نشریه روانشناسی و دین
(١)
شكلگيري شخصيت، تأمين بهداشت روان و درمان اختلالات روانشناختي بر اساس نظريه خود تحقق دهي ديني/ رحيم ناروئي نصرتي / محمود منصور
١ ص
(٢)
رابطه عوامل شخصيت و خودشيفتگي بيمارگون با جهتگيري ديني / محمدرضا جهانگيرزاده / نيما قرباني
٢ ص
(٣)
اثربخشي درمان يكپارچة توحيدي بر مؤلفههاي شخصيت و باليني / مهدي هادي / مسعود جانبزرگي
٣ ص
(٤)
بررسي نقش هوش هيجاني و مؤلفههاي آن در رضايتمندي زناشويي و مقايشه آن با متغيرهاي جمعيت شناختي/ سيدمجتبي حسينيسده / علي فتحيآشتياني
٤ ص
(٥)
بررسي رابطة هدف در زندگي با عوامل جمعيتشناختي (با تکيه براسلام) / محمدحسين قديري، مسعودجان بزرگي
٥ ص
(٦)
بررسي رابطه بين تصور از خدا و سلامت روان در دانشجوهاي دختر و پسر / اقبال زارعي
٦ ص
(٧)
مقايسة نگرش مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان/ کبري کاظميانمقدم / مهناز مهرابيزاده هنرمند
٧ ص
(٨)
بهزيستي از ديدگاه دين و روانشناسي / ترجمه مبين صالحي / نقد مهدي عباسي
٨ ص

نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - بررسي نقش هوش هيجاني و مؤلفههاي آن در رضايتمندي زناشويي و مقايشه آن با متغيرهاي جمعيت شناختي/ سيدمجتبي حسينيسده / علي فتحيآشتياني

بررسي نقش هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن در رضايت‌مندي زناشويي و مقایشه آن با متغیرهای جمعیت شناختی

سيدمجتبي حسيني‌سده* / علي فتحي‌آشتياني**

چكيده

پژوهش حاضر با هدف بررسي سهم هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن در پيش‌بيني رضايت زناشويي انجام شده است. در اين پژوهش، ٢٦٠ نفر از دانش‌پژوهان مرد ٢٠ تا٤٠ سال به طور تصادفي انتخاب شدند و به پرسش‌نامة هوش هيجاني شرينگ و شاخص رضايت زناشويي هادسون پاسخ دادند. با توجه به توصيفي بودن اين پژوهش، براي آزمون فرضيه‌ها، از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. همچنين به دليل مقايسه و تعيين متغيرهاي پيش‌بين در بين گروه‌هاي سني، تحصيلي، مدت زمان ازدواج، و سن ازدواج از ضريب رگرسيون، تحليل واريانس و آزمون t استفاده شد. در ميان متغيرهاي پژوهش، هوش هيجاني و مهارت اجتماعي، پيش‌بيني‌كنندة مناسبي براي رضايت زناشويي بودند. افزايش هوش هيجاني با افزايش مدت زمان ازدواج، سن ازدواج و سطح تحصيل، همچنين افزايش رضايت‌مندي زناشويي با افزايش مدت زمان ازدواج، از ديگر نتايج اين پژوهش بود. با توجه به ارتباط بالاي هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن با رضايت‌مندي زناشويي، مدارس، سازمان‌ها و كلينيك‌هاي خانواده‌درماني مي‌توانند از اين متغير در بهبود رضايت زناشويي بهره ببرند و به بهتر شدن روابط انساني كمك كنند.

كليد واژه‌ها: هوش هيجاني، خودانگيزي، خودكنترلي، خودآگاهي، مهارت اجتماعي، هوشياري اجتماعي، رضايت‌مندي زناشويي.

مقدمه

در ميان موجوداتي كه روي كرة زمين زندگي مي‌كنند، انسان از ويژگي‌هاي منحصر به فردي برخوردار است. اين ويژگي‌ها، او را از ساير موجودات روي كرة زمين جدا مي‌سازد. احساسات، عواطف، هيجان و توانايي قضاوت دربارة رفتارهاي خود و ديگران، و تصميم‌گيري بر اساس اين قضاوت‌ها، تنها بخشي از اين ويژگي‌هاي خدادادي است كه باعث سنگين شدن مسئوليت انسان شده است.(احزاب: ٧٢) انسان‌ها بايد با توجه به ارتباطات چهارگانة[١] خودشان در جهان هستي، الگوها و سبك‌هاي ارتباطي مناسب را در خود پرورش دهند. متخصصان علوم مختلف، به‌ويژه روانشناسان، به دنبال ايجاد مفهوم جامعي بودند كه در برگيرندة تمام الگوهاي ارتباطي و تكنيك‌هاي پرورش اين الگوها در تمام حيطه‌هاي زندگي بشري‌ـ به‌ويژه زندگي زناشويي‌ـ باشد و بتواند كارايي و توانايي افراد را بالا برده و به بهداشت رواني ايشان كمك كند. نتيجة اين تلاش‌ها، منجر به ابداع مفهوم هوش هيجاني شد. به‌تدريج با ايجاد مؤلفه‌ها، ابعاد و ابزار سنجش و كشف مراكزي مانند نئوكرتكس، ليمبيك و بادامة مغز كه نقش مهمي را در هيجان داشتند، در اين مفهوم تحول شگفت‌انگيزي به وجود آمد و در برابر بهرة هوشي (IQ)، بهرة هيجاني (EQ) مطرح شد. از امتياز‌هاي هوش هيجاني اين است كه با افزايش سن افزايش پيدا مي‌كند؛ در حالي كه هوش شناختي چنين امتيازي را ندارد و بخش گسترده‌اي از آن در محدودة سني خاصي متوقف مي‌شود. همچنين هوش هيجاني قابليت تعليم و تربيت، ارتقا‌ و مديريت را دارد و اين ويژگي‌، امتيازهاي هوش هيجاني را از هوش شناختي جدا مي‌سازد.

تاريخچة هوش هيجاني

هوش هيجاني يكي از مفاهيم تركيبي است كه از ديرباز مورد توجه محققان علوم روان‌شناختي بوده است. تعريف‌ها و توضيح‌هاي دانشمنداني چون گيلفورد،[٢] گاردنر،[٣] ثرندايك[٤] به تعريف امروزي هوش هيجاني نزديك‌تر است، ولي هوش هيجاني همانند تمام مفاهيم مطرح در علوم، به سمت تخصصي شدن و تكامل پيش رفته است. شايد امروزه بتوان تعريف جامعي را كه از تركيب هوش هيجاني به‌دست مي‌آيد، ارائه داد؛ در حالي‌كه اين تعريف را نمي‌توان در دو واژه به‌صورت مستقل پيدا كرد. طي سال‌هاي متمادي، بهرة هوشي يا هوشبر
 ( (IQ معياري براي سنجش هوش فردي به شمار مي‌آمد و آزمون بهرة هوشي تنها شاخصي بود كه نشان‌دهندة توانايي يادگيري و ميزان موفقيت شخصي محسوب مي‌شد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد موفقيت‌هاي زندگي حرفه‌اي، ٢٠ درصد به بهرة هوشي(IQ)  و٨٠ درصد به هوش هيجاني(EQ)  بستگي دارد.[٥]

بنابر گفتة اي ال ثرندايك، هوشياري اجتماعي يا توانايي درك ديگران و رفتار معقولانه در روابط انساني به منزله‌ي بعنوان ابعاد هوش عاطفي، خود يكي از جنبه‌هاي بهرة هوشي افراد محسوب مي‌شود. در حالي كه ديگر روان‌شناسان آن دوره، در مورد هوشياري اجتماعي نگاه بدبينانه‌اي داشتند و آن‌ را نوعي مهارت براي فريب دادن ديگران و آلت دست قرار دادن آنها تلقي كردند.[٦]

