نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - تأثير آموزش زوجدرماني اسلاممحور بر تعهد زناشويي زوجين

تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين

، سال پنجم، شماره اول، بهار ١٣٩١، ص ٣٧ ـ ٦٠
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٥. No.١, Spring ٢٠١٢

جواد رضايي* / سيداحمد احمدي** / عذرا اعتمادي*** / مريم رضايي حسين آبادي****

چکيده

هدف اين پژوهش تعيين ميزان اثربخشي آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين شهر اراک بوده است. روش اين پژوهش نيمه تجربي از نوع پيش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماري اين پژوهش، شامل کليه والدين دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدايي شهر اراک در سال ١٣٨٩ـ١٣٩٠ بوده است. نمونة اين پژوهش، ٣٠ زوج از والدين دانش‌آموزان دبستان دخترانه شهر اراک بوده که به صورت تصادفي ساده در دو گروه آزمايش (پانزده زوج) و کنترل (پانزده زوج) جايگزين شده‌اند. ابزار اندازه‌گيري، پرسش‌نامه تعهد زناشويي بوده است. متغير مستقل، آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بود که در هفت جلسه به گروه آزمايش آموزش داده شده است. يافته‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و روش تحليل کواريانس تحليل شده است. نتايج نشان مي‌دهد که آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، تعهد زناشويي زوجين و ابعاد آن، يعني تعهد شخصي، اخلاقي و ساختاري زوجين را افزايش داده است (٠٠١/٠P<).

كليدواژه‌ها: آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، تعهد زناشويي.


* کارشناس ارشد مشاوره خانواده، دانشكده علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه اصفهان j.rezaei٨٧@yahoo.com ** استاد گروه مشاوره دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه اصفهان
*** استاديار گروه مشاوره دانشكده علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه اصفهان.
**** کارشناس ارشد مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان دريافت: ٢٢/١٠/٩٠ ـ پذيرش: ٩/٢/٩١


مقدمه

با پيمان ازدواج، ارتباطي شکل مي‌گيرد که در مقايسه با ديگر ارتباطات انساني، امنيتي بي‌نظير دارد. ديگر ارتباطات انساني ممکن است يک بُعد از ابعاد حيات را پوشش دهند، اما در ازدواج، ابعاد جسمي، عاطفي، اجتماعي و ذهني نيز پوشش داده شده و رابطه‌اي زيستي، اقتصادي، عاطفي، رواني – اجتماعي و معنوي نيز بين زن و شوهر برقرار مي‌شود.[١] ازدواج، اولين تعهد عاطفي و حقوقي است که دو نفر آن را در بزرگسالي مي‌پذيرند.[٢] تعهد زناشويي به معناي وفادار ماندن به خانواده و اعضاي آن هنگام غم و شادي، وقايع خوشايند و ناخوشايند زندگي، تعهد بر مبناي احساس و عاطفه و نيز بر پايه‌ قصد و نيت است. زوجيني که در مورد تعهد خود در برابر همسر و ديگران به بلوغ فکري لازم نرسيده و رفتاري دوسوگرايانه را تعقيب مي‌کنند، در ازدواج و کار کردن با ديگران دچار مشکل خواهند شد و غالباً نتيجه‌ اين امر، بي‌وفايي خواهد بود.[٣]

تعهد، ابزاري است که ميزان امنيت و فاصله از شريک زندگي را پديد مي‌آورد.[٤] تعهد در ازدواج چندين جزء دارد: چگونگي درک زن و شوهر از نوع رابطه در گذشته و طول مدت رابطه، انتخاب رفتارهاي ادامه‌ زندگي مشترک، درجه و وسعت يک رابطه‌ خوب و علاقه به ماندن در اين رابطه به مدت طولاني و گرفتن تشويق به سبب ماندن در رابطه توسط هر دو زوج.

تعهد چه به صورت اجباري يا فداکارانه براي کيفيت زندگي زناشويي و ثبات در ازدواج مهم است.[٥] البته بايد اشاره کرد که تعهد فداکارانه به‌طور فزاينده‌اي در مقايسه با تعهد اجباري با رضايت زناشويي مرتبط است. تعهد در زندگي زناشويي عبارت است از علاقه و قصدي که شخص به آن اندازه و بر اساس آن، تمايل دارد که در رابطه‌ زناشويي باقي بماند و عهدي را که بسته، حفظ كند. تعهد ابعاد چندگانه‌اي دارد و دربرگيرندة دلايل شخصي، اخلاقي و اعتقادي به خصوصي است که شخص را به ادامه‌ رابطه‌ زناشويي پايبند مي‌کند.[٦]

جانسون[٧] الگوي جامعي را ارائه كرده که در آن تعهد زناشويي را به صورت سه نوع مستقل: تعهد شخصي[٨]، تعهد اخلاقي[٩] و تعهد ساختاري[١٠] مطرح نموده است. اولين بُعد تعهد زناشويي تعهد شخصي است که تحت عناوين مختلف، از جمله تعهد جاذبه[١١]و[١٢]، تعهد به همسر[١٣] و تعهد گرايش[١٤]و[١٥] توسط محققان مختلف ارائه و تبيين شده است. تعهد شخصي به معناي علاقه و تمايل فرد براي تداوم رابطه زناشويي است که بر جاذبه و رضايت زناشويي مبتني است. تعهد شخصي تحت تأثير سه مؤلفه قرار دارد: ١. جذابيت همسر (عشق و علاقه به همسر)؛ ٢. جذابيت رابطه زناشويي (علاقه و رضايت از رابطه زناشويي)؛ ٣. هويت زناشويي ( ميزان و درجه‌اي که مشارکت يک شريک در رابطه زناشويي به‌عنوان خودپنداره شخصي وي در نظر گرفته مي‌شود).[١٦]

دومين بعد تعهد زناشويي، تعهد اخلاقي است. بسياري از الگوهاي نظري تعهد بر اين عقيده‌اند که تعهد زناشويي بر احساس وفاداري اخلاقي به ازدواج و رابطه زناشويي مبتني بوده و ازدواج، نهاد مقدسي است.[١٧] يک نهاد اجتماعي مهم که تضمين‌کنندة مراقبت و حمايت بوده و وفاداري و پايبندي به آن ارزش شناخته مي‌شود.[١٨] به‌طور کلي سه مؤلفه در تعهد اخلاقي اثرگذار است: ١. تقدس بنيان ازدواج؛ ٢. وفاداري به نوع رابطه زناشويي که به ارزش‌ها و اصول اخلاقي فرد اشاره دارد و فرد مي‌تواند براساس اعتقاداتش به ازدواجش خاتمه دهد يا همچنان به آن متعهد باشد؛ ٣. احساس دِين به يک همسر.[١٩]

تعهد ساختاري كه سومين بُعد تعهد زناشويي است، در بسياري از الگوهاي نظري با عنوان جنبه اجبار‌آور تعهد زناشويي با اسامي گوناگون مطرح شده است که عبارت‌اند از: تعهد اجباري (استنلي[٢٠]، نيروهاي مانع شونده[٢١]، فشار بيروني[٢٢]، احساس به دام افتادگي[٢٣] و تعهد ساختاري[٢٤]. تعهد ساختاري در ازدواج به موانع و محدوديت‌هاي موجود در ترک رابطه زناشويي و احساس اجبار به تداوم آن رابطه اشاره دارد.[٢٥] در هسته اين بُعد، اين عقيده وجود دارد که عوامل بيروني ازدواج، اعم از عوامل خيالي يا واقعي ممکن است از فسخ رابطه زناشويي و اختتام ازدواج جلوگيري کنند، حتي اگر انگيزة فرد براي اقدام به طلاق و جدايي قوي باشد.[٢٦]

از اواخر قرن بيستم تاکنون، تعهد زناشويي در همة حوزه‌هاي مطالعاتي ازدواج و خانواده، وارد شده است. بر اين اساس، نه تنها مطالعاتي که مستقيماً در خصوص تعهد زناشويي و ابعاد آن است، به صورت قابل ملاحظه‌اي افزايش يافتد، بلکه در بيشتر مطالعاتي که تأکيد اصلي آنها بر تعهد زناشويي نبوده نيز به تعهد به‌عنوان يک متغير مهم در حفظ و تداوم زندگي زناشويي، توجه شده است.[٢٧] نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد که تعهد زناشويي، دومين عامل حفظ‌کنندة ازدواج است.[٢٨] به نظر لامبرت و دولاهيت،[٢٩] تعهد به همسر براي موفقيت يک ازدواج مهم است. تعهد زناتشويي، قوي‌ترين و پايدارترين عامل پيش‌بيني‌کنندة کيفيت و ثبات رابطه زناشويي است.[٣٠] اين يافته‌ها همسو با تحقيقات کلمنس و سوين سن[٣١] است که معتقدند تعهد در همسران به‌طور مثبت، با ثبات و کيفيت زناشويي و همچنين به‌طور مثبت با بيان عشق، سازگاري و کاهش تعارضات زناشويي ارتباط دارد. نيکلز[٣٢] در مرحلة جفت‌گيري و ازدواج يکي از مهم‌ترين وظايف ارتباطي زوجين را تعهد مي‌داند و آن را اين‌گونه معنا مي‌کند: اينکه همسران به چه ميزان و چگونه به رابطه‌ زناشويي‌شان ارج نهاده و چه ميزان به حفظ و تداوم اين رابطه تعلق‌خاطر دارند. به گفته نيکلز و شوارتز[٣٣] تعهد در ايجاد ثبات و موفقيت در يک ازدواج، نقش اساسي دارد. بر اين اساس، هرگونه رابطه‌اي بدون تعهد، سطحي و بدون سمت و سو خواهد بود. همچنين هرگونه آشنايي معطوف به ازدواج پس از مدتي اگر به تعهد پايدار و طولاني منجر نشود، در واقع، آشنايي ناکام‌کننده‌اي خواهد بود[٣٤]. استرنبرگ[٣٥] نيز در نظريه‌اش درباره عشق، تعهد را يکي از مؤلفه‌هاي مهم ديدگاهش در بيان انواع و اقسام عشق و تمايز آنها از يکديگر قرار داده است.

