نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - بررسي تأثير آموزش مهارتهاي اجتماعي از طريق قصههاي قرآني بر كودكان
سال هفتم، شماره دوم، پياپي ٢٥، تابستان١٣٩٣
اکبر سليماننژاد / استاديار گروه روانشناسي دانشگاه پيام نور اروميه [email protected]
حورا سودي / کارشناسي ارشد تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش دانشگاه پيام نور خوي
دريافت: ١/٨/١٣٩١- پذيرش:٢٥/١/١٣٩٢
چکيده
قصهگويي در طول تاريخ همواره مورد علاقه و توجه بشر بوده و براي او
جذابيت خاصي داشته و يکي از ابزارهاي مهم اصلاح رفتار محسوب شده است. قرآن
کريم نيز به نياز بشر و گرايش او به قصه توجه نشان داده و با تأكيد بر
علايق طبيعي انسان، بسياري از مباحث ظريف اعتقادي، اجتماعي و اخلاقي را در
قالب زيباترين داستانها طرح و ارائه نموده است. اين پژوهش با هدف بررسي
تأثير آموزش مهارتهاي اجتماعي از طريق قصههاي قرآني بر کودکان صورت گرفته
است. روش پژوهش، شبهآزمايشي با دو گروه آزمايش و کنترل و انجام پيشآزمون
و پسآزمون بود. حجم نمونه، شامل ٤٠ کودک ٦-٤ ساله، از سه مهد کودک در شهر
خوي در سال ١٣٩١-١٣٩٠ بودند که با روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي انتخاب
شدند. نتايج آزمون تحليل کواريانس در سطح ٠٥/٠= α نشان داد که بين ميانگين
نمرات کودکان گروه آزمايش و کنترل در زمينه تأثير قصههاي قرآني بر
مؤلفههاي مهارتهاي اجتماعي (رفتارهاي نوع دوستانه، رفتارهاي اجتماعي
نامناسب، رفتارهاي تکانشي، رابطه با همسالان، برتريطلبي و اطمينان زياد به
خود داشتن) تفاوت معنيداري وجود داشت.
کليدواژها: قصهگويي، قرآن، مهارتهاي اجتماعي، کودکان.
بي ترديد تربيت اسلامي يكي از اساسي ترين بخش هاي معارف اسلامي است. ارائه معارف ديني به كودكان، بايد متناسب با ويژگي هاي رشدي آنان باشد. شناساندن اين معارف، بخصوص به كودكاني كه هنوز به قابليت هاي ذهني دست نيافته اند، از پيچيدگي و حساسيت خاصي برخوردار است. قصه هاي قرآن، شامل مفاهيم ارزشمندي است كه بر جوانب مختلف رشد كودكان تأثير دارد. چنانچه انتخاب قصه و به چالش كشيدن مفاهيم برگرفته از آن، مطابق با ظرفيت هاي آنان باشد، موجب مي شود تا كودكان بيشتر بتوانند با دين ارتباط برقرار كنند و آموزه هاي ديني را بهتر درك كنند.
قصه گويي در طول تاريخ همواره مورد علاقه و توجه بشر بوده است. ازاين رو، قصه يكي از ابزارهاي مهم اصلاح رفتار محسوب مي شود. قرآن كريم نيز به نياز بشر و گرايش او به قصه توجه نشان داده و با تأكيد بر علايق طبيعي انسان، بسياري از مباحث ظريف اعتقادي، اجتماعي و اخلاقي را در قالب زيباترين داستان ها طرح و ارائه نموده است. خداي متعال در سوره هاي متعدد قرآن كريم، از طريق نقل داستان گذشتگان سعي در هدايت، تربيت و اصلاح رفتار بشر داشته است. حتي خداوند يكي از كارهاي خود را قصه گويي مي داند و خطاب به پيامبر خود حضرت محمد مي فرمايد: ما بهترين سرگذشت ها را از طريق اين قرآن، كه به تو وحي كرديم، قصه مي كنيم (يوسف: ٣).
