نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - رابطه احساس قدرداني نسبت به خدا با شخصيت و كاركردهاي مثبت رواني در ايران و لهستان

رابطه احساس قدرداني نسبت به خدا با شخصيت و كاركردهاي مثبت رواني در ايران و لهستان

سال هفتم، شماره دوم، پياپي ٢٥، تابستان١٣٩٣

ناصر آقابابايي / دانشجوي دکتري روان‌شناسي عمومي دانشگاه علامه طباطبائي  [email protected]
آگاتا بلچنيو / استاديار دانشگاه کاتوليک جان پل دوم لوبلين
دريافت: ١/٩/١٣٩٢- پذيرش:٣١/١/١٣٩٣
چکيده
هدف اين پژوهش، بررسي رابطه احساس قدرداني نسبت به خدا با کارکردهاي مثبت رواني و عامل‌هاي شخصيت بود. ٢٢٦ دانشجوي ايراني و ٢٢٠ دانشجوي لهستاني به «پرسش‌نامه قدرداني نسبت به خدا»، «پرسش‌نامه شخصيت هگزاکو-٦٠»، «مقياس شادي فاعلي»، «مقياس رضايت از زندگي»، و «مقياس حرمت خود روزنبرگ» پاسخ دادند. يافته‌ها نشان داد که در هر دو بافت، احساس قدرداني نسبت به خدا با نمره‌هاي بالا در شادي، رضايت از زندگي، حرمت خود، صداقت- فروتني، و برون‌گرائي رابطه مثبت داشت. احساس قدرداني نسبت به خدا، پس از کنترل شخصيت نيز توانست مقادير معناداري از تغييرات در کارکردهاي مثبت رواني را پيش‌بيني کند. همچنين يافته‌هاي اين پژوهش نشان داد که نقش مثبت قدرداني مستقل از شخصيت است و داراي عموميت ميان- فرهنگي مي‌باشد.
کليدواژها: قدرداني، دين، خدا، شادي، شخصيت، هگزاکو.
 


مقدمه

قدرداني به عنوان فضيلتي انساني در تاريخ انديشه بشر جايگاه ويژه اي دارد. در علم اخلاق، به عنوان يك فضيلت مطرح، و تقريباً همه اديان بدان ارج نهاده اند. مفهوم قدرداني در متون اسلامي، با واژه شكر معرفي شده است. اين واژه و مشتقات آن ده ها بار در قرآن كريم به كار رفته است. خداوند خود وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً (نساء: ١٤٧)؛ و بندگان صالحش را با واژه شكر توصيف مي كند. مثلاً در مورد حضرت نوح مي فرمايد: إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُورا (اسراء: ٣). خداوند ضمن اينكه شكرگزاران را اندك مي شمارد أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (بقره: ٢٤٣)؛ همگان را به آن توصيه مي كند، آن را پيامد ايمان مي داند وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (نحل: ١١٤)؛ و مي فرمايد كه تنها بندگان شاكر، نشانه هاي الهي را در مي يابند إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (ابراهيم: ٥). از پيامدهاي قدرداني، تكرار يا ادامه جريان خير است؛ چرا كه منعم در مي يابد لطفش به هدر نرفته است. اين حقيقت هم در رابطه با خداوند درست است هم در رابطه با مخلوقات. اميرالمؤمنين علي فرموده اند: كسي كه شكرگزاري دارد، از فزوني نعمت محروم نمي شود. همچنين فرموده اند: هنگامي كه نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد (نهج البلاغه، ١٤٢٢ق).

در روان شناسي، قدرداني به عنوان هيجاني مقدس و اخلاقي مطرح شده است. پژوهش هاي متعدد، آثار مثبت فراوان آن را در سلامت و كاركردهاي مثبت رواني همچون شادي، رضايت از زندگي، كيفيت خواب و كاهش اختلال هاي رواني به اثبات رسانده اند (وود و همكاران، ٢٠١٠). در اين پژوهش ها، قدرداني غالباً به عنوان يك رگه شخصيتي مطالعه شده است. تنها تعداد اندكي از پژوهش ها، قدرداني نسبت به خدا را به عنوان سازه اي ديني مطالعه كرده اند (رزماريان و همكاران، ٢٠١١).

