نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - مراحل تحول محتوا و انگيزههاي دعا در كودكان و نوجوانان
سال چهارم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٠، ص ٥ ـ ٢٦
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.٢, Summer ٢٠١١
سيدمحمدرضا موسوينسب*/ علي عسگري**/ عباسعلي شاملي***
چكيده
پژوهش حاضر با هدف شناسايي تحوّل محتوا و انگيزه دعا در كودكان و نوجوانان ايراني، با رويكرد تحول شناختي و با روش مقطعي انجام شده است. ١٥٧ دانشآموز دختر و پسر ٦ تا ١٧ ساله شهر قم به صورت خوشهاي انتخاب شدهاند. دادههاي پژوهش بر پايه روش باليني و از طريق مصاحبه انفرادي نيمهساختيافته گردآوري و توسط پنج كارشناس نمرهگذاري شده است. پس از محاسبه ضرايب اعتبار درجهبندي داوران از طريق روش همبستگي درون طبقهاي و بررسي روايي از طريق تحليل عاملي تأييدي، دادهها با روش تحليل واريانس يك و چند راهه و تحليل فراواني بررسي شده است. نتايج نشان ميدهد كه با افزايش سن، سطح محتوا و انگيزه دعا نيز افزايش و دگرگوني مييابد. و نيز روند تحول محتوا و انگيزه دعا در كودكان داراي مراحل ذيل است: دعاهاي فردي مادي سطح پايين، دعاهاي مادي-اجتماعي محدود و اخلاقي-معنوي فردي، دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند، دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني و دعاهاي كمالجويانه معنوي و اخروي.
كليدواژهها: تحول، مرحله، دعا، انگيزه دعا، كودكي و نوجواني
مقدمه
تمايلات مذهبي يكي از جنبههاي مهم زندگي معنوي انسانها از گذشتههاي دور تا كنون بوده است. ارتباط با خداوند، به ويژه در قالب دعا نيز يكي از مهمترين نيازها و از جمله عوامل رشد و تكامل انسان تلقي ميشود،[١] از اينرو، دانشمندان در حوزههاي گوناگون، بهويژه روانشناسي به موضوع دعا توجه كرده و آن را از جنبههاي مختلفي، مانند ارتباط با سلامت تن و روان، ايجاد آرامش در افراد و نيز چگونگي و روند تحوّل فهم آن، مطالعه و بررسي كردهاند.[٢] يكي از زمينههاي پژوهش در حوزه دعا، روند تحول محتوا و انگيزه آن در كودكان و نوجوانان بوده است.
پژوهشگراني، همچون گلدمن،[٣] لانگ و همكاران،[٤] وولي[٥] و چاري و نصيرزاده[٦] بخشي از پژوهش خود را به انگيزه دعا اختصاص داده و با استفاده از روشهاي باليني و مصاحبه، دريافتهاند كه فهم كودكان و نوجوانان از دعا، به موازات تحوّل شناختي آنها، از الگوي مرحلهاي پياژه پيروي ميكند.
از سوي ديگر، با آنكه در بسياري از پژوهشها بر ماهيت تحوّلي مفاهيم ديني و درك كودكان و نوجوانان تأكيد شده است، پژوهشگراني مانند وولي و فلپس معتقدند كه عوامل و پديدههاي مرتبط با فرهنگ، خرده فرهنگها و نيز آموزش، با تحوّل فهم دعا ارتباط دارد، به گونهاي كه تحوّل مفهوم دعا در كودكان خانوادههاي مذهبي، سريعتر و عميقتر است. [٧] بر اين اساس، هر چه آموزشهاي ديني، شفافيت بيشتر و ابهام كمتري داشته باشند، مفاهيم و هويت ديني نيز استحكام و انسجام بيشتري دارند.
بيترديد، شرايط و آموزههاي ديني اسلام تا حد زيادي با ساير اديان از لحاظ محتوا و شكل متفاوت است و اين تفاوت ميتواند به تبييني متفاوت از مراحل تحوّل محتوا و انگيزه دعا و ساير مفاهيم ديني و نيز گستره سني هر مرحله منجر شود.
وابستگي تحوّل مفاهيم ديني، بهويژه فهم دعا به ويژگيها و ساختارهاي فرهنگي و ديني، مبتني بودن يافتههاي مربوط به تحوّل مفاهيم مذهبي و دعا در كودكان و نوجوانان بر پژوهشهاي انجام شده در جوامع غربي و سكولار، متأثر بودن آنها از مفاهيم مسيحيت و سرانجام نياز به توجّه به خصوصيات آموزههاي ديني و نوع آموزشهايي كه در جامعه اسلامي وجود دارد، اين مسئله اساسي را ايجاد ميكند كه تحوّل فهم دعا در كودكان مسلمان ايران به عنوان يك فرهنگ متمايز از نظر نوع باورهاي ديني، چه مراحلي دارد. به سخن ديگر، مسئله اين پژوهش، كشف مراحل تحوّل فهم كودكان و نوجوانان مسلمان ايراني از دعا و نيز مقايسه آن با مراحل فهم دعا در ساير فرهنگها و اديان با تأكيد بر آموزههاي اسلامي است.
از سوي ديگر، به نظر بعضي از نويسندگان آموزش مفاهيم ديني، قرار گرفتن كودكان و نوجوانان در معرض فرهنگ ديني يا شيوههاي تربيتي مبتني بر آنها ميتواند بر فهم كودكان و نوجوانان از اين مفاهيم سرعت ببخشد و آن را عميقتر سازد.[٨] به هر حال، در پژوهش حاضر تلاش ميشود تا به منظور بررسي و تأييد رابطه بين آموزش و محيط آموزشي از يك سو، و محتوا و انگيزه دعا از سوي ديگر، و روشن شدن تفاوتها يا شباهتهاي احتمالي ميان گروههاي مختلف، به مقايسه فرايند تحوّل در مدارس عمومي (كه آموزش در آنها به صورت معمولي انجام ميشود) با مدارسي كه به تربيت ديني دانشآموزان خود اهتمام بيشتري ميورزند، پرداخته شود.
مفهوم، محتوا و انگيزه دعا از ديدگاه اسلامدعا از ريشه «دَعَوَ» به معناي خواندن، دعوت كردن، عرض حاجت و استمداد است و گاهي مطلق خواندن از آن منظور است.[٩] ابنمنظور براي واژه دعا معاني و مصاديق ذيل را آورده است: «دعا به معناي استغاثه، عبادت، خواندن خداوند (ثناء و حمد الهي، طلب كردن رحمت و مغفرت و درخواست لذّات مادّي دنيوي) و رغبت به سوي خداوند است.[١٠]
در تبيين حقيقت دعا در الميزان چنين آمده است: «دعا آن است كه از قلب برخيزد و زبان فطرت، آن را طلب كند، نه اينكه زبان هر طور خواست حركت كند». [١١] بنابراين، گرچه دعا در ظاهر درخواست رفع نيازهاي مادّي و معنوي است، ولي در واقع، اعتراف به بندگي، فقر و عجز انسان در برابر خداوند است. دعا بايد با خواست جدّي قلبي همراه باشد، از اينرو، است كه دعا «مخ» تمام عبادات است و اظهار بندگي در برابر مالكيت مطلق الاهي است.[١٢]
با توجّه به مطالبي كه گفته شد، منظور از دعا در اين نوشتار، اين است:
«ارتباطي آگاهانه و خاضعانه با خداوند كه با نوعي از تمجيد يا سپاس و يا
درخواست (نيازي مادّي فردي و اجتماعي تا نيازي معنوي و فطري) همراه است،
چه با زبان سر و چه با زبان دل».
نوع درخواست يا محتواي دعا از مهمترين عوامل ايجاد انگيزه در دعا كننده است كه ميتواند به دو دسته تقسيم شود: درخواست براي كارهاي دنيايي و اين جهاني و درخواست براي كارهاي معنوي و آن جهاني.