در اسلام هيچ بنايي ساخته نشده که نزد خداوند محبوب‌تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.[٣٦] يکي از مسائل مهم در زندگي زناشويي که در قرآن از آن بسيار ياد شده، وفاي به عهد و پيمان است، از جمله آنها وفاي عهد به خدا، عهد به خود و عهد به همسر.[٣٧] خداوند پيمان ازدواج ميان زن و شوهر را ميثاق محکمي دانسته است.[٣٨] قرآن زماني که صفات مؤمنان يادآور مي‌شود، به پايبندي به تعهدات زندگي‌شان و وفادار بودن به همسرشان نيز اشاره مي‌كند.[٣٩]

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: شخصي که وفادار باشد سه صفت خوب در زندگي‌اش پايدار مي‌شود: ١. به او احترام مي‌شود؛ ٢. آرامش دارد؛ ٣. رحمت الهي از نظر مادي و معنوي بر او نازل مي‌شود.[٤٠]

مطالعات نيز نشان داده‌اند که سطح پايين تعهد زناشويي در ازدواج به عدم رضايت و طلاق منجر مي‌شود. يکي از کارهايي که در خانواده‌ سالم وجود دارد، احساس تعهد در برابر ديگر اعضاي خانواده است. در خانواده‌هاي سالم، اعضا نه تنها خود را وقف آسايش و بهزيستي خانواده مي‌کنند؛ بلکه در رشد و تعالي هريک از اعضاي آن نيز مي‌کوشند.[٤١] به عبارت ديگر، متعهد بودن در برابر خانواده، مبناي صرف زمان و انرژي اعضاي خانواده براي فعاليت‌هايي است که به گونه‌اي به خانواده ارتباط دارد. به بيان ديگر، بررسي مطالعات در مورد تعهد نشان مي‌دهد که تعهد باعث حفظ و بقاي ارتباط در زندگي زوجين مي‌شود.

آماتو[٤٢] معتقد است که تعهد، مفهوم مهمي است که باعث جداکردن نظرية تغييرات اجتماعي از اقتصادي مي‌شود. آدامز و جونز[٤٣] طراحان الگوي درهم‌پاشيدگي زناشويي، معتقدند که تعهد به معناي درجه‌اي از پايبندي است که هر شخص براي حفظ رابطة زناشويي دارد. دين و اسپانير[٤٤] بر اين عقيده‌اند که تعهد باعث تغيير ارتباط به صورت ارتباطي متقابل شده و همچنين ثبات زناشويي را در پي دارد. آنان اعتقاد دارند که رابطه‌هاي با تعهد بالا، انعطاف‌پذيري بيشتري نيز داشته و عملاً زوجين زماني مي‌توانند از دگرگوني‌ها و آزمايش‌ها به دور باشند که در کنار يکديگر احساس امنيت بيشتري داشته باشند. سطوح بالاي تعهد زناشويي با ابراز عشق بيشتر، سازگاري و ثبات زناشويي بالاتر و رضايت زناشويي رابطه دارد.[٤٥] در پژوهشي که لامبرت و دولاهيت[٤٦] به منظور بررسي تعهد زناشويي زوجين مذهبي انجام داده‌اند، زوج‌ها گزارش کرده‌اند که باورها و اعمال مذهبي به آنها کمک کرده تا خدا را به‌عنوان يک حامي و پشتيبان در ازدواجشان در کنار خود ببينند و به ازدواج به‌عنوان يک نهاد مذهبي که دوام دارد، باور داشته و در تعهد نسبت به ازدواج معنا پيدا کنند.

بر اساس يافته‌هاي اخير، روان‌شناسان و مشاوران حوزه خانواده و ازدواج با توجه به اهميت جايگاه تعهد در روابط زناشويي، روش‌هاي متفاوتي را طبق چشم‌انداز خود به انسان ابداع كرده و در اين قلمرو موفقيت‌هايي نيز داشته‌اند. از جمله پژوهش‌هايي که در مورد تعهد زناشويي صورت گرفته مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد: عباسي موليد[٤٧] در پژوهشي به اين نتيجه رسيده است که آموزش به شيوة واقعيت‌درماني، تعهد زناشويي زوجين شهر را افزايش مي‌دهد، همچنين رابطه معناداري بين تعهد زناشويي و ارزش‌هاي فرهنگي زوجين وجود دارد. يافته‌هاي نجاريان‌پور و همکاران[٤٨] نيز نشان مي‌دهد که آموزش تعهد پيش از ازدواج، بر بهبود ويژگي‌هاي تعهد و افزايش ميزان آن تأثير مثبت دارد. همچنين نتايج پژوهش عرفاني اکبري[٤٩] نشان مي‌دهد که ارتباط درماني زوجين به تنهايي مي‌تواند ميزان پايبندي به تعهدات زوجين را افزايش دهد.

در حال حاضر، بسياري از مکاتب درماني عمده، از مداخله‌هاي مذهبي - معنوي استفاده مي‌کنند. به عقيده فوراسيته[٥٠] نگرش ديني توانايي دارد که فلسفهة ارضاکننده‌ حياتي براي بشر تنظيم، تدوين و ارائه کند. به عقيده بسياري از صاحب‌نظران، نگرش ديني، عالي‌ترين وحدت و يک‌پارچگي در اخلاق مذهبي است که کنترل تمام تجارب و هدايت و راهنمايي تمام ابعاد زندگي را به عهده داشته و متعالي‌ترين معنا را به زندگي مي‌دهد.[٥١] لارسون و گالتز[٥٢] در پژوهش خود، اعتقادات مذهبي و حضور در کليسا را يکي از پيش‌بيني‌کننده‌هاي تعهد زناشويي مطرح کرده است. کاجلين و جانسون[٥٣] همبستگي بالايي را بين تعهد زناشويي با اعتقادات مذهبي گزارش نموده‌اند. فنل[٥٤] در مطالعه طولي خود که به مدت ده سال به طول انجاميد، داشتن ارزش‌هاي مذهبي در طول زندگي را از جمله مؤلفه‌هاي رضايت زناشويي موفق و طولاني‌مدت و تعهد زناشويي دانسته است. شرونک و پلاکوا[٥٥] در پژوهش خود به اين نتيجه رسيده‌اند که شباهت زوجين از نظر باورها و اعتقادات، به ويژه در بُعد اعتقادات مذهبي، تأثير مثبتي بر رضايت زناشويي آنها دارد. درمان معنوي در سلامت يافتن افراد ضروري است؛ چراکه معنويت، بخش مهمي از زندگي انسان‌ها در فرهنگ ملل و قوميت‌هاي مختلف بوده و تأثير به‌سزايي بر سلامت و بهزيستي افراد و خانواده‌ها دارد.[٥٦]

درمان‌هاي بين‌فردي، مانند زوج‌درماني که محور اصلي‌شان روابط بين فردي است، بايد از زاوية فرهنگ‌هاي مشخص انجام شوند. انتخاب رويکردي براي درمان زوجين بدون توجه به جنبه‌هاي فرهنگي ـ اجتماعي، به مثابه سوارشدن بر قطاري است بدون آنکه مبدأ و مقصد آن را بدانيم.[٥٧] براين اساس، در اين پژوهش تلاش بر اين بوده است تا رويکردي انتخاب شود که حتي‌المقدور با زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي خانواده‌ها و زوجين ايراني مطابقت داشته باشد، ازاين‌رو لازم است آموزه‌هاي اسلام به‌عنوان مؤلفه‌اي از فرهنگ ايراني در درمان گنجانده شود. تعاليم اسلام درباره‌ چگونگي روابط اعضاي خانواده و به عبارتي حقوق و مسئوليت‌هاي متقابل آنها، توصيه‌هاي الزامي و اخلاقي فراواني دارد. همان‌طور كه خداوند مي‌فرمايد: «هيچ‌كس به اندازه خداوند متعال به نفس و روان انسان آگاه نيست، زيرا او موجد و آفرينندة نفس است.»[٥٨] بنابراين، انسان در تمام احوال، شخصيتي است كه كاملاً بر خدا مكشوف و معلوم است.

همچنين سخنان معصومان(ع) و سيرة‌ خانوادگي آنان ظرايف رفتاري جالب توجهي را دربر دارد که هريک راهگشاي انسان براي يافتن نگاهي صحيح در جهت حفظ روابط درست و سالم با ديگران و شناختي واقعي از خود است که هرچند جزئي به نظر مي‌رسد، اما گاه نقشي اساسي در تحکيم پايه‌هاي خانواده دارد.[٥٩]

از جمله مؤلفه‌هايي که اسلام در زندگي زناشويي بر آنها تأکيد دارد مي‌توان به روابط زن و شوهر و ضرورت محبت متقابل بين آنها[٦٠]، بخشش در زندگي[٦١]، استمرار روابط مطلوب[٦٢]، عبادت و انس با خدا[٦٣]، خواب شب[٦٤]، داشتن انتظارات معقول[٦٥]، وفاي ‌به‌ عهد[٦٦]، مشورت[٦٧]، صداقت[٦٨]، خوش‌بيني[٦٩] و صبر[٧٠] اشاره كرد.[٧١]

نتايج برنامه‌هاي آموزشي زوج‌درماني اسلام‌محور به وسيلة پژوهشگران و متخصصان حوزة خانواده نويدبخش بوده‌ است. نتايج پژوهش‌هاي حيرت،[٧٢]، فقيهي،[٧٣] دانش،[٧٤] فتوحي بناب و همکاران[٧٥] و مولينز و همکاران[٧٦] نيز با پژوهش حاضر همسو بوده است. برنامه آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور در اين پژوهش با استفاده از آيات، روايات، منابع و كتاب‌هاي معتبر اسلامي در اين زمينه با راهنمايي اساتيد متخصص حوزه و دانشگاه اصفهان به صورت هفت جلسة آموزشي گروهي تنظيم و تدوين شده که در ادامه شرح آن آمده است. از آنجا که پژوهش‌هاي محدودي در مورد تأثير زوج‌درماني اسلام‌محور به صورت تجربي و آموزشي صورت گرفته است، و همچنين با توجه به اينكه زوج‌درماني اسلامي مي‌تواند در ايجاد و حفظ تعهد زناشويي و ثبات و پايداري روابط زوجين مؤثر باشد، به اين رويکرد توجه شده است. در يک نگاه گسترده‌تر، تلاش انجام شده را مي‌توان گامي مهم در مسير بازنمايي نيازهاي بومي خانواده‌هاي ايراني و بهبود روابط زناشويي زوجين دانست. به عبارت ديگر، با توجه به وجود زمينه‌هاي مباحث اسلامي و نقش و جايگاه تعيين‌کنندة آن در فرهنگ خانواده‌هاي ايراني، ضرورت طراحي و اجراي برنامه آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين آشکار مي‌شود.