يكي ديگر از سازه هايي كه روان شناسان مثبت گرا بدان توجه ويژه اي دارند، مفهوم بهزيستي فاعلي است. قرن هاست كه چيستي زندگي خوب، انديشمندان را به خود مشغول داشته است. آنها بر ملاك هايي چون دوست داشتن ديگران و لذت به عنوان ويژگي هاي يك زندگي خوب متمركز شده اند. انديشه ديگري كه درباره زندگي خوب وجود دارد، عبارت است از اينكه افراد خودشان احساس كنند كه زندگي خوبي دارند. اين تعريف فاعلي يا ذهني از كيفيت زندگي، به هر فرد اين حق را مي دهد كه تصميم بگيرد زندگي اش ارزشمند است يا نه. اين رويكرد به تعريف زندگي خوب، چيزي است كه بهزيستي فاعلي و گاهي در زبان محاوره اي شادي ناميده شده است. بهزيستي فاعلي اشاره به ارزيابي عاطفي و شناختي افراد از زندگي شان دارد، و شامل تجربه هيجان هاي دل پذير، سطح پايين خلق منفي، و رضايت زندگي بالاست. مردم همه فرهنگ ها، بهزيستي فاعلي را مهم ترين عنصر زندگي شان گزارش مي كنند. ازاين رو، دانشمندان مي كوشند تا عامل هاي پرورش آن را شناسائي كنند (آقابابايي و فراهاني، ١٣٩٠، ص ٨٠). افزايش بهزيستي از اين جهت مهم است كه افراد شاد در عرصه هاي گوناگون زندگي مانند ازدواج، دوستي، سلامت، كار، و تحصيل موفق ترند، نه تنها به علت اينكه موفقيت، شادي آفرين است بلكه شادي، موفقيت را با خود به ارمغان مي آورد (ليوبومرسكي و همكاران، ٢٠٠٥). متغير مثبت ديگري كه بايد آن را از شادي متمايز دانست، حرمت خود است. حرمت خود گرچه رابطه مثبت قوي اي با شادي دارد، اما مفهوماً از آن متفاوت است. حرمت خود عبارت است از: ارزيابي عاطفي از خودانگاره و هويت. ارزيابي مثبت يا منفي فرد از خودش در اينكه او چه احساسي نسبت به خودش دارد، نقش دارد. افراد داراي حرمت خود مثبت نوعاً از بيان آراءشان به شيوه اي مناسب و مؤدبانه بيم ندارند، آنها در پي فرصت هايي براي پيشرفت خود هستند. از عبارت هاي مثبت درباره خودشان استفاده مي كنند، و موفقيت هاي ديگران را تهديد قلمداد نمي كنند (زاف و هير، ٢٠٠٣، ص ٢٣٥). از سوي ديگر، حرمت خود پائين يك مشكل رايج است كه با سبب شناسي برخي از اختلالات رواني مانند افسردگي، وسواس، اختلال خوردن، مصرف مواد، درد مزمن، و روان پريشي ارتباط داده شده است (مك منس و همكاران، ٢٠٠٩). پژوهش ها نشان داده اند كه پيش بيني كننده هاي شادي و حرمت خود متمايز اند. در حالي كه بهترين پيش بيني كننده هاي شادي عبارت اند از: رگه هاي خلق و خوئي (مانند برون گرايي و روان رنجور خويي)، بهترين پيش بيني كننده حرمت خود، ويژگي هاي مرتبط با عامليت و انگيزش (مانند خوش بيني، و فقدان نوميدي) بوده است (ليوبومرسكي و همكاران، ٢٠٠٦).