درخواستهاي مادّي و دنياييدعاهاي مادّي خود، مراحلي دارند كه با تحوّل شناختي و عاطفي افراد متحوّل ميشوند
و ميتوان آنها را به صورت دعا از امور مادّي كوچك براي خود تا در خواستهاي مادّي مهم براي آشنايان و همه مردم دستهبندي كرد. دعاهاي مادّي و دنيايي از اين جهت مطلوب هستند كه نشاندهنده احساس ضعف بنده و احتياج او به ارتباط با قادر متعال و مدد گرفتن از اوست كه موجب اميدواري به موفقيّت و پيشرفت و در عين حال، جلب عنايات الاهي ميشود، چون مفهوم آن، اعتراف به عجز و ناتواني بنده به درگاه خداوند متعال است.
در خواستهاي معنويدر قرآن كريم نزديك به ١١٠ مرتبه واژه «رَبَّنا» در قالب دعا به كار رفته است كه بخش عمده آن، در خواستهاي معنوي است، مانند درخواست رهبران صالح،[١٣] برپاداري نماز،[١٤] عدم تمايل به باطل پس از هدايت،[١٥] پذيرفته شدن عمل،[١٦] علم،[١٧] ايستادگي در راه حق،[١٨] سعه صدر،[١٩] و مضامين ديگر. نمونههاي ديگر دعاهاي معنوي عبارت است از: درخواست كمال نفس، تعالي روح، امور معنوي، حصول معرفت، تقرّب به درگاه الاهي، تكامل در عبوديّت و حُسن ارتباط با خدا و چيزهايي كه هرچه انسان در آنها ترقي و رشد داشته باشد، ارزش انساني او افزوده ميشود و وجهه خدايي و رحماني او را قوت ميدهد و به حقيقت انسانيّت نزديكتر ميسازد. [٢٠] اين ادعيه نيز بسيار مطلوبند و انسان ساز، اما وقتي با ديد برتر به دعا نگاه شود، روشن ميشود كه بنده در مقام دعا و با حال اخلاص، نبايد از خدا چيزي را غير از خدا درخواست كند. ذات اقدس «الله» امور مادّي و معنوي بندگان را تأمين ميكند و خود، بنده صالحش را از جهنم ميرهاند و به بهشت ميرساند؛ اما شايسته بنده نيست كه از خدا چيزي غير از او را طلب كند.
پس دعا كردن هميشه بدين معنا نيست كه بنده از خداوند چيزي بخواهد؛ گاه دعا، يعني از خدا، خود او را خواستن، و اين والاترين و با شكوهترين مرتبه دعاست كه بيش از هر جا و در عاليترين شكل خود، در نيايشهاي رسيده از معصومان(ع) يافت ميشود، چنان كه امام سجاد† ميفرمايند: «خدايا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوستدارانت را و اينكه در پي كاري روم كه مرا به عشق تو پيوند دهد».[٢١] در اين معنا انگيزه دعا انقطاع بنده است به پيشگاه پروردگار از سواي او، و زاري و فروتني كه بزرگ ستايش است. كمال انسان در اين است كه در مقابل خدا ذوب شود و استقلالي براي خود نبيند و خود را وابسته به او بداند. هر چقدر اين نيازمندي و تذلل در پيشگاه حق بيشتر باشد به او نزديكتر است.[٢٢]
تحوّل محتوا و انگيزه دعا از ديدگاه روانشناسانروانشناساني، مانند گُلدمَن، الكايند و وولي و اسپليكا بخشي از پژوهشهاي خود را به بررسي تحولي محتوا و انگيزه دعا اختصاص دادهاند. گلدمن در بخشي از فصل دوازدهم كتاب خود با عنوان مفهوم دعا[٢٣] محتواي دعاي كودكان را با اين پرسش كه «كودكان براي چه چيز دعا ميكنند؟» بررسي كرده است. وي بر اين باور است كه آنها بيشتر از دعاهايي كه در كليسا، مدرسه يا همايشهاي روزانه شنيدهاند، تقليد ميكنند. محتواي دعاي كودكان با افزايش تجربه و بالا رفتن آگاهي اجتماعي در آنها و شايد پر حجم شدن دامنه لغات آنها ارتباط مستقيم دارد. گلدمن محتواي دعاهاي دانشآموزان را به طبقههاي زير تقسيم ميكند:
١. دعاهاي ناخالص، ماديگرايانه و خودخواهانه؛[٢٤]
٢. دعاهاي نسبتاً ناخالص، ماديگرايانه و خودپسندانه؛[٢٥]
٣. دعاهاي خالصتر ومعنويتر، روحانيتر و نوع دوستانهتر.[٢٦]
يافتههاي پژوهشي وي نشان داده است كه ميزان بروز دعا براي خانواده و خويشاوندان از سال دهم به بعد افزايش مييابد. سال دوازدهم به علت شكلگيري ارتباط دوستانه پرشور، دعا براي دوستان افزايش مييابد. دعا براي ديگران، از لحاظ ميزان بروز، يكنواختي تعجب برانگيزي را به استثناي سالهاي ٦ و ١٠ نشان ميدهد. نتايج كلي، افزايش تدريجي در دعاهاي نوع دوستانه را نشان ميدهد كه اوج آن، حدود سالهاي ١٢ و ١٣ ميباشد. اين نكته هم قابل توجه است كه دعا براي ديگران در حقيقت، نوعي دعا براي خويشتن است كه به نظر نوع دوستانه ميآيد. اين نوع دعا فراوان است و طبق خودخواهي ذاتي نوجوان ميباشد. از سوي ديگر، دعا براي خويشتن هم الزاماً عبادتي خودخواهانه نيست، اما نوعي دعاست كه در آن، شخص، دريافت كننده يا اعطا كننده ميباشد. فراواني دعا به منظور سپاسگزاري، در سالهاي ٩ و ١٠ اتفاق ميافتد و كاهش آهسته آن در سالهاي واپسين است. ميزان دعا براي هداياي مادّي در سالهاي ٦ و ٧ در اوج خود است و بعد از اين سنين به طور آشكار كاهش مييابد.[٢٧]
يافتههاي پژوهش گلدمن روي كوكان و نوجوانان ٦ ـ ١٦ ساله نشان ميدهد كه بهطور كلي دعا در شرايط ناگوار، نسبتاً فراوان بوده است؛ همچنين دعاهايي كه در ارتباط با بيماري و به منظور بهبود و حفاظت در برابر خطر، هم براي خود و هم براي ديگران ميباشد نيز، نسبتاً فراوان است. جداي از دعا براي خانواده اين دعاها بيشترين ميزان بروز را دارد. در كودكان و نوجوانان ميزان بروز دعاهايي كه به منظور مصونيت و حفاظت از جسم خود ميباشد بهطور پيوسته و مداوم و به موازات سن و سال تقريباً در سيزده سالگي بيشترين افزايش را دارد.