فرضيه‌هاي تحقيق

آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، تعهد زناشويي زوجين شهر اراک را افزايش مي‌دهد.
آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، ابعاد تعهد زناشويي (تعهد شخصي، تعهد اخلاقي و تعهد ساختاري) زوجين شهر اراک را افزايش مي‌دهد.

روش پژوهش

روش اين مطالعه، نيمه‌تجربي و از نوع پيش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه آزمايش و کنترل بوده است.

جامعه آماري اين پژوهش کليه والدين دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدايي شهر اراک در سال تحصيلي ١٣٨٩ـ١٣٩٠ بوده است. براي نمونه‌گيري ابتدا از نواحي آموزش و پرورش شهر اراک، ناحيه ٢ به صورت تصادفي انتخاب شده و از ناحيه ٢، دبستان دخترانه قدس به صورت تصادفي انتخاب گرديده است. پس از آن، گروه آزمايش و کنترل از بين والدين داوطلب دانش‌آموزان دختر اين دبستان که دست‌كم شش سال از زندگي زناشويي‌شان گذشته و حداقل تحصيلات سيکل (پايان دوره راهنمايي) را داشتند (به علت اينکه براي انجام تکاليف جلسات، داشتن حداقل مدرک تحصيلي سيکل نياز بود و زوجين به حداقل ميزاني از ثبات در زندگي زناشويي رسيده باشند) به صورت تصادفي، سي زوج انتخاب و در گروه‌هاي آزمايش و کنترل گمارده شده‌اند؛ به اين صورت كه گروه آزمايش پانزده زوج (سي نفر) و گروه کنترل نيز پانزده زوج (سي نفر) بوده‌اند. در گروه آزمايشي، متغير مستقل، يعني زوج‌درماني اسلام‌محور، اعمال شده و در گروه كنترل، متغير مستقل اعمال نشده است. هر گروه طي دو مرحله پيش‌آزمون و پس‌آزمون با پرسش‌نامه تعهد زناشويي ارزيابي شده‌اند.

ابزار پژوهش

ابزار اندازه‌گيري پرسش‌نامه تعهد زناشويي(DCI)[٧٧] بوده که توسط آدامز و جونز در سال ١٩٩٧م براي مقاصد پژوهشي تهيه و تدوين شده و سه بعد تعهد زناشويي(تعهد شخصي، تعهد اخلاقي و تعهد ساختاري) را اندازه‌گيري مي‌کند و توسط عباسي موليد[٧٨] هنجاريابي شده است. اين پرسش‌نامه ٤٤ سؤال داشته و مقياس آن طيف ليکرت است. روايي و پايايي اين پرسش‌نامه توسط عباسي موليد[٧٩] بررسي شده است. براي تعيين روايي محتوايي، پرسش‌نامه پس از ترجمه دقيق، در اختيار ده تن از اساتيد متخصص مشاوره و روان‌شناسي در دانشکده علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه اصفهان قرار گرفته و همه اساتيد آن را تأييد كرده‌اند. ضريب پايايي پس از اصلاح نهايي با روش آلفاي كرنباخ براي كل آزمون ٧٨/٠ به دست آمده و ضريب پايايي ساير خرده‌مقياس‌ها به شرح ذيل محاسبه شده است: تعهد شخصي٧٩/٠، تعهد اخلاقي٧٦/٠ و تعهد ساختاري٨٠/٠ که حاکي از پايايي قابل قبول اين ابزار است.

شيوة اجرا

پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفي در گروه آزمايش و کنترل، آزمون تعهد زناشويي به‌عنوان پيش‌آزمون اجرا شده، سپس جلسات آموزش زوج‌درماني گروهي اسلام‌محور براي آزمودني‌هاي گروه آزمايش برگزار شده است. جلسات براي گروه كنترل تشكيل نشده است. آن‌گاه از هر دو گروه آزمايش و کنترل، آزمون تعهد زناشويي به‌عنوان پس‌آزمون به عمل آمده است. جلسات آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور هفت جلسه بوده است. اين جلسات هر هفته و به مدت ٩٠ دقيقه تشکيل شده است. متغير مستقل در اين پژوهش، آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بوده که ابتدا با استفاده از آيات، روايات، منابع، كتاب‌ها و نرم افزارهاي معتبر اسلامي در اين زمينه به روش توصيفي ـ تحليلي جمع‌آوري، دسته‌بندي و تجزيه و تحليل شده و با راهنمايي دو تن از اساتيد متخصص حوزة علمية اصفهان و دو تن از اساتيد گروه مشاوره دانشگاه اصفهان به صورت هفت جلسه آموزشي تنظيم و تدوين شده است. سرانجام پس از اصلاحات و تأييد نهايي با راهنمايي و نظارت دو تن از اساتيد گروه مشاوره دانشگاه اصفهان، اين پژوهش توسط پژوهشگر اول اجرا شده است. سرفصل محتواي جلسات آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور در جدول ١ (ضميمه) ارائه شده است.

پس از اجراي پژوهش براي تجزيه و تحليل داده‌ها در سطح آمار توصيفي، از شاخص‌هاي فراواني، درصد، ميانگين و انحراف معيار استفاده شده و در سطح آمار استنباطي از آزمون تحليل کواريانس با بهره‌گيري از نرم افزار SPSS ١٦ استفاده شده است.

تجزيه و تحليل يافته‌هاي پژوهش

فرضيه اول: آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور تعهد زناشويي زوجين شهر اراک را افزايش مي‌دهد. آمار توصيفي مربوط به اين فرضيه در جدول٢ ارائه شده است.

 

جدول٢: ميانگين و انحراف استاندارد نمره‌هاي پيش‌آزمون و پس‌آزمون تعهد زناشويي زوجين در گروه آزمايش و کنترل

متغير

گروه

گروه

پيش‌آزمون

پس‌آزمون

ميانگين

انحراف استاندارد

ميانگين

انحراف استاندارد

تعهد زناشويي

آزمايش

٣٠

٣٠/١١٥

٦٣/١٣

٨٣/١٢٨

٠٩/١٢

کنترل

٣٠

٥٦/١١٢

١٩/١٤

٦/١٠٥

٥٤/١٤

نتيجه جدول ٢ نشان مي‌دهد که ميانگين نمره‌هاي پس‌آزمون گروه آزمايش (١٢٨/٨٣ =X)، بيشتر از ميانگين نمره‌هاي پيش‌آزمون (١١٥/٠٣= X ) است. در گروه کنترل، ميانگين نمره‌هاي پس‌آزمون کمتر از پيش‌آزمون است.

در ادامه به منظور بررسي معناداري تفاوت دو گروه آزمايش و کنترل از نظر تعهد زناشويي، از تحليل کواريانس استفاده شده است. از آنجا که يکي از پيش‌فرض‌هاي تحليل کواريانس، همساني واريانس‌ها مي‌باشد، براي تعيين همساني و برابري واريانس‌ها از آزمون لوين استفاده شده است. نتايج اين تحليل در جدول٣ آمده است.

جدول٣: آزمون لوين مربوط به پيش‌فرض برابري واريانس تعهد زناشويي زوجين در گروه آزمايش و کنترل

متغير

آماره لوين

درجه آزادي اول

درجه آزادي دوم

سطح معناداري

تعهد زناشويي

١٧٦/٢

١

٥٨

١٤٦/٠

نتيجه جدول٣ نشان مي‌دهد که پيش‌فرض همساني واريانس‌ها تأييد شده است، ازاين‌رو به علت رعايت پيش‌فرض برابري واريانس‌ها، تحليل کواريانس انجام شده است. نتايج اين تحليل در جدول٤ آمده است.

جدول ٤: تحليل کواريانس آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين

متغير

منبع

مجموع مجذورات

درجه آ‌زادي

ميانگين مجذورات

مقدارF

سطح معناداري

ضريب تأثير

توان آماري

تعهد زناشويي

گروه

٩٩/٥٧٢٢

١

٩٩/٥٧٢٢

٥٨/١٣١

٠٠١/٠

٧٤١/٠

١

ضمن کنترل پيش‌آزمون در تمام جدول‌هاي آزمون تحليل کواريانس، نتايج جدول٤ نشان مي‌دهد كه F مشاهده شده در خصوص ميانگين نمره‌هاي پس‌آزمون تعهد زناشويي زوجين گروه گواه و آزمايش (٠١/٠ >P، ٥٨/١٣١=F ) معنادار است. توان آماري نيز برابر١ مي‌باشد، بنابر اين با احتمال ١٠٠ درصد، فرض پژوهش مبني بر تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين پذيرفته مي‌شود. بر اساس ضريب اتا (ضريب تأثير)، ٧٤% تفاوت دو گروه آزمايش و کنترل در تعهد زناشويي زوجين مربوط به تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين است.

فرضيه دوم: آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور ابعاد تعهد زناشويي (تعهد شخصي، تعهد اخلاقي و تعهد ساختاري) زوجين شهر اراک را افزايش مي‌دهد. آمار توصيفي مربوط به اين فرضيه در جدول٥ ارائه شده است.

