نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - بررسي رابطه توكل بر خدا، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي در دانشآموزان
سال چهارم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٠، ص ٧٩ ـ ٩٨
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.٢, Summer ٢٠١١
عليرضا بخشايش*
چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين توكل بر خدا، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي انجام شده است. بدين منظور از ميان دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان يزد در سال تحصيل ١٣٨٩ـ١٣٩٠، ٣٠٥ نفر به صورت تصادفي و با روش نمونهگيري خوشهاي انتخاب شده و پرسشنامههاي استاندارد توكل و عزت نفس كوپر اسميت را تكميل نمودهاند. معدل دانشآموزان نيز شاخص پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته شده است. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي- همبستگي بوده است. دادهها با شاخصهاي آماري، چون همبستگي پيرسون و تحليل واريانس تحليل شدهاند. نتايج نشان ميدهد كه بين تمام مؤلفههاي عزت نفس (خانوادگي، اجتماعي، تحصيلي و عمومي) و توكل بر خدا ارتباط معناداري وجود دارد (٠١/٠>p). همچنين رابطه مثبت معناداري بين پيشرفت تحصيلي و عزت نفس به دست آمده (٠١/٠>p)، اما هيچگونه رابطه معناداري بين پيشرفت تحصيلي و توكل بر خدا ديده نشده است. علاوه بر اين، نتايج آزمون تحليل واريانس تفاوت معناداري را بين ميانگين نمرههاي توكل بر خدا و عزتنفس در دانشآموزان رشتههاي مختلف نشان نميدهد.
كليد واژهها: توكل بر خدا، عزت نفس، پيشرفت تحصيلي، دانشآموزان مقطع متوسطه.
مقدمه
امروزه جديدترين علم، يعني روانپزشكي همان چيزهايي را تعليم ميدهد كه پيامبران تعليم ميدادند، زيرا پزشكان روحي دريافتهاند كه دعا و نماز و ايمان محكم، نگراني، تشويش، هيجان و ترس را كه موجب بسياري از ناخوشيهاست، برطرف ميسازد.[١] مطالعات تاريخي گواه آن است كه نيايش و دعا به عنوان يك واقعيت موجود در جهان هستي، از بدو خلقت انسان مطرح بوده و مردم براي نيل به كمال از آن استفاده ميكردهاند.[٢] ايمان در ارتباط مستمر با تنها منبع و مبدأ قدرت عالم هستي شكل ميگيرد كه اين در مرحلة فكر و روح و جان انسان است. البته اين افكار، زماني به انسان عزت و سربلندي ميدهد كه ريشهاي صحيح، اعمالي صالح و نيتي پاك داشته باشد.[٣] اصولاً ايمان تأثير بسزايي در نفس انسان دارد، چرا كه اعتماد نفس و قدرت او را بر صبر و تحمل سختيهاي زندگي افزايش داده و احساس امنيت و آرامش را در نفس او مستقر ساخته و در درونش آسودگي خاطر به وجود ميآورد.[٤] ويليام جيمز[٥] معتقد است در ايمان به خدا نيروي خارق العادهاي وجود دارد كه نوعي قدرت معنوي به انسان ميبخشد و در تحمل سختيهاي زندگي به او كمك ميكند.[٦] داشتن معنا و هدف در زندگي، احساس تعلق به منبعي والا، اميد به كمك خدا در شرايط مشكلزاي زندگي و بهرهمندي از حمايتهاي اجتماعي و معنوي، از جمله منابعي هستند كه افراد مذهبي با بهرهگيري از آنها ميتوانند در رويارويي با حوادث فشارزاي زندگي، آسيب كمتري را متحمل شوند.[٧] قرآن كريم، در سوره طلاق مي فرمايد:
هر كس پرهيزكاري كند، خداوند راه خروجي براي رهايي وي از مشكلات قرار ميدهد و از طريقي كه گمان ندارد روزيش را ميرساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند و كار خود به وي واگذارد، خدا براي اوكفايت است. همانا خدا فرمان خويش را به نتيجه ميرساند و آنچه را كه بخواهد تخلف ندارد. (طلاق: ٢ و ٣)
توكل بر خدا كه منبع فناناپذير قدرت و توانايي است، موجب افزايش مقاومت انسان در برابر مشكلات و حوادث سخت زندگي ميشود.[٨] توكل بر خدا، آثار فراواني دارد، از جمله: ١. آنكه بر خداوند توكل نمايد: اولين نتيجه آن، خودكفايي و عدم نياز به غير است، ٢. آنكه بر خداوند توكل نمايد: تنها از او درخواست چيزي مينمايد و او نيز جواب مثبت خواهد داد، ٣. آنكه بر خداوند توكل نمايد: براي برآوردن تقاضاي افراد نيازمند، به خدا قرضالحسنه ميدهد و او آن را بهتر و بيشتر پس دهد، ٤. آنكه بر خداوند توكل نمايد: شكرگذار اوست و خدا را ياور خويش ميبيند.[٩]
در ديدگاه اسلام، مذهب چارچوب جهانبيني است كه تلاشها، خلاقيتها و تفكرات بشري در داخل آن شكل گرفته يا بايد شكل بگيرد.[١٠] مذهب، سيستم سازمانيافتهاي از باورها، شامل سنت، ارزشهاي اخلاقي، رسوم و مشاركت در يك جامعه ديني براي اعتقاد راسختر به خدا يا قدرت برتر است.[١١] اعتقادات مذهبي با سرنوشت انسان پيوند خورده و جوششهاي اين عقايد در قلب انسان، اصول ديگر زندگي انسان را عميقاً تحت تأثير قرار ميدهد.[١٢] جنبههاي معنوي مذهب با تمركز بر روي هيجانات مثبت، ممكن است با روابط گرم و افزايش حمايت اجتماعي رابطه داشته باشد كه هر دو آنها باعث افزايش سطح سلامت رواني فرد ميشود.[١٣]
قرآن، امنيت و آرامشي را كه ايمان در نفس مؤمن ايجاد ميكند چنين توصيف ميفرمايد: «آري، آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با شرك نياميختند، امنيت، مال آنهاست و آنها هدايت يافتگاناند».(انعام: ٨٢)
در فضيلت عظمت و قدرت نفس همين بس كه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «و عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است».[١٤] امام صادق(ع) نيز در اين باره فرموده است: «خداوند همة امور مؤمن را به خودش واگذار نموده، ولي به او اجازه نداده است كه خودش را خوار و ذليل گرداند. آيا به اين كلام خداوند نمينگريد كه فرمود: «پس سزاوار است كه مؤمن عزيز بوده و ذليل نباشد.»[١٥] بنابراين، دين و ايمان، انسان را بر نفس مسلط ميكند و هنگام كشمكشهاي دروني، وي را بر طبيعت خود مسلط و اميال را آرام و مهار ميسازد.[١٦]
در دهههاي اخير، مطالعه علمي دين و بررسي رابطه آن با متغيرهاي روانشناختي، كانون توجه پژوهشگران مختلف قرار گرفته است. در واقع، دين نيروي روانشناختي است كه ميتواند روي نتايج زندگي انساني تأثير بگذارد.[١٧] احتمال زنده ماندن افراد با سطح دينداري بالاتر، در هر موقعيت بيشتر از ديگران بوده و حضور مكرر در شعائر ديني با كاهش مرگ و مير همراه است.[١٨] مايرز، در پژوهشي كه در سال ٢٠٠٠ انجام داده، نشان داده است كه مذهب در ارتقاي بهداشت رواني موثر است.[١٩] نتايج تحقيق پارگامنت و همكاران نشان ميدهد افرادي كه به طور مكرر دعا ميكنند، كمتر از افسردگي و اضطراب رنج ميبرند.