لانگ و همكاران نيز فهم كودكان دوره ابتدايي از نظر ماهيت، مضمون و تأثير دعا را ارزيابي كردهاند. اين پژوهش روي ١٦٠ دانشآموز پسر و دختر (٥ ـ ١٥ ساله) كه در وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي متوسط به بالا بودهاند، انجام شده است. آنها در اين پژوهش كه از طريق مصاحبه انفرادي و با روش باليني انجام گرفته است، به اين نتايج دست يافتند: محتواي دعا در كودكان ٥ ـ ٧ ساله با ارضاي آرزوهاي شخصي در ارتباط است. همراه با بالا رفتن سن، محتواي دعا از درخواست براي خود تا شكرگزاري از آنچه خداوند داده است، تحول مييابد. دعاها از درخواستهاي خودخواهانه فاصله گرفته و به در خواستهاي نوعدوستانه و انسانيتر، از قبيل صلح و دوري از فقر و شفاي بيماران گرايش بيشتري پيدا ميكند. بنابراين، بچههاي بزرگتر دعا را خيلي انتزاعيتر، عينيتر و متمايزتر از بچههاي كوچكتر تصور ميكنند. آنها در مصاحبه خود از پرسشهاي نيمه تمام، مانند «من معمولاً هنگامي عبادت ميكنم كه... و گاهي اوقات من عبادت ميكنم براي...» استفاده كردهاند و نتايج ذيل را گزارش كردهاند: بچههاي خردسال در زمانها يا مكانهاي خاصي عبادت و دعا ميكنند. براي مثال، قبل از غذا خوردن يا در كليسا، ولي بچههاي بزرگتر در پاسخ به احساسات خاصي به طور خودجوش برانگيخته ميشوند. بنابراين، بچههاي بزرگتر هنگام نگراني، ناراحتي، تنهايي يا هنگام درد سر و بيماري يا روزهاي يكشنبه دعا ميكنند. از جمله اطلاعات فرعي اين پژوهش اين است كه احساسات منفي، در مقايسه با احساسات مثبت، انگيزه خيلي بيشتري براي دعا كردن فراهم ميكنند.[٢٨]
وولي و فلپس هم مراحل مفهوم دعا را مطالعه كردهاند. افرادي كه در اين مطالعه مشاركت داشتهاند، ٩٩ دختر و پسر ٣ ـ ٨ ساله كه از شهري در جنوب غربي ايالات متحده امريكا انتخاب شدهاند. آنها متعلق به محيطهايي از طبقه متوسط تا بالاتر از متوسط و عمدتاً سفيد پوست بودهاند. پرسشهاي مصاحبه به آگاهي و تجربه كودكان از دعا، باور آنها به كارآمدي دعا و فهم آنها از كاركرد يا روند دعاكردن ناظر بوده است. بيشتر والدين گزارش كردند كه كودك خود را به شركت در فعاليتهاي ديني نسبتاً ترغيب ميكنند.[٢٩]
چاري و نصيرزاده در پژوهش خود درك كودكان از دعا را بررسي كردهاند. آنها درباره دعاي گروه سني كودكان چنين نتيجه گرفتهاند: كودكان با وضعيت اقتصادي – اجتماعي پايين، زمان خاص و موقع نياز بيشتر دعا كرده و كودكان با وضعيت اقتصادي – اجتماعي بالا به دعا كردن هنگام حضور در مكانهاي خاص و هميشه دعا كردن گرايش بيشتري نشان ميدهند. ميتوان گفت كه كودكان در وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي پايين به انجام اعمال مذهبي به شيوه زمانبندي شده گرايش بيشتري دارند. در بين درخواستهايي كه كودكان از طريق دعاهاي خود از خداوند داشتهاند به طور كلي بيشترين درخواستهاي تمنّا شده به ترتيب دعا براي خود فرد، براي والدين و ساير اعضاي خانواده كودك بوده است. دعا براي آموزگار و اهداف متعالي، همانند امام عصر، كشور اسلامي و شهدا رتبه آخر دعاهاي كودكان را به خود اختصاص ميداده است. اين يافته به اهميت دعا براي برآورده شدن حاجتهاي شخصي در كودكان اشاره شده است. به طور كلي يافتههاي اين پژوهش، بيانگر وجود تفاوتهاي تحولي بر پايه سن، و تفاوتهاي فرهنگي بر اساس وضعيت اجتماعي – اقتصادي كودكان در شكلگيري برداشت آنان از مذهب و مفاهيم مربوط به مذهب است.[٣٠]
روش پژوهشپژوهش حاضر بر اساس يك طرح تحقيق مقطعي[٣١] انجام شده است. جامعه آماري اين پژوهش را همه دانشآموزان دختر و پسر ٦ ـ ١٧ ساله مدارس عادي و مدارس مبتني بر آموزشهاي ديني و اخلاقي ويژه شهر قم تشكيل ميدهد. پيش فرض گروه نمونه، شامل ١٧٠ دانشآموز بوده كه با روش خوشهاي انتخاب شدهاند. با حذف مصاحبههاي خدشهدار، حجم نهايي مورد مطالعه به ١٥٧ نفر رسيده كه شامل ٨٢ نفر (٢/٥٢ درصد) پسر و ٧٥ نفر (٨/٤٧ درصد) دختر شده است. از بين كل گروه نمونه، ٧٤ نفر (٤٨ درصد) از مدارسي انتخاب شدهاند كه در آنها به آموزشهاي مذهبي بيشتر توجه ميشود و ٨٣ نفر (٥٢ درصد) نيز متعلق به مدارس عادي هستند.
با توجه به ماهيّت تحولي مطالعه حاضر، گردآوري دادهها بر اساس روش باليني[٣٢] و بهكارگيري مصاحبه نيمه ساختيافته انجام شده است. به منظور ساماندهي مصاحبه، نخست، يافتههاي پژوهشي و مباني نظري مربوط به تحول مفهوم دعا بررسي شده، سپس با توجه به مصاحبههاي انجام شده در پژوهشهاي پيشين، پرسشهاي اصلي مصاحبه طراحي گرديده است. سرانجام، پرسشها توسط چند متخصص در حوزه روانشناسي، علومتربيتي، روانسنجي و علومديني ارزيابي و اصلاحات لازم انجام شده است. براين اساس، براي بررسي انگيزه دعا هشت پرسش اصلي طراحي شد كه به شرح زير تعريف و نمرهگذاري ميشود:
جدول ١: پرسشهاي مصاحبه براي ارزيابي انگيزه دعا
|
شماره |
سؤال |
شماره |
سؤال |
|
١ ٢ ٣ ٤ |
چرا شما دعا ميكني؟ اگر انسان دعا نكنه چي ميشه؟ تو سختي بيشتر دعا ميكني يا آساني؟ چرا؟ آيا ندايي از درون شما را به دعا كردن فرا ميخونه؟ چطور؟ |
٥ ٦ ٧ ٨ |
بيشتر براي خودت دعا ميكني يا ديگران؟ چرا؟ موقع دعا كردن به خداوند چي ميگي؟ دخترها و پسرها معمولاً براي چه چيزهايي دعا ميكنن؟ چرا؟ خوبه چه چيزهايي از خداوند بخواهيم؟ چرا؟ |
نمرهگذاري در دامنهاي بين ١ ـ ٦ به ترتيب زير صورت گرفت:
نمره ١: دعاهاي فردي مادي سطح پايين،
نمره ٢: دعاي فردي ماديگرايانه در سطحي بالاتر،
نمره ٣: دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي،
نمره ٤: دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند،
نمره ٥: دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني،
نمره ٦: دعاهاي كمالجويانه معنوي و اخروي.
نمرهگزاري و اعتباريابي مصاحبهبه منظور درجهبندي آزمودنيها، متن كامل هر مصاحبه، بر اساس راهنماي نمرهگذاري توسط پژوهشگر و چهار متخصص آشنا به مسائل تحولي به گونه مستقل، درجهبندي شده است. براي اين منظور، هر داور، مجموع پاسخهاي مصاحبهشوندگان را در مورد هر مؤلفه به دقت مطالعه كرده و نمره درنظر گرفته شده را يادداشت نموده است.
به منظور اطمينان به اعتبار درجهبندي كنندگان (داوران) از روش همبستگي درونطبقهاي[٣٣] (ICC) استفاده شده است. اين روش براي بررسي اعتبار بين دو يا چند درجهبندي كننده در مواقعي بهكار ميرود كه مقياس نمرهگذاري فاصلهاي يا طبقهاي مرتبشده باشد. افزون بر اين، همبستگي درونطبقهاي به عنوان نسبت واريانس بينگروهها به واريانس كل در نظر گرفته شده است. نتايج محاسبات نشان ميدهد كه ضريب اندازه واحد انگيزه دعا، كه بيانگر اعتبار درجهبندي يك داور واحد است، برابر با ٥٥/٠ است كه نشان ميدهد سطح نسبتاً بالايي از همگوني نمرهها در يك درجهبندي كننده نسبتاً مطلوب است.