جدول٥: ميانگين و انحراف استاندارد نمره‌هاي پيش‌آزمون و پس‌آزمون ابعاد تعهد زناشويي زوجين در گروه آزمايش و کنترل

پس‌آزمون

پيش‌آزمون

تعداد

گروه

متغير

انحراف استاندارد

ميانگين

انحراف استاندارد

ميانگين

٩٠/٣

٢٦/٤٨

٥٧/٤

٨/٤٣

٣٠

آزمايش

تعهد شخصي

٥٩/٦

٥٣/٤٠

٢٤/٥

٤٣/٤٤

٣٠

کنترل

٦٢/٥

٦/٤٠

٦٦/٥

٥٦/٣٦

٣٠

آزمايش

تعهد اخلاقي

٥٣/٦

١٣/٣٤

٤١/٦

٥/٣٦

٣٠

کنترل

٩٥/٤

٩٦/٣٩

٣٣/٦

٦٦/٣٤

٣٠

آزمايش

تعهد ساختاري

٧٥٩/٧

٩٣/٣٠

٣١/٨

٦٣/٣١

٣٠

کنترل

نتيجه جدول٥ نشان مي‌دهد که ميانگين نمرهاي پس‌آزمون گروه آزمايش، تعهد شخصي (٢٦/٤٨ = X)، تعهد اخلاقي(٦/٤٠ = X) و تعهد ساختاري (٩٦/٣٩ = X)، بيشتر از ميانگين نمره‌هاي پيش‌آزمون تعهد شخصي(٨/٤٣ = X)، تعهد اخلاقي(٥٦/٣٦ = X) و تعهد ساختاري (٦٦/٣٤ = X) است. در ادامه به منظور بررسي معناداري تفاوت دو گروه آزمايش و کنترل از نظر ابعاد تعهد زناشويي، از تحليل کواريانس استفاده شده است. براي تعيين همساني و برابري واريانس‌ها از آزمون لوين استفاده شده است. نتايج اين تحليل در جدول٦ آمده است.

جدول٦: آزمون لوين مربوط به پيش‌فرض برابري واريانس ابعاد تعهد زناشويي زوجين در گروه آزمايش و کنترل

ابعاد تعهد زناشويي

متغير

F مقدار

درجه آزادي اول

درجه آزادي دوم

سطح معناداري

تعهد شخصي

٠٣٥/٠

١

٥٨

٨٥٢/٠

تعهد اخلاقي

٠١١/٢

١

٥٨

٨٦١/٠

تعهد ساختاري

٤٥٦/٢

١

٥٨

١٢٣/٠

نتيجه جدول ٦ نشان مي‌دهد که پيش‌فرض همساني واريانس‌ها تأييد شده است.

جدو ل ٧: نتايج آزمون كواريانس چند متغيره تفاوت دو گروه كنترل وآزمايش در ابعاد تعهد زناشويي

منبع شاخص آماري

لامبداي ويلكز

مقدارF

سطح معناداري

اندازه اثر

توان

گروه

٢٦٤/٠

١٥١/٤٩

٠٠١/٠

٧٣٦/٠

١

اطلاعات جدول٧ نتايج آزمون تحليل كواريانس چند متغيري تفاوت دو گروه كنترل و آزمايش در حيطه ابعاد تعهد زناشويي را نشان مي‌دهد. بر اساس اين نتايج، تفاوت معنا داري٠٠١/٠ >p بين دو گروه در حيطه ابعاد زناشويي وجود دارد. به عبارت ديگر، مي‌توان گفت كه تفاوت بين نمره‌هاي دو گروه، بيان‌کننده‌ اين مطلب است که آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، ابعاد تعهد زناشويي را افزايش داده است. با در نظر گرفتن مجذور اِتا مي‌توان گفت كه ٧٣% اين تغييرات ناشي از تأثير آموزش بوده است. در ادامه با توجه به پيش‌فرض برابري واريانس‌ها، تحليل کواريانس انجام شده است. نتايج اين تحليل در جدول ٨ آمده است.

جدول ٨: نتايج کلي تحليل کواريانس چند متغيره (مانکوا) تفاوت دو گروه آزمايش و کنترل در ابعاد تعهد زناشويي

منبع

شاخص آماري

متغير وابسته

مجموع مجذورات

درجه آزادي

ميانگين مجذورات

Fمقدار

سطح معناداري

ضريب تأثير

توان آماري

گروه

تعهد شخصي

٧٦/٨٧١

١

٧٦/٨٧١

٩٧/٤٦

٠٠١/٠

٥٠٥/٠

١

تعهد اخلاقي

٦٠/٥٠٥

١

٦٠/٥٠٥

٦٧٥/٦٦

٠٠١/٠

٥٩٢٠/

١

تعهد ساختاري

٨٠/٥٥٥

١

٨٠/٥٥٥

٥٣٢/٩١

٠٠١/٠

٦٦٦/٠

١

نتايج جدول جدول٨ نشان مي‌دهد كه با در نظر گرفتن نمره‌هاي پيش‌آزمون به‌عنوان متغيرهاي همپراش (کمکي): F مشاهده شده در خصوص ميانگين نمره‌هاي پس‌آزمون ابعاد تعهد زناشويي: تعهد شخصي زوجين (٠١/٠>P، ٩٧/٤٦=F )، تعهد اخلاقي (٠١/٠>P، ٦٧/٦٦=F ) و تعهد ساختاري (٠١/٠>P، ٥٣/٩١=F ) گروه گواه و آزمايش معنادار است. توان آماري نيز برابر ١ مي‌باشد. بنابراين، با احتمال ١٠٠ درصد، فرض پژوهش مبني بر تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر ابعاد تعهد زناشويي زوجين (تعهد شخصي، تعهد ساختاري و تعهد ساختاري) پذيرفته مي‌شود. بر اساس ضريب اتا (ضريب تأثير)، به ترتيب٥٠%، ٥٩% و٦٦% تفاوت دو گروه آزمايش و کنترل در تعهد شخصي، تعهد اخلاقي و تعهد ساختاري زوجين مربوط به تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر ابعاد تعهد زناشويي زوجين است.

بحث و نتيجه‌گيري

تعهد به همسر و ازدواج، اعتماد زناشويي را امکان‌پذير مي‌سازد. زندگي بدون تعهد و وفاداري مي‌تواند به شکست بينجامد. تا زماني که تعهد به همسر و ازدواج جدي گرفته نشود، نمي‌تواند به ساختار زندگي زناشويي سالمي برسد.[٨٠] تعهد، چارچوبي ارجاعي از ارزش‌ها و باورهاست که ممکن است خودساخته يا تجويزشده از جانب ديگران باشد.[٨١] تعهد، درجاتي از سرمايه‌گذاري شخصي است که يک فرد در خصوص اعتقادات خود ابراز مي‌کند.[٨٢] نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه فقدان تعهد، مهم‌ترين عامل مؤثر در بروز طلاق است.[٨٣] بر اين اساس، رابطه زناشويي بدون تعهد، رابطه‌اي سطحي، ظاهري و بدون سمت و سو خواهد بود و در اين صورت، زوجين نخواهند توانست عمق عشق و صميميتي را که در سايه وفاداري و تعهد همسر و ازدواج به وجود مي‌آيد، تجربه کنند.[٨٤] عدم تعهد زوجين آثار منفي زيادي بر خانواده گذاشته و فشارهاي زيادي را بر مسائل اقتصادي، عاطفي، فرهنگي و اجتماعي خانواده تحميل كرده و در نهايت، شالوده خانواده را سست نموده و آن را در معرض فروپاشي و انحلال قرار مي‌دهد.[٨٥]

در سال‌هاي اخير، تأثير مذهب بر سلامت جسم و روان، مقابله با تنيدگي در سطوح مختلف سني با استفاده از راهکارهاي مقابله‌اي مذهبي، به‌عنوان يکي از موضوعات مورد مطالعه روان‌شناسي فزوني يافته است.[٨٦] از طرفي اهميت مطالعه در مورد موضوعات خانواده پيش از هر چيز توجه به فرهنگ بومي خانوادگي معطوف بر هر جامعه را مي‌طلبد. نکته جالب توجه آن است که ما از پيشينة فرهنگي و علمي غني و کارآمدي براي رويارويي با مسائل خانواده بهره‌منديم. بنا بر آنچه گفته شد، با توجه به اهميت شناخت روش‌هاي مؤثر براي درمان و حل و فصل اختلاف‌هاي زناشويي از يك‌سو، و پيروي از آيات قرآن و كلام روشن‌گر الهي و فرهنگ خانواده‌هاي‌ ايراني از سوي ديگر، كوشش پژوهش حاضر بر آن بوده است كه تأثير روش زوج‌درماني اسلام‌محور را بر تعهد زناشويي زوجين شهر اراک بررسي كند.

نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد كه آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور تعهد زناشويي زوجين شهر اراک را افزايش داده است. همچنين نتايج نشان مي‌دهد که آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور، ابعاد تعهد زناشويي (تعهد شخصي زوجين، تعهد اخلاقي و تعهد ساختاري) زوجين شهر اراک را افزايش داده است همچنين نتايج اين پژوهش با يافته‌هاي حيرت[٨٧] مبني بر اينکه زوج‌درماني اسلام‌محور، سازگاري زناشويي و خوش‌بيني زوجين و ابعاد آنها را بهبود بخشيده است و نيز با يافته‌هاي دانش[٨٨] که استفاده از روش زوج‌درماني اسلامي سازگاري زناشويي زوج‌هاي ناسازگار را افزايش داده و توانسته اختلاف‌هاي بين آنها را از بين ببرد، همسوست. يافته‌هاي فقيهي و رفيعي مقدم[٨٩] نيز نشان مي‌دهد که آموزش‌هاي روان‌شناختي مبتني بر روايات اسلامي در بهبود روابط همسران و در نتيجه، رضايت زناشويي آنها مؤثر است. خداياري فرد[٩٠] نيز در پژوهشي با عنوان «کاربرد مثبت‌نگري در روان درمانگري با تأکيد بر ديدگاه اسلامي» به اين نتيجه رسيده که مداخله‌هاي مبتني بر تقويت برداشت‌هاي مثبت شخصي مي‌تواند به افزايش توصيف‌هاي مثبت فرد از خود بينجامد و نتيجه اين برداشت، سازگاري مؤثرتر و رفتار بهتر مي‌تواند باشد. از مطالعات در مورد مذهب، اين نتيجه به‌دست مي‌آيد که حضور قلب و ايمان در زندگي روزانه، نقش مهمي دارد. به عقيده بسياري از صاحب‌نظران، عالي‌ترين وحدت و يک‌پارچگي در اخلاق مذهبي بوده و متعالي‌ترين معنا را به زندگي مي‌دهد.[٩١]

تحقيقات ريبک،[٩٢] و گسلين و کاپلان[٩٣] نيز نشان مي‌دهد که آموزش‌هاي ديني در محيط مذهبي خانواده، آثار دراز مدتي بر تک تک اعضاي خانواده و همچنين بر تمام جنبه‌هاي زندگي اشخاص داشته است. کورتيس و اليسون[٩٤] در مطالعات خود از مشارکت مذهبي زوجين، نشان داده‌اند که هر چه ميزان زمان سپري‌شده زوجين در انجام عبادت‌ها بيشتر باشد، افزايش تعهد خانوادگي و نيز کاهش منازعات زناشويي را در پي داشته و رضايت‌مندي زناشويي بيشتري را تجربه خواهند کرد. جمالي[٩٥] نيز در پژوهش خود به اين نتيجه دست يافته که رابطه معناداري بين نگرش‌هاي مذهبي و احساس معنابخش بودن زندگي، وجود دارد. به گفته گلن و ويور[٩٦] شکستن تعهد زناشويي در افرادي که از لحاظ اعتقادات مذهبي ضعيف هستند، مشاهده مي‌شود.

در مورد دلايل احتمالي تأثير آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور بر تعهد زناشويي زوجين مي‌توان گفت يکي از اصولي که در اين برنامه آموزشي به آن توجه فراوان شده، اصل وفاداري و تعهد زناشويي و همچنين توجه زوجين به حقوق و مسئوليت‌هاي متقابلشان در مقابل هم و تأکيد بر نقش ايمان به خدا در آرامش زندگي زناشويي زوجين است.

در مورد ابعاد تعهد زناشويي نيز مي‌توان گفت که يکي از ابعاد آن، تعهد شخصي است که به معناي علاقه و تمايل فرد براي تداوم رابطه زناشويي است که در اين برنامه آموزشي بر آن با عنوان روابط کلامي و غيرکلامي زن و شوهر و همچنين ضرورت محبت متقابل بين آنها، اهتمام ويژه‌اي شده است. اسونسون و تراهاگ[٩٧] نيز گزارش داده‌اند که در ازدواج‌هاي با تعهد شخصي بالا صميميت بيشتري وجود داشته، عشق بيشتري ابراز شده و درگيري‌هاي زناشويي کمتري مشاهده مي‌شود.

بعد ديگر، تعهد اخلاقي است که بيانگر وفاداري اخلاقي فرد به ازدواج است. بسياري از الگوهاي نظري بر اين عقيده‌اند که تعهد زناشويي بر احساس وفاداري اخلاقي به ازدواج و رابطه زناشويي و نيز اين عقيده که ازدواج يک نهاد مقدس مي‌باشد، مبتني است. برخي از پژوهشگران نيز بر اين عقيده‌اند که اين بعد از تعهد، به کمال اخلاقي و مذهبي افراد مربوط است. در هسته اين عقيده اين مفهوم وجود دارد که تعهد اخلاقي فرد به ازدواج و همسرش، از شرافتمندي فرد که مربوط به قول و قرارهاي قبلي و همچنين اعتقادات اخلاقي و مذهبي وي است، نشئت مي‌گيرد.[٩٨] شکلفورد و همکاران[٩٩] در پژوهش خود به اين نتيجه رسيده‌اند افرادي که همسران آنها نمره‌هاي پايين‌تري در وجدان‌گرايي کسب نموده‌اند، رضايت‌مندي کمتري از رابطه‌شان داشته‌اند و همچنين برآورد احتمال بيشتري از شکستن تعهد زناشويي در آنها به دست آمده است. جانسون و همکاران[١٠٠] نيز در پژوهش خود دريافته‌اند که دين‌داري و اعتقادات مذهبي عمدتاً همبستگي بالايي با تعهد اخلاقي زوجين دارد. به نظر مي‌رسد که اعتقادات مذهبي و گرايش به معنويت از طريق ارزش‌گذاري روي حفظ و بقاي نهاد ازدواج و همچنين از طريق فراهم‌سازي حمايت‌هاي معنوي باعث تقويت و تحکيم تعهد اخلاقي زوجين در ازدواج شود.[١٠١] مايرز[١٠٢] معتقد است كه ايمان مذهبي تأثير زيادي بر ميزان شادماني دارد. علاوه بر اين، مذهب به تسهيل تجربه معنوي کمک كرده و تجربه معنوي مي‌تواند تعهدهاي اخلاقي را تحکيم بخشد.[١٠٣] پژوهش جارويس[١٠٤] نيز نشان دهد که وظيفه‌شناسي و وجدان‌گرايي بالا به خوبي مي‌تواند تعهد زناشويي افراد را پيش‌بيني كند. در اين رويکرد، به اين موضوع در قالب حدود و رعايت حريم در روابط جنسي، پاکدامني و بحث صداقت پرداخته شده است.

اما تعهد ساختاري به موانع و محدوديت‌هاي موجود در ترک رابطه زناشويي و احساس اجبار به تداوم آن رابطه اشاره دارد که در کشور ما به سبب اعتقادات مذهبي، بافت خاص فرهنگي و ارزش‌هاي اخلاقيِ شايع و حاکم، اين موضوع مي‌تواند پررنگ‌تر باشد. گالتر و لارسون[١٠٥] نيز در پژوهش خود دريافته‌اند که اعتقادات مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي و خانوادگي، پيش‌بيني‌کننده‌هاي اصلي تعهد ساختاري بوده است. به نظر موران[١٠٦] افراد، دين را از طريق خانواده يا فرهنگ‌شان دروني مي‌کنند. هوج و همکاران[١٠٧] نيز بيان کرده‌اند که انتقال ارزش‌ها به شدت تحت تأثير خانواده و اعتقادات مذهبي آنها است. پژوهش احمدي[١٠٨] نيز نشان مي‌دهد كه تقيدات مذهبي زوجين، رابطه همبستگي با سازگاري زناشويي آنها دارد؛ به اين معنا که با افزايش تقيدات مذهبي، ميزان سازگاري زناشويي نيز بيشتر مي‌شود. آموزش زوج‌درماني اسلام‌محور به زوج‌ها کمک مي‌کند تا راه‌هاي بهبود ارتباطات خود را فراگرفته و از الگوهاي منفي که به کناره‌گيري يا درگيري بين آنها منجر مي‌شود، اجتناب کنند. بر پايه اين روش، افراد انتظارات و فلسفه زندگي خود را تغيير داده و مي‌توانند باورهاي منفي زيادي را که مانع برقراري ارتباط اثربخش مي‌شود، اصلاح کنند. اين روش به زوجين کمک مي‌کند تا دلايل زيربنايي مشکلات ارتباطي خود را شناسايي کرده و از شيوه‌هاي سازنده‌تري براي برخورد با آن استفاده کنند. همچنين زوجين مي‌توانند در خانواده و در جريان ارتباط با همسرشان قدرت ابداع و خلاقيت در حل مشکلات خويش، حمايت از يکديگر در مواقع بحران، تدبير براي مشکلات، ارتباط صريح و اعتماد متقابل، مسئوليت‌پذيري، ايجاد مقررات و آگاهي از مسائل ساير اعضاي خانواده را داشته باشند. آنها هنگام بروز تعارضات، اختلافات و مشکلات زناشويي سعي نمي‌کنند که مشکلات را بر دوش شريک خود گذاشته يا از آنها فرار کنند، بلکه در پي بهترين راه‌حل‌ها هستند و در نتيجه براي حل تعارض‌ها موفق مي‌شوند. از ديدگاه معنوي، همراهي و درميان گذاشتن علايق، به تقويت ايمان و مقاومت در برابر فشارها، پرورش حس نوع‌دوستي، احساس تعلق، احساس نزديکي با خدا و عشق به ديگران منجر مي‌شود.[١٠٩]

در پايان مي‌توان چنين بيان کرد که شناخت مسائل جامعه، در بومي‌شدن و تطبيق راه‌حل‌ها با فرهنگ نقش مهمي داشته و اثر به‌سزايي در نقش‌آفريني علم در هر جامعه ايفا مي‌كند. يکي از اهدف متعالي و درازمدت فرايند بومي‌سازي علوم انساني، بخصوص در بُعد زوج‌درماني و ازدواج، رسيدن به الگوي مناسبي براي زندگي است. واقعيت اين است كه در بومي‌سازي علوم انساني، بايد به شدت به فرهنگ مردم منطقه، نوع و سطح زندگي و آداب و رسوم توجه داشت.

اين مطالعه، حاصل پژوهشي است كه در راه دستيابي به داده‌هاي علمي در جنبه‌هاي كاربردي و توسعه‌اي در قلمرو تأثير زوج‌درماني اسلامي به عمل آمده است. با توجه به اثربخشي اين رويکرد، پيشنهاد مي‌شود كه از اين روش در مراکز مشاوره خانواده و ازدواج براي راهنمايي افراد در زندگي زناشويي‌شان استفاده شود. همچنين پژوهش و کار عملي متخصصان روي اين شيوه آموزشي، به منظور افزايش کاربرد اين شيوه در کاهش مشکلات زناشويي و بهبود روابط زناشويي زوجين در خانواده‌هاي ايراني با توجه به عجين بودن فرهنگ ايشان با مباحث و زمينه‌هاي اسلامي، مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد. همچنين پيشنهاد مي‌شود از اين روش آموزشي روي متغيرهاي وابسته ديگر مرتبط با زندگي زناشويي نيز استفاده شود.