[٢٠] در حيطه اجتماعي نيز فراتحليلي از شصت مطالعه انجام شده نشان داده كه دينداري با ميزان پايين بزهكاري و جرم ارتباط داشته است.[٢١] از طرف ديگر، پژوهشهاي موجود در حيطه شخصيت نشان ميدهد كه افراد در ابعاد شخصيتي با وجدان بودن و سازگاري بالا در حفظ اصول و قوانين براي انجام وظيفه، بهتر از ديگران ظاهر شده و در بازداري از يك پاسخ غالب و مسلط در برابر پاسخ غير غالب، بهتر نمايان ميشوند.[٢٢] در برخي از پژوهشها گزارش شده است كه شدت نگرشهاي مذهبي در زنان بيشتر از مردان است.[٢٣] بتي- هالاهمي و آرگيل، وقت بيشتري را كه زنان براي انجام فعاليتهاي مذهبي در اختيار دارند، از جمله علل اين امر ميشمرند.[٢٤] همچنين قويتر بودن نگرشهاي مذهبي در زنان در چند پژوهش داخلي نيز به دست آمده است.[٢٥]
يكي از مهمترين عواملي كه تحت تأثير معنويات و باورهاي مذهبي قرار ميگيرد،[٢٦] عزت نفس[٢٧] است. واژه عزت نفس تعريفهاي مختلفي دارد. به عقيده برخي محققان، عزت نفس عبارت است از ارزشي كه خصوصيات و صفات رواني خودپنداره براي فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام چيزهايي كه در او وجود دارد، ناشي ميشود.[٢٨] عزت نفس به معناي پذيرش و ارزشمندي است كه شخص در مورد خويشتن احساس ميكند. شخصي كه عزت نفس دارد خود را به گونه مثبتي ارزيابي نموده و برخورد مناسبي با خود و ديگران دارد.[٢٩] عزت نفس، اعتماد فرد به تواناييهاي خود در انديشيدن و توانايي كنار آمدن با چالشهاي زندگي است.[٣٠]
مزلو[٣١] عزت نفس را عبارت از شايستگي، توانمندي، كفايت، اطمينان، استقلال و آزادي ميداند كه اگر ارضا شود، افراد احساس ارزشمند بودن، توانا بودن، ثمربخش بودن و اعتماد به نفس و در غير اين صورت احساس حقارت، درماندگي و ضعف ميكنند.[٣٢]
عزت نفس از دو بخش به هم مرتبط تشكيل ميشود: يكي، داشتن احساس اطمينان در برخورد با چالشهاي زندگي، باور خودتوانمندي، و ديگري، احساس داشتن صلاحيت براي خوشبخت شدن، احترام به خود يا حرمت نفس.[٣٣]
محققان مطرح ميكنند كه مطمئناً جنبههايي از عزت نفس وجود دارد كه افراد براي بيان آنها بيميل يا ناتوان هستند و رويكردي عمومي را پيشنهاد ميكنند كه ممكن است به آنها اجازه دهد تا اينگونه جنبههاي ناگفته عزت نفس را پيگيري كنند.[٣٤] مطالعات مختلفي به بررسي رابطه عزت نفس و مسائل مذهبي پرداختهاند. تحقيقات انجام شده بر روي ٣٦٠ دانشجو در انگلستان نشان داده است كه نشانههاي افسردگي به طور معناداري با جهتگيري مذهبي بيروني و سبك اسناد ارتباط دارد، اما با جهتگيري مذهبي دروني، خوشبيني و عزت نفس، ارتباط كمتري دارد.[٣٥] نتايج پژوهش ديگري نشان داده است كه حرمت خود دانشآموزان مسلمان از دانشآموزان غيرمسلمان بالاتر است.[٣٦]
ميتون (١٩٨٩م) در گزارشي از پژوهش خود نشان داده است كه حمايت معنوي ناشي از احساس ارتباط با خدا، آثار موقعيتهاي استرسآميز اساسي، مثل مرگ فرزند را كاهش داده و به صورت مثبتي بر افسردگي، ميزان سازگاري و حرمت خود، اثر ميگذارد. جالب اينجاست كه ميتون در تحقيق خود، رابطهاي در اين زمينهها با رفتارهاي مذهبي مبتني بر عادت و يا افراطيگرايي مذهبي نيافت.[٣٧]
بهرامياحسان (