مقدار ضريب اعتبار اندازههاي متوسط كه در واقع نزديك به ضريب آلفاي كرونباخ است و واحد تحليل ميانگين همه درجهها يا نمرهها است، براي انگيزه دعا ٨٥/٠ و از لحاظ آماري معنادار است كه نشان ميدهد بين پنج داورِ پژوهش حاضر، سطح بسيار بالايي از همگوني دروني وجود دارد. به منظور بررسي روايي ابزار پژوهش حاضر، و اطمينان از اينكه مصاحبه از روايي كافي بهرهمند است، از تحليل عاملي تأييدي استفاده شده است.
روش تحليل دادههابراي تحليل دادهها از دو روش كمي و كيفي استفاده شده است:
الف) روش كميبراي تحليل نمرهها افزون بر بهكارگيري شاخصهاي آمار توصيفي، مانند فراواني و درصد پاسخها و نيز تشكيل جدول متقاطع، از آزمون تحليل واريانس براي بررسي تفاوت مفاهيم تحوّلي در گروههاي سني مختلف استفاده شده است. افزون بر اين، همگوني ميانگينهاي گروههاي سني نيز به منظور طبقهبندي كردن گروههاي سني مختلف نيز بررسي شده است. همچنين به منظور مقايسه مدارس عادي با مدارس با آموزشهاي ويژه ديني در نمره محتوا و انگيزه دعا از آزمون t استودنت و تحليل واريانس چند متغيري استفاده شده است.
الف) روش كيفيبه منظور فراهم آوردن درك بيشتر از پاسخ آزمودنيها و انطباق آنها با مؤلفه انگيزه دعا، دادهها بررسي كيفي شده است.
يافتههاالف) تحليل كمي
در اين بخش، مشخصههاي آمار توصيفي نمرههاي مربوط به انگيزه دعا به تفكيك هر سن و نيز خلاصه آزمون تحليل واريانس براي بررسي تفاوت گروهها و آزمون مقابله شفه براي مقايسه زوجي ميانگين گروهها محاسبه شده است.
چنانكه در جدول ٢ ديده ميشود، به طور كلي ميانگين نمرهها با افزايش سن گروه نمونه بيشتر ميشود. كمينه و بيشينه نمرهها نيز در مؤلفه انگيزه دعا در بين گروههاي سني از الگوي يكنواخت افزايشي پيروي نميكند. براي نمونه، در گروه سني ١٠ سال، حداكثر نمره برابر با ٥ است، در حالي كه اين شاخص در گروههاي سني ١٥ و ١٦ سال، بالاتر از ٥ و درگروه سني ١٧ سال، كمتر از ٥ به دست آمده است. افزون بر اين، در گروه ١٦ سال هيچ نوجواني نمره كمتر از ٢/٤ به دست نياورده است، در حالي كه در گروه ١٧ سال مانند گروه ١٣ سال، كمينه نمره برابر با ٢/٣ است.
جدول ٢: مشخصههاي آمار توصيفي، خلاصه آزمون تحليل واريانس و مقابله پستجربي شفه نمرههاي مؤلّفه انگيزه دعا براي همه گروههاي سني
|
سن |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
كمينه |
بيشينه |
شفه |
|
٦ |
٩١/١ |
٥٤/٠ |
٢/١ |
٨/٢ |
<٨ تا ١٧ |
|
٧ |
١٥/٢ |
٦٦/٠ |
٠/١ |
٢/٣ |
<١٠ تا ١٧ |
|
٨ |
٩١/٢ |
٥٠/٠ |
٢/٢ |
٨/٣ |
>٦، <١٣ تا ١٧ |
|
٩ |
١٠/٣ |
٦٣/٠ |
٢/٢ |
٢/٤ |
>٦، <١٥ تا ١٧ |
|
١٠ |
٦٦/٣ |
٧٠/٠ |
٦/٢ |
٠/٥ |
> ٦ و ٧، <١٥ تا ١٧ |
|
١١ |
٣٦/٣ |
٤٢/٠ |
٨/٢ |
٢/٤ |
> ٦ و ٧، <١٥ تا ١٧ |
|
١٢ |
٧٣/٣ |
٤٤/٠ |
٠/٣ |
٦/٤ |
> ٦ و ٧، <١٥ تا ١٧ |
|
١٣ |
٩٦/٣ |
٤٣/٠ |
٢/٣ |
٦/٤ |
> ٦ تا ٨، <١٦ تا١٧ |
|
١٤ |
٧٥/٣ |
٧٤/٠ |
٨/٢ |
٨/٤ |
> ٦ تا ٨، <١٥ تا١٧ |
|
١٥ |
٨٤/٤ |
٥٠/٠ |
٦/٣ |
٤/٥ |
> ٦ تا ١٢ |
|
١٦ |
٨٠/٤ |
٤٠/٠ |
٢/٤ |
٦/٥ |
> ٦ تا ١٢ |
|
١٧ |
٦٤/٤ |
٦٤/٠ |
٢/٣ |
٦/٤ |
> ٦ تا ١٢ |
|
توجه: ١٢/٣٨ = (١٤٥، ١١) F، ٠٠١/٠<P. |
|||||
نتايج تحليل واريانس نشان ميدهد كه بين گروههاي سني، از لحاظ انگيزه دعا تفاوت معناداري وجود دارد. نتايج آزمون شفه براي مقايسه زوجي ميانگين گروهها در باره انگيزه دعا به قرار زير است:
ميانگين نمره انگيزه دعا در گروه سني ٦ سال با گروه ٧ سال، برابر و كمتر از ساير گروههاي سني مورد مطالعه است.
ميانگين انگيزه دعا در گروه سني ٧ سال با گروههاي سني ٨ و ٩ سال، يكسان است، اما از گروههاي سني ١٠ ـ ١٧ سال به گونه معناداري كمتر است.
ميانگين آزمودنيهاي ٨ سال در انگيزه دعا تنها از آزمودنيهاي ٦ ساله بيشتر است و در مقايسه با گروههاي سني ١٣ ـ ١٧ سال، ميانگين كمتري به دست آوردهاند. بدين ترتيب، با گروههاي سني ٩ ـ ١٢ سال، از لحاظ انگيزه دعا تفاوت معناداري ندارند.
ميانگين انگيزه دعا در آزمودني هاي ٩ ساله از آزمودنيهاي ١٥ ـ ١٧ سال كمتر و از آزمودنيهاي ٦ سال، بيشتر است. اين گروه سني با آزمودنيهاي ٧ ـ ١٤ سال تفاوت معنادار نشان نميدهد.
گروههاي سني ١٠ ـ ١٢ سال ميانگين بيشتر و معناداري در مقايسه با گروههاي سني ٦ و ٧ سال دارند. اما ميانگين انگيزه دعا در آنها كمتر از گروههاي سني ١٥ ـ ١٧ سال است. بدين ترتيب با گروههاي سني ٨، ٩، ١٣ و ١٤ سال تفاوت معناداري ندارند.
آزمودنيهاي ١٣ و ١٤ سال از آزمودنيهاي ٦ ـ ٨ سال، ميانگين بالاتري در انگيزه دعا به دست آوردهاند و با ساير گروههاي سني، تفاوت معناداري ندارند.
در گروههاي سني ١٥ ـ ١٧ سال نيز ميانگين مفهوم دعا از گروههاي ٦ ـ ١٢ سال بيشتر و از لحاظ آماري معنادار است، اما با گروههاي ١٣ ـ ١٤ سال، تفاوت معناداري ندارند.