دينداري و ارتباط با خداوند از جمله متغيرهايي هستند كه رابطه آنها با سلامت رواني و به طور خاص با بهزيستي و حرمت خود مورد توجه پژوهشگران رشته هاي مختلف قرار گرفته است. پژوهش ها در جوامع ديني مختلف نشان مي دهد كه ابعاد گوناگون دينداري و به طور خاص ديد مثبت به خدا، با شادي و رضايت زندگي رابطه مثبت دارد (آقابابايي و همكاران، ١٣٨٨؛ پاراگمنت و همكاران، ٢٠٠١؛ رابينز و همكاران، ٢٠٠٨؛ رزماريان و همكاران، ٢٠٠٩؛ حيدري رفعت و عنايتي نوين فر، ١٣٨٩؛ قمري، ١٣٨٩؛ عبدالخالك، ٢٠٠٦؛ سيم و يو، ٢٠١١؛ لويس و همكاران، ٢٠٠٥؛ هيلز و آرگايل، ١٩٩٨). همچنين نشان داده شده است كه افراد متدين نسبت به افراد غيرمتدين، حرمت خود بالاتري دارند و داراي سازگاري روان شناختي بهتري اند (گباور و همكاران، ٢٠١٢؛ عبدالخالك، ٢٠١١). گرچه پژوهش هاي زيادي رابطه شخصيت با بهزيستي (استيل و همكارانش، ٢٠٠٨) و رابطه شخصيت با دين (ساراگلو، ٢٠١٠) را بررسي كرده اند، اما مطالعه همزمان اين سه متغير (يعني شخصيت، دين، و بهزيستي فاعلي) به ندرت انجام گرفته است. مطالعه همزمان اين سه متغير، روشن خواهد كرد كه آيا رابطه دين با بهزيستي يگانه است، يا متأثر از شخصيت. فرانسيس و لستر (١٩٩٧) در دانشجويان آمريكايي نشان دادند كه پس از كنترل عامل هاي سه گانه آيزنك، دينداري توانست شادي را پيش بيني كند. اما مطالعه بري (٢٠١٢) با استفاده از مدل پنج عاملي اين يافته را تكرار نكرد. رابينز و همكارانش (٢٠٠٨) نشان دادند كه گرچه دعا كردن با شادي رابطه مثبت دارد، پس از كنترل عامل هاي شخصيت آيزنك اين رابطه از بين رفت.

در اين پژوهش، به بررسي رابطه احساس قدرداني نسبت به خدا با كاركردهاي مثبت رواني (شامل شادي، رضايت از زندگي، و حرمت خود) و عامل هاي شخصيت در دو بافت مسلمان ايران و مسيحي لهستان خواهيم پرداخت. چنين پژوهشي، امكان بررسي تعميم پذيري ميان فرهنگي يافته ها را فراهم خواهد آورد. بر پايه پژوهش هاي متعددي كه بيانگر رابطه مثبت رگه قدرداني با كاركردهاي مثبت رواني بوده اند، انتظار است قدرداني نسبت به خدا نيز با شادي، رضايت از زندگي، و حرمت خود رابطه مثبت داشته باشد. همچنين براساس اينكه چند پژوهش در چارچوب مدل پنج عاملي شخصيت نشان داده اند كه عامل برون گرايي و توافق رابطه اي قوي با رگه قدرداني دارد (آقابابائي و فراهاني، ١٣٩٠؛ نتو، ٢٠٠٧؛ وود و همكاران، ٢٠٠٩)، پيش بيني مي شود در هر دو بافت، دو عامل برون گرايي و توافق از مدل هگزاكو نيز با قدرداني نسبت به خدا رابطه مثبت داشته باشند. لازم به يادآوري است كه مدل هگزاكو، شخصيت را در چارچوب شش عامل مي سنجد: صداقت- فروتني، تهييج پذيري، برون گرايي، توافق، وظيفه شناسي، و تجربه پذيري (اشتن و لي، ٢٠٠٩). همچنين با توجه به ماهيت و محتواي عامل صداقت- فروتني (شامل رگه هاي صداقت، انصاف، پرهيز از حرص، و فروتني) و اينكه اين عامل از قوي ترين همبسته هاي دينداري در مدل شش عاملي هگزاكو است (آقابابايي، ٢٠١٢؛ آقابابايي و همكاران، ٢٠١٤)، پيش يني مي شود اين عامل با قدرداني نسبت به خدا رابطه مثبت داشته باشد. سرانجام، در اين مطالعه به بررسي اين پرسش مي پردازيم كه آيا پس از كنترل شخصيت، قدرداني نسبت به خدا مي تواند كاركردهاي مثبت رواني را پيش بيني كند يا خير؟

