نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - رابطه آخرت نگري و پنج عامل شخصيت در دانشجويان
سال هفتم، شماره چهارم، پياپي ٢٨، زمستان ١٣٩٣
فاطمه پور ابراهيمي / كارشناسي ارشد علوم تربيتي دانشگاه آزاد تهران مركز و مدرس دانشگاه فرهنگيان پرديس شهيد باهنر كرمان
مسعود كريمي فر / كارشناسي ارشد روان شناسي عمومي دانشگاه علامه طباطبائي [email protected]
سالار رضائي نژاد / كارشناسي ارشد روان شناسي دانشگاه علامه طباطبائي
وحيد منظري توكلي / دانشجوي دكتراي روان شناسي دانشگاه اصفهان و عضو باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، بافت، ايران manzari.v٦٣@gmail.com
دريافت: ٢٠/٠٨/١٣٩٢- پذيرش: ٢٥/٠١/١٣٩٣
چكيدهميل به بقا يكي از بنيادي ترين انگيزه هاي انسان و يكي از ابعاد مهم معنويت، نگرش به جهان پس از مرگ (آخرت نگري) است. هدف اين پژوهش، بررسي رابطه آخرت نگري و پنج عامل شخصيت در دانشجويان بود. بدين منظور، تعداد ٢٢٠ دانشجوي دانشگاه تهران انتخاب شدند و مقياس هاي آخرت نگري ابراهيمي - بهرامي (١٣٨٩) و پنج عامل شخصيتي نئو (NEO-FFI) را تكميل كردند. داده ها با استفاده از شاخص هاي آماري ميانگين، انحراف استاندارد، ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون گام به گام تحليل شدند. نتايج نشان داد كه آخرت نگري كلي با ابعاد شخصيتي برون گرايي، گشودگي، با وجدان بودن و موافق بودن رابطه مثبت و معني دار و با روان رنجوري رابطه منفي و معني دار داشت. نتايج رگرسيون گام به گام نشان داد كه از بين ويژگي هاي شخصيتي دو مؤلفه با وجدان بودن و برون گرايي، حدود ٣١ درصد از واريانس آخرت نگري را تبيين مي كنند.
كليد واژه ها: آخرت نگري، پنج عامل شخصيت، معنويت.
مقدمه
معنويت يكي از سازه هايي است كه علي رغم نداشتن مفهوم روشن و مشخص، به طور گسترده و به صورت گوناگون به كار مي رود. به رغم اين ابهام در مفهوم ها، گزارش ها از گسترش علاقه به معنويت حكايت دارد. براي نمونه، كانترويكس و همكاران (١٩٩٤) گزارش مي دهند ٨٥ درصد از آمريكايي ها به دنبال رشد معنوي اند و اين آمار بي ترديد در آغاز هزاره سوم گسترش بيشتري يافته است (جهانگيرزاده، ١٣٨٤). كوئيك و همكاران معتقدند معنويت عبارت است از: جست وجو و مطالبه مستحضر براي درك و فهم پاسخ سؤال هايي درباره زندگي، معنا و ارتباط با نيروي مقدس يا متعالي، كه ممكن است منجر به رشد آئين هاي مذهبي و تكوين جامعه شود يا نشود (كوئيك و همكاران، ١٩٩١).
نكته اساسي در بسياري از توصيفات و تعاريف ارائه شده از معنويت، اين است كه معنايابي يكي از اعمال و فعاليت هاي دروني (و غالباً نيمه هشيارانه) انسان است. سوينتون دريافت كه معنويت جنبه اي از زندگي است كه به فرد انسانيت مي بخشد (غباري بناب، ١٣٨٥، ص ٢٤). اين اصطلاح، شامل مجموعه اي از ساختارهاي مهم است كه به زندگي انسان جهت و معنا مي بخشد و به افراد كمك مي كند تا با مشكلات و فراز و نشيب هاي زندگي مقابله نمايند. با اين بيان، معنويت شامل ابعاد مهمي نظير جست وجوي معنا، هدف، دانش تعالي بخش انساني، روابط پر معناي عشق و تعهد و از همه مهم تر آخرت نگري مي باشد (همان).