 


پي‌نوشت‌ها:

[١]. Lucas, R. E. Reexamining adaptation and the set point model of happiness: Reaction to changes in marital status. Journal of Personality and Social Psychology, ٨٤(٣), ٥٢٧-٥٣٩

[٢]. استيون کاوي، هفت عادت خوب خانواده، ترجمه سوسن ملکي، ص ٨٧.

[٣]. MacCarthey B. Marital style and its effects on sexual desire and functioning.Journal Family Psychology. ١٠, ١-١٢

[٤]. Allen, E. S., & Baucom, D. H. Adult attachment and patterns of extradyadic involvement.Family Process.p: ١٨٧

[٥]. Johnson, M.P. Commitment. Cohesion, investment, barriers, alternatives, constraint: Why do people stay together when they really don’t want to? Proceeding of Theory and Research Methodology Workshop, National Council on Family Relation Annual Meeting, Dallas, ٤٥-٥٣

[٦]. بيتا حسيني، زمينه زوج درماني، ص ٥٧.

[٧]. Johnson, M.P. Personal, moral, and structural commitment to relationships: Experiences of choice and constraint. In Handbook of interpersonal commitment and relationship stability. J.M. Adams and W.H. Jones, eds. New York: Kluwer Academic.,٧٣-٨٧

[٨] .Personal commitment

[٩]. Moral commitment

[١٠]. Structural commitment

[١١]. attraction commitment

[١٢]. Levinger, G A social exchange view on the dissolution of pair relationships. In F.I. Nye (Ed), Family relationships: Rewards and Cosis Bererly Hills, CA: sage puplication. (pp.٩٧-١٢١)

[١٣]. Adams, J.M. & Jons, W. H. Interpersonal commitment in historical perspective. Inj. Adams and W.Jons (Eds.) Handbook of Interpersonal Commitment and Relationship stability . New York: Plenum publishers., (pp.٣-٣٦).

[١٤]. Relationship commitment

[١٥]. Strachman, A. and Gable, S. Approach and avoidance relationship commitment, Motive Emot., ٣٠, ١١٧-١٢٦.

[١٦]. Johnson, Op.cit, P: ٨١

[١٧]. Shields, E. P. The effect of religiosity and marital Commitment on marital satisfaction and stability. Unpublished doctoral dissertation: Brigham Yong University.

[١٨]. Harmon, D. KH. Black men and marriage: the impact of spirituality, religiosity and marital commitment on marital satisfaction. Unpublished doctoral dissertation: Alabuma University.

[١٩]. حسن عباسي موليد، «بررسي تأثير آموزش گروهي واقعيت درماني بر تعهد زناشويي زوجين شهرستان خميني شهر»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد مشاوره‌ي خانواده.

[٢٠]. Stanely

[٢١]. Levinger, G A social exchange view on the dissolution of pair relationships. In F.I. Nye (Ed), Family relationships: Rewards and Cosis Bererly Hills, CA: sage puplication.p.٩٧-١٢١

[٢٢]. حسن عباسي موليد، همان.

[٢٣]. Adams, J.M. & Jons, W. H. Interpersonal commitment in historical perspective. Inj. Adams and W.Jons (Eds.) Handbook of Interpersonal Commitment and Relationship stability . New York: Plenum publishers. p.٣-٣٦

[٢٤]. Johnson, op.cit

[٢٥]. Harmon, op.cit.

[٢٦]Shields, op.cit

[٢٧]. Amato, P.R Continunity and chang in marital quality between ١٩٨٠ and ٢٠٠٦. Journal of Marriage and the Family,p: ١-٢٢

[٢٨]. Reynold, J., & Mansfield, P. The effect of changing attitudes to marriage on its stability: Lord chancellor’s Department. High Divorce Rates: The state of the evidence on Reasons and Remedies, V. (١), ١-٣. Reserch series NO. ٢/٩٩. [On-Line]. Available: www.oneplusone.org.uk.

[٢٩]. Lambert, N. M., & Dollahite, David, C. The Threefold Cord: Marital Commitmrnt in Religious Couples. Journal of Family Issues: ٢٩ p:٥٩٢-٤١٦.

[٣٠] .Mosako, J. Commitment and attachment dimensions. In partial fulfilment of the requirements for the degree of Doctor of Philosophy: Purdue University.

[٣١]. Clements, R., Swenson, CH. Commitment to one’s spouse as a predictor of marital quality among older couples. Curr Psychol, ١٩(٢), ١١٠-٢٠.

[٣٢]. Nichols, M. Lesbian sexuality/female sexuality: Rethinking ‘lesbian bed death’.Sexual and Relationship Therapy, ١٩(٤), ٣٦٣–٣٧١

[٣٣]. Nichols, m. & Schwartz, R. Family therapy: Concepts and methods. New York: Brunner & Mazel.

[٣٤]. Florian, V., Mikulincer, M., & Hirschberger, G. The anxiety buffering function of close relationship: Evidence that relationship commitment acts as e terror management mechanism. Journal of Personality Social Psychology, ٨٢(٤), ٥٢٧-٥٤٢.

[٣٥]. Sternberg, R.J. The triangle of love: Intimacy, passion, commitment, New York: Basic Books.

[٣٦]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٢٢٢.

[٣٧]. همان.

[٣٨]. نساء: ٢٠.

[٣٩]. مؤمنون: ٨؛ معارج: ٣٣.

[٤٠]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه ٤١.

[٤١]. Harris VW. Marital quality, contex, and interaction: A comparison of individuals actress various income levels. Sci Context, ١٧, ٤٨-٥٢

[٤٢]. Amato PR. Studying marital interaction and commitment with survey data. Available from: http://www.popcenter.umd.edu/events/mifd/papers/amat.

[٤٣]. Adams, J.M. & Jons, op.cit

[٤٤]. Dean DG, Spanier, GB. Commitment: An overlooked variable in marital adjustment. Sociological Force., ٧ , p: ١١٣-١١٨

[٤٥] .Master, A. Marriage, commitment and divorce in a matching model with differential aging. Reviewe of Economic Dynamics, ١١, p: ٦١٤-٦٢٨

[٤٦] .Lambert, N. M., & Dollahite, op.cit

[٤٧]. حسين عباسي موليد، همان.

[٤٨]. سمانه نجاريان پور و همكاران، «تأثير آموزش تعهد پيش از ازدواج بر بهبود ويژگي هاي تعهد در دختران دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فسا»، فصلنامه خانواده پژوهي، ١٣٨٧،٤(١٣)، ٨٦-٧٧.

[٤٩]. معصومه عرفاني اکبري، «بررسي مشکلات مربوط به صميميت زوجين و تأثير ارتباط درماني زوجين برآن»، پايان نامه ي کارشناسي ارشد مشاوره و راهنمايي،

[٥٠]. Forestier, Jean

[٥١] .Speranger, E. Types of Men: The Psychology and Ethics of Personality, Translate by P. J. W. Pigors. Halle: Max Niemeyer.

[٥٢]. Larson, L.E., & Goltz, J.W. Religious participation and marital commitment. Review of Religious Research, ٣٠, p: ٣٨٧-٤٠٠.

[٥٣]. Caughlin, J.P., & Johnson, M. P. The tripartite nature of marital commitment: Personal, moral, and structural reasons to stay married, Journal of Marriage and the Family, ٦١, p: ١٦٠-١٧٧.

[٥٤]. Fennel, D. L. Characteristics of long- term first marriage, Journal of mental counseling, ١٥, p: ٤٤٥-٤٦٠

[٥٥]. Chronic.,& Plahakova. A. Differences in marital satisfaction of men woman.Caska- sdvenka- psychiatric, ٩٦-٧٠.

[٥٦]. سميه زادهوش، «مقايسه اثربخشي گروه درماني شناختي- رفتاري، مذهبي و گروه درماني شناختي- رفتاري کلاسيک بر روابط و رضايت زناشويي بانوان»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد روانشناسي باليني.

[٥٧]. بيتا حسيني، همان.

[٥٨]. اسراء: ٢٥.

[٥٩]. محمدرضا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي.

[٦٠]. بقره: ١٨٧.

[٦١]. آل عمران: ١٣٤.

[٦٢]. نساء: ١٩.

[٦٣]. رعد: ٢٨.

[٦٤]. غافر: ٦١.

[٦٥]. نساء: ١٩.

[٦٦]. اسرا: ٣٤.

[٦٧]. آل‌عمران: ١٥٩؛ شوري: ٣٨-٣٦.

[٦٨]. نحل: ١٠٥.

[٦٩]. حجرات: ١٢.

[٧٠]. بقره: ١٥٥.

[٧١]. جواد رضايي و همكاران، «نقش سبک زندگي اسلام محور(با تأکيد بر نظام خانواده) و بيان راهکارهاي آن براي افزايش صميميت زوجين»، مجموعه مقالات چهارمين کنگره ي ملّي آسيب شناسي خانواده، ص ٢١٧.

[٧٢]. عاطفه حيرت، «بررسي اثربخشي زوج درماني اسلام محور بر سازگاري، سلامت روان و خوش بيني زوجين شهر اصفهان»، پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره‌ي خانواده،

[٧٣]. علي فقيهي، جوان و آرامش روان، مشاوره و درمانگري با نگرش اسلامي، ص ٢٤٦.

[٧٤]. عصمت دانش، «تأثير روش زوج درماني اسلامي در افزايش جهت گيري مذهبي، خودشناسي و سازگاري زناشويي زوج هاي ناسازگار»، مجموعه مقالات جوان و آرامش روان.