روش تحقيق

الف. آزمودني ها: نمونة پژوهش شامل ٢٢٦ دانشجوي ايراني و ٢٢٠ دانشجوي لهستاني در سال تحصيلي ١٣٩١-١٣٩٢ (٢٠١٢-٢٠١٣) است كه با روش نمونه گيري غيرتصادفي به مشاركت در پژوهش دعوت شدند. از نمونه ايراني ١٥١ نفر زن، ٧٥ نفر مرد، يك نفر زردشتي و ساير افراد مسلمان بودند. ميانگين سني آنها ٤٧/٢٢ سال با دامنه ١٨ تا ٣٨ بود. از نمونه لهستاني ١٧٠ نفر زن، ٣٤ نفر مرد، ١٦ نفر بدون بيان جنسيت، يك نفر مسلمان و باقي آنها مسيحي بودند. ميانگين سني آنها ٩٦/٢١ سال با دامنه ١٩ تا ٤٧ سال بود.

اين پژوهش از نوع توصيفي (غيرآزمايشي) و با روش تحقيق همبستگي است. داده هاي پژوهش به وسيله پرسش نامه هاي خود گزارشي به دست آمدند و با شاخص ها و روش هاي آماري، همچون ضريب همبستگي پيرسون، و رگرسيون چندگانه، تحليل شدند. براي اين مدل ها، تعداد نمونه دست كم ١٠ تا ٢٠ برابر تعداد متغيرهاي مستقل تعيين شده است (فراهاني و عريضي، ١٣٨٤؛ هومن، ١٣٨٦). بدين ترتيب، با وجود ٧ متغير مستقل (قدرداني نسبت به خدا و عامل هاي شش گانه شخصيت)، حجم نمونه در اين پژوهش بسنده است. براي جمع آوري داده ها، نسخه هاي فارسي و لهستاني پرسش نامه هاي زير به كار رفت.

ب. ابزار سنجش

پرسش نامه قدرداني نسبت به خدا: اين پرسش نامه تك عاملي چهار گويه دارد. پايايي دروني آن با روش آلفاي كرونباخ برابر با ٩٦/٠ به دست آمده است (كراوزه، ٢٠٠٦). آلفاي كرونباخ نسخه فارسي اين پرسش نامه، در گروهي از دانشجويان ايراني برابر با ٨٥/٠ و همبستگي آن با پرسش نامه قدرداني برابر با ٥٤/٠ به دست آمد. به ترتيب، بيانگر پايايي و روايي رضايت بخش آن است (آقابابايي و اينانلو، ١٣٨٩، ص ٨٠). شركت كننده ها به يك مقياس پنج درجه اي ليكرت پاسخ مي دهند.