تعيين مراحل انگيزه دعا بر اساس ميانگين نمرههابر اساس تحليل واريانس و نيز محاسبه زيرمجموعههاي همگون ميانگينها، مشخص شده است كه چهار گروه سني (٦- ٧، ٨-١١، ١٢-١٤ و ١٥- ١٧) براي تحوّل انگيزه دعا مناسبتر است. نتايج محاسبهها در جدول ٣ نشان داده شده است.
جدول٣: مشخصه هاي آمار توصيفي،
خلاصه آزمونهاي تحليل واريانس و مقابله پستجربي شفه نمرههاي انگيزه دعا براي چهار طبقه سني همگون
|
گروه |
دامنه سني |
تعداد |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
كمينه |
بيشينه |
شفه |
|
١ |
٦- ٧ |
٢٥ |
٠٢/٢ |
٦٠/٠ |
١/٠ |
٢/٣ |
<٢، ٣، ٤ |
|
٢ |
٨- ١١ |
٥٢ |
٢٦/٣ |
٦٣/٠ |
٢/٢ |
٠/٥ |
>١، <٣ و ٤ |
|
٣ |
١٢- ١٤ |
٣٨ |
٨٢/٣ |
٥٥/٠ |
٨/٢ |
٨/٤ |
>٢و ١، <٤ |
|
٤ |
١٥ – ١٧ |
٤٢ |
٧٦/٤ |
٥٢/٠ |
٢/٣ |
٦/٥ |
>١، ٢، ٣ |
|
توجه: ٨٤/١٢٦ = (١٥٣، ٣) F، ٠٠١/٠>P. |
|||||||
چنانكه در جدول ٣ ديده ميشود، نتايج آزمون تحليل واريانس براي مقايسه ميانگينهاي چهار طبقه سني از لحاظ آماري، معنادار است. برپايه مقايسه ميانگينها ميتوان نتيجه گرفت كه آزمودنيهاي كمسنتر، ميانگين كوچكتري از آزمودنيهاي بزرگتر خود دارند.
ميانگينهاي دو گروه سني ٨ -١١ سال (٢٦/٣) و ١٢-١٤ سال (٨٢/٣) از لحاظ آماري، تفاوت معناداري دارد، اما تقريباً به هم نزديك و در طبقه يك سان قرار دارند. بيشينه نمره طبقه سني ١٢- ١٤ سال تنها ٢/٠ كمتر از طبقه سني ٨ -١١ سال است. كمينه نمره گروه سني ١٢-١٤ سال در حدود ٦/٠ بزرگتر از طبقه سني ٨-١١ سال است.
افزون بر اين، مقادير كمينه و بيشنه نمرهها نشان ميدهد كه در گروه سني ١٥ -١٧ سال، بالاترين نمره برابر با ٦/٥ و كمترين نمره برابر با ٢/٣ و ميانگين اين گروه نيز برابر با ٧٦/٤ است.
تعيين مراحل انگيزه دعا بر اساس فراواني نمرههاتعيين مراحل تحول انگيزه دعا نيز بر اساس فراواني و درصد پاسخها بررسي شد تا توزيع فراواني پاسخها بر اساس طبقههاي نمرهگذاري و به تفكيك گروههاي چهارگانه سني محاسبه شود. نتايج اين طبقهبندي نمرهها كه داوران آنها را به شش طبقه تقسيم نمودهاند، در جدول ٣ نشان داده شده است.
جدول ٤: فراواني و درصد نمرههاي مؤلّفه انگيزه دعا بر اساس درجهبندي داوران
|
نمره |
N |
درصد |
|
١ |
١ |
٦/٠ |
|
٢ |
١١ |
٠/٧ |
|
٣ |
٣٩ |
٨/٢٤ |
|
٤ |
٤٨ |
٦/٣٠ |
|
٥ |
٤٥ |
٧/٢٨ |
|
٦ |
١٣ |
٣/٨ |
چنانكه در جدول ٤ ديده ميشود، بيشترين درصد پاسخها (٦/٣٠) متعلّق به نمره ٤ (دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند) است. افزون بر اين، دو طبقه نمره ٣ (دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي) و نمره ٥ (دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني) نيز به ترتيب با ٧/٢٨ و ٨/٢٤ بيشترين درصد پاسخها را به خود اختصاص دادهاند. درصد پاسخهاي درجهبندي شده در نمره ١ (دعاهاي فردي مادي سطح پايين و به تعبير ديگر، دعا براي خود و نيازهاي مادي) و نمره ٦ (دعاهاي كمالجويانه معنوي و اخروي) به ترتيب با ٦/٠ و ٣/٨ كمترين مقدار است. بدين ترتيب، ميتوان نتيجه گرفت كه سه طبقه دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي، دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند، دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني، بيشترين فراواني پاسخها را به خود اختصاص داده است. نتايج توزيع فراواني پاسخهاي نمرهگذاري شده به تفكيك چهار گروه سني در جدول ٥ نشان داده شده است.
جدول ٥: فراواني و درصد نمرههاي مؤلّفه انگيزه دعا به تفكيك گروههاي چهارگانه سني
|
١ |
٢ |
٣ |
٤ |
٥ |
٦ |
|||||||||||||
|
گروه سني |
N |
% |
n |
% |
n |
% |
n |
% |
N |
% |
n |
% |
||||||
|
٦- ٧ |
١ |
٠/٤ |
١١ |
٠/٤٤ |
١٢ |
٠/٤٨ |
١ |
٠/٤ |
- |
- |
- |
- |
||||||
|
٨- ١١ |
- |
- |
- |
- |
٢٢ |
٣/٤٢ |
٢٤ |
٢/٤٦ |
٦ |
٥/١١ |
- |
- |
||||||
|
١٢- ١٤ |
- |
- |
- |
- |
٥ |
٢/١٣ |
٢١ |
٣/٥٥ |
١٢ |
٦/٣١ |
- |
- |
||||||
|
١٥- ١٧ |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
٢ |
٨/٤ |
٢٧ |
٣/٦٤ |
١٣ |
٠/٣١ |
||||||
بر پايه نتايج جدول ٥ ميتوان موارد زير را استخراج كرد:
هيچكدام از آزمودنيهاي گروه سني ٦ – ٧ سال در طبقه ٥ و ٦ قرار ندارند و تنها ١ نفر در طبقه ٤ (دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند) درجهبندي شده است. بيشترين درصد پاسخهاي اين گروه سني در طبقه ٢ (دعاي فردي ماديگرايانه در سطحي بالاتر) و ٣ (دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي) به ترتيب با ٤٤ و ٤٨ درصد قرار دارد.
بيشترين درصد پاسخهاي گروه سني ٨ -١١ سال در طبقه نمره ٣ (دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي) با حدود ٤٢ درصد، و طبقه ٤ (دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند) در حدود ٤٦ درصد قرار دارد. تقريباً ١٢ درصد اين گروه در طبقه ٥ (دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني) و هيچكدام در طبقه ١، ٢ و ٦ قرار نگرفتهاند.
آزمودنيهاي گروه ١٢ـ١٤ سال در طبقههاي ١ و ٢ قرار نگرفتهاند. بيشترين درصد پاسخهاي اين گروه (٣/٥٥ درصد) در طبقه ٤ (دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند) و درصد قابلملاحظهاي نيز (حدود ٣٢ درصد) در طبقه ٥ (دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني) قرار دارد. ١٣ درصد از افراد اين گروه نيز در طبقه ٣ (دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي) درجهبندي شدهاند.
بيشترين درصد آزمودنيهايي گروه سني ١٥- ١٧ سال (بيشاز ٦٤ درصد) در طبقه ٥ (دعاهاي كمالجويانه دنيوي و رواني) قرار داشته و ٣١ درصد آنها در طبقه ٦ (دعاهاي كمالجويانه معنوي و اخروي) درجهبندي شدهاند.