[٧٥]. سكينه فتوحي بناب و همكاران، «بررسي اثربخشي آموزش رويکردهاي زوج درماني شناختي-رفتاري، اسلامي و تحليل رفتارمتقابل بر سازگاري زناشويي زوج هاي ناسازگار»، فصلنامه تازه ها و پژوهش‌هاي مشاوره، ١٣٨٨، دوره ٨، ش ٣٢، ص ١٠٩-١٢٧.

[٧٦]. Mullins.L.C, Pruett.d, Brachett.k, & Harrison, Marital adjustment and religiosity: A comparision of those under ٦٥ with thoese age ٦٥ and older internet

[٧٧]. Dimensions of Commitment Inventory(DCI)

[٧٨]. حسين عباسي موليد، همان.

[٧٩]. همان.

[٨٠]. نيل کلارک وارن، در جستجوي عشق زندگي، ترجمه مهدي قرچه داغي، ص ١٦٣.

[٨١]. Berozonsky, J. E. Identity style, parental authority, and identity commitment. Journal of Youth and Adolescence, ٢٢, p: ٢١٣-٢٢٠

[٨٢]. Marcia, J.E. Development and Validation of ego- identity status. Journal of Personality and Social Psychology, ٣, p: ٥٥١-٥٥٨

[٨٣]. Cohan, C. L., & Kleinbaum, S. Toward a greater understanding of premarital cohabitation and marital commitment. Journal of Marriage and Family, ٦٤(١),p: ١٨٠-١٩٣

[٨٤]. شيرين تبعه امامي، «تعيين و بررسي رابطه بين ويژگي هاي مرکزي و پيراموني عشق و تعهد در بزرگسالان جوان متأهل دانشگاه اصفهان»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد روانشناسي،

[٨٥]. Brannon, Linda. Gender. Viacom company. (٢nd ed).

[٨٦]. Argyle, M., & Hallahmi, B. The Social Psychology of Religion. London: University Press.؛ Bergin, A. E. Religiosity and mental health: A critical revaluation and meta- analysis. Professional Psychology: Research and Practice, ١٤(٢),p: ١٧٠-١٨٤

[٨٧]. عاطفه حيرت، همان.

[٨٨]. عصمت دانش، همان.

[٨٩]. علي نقي فقيهي و فاطمه رفيعي مقدم، «بررسي ميزان اثربخشي آموزش هاي روان شناختي مبتني بر روايات اسلامي در رضايت زناشويي زوجين»، روانشناسي و دين، ١٣٨٨، دوره ٢، ش ٣، ص ٨٩ ـ ١٠٤.

[٩٠]. محمد خداياري فرد، «کاربرد مثبت نگري در روان درمانگري با تاکيد بر ديدگاه اسلامي»، مجله روانشناسي و علوم تريتي دانشگاه تهران، ١٣٧٩. دوره ١. ش ٦٠. ص ١٦٤-١٤٠.

[٩١]. Speranger, op.cit

[٩٢]. Rebeck, V. A. Confirming-and keeping-youth, Christian Ministry, ٢٥,p: ٩-١٨

[٩٣]. Vogelstein, I. C., & Kaplan, D. Untapped potential: The status of Jewish early childhood education in America, Journal of Beliefs and Values, ٢٣, ٢٠٣-٢١٦.

[٩٤]. Curtis, K. T., & Ellison. C. G. Religious Heterogamy and Marital Conflict: Findings from the National Survey of Families and Households. Journal of Family, ٢٣: ٥٥١-٥٧٦

[٩٥]. فريبا جمالي، «بررسي رابطه بين نگرش هاي مذهبي، احساس معنابخش بودن زندگي، و سلامت روان در دانشجويان دانشگاه هاي تهران»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد،

[٩٦]. Green, S. G., & Bauer, T. N. Supervisory mentoring by advisers: Relationships with doctoral student potential, productivity, and commitment: Personnel Psychology Vol ٤٨(٣) Fal ١٩٩٥, ٥٣٧-٥٦١.

[٩٧]. Swensen, C. H., & Trahaug, G. Commitment and the long-term marriage relationship.Journal of marriage and the family, ٤٧, ٩٣٧-٩٤٥

[٩٨]. Shields, op.cit.

[٩٩]. Shackelford, T. K., Besser, A., Goetz, A. T. Personality, marital satisfaction, and probability of marital infidelity, Individual Differences Research (IDR), January,

[١٠٠]. Johnson, M.. Commitment to personal relationships. In W. H. Jones and D. W. Perlman (Eds.), Advances in Personal Relationships (Vol ٣, pp ١١٧ - ١٤٣). London: Jessica Kingsley.

[١٠١]. Johnson, M.P. Personal, p: ٧٣- ٨٧

[١٠٢]. Myers, D. G. The Friends and Faith of Happy people American Psychologist, ٥٥(١), ٥٦-

[١٠٣]. Smith, C. Theorizing religion effects among American adolescents. Journal for the scientific study of religion, ٤٢, ١٧-٣٠

[١٠٤]. Jarvis, M. O. The long-term role of newlywed conscientiousness and religiousness in marriage. , The University of Texas at Austin., P. ١٠٥.

[١٠٥]. Larson, L.E., & Goltz, J.W. Religious participation and marital commitment. Review of Religious Research, ٣٠, ٣٨٧-٤٠٠

[١٠٦]. Moron, G. Parents: Religious and Moral Education, Retrieved April, from http://www.adonlram.net/Religious-and-Moral-Education.html.

[١٠٧]. Hoge, D. R., Petrllo, G. H. & Smith, E. I. Transmission of religious and social values from parents to teenage children, Journal of Marriage and the Family, ٤٤, ٥٦٩-٥٨٠.

[١٠٨]. خدابخش احمدي، «بررسي رابطه بين تقيدات مذهبي و ناسازگاري زناشويي»، مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).

[١٠٩]. عذرا اعتمادي، «ايمان و معنويت در مشاوره و رواندرماني»، فصلنامه تازه هاي زواندرماني، ١٣٨٤، سال دهم. ش ٣٥ و ٣٦. ص ١٤٦-١٣١.


منابع

احمدي، خدابخش، «بررسي رابطه بين تقيدات مذهبي و ناسازگاري زناشويي»، مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، ١٣٨٤.
اعتمادي، عذرا، «ايمان و معنويت در مشاوره و رواندرماني»، فصلنامه تازه هاي زواندرماني، ١٣٨٤، سال دهم. ش ٣٥ و ٣٦. ص ١٤٦-١٣١.
اولياء، نرگس، و همكاران، آموزش غني سازي زندگي زناشويي، تهران، دانژه، ١٣٨٨.
براندن، ناتانيل، روانشناسي حرمت نفس، ترجمه جمال هاشمي، تهران، جيحون، ١٣٨٦.
تبعه امامي، شيرين، «تعيين و بررسي رابطه بين ويژگي هاي مرکزي و پيراموني عشق و تعهد در بزرگسالان جوان متأهل دانشگاه اصفهان»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه اصفهان، دانشکدۀ علوم تربيتي و روانشناسي، ١٣٨٢
جمالي، فريبا، «بررسي رابطه بين نگرش هاي مذهبي، احساس معنابخش بودن زندگي، و سلامت روان در دانشجويان دانشگاه هاي تهران»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد، تهران، دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه الزهراء(ع)، ١٣٧٥.
حسيني، بيتا، زمينه زوج درماني، تهران، جنگل، ١٣٨٩.
حيرت، عاطفه، «بررسي اثربخشي زوج درماني اسلام محور بر سازگاري، سلامت روان و خوش بيني زوجين شهر اصفهان»، پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره‌ي خانواده، دانشگاه اصفهان، دانشکدۀ علوم تربيتي و روانشناسي، ١٣٨٨.
خداياري فرد، محمد، «کاربرد مثبت نگري در روان درمانگري با تاکيد بر ديدگاه اسلامي»، مجله روانشناسي و علوم تريتي دانشگاه تهران، ١٣٧٩. دوره ١. ش ٦٠. ص ١٦٤-١٤٠.
دانش، عصمت، تأثير روش زوج درماني اسلامي در افزايش جهت گيري مذهبي، خودشناسي و سازگاري زناشويي زوج هاي ناسازگار، مجموعه مقالات جوان و آرامش روان، مشاوره و درمانگري با نگرش اسلامي، چ پنجم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٧.
رضايي، جواد، و همكاران، نقش سبک زندگي اسلام محور(با تأکيد بر نظام خانواده) و بيان راهکارهاي آن براي افزايش صميميت زوجين، مجموعه مقالات چهارمين کنگره ي ملّي آسيب شناسي خانواده، تهران، دانشگاه شهيد بهشتي، ١٣٨٩، ص ٢١٧
زادهوش، سميه، «مقايسه اثربخشي گروه درماني شناختي- رفتاري، مذهبي و گروه درماني شناختي- رفتاري کلاسيک بر روابط و رضايت زناشويي بانوان»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد روانشناسي باليني، دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه اصفهان، ١٣٨٧.
سالاري فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٧.
عباسي موليد، حسين، «بررسي تأثير آموزش گروهي واقعيت درماني بر تعهد زناشويي زوجين شهرستان خميني شهر»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد مشاوره‌ي خانواده، دانشگاه اصفهان، دانشکدۀ علوم تربيتي و روانشناسي، ١٣٨٨
عرفاني اکبري، معصومه، «بررسي مشکلات مربوط به صميميت زوجين و تأثير ارتباط درماني زوجين برآن»، پايان نامه‌ي کارشناسي ارشد مشاوره و راهنمايي، تهران، دانشگاه الزهراء (س)، ١٣٧٨.
فتوحي بناب، سکينه، و همكاران، «بررسي اثربخشي آموزش رويکردهاي زوج درماني شناختي-رفتاري، اسلامي و تحليل رفتارمتقابل بر سازگاري زناشويي زوج هاي ناسازگار»، فصلنامه تازه ها و پژوهش‌هاي مشاوره، ١٣٨٨، دوره ٨، ش ٣٢، ص ١٠٩-١٢٧.
فقيهي، علي، جوان و آرامش روان، مشاوره و درمانگري با نگرش اسلامي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،(سومين همايش مشاوره از ديدگاه اسلام)، ١٣٨٧
فقيهي، علي نقي، و فاطمه رفيعي مقدم، «بررسي ميزان اثربخشي آموزش هاي روان شناختي مبتني بر روايات اسلامي در رضايت زناشويي زوجين»، روانشناسي و دين، ١٣٨٨، دوره ٢، ش ٣، ص ٨٩ ـ ١٠٤.
کاوي، استيون، هفت عادت خوب خانواده، ترجمه سوسن ملکي، تهران، ذهن آويز، ١٣٨٨.
کلارک وارن، نيل، در جستجوي عشق زندگي، ترجمه مهدي قرچه داغي، چ هشتم، تهران، اوحدي، ١٣٨٨.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاضواء، ١٤١٣ ق.
نجاريان پور، سمانه، و همكاران، «تأثير آموزش تعهد پيش از ازدواج بر بهبود ويژگي هاي تعهد در دختران دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فسا»، فصلنامه خانواده پژوهي، ١٣٨٧،٤(١٣)، ٨٦-٧٧.
نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، قم، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)، ١٣٨٠.