وكسلر[٧] در سال ١٩٤٠، به عناصر شناختي به خوبي عناصر عقلاني اشاره كرد و منظور او از آنها جنبه‌هاي عاطفي، شخصي و عوامل اجتماعي  بود. در سال ١٩٤٣ وكسلر به اين نكته اشاره كرد كه توانايي‌هاي غيرعقلاني براي پيش‌بيني ميزان توانايي فرد در كامياب شدن، در زندگي او نقش اساسي دارد.[٨]

گارنر در سال ١٩٨٣، هوش را شامل ابعاد گوناگون زباني، موسيقيايي، منطقي، رياضي، جسمي، ميان فردي و درون فردي دانست. او وجوه شناختي مختلفي را با عناصري از هوش غيرشناختي يا به گفتة خودش«شخصي» تركيب كرده است. بعد غيرشناختي مورد نظر گاردنر، دو مؤلفة كلي دارد كه وي آن‌ها را با عناوين «استعدادهاي درون رواني» و «مهارت‌هاي ميان‌فردي» معرفي مي‌كند؛ به نظر گاردنر، هوش هيجاني نيز داراي دو مؤلفه است:

الف) هوش درون‌فردي: نشان دهندة آگاهي فرد از احساسات و هيجانات خويش، ابراز باورها و احساسات شخصي واحترام به خويش و تشخيص استعداد‌هاي ذاتي، استقلال عمل در انجام كارهاي مورد نظر، و در مجموع ميزان كنترل شخص بر هيجان‌ها و احساسات خود است؛

ب) هوش ميان‌فردي: به توانايي درك و فهم ديگران اشاره دارد به دنبال آن است كه بداند چه چيزهايي انسان‌ها را بر مي‌انگيزاند و چگونه مي‌توان با آنها همكاري داشت. به نظر گاردنر، احتمالاً فروشندگان، سياست‌مداران، معلمان، متخصصان باليني و رهبران مذهبي موفق، هوش ميان‌فردي بالايي دارند.[٩]

در سال ١٩٨٠، رون بارـ آن[١٠] اولين بار مخفف بهرة هيجاني ياEQ  را براي اين دسته از توانايي‌ها به كار برد و اولين آزمون را در اين مورد ساخت.[١١] بار ـ آن، هوش هيجاني را عامل مهمي در شكوفايي توانايي‌هاي افراد براي كسب موفقيت در زندگي تلقي مي‌كند و آن را با سلامت عاطفي و در مجموع، سلامت رواني مرتبط مي‌داند. به عقيدة بار ـ آن، هوش شناختي تنها شاخص عمده براي پيش‌بيني موفقيت افراد نيست؛ زيرا بسياري از افراد هوش شناختي بالايي دارند، ولي در زندگي موفق نيستند.[١٢] رون بار- آن، با طرح الگوي چندعاملي براي هوش هيحاني، آن را مجموعه‌اي از استعداد‌ها و توانايي‌هايي مي‌داند كه افراد را در جهت سازگاري مؤثر با محيط و كسب موفقيت در زندگي آماده مي‌كند؛ اين توانايي‌ها در طول زمان تغيير و رشد مي يابد با روش‌هاي آموزشي قابل اصلاح و بهبود است.[١٣]

پيتر سالوي[١٤] و جان ماير[١٥] در سال ١٩٩٠، مفهوم اساسي نظرية خود را براي اولين دفعه با عنوان «هوش هيجاني» به چاپ رساندند.[١٦] سالوي ضمن اختراع اصطلاح «سواد هيجاني»[١٧] به پنج حيطه اشاره كرد كه عبارتند از: خودآگاهي(شناخت حالات هيجاني خويش)، اداره كردن هيجان‌ها (مديريت هيجان‌ها به روش مناسب)، خود انگيزي، كنترل تكانش‌ها (تأخير در ارضاي خواسته‌ها و توان قرار گرفتن در يك وضعيت رواني مطلوب)، تشخيص دادن وضع هيجاني ديگران، همدلي، برقراري‌ رابطه با ديگران.[١٨] با وجود اظهارنظرهاي مختلف دربارة هوش هيجاني، مي‌توان گفت سالوي و ماير نخستين تعريف رسمي از هوش هيجاني را در سال ١٩٩٠ بدين صورت منتشر كردند: «توانايي شناسايي هيجان‌هاي خود و ديگران و تمايز بين آنها و استفاده از اين اطلاعات براي هدايت تفكر و رفتار فرد»‌.

تعريف هوش هيجاني

تاكنون محققان تعريف‌هاي متنوع و مختلفي از هوش هيجاني ارائه كرده‌اند كه به برخي از آنها به طور اختصار اشاره مي‌شود:

١. هوش هيجاني توانايي كنترل هيجان‌هاي خود و ديگران، تشخيص و تمايز بين هيجان‌هاي مختلف و نام‌گذاري مناسب آنها، و همچنين استفاده از اطلاعات هيجاني در جهت هدايت انديشه و رفتار است.[١٩]

٢. هوش هيجاني شكل ديگري از با‌هوش بودن است. هوش هيجاني آگاهي از احساس و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم‌هاي مناسب در زندگي و همچنين توانايي تحمل كردن ضربه‌هاي روحي و مهار آشفتگي‌هاي روحي است.[٢٠]

٣. توانايي درك درست محيط پيرامون، خودانگيزي، شناخت و كنترل احساسات خويش؛ به‌طوري كه اين فرايند بتواند جريان تفكر و ارتباطات را تسهيل كند.[٢١]

٤. هوش هيجاني به منزلة زير مجموعه‌اي از هوش اجتماعي تعريف شده است؛ يعني كنار آمدن با مردم، مهار هيجان‌ها در روابط با انسان‌ها و توانايي ترغيب يا راهنمايي ديگران؛[٢٢]

٥. توانايي درك و فهم عواطف، به منظور ارزيابي افكار، خلق‌وخو و تنظيم آنها به گونه‌اي كه موجب تعالي و رشد شناختي ـ عاطفي گردد؛[٢٣]

٦. توجه به هيجان‌ها و كاربرد مناسب آنها در روابط انساني، درك احوال خود و ديگران، خويشتن‌داري و تسلط بر خواسته‌هاي آني، همدلي با ديگران و استفاده مثبت از هيجان‌ها و شناخت آنها؛[٢٤]

٧. قابليت پرادزش صحيح اطلاعات هيجاني و كارآمدي در دريافت، جذب، فهميدن و سر و سامان دادن به هيجانات؛[٢٥]

هوش هيجاني از ديدگاه اسلام

دين اسلام با ژرف‌نگري‌، كنترل و مديريت احساسات و عواطف را مورد توجه قرار داده است. قرآن كريم تحقير كردن و خوار شمردن را باعث كاهش اعتماد به نفس و ايجاد كمبود در طرف مقابل مي‌داند و اين صفات را به فرعون و طاغوتيان نسبت مي‌دهد كه قوم خود را تحقير و خوار مي‌كنند و آنان نيز از او اطاعت مي‌كنند.(زخرف: ٥٤) بنابراين، يكي از صفات اهل ايمان، دوست داشتن و عشق ورزيدن به ديگران است. بر اساس روايات، دوست داشتن ديگران، بُعدي از دين و ركن عقل است و موجب آسودگي عقل و قلب مي‌گردد.[٢٦] خداوند در قرآن به پيامبر خطاب مي‌كند كه اگر سخت‌دل و خشن بودي، مردم از اطراف تو پراكنده مي‌شدند. (آل عمران: ١٥٩) حضرت علي† در روايتي ضمن تأكيد بر صميمت و دوست داشتن ديگران مي‌فرمايد: «خداوند مهربان است و هر مهرباني را دوست دارد؛ مهرباني كن تا مهرباني ببيني».[٢٧] در روايتي ديگر، امام صادق† مي‌فرمايند: «در معاشرت با مردم ميانه‌رو باش؛ نه خشن و تندخو، كه كسي به تو نزديك نشود، و نه ضعيف كه تو را تحقير كنند».[٢٨] با نگاهي به منابع حديثي شيعه درمي‌يابيم كه مؤلفه‌هايي چون مسئوليت‌پذيري اجتماعي، همدلي، تشخيص هيجانات ديگران و ارتباط ميان‌فردي، با عناويني چون صلة رحم و آداب معاشرت با ديگران آمده است.[٢٩] يكي از موضوعات مهم مطرح در نظرية هوش هيجاني، خود‌آگاهي است؛ در آيات و روايات متعددي به ضرورت خودشناسي و منافع آن اشاره شده است؛ حديث معروفي از نبي مكرم اسلام نقل شده است كه مي فرمايد: «هركسي نفس خود را بشناسد، خداي خود را خواهد شناخت».[٣٠] همچنين خداوند متعال مي‌فرمايد: «به زودي نشانه‌هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي‌دهيم تا براي آنها آشكار گردد كه او حق است»(فصلت: ٥٧). در روايتي ديگر اميرالمومنين† مي فرمايد «معرفت و شناخت نفس، سودمندترين شناخت‌هاست». همچنين حضرت درجايي ديگر مي‌فرمايد: «هر قدر بر دانش شخصي افزوده شود، اهتمامش به خودش بيشتر مي‌گردد و در راه تربيت و اصلاح خويش بيشتر مي‌كوشد». لازم به ذكر است كه در دين اسلام، خودشناسي با شناخت نياز‌هاي انساني ارتباط تنگاتنگي دارد.[٣١]