در قرآن قصه هاي حقيقي زيادي وجود دارد كه فضاي قصه هاي آن، چنان مخاطب را تحت تأثير قرار مي دهد كه او با ميل و علاقه همگام با داستان پيش مي رود. ساختار دلنشين و زيباي قصه ها به گونه اي است كه در همه فرازها، حق را از باطل جدا مي كند و خواننده را از سرانجام ناسپاسي، نافرماني، مردم آزاري، شرك، كفر و گناه آگاه مي كند. از اين رو، با توجه به تأثير قصه بر كودكان و علاقه مندي آنها به آن، قصه هاي قرآني بهترين وسيله براي آموزش و اصلاح رفتار در كودكان مي باشد. اين پژوهش درصدد بررسي اين موضوع برآمده است.
در زمينه نقش و اهميت قصه، افلاطون از نخستين انديشمنداني بود كه اهميت قصه براي كودكان را دريافت و بخشي از كتاب جمهوري را به بيان اهميت قصه براي كودكان اختصاص داد (رحمان دوست، ١٣٨١، ص ٨٤). فروبل آلماني مؤسس نخستين كودكستان، اساس تربيت كودكان را در كودكستان بر قصه و قصه گويي نهاد (اربابان و قافله كش، ١٣٨٥، ص ٢). اريكسون (١٣٨٢) نيز قصه را تلقين شفابخش مي داند كه موجب كاهش اضطراب كودك شده، به طوري كه اهميت همسان سازي با شخصيت ها و يا موقعيت هايي كه قصه او را در كشف عواطف خود و ديگران ياري مي كند. بندورا (١٩٩٢) نيز معتقد است: كودكان با ديدن كساني كه رفتارهاي تحسين برانگيز دارند و گوش كردن به حرف هاي آنان، از طريق پسخوراند، به ارزش اعمال و رفتار خود پي برده و درصدد افزايش سازگاري و كارايي خود در محيط بر مي آيند. بدين ترتيب، قصه گويي ابزاري مفيد و مؤثر براي اصلاح رفتار، سازگاري، كنترل هيجانات و افزايش مهارت هاي اجتماعي در كودكان محسوب مي شود كه بايد آن را از سنين پايين و در مهدهاي كودك ترويج داد. در اين زمينه، آمبروسيني دو هدف براي مهدهاي كودك بيان كرده است:
الف. رشد مهارت هاي اجتماعي مانند همكاري در كارهاي گروهي، رعايت حقوق ديگران، دوست داشتن ديگران و ايجاد نگرش مثبت اجتماعي؛ ب. رشد عاطفي مانند كنترل احساسات و هيجانات، افزايش احساس حرمت خود و تأييد خويشتن و توجه به ديگران. وي نقش قصه گويي را براي رسيدن به دو هدف مذكور بسيار با اهميت مي داند (آمبروسيني، ٢٠٠٠، ص ١٣٢).
يكي از شيوه هايي كه در آموزش مهارت هاي اجتماعي به كودكان بسيار مؤثر بوده است، قصه گويي است. شناخت و تشخيص به موقع و آموزش مهارت هاي مناسب اجتماعي مي تواند از مشكلات كودكان پيشگيري نموده و آنان را به سمت رفتارهاي مثبت اجتماعي راهبري نمايد.
آموزش مهارت هاي گوناگون به كودكان با ارائه الگوي يادگيري، رايج ترين روش پرورش مهارت هاي اجتماعي مي باشد. ايجاد الگويي از رفتار اجتماعي به عنوان عامل مؤثر در فرايند آموزش مهارت هاي اجتماعي كودكان بسيار مورد استفاده قرار گرفته است. براساس نظريه بندورا، كودك مي تواند از طريق تجربه جانشيني با قهرمان داستان همانندسازي نموده، پيامدهاي رفتار را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. سپس آن را خود الگوبرداري نموده و به كار برد (همان، ص ١٤٦).
مسئلة مهارت هاي اجتماعي در كودكان، تنها از حدود دهة ١٩٦٠ و پس از روشن شدن اهميت مهارت هاي اجتماعي در بزرگسالان مورد توجه قرار گرفت. به طور كلي، مي توان گفت: كسي كه داراي مهارت هاي اجتماعي است، خود را به خوبي با محيط خويش تطبيق مي دهد و در ارتباطات خود با ديگران از درگيري هاي كلامي و فيزيكي اجتناب مي كند. اما كسي كه مهارت هاي اجتماعي ندارد، معمولاً دچار مشكلات رفتاري است. كودكي كه فاقد مهارت هاي اجتماعي است با كودكان ديگر درگير مي شود، نزد همسالان و بزرگسالان محبوب نيست، و با معلم خود كنار نمي آيد. اين گونه كودكان معمولاً به حقوق ديگران هم بي توجهند و در رفتار خويش، خودمدار مي باشند. علاوه بر اين، آنها از قوانين پذيرفته شدة اجتماعي اطاعت نمي كنند و به رفتارهايي كه از نظر اجتماعي پسنديده نيست، مثل بدگويي و ناسزاگويي دست مي زنند (گرشام، ٢٠١١).