رابطه نوع آموزش با تحوّل محتوا و انگيزه دعابه منظور بررسي اين پرسش كه آيا فهم كلي دعا در كودكان و نوجوانان مدارس ويژه (مدارسي كه به برنامههاي تربيتي و مذهبي بيشتر توجه دارند) در مقايسه با مدارس معمولي بيشتر است؟ ميانگينهاي دو گروه از آزمودنيها كه در مدارس معمولي(٨٣ نفر) و مدارس مذهبي (٧٤ نفر) تحصيل ميكردند، از طريق آزمون t استودنت براي گروههاي مستقل، و براي مقايسه ميانگينهاي آنها در بررسي محتوا و انگيزه دعا از تحليل واريانس چندمتغيري استفاده شده است.
جدول٦: ميانگين، انحرافاستاندارد و خلاصه آزمونهاي t گروههاي مستقل و تحليل واريانس چند متغيري براي تفاوت كودكان و نوجوانان مدارس مذهبي و معمولي در محتوا و انگيزه دعا.
|
|
معمولي |
مذهبي |
||||||
|
متغير |
M |
SD |
M |
SD |
(١٥٥) t |
P |
||
|
انگيزش |
٥١/٣ |
٠٠/١ |
٦٨/٣ |
١/١ |
٤/١٢٧ |
٠٠١/٠ |
||
|
توجه: F چندمتغيري لانداز ويلكز= ٣/١٥٤٥، ٠٠١/٠ = P |
||||||||
نتايج آزمون t براي گروههاي مستقل و تحليل واريانس نشان ميدهد كه بين كودكان و نوجوانان مدارس معمولي و مذهبي از لحاظ محتوا و انگيزه دعا تفاوت معناداري وجود دارد.
ب) تحليل كيفيدر اين قسمت با ارائه نمونههاي عيني از مصاحبههاي انجام شده تلاش ميشود يافتهها مستندسازي شود تا افزون بر درك جامعتر مفاهيم و دادههاي پژوهش، شواهد معتبري نيز براي روايي نمرهگذاري و طبقهبندي پاسخها به دست آيد.
مرحلهبندي پيشنهادي در اين پژوهشنياز و درخواستهاي مادي و خودخواهانه: اين مرحله، شامل دو زير مرحله است:
نخست، دعاهاي فردي مادي سطح پايين، و به تعبير ديگر، دعا براي خود و نيازهاي مادي است. انگيزههاي افراد در اين مرحله، از دعا رسيدن به ثمرههاي مادي فردي است. به بيان ديگر، آنها نيازهاي خود را در قالب مصاديق مادي و سطح پايين مطرح ميكنند. براي مثال: «...دوچرخه داشته باشم» (پسر، ٦ ساله)؛ «. . . دعا ميكنم پول زياد بيارم درسمون خوب بشه» (دختر، ٦ ساله).
دوم، مرحله دعاهاي فردي ماديگرايانه در سطحي بالاتر. در اين مرحله نيز دعاها مادي و فردي است؛ اما دعاها از درخواستهاي ساده به درخواستهاي سطح بالاتر تبديل ميشود: «... خدا بهم كمك كنه؛ درختها رو كسي قطع نكنه حيوونا رو نكشن» (پسر، ٦ ساله). بيشتر براي سلامتي و نگرانيهاي فردي دعا ميكنند: «... من دعا ميكنم پير نشم فوت نكنم» (پسر، ٦ ساله). در دعاهاي خود، ثواب و بهشت را بيشتر براي خود ميخواهند و تفسيرشان از ثواب و پاداش اخروي مادي است: «... دعا ميكنم چون دوست دارم ثواب كنم، برم بهشت و خدا بهم جايزه بده، اگه آدما دعا نكنن تو بهشت كادوي خوب نميگيرن» (دختر، ٦ ساله).
مرحله درخواستهاي مادي ـ اجتماعي: اين مرحله نيز شامل دو زير مرحله است:
نخست، دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي – معنوي فردي. دعا در اين مرحله، بيشتر براي نزديكان و دوستان است: «. . . پدر و مادرم سالم باشند، پدر بزرگ و مادر بزرگم سالم باشند» (پسر، ٧ ساله). اندك اندك دريافت رضايت اجتماعي را كه از سر نياز به تعلق و امنيت طلبي است در دعاهاي خود مورد توجه قرار ميدهند: «... براي بچهها دعا ميكنم چون كوچكاند، ممكنه دست مادرشونو ول كنن برن زير ماشين» (دختر، ٧ ساله). همچنين به علت تهديد و اضطراب، نگرانيهايي دارد كه در دعاهاي خود به آن ميپردازد: «. . . غصههامون برطرف شن، مشكلات حل شن، كارهام راحت انجام شن. از گناهان توبه كنم» (دختر، ٨ ساله). گاهي برخي از ويژگيهاي اخلاقي و معنوي، مانند صبر را در دعاهاي خود از خداوند درخواست ميكنند: «. . . صبور شم، دعا نكنم آدم صبور نميشه، تو دعا ميگم خدايا منو آدم خوب و صبوري كن»(پسر، ٦ ساله).
دوم، مرحله دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند. دعاها در اين مرحله، فراتر از دوستان و خانواده، شامل همه انسانها و امور ديگر ميشود: «... همه مريضها رو شفا بده» (پسر، ٩ ساله) و «. . . خدايا مشكل همه رو حل كن، براي بچههاي فقير دعا ميكنم، خوب شن، همه دانش آموزن موفق باشند» (پسر، ٩ ساله). در اين مرحله، وقتي از دانشآموزان سؤال ميشود چرا براي شغل و آينده خود دعا نميكنند ميگويند: «... هنوز زود است وقتش نرسيده» (پسر، ١٠ ساله). اين پاسخها نشان ميدهد آيندهنگري و توجه به نيازهاي مربوط به آينده و قرار گرفتن در موقعيت خاص، به بروز برخي از دعاها منجر ميشود. به همين سبب بعضي از مصاحبهشوندگان ميگويند: «. . . اگر من مادر بودم، دعا ميكردم فرزند خوب به دنيا بياورم» (دختر، ١٢ ساله). نگرانيها و دغدغههاي زندگي، محتواي دعا را جهت ميدهد. براي مثال، دانشآموزي ميگويد: «. . . از خدا ميخواهم كه باران بياد» (پسر، ١٠ ساله). وقتي سئوال شد چرا چنين دعايي ميكند، معلوم شد كه پدر او كشاورز است و ترس از خشكسالي، زندگي آنها را به خطر كشانده است. ديگري دعا ميكرد: «. . . دعا ميكنم پدرها با مادرها كنار فرزندانشان زندگي كنند» (پسر، ١١ ساله) كه طلاق و جدايي بين پدر و مادرش زمينه ساز اين دعا بود.
مرحله شكوفايي و رشد: اين مرحله نيز دو زير مرحله دارد:
نخست، دعاهاي كمالجويانه دنيايي و رواني. دعاها در اين مرحله، جنبه عاليتري از زندگي را در بر ميگيرد. آنها تشكر و سپاس از نعمتهايي را كه خداوند داده است در دعاهاي خود مطرح ميكنند: «. . . موقع دعا كردن به خداوند ميگم از نعمتهايي كه دادي، سلامتي دادي و سايه پدر مادرم متشكرم، فرزند خوبي باشم» (دختر، ١٥ ساله). موفقيت در زندگي، تحصيلات و اجتماع از موضوعات مورد توجه در اين مرحله است: «. . . دعا ميكنم در تحصيلات موفق باشم» (دختر، ١١ ساله) و «. . . ازدواج موفقي داشته باشم، فرزندان خوبي تربيت كنم» (دختر، ١٥ ساله). بيشتر مصاحبهشوندگان دختر، در سن ١٤ – ١٦ سال به مسئله ازدواج، داشتن فرزند سالم و تربيت فرزند توجه داشتند. دعا در اين مرحله، براي آرامش رواني بيشتر مطرح ميشود، مانند: «من بيشتر براي آرامش و ثبات فكري دعا ميكنم (دختر، ١٤ ساله) وقتي دلم ميگيره و حاجتي و راز و نيازي دارم دعا ميكنم» (دختر، ١٤ ساله).