يكي از ابعاد مهم معنويت، آخرت نگاري است. ميل به بقا، يكي از بنيادي ترين انگيزه هاي انسان است. در انسان به صورت فطري اين انگيزه وجود دارد كه مي خواهد باقي باشد و حيات دائمي داشته باشد (منظري توكلي و همكاران، ١٣٩٢). ترس از مرگ نيز يكي از ترس هاي جدي است كه در طول زندگي كم و بيش با انسان همراه است. شايد به همين دليل است كه برخي روان شناسان در تلاشند تا اين ترس را از بين برده، احساس آرامش را جايگزين آن نمايند (همان).
روان شناسي به صورت سنتي با موضوع مرگ در گير مي باشد. براي نمونه، روان تحليل گري و مبتكر آن فرويد، نقش كشاننده اي را تصريح مي كند كه اثري ساختاري در سازماندهي رواني انسان به عهده دارد، كشاننده مرگ به عنوان نيروي بنيادين در مقابل كشاننده زندگي، ساختار روان شناختي را توليد مي كند (ابراهيمي و بهرامي ، ١٣٩٠). علي رغم آنكه پارادايم روان تحليل گري در غرب، به سرعت جاي خود را به رويكردي ديگر داد، با اين حال نفي آخرت و تمام مفاهيم وابسته به آن در تمام نظام هاي روان شناختي كم و بيش وجود دارد. رفتارگراها و در كنار آن حتي ديدگاه هاي انسان گرايانه، به اتفاق رويكردهاي آخرت نگرانه را نفي و تمام روان شناسي را در مرزهاي زندگي دنيايي ترسيم كرده اند (كنت، ٢٠٠٧). از اين رو، در ادبيات روان شناسي معاصر، پژوهشي با مضمون آخرت نگري يافت نمي شود. جست وجو در پايگاه هاي علمي داخلي و خارجي نشان مي دهد كه اساساً با اين مفهوم و مفاهيم مشابه آن، سند علمي در دسترس نيست. يكي از عواملي كه مي تواند با آخرت نگري رابطه داشته باشد، ويژگي هاي شخصيت است. ويژگي هاي شخصيتي با توجه به ثباتشان در طول زمان و در فرهنگ هاي مختلف، در نحوه تعاملات افراد تعيين كننده اند (هيل و همكاران (Hill)، ١٩٩٧). پنج ويژگي اين مدل عبارتند از: روان رنجوري، برون گرايي، موافق بودن، گشودگي و با وجدان بودن (بشارت، ١٣٨٦).
روان رنجوري به تمايل براي تجربه اضطراب، تنش، خودمحوري، خصومت، تكانش وري، كم رويي، تفكر غيرمنطقي، افسردگي و حرمت خود پايين اطلاق مي شود. برون گرايي به تمايل براي تجربه هيجان هاي مثبت، هيجان طلبي، مهرباني و اجتماعي بودن گفته مي شود (همان). موافق بودن عبارت است از: تمايل به كنجكاوي، خيال پردازي، زيبايي شناسي، خردورزي، روشن فكري و نوآوري (ميشل (Michel)، ٢٠٠٣). گشودگي به تمايل براي گذشت، مهرباني، سخاوتمندي، اعتمادورزي، همدلي، فرمان برداري، فداكاري و وفاداري اطلاق مي شود. با وجدان بودن عبارت است از: تمايل به سازماندهي، نظم و ترتيب، خود نظم دهي، كارآمدي و قابليت اعتماد، خويشتن داري، پيشرفت گرايي، منطق گرايي و تعمق (بشارت، ١٣٨٦). نتايج پژوهش هاي مختلف، به وجود رابطه بين معنويت و دينداري و ويژگي هاي شخصيت اشاره كرده اند.
آيزنك و پرسون از عوامل شخصيت، درون گرايي و برون گرايي و روان رنجوري را با دينداري بررسي كرده و به اين نتيجه رسيدند كه همبستگي كمي بين درون گرايي و متغيرهاي دينداري ديده شده است، ولي برون گرايي هيچ همبستگي را با دينداري نشان نداد (ويبل و همكاران (Weibel)، ٢٠١١). كاستا و فرانيس پژوهشي روي يك نمونه ٥٧٧ تايي از مردان انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه در اين افراد، با سنين متفاوت، همبستگي اندكي بين دينداري و درون گرايي متفكر وجود دارد. اين احتمال وجود دارد كه اعضاي برخي از جمعيت هاي مذهبي بيشتر درون گرا باشند.