مروري بر ادبيات تحقيق نشان مي دهد كه تعاريف گوناگوني براي مهارت هاي اجتماعي وجود دارد. مهارت هاي اجتماعي، رفتارهايي هستند كه در پاسخ به وقايع محيطي، كه عامل آنها فرد يا افراد ديگر هستند، از شخص صادر مي شوند، و پاسخ هاي محيطي مثبتي را به دنبال دارند (كارتلج و ميلبرن، ١٣٨٢، ص ٣٣). گرشام (٢٠١١) معتقد است كه هر چند تعاريف متعددي براي مهارت هاي اجتماعي وجود دارد، ولي سه تعريف يا مفهوم سازي عمده را مي توان از ادبيات مهارت هاي اجتماعي استخراج كرد. بر اساس تعريف پذيرش همسالان، فردي داراي مهارت هاي اجتماعي است كه همسالانش او را بپذيرند. مهم ترين اشكال اين تعريف اين است كه مشخص نمي كند دقيقاً چه رفتارهاي خاصي منجر به پذيرش همسالان مي شوند.
در تعريف رفتاري، مهارت هاي اجتماعي رفتارهايي هستند كه احتمال تشويق شدن يا تقويت رفتار را افزايش، و احتمال تنبيه شدن يا خاموشي رفتار را كاهش مي دهند. مهم ترين اشكال اين تعريف اين است كه صرفاً افزايش فراواني رفتارهاي خاصي، كه نام مهارت هاي اجتماعي به آنها داده شده است، تضمين كنندة اعتبار اجتماعي اين رفتارها نيست.
مهارت هاي اجتماعي، از نظر مك فال، تعريف اعتبار اجتماعي مي باشد. براساس اين تعريف، مهارت هاي اجتماعي رفتارهاي خاص يا الگوهاي رفتاري هستند كه پيش بيني كننده يا دربردارندة پيامدهاي مهم اجتماعي اي براي فرد باشند (گرشام، ٢٠١١). پيامدهاي مهم اجتماعي، پيامدهايي هستند كه تفاوتي را به لحاظ كاركرد فرد يا سازگاري او با انتظارات اجتماعي ايجاد مي كنند. اين پيامدها مي توانند شامل پذيرش همسالان و دوستان يا معلمان و والدين، و سازگاري با مدرسه باشند.
در تعريف اعتبار اجتماعي، بين شايستگي اجتماعي و مهارت هاي اجتماعي نيز تمايز گذاشته مي شود. براساس اين ديدگاه، مهارت هاي اجتماعي رفتارهاي خاصي هستند كه فرد به نمايش مي گذارد تا در يك موقعيت اجتماعي، با شايستگي عمل كرده باشد. اما شايستگي اجتماعي يك ارزشيابي است كه براساس قضاوت در مورد اينكه فرد در يك موقعيت اجتماعي با شايستگي عمل كرده است يا خير، صورت مي گيرد. اين قضاوت ها، مي توانند براساس نظر ديگرانِ مهم (مثلاً والدين، معلمان، همسالان)، مقايسه با معيارهاي آشكار (مثلاً تعداد تكاليف اجتماعي اي كه به درستي انجام شده اند)، و يا مقايسه با يك نمونة هنجاري باشند. خلاصه اينكه، براساس تعريف اعتبار اجتماعي، مهارت هاي اجتماعي رفتارهاي خاصي هستند كه منجر به قضاوت در مورد اين رفتارها مي شوند (همان).