تعريف رضايت‌مندي زناشويي

رضايت‌مندي زناشويي را بيشتر به صورت نگرش‌ها يا احساسات كلي فرد دربارة همسر و رابطه‌اش تعريف مي‌كنند.[٣٢] يعني رضايت‌مندي زناشويي يك پديدة درون‌فردي و يك برداشت فردي از همسر و رابطه است. چنين تعريفي از رضايت‌مندي زناشويي، نشانگر آن است كه رضايت‌مندي يك مفهوم تك‌بعدي و بيانگر ارزيابي كلي فرد دربار همسر و رابطه‌اش است.[٣٣] رضايت‌مندي زناشويي پيامد توافق زناشويي [٣٤] است و به صورت دروني احساس مي‌شود. اصطلاح توافق زناشويي، رابطة مناسب زن و شوهر را توصيف مي‌كند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج، به گونه‌اي رفتار، تصور و ادارك مي‌كنند كه گويا نيازها و انتظار‌هايشان برآورده شده و چيزي وجود ندارد كه در روابطه‌شان خلل ايجاد كند. در ازدواج بدون توافق زناشويي، مشكلات موجود ميان زوجين به حدي زياد است كه آنها را از احساس برآورده شدن نيازها و انتظارات باز مي‌دارد. اغلب زوج‌ها، جايي بين اين دو انتها قرار دارند و زمينه‌هايي از توافق و نبود توافق را تجربه مي‌كنند.[٣٥] رضايت‌مندي زناشويي، يك مفهوم كلي است كه در وضعيت مطلوب روابط زناشويي احساس مي‌شود. از طرفي رضايت‌مندي زماني اتفاق مي‌افتد كه روابط زن و شوهر در تمامي حيطه‌ها بهنجار گزارش شود. بنابر‌اين،محققان براي آساني در سنجش، همچنين عملياتي كردن اين مفهوم، رضايت‌مندي زناشويي را به چهار بٌعد اساسي تقسيم كرده‌اند كه عبارتند از:

الف) جاذبه: عبارت است از جنبه‌اي از يك شئ، يك فعاليت يا يك شخص، كه بر‌انگيزانندة پاسخ‌هاي نزديكي‌ در ديگران باشد؛ تمايلي براي نزديك شدن به يك شي، فعاليت يا شخص كه در رضايت زناشويي جاذبه‌هاي بدني و جنسي انسان مد نظر قرار گرفته است؛[٣٦]

ب) تفاهم: ارتباطي مبتني بر پذيرش دوسويه، راحت و بدون تنش و دغدغة خاطر كه بين دو نفر برقرار مي‌شود؛[٣٧]

ج) نگرش: نوعي سوگيري عاطفي دروني كه عمل يك فرد را تبيين مي‌كند. در اصل، اين تعريف در برگيرندة قصد و نيت فرد ‌است؛[٣٨]

د) : سرمايه‌ گذاري: منظور از اين عبارت آن است كه هر يك از زوج‌ها براي بهتر ساختن رابطه و نيز خوشايندي طرف مقابل، كارهايي را انجام مي‌دهند و يا از انجام آن خود‌داري مي‌كنند. به بيان ديگر، مقابله به مثل كردن، هنگامي كه رفتار طرف مقابل پاداش‌دهنده است، و خودداري از انجام عمل متقابل، هنگامي كه رفتار وي پاداش‌دهنده نيست.[٣٩]

رضايت‌مندي زناشويي از ديدگاه اسلام

اسلام براي تنظيم روابط زن و شوهر، براي هر يك از آنها توصيه‌هايي دارد كه متناسب با ابعاد روان‌شناختي آنهاست. در كلمات اولياي دين، به دو نكتة مهم روان‌شناختي دربارة زن اشاره شده است؛ اولين نكته، به تفاوت رواني زن با مرد باز‌مي‌گردد. ويژگي‌هاي رواني و شخصيتي زن، با مرد متفاوت است. بنابراين، مرد نبايد بر اساس ويژگي‌هايي كه در خود و ساير مردان مي‌بيند، زن را بسنجد و انتظار داشته باشد كه از لحاظ رواني كاملاً‌ با او هماهنگ باشد. اگر مرد بر‌اين شيوه، اصرار ورزد، به شخصيت زن ضربه زده و موجب آسيب رواني او مي‌شود.[٤٠] نكتة ديگر، توصيف زن در كلمات اولياي دين به ريحانه است. اين واژه به لطافت، آسيب‌پذيري، عاطفي و احساسي بودن زن اشاره دارد. در مقابل، صفت قهرماني از زن نفي شده است. از تقابل اين دو كلمه مي‌توان برداشت كرد كه عناصر زيباشناختي، آرامش‌بخشي و عاطفي، در زن غلبه دارد و كمتر بايد از او سخت‌رويي و استواري را انتظار داشت.[٤١] يكي از دستورهايي كه براي رضايت‌مندي زناشويي مي‌توان در آيات و روايات جست‌وجو كرد، اعتقادات و باورهاي مذهبي و ديني است. دين اسلام با تأكيد بر انجام آموزه‌هايي مانند احكام، آداب و رسوم و اخلاقيات، به‌ويژه در بُعد روابط خانوادگي، اين مهم را يكي از روش‌هاي ايجاد سازگاري و رضايت مي‌داند كه پژوهش‌ها گسترده‌اي نيز در‌اين‌باره انجام شده است. براي مثال، نتايج تحقيقي كه با هدف بررسي رابطة تقيدات مذهبي و سازگاري زناشويي انجام شد، نشان مي‌دهد كه تقيّدات مذهبي زوجين با سازگاري زناشويي رابطة همبستگي معناداري دارد. ميزان رابطة همبستگي تقيّدات مذهبي با سازگاري كلي هفتاد درصد بود كه در ابعاد گوناگون سازگاري زناشويي بررسي شد. بيشترين ميزان رابطه با بعد توانايي حل تعارض با شصت درصد و كمترين ميزان با بعد روابط جنسي سي درصد بود. همچنين نتايج پژوهش نشان داد كه ميزان سازگاري زناشويي در بين زوجيني بيشتر است كه تقيّدات مذهبي آنها پس از ازدواج بيشتر شده است. به اين معنا كه با افزايش تقيّدات مذهبي، ميزان سازگاري زناشويي نيز بيشتر مي‌شود و اين رابطه احتمالاً‌ دو‌جانبه است. به عبارت ديگر، افزايش سازگاري زناشويي نيز موجب افزايش تقيدات مذهبي در بين زوجين مي‌شود.[٤٢] با نگاهي كلي به توصيه‌هاي اخلاقي اسلام كه با هدف كارايي بيشتر خانواده و در نتيجه رضامندي زناشويي مطرح شده است، به مفاهيم زير دست مي‌يابيم:

صداقت‌: صداقت از صفات مؤثر در روابط خانوادگي است كه زمينة اعتماد و برقراري رابطه به شمار مي‌رود. عدم صداقت در زن يا شوهر، فضاي خانواده را به بي‌اعتمادي و بدبيني مي‌كشاند و زمينة اختلاف را فراهم مي‌سازد. اولياي دين‰ به دليل تأثير دروغ‌گو‌يي در تخريب اعتماد در روابط بين‌فردي، بر صداقت و دوري از دروغ تأكيد دارند[٤٣] و ملاك ايمان مردم را راست‌گويي اعلام مي‌كنند‌؛(نحل: ١٠٥) راست‌گويي زمينة اعتماد متقابل و در نتيجه، رابطة دوستانه و صميمي را فراهم مي‌كند.[٤٤]

خوش‌بيني: خوش‌بيني به مسائل زندگي و تبيين‌هاي خوش بينانه از حوادث ناخوشايند، بر توانايي رويارويي با مشكلات تأثير مي‌گذارد. در متون ديني، بر خوش‌بيني به برادران ديني و تفسير و تعبير رفتار آنها به بهترين وجه تأكيد شده است.[٤٥]

خوش‌‌زباني: اسلام دربارة رابطة كلامي سفارش‌هاي زيادي به زن و شوهر كرده است. در حديثي اميرالمؤمنين† مي‌فرمايد: «در هر حال با زنان سازش و مدارا كنيد؛ با آنها گفتار خوش نشان دهيد، باشد كه آنان نيز كردار خوش نشان دهند»[٤٦] همچنين در حديث ديگري، امام سجاد† مي‌فرمايد: «گفتار خوش، مال را زياد و رزق را فراوان مي‌كند؛ موجب محبوبيت در خانواده و ورود به بهشت است»[٤٧] در مورد رابطة كلامي مناسب، اسلام به زنان نيز سفارش كرده است و نمونة آن در سخنان حكيمانة پيغمبر اسلامˆ آمده است؛ حضرت مي‌فرمايد «زني كه شوهرش را بيازارد، نماز و هيچ‌يك از اعمال خيرش پذيرفته درگاه خدا نيست، تا او را راضي كند؛ هر چند شب و روز به نماز و روزه بگذراند و برده آزاد كند و مال‌ها در راه خدا انفاق نمايد و اين شخص سرانجام وارد آتش مي شود».[٤٨]

گذشت و عفو: زن و شوهر ممكن است گاهي دربارة يكديگر مرتكب خطا و اشتباه شوند؛ چه بسازن در مسئلة خانه‌داري، پخت‌و‌پز، توجه به فرزندان و رعايت حق شوهر دچار خطا گردد. مرد نيز ممكن است در رفتار و كردار، اخلاق و روش، كارگرداني منزل و قضاوت در حق زن دچار اشتباه شود؛ اشتباه و خطايي كه از هر دو طرف قابل گذشت و اغماض و عفو است. عفو و گذشت از موارد احسان احسان و آراسته به احسان، به تعبير قرآن محبوب خداست. در حديثي از امام صادق† آمده است كه سه چيز از مكرمت‌هاي دنيا و آخرت است: «گذشت از كسي كه بر تو ستم كرده، صله رحم با رحمي كه با تو بريده و بردباري نسبت به آن‌كه در حق تو به ناداني رفتار كرده است».[٤٩]

مهرورزي و محبت: از وظايف مردان نسبت به زنان، دوست‌داشتن و مهرورزي به اوست. امام صادق† فرمودند:«‌كوشش دربارة زياد كردن محبت نسبت به همسر، به حقيقت كوششي براي افزودن مراتب ايمان است[٥٠]. همچنين در ابراز احساسات و عواطف، اسلام سفارش‌هاي زيادي كرده است. رسول گرامي اسلامˆ فرمودند:«سخن مرد به زن كه تو را دوست دارم، هرگز از دل بيرون نمي‌رود».[٥١]

جامعة آماري

جامعة آماري پژوهش حاضر، همه دانش‌پژوهان مرد مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني€ بود كه در سه مقطع تحصيلي ليسانس، فوق ليسانس و دكتري مشغول به تحصيل بودند.

روش نمونه‌گيري

در اين پژوهش، ابتدا با استفاده از اطلاعات كامپيوتري قسمت آموزش، افرادي كه در دامنة سني٢٠ تا ٤٠ قرار داشتند، و تعداد كل آنها ٨٠٠ نفر بود، انتخاب، شدند در مرحلة بعد، با استفاده از جدول برآورد حجم نمونه بر اساس حجم جامعة آماري[٥٢] ٢٦٠ نفر به صورت تصادفي انتخاب شدند و به پرسش‌ها پاسخ دادند.

ابزارهاي سنجش           
هوش هيجاني

در اين تحقيق، براي سنجش هوش هيجاني آزمودني‌ها، از پرسش‌نامة هوش هيجاني شرينگ[٥٣] استفاده شد؛ اين پرسش‌نامه ٣٣ سؤال دارد و داراي خرده مقياس‌هايي است كه عبارتند از: ١. خود‌انگيزي؛ ٢. خود‌آگاهي؛ ٣. خود‌كنترلي؛ ٤. مهارت‌هاي‌اجتماعي؛ ٥. هوشياري اجتماعي.

الف) شيوة نمره‌گذاري

قسمت اول، پرسش‌هاي مربوط به ابعاد هوش هيجاني است كه نمرة هر كدام از آنها جداگانه محاسبه مي‌شود. اين ابعاد عبارتند از: خود‌آگاهي، خود‌كنترلي، خود‌انگيزي، هوشياري اجتماعي و مهارت‌هاي اجتماعي. هر آزمودني شش نمرة جداگانه دريافت مي‌كند كه پنج نمرة آن مربوط به ريز مقياس‌ها ويك نمره به صورت نمره كل مي‌باشد. پاسخ‌ها به صورت پنج درجه‌اي و ترتيبي تدوين شده است. در بعضي از پرسش‌ها، چنانچه آزمودني گزينة «الف» را انتخاب كند، نمرة يك و چنانچه گزينه «ه» را انتخاب كند، نمرة پنج مي‌گيرد و بالعكس. اگر آزمودني در پرسش‌هاي ٩، ١، ٢٨، ٢٢، ١٨، ٣٣، ٣١، ١٤، ٢٠، ١٢، ١٠، گزينة الف را انتخاب كند، نمره پنج مي‌گيرد. چنانچه آزمودني گزينه ب، ج، د و ه را انتخاب كند، نمرة كمتر مي‌گيرد. نمره‌گذاري ديگر‌پرسش‌ها برعكس مي‌باشد.[٥٤]

ب) اعتبار[٥٥]

براي بررسي ميزان اعتبار اين آزمون، از روش آلفاي كرونباخ استفاده شد كه ميزان همساني دروني آزمون ٨٥/٠ است .[٥٦] فرم اصلي اين آزمون،هفتاد پرسش دارد و از دو قسمت تشكيل مي‌شود؛ قسمت اول داراي چهل و قسمت دوم داراي سي پرسش دارد. در قسمت اول، هر سؤال حاكي از يك موقعيت زندگي مي‌باشد. آزمودني بايد خود را در موقعيت قرار دهد و يكي از گزينه‌ها را كه با حالات روحي او تطابق بيشتري دارد، انتخاب كند.  در قسمت دوم، در ابتداي هر سؤال يك داستان ساختگي آورده شده است؛ از آزمودني خواسته شد تا پاسخ خود را با توجه به داستان انتخاب كند.[٥٧]

در اجراي مقدماتي اين آزمون، از قسمت اول كه شامل چهل پرسش بود، استفاده و تعداد هفت سؤال به علت همبستگي كم با نمره كل آزمون حذف شد. پرسش‌هاي كه براي اجراي نهايي درنظر گرفته شد، به ٣٣ سوال تقليل يافت. ميزان همساني دروني آزمون ٣٣ سؤالي در اجراي مقدماتي كه بر روي يك نمونة ٤٠٠ نفري اجرا شد، به روش آلفاي كرونباخ ٨٥/٠ بوده است.[٥٨]

ج) روايي[٥٩]

اين آزمون بر اساس نظرية هوش هيجاني گلمن (١٩٩٥) تنظيم و در ايران توسط منصوري (١٣٨٠) ترجمه و هنجاريابي شده است. منصوري براي بررسي روايي اين آزمون، به علت عدم دسترسي به آزمون‌هاي ديگر و وجود همبستگي ميان هوش هيجاني و حرمت خود، از روش همبستگي نمرات افراد در اين آزمون با آزمون حرمت خود كوپر اسميت[٦٠] استفاده كرده است. اطلاعات به دست آمده، روايي٦٣/٠ را در مورد آزمون ترجمه شدة هوش هيجاني شرينگ تأييد كرد.[٦١]

رضايت‌مندي زناشويي

در اين پژوهش، براي سنجش رضايت زناشويي و نحوة تعامل زوجين، از شاخص رضايت‌مندي زناشويي ٢٥ سؤالي ‌هادسون[٦٢] استفاده شده است.

