي كه استعدادها و خلاقيت (نويسندگي، گويندگي، مترجمي، و...) دارند و توجه به اين افراد از بيرون حوزه |
٢٣ |
١٦/٦٢% |
|
٦ |
تأكيد برتبليغ و مهيا نكردن شرايط (پرورش ندادن افراد در برنامهاي منظم، نبود خانه روحاني در محل تبليغ و احساس سربار بودن مبلغ و..) |
١٨ |
٦٤/٤٨% |
|
٧ |
توجه به قرار نگرفتن فارغالتحصيلان مؤسسه (دوره ليسانس و بالاتر) در مسير رشته خود و تغيير موضع دادن به مجالهاي تبليغي يا كاري يا اجرايي و... نامتناسب با گرايش |
٢١ |
٨/٥٦% |
|
٨ |
عدم تمايل به روحاني روستا شدن پس از سالها تحصيل در رشتة مؤسسه و حوزوي و نيافتن فرصت كاري متناسب با تحصيل خود در شهر |
٢٥ |
٥٦/٦٧% |
|
٩ |
افزايش سن پس از تحصيلات در دوره ليسانس، و نا اميدي از استخدام و اشتغال در يك نهاد يا سازمان |
٢١ |
٨/٥٦% |
|
١٠ |
عدم تناسب حقوق دانشگاهيان با حوزويان با يك مدرك (با توجه به مجال كاري محدود طلبة مؤسسه در رشتة خود) |
٣٤ |
٩٢% |
|
١١ |
نگرش ابتدايي و ابزاري به حوزه قبل از ورود (نگاه به حوزه به عنوان ابزار رسيدن هدف ابتدايي مانند شغل، فرار از خدمت، استفاده از حجره و همنشيني با گروه همسالان بدون دخالت والدين) |
٢٣ |
١٦/٦٢% |
|
١٢ |
ترديد خواهران طلبه در داشتن فرصت كاري و تبليغي با توجه به مدير بودن مرد، تبعيت از او و محدوديتهاي اخلاقي و شرعي در گرفتن شغلها |
١٤ |
٦/٤٨% |
|
١٣ |
عدم تنظيم انتظارات مردم (مردم از متخصصان جامعه نسبت به گرايش و تابلوي آنها انتظار دارند، ولي از طلبه انتظار تسلط و آگاهي از رشتههاي مختلف فقهي، سياسي، تفسير، تاريخ، ادبيات عرب، تربيت، اخلاق، و...دارند. به همين دليل، از طلبه پذيرفته نيست ارجاع دهد و بگويد تخصص من در فلان رشته است به همين دليل در سير مطالعاتي احساس پيشرفت خوب ندارد؛ همه چيز ميداند ولي سطحي) |
١٥ |
٦/٤١% |
منابع
ـ نهج البلاغه، ترجمه علي، دشتي، چاپ سوم، قم، جمال، ١٣٨٥.
ـ آذربايجاني، مسعود، تهيه و ساخت آزمون جهت گيري مذهبي باتكيه براسلام، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ١٣٨٢.
ـ آناستازي، ا، روان آزمايي، ترجمه محمدنقي براهني، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه، چاپ دوم، ١٣٨٢.
ـ ابن ابي الحديد المعتزلي، شرح نهجالبلاغه، قم، کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، ١٤٠٤.
ـ اعواني، غلامرضا، «معناي زندگي در نظر خواهي از دانشوران»، نقد و نظر، ش٢٤- ٢٣، قم، دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ١٣٨٢، ص ٥ـ٢٥.
ـ انصاري، خواجه عبدالله، صد ميدان، قم: کتابسراي اشراق، ١٣٨٢.
ـ بهرامي، هادي، آزمونهاي رواني، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، چاپ ٢، ١٣٨١.
ـ بيانزاده، اکبر، «ضرورت نگاه به ارزشهاي ديني در مشاوره و روان درماني»، ماهنامه دين، ش١، ١٣٧٩، ص ٦٣- ٦٨.
ـ پاول، تروور جي و آنرايت، سيون جي، فشارهاي رواني، اضطراب و راههاي مقابله با آن، ترجمه عباس بخشي پور رودسري و حسن صبوري مقدم، مشهد، شركت به نشر، ١٣٧٧.
ـ دلاور، علي، احتمالات و آمار کاربردي در روان شناسي و علوم تربيتي، چاپ ١١،تهران،رشد.
ـ رفيعي، بهروز، گزارشي ازمفهوم و ساختار دين ازنگاه غزالي، به نقل ازمباني نظري مقياسهاي ديني، به كوشش محمدرضا سالاريفر و همكاران، قم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و تهران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، انتشارات دفتر طرح هاي ملي،٢٣٣، ١٣٨٤.
