نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - رابطه بين بهزيستي معنوي و اميد با رضايت از زندگي در سالمندان

رابطه بين بهزيستي معنوي و اميد با رضايت از زندگي در سالمندان

سال هفتم، شماره چهارم، پياپي ٢٨، زمستان ١٣٩٣

نادر حاجلو / دانشيار گروه روان شناسي دانشگاه محقق اردبيلي                                          hajloo٥٣@uma.ac.ir

عيسي جعفري / استاديار گروه روان شناسي پيام نور آستارا                                                [email protected]

دريافت: ٠١/٠٥/١٣٩٢- پذيرش: ٢٥/٠٩/١٣٩٢

چكيده

هدف اين پژوهش، شناسايي ارتباط بهزيستي معنوي و اميد با رضايت از زندگي در سالمندان بود. روش اين پژوهش، توصيفي – همبستگي و جامعه آماري آن کليه سالمندان شهرستان اردبيل بود. داده هاي تحقيق از ١٠٠ سالمند که با روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند، جمع آوري گرديد. براي جمع آوري اطلاعات از پرسش نامه هاي بهزيستي معنوي، اميد و رضايت از زندگي استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون چندگانه استاندارد و رگرسيون چندگانه سلسله  مراتبي مورد تحليل قرار گرفت. نتايج نشان داد که بين بهزيستي مذهبي و اميد؛ بين بهزيستي مذهبي و رضايت از زندگي؛ بهزيستي وجودي و اميد؛ بهزيستي وجودي و رضايت از زندگي و اميد و رضايت از زندگي رابطه مثبت معنا دار وجود دارد. همچنين معلوم شد که رضايت از زندگي سالمندان توسط متغيرهاي بهزيستي معنوي و اميد به خوبي قابل پيش بيني است. سهم اين متغيرها در پيش بيني رضايت از زندگي سالمندان حتي با كنترل جنسيت، سن، و تحصيلات آنها، قابل توجه است.

كليد واژه ها: بهزيستي معنوي، اميد، رضايت از زندگي، سالمند.

 


مقدمه

بهزيستي معنوي حسي از ارتباط داشتن با ديگران، داشتن معني و هدف در زندگي و داشتن اعتقاد و ارتباط با يك قدرت متعالي است. بهزيستي معنوي، يك سازۀ چند بعدي عمودي و افقي است. بعد عمودي آن به ارتباط با خدا و بعد افقي آن به احساس هدفمندي در زندگي و رضايت از آن، بدون در نظر گرفتن مذهب خاص اشاره دارد (موبرگ (Moberg)، ١٩٧٨). از ديد اليسون (Ellison)، بهزيستي معنوي شامل يك عنصر رواني- اجتماعي و يك عنصر مذهبي است. بهزيستي مذهبي بيانگر ارتباط با يك قدرت برتر، يعني خداست. بهزيستي وجودي بيانگر احساس فرد از اينكه چه كسي است، چه كاري و چرا انجام مي دهد و به كجا تعلق دارد، مي باشد. هم بهزيستي مذهبي و هم بهزيستي وجودي شامل تعالي و حركت فراتر از خود مي باشد (اليسون، ١٩٨٣). از ديگر متغيرهاي تأثيرگذار در رضايت از زندگي، اميد است. برخي محققان اميدواري را مجموعه اي شناختي مي دانند كه مبتني بر احساس موفقيت ناشي از منابع گوناگون (انرژي معطوف به هدف) و مسيرها (برنامه ريزي براي دستيابي به اهداف) است (اشنايدر و همكاران (Synader)، ١٩٩١). بنابراين، اميد يا تفكر هدف مدار، از دو مؤلفۀ مرتبط به هم، يعني مسيرهاي تفكر و منابع تفكر تشكيل شده است و از طريق تركيب منابع و مسيرها، مي توان به اهداف رسيد. اگر هر كدام از اين دو عنصر شناختي وجود نداشته باشند، رسيدن به اهداف غير ممكن است (لوپز و همكاران (Lopez)، ٢٠٠٣، ص ٩١). با توجه به اهميت سازه هاي روان شناختي، نظير بهزيستي معنوي و اميد در رضايت از زندگي، در اين پژوهش نقش اين دو متغير در افراد سالمند بررسي شده است.