پرسش نامه شخصيت هگزاكو-٦٠: براي سنجش عامل هاي شخصيت از نسخه ٦٠ گويه اي پرسش نامه شخصيت هگزاكو استفاده شد. پايايي دروني عامل هاي شش گانه صداقت- فروتني، تهييج پذيري، برون گرايي، توافق، وظيفه شناسي، و تجربه پذيري با روش آلفاي كرونباخ در نمونه اي از دانشجويان، به ترتيب برابر با ٧٩/٠، ٧٨/٠، ٨٠/٠، ٧٧/٠، ٧٨/٠، و ٧٧/٠ گزارش شده است. آلفاي كرونباخ اين عامل ها در نمونه اي از جمعيت عمومي از ٧٣/٠ تا ٨٠/٠ گزارش شد. همبستگي نمره هاي خودگزارشي و نمره هاي مشاهده گر از ٤٧/٠ تا ٦٠/٠ و همبستگي پرسش نامه پنج عاملي نئو با پنج عامل متناظر آن در نسخه ٦٠ گويه اي هگزاكو از ٥٣/٠ تا ٨٠/٠ بود (اشتن و لي، ٢٠٠٩). در ايران، آقابابائي (١٣٩١) ساختار عاملي اين پرسش نامه را تأييد كرد. پايايي دروني عامل هاي شش گانه پرسش نامه، با روش آلفاي كرونباخ بين ٦٠/٠ و ٧٥/٠ به دست آمد (آقابابايي، ١٣٩١). روايي همگراي نسخه فارسي هگزاكو-٦٠ هم با پنج عامل بزرگ شخصيت تأييد شده است (آقابابايي، ٢٠١٢). شركت كنندگان به يك مقياس پنج درجه اي ليكرت پاسخ مي دهند.

مقياس شادي فاعلي: اين مقياس داراي چهار گويه است. دو گوية نخست آن از پاسخ دهنده مي خواهد شادي خود را به ترتيب به صورت مستقل و در مقايسه با همگنان خود درجه بندي كند. گويه هاي سه و چهار، به ترتيب افراد شاد و غمگين را توصيف مي كند. از پاسخ دهنده مي پرسد كه اين اوصاف چقدر در مورد او درست هستند. ضرايب آلفاي كرونباخ اين مقياس از ٧٩/٠ تا ٩٤/٠ گزارش شده است (ليوبومرسكي و لپر، ١٩٩٩). نسخة فارسي مقياس در نمونه هاي دانشجويي و غيردانشجويي اجرا و اعتباريابي شده است. ضريب آلفاي كرونباخ نسخه فارسي ٧٧/٠ و همبستگي آن با مقياس رضايت از زندگي ٤٣/٠ تا ٤٩/٠ گزارش شده است (آقابابايي و فراهاني، ١٣٩٠، ص ٧٩؛ آقابابايي و ديگران، ١٣٨٨، ص ٣٦٥). شركت كنندگان به يك مقياس هفت درجه اي ليكرت پاسخ مي دهند.

مقياس رضايت از زندگي: اين مقياس كه داراي پنج گويه و تك عاملي است، براي سنجش بُعد شناختي بهزيستي فاعلي به كار رفت (دينر و همكاران، ١٩٨٥). بياني و همكاران (١٣٨٦) اين مقياس را اعتباريابي كردند. اين پژوهشگران، اعتبار مقياس را با روش آلفاي كرونباخ ٨٣/٠ و با روش بازآزمايي ٦٩/٠ گزارش كرده اند. به گفته كاشدان (٢٠٠٤)، براي سنجش بهزيستي فاعلي آزمون هايي چون مقياس شادي فاعلي و مقياس رضايت از زندگي، از مناسب ترين مقياس ها هستند؛ چرا كه كوتاه، مبتني بر نظريه، و فارغ از فشار زماني اند و ويژگي هاي روان سنجي مناسبي دارند. شركت كنندگان به يك مقياس پنج درجه اي ليكرت پاسخ مي دهند.