براي اينكه كودك احساسات مثبتي در مورد خودش داشته باشد، بايد داراي مهارت هاي ضروري براي همراهي با ديگران باشد (هارجي و همكاران، ١٣٨١، ص ١٢٧). به نظر مي رسد، بيشتر كودكان اين مهارت ها را به طور طبيعي به دست مي آورند، ولي برخي هم به آموزش رسمي در اين زمينه احتياج دارند. كودكي، كه از خودش نامطمئن است، با شك و ترديد به ديگران نزديك مي شود. بنابراين، كمتر فرصت پيدا مي كند كه از مهارت هاي اجتماعي اي كه شايد داشته باشد، استفاده كند. كودكاني هم كه از خود راضي و پرخاشگر هستند، از فقدان مهارت هاي اجتماعي رنج مي برند. آنها به جاي كنار كشيدن خود در موقعيت هاي بحراني، به تعامل با ديگران ادامه مي دهند و با استفاده از هر روشي، به فعاليت ادامه مي دهند. اگر چه اين كودكان، مهارت هاي اجتماعي مطلوب را در گروه همسالان نياموخته اند، ولي مي توانند با آموزش گام به گام به رفتار مناسب اجتماعي دست يابند. هرگاه كودكان بتوانند با ديگران تعامل موفقيت آميزي داشته باشند، اين قابليت هاي جديد موجب افزايش عزت نفس اجتماعي آنان مي گردد.
توانايي كودك در درك ديدگاه ديگران، عامل مهمي در مهارت هاي ارتباطي محسوب مي شود. علاوه بر اين، مهارت هايي نظير گوش دادن، توجه كردن، سؤال كردن، ردوبدل كردن تعارف، وارد شدن در يك فعاليت مشترك با ساير همسالان، و مهارت هاي محاوره اي هم از اهميت برخوردارند. مهارت هاي اجتماعي از اين نظر مهم هستند كه كودكي كه رفتار اجتماعي بهتري دارد، با ديگران بهتر رفتار مي كند. اين امر موجب مي شود ديگران به گونه اي مثبت به كودك پاسخ دهند. با توجه به اينكه كودكان، دست كم بخشي از عزت نفسشان را از عكس العمل ديگران نسبت به خود به دست مي آورند، اين امر موجب افزايش عزت نفس آنان مي گردد.
به نظر كِلي، دارا بودن مهارت هاي اجتماعي مزيت هاي متعددي دارد. اولاً، كسي كه داراي مهارت هاي اجتماعي است راحت تر مي تواند با ديگران رابطه برقرار كند؛ يعني با افراد جديد دوست شود يا روابط موجود خود را حفظ نمايد. ثانياً، كودكي كه داراي مهارت هاي اجتماعي است، مي تواند از مهارت هاي خود براي دستيابي به مزاياي ثانوي استفاده كند. براي نمونه، دانش آموز مي تواند در كلاس درس از معلم حرف شنوي كند تا معلم به او نمرة خوب بدهد، و اين مسئله والدينش را خشنود سازد. ثالثاً، كودكي كه از مهارت هاي اجتماعي برخوردار است، در مقابل رفتارهاي نامناسب ديگران به واكنش هاي صحيح دست مي زند (گرشام، ٢٠١١). او مي داند كه اگر كسي او را اذيت كرد، درگيري واكنش مناسبي نيست. كودكاني كه مرتب با ديگران درگير مي شوند، بخصوص كودكاني كه دچار اختلالات رفتاري مي باشند، در اين جنبه از مهارت هاي اجتماعي ضعيف هستند.
براي آموزش مهارت هاي اجتماعي به كودكان، مهد كودك جايگاه مناسبي است. در اين سنين، با توجه به علاقه وافر كودكان به قصه، مي توان از طريق قصه گويي اين مهارت ها را در آنها تقويت نمود و بدين گونه مهارت هاي اجتماعي آنها را تقويت كرد. مرويس و برتراند معتقدند: مهدهاي كودك به علت تنوعي كه مي توانند در ارائه برنامه هاي آموزشي خود داشته باشند، مي توانند با استفاده از قصه ها و قصه گويي بسياري از مهارت هاي اجتماعي را به كودكان آموزش دهند (مرويس و برتراند، ٢٠٠٣). بدين ترتيب، قصه گويي ابزاري مفيد و مؤثر جهت اصلاح رفتار، سازگاري، كنترل هيجانات و افزايش مهارت هاي اجتماعي در كودكان محسوب مي شود كه آن را بايد از سنين پايين و در مهدهاي كودك ترويج داد.