سالمندي به عنوان يكي از دوران زندگي بشر، مرحله اي مهم و اثرگذار در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي يك ملت مي باشد. تبيين جايگاه سالمندان يكي از مهم ترين عوامل در برنامه ريزي هاي كشوري است. افراد سالمند، علاوه بر تغييرات بيولوژيكي و فيزيولوژيكي كه در بدن رخ مي دهد، با رويدادهاي مهم زندگي از قبيل بازنشستگي، مرگ دوستان و اعضاي خانواده، رفتن به خانه جديد و عقب نشيني از فعاليت هاي اجتماعي و تغييراتي در روابط اجتماعي و وضعيت مالي مواجه مي شوند. با اين حال، مي توان گفت: در اثر بهبود شرايط پزشكي و بهداشتي، ميزان طول عمر افراد سالمند نيز تدريجاً افزايش يافته است. در ايران نيز براساس سرشماري سال ١٣٨٥ جمعيت سالمند ٦٠ سال و بالاتر، ٢٧/٧ درصد تخمين زده شده است كه درصد قابل توجهي است (مركز آمار ايران، ١٣٨٥). با توجه به آمار مطرح شده و افزايش رو به رشد جمعيت سالخوردگان، متخصصان سلامت بايد به دنبال راهبردهايي در جهت بهبود زندگي، كاهش مشكلات مربوط به سازگاري و متعاقب آن، رضايت از زندگي سالمندان باشند. علاوه بر اهميت سالمندي در متون روان شناختي، در دين مبين اسلام نيز سالمندان از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند، اين موضوع در آيات قرآن و احاديث بزرگان دين، به ويژه پيامبر اكرمˆ به روشني قابل درك است. در سوره مباركة اسراء صراحتاً بر نيكي و احترام به پدر و مادر، بخصوص زماني كه والدين به سن پيري مي رسند، تأكيد خاصي شده است (اسراء: ٢٣). همچنين احاديث زيادي بر اهميت سالمندان و احترام به آنان وجود دارد. در حديثي پيامبر اكرمˆ مي فرمايد: پير در ميان خانواده خود، مانند پيامبر در ميان امت خويش است (پاينده، ١٣٨٥). با توجه به مسائل فوق مي توان گفت: سالمندان از ديد قرآن و اسلام از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند و پژوهش در حوزه سالمندي و شناسايي عوامل متعدد مؤثر در رضايت از زندگي افراد سالمند حائز اهميت است. بنابراين، با شناسايي اين عوامل و ارتقاء آن مي توان سطح رضايت از زندگي را در افراد سالمند بالا برد. از جمله اين عوامل، مي توان به بهزيستي معنوي و اميدواري اشاره كرد.

تحقيقات بسياري در حمايت از اين فرضيه، كه بهزيستي معنوي مي تواند كاركرد رواني و سازگاري را تقويت كند، وجود دارد. همبستگي هاي معنا داري بين نمرات بهزيستي معنوي و متغيرهايي از قبيل رضايت از زندگي (يون (Yoon)، ٢٠٠٦) و اميدواري (اشنايدر و همكاران، ٢٠٠٢) گزارش شده است. در راستاي مطالعات مرتبط با معنويت پيرون و ديگران رابطه معنويت، نقش هاي خانوادگي و رضامندي زندگي را در گروهي از بزرگسالان مورد مطالعه قرار دادند و يافته ها نشان داد كه بهزيستي مذهبي، بخصوص بهزيستي وجودي و رضايت زناشويي نقش مهم و معناداري در رضامندي زندگي دارند (پيرون و همكاران (Perrone)، ٢٠٠٦). در پژوهش ديگري، رابطه بين معنويت، دينداري و رضامندي زندگي در دانشجويان بررسي شد و نتايج نشان داد كه دانشجوياني كه در مقياس هاي معنويت و دينداري، نمرات بالاتري كسب كردند، در مقياس سلامت خود ادراك شده نيز نمرات بالاتري داشتند. اين خود بر رضامندي از زندگي تأثير داشت (زوليگ و همكاران (Zullig)، ٢٠٠٦). در پژوهش مرتبط انجام شده در كشور نيز يافته ها نشان داد كه بهزيستي معنوي با سلامت رواني سالمندان رابطه معناداري دارد (جعفري و همكاران، ١٣٩١). پژوهش هومن و همكاران نشان داد كه بهزيستي معنوي رابطه معناداري با رضايت از زندگي و خودكارآمدي و تأثير منفي بر احساس تنهايي دارد (هومن و همكاران، ١٣٨٩). در پژوهشي كه در ارتباط با پيش بيني كننده هاي رضايت از زندگي انجام شد، نتايج نشان داد كه بهزيستي معنوي از پيش بيني كننده هاي اصلي رضايت از زندگي است و بهزيستي معنوي رابطه معناداري با رضايت از زندگي دارد (تمنائي فر و منصوري نيك، ١٣٩٢). ايجاد و حفظ، حسي از بهزيستي معنوي نقش حياتي در سازگاري و رضامندي دارد. تحقيقات فوق حاكي از آن است كه بهزيستي معنوي تأثير مثبتي در رضايت از زندگي افراد دارد.