الف) شيوة نمره‌گذاري

شاخص رضايت زناشويي[٦٣] (ش ر ز)  مانند بيشتر ابزارهاي اندازه‌گيري واليمر، ابتدا با معكوس و جمع كردن نمرات پرسش‌هاي شماره١، ٣، ٥، ٨، ٩، ١١، ١٣، ١٦، ١٧، ١٩، ٢٠، ٢١ و٢٣ محاسبه مي‌شود؛ سپس اين نمرات با نمرات باقي ماندة سؤال‌ها جمع مي‌شود، شمارة سؤالات كامل شده كسر مي گردد؛ اين رقم در ١٠٠ ضرب مي‌شود و بر ٦ برابر رقم پرسش‌هاي پاسخ داده شده تقسيم مي‌شود. دامنة رقم به دست آمده، بين ٠ تا١٠٠ است. نمرات بالاتر آن، نشانة وسعت يا شدت مشكلات است.[٦٤]

ب) اعتبار

شاخص رضايت زناشويي كه توسط هودسن[٦٥] (١٩٩٢) تهيه شده است، يك ابزار ٢٥ سؤالي است كه ميزان، شدت يا دامنه مشكلات زن يا شوهر دربارة زناشويي را ارزيابي مي‌كند. اين شاخص، ويژگي رابطه را يك كل واحد تلقي نمي‌كند، بلكه دامنة مشكلات رابطه را از نظر زن يا مرد اندازه‌گيري مي‌كند. شاخص رضايت زناشويي، ميزان سازگاري زناشويي را نمي‌سنجد؛ زيرا ممكن است يك زن و مرد به رغم اختلاف يا نارضايتي شديد، سازگاري خوبي داشته باشند. اين شاخص، دو نمرة برش دارد؛ يكي نمره ٥±٣٠، كه نمرات كمتر از ٣٠ تقريباً نشانة عدم مشكلات مهم باليني رابطه است و نمرات بيش از٣٠، بر وجود مشكلات باليني قابل ملاحظه دلالت دارد. نمرات بالاتر از٧٠، تقريباً هميشه نشانة آن است كه مراجع دچار استرس شديد است و احتمال تصور يا استفاده از نوعي خشونت براي حل مشكلات را مي‌توان صريحاًً ملحوظ داشت.[٦٦] ميانگين آلفاي شاخص رضايت زناشويي ٩٦/٠ است كه نشان‌دهندة همساني دروني عالي است. شاخص رضايت زناشويي با ضريب همبستگي٩٦/٠ در باز‌آزمايي دو‌ساعته از يك اعتبار كوتاه‌مدت عالي برخوردار است. پاسخ‌دهندگان شاخص رضايت زناشويي كه براي ساختن اين ابزار مورد استفاده قرار گرفته‌اند، عبارتند از:افراد مجرد و متأهل، مراجعان مراكز مشاوره و روان‌درماني و مانند آنها، محصلان دبيرستاني و دانشگاهي و اقشار غير‌محصل. پاسخ‌دهندگان، بيشتر نژاد قفقازي بودند؛ اما در بين آنها ژاپني، آمريكايي‌هاي چيني‌تبار، و تعداد معدودي از ساير گروه‌هاي نژادي وجود داشت.[٦٧]

ج) روايي٦٨

شاخص رضايت زناشويي از، يك روايي همزمان خوبي برخوردار است و با آزمون سازگاري زناشويي لاك ـ والاس[٦٩] همبستگي معنا‌داري نشان مي‌دهد. همچنين، اين شاخص از روايي بسيار خوب و با‌معنايي براي متمايز كردن زوج‌هاي مشكل‌دار و زوج‌هاي ظاهراً بدون مشكل برخوردار است. روايي اين آزمون، از طريق روش دو‌نيمه كردن ٩٨/٠ است. افزون بر اين، شاخص رضايت زناشويي داراي روايي سازه‌اي خوبي است و با مقياس‌هايي كه نبايد همبستگي داشته باشد، همبستگي ضعيفي دارد. همچنين با چندين مقياس كه بايد همبستگي خوبي داشته باشد، مانند مقياس رضايت جنسي و مشكلات زناشويي همبستگي معناداري نشان مي‌دهد.[٧٠]

شيوة اجرا

در اين پژوهش، پس از توضيحات لازم به دانش‌پژوهان دربارة اهداف پرسش‌نامه‌ها و توصيه  به عدم دقت بيش از حد نسبت به پرسش‌ها و ثبت اولين جوابي كه به ذهن مي‌رسد، پرسش‌نامه‌ها پخش شد. گرچه مشكلاتي چون عدم گرايش و ميل به پاسخ‌گويي دانش پژوهان به دليل حجم كارهاي شخصي و وجود پرسش‌نامه‌هاي موازي، كار با مشكل روبه رو شد و محقق در بعضي موارد به دليل عدم ارسال پرسش‌نامه توسط داوطلب، مجبور به تكثير و پخش دوبارة پرسش‌نامه شد. با وجود، اين پرسش‌نامه‌ها جمع‌آوري شد و در مرحلة بعد وارد برنامه SPSS_١٤ گرديد. براي تجزيه و تحليل داده‌ها، از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد. توصيف داده‌ها شامل جدول‌هاي توزيع فراواني، رسم نمودار، محاسبه شاخص‌هاي مركزي و پراكندگي و هيستوگرام بود و در بخش استنباطي، براي آزمون فرضيه‌ها از ضريب همبستگي پيرسون، تحليل واريانس ضريب توكي و رگرسيون استفاده شد.

يافته‌ها

به منظور آزمون اين فرضيه كه عبارت است از «هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي
آن پيش‌بيني كنندة مناسب‌تري نسبت به ساير متغيرهاي جمعيت‌شناختي هستند»، همچنين به منظور پيش‌بيني سهم متغيرهاي پژوهشي و جمعيت‌شناختي
در نمرات شاخص رضايت زناشويي، از روش تحليل رگرسيون گام‌به‌گام استفاده شد. در اين تحليل، اولين متغير مستقلي كه داراي بيشترين رابطه با نمرة شاخص رضايت زناشويي داشت، وارد معادله شد. پس از آن، متغيرهاي مستقل بعدي
به ترتيب بر اساس بيشترين ارتباط، به صورت تك تك وارد معادله شدند.
در اين محاسبات، اگر ميزان معناداري يكي از متغيرهاي وارد شده بيشتر از
٠١/٠ باشد، اين متغير از معادله خارج مي‌شود (ملاك ورود‌ متغيرها، ميزان معناداري مساوي يا كمتراز٠٥/٠ و ملاك خروج، ميزان معناداري مساوي يا بيشتر از ٠١/٠ است).

جدول شمارة (١): نتيجة رگرسيون گام‌به‌گام همراه با تعيين عوامل پيش‌بيني كننده

الگو

همبستگي

مجذور رگرسيون

مجذور رگرسيون اصلاح‌شده

خطاي  استاندارد از برآورد

نمرة هوش هيجاني (١ )

(a) ٨٣/٠

٧١/٠

٧١/٠

٣٧/٨

نمرة هوش هيجاني مهارت اجتماعي (٢)

(b) ٨٥/٠

٧٣/٠

٧٣/٠

١٦/٨

a نمرة هوش هيجاني (مقدار ثابت): پيش‌بيني‌كننده‌ها

b نمرة هوش هيجاني و مهارت اجتماعي (مقدار ثابت): پيش‌بيني‌كننده‌ها.