در قرآن كريم، براي عبرت و آموزش رفتارهاي خوب و درست در افراد، قصه هاي زيادي آورده شده كه مي توان با ساده سازي آنها براي آموزش و تقويت مهارت هاي اجتماعي در كودكان از آنها استفاده نمود. بر اين اساس و با توجه به اهميت و نقش قرآن در زندگي مسلمانان، اين پژوهش با الگوگيري از قصه هاي قراني با ساده سازي قصه ها به منظور درك كودكان سنين ٤ تا ٦ سال و هچنين، ايجاد علاقه و توجه بيشتر كودكان نسبت به قرآن، درصدد بهبود مهارت هاي اجتماعي كودكان مهد كودك بر آمده است.
بر اين اساس، پژوهش حاضر به بررسي تأثير آموزش مهارت هاي اجتماعي از طريق قصه هاي قرآني بر كودكان پرداخته است.
روش پژوهشروش اين پژوهش، از نوع شبه تجربي و آزمايشي، با در نظر داشتن دو گروه آزمايشي و كنترل با پيش آزمون و پس آزمون بود. گروه آزمايشي، تحت تأثير متغير مستقل قرار گرفت. در حالي كه به گروه كنترل هيچ گونه آموزشي داده نشد. با توجه به اينكه در مهارت هاي اجتماعي كودكان عامل سن تأثيرگذار است، با انتخاب كودكان ٤ تا ٦ ساله متغير سن كنترل شد. كودكان در كلاس ها از روي سن همتاسازي گرديدند. جامعه آماري اين تحقيق، شامل تمام كودكان ٦-٤ ساله مهدهاي كودك شهر خوي در سال تحصيلي ٩١-٩٠ مي باشند. حجم نمونه پژوهش، شامل ٤٠ كودك بود كه از سه مهد كودك انتخاب شدند. ٢٠ نفر كه ١٢ نفر از آنها پسر و ٨ نفر دختر بود، به عنوان گروه آزمايش در يك مهد كودك توسط دو مربي زن، كه مهارت خوبي در قصه گويي و توانايي بالايي در برقراري ارتباط با كودكان داشتند، به مدت سه ماه روزانه به مدت ٣ ساعت تحت آموزش مهارت هاي اجتماعي قرار گرفتند. اين دو مربي، در يك مهد كودك و در يك كلاس و هر كدام به نوبت يك قصه را بازگويي مي كردند كه هر يك از آنان، در طي روز يك و نيم ساعت با كودكان كار قصه گويي را انجام مي دادند. ٢٠ نفر ديگر، كه ٩ نفر پسر و ١١ نفر دختر بودند، در گروه كنترل قرار گرفتند. در انتخاب كودكان از نظرات مربيان استفاده شد و براي هر دو گروه كنترل و آزمايشي، كودكاني انتخاب شدند كه در مهد نسبت به ديگر كودكان از نظر رفتاري و سازگاري با مشكل مواجه بودند. به همين دليل، آزمودني ها به لحاظ جنسيت متفاوت بودند كه در مجموع ٢١ نفر پسر و ١٩ نفر دختر براي دو گروه آزمايش و كنترل انتخاب شدند. در گروه آزمايش، ٥ نفر كودك ٤ ساله، ٨ نفر كودك ٥ ساله و ٧ نفر كودك ٦ ساله قرار گرفتند. براي انتخاب گروه نمونه، از روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي استفاده شد؛ بدين تريتب، از بين مهدكودك هاي شهر خوي، تعداد سه مهد به طور تصادفي انتخاب و سپس از ميان كودكان آنها ٤٠ نفر به طور تصادفي انتخاب شدند.
روش اجرا؛ پس از انتخاب گروه ها، به گروه آزمايش از طريق قصه گويي قرآني توسط دو مربي طي سه ماه، هر روز ٣ ساعت آموزش مهارت هاي اجتماعي داده شد. در اين آموزش، مربيان به بيان قصه هاي مطرح در قرآن، شامل قصه هاي مطرح در سوره هاي صافات، شمس، طه، هود، موسي و يوسف، كه مي توانستند در ارتباط با پرورش مهارت هاي اجتماعي باشد، در قالب كلمات ساده و بياني روان و توضيح بسيار در مورد هريك از رفتارها، به منظور درك بهتر كودكان و همچنين استفاده از پرسش و پاسخ در مورد رفتارهاي صحيح و غلط داستان و مقايسه آن رفتارها با رفتارهاي كودكان و همچنين ديگر كودكان در مهد كودك، به بحث پرداختند. مربيان دو گروه آزمايش و كنترل، پرسش نامه مهارت هاي اجتماعي را به طور جداگانه براي هريك از كودكان در پيش و پس از آموزش تكميل نمودند. در اين پژوهش، ٤ قصه قرآني به منظور تقويت مهارت هاي اجتماعي تهيه گرديد. براي تعيين روايي قصه ها، از نظرات پنج نفر از افراد متخصص و كارشناس كه در زمينه قصه گويي كودكان مهارت و تخصص داشتند و سه نفر از طلاب علوم ديني استفاده گرديد. اين قصه ها، پس از پنج بار بازخواني و تجديدنظر براي اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.