همچنين پژوهش هاي انجام شده در راستاي بهزيستي معنوي و اميد نشان مي دهد كه بين اين دو متغير رابطة معني داري وجود دارد (چن و كرو (Chen & Crewe)، ٢٠٠٩؛ جعفري و همكاران، ٢٠١٠؛ يون و همكاران، ٢٠٠٨؛ بايلي و اشنايدر (Bailey)، ٢٠٠٧). در پژوهشي كه در ارتباط با اثربخشي اميد درماني و افزايش رضايت مندي صورت گرفت، نتايج نشان داد كه آموزش رويكرد اميد درماني، موجب افزايش ميزان اميد و رضايت زناشويي در افراد مورد بررسي شده است (خوشخرام و گلزاري، ١٣٩٠). همچنين در پژوهش ديگري مشخص شد كه بين دينداري و رضايت زناشويي و شادكامي در افراد مورد بررسي رابطه وجود دارد و دينداري به طور مثبتي پيش بيني كنندۀ رضايت زناشويي است (روحاني و معنوي پور، ١٣٨٧). در همة اين مطالعات، اميدواري يك عامل مهم و پويا در دستيابي به معنا از تجارب در نظر گرفته شده است. از اين رو، مي توان گفت: اميد و باورهاي معنوي موجب ايجاد بهزيستي و رضامندي شده و اين امر سازگاري افراد با عوامل فشارزاي زندگي را ممكن ساخته و سطح رضايت از زندگي را افزايش مي دهد (ميلر (Miller)، ١٩٩١).

با توجه به اينكه سالمندي يك مرحله تغييرناپذير زندگي است و عوامل متعددي موجب آسيب پذيري و كاهش رضامندي در اين افراد مي شود، پژوهش پيرامون عوامل روان شناختي مرتبط با رضايت از زندگي در اين افراد ضروري است. اگرچه نتايج به دست آمده از پژوهش ها، همواره يكسان نبوده است، در حال حاضر با توجه به شواهد پژوهشي روان شناختي مرتبط مي توان گفت: متغيرهاي گوناگوني بر رضامندي اين قشر از جامعه تأثير معناداري دارد. بنابراين به منظور شناسايي رابطه بين بهزيستي معنوي و اميد با رضايت از زندگي در سالمندان، اين پژوهش انجام گرفت.

روش پژوهش

روش اين تحقيق، توصيفي از نوع همبستگي بود. جامعه آماري تحقيق را كليه سالمندان زن و مرد شهرستان اردبيل تشكيل مي داد. از اين جامعه، تعداد ١٠٠ سالمند (٤٦ زن و ٥٤ مرد) به طور تصادفي ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به دليل نقص در پاسخ ها، تعداد ٤ نفر از سالمندان مورد مطالعه (هر ٤ نفر هم زن) از تحليل كنار گذاشته شدند و اطلاعات به دست آمده از ٩٦ سالمند (٤٢ زن و ٥٤ مرد) وارد تحليل نهايي شد. اطلاعات به دست آمده، با استفاده از تكنيك هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون چندگانه استاندارد و رگرسيون سلسله مراتبي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي جمع آوري اطلاعات نيز از پرسش نامه بهزيستي معنوي، پرسش نامه اميد و پرسش نامه رضايت از زندگي استفاده شد.

ابزار پژوهش

مقياس بهزيستي معنوي (SWBS): اين آزمون توسط پالوتزين و اليسون (Paloutzian, R. F, & Ellison) در سال ١٩٨٢ ساخته شد و شامل ٢٠ سؤال و دو خرده مقياس است. سؤالات فرد آزمون، مربوط به خرده مقياس بهزيستي مذهبي بوده و ميزان تجربه فرد از رابطه رضايت بخش با خدا را مورد سنجش قرار مي دهد و سؤالات زوج، مربوط به خرده مقياس بهزيستي وجودي است كه احساس هدفمندي را مي سنجد. مقياس پاسخ گويي به سؤالات به صورت طيف ليكرت ٦ درجه اي از كاملاً موافقم تا كاملاً مخالفم است. پالوتزين و اليسون در پژوهشي ضرايب آلفاي كرونباخ بهزيستي مذهبي و وجودي و كل مقياس را به ترتيب برابر با ٩١/٠، ٩١/٠ و٩٣ /٠گزارش كرده اند (پالوتزين و اليسون، ١٩٨٢). در پژوهشي روي دانشجويان دختر و پسر، آلفاي كرونباخ براي كل مقياس و خرده مقياس بهزيستي مذهبي و خرده مقياس بهزيستي وجودي به ترتيب ٩٠/٠، ٨٢/٠، ٨٧/٠ و با روش بازآزمايي به ترتيب ٨٥/٠، ٧٨/٠، ٨١/٠ گزارش شد (دهشيري و همكاران، ١٣٨٦). در اين پژوهش، ضرايب آلفاي كرونباخ براي كل مقياس و خرده مقياس بهزيستي مذهبي و وجودي ٩١/٠، ٨٤/٠ و ٨٩/٠ به دست آمد.