ـ رفيعي، بهروز، آراي دانشمندان مسلمان در تعليم وتربيت ومباني آن، ج٣ امام محمد غزالي، تهران، نشر سمت، ١٣٨١.
ـ رويلاد، لاري، هدف و هدف گذاري برنامه ريزي براي موفقيت، ترجمه غلامرضا خاکي، سازمان بهروزي ملي ايران، (بيجا)، نشر بصير، ١٣٧٥.
ـ سالاريفر و همکاران، مباني نظري مقياسهاي ديني، دفتر طرحهاي ملي، تهران، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٤.
ـ سي دي كتابخانه الكترنيك درج٣، تهران: ١٣٧٨ (www.mahrargham.com).
ـ سي دي كارگاه مثبت درماني، انجمن روانشناسي اسلامي، قم، ١٣٧٨.
ـ فرانکل، ويکتور، فرياد ناشنيده براي معنا، ترجمه مصطفي تبريزي و علي علوينيا، تهران، فراروان، ١٣٨٣.
ـ فرانکل، ويکتور، پزشك و روح، ترجمه فرخ سيف بهزاد، تهران، ويس، ١٣٦٦.
ـ فرانکل، ويکتور، انسان درجستجوي معني، تهران، دانشگاه، چاپ ٦، ١٣٨٠.
ـ فيض کاشاني، ملامحسن، زادالسالک، بيجا، بينا، ١٣٧٢.
ـ فونتانا، ديويد، روانشناسي دين و معنويت، ترجمة ا.ساوار، قم، اديان، ١٣٨٥.
ـ فيست، جس و فيست گريگوري جي، نظريههاي شخصيت، ترجمه يحيي سيد محمدي، تهران، روان، ١٣٨٦.
ـ عثمان، عبدالكريم، روانشناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، ترجمة سيدمحمدباقر حجتي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ٨، ١٣٧٣.
ـ غزالي، ابوحامدمحمد، مشکات الانوار، بيروت، دارالکتب العلميه، ١٤٠٦ ق.
ـ کار، آلان، روانشناسي مثبت، ترجمة حسن پاشا شريفي و همکاران، چاپ اول، تهران، نشر سخن، ١٣٨٥.
ـ كارل، الكسيس، راه و رسم زندگي ويا تفكراتي درباره زندگي، ترجمه مهرداد مهرين، تهران، آرين، چاپ ٢، ١٣٧٥.
ـ كاتينگهام، جان، «معناي زندگي، گزارش از سيد محمود موسوي»، نقد و نظر، ش٢٤- ٢٣، قم، دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ١٣٨٢،ص ٥٥.
ـ كرمي، ابوالفضل، آشناسي با آزمون سازي و آزمون هاي رواني، تهران، مركز نشر روان سنجي، چاپ ٢، ١٣٨٦.
ـ گراث، گري و نات، ما، راهنماي سنجش رواني براي روانشناسان باليني، ترجمة حسن شريفي و محمدرضا نيكخو، ج اول، تهران، رشد، ١٣٧٥.
ـ گنجي، حمزه، بهداشت رواني، تهران، ارسباران، ۱۳٧٦.
ـ لگنهاوزن، محمد، «معناي زندگي در نظر خواهي از دانشوران»، نقد و نظر، ش٢٤- ٢٣، قم، دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ١٣٧٩، ص ٥-٢٥.
ـ لگنهاوزن، محمد، «گفتگو با محمد لگنهاوسن، ويژه معناي زندگي»، دو ماهنامه حديث زندگي، سال هفتم، ش ٣٥، ١٣٨٦، قم، دارالحديث،ص ٣٤.
ـ اينجر، كور و فرد آن، مباني پژوهش در علوم رفتاري، ترجمة حسن پاشا شريفي و جعفر نجفي زند، تهران، آواي نور، ١٣٧٦.
ـ متز، تدئوس، آيا هدف خداوند مي تواند سرچشمه معناي زندگي باشد؟، ترجمة محمد سعيديمهر، نقدونظر، ش٢٤- ٢٣، قم، دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ١٣٨٢، ص ٦٩.
ـ محمد پور، احمدرضا، ويكتور فرانكل بنيانگذار معنا درماني، تهران، نشر دانژه، ١٣٨٥.
ـ محمد پور، احمدرضا، آموزش عقايد، قم، سازمان تبليغات اسلامي، ١٣٧٧، ج ١ و ٢.
ـ محمد پور، احمدرضا، آموزش فلسفه، بيجا، سازمان تبليغات اسلامي، ٥- ١٣٦٤.