جدول شمارة(٢): تحليل واريانس و شاخص‌هاي رگرسيون رضايت زناشويي‌ براي تعيين متغيرهاي پيش‌بين

الگو

 

مجموع مجذورات

درجة آزادي

ميانگين مجذورات

F نسبت

معنا داري

١

 

 

رگرسيون

٤٦١/٤٦٠٥٣

١

٤٦١/٤٦٠٥٣

٤٢٣٦/٦٥

(a) ٠٠٠١/٠

باقي‌مانده

١٨١٠٠/٨٢٢

٢٥٨

٧٠/١٥٨

 

٠٠٠١/٠

كل

٢٨٣/٦٤١٥٤

٢٥٨

٧٠/١٥٨

 

 

٢

 

 

رگرسيون

٤٧٠٢١/٠٦

٢

٥٣٠/٢٣٥١٠

٣٥٢/٦٦٠

(b) ٠٠٠١/٠

باقي‌مانده

١٧١٣٣/٢٢٣

٢٥٧

٦٦٦/٦٦

 

 

كل

٦٤١٥٤/٢٨٣

٢٥٩

 

 

 

.aنمره، هوش هيجاني (مقدار ثابت)‌: پيش بيني كننده‌ها

b نمره، هوش هيجاني(مقدار ثابت):پيش‌بيني‌كننده‌ها

 

جدول (٣): جدول ضرايب تأثير β وt  رگرسيون گام به گام متغيرهاي پيش بين رضايت زناشويي

الگو

 

ضرايب غير استاندارد

ضرايب استاندارد

β

t

معنا داري

B

خطاي استاندارد

١

مقدار ثابت

٨٣/١٢٦

٠٥١/٤

 

٣١/٣

٠٠٠١/٠

نمرة هوش هيجاني

٨٨/٠-

٠٣٥/٠

٨٤/٠-

٢٥/٦٢-

٠٠٠١/٠

٢

مقدار ثابت

١٢٠/٢١

٣١/٤

 

٢٧/٨٦

٠٠٠١/٠

 

 

هوش هيجاني

٦٦/٠-

٠٦٨/٠

٦٣١/٠-

٦٦/٩-

٠٠٠١/٠

مهارت اجتماعي

٠٩/١-

٢٨/٠

٢٤٩/٠-

٨١/٣-

٠٠٠١/٠

               

متغير وابسته‌:نمرة شاخص رضايت زناشويي

بر اساس جدول‌هاي١ ،٢ و ٣ كه نتيجة رگرسيون گام‌به‌گام و مقدار مجذور R را نشان مي‌دهد، مي‌توان معنادار بودن دو مدل را تأييد كرد. در مرحلة اول، نمرة هوش هيجاني با همبستگي ٨٤/٠ با نمرات شاخص رضايت زناشويي و احتمال خطاي ٠١/٠p< وارد معادله شده است. مجذور رگرسيون يا توان ٢ آن برابر با ٧١/٠ مي‌باشد؛ به عبارتي ديگر، حدود ٧١ درصد واريانس نمرة شاخص رضايت زناشويي، ناشي از نمرة هوش هيجاني است٠١/٠p<. در مرحلة دوم، در كنار نمره هوش هيجاني، متغير مهارت اجتماعي وارد معادله شد كه مجذور رگرسيون آن با نمرة هوش هيجاني برابر با ٧٣/٠ است. به عبارت ديگر،٧٣/٠ واريانس نمرات شاخص رضايت زناشويي، ناشي از دو عامل نمرة هوش هيجاني و مهارت اجتماعي است. بنابراين، درصد باقيمانده، مربوط به ساير عوامل خواهد بود. مؤلفة مهارت اجتماعي، تنها ٠٢/٠ از واريانس مربوط به نمرات رضايت‌مندي زناشويي را پيش‌بيني مي‌كند و با تعاملي كه با هوش هيجاني دارد، در الگوي دوم آمده است. بنابراين، مي‌توان گفت در بين متغيرهاي پژوهشي و جمعيت‌شناختي، متغير هوش هيجاني و مهارت اجتماعي توان پيش‌بيني متغير ملاك را دارند؛ اما ساير متغيرها به دليل اينكه توان پيش‌بيني كافي را نداشتند، از معادلة رگرسيون خارج شدند. براساس نتايج به دست آمده از جدول‌هاي مزبور و ميزانf  مشاهده شده، معنا دار بودن پيش‌بيني متغير هوش هيجاني در سطح ٠٠١/٠p< تأييد مي‌شود. همچنين در الگوي دوم كه دو متغير هوش هيجاني و مهارت اجتماعي به منزلة متغير پيش‌بين مطرح شده است، با توجه به ميزانf  مشاهده شده، توانايي پيش‌بيني اين دو متغير در سطح٠٠١/٠p< معنا دار بود.

جدول٤: متغبرهاي خارج شده از معادلة رگرسيون

الگو

 

β

t

معناداري

١

خودآگاهي

(a)٠٨٩/٠-

١٤/١-

٢٥٤/٠

خودكنترل

(a)٠١٧/٠

٩٢/٢

٠٠٤/٠

خودانگيزي

(a)٠٣/٠

٠٦٣/١

٢٨٩/٠

هوشياري اجتماعي

(a)٠٢٢/٠

٣/٠

٧٦٤/٠

مهارت اجتماعي

(a)٢٤٩/٠-

٨١/٣-

٠٠١/٠

مدت ازدواج

(a)٠٠٣/٠-

٠٨٤/٠-

٩٣٣/٠

٢

سن ازدواج

(a)٠٨/٠

٣٩/٢

٠١٧/٠

خودآگاهي

(b)١٤٧/٠-

٩/١-

٠٥٨/٠

خودكنترلي

(b)٠٩٩/٠

٤٩/١

١٣٦/٠

خودانگيزي

(b)٠١٦/٠

٤٦/٠

٦٤١/٠

هوشياري اجتماعي

(b)٠٠١/٠-

٠٢/٠-

٠٩٥٨/٠

سنوات تأهل

(b)٠٠٩/٠-

٢٧/٠

٧٨/٠

سن ازدواج

(b)٠٦١/٠

٨٥/١

٠٦٥/٠

a نمرة هوش هيجاني (ثابت): پيش‌بين‌كننده.

b مهارت اجتماعي هوش هيجاني (ثابت): پيش‌بيني‌كننده.

جدول ٤ نشان مي‌دهد كه پس از دو مرحله ورود متغيرهاي مختلف به معادلة رگرسيون، متغيرهاي خود‌آگاهي، خود‌كنترلي، خود‌انگيزي، هوشياري اجتماعي، مهارت اجتماعي، سن خام، سنوات تأهل، سن ازدواج همبستگي جزئي با نمرات شاخص رضايت زناشويي دارند كه پيش‌بيني‌كنندة مناسبي براي رضايت زناشويي نخواهند بود. با توجه به نتايج رگرسيون گام‌به‌گام و ضرايب β و t و متغيرهاي خروجي، به اين نتيجه مي‌رسيم كه فرضية سوم مبني بر قدرت پيش‌بيني هوش هيجاني و ريز مقياس‌هاي آن در رضايت زناشويي به طور كلي تأييد شد؛ اما در بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني، تنها مؤلفة مهارت اجتماعي به صورت تركيبي و تعاملي با نمرة هوش هيجاني كل در پيش‌بيني رضايت زناشويي سهم عمده‌اي را به خود اختصاص داده است، ولي ساير متغيرها (جمعيت‌شناختي و پژوهشي) پيش‌بيني‌كنندة مناسب براي نمرات شاخص رضايت زناشويي نبودند (٠/٠٠١p<).