پرسش نامه اميد: مقياس اميد بزرگسالان يك پرسش نامه خودگزارشي مشتمل بر ١٢ سؤال است كه توسط اشنايدر و ديگران ساخته شده و ويژگي هاي روان سنجي آن مورد تأييد قرار گرفته است. سؤالات ٣، ٥، ٧ و ١١ ماده هاي انحرافي هستند كه در نمره گذاري وارد نمي شوند. هشت متغير ديگر نمره اميد كلي فرد را به دست مي دهند كه از ٨ تا ٣٢ متغير است. در پژوهش لوپز ضريب آلفاي كرونباخ براي اميدواري كل ٨٦/٠ و پايايي بازآزمايي در طي ١٠ هفته ٨٢/٠ به دست آمده است (لوپز، ٢٠٠٠). در پژوهش ديگري، كه توسط اشنايدر و لوپز صورت گرفت، همساني دروني كل آزمون ٧٤/٠ تا ٨٤/٠ و پايايي باز آزمايي ٨٠/٠ محاسبه شده است (اشنايدر و لوپز، ٢٠٠٧). در ايران، پايايي و روايي مقياس بر روي نمونه ١٠٠ نفري محاسبه و خصوصيات روان سنجي آن رضايت بخش گزارش شده است (شيرين زاده و ميرجعفري، ١٣٨٥). در پژوهش ديگري همساني دروني اين مقياس ٦٨/٠ و بين اين مقياس و پرسش نامۀ عاطفه مثبت و خوش بيني همبستگي معنادار گزارش شده است كه بيانگر اعتبار همزمان آن است (علاءالديني و همكاران، ١٣٨٦).

پرسش نامه رضايت از زندگي: داينر و ديگران مقياس رضايت از زندگي (SWLS) را براي همه گروه هاي سني تهيه كردند (دينر و همكاران (Diener)، ١٩٨٥). اين مقياس داراي ٥ ماده است و هر ماده از ١ (كاملاً مخالفم) تا ٧ (كاملاً موافقم) نمره گذاري مي شود. نتيجه مطالعۀ مظفري (١٣٨٢)، كه در ايران روي مقياس SWLS صورت گرفت، نشان داد كه مقياس مذكور از روايي و پايايي مناسبي برخوردار است. براساس مطالعۀ مذكور، ضريب آلفاي كرونباخ ٨٥/٠ و ضريب باز آزمايي آن در فاصله ٦ هفته برابر با ٨٤/٠ بوده است. در پژوهش ديگري، روايي اين آزمون به شيوه تحليل عاملي محاسبه گرديد كه نتايج حاكي از وجود يك عامل كلي در مقياس داشت كه بيش از ٥٤ درصد از واريانس سؤال ها را پيش بيني مي نمود (جوكار، ١٣٨٥).

يافته هاي پژوهش

از كل افراد مورد مطالعه، ٤٢ نفر زن و ٥٤ نفر مرد بودند. ٣٠ نفر بي سواد، ٣٦ نفر داراي تحصيلات ابتدايي، ١٤ زير ديپلم، ٧ نفر ديپلم، ٩ نفر ليسانس بودند. ٦٨ نفر از افراد مورد مطالعه، ٧٠-٦٥ سال، ١٨ نفر ٧٥-٧٠ سال و ١٠ نفر نيز بالاتر از ٧٥ سال داشتند. ميانگين سني نمونه مورد مطالعه ٢٩/٧٠ و انحراف معيار آن ١٣/٣ بود.

شاخص هاي توصيفي متغيرهاي مورد مطالعه در جدول ١ آورده شده است. براساس اطلاعات جدول مذكور، ازآنجاكه مقادير كشيدگي و چولگي هريك از متغيرهاي تحقيق بين ١± قرار داشتند، مي توان گفت: توزيع نمرات كليه متغيرهاي مورد مطالعه از شكل نرمال برخوردارند.

جدول ١: شاخص هاي توصيفي متغيرهاي تحقيق

متغير

حداقل

حداكثر

M

SD

كشيدگي

چولگي

بهزيستي مذهبي

٢٦

٤٤

٩٢/٣٤

٣٠/٣

٤٥/٠

٢٢/٠

بهزيستي وجودي

٢٧

٦٠

٢٠/٣٦

٥٢/٤

٧٨/٠

٨٤/٠

اميد

١٤

٣٤

٩٠/٢٤

٨٩/٤

٢٣/٠-

٥٤/٠-

رضايت از زندگي

٥

٣٥

١٣/٢١

٨٤/٦

٢٧/٠-

٤٥/٠-