ابزارهاي پژوهشقصه هاي مطرح در قرآن: قصه هاي مطرح در قرآن شامل قصه هاي مطرح در سوره هاي صافات، شمس، طه، موسي و يوسف مي باشند. براي پرورش مهارت هاي اجتماعي، قصص سوره هاي صافات، شمس و طه، يوسف و موسي مورد استفاده قرار گرفتند. قصه ها، از كتاب مجموعه قصه هاي قرآن انتخاب شدند.
مقياس سنجش مهارت هاي اجتماعي ماتسون: براي سنجش مهارت هاي اجتماعي كودكان، در اين پژوهش از مقياس سنجش مهارت هاي اجتماعي ماتسون كه توسط ماتسون و همكاران در سال ١٩٨٣ براي سنجش مهارت هاي اجتماعي افراد ٤ تا ١٨ ساله تدوين گرديده است، استفاده شد. فرم اوليه اين مقياس، داراي ٦٢ عبارت بود كه توسط يوسفي و خير (١٣٨١) تحليل عاملي شده و به ٥٦ عبارت كاهش يافت كه مهارت هاي اجتماعي افراد را توصيف مي كنند. براي پاسخ گويي به آن، آزمودني بايد هر عبارت را بخواند و سپس، پاسخ خود را براساس يك شاخص ٥ درجه اي از نوع مقياس ليكرت مشخص نمايد. در اين پژوهش، با توجه به اينكه آزمودني ها، كودكان مهد بودند، محقق با همكاري مربيان، اقدام به تكميل پرسش نامه كردند.
تحقيقات نشان داده اند كه مقياس مهارت هاي اجتماعي ماتسون از ثبات روان سنجي، پايايي بالاي بازآزمايي و روايي افتراقي قابل قبولي برخوردار است (ماتسون، ١٩٩٥). ماتسون و همكاران براي بررسي پايايي مقياس مهارت هاي اجتماعي، از ضريب آلفاي كرونباخ و تنصيف استفاده كردند (يوسفي و خير، ١٣٨١). مقدار ضرايب آلفاي كرونباخ و تنصيف به دست آمده براي كل مقياس يكسان و برابر ٨٦/٠ بود (ماتسون و همكاران، ١١٩٥) . براي اين مقياس، ٥ مقياس فرعي در قالب پنج عامل جداگانه به شرح زير تعريف شده است:
١. عامل اول: شامل رفتارهاي نوع دوستانه است كه رفتارهاي اجتماعي از قبيل داشتن ارتباط ديداري با ديگران، مؤدب بودن، به كار بردن نام ديگران و اشتياق به تعامل با ديگران به طريق مفيد و مؤثر را در بر مي گيرد.
٢. عامل دوم: رفتارهاي اجتماعي نامناسب است كه رفتارهايي مانند دروغ گفتن، كتك كاري، خرده گرفتن بر ديگران، ايجاد صداهاي ناهنجار و ناراحت كننده، و زير قول خود زدن را شامل مي شود.
٣. عامل سوم: تكانشي عمل كردن و پرخاشگر و سركش بودن است كه شامل رفتارهايي از قبيل به آساني عصباني شدن، يا يك دندگي و لجبازي مي شود.
٤. عامل چهارم: اطمينان زياد به خود داشتن است و در بردارنده رفتارهايي در مورد به خود نازيدن و به ديگران پزدادن، تظاهر به دانستن همه چيز و خود را برتر از ديگران ديدن است.
٥. عامل پنجم: رابطه به همسالان است كه در بردارنده تنهايي و حسادت مي باشد (يوسفي و خير، ١٣٨١).