ـ محمد پور، احمدرضا، رستگاران، قم، مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني€، ١٣٨٦.
ـ مطهري، مرتضي، تکامل اجتماعي انسان به ضميمه هدف زندگي، تهران، صدرا، چاپ ٥، ١٣٦٨.
ـ ملکيان، مصطفي، «معناي زندگي در نظر خواهي از دانشوران»، نقد و نظر، ش٢٣- ٢٤، قم، دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ١٣٧٩، ص ٥-٢٥.
ـ نصري، عبدالله، فلسفه خلقت انسان، تهران، کانون انديشه جوانان، ١٣٧٨.
ـ هارتز، گري، معنويت و سلامت روان (کاربردي باليني)، ترجمة امير کامگار و عيسي جعفري تهران، روان، ١٣٨٧.
ـ هومن، حيدرعلي، شناخت روش علمي در علوم رفتاري، تهران، پارسا، چاپ ٤، ١٣٨٠.
ـ هومن، حيدرعلي، استنباط آماري در پژوهش رفتاري، تهران، پارسا، چاپ ٤، ١٣٧٨.
ـ هومن، حيدرعلي، روانشناسي دين، ترجمه فؤاد روحاني، تهران، شرکت سهامي کتابهاي جيبي، ١٣٧٠.
ـ هومن، حيدرعلي، روح و زندگي، ترجمه لطيف صدقياني، تهران، جامي، ١٣٧٩.
-Allport, G.W, The Individual and His Religion. New York: Macmillan, ١٩٥٠.
-Allport, G. W, Personal religious orientation and prejudice, Journal of Personality and Social Psychology، p. ٤٣٢- ٤٤٣, ١٩٦٧.
-Allport, G. W, The Person in Psychology. Boston: Beacon, ١٩٦٨.
-Alston.William ,The Encyclopedia of Philosophy.vol ٨, P. ١٢٥.
-Assessment of Religiousness And Spiriuality In Health Research, In, Plante Thomas G. & Allen C. Sherman (eds.), Faith And Health: Psychological Perspectives. New York and London:The Guilford Press، ٢٠٠١، p .١٣٢- ٦٣.
-Argyle, M, The psychology of Happiness ,USA & CANADA: Rutldege, Taylor & Francis Group, ٢٠٠١
-Cottingham, John, ٢٠٠٣, On The Meaning of Life, Routledge, p. ١٢٤.
-Crumbaugh, J. C, Cross- validation of Purpose in Life Test based on Frankl's concepts. Joumal of lndividual Psychology, p. ٧٤- ٨١, ١٩٦٨.
-Crumbaugh, J. C, & Maholick, L. T, An experimental study in existentialism: The psychometric approach to Frankl's concept of noogenic neurosis. Journal of Clinical Psychology, p. ٥٨٩- ٥٩٦, ١٩٦٤.
-Crumbaugh, J. C, & Maholick, L. T, Manual of instructions for the Purpose- in- Life Test. Munster: Psychometric Affiliates, ١٩٦٩.
-DuRant, R.H, Getts, A., Cadenhead, C., Emans, S. J., &.Woods, E. R, Exposure to Violence and Victimization and depression، hopelessness, and purpose in life among adolescents living in and around public housing. Developmental and Behavioral Pediatrics, p. ٢٣٣- ٢٣٧.
-Frankel, B. G., & Hewitt, W. E, Religion and well being among Canadian university students: The role of faith groups on campus. Journal for the Scientific Study of Religion، p. ٦٢- ٧٣, ١٩٩٤.
-Frankl, V. E, Man’s Search for Meaning: an Introduction to Logotherapy. Boston: Beacon Press, ١٩٦٥.
-Frankl, V. E, Psychotherapy and Existentialism: Selected Papers on Logotherapy. New York: Simon and Schuster, ١٩٦٧.
-Frankl, V. E, The feeling of meaninglessness: a challenge to psychotherapy. American Journal of Psychoanalysis, ٣٢ (١) ، ٨٥- ٨٩, ١٩٧٢.
-Frankl, V.E, (R. and C.Winston, Trans.) The Doctor and the Soul: From Psychotherapy to Logotherapy. New York: Vintage Books. (Originally published in ١٩٤٦ as Ärztliche Seelsorge.), ١٩٧٣.
-Frankl, V. E, The Unconscious God: Psychotherapy and Theology. New York: Simon and Schuster. (Originally published in ١٩٤٨ as Der unbewusste Gott. Republished in ١٩٩٧ as Man's Search for Ultimate Meaning.), ١٩٧٥.