دوم، مرحله دعاهاي كمالجويانه معنوي و اخروي. محتواي دعاها در اين مرحله، بيشتر براي رسيدن به تكامل و رشد معنوي است. در دعاهاي خود به جنبههاي دنيايي و معنوي توجه دارند: «. . . براي همه چيز ميشه دعا كرد، ولي بايد اعتدالش را رعايت كرد خداوند دنيا وآخرت را آفريده، بايد هم به فكر دنيا بود هم آخرت» (دختر، ١٥ساله). بعضي از آزمودنيها در دعاهاي خود همتهاي بالايي دارند: «. . . بهتره دعا كوچك نباشد، حتي بهشت هم براي خواستن كوچك است بايد دعا با همت بلند باشد و الا ادب رعايت نشده، دعا ميكنيم بايد خود را در برابر خداوند، كوچك شمرد، نه دعاهاي كوچك خواست» (پسر، ١٥ ساله). دعاها در اين مرحله، به مسائل معنويتر و اخروي نزديك ميشود و شامل مسائلي، مانند رشد معنوي و توفيق بندگي ميشود: «. . . دعا ميكنم تا با خداوند ارتباط برقرار كنم، دعا يك نياز دروني است» (پسر، ١٤ ساله). همچنين دعا در اين مرحله، براي عاقبت به خيري بيشتر مطرح ميشود: «. . . دعا ميكنم عاقبت به خير بشم، وقتي امام زمان مييان باشم و بندگي خداوند را بكنم» (دختر، ١٧ ساله). توجه به مراحل مطرح شده نشان ميدهد كه انگيزه دعا در كودكان و نوجوانان با تحول شناختي آنها متحول شده و از انگيزههاي مادي خودخواهانه به سوي انگيزههاي متعالي و معنوي رو به پيشرفت است.
بحث و نتيجهگيريدر اين پژوهش، محتوا و انگيزه دعا در كودكان و نوجوان با نگاهي تحولي، بررسي شده است. يافتههاي مربوط به محتواي دعا نشان ميدهد كه مراتب دعا در دامنهاي از درخواستهاي مادّي سطح پايين تا درخواستهاي معنوي عالي قرار داشته و همراه با رشد شناختي و عاطفي، محتوا و انگيزه آزمودنيها از درخواستهاي حسي و فردي به سوي درخواستهاي اجتماعي و انتزاعي تحول پيدا ميكند. به سخن ديگر، نمره كلي فهم دعا و مؤلفههاي آن افزايش مييابد. مقايسه نتايج به دست آمده در اين پژوهش با پژوهشهاي انجام شده توسط گلدمن كه شامل «دعاهاي ناخالص، ماديگرايانه و خودخواهانه، دعاهاي نسبتاً ناخالص ماديگرايانه و خودخواهانه و دعاهاي خالصتر و معنوي و نوعدوستانه» ميشود، نشان ميدهد تحول انگيزه و محتواي دعا در كودكان و نوجوانان مسلمان ايراني (شهر قم) هر چند از جهت توالي مراحل، همسوي با پژوهشهاي پيشين ميباشد، اما از نظر سرعت تحول در مقايسه با آنچه در پژوهش گلدمن گزارش شده است، سرعت بيشتري دارد، و اين ميتواند تحت تأثير فرهنگ و تربيت اسلامي باشد.
ازسويديگر، يافتههاي اين پژوهش بر خلاف ادّعاي گلدمن (١٩٦٤م) كه اوج دعاي نوعدوستانه را حدود سالهاي ١٢ و ١٣ در نظر ميگيرد، نشان ميدهد كه تقريباً ٤٦ درصد پاسخهاي گروه سني ٨ -١١ سال در طبقه دعاهاي اجتماعي گسترده برخاسته از اعتقاد به خداوند و ٤٢ درصد در طبقه دعاهاي مادي ـ اجتماعي محدود و اخلاقي ـ معنوي فردي قرار دارد و تقريباً ١٢ درصد پاسخها نيز متعلّق به دعاهاي كمال جويانه دنيوي و رواني است. مقايسه نتايج به دست آمده از مدارس معمولي در مقايسه با مدارس ويژه (مدارسي كه به آموزشهاي مذهبي و تربيت ديني توجه بيشتري دارند) روشن ميسازد كه به طور كلي آموزههاي دين اسلام، فرهنگ ديني حاكم بر جامعه و نيز آموزش مفاهيم ديني بر تحول فهم دعا در كودكان و نوجوانان تأثير دارد. بنابر اين، نقش فرهنگ و آموزش در افزايش فهم، قطعي است و از اين نظر با ديدگاههايي كه به نقش فرهنگ و منطقه تقريبي رشد تأكيد دارند، همسوست.
به منظور برجسته كردن يافتهها از يك نگاه كلي به محدوديتهاي اين پژوهش اشاره ميكنيم. اين پژوهش به روش مقطعي اجرا شده است. چون در اين گونه طرحها هر آزمودني تنها يك بار مورد مشاهده و آزمون قرار ميگيرد، پژوهشگران نميتوانند در باره اينكه چگونه افراد در طول سن تغيير ميكنند، اطلاعات كافي را به دست بياورند. افزون بر اين، چون پژوهش در يك زمان خاص انجام ميشود براي مشاهده و بررسي تغييرات تحوّلي دچار محدوديت است.
نمونه آماري اين پژوهش از جامعه دانشآموزان دو ناحيه شهر قم به دست آمده است. با توجه به اينكه اين شهر از نظر مذهبي در بين شهرهاي كشور ايران از جايگاه ويژهاي بهرهمند است. بنابر اين، نتايج پژوهش حاضر را بايد با احتياط به ساير شهرها تعميم داد يا در مورد شهرهاي ديگر، پژوهشهاي جداگانهاي انجام داد.
نمونه آماري اين پژوهش محدود به دامنه سني ٦ ـ ١٧ سال بوده است، از اينرو، نميتوان در مورد تحول فهم دعا در سنين پايينتر و بالاتر استنباط كاملي به عمل آورد.
به طور طبيعي پژوهشهاي تحوّلي از متغيرهاي مختلفي تأثير ميپذيرد كه غير قابل كنترل بوده يا اگر قابل كنترل هم باشد بسيار وقتگير و هزينهبر است. برخي از مهمترين متغيرهايي كه در اين پژوهش نيز اثرگذار بودهاند، عبارتاند از: آموزشهاي رسمي و غير رسمي؛ هوش و قدرت بيان، و شهروندي در شهر مذهبي قم.
پيشنهادهاي پژوهشياين پژوهش با استفاده از مصاحبه نيمهباز و به روش باليني انجام شده است. پژوهشهاي آينده در اين قلمرو ميتوانند مسيرهاي ثمربخشي را پيگيري كنند كه كاملكننده يافتههاي اين پژوهش باشد. بنابراين لازم است پژوهشهايي به صورت طولي و ابزارهاي متفاوت، از جمله مشاهده، پرسشنامه و در جامعهاي وسيعتر و در استانهاي گوناگون و با فرهنگهاي متفاوت انجام شود و با نتايج پژوهشهاي موجود مقايسه شود تا نقش فرهنگها در تحول بيشتر روشن شود.
همچنين بررسي باورها و مناسك ديگر ديني (ايمان، امام زمان، نماز، امر به معروف و نهي از منكر و مانند آن) نيز با رويكردي ميداني و آماري بررسي و مطالعه شود.