علاوه بر نمراتي كه پاسخگو در هر كدام از عوامل ياد شده به دست مي آورد، جمع نمرات ٥٦ عبارت موجود در مقياس نيز يك نمره كلي، كه بيانگر مهارت اجتماعي آزمودني است، به دست مي دهد (همان).
يافته هاي پژوهشجدول ١: مقادير ميانگين و انحراف معيار نمرات پيش آزمون و پس آزمون مهارت هاي اجتماعي و نتايج تحليل كوواريانس تأثير قصه هاي قرآني بر ميانگين نمرات پس آزمون مهارت هاي اجتماعي (و مؤلفه ها)
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون مهارت هاي اجتماعي |
پس آزمون مهارت هاي اجتماعي |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
٤٤/٢٨ |
٥٦/١٢ |
٨٧/٥٧ |
١٧/١٠ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
٢٠/٢٩ |
١٤/١١ |
٩٨/٢٩ |
٧٩/١١ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
٦٥/١٢٢ |
١ |
٦٥/١٢٢ |
٢٥/١ |
٣٦/٠ |
||
|
گروه |
٣٠/١٨٨٧ |
١ |
٣٠/١٨٨٧ |
٥٠/١٤ |
٠٠١/٠ |
||
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون رفتارهاي نوع دوستانه |
پس آزمون رفتارهاي نوع دوستانه |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
٥٠/١٢ |
٥٦/٤ |
٣٤/١٨ |
١١/٤ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
٢٤/١٢ |
٠٣/٤ |
٠٨/١٣ |
٢١/٤ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
٢٣/٧٢ |
١ |
٢٣/٧٢ |
٣٨/١ |
٤٧/٠ |
||
|
گروه |
٥٢/١٤٩٢ |
١ |
٥٢/١٤٩٢ |
٤٤/١٢ |
٠٠١/٠ |
||
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون رفتارهاي اجتماعي نامناسب |
پس آزمون رفتارهاي اجتماعي نامناسب |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
٨٨/١٢ |
١٤/٤ |
٢٣/١٨ |
٨٥/٣ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
١٣/١٢ |
٢١/٤ |
٣٨/١٢ |
٤٢/٤ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
١٤/٥٥ |
١ |
١٤/٥٥ |
٢٢/١ |
٤٩/٠ |
||
|
گروه |
٢٤/١٤٧٤ |
١ |
٢٤/١٤٧٤ |
١٥/١٢ |
٠٠١/٠ |
||
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون رفتارهاي تكانشي |
پس آزمون رفتارهاي تكانشي |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
١٤/١٢ |
١٢/٤ |
٢٤/١٨ |
٥٥/٤ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
٢٥/١٣ |
٦٩/٤ |
٣٧/١٣ |
٤٣/٤ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
٧٥/٨٢ |
١ |
٧٥/٨٢ |
٦٠/١ |
٢٥/٠ |
||
|
گروه |
٦٧/١٤٨٨ |
١ |
٦٧/١٤٨٨ |
٣١/١٢ |
٠٠١/٠ |
||
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون رابطه با همسالان |
پس آزمون رابطه با همسالان |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
٠٧/١٠ |
١٧/٤ |
٥٦/١٦ |
٢٩/٤ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
٩٥/٩ |
٢٥/٤ |
٨٨/٩ |
٥٦/٤ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
٨٥/٤١ |
١ |
٨٥/٤١ |
٨٧/٠ |
٧٤/٠ |
||
|
گروه |
١٤/١٠٠٤ |
١ |
١٤/١٠٠٤ |
١٨/٧ |
٠٠٥/٠ |
||
|
گروه ها |
تعداد |
پيش آزمون برتري طلبي (اطمينان زياد به خود داشتن) |
پس آزمون برتري طلبي (اطمينان زياد به خود داشتن) |
||||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||||
|
آزمايش |
٢٠ |
٩٥/١٢ |
٤٧/٤ |
٥٤/١٧ |
٨١/٣ |
||
|
كنترل |
٢٠ |
٧٧/١٢ |
٢٣/٤ |
٥٤/١٣ |
٥٧/٤ |
||
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
ضريب F |
سطح معني داري |
||
|
پيش آزمون |
٧٩/٧٠ |
١ |
٧٩/٧٠ |
١١/١ |
٤٤/٠ |
||
|
گروه |
٤٧/١٢٢١ |
١ |
٤٧/١٢٢١ |
٧٥/١٠ |
٠٠١/٠ |
||