Adams, J.M. & Jons, W. H. Interpersonal commitment in historical perspective. Inj. Adams and W.Jons (Eds.) Handbook of Interpersonal Commitment and Relationship stability . New York: Plenum publishers. ١٩٩٩, (pp.٣-٣٦).
Allen, E. S., & Baucom, D. H. Adult attachment and patterns of extradyadic involvement.Family Process. ٢٠٠٤.
Amato, P.R Continunity and chang in marital quality between ١٩٨٠ and ٢٠٠٦. Journal of Marriage and the Family, . (٢٠٠٨). ١-٢٢.
Amato PR. Studying marital interaction and commitment with survey data. Available from: http://www.popcenter.umd.edu/events/mifd/papers/amat. .٢٠٠٤.
Argyle, M., & Hallahmi, B. The Social Psychology of Religion. London: University Press. ١٩٧٥.
Bergin, A. E. Religiosity and mental health: A critical revaluation and meta- analysis. Professional Psychology: Research and Practice, ١٩٨٣, ١٤(٢), ١٧٠-١٨٤.
Berozonsky, J. E. Identity style, parental authority, and identity commitment. Journal of Youth and Adolescence, ٢٠٠٤. ٢٢, ٢١٣-٢٢٠.
Brannon, Linda. Gender. Viacom company. (٢nd ed). ١٩٩٩.
Caughlin, J.P., & Johnson, M. P. The tripartite nature of marital commitment: Personal, moral, and structural reasons to stay married, Journal of Marriage and the Family, ١٩٩٩, ٦١, ١٦٠-١٧٧.
Clements, R., Swenson, CH. Commitment to one’s spouse as a predictor of marital quality among older couples. Curr Psychol, ٢٠٠٠, ١٩(٢), ١١٠-٢٠.
Chronic.,& Plahakova. A. Differences in marital satisfaction of men woman.Caska- sdvenka- psychiatric. ٢٠٠٩, ٩٦-٧٠.
Cohan, C. L., & Kleinbaum, S. Toward a greater understanding of premarital cohabitation and marital commitment. Journal of Marriage and Family, ٢٠٠٢, ٦٤(١), ١٨٠-١٩٣.
Curtis, K. T., & Ellison. C. G. Religious Heterogamy and Marital Conflict: Findings from the National Survey of Families and Households. Journal of Family, ٢٠٠٢, ٢٣: ٥٥١-٥٧٦.
Dean DG, Spanier, GB. Commitment: An overlooked variable in marital adjustment. Sociological Force. ١٩٧٤, ٧, ١١٣-١١٨.
Fennel, D. L. Characteristics of long- term first marriage, Journal of mental counseling, ٢٠٠٧, ١٥, ٤٤٥-٤٦٠.
Florian, V., Mikulincer, M., & Hirschberger, G. The anxiety buffering function of close relationship: Evidence that relationship commitment acts as e terror management mechanism. Journal of Personality Social Psychology, ٢٠٠٢, ٨٢(٤), ٥٢٧-٥٤٢.
Green, S. G., & Bauer, T. N. (١٩٩٥). Supervisory mentoring by advisers: Relationships with doctoral student potential, productivity, and commitment: Personnel Psychology Vol ٤٨(٣) Fal ١٩٩٥, ٥٣٧-٥٦١
Gunter, J. S., Oklahoma, N. An examination of the dimensions of commitment and satisfaction across year married. Unpublished doctoral dissertation: University of Oklahoma. ٢٠٠٤.
Harmon, D. KH. Black men and marriage: the impact of spirituality, religiosity and marital commitment on marital satisfaction. Unpublished doctoral dissertation: Alabuma University. ٢٠٠٥.
Harris VW. Marital quality, contex, and interaction: A comparison of individuals actress various income levels. Sci Context, ٢٠٠٦, ١٧, ٤٨-٥٢.
Hoge, D. R., Petrllo, G. H. & Smith, E. I. Transmission of religious and social values from parents to teenage children, Journal of Marriage and the Family, ١٩٨٢, ٤٤, ٥٦٩-٥٨٠.
Jarvis, M. O. The long-term role of newlywed conscientiousness and religiousness in marriage. , The University of Texas at Austin. ٢٠٠٦, P. ١٠٥.
Johnson, M.P. Personal, moral, and structural commitment to relationships: Experiences of choice and constraint. In Handbook of interpersonal commitment and relationship stability. J.M. Adams and W.H. Jones, eds. New York: Kluwer Academic. ,١٩٩٩,٧٣-٨٧.
Johnson, M.P. Commitment. Cohesion, investment, barriers, alternatives, constraint: Why do people stay together when they really don’t want to? Proceeding of Theory and Research Methodology Workshop, National Council on Family Relation Annual Meeting, Dallas, ١٩٨٥, ٤٥-٥٣.
Lambert, N. M., & Dollahite, David, C. The Threefold Cord: Marital Commitmrnt in Religious Couples. Journal of Family Issues: ٢٠٠٨, ٢٩:٥٩٢-٤١٦.
Larson, L.E., & Goltz, J.W. Religious participation and marital commitment. Review of Religious Research, ١٩٨٩, ٣٠, ٣٨٧-٤٠٠.
Levinger, G A social exchange view on the dissolution of pair relationships. In F.I. Nye (Ed), Family relationships: Rewards and Cosis Bererly Hills, CA: sage puplication. ١٩٩٧. (pp.٩٧-١٢١).
Lucas, R. E. Reexamining adaptation and the set point model of happiness: Reaction to changes in marital status. Journal of Personality and Social Psychology, ٢٠٠٣, ٨٤(٣), ٥٢٧-٥٣٩.
MacCarthey B. Marital style and its effects on sexual desire and functioning.Journal Family Psychology. ١٩٩٩, ١٠, ١-١٢.
Master, A. Marriage, commitment and divorce in a matching model with differential aging. Reviewe of Economic Dynamics, ٢٠٠٨, ١١, ٦١٤-٦٢٨.
Marcia, J.E. Development and Validation of ego- identity status. Journal of Personality and Social Psychology, ١٩٦٦, ٣, ٥٥١-٥٥٨.
Mosako, J. Commitment and attachment dimensions. In partial fulfilment of the requirements for the degree of Doctor of Philosophy: Purdue University. ٢٠٠٩.
Moron, G. Parents: Religious and Moral Education, Retrieved April, ٢٠٠٥, from http://www.adonlram.net/Religious-and-Moral-Education.html. ٢٠٠٣.
Myers, D. G. The Friends and Faith of Happy people American Psychologist, ٢٠٠٠, ٥٥(١), ٥٦-٥٧
Nichols, M. (٢٠٠٤). Lesbian sexuality/female sexuality: Rethinking ‘lesbian bed death’.
Sexual and Relationship Therapy, ١٩(٤), ٣٦٣–٣٧١
Nichols, m. & Schwartz, R. Family therapy: Concepts and methods. New York: Brunner & Mazel. ٢٠٠٤.
Rebeck, V. A. Confirming-and keeping-youth, Christian Ministry, ١٩٩٤, ٢٥, ٩-١٨.
Reynold, J., & Mansfield, P. The effect of changing attitudes to marriage on its stability: Lord chancellor’s Department. High Divorce Rates: The state of the evidence on Reasons and Remedies, V. (١), ١-٣. Reserch series NO. ٢/٩٩. [On-Line]. Available: www.oneplusone.org.uk. ١٩٩٩.
Shackelford, T. K., Besser, A., Goetz, A. T. Personality, marital satisfaction, and probability of marital infidelity, Individual Differences Research (IDR), January, ٢٠٠٧.
Shields, E. P. The effect of religiosity and marital Commitment on marital satisfaction and stability. Unpublished doctoral dissertation: Brigham Yong University. ٢٠٠١.
Smith, C. Theorizing religion effects among American adolescents. Journal for the scientific study of religion, . ٢٠٠٣, ٤٢, ١٧-٣٠
Speranger, E. Types of Men: The Psychology and Ethics of Personality, Translate by P. J. W. Pigors. Halle: Max Niemeyer. ١٩٨٢.
Sternberg, R.J. The triangle of love: Intimacy, passion, commitment, New York: Basic Books. ١٩٨٧.
Strachman, A. and Gable, S. Approach and avoidance relationship commitment, Motive Emot. ٢٠٠٦, ٣٠, ١١٧-١٢٦.
Swensen, C. H., & Trahaug, G. Commitment and the long-term marriage relationship.Journal of marriage and the family, ١٩٨٥, ٤٧, ٩٣٧-٩٤٥.
Vogelstein, I. C., & Kaplan, D. Untapped potential: The status of Jewish early childhood education in America, Journal of Beliefs and Values, ٢٠٠٢, ٢٣, ٢٠٣-٢١٦.