نتيجه‌گيري

با توجه به نتايج رگرسيون گام‌به‌گام براي تعيين متغيرهاي پيش‌بين، به اين نتيجه رسيديم كه هوش هيجاني كلي ٧١/٠ و تركيب هوش هيجاني كلي و ريز مقياس مهارت اجتماعي٧٣/٠ تعيين‌كنندة مناسب‌تري نسبت به ساير متغيرها در رضايت زناشويي است (٠١/٠p<). به عبارت ديگر، ٧٣/٠ از واريانس نمرات، نمرة رضايت زناشويي مربوط به متغير هوش هيجاني و مهارت اجتماعي است. گفتني است كه مهارت اجتماعي تنها ٢/٠ از واريانس نمره رضايت‌مندي زناشويي را پيش‌بيني مي‌كند. به همين دليل، جز و متغيرهاي خروجي نيز آمده است. اين پژوهش با تحقيق خامنه و همكاران (١٣٨٥) از اين نظر كه متغير مهارت اجتماعي را به عنوان تعيين‌كنندة معرفي كرده است، همخواني دارد. اما با توجه به نتايج رگرسيون و تحليل واريانس، در تحقيق حاضر نمرة كلي هوش هيجاني به منزلة متغير پيش‌بين تأييد شد كه در تحقيق خامنه و همكاران (١٣٨٥) هوش كلي به عنوان تعيين‌كننده مطرح نشد. همچنين در پژوهش جعفر يزدي (١٣٨٤) هوش كلي يكي از متغيرهاي پيش‌بين بوده است كه با اين پژوهش همخواني دارد. در تحقيق خامنه با توجه به اينكه هوش هيجاني كلي نسبت به زير مقياس‌ها بيشترين ميزان همبستگي را به خود اختصاص داده است، اما قدرت پيش‌بيني كمي براي رضايت زناشويي دارد كه از معادله خارج شده است، نياز به تبيين خاص خود دارد. اما همان‌طور كه در ميزان همبستگي در مؤلفه‌ها مطرح شد، هماهنگي بين ميزان همبستگي و قدرت پيش‌بيني در تحقيق جعفر يزدي (١٣٨٤) و پژوهش حاضر مشاهده شد. در پژوهش جعفر يزدي (١٣٨٤)، هوش هيجان كلي و هوش هيجاني بين‌فردي به منزلة متغير پيش‌بين بودند كه در پژوهش حاضر نيز هوش هيجاني كلي و مهارت اجتماعي پيش‌بيني‌كنندة مناسبي براي رضايت‌مندي زناشويي بود كه اين هماهنگي مي‌تواند دليلي بر منطقي بودن توانايي پيش‌بيني اين دو متغير باشد.

منابع

قرآن‌كريم، ترجمة مهدي الهي‌قمشه‌اي، تهران، انتشارات مؤسسة كيهان، ١٣٧٦.

ـ احمدي، خدابخش و همكاران، «بررسي تقيدات مذهبي و سازگاري زناشويي»، مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ج ١، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€، ١٣٨٦.

ـ احمدي، زهرا و همكارن، «بررسي اثر‌بخشي شيوة زوج‌درماني ارتباط شئ كوتاه‌مدت بر الگوهاي ارتباطي زوجين»، فصل‌نامة خانواده‌پژوهي ش ٦، دور دوم، ١٣٨٥.

ـ اكبر زاده، نسرين، هوش هيجاني در ديدگاه سالوي و ديگران، تهران، فارابي،١٣٨٣.

ـ انصاريان، حسين، نظام خانواده در اسلام، تهران، ام ابيها، ١٣٨٠.

ـ ثنايي، باقر، مقياس سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت، ١٣٧٩.

ـ يزدي جعفر ، حميده و محمود گلزاري هرسيني، «هوش هيجاني و سازگاري زناشويي در زنان متأهل شاغل آموزش و پرورش»، فصل‌نامة خانواده پژوهي، ش ٤، دوره اول، زمستان‌ ١٣٨٤.

ـ جلالي، احمد، «هوش هيجاني»، فصل‌نامة تعليم و تربيت، ويژه‌نامه ارزش‌يابي تحصيلي ش ٦٩ و٧٠، ١٣٨٥.

ـ حيدري، مجتبي، دينداري و رضامندي خانوادگي، قم، مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني€، ١٣٨٥.

ـ دژگاهي، صغري،« مصاحبه با دانيل گلمن در‌باره هوش هيجاني»، نشرية رشد تكنولوژي آموزشي، ش ٧، سال ١٤، فروردين ١٣٧٩-١٣٧٨.

ـ سالاري‌فر، محمد‌رضا، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسي، تهران، سمت، ١٣٨٥.

ـ سالاري‌فر، محمدرضا، درآمدي بر نظام خانواده در اسلام، قم، هاجر، ١٣٨٥.

ـ صالحي فدري، جواد، «رضايت‌مندي‌ زناشويي»، فصل‌نامة تازه‌هاي روان‌درماني، سال٤، شماره ١٣ و ١٤، ١٣٧٨.

ـ فرح‌دوست، فرشته و همكار، «بررسي روابط درون خانواده با تكيه بر موقعيت اجتماعي و فرهنگي در انسجام خانواده‌هاي شهر تهران در سال ١٣٨٤»، مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ج ١، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€، ١٣٨٦.

ـ فلسفي، محمدتقي، اخلاق از نظر همزيستي و ارزش‌هاي انساني، تهران، هيئت نشر معارف اسلامي، ١٣٥٩.

ـ قائمي، علي، تشكيل خانواده در اسلام، تهران، اميري، ١٣٧٢.

ـ قمراني، امير و همكاران، «در‌آمدي بر هوش هيجاني و نابينايي»، نشرية تعليم و تربيت استثنايي، ش ٣١، تيرماه ١٣٨٣.

ـ قنبري، نيكزاد و همكاران، «رابطة هوش هيجاني و سبك‌هاي دلبستگي با احساس غربت»، تازه‌هاي علوم شناختي، سال ٨، شماره١، ١٣٨٥.

ـ كاشفي، مصطفي، ازدواج در اسلام، تهران، كتابخانة طهوري، ١٣٨٠.

ـ كاظمي، حسين، «نقش هوش هيجاني در موفقيت‌هاي زندگي»، نشرية پيوند، ش ٣١٨، ١٣٨٥.

ـ كرمي، ابوالفضل، آشنايي با آزمون‌سازي و آزمون‌هاي رواني، تهران، روان‌سنجي، ١٣٨٢.

ـ گلمن، دانيل، هوش هيجاني، توانايي‌هاي محبت كردن و محبت ديدن، ترجمة‌ نسرين پارسا، تهران، رشد، ١٣٨٢.

ـ مشكيني اردبيلي، علي، ازدواج در اسلام، ترجمة‌ احمد جنتي، قم، چاپخانه مهر استوار، ١٣٥٢.

ـ مصباح يزدي، محمدتقي، خود‌شناسي براي خود‌سازي، قم، مؤسسة در راه حق، ١٣٧٠.

ـ مطهري، مرتضي، انسان كامل، قم، صدرا،١٣٧٠

ـ منصوري، بهزاد، ترجمه و هنجار‌يابي تست سيبريا شرينگ در دانشجويان دانشگاه‌ها‌ دولتي، پايان‌نامة كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبايي تهران،١٣٨٠.

ـ مهانيان خامنه، مهري و همكاران، «بررسي رابطة هوش هيجاني و رضايت زناشويي»، فصل‌نامة روان‌شناسي، سال دهم، ش ٣، پاييز، ١٣٨٥.

ـ مير‌احمدي‌زاده، عليرضا و همكاران، «رضايت‌مندي ‌زناشويي و تعيين عوامل تأثير‌گذار بر آن در شيراز»، مجلة انديشه و رفتار، سال هشتم، ش ٤، ١٣٨٢.

ـ هومن، حيدر‌علي، آمار توصيفي در علوم رفتاري، تهران، پارسا، ١٣٧٥.

ـ هومن، حيدر‌علي، ‌شناخت روش علمي در علوم رفتاري، تهران، پارسا،١٣٨٢.