عامل ديگر، روان رنجوري است كه رابطه اي با مذهب ندارد (ويبل و همكاران، ٢٠١١). آيزنك به اين نتيجه رسيد كه بين عامل گشودگي و متغيرهاي دينداري همبستگي ٢٥% و ٣٥% وجود دارد. گشودگي، رگه اي است كه نسبت به برون گرايي يا روان رنجوري از كليت كمتري برخوردار است و به علاوه معناي دقيق آن كمتر روشن است. تحقيق نشان داده است كه نمره افراد متدين در همدلي بالاتر است و اين دقيقاً يك بعد وابسته (به مسئله دينداري) است كه مربوط به بعد گشودگي مي باشد.
علي رغم نقش ويژگي هاي شخصيت در دينداري، به ويژه آخرت نگري، اين مسئله در جامعه كنوني ايران مورد غفلت واقع شده و اطلاعات اندكي هم در دست است. بر اين اساس، هدف اين پژوهش بررسي رابطه پنج عامل شخصيتي و آخرت نگري در دانشجويان دانشگاه تهران است.
روش پژوهشاين پژوهش توصيفي و از نوع همبستگي مي باشد. جامعه آماري موردمطالعه تمامي دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه تهران، مشغول به تحصيل در سال ٩٢-١٣٩١ مي باشند. از اين ميان، تعداد ٢٢٠ نفر براساس فرمول مورگان به روش چندمرحله اي خوشه اي انتخاب شدند. از بين دانشكده ها، سه دانشكده مديريت، فني و روان شناسي به تصادف انتخاب و سپس از هر دانشكده دو كلاس، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پس از جلب مشاركت آزمودني ها و اطمينان خاطر از اين جهت كه اطلاعات جمع آوري شده فقط براي مقاصد پژوهشي استفاده مي شود، به پرسش نامه هاي آخرت نگري و پنج عاملي شخصيت پاسخ دادند. به منظور تجزيه و تحليل داده ها، از روش هاي آماري نظير ميانگين، انحراف استاندارد، ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون گام به گام استفاده شد.
ابزار پژوهشالف: مقياس آخرت نگري ابراهيمي - بهرامي احسان: اين مقياس با استفاده از آيات و روايات استخراج شده از منابع دين مقدس اسلام ساخته شده است. فرم نهايي آن داراي ٤٤ سؤال است كه از ٥ خرده مقياس تكليف گريزي، آمادگي، آخرت محوري، تعالي و لذت جويي تشكيل يافته است كه نمره كل از جمع ٥ عامل (پس از معكوس كردن نمرات دو عامل تكليف گريزي و لذت جويي) به دست مي آيد. اين مقياس را هم به صورت گروهي و هم به صورت انفرادي مي توان اجرا كرد. اعتبار اين آزمون با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ محاسبه شد كه براي كل آزمون ٨٥/٠ و براي خرده مقياس ها تكليف گريزي ٥٢/٠، آمادگي ٧٢/٠، آخرت محوري ٧٩/٠، تعالي ٦٥/٠ و لذت جويي ٦٧/٠ به دست آمد. اعتبار آزمون از طريق دو نيمه سازي، همبستگي بين نيمه اول با نيمه دوم ٨٦/٠ به دست آمد (ابراهيمي ، ١٣٨٩). منظري توكلي و همكاران (١٣٩١) اعتبار و روايي سازه اين مقياس را در جامعه دانشجويي مورد تأييد قرار دادند.