مقياس حرمتخود روزنبرگ: اين مقياس ده گويه اي، براي سنجش حرمت خود به كار رفت (روزنبرگ، ١٩٨٥). همساني دروني نسخه فارسي اين مقياس با روش آلفاي كرونباخ برابر با ٨٣/٠ به دست آمده است (جوشن لو و قائدي، ١٣٨٧). همچنين، در گروهي از دانشجويان ايراني، همبستگي اين مقياس با رضايت از زندگي، برون گرايي و روان رنجورخويي به ترتيب برابر با ٤٩/٠، ٤٥/٠، و ٤٣/٠-، به دست آمد كه بيانگر روايي آن است (جوشن لو و افشاري، ٢٠١١). شركت كنندگان به يك مقياس پنج درجه اي ليكرت پاسخ مي دهند.

يافته هاي تحقيق

ضرايب همبستگي متغيرهاي پژوهش در جدول ١ آمده است. همان گونه كه جدول نشان مي دهد در هر دو بافت، قدرداني با نمرة بالاتر رضايت از زندگي، شادي، و حرمت خود رابطه مثبت دارد. همچنين در هر دو بافت، قدرداني با نمره بالا در عامل هاي صداقت- فروتني و برون گرايي رابطه مثبت دارد. رابطه قدرداني با تجربه پذيري در هر دو بافت مثبت بود. اما اين رابطه تنها در دانشجويان لهستاني معنادار بود. رابطه قدرداني با وظيفه شناسي نيز در هر دو بافت مثبت بود، اما اين رابطه تنها در بافت ايراني معنادار بود. در حالي كه كه رابطة تهييج پذيري با قدرداني در نمونه ايراني معنادار نبود، اين رابطه در بافت لهستاني منفي و معنادار بود.

جدول ١. همبستگي هاي متقابل متغيرهاي پژوهش براي شركت كنندگان ايراني (پائين) و لهستاني (بالا)

١٠

٩

٨

٧

٦

٥

٤

٣

٢

١

متغيرها

*١٦/٠

١١/٠-

٠٣/٠

٠٦/٠

١٠/٠

**١٨/٠

**٢٩/٠

٠٨/٠-

٠٥/٠

١

١. صداقت- فروتني

*١٣/٠-

١٠/٠-

٠٧/٠-

٠١/٠

٠٤/٠-

*١٤/٠

٠٧/٠-

٠٦/٠-

١

٠١/٠-

٢. تهييج پذيري

**١٩/٠

**٤٨/٠

**٤٦/٠

**٣٤/٠

١٠/٠

**٢١/٠

٠١/٠-

١

**١٧/٠-

٠١/٠

٣. برون گرائي

١١/٠

٠١/٠-

١٠/٠

٠٤/٠

*١٦/٠

*١٧/٠

١

*١٤/٠

*١٦/٠-

**٢٨/٠

٤. توافق

٠٨/٠

**٢٢/٠-

**١٨/٠

*١٧/٠

*١٦/٠

١

**١٧/٠

**٣٠/٠

٠٣/٠-

**٢٢/٠

٥. وظيفه شناسي

**١٧/٠

**١٨/٠

*١٣/٠

٠٩/٠

١

**٢٣/٠

٠١/٠-

**٣٨/٠

١١/٠-

٠٢/٠-

٦. تجربه پذيري

**٣٩/٠

**٤٤/٠

**٦٥/٠

١

١١/٠

**٢١/٠

**٢٣/٠

**٥٠/٠

*١٥/٠-

٠٩/٠

٧. رضايت از زندگي

**٤٣/٠

**٤٨/٠

١

**٦٠/٠

**١٩/٠

**٢١/٠

*١٥/٠

**٥٢/٠

**٢٤/٠-

٠٢/٠-

٨. شادي

**٢٧/٠

١

**٦٢/٠

**٦٢/٠

**٢١/٠

**٣٢/٠

**٢١/٠

**٦٦/٠

**١٩/٠-

٠٧/٠

٩. حرمت خود

١

**٤٠/٠

**٢٢/٠

**٣٧/٠

١٢/٠

**٢١/٠

٠٦/٠

**٣١/٠

٠٨/٠

**٢٧/٠

١٠. قدرداني نسبت به خدا