پيشنهادهاي كاربردي١. در مسير تربيت اسلامي افزون بر توجه به ياد خدا و برپايي نماز در مدارس، در مهد كودكها و نهادهاي آموزشي و پرورشي و مراكز و نهادهاي نظام اسلامي نيز برنامهاي براي ايجاد ارتباط با خداوند، به ويژه در قالب دعا يا قرائت قرآن طراحي شود.
٢. با توجه به آنچه در بخش قبل گفته شد، لازم است در راستاي افزايش همت در انگيزه دعا و رسيدن به دعاهاي ژرفتر، برنامهريزي و فرهنگ سازي شود. افزون براين، چه بسا فراواني اين دعاها حاكي از اين باشد كه در برنامه بهداشت و سلامت ملي بايد گامهاي نوين و مهمتري برداشته شود.
٣. براي ترويج و آموزش دعا بايد به نقش خانوادهها، به ويژه مادران توجه شود و در اين زمينه، بستههاي آموزشي (در قالب كتاب، فيلم، تك نگاره) براي آشنايي بيشتر والدين با دعا و چگونگي انتقال آن به فرزندان تهيه و در اختيار آنها قرار گيرد. مربيان، به ويژه مربيان دوره دبستان و پيش دبستاني نيز بايد در زمينه آموزش و انتقال فرهنگِ ارتباط با خداوند در قالب دعا در ساعات درسي، ترغيب و تشويق شوند و در اين باره آموزش ويژه ببينند.
٤. به ايجاد فضاهاي مناسب و برانگيزنده براي دعا و ارتباط با خداوند نيز توجه شود.
منابعقرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازي، قم: دارالقرآن الكريم، ١٣٧٨.
نهج البلاغه، مترجم: سيد جعفر شهيدي، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، ١٣٧٣.
ابنمنظور، جمالالدين محمد، لسان العرب، بيروت، دارالحياه، ج ١٤، ص ٢٥٨.
چاري، حسين، نصيرزاده، راضيه، «تفاوتهاي جنس و سن و وضعيت اقتصادي – اجتماعي در باورهاي مذهبي كودكان»، فصلنامه روانشناسان ايراني، ش ١٣، ص ٦٨-٥٢.
حرعاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، بيروت، درالاحياء التراث العربي، بيتا.
حسنزاده آملي، حسن، رساله نور علي نور در ذكر و ذاكر و مذكور، قم، تشيع، ١٣٧٣.
صافي گلپايگاني، لطفالله، نيايش در عرفات، قم، دفتر انتشارات اسلامي، ١٣٧١.
طباطبايي، محمدحسين، الميزان، مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني، ج ١، قم، انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم، ١٣٧٤.
قرشي، علياكبر، قاموس القرآن، تهران، دارالكتاب الاسلامي، ١٣٦١.
مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ١٤٠٣.
مصباح يزدي، محمدتقي، اخلاق در قرآن، تهران، امير كبير، ١٣٧٦.
مطهري، مرتضي، طهارت روح، تهران، ستاد اقامه نماز جمعه، ١٣٨١.
نهاد رهبري، همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان، قم: نشر معارف، ١٣٨٢.
نيكزاده، الياس، سر مرتبط، مشهد، انتشارات رستگار، ١٣٨٤
EL kind, D., Studies in Cognitive Development, Essays in Honor of Piaget, New York: Oxford, ١٩٦٩.
Goldman, R. G., Religious Thinking from Childhood to Adolescence, London: Rutledge and Kegan Paul, ١٩٦٤.
_____, "Religious Thinking from Childhood to Adolescence", American Journal of Sociology, v ٥٠, ١٩٦٤, p ١١٢-١٢٢.
Long, D. et al., "The Childs Conception of Prayer", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٦, ١٩٦٧, p ١٠١-١٠٩.
Piaget, J., The Child’s conception of the World, London, Rutledge, ١٩٦٠.
Tamminen, K , Religious Ddevelopment in Cchildhood and Youth: An Empirical Sstudy, Helsinki, Suomalainen Tiedeakatemia, ١٩٩١.
Tatala M., "Development of Prayer in Adolescence and Youth", Journal of Psychology and Counseling, v ١(٧), ٢٠٠٩, p ١١٣-١١٦.
Woolley, J. D., Phelps, K. E., "The development of children's beliefs about prayer", Journal of Cognition and Culture, v ١, ٢٠٠١, p ١٣٩-١٦٧.
* دانشجوي مقطع دکتري مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره). smrmn١٣٤٦@gmail.com
** استاديار دانشگاه تهران.
*** استاديار جامعه المصطفي العالميه. دريافت: ٦/٤/١٣٩٠ ـ پذيرش: ١٣/٦/١٣٩٠
[١]. مرتضي مطهري، طهارت روح، ص٣٢.
[٢]. نهاد رهبري، همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان.
[٣]. R. G. Goldman, "Religious thinking from Childhood to Adolescence", American Journal of Sociology, v ٥٠, p ١١٢-١٢٢.
[٤]. D. Long et al., "The Childs Conception of Prayer", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٦, p ١٠١-١٠٩.
[٥]. J. D. Woolley & K. E. Phelps, "The development of children's beliefs about prayer", Journal of Cognition and Culture, v ١, p ١٣٩-١٦٧.
[٦]. حسين چاري و راضيه نصيرزاده «تفاوت هاي جنس و سن و وضعيت اقتصادي – اجتماعي در باورهاي مذهبي کودکان»، فصلنامه روانشناسان ايراني، ش ١٣، ص ٦٨-٥٢.
[٧]. J. D. Woolley & K. E. Phelps, "The development of children's beliefs about prayer", Journal of Cognition and Culture, v ١, p ١٣٩-١٦٧.
[٨]. M. Tatala, "Development of prayer in adolescence and youth", Journal of Psychology and Counseling, v ١(٧), p ١١٣-١١٦.
[٩]. علياکبر قرشي، قاموس القرآن، ج ٢، ص ٣٤٤.
[١٠]. جمال الدين محمد ابن منظور،. لسان العرب، ج ١٤، ص ٢٥٨.
[١١]. محمدحسين طباطبايي، الميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي همداني، ج ٢، ص ٣٣.
[١٢]. محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج ٧، ص٢٧.
[١٣]. ابراهيم: ٤٠
[١٤]. بقره: ١٢٩
[١٥]. اسراء: ٨
[١٦]. بقره: ١٢٧
[١٧]. طه: ١١٤
[١٨]. آلعمران: ١٤٧
[١٩]. طه: ٢٥
[٢٠]. صافى گلپايگانى، لطفالله، نيايش در عرفات، ص ٣٥.
[٢١]. محمدباقر مجلسي، بحار النوار، ج ٩١، ص ١٣.
[٢٢]. الياس نيکزاده، سر مرتبط، ص١٤.
[٢٣]. The Concepts Of Prayer
[٢٤]. crud, materialistic and very egocentric prayers
[٢٥]. Prayer less crude, materialistic and egocentric.
[٢٦]. more refind, spiritual and altruistic prayers.
[٢٧]. R. G. Goldman, "Religious thinking from Childhood to Adolescence", American Journal of Sociology, v ٥٠, p ١١٢-١٢٢.
[٢٨]. D. Long et al., "The Childs Conception of Prayer", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٦, p ١٠١-١٠٩.
[٢٩]. J. D. Woolley & K. E. Phelps, "The development of children's beliefs about prayer", Journal of Cognition and Culture. v ١, p ١٣٩-١٦٧.
[٣٠]. حسين چاري و راضيه نصيرزاده، «تفاوت هاي جنس و سن و وضعيت اقتصادي – اجتماعي در باورهاي مذهبي کودکان»، فصلنامه روانشناسان ايراني، ش ١٣، ص ٦٨-٥٢.
[٣١]. Cross-Sectional
[٣٢]. Clinical Method
[٣٣]. Intraclass Correlation (ICC)