-Frankl, V. E, Viktor Frankl-Recollections: An Autobiography. (J. and J. Fabray, Trans.) New York: Plenum Publishing. (Originally published in ١٩٩٥ as Was nicht in meinen Büchern steht.), ١٩٩٦
-Hand book of Positive Psychology, Edwin A.Locke.setting goals for life and happiness, P. ٣١١- ٢٩٩.
-Zika, S., & Chamberlain, K. (١٩٩٢). On the relation between meaning in life and psychological well- being. British Journal of Psychology, p. ١٣٣- ١٤٥.
منابع
-
* کارشناس ارشد روان شناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€.
-
** استاديار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. دريافت: ٨٨/٦/١٨ ـ تأييد: ٨٨/٨/٢٧
-
١ ابن ابي الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج٢٠، ص٢٩٢.
-
٢. همان.
-
٣. شمس تبريزي، ١٣٨٧، نرم افزار درج ٣.
-
٤. محمد پارسا، روان شناسي عمومي، ص٧١.
-
٥. الكسيس كارل، راه و رسم زندگي ويا تفكراتي درباره زندگي، ص١٧٩.
-
٦. عليرضا آل بويه،«سخن آغازين»، نقد و نظر، شماره٣٠-٢٩،١٣٨٢، ص٤.
-
٧. علياصغر مصلح، تقريري از فلسفه اگزيستانس، ص، ١٧ / محمود نوالي، فلسفههاي اگزيستانس و اگزيستانسياليسم تطبيقي، ص٣٢٢.
-
٨. Alport,G.
-
٩. Lewen,C.
-
١٠. Erich, F.
-
١١. Erik, E.
-
١٢. Carl, J.
-
١٣. Muray, H.
-
١٤. Frederich,p.
-
١٥. Bandore,A.
-
١٦. Abraham,M.
-
١٧. Rollo reese,M.
-
١٨. Frankel, E.
-
١٩. Alfred, A.
-
٢٠. ويكتور فرانكل، فرياد ناشنيده براي معنا، ص ٦٦ـ٧٧ / مارشال جان ريو، انگيزش و هيجان، ص ١٨٢ـ١٦٠.
-
٢١ دوان شولتز، نظريههاي شخصيت، ص ٢٠٧ / جس و فيست گريگوري جي فيست، نظريههاي شخصيت، ١٣٨٦.
-
٢٢. Purpose In life(PIL)TEST.
-
٢٣. Crommagh, J.C.
-
٢٤. Maholik.
-
٢٥. Frankl, V. E, "The feeling of meaninglessness: a challenge to psychotherapy", American Journal of Psychoanalysis, ٣٢ (١), P٨٥-٨٩.
-
٢٦. Zika, S, & Chamberlain, K, "On the relation between meaning in life and psychological well-being", British Journal of Psychology, P١٣٣-١٤٥.
-
٢٧. Seeman, M, Alienation and anomie. In J. P. Robinson, P. R. Shaver, & L. S. Wrightsman (Eds.) Measures of personality and social psychological attitudes، Volume I (pp.٢٩١- ٣٧١). San Diego، CA: Academic Press.
-
٢٨. ر.ك: بهروز رفيعي، گزارشي از مفهوم و ساختار دين از نگاه غزالي، ص ١٨٧- ١٨٥ / عبدالكريم عثمان، روان شناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، ص ١٦٨ / مرتضي مطهري، تكامل اجتماعي انسان به ضميمه هدف زندگي، ص ٨.
-
٢٩. نادر سهرابي و سيامك ساماني، بررسي ميزان تأثير ميزان تأثير نگرش مذهبي بر بهداشت رواني نوجوانان، چكيدة مقالات اولين همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت روان،١٣٨٠، ص ٣٦.
-
٣٠. ر.ك: يونگ كارل، روح و زندگي، ص ٥٩.
-
٣١. ر.ك: گري هارتز، معنويت و سلامت روان (كاربردي باليني)، ص ٦٧-٧٨.
-
٣٢. اكبر بيانزاده، «ضرورت نگاه به ارزشهاي ديني در مشاوره و روان درماني»، ماهنامه دين ش ١، ص ٦٣ـ٦٨.
-
٣٣ . Krejcie & Morgan
-
٣٤. stratified random sampling
-
٣٥. validity.
-
٣٦. reliability.
-
٣٧. ر.ك: هادي بهرامي، آزمونهاي رواني، ١٣٨١، ص٣٨-٤٥.
-
٣٨. سي دي كارگاه مثبت درماني، انجمن روانشناسي اسلامي، قم، ١٣٧٨.