ـ يارمحمديان، احمد، «رابطة هوش هيجاني و رضايت‌مندي زناشويي»، مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ج ١، قم، مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني€، ١٣٨٦.‌

-Colman, Anderw.M, Dictionary of Psychology, Oxford University press, ٢٠٠٣.

-Goleman, Daniel, Emotional Intelligence, why it than EQ? London, Bloomsbury publishing١٩٩٦.

-www.parsei.com.

-Lewis, Michael, jeanet, M, Haviland, jones, Handbookof Emotion, London, GiLford Preesnewyork, ٢٠٠٠.

-Mayer.j, carus.D, D, sallovey.P, Selecting a Mesure of Emotional Intelligence, Hand book of emotionalintelligence, Newyork, Jossey- Bass, ٢٠٠٤.

-Schute, N, & Malouff, j, "Emotional intelligence, and interpersonal relation", The Journal of Social Sychology. N٢٠, P. ٤٤٣, ٢٠٠١.


* دانش‌آموخته حوزه و كارشناسي ارشد روان‌شناسي

** استاد دانشگاه علوم پزشكي بقية‌الله� دريافت: ٨٨/٥/١٣ ـ تأييد: ٨٨/٨/٢٨

١. ارتباط انسان با خدا، خود، ديگران و طبيعت.

٢. J.P.Gilford.

٣. Gardner.

٤. Thorndike.

٥. حسين کاظمي، «نقش هوش هيجاني در موفقيت‌هاي زندگي»، نشريه پيوند، ش ٣١٨، ص١.

٦. نسرين پارسا، به نقل از دانيل گلمن، هوش هيجاني توانايي محبت کردن و محبت ديدن، ص٧٢.

٧. Wechsler.

٨. ابوالفضل كرمي، آشنايي با آزمون‌سازي و آزمون‌هاي رواني، ص٨.

٩ احمد جلالي، «هوش هيجاني»، فصلنامة تعليم و تربيت، ويژه‌نامة ارزش‌يابي تحصيلي، ش ٦٩و٧٠، ص٩٥.

١٠. Reuven Bar-on.

١١ نسرين اکبر‌زاده، هوش هيجاني در ديدگاه سالوي و ديگران، ص٦.

١٢ احمد جلالي، «هوش هيجاني»، فصل‌نامة تعليم‌ و تربيت، ويژه‌نامه ارزش‌يابي تحصيلي، ش ٦٩و٧٠، ص ١.

١٣ خامنه مهانيان، مهري و همکاران، «بررسي رابطة هوش هيجاني و رضايت زناشويي»، فصل‌نامة روان‌شناسي، سال دهم، ش٣، ص٣١٠.

١٤. Peter Salovy.

١٥.Mayer John.

١٦. نسرين اکبرزاده، هوش هيجاني در ديدگاه سالوي و ديگران، ص ٦.

١٧. emotional litresy.

١٨ احمد جلالي، «هوش هيجاني»، فصل‌نامة تعليم و تربيت، ويژه‌نامه ارزش‌يابي تحصيلي، ش٦٩و٧٠، ص٥.

١٩. Andrew M. Colman, dictionary of psychology, p. ٢٤١.

٢٠. صغري دژگاهي، «مصاحبه با دانيل گلمن در‌باره هوش هيجاني، نشريه رشد تکنولوژي آموزشي، شماره ٧، سال ١٤، ص١.

٢١. بهزاد منصوري، به نقل از ماير وسالوي، ترجمه و هنجار‌يابي تست سيبريا شرينگ در دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي، ص٢٩.

٢٢. دانيل گلمن، هوش هيجاني، توانايي‌هاي محبت كردن و محبت ديدن، ترجمة نسرين پشا ، ص ٢٢٦.

٢٣. Mayer.j, Carus.D, D, sallovey.P, Selecting a Mesure of Emotional Intelligence, P ٢٥٢

٢٤ نسرين اکبر زاده، هوش هيجاني در ديدگاه سالوي و ديگران، ص٢٣.

٢٥. ماير و كوب، به نقل از قمراني و  همکار، ص٢٦٦.

٢٦ فلسفي، اخلاق از نظر همزيستي و ارزشهاي انساني، ص١٠٣.

٢٧ مرتضي مطهري، انسان كامل، ص١٦١.

٢٨. همان، ص١٦٢.

٢٩. براي اطلاع بيشتر ر.ك: اصول کافي، ج ٢، ص ١٥٠، حديث ٤ و مستدرک الوسايل، ج ٧ ، ص ،١٨١ باب ١١.

٣٠. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٢، ص ٣٢.

٣١. محمدتقي مصباح ‌يزدي، خودشناسي براي خود‌سازي، ص١٠.

٣٢. فرشته فزخ دوست و همكاران، «بررسي روابط درون خانواده با تكيه به موقعيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي در انسجام خانواده‌هاي تهران در سال ٨٤»، مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ص٢٩٦.

٣٣. همان، ص ٢٩٦.

٣٤. marital compatibility.

٣٥. مجتبي حيدري، دين‌داري و رضايتمندي خانوادگي، ص١٩٣.

٣٦ جواد صالحي فدري، «رضايت‌مندي زناشويي»، فصل‌نامه تازه‌هاي روان‌درماني، ش١٣ و ١٤، ص٨٤.

٣٧. عليرضا مير‌احمدي‌زاده، و همکاران، «رضايت‌مندي  زناشويي و تعيين عوامل تأثير‌گذار بر آن در شيراز»، مجلة انديشه و رفتار، ش ٤، ص ٥٨.

٣٨. همان، ص٥٨.

٣٩. جواد صالحي فدري، «رضايت‌مندي زناشويي»، فصل‌نامة تازه‌هاي روان‌درماني، ش ١٣ و ١٤، ص ١٠٨.

٤٠. محمدرضا سالاري‌فر، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسي، ص ٥٢.

٤١. همان، ص٥٢.

٤٢. احمدي و همکاران، بررسي اثر بخش شدة زوج درماني ارتباط شئ كوتاه مدت بر الگوهاي ارتباطي زوجين، ص٢٧٠.

٤٣.محمدباقر مجلسي ، بحارالانوار‌، ج ٦٩، ص ٢٥٤.

٤٤. محمدرضا سالاري‌فر، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسي، ص ٥٢.

٤٥ همان، ص ٥٢.

٤٦. وسائل، ابواب مقدمات النكاح، ج ٩٤، خ ٧.

٤٧. علي مشکيني اردبيلي، ازدواج در اسلام، ترجمة‌ احمد جنتي، ص٢٠٥.

٤٨. همان، ص١٨٩.

٤٩ ر.ك: حسين انصاريان، نظام خانواده در اسلام، ص ٢٢٤.

٥٠علي قائمي، تشكيل خانواده در اسلام، ص١٧٤.

٥١. ر.ك: مصطفي كاشفي، ازدواج در اسلام، ص ١٣.

٥٢. ر.ك: حيدر‌علي هومن، آمار توصيفي در علوم رفتاري، ص ٢٢٨ـ ٢٢٩.

٥٣.Shrink Emotional Intelligence Inventory.

٥٤. بهزاد منصوري، ، ترجمه و هنجار‌يابي تست سيبريا شرينگ در دانشجويان دانشگاهاي دولتي، ص٤٢.

٥٥. validity.

٥٦ ر.ك:‌ مها‌نيان خامنه و همکاران، «برسي رابطة هوش هيجاني و رضايت زناشويي»، فصل‌نامه روانشناسي، سال دهم، ش ٣، ص ٣١٠.

٥٧.همان.

٥٨. همان، ص٤٣.

٥٩ Relibility

٦٠. Coopersmith self- steam.

٦١ همان، ص٤٤.

٦٢. Index of Marital Satisfaction(IMS).

٦٣. Index of Marital Satisfaction(IMS).

٦٤. validity.

٦٥. Walter W. Hudson.

٦٦. باقر ثنايي، مقياس سنجش خانواده و ازدواج، ص٤٥.

٦٧ همان، ص٤٦.

٦٨. relibility.

٦٩. Lock-Wallace Marital Adjustment Test.

٧٠. باقر ثنايي، مقياس سنجش خانواده و ازدواج، ص٤٦.