ب: مقياس پنج عامل شخصيتي نئو (NEO-FFI): اين مقياس در سال ١٩٩١ توسط اليور و جان به منظور بررسي پنج عامل بزرگ شخصيت (روان رنجوري، برون گرايي، موافق بودن، گشودگي و با وجدان بودن) ساخته شد و داراي ٦٠ سؤال است كه براساس مقياس ليكرت تهيه شده است. هر ١٢ سؤال آن، يكي از پنج عامل مذكور را اندازه گيري و نمرات هر عامل جداگانه حاسبه مي شود. بشيري (Bashiri) (٢٠٠٧) روايي اين فرم را در چند مرحله بررسي كرده و مورد تأييد قرار داده است. پايايي هر يك از عوامل در يك نمونه ايراني، بين ٧١/٠ تا ٩٢/٠ به دست آمده است (گروسي فرشي (Garousi Farshi)، ٢٠٠٠). كاستا و مك كري (١٩٩٢) روايي اين آزمون، بين گزارش هاي شخصي و ارزيابي همسالان را ٣٠ تا ٦٥ درصد محاسبه نمودند (همان). آتش افروز و همكاران (١٣٨٧) ضريب اعتبار براي هريك از رگه هاي روان رنجوري، برون گرايي، گشودگي، موافق بودن و باوجدان بودن به ترتيب ٧٤% ، ٥٥% ، ٢٧% ، ٣٨% و ٧٧% محاسبه نمودند. همچنين در پژوهشي كه توسط حق شناس (١٣٨٥) بر روي يك نمونه ٢٠٨ نفره از دانشجويان انجام گرفت، ضريب بازآزمايي با فاصله زماني سه ماهه، براي روان رنجوري، برون گرايي، گشودگي، موافق بودن و باوجدان بودن به ترتيب ٧٩% ، ٧٩% ، ٨٠% ، ٧٥% و ٨٣% به دست آمد. همچنين محمدي و محمودنيا (١٣٨٩) آلفاي كرونباخ اين پرسش نامه را ٧٨% محاسبه نمودند. در اين پژوهش، پايايي عوامل براساس آلفاي كرونباخ بين ٦٧/٠ تا ٨٨/٠ محاسبه گرديد.
يافته هاي پژوهشاز بين ٢٢٠ دانشجوي شركت كننده در اين پژوهش، ٩٥ نفر دانشجوي مرد و ١٢٥ نفر دانشجوي زن بودند. تعداد ١٦٦ نفر از گروه نمونه دانشجوي مقطع كارشناسي و تعداد ٥٤ نفر دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد بودند. از مجموع شركت كنندگان در اين پژوهش، فقط ٢٥ نفر متأهل و بقيه مجرد بودند. همچنين تعداد ١٠١ نفر از گروه نمونه را دانشجويان دانشكده فني، تعداد ٦٨ نفر را دانشجويان دانشكده روان شناسي و تعداد ٥١ نفر را دانشجويان دانشكده اقتصاد تشكيل مي دادند.
جدول ١ ميانگين و انحراف استاندارد نمره هاي پنج عامل شخصيت و آخرت نگري كل دانشجويان را به تفكيك دختر و پسر نشان مي دهد.
جدول شماره ١. ميانگين و انحراف استاندارد نمره هاي پنج عامل شخصيت و آخرت نگري كل دانشجويان به تفكيك جنسيت
|
جنسيت |
پسر |
دختر |
كل |
|||
|
متغير شاخص |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
|
برون گرايي |
٧٥/٢٥ |
٧٢/٤ |
٢٨/٢٢ |
٩١/٣ |
٠١/٢٤ |
٣٢/٤ |
|
با وجدان بودن |
٦٢/٢٤ |
١١/٤ |
٧٥/٢٣ |
٧٤/٣ |
١٨/٢٤ |
٩٢/٣ |
|
موافق بودن |
٨١/٢٢ |
١١/٥ |
٩٥/٢١ |
٦١/٤ |
٣٨/٢٢ |
٨٦/٤ |
|
گشودگي |
٩٥/٢٦ |
٨٦/٤ |
٢٤/٢٧ |
٨٩/٣ |
٠٩/٢٧ |
٣٧/٤ |
|
روان رنجوري |
٤٣/١٥ |
٤٦/٣ |
٦٤/١٦ |
١٢/٤ |
٠٣/١٦ |
٧٩/٣ |
|
آخرت نگري (كلي) |
٤٥/٨٨ |
٤٥/٩ |
٣٧/٩٣ |
٧٨/١٠ |
٩١/٩٠ |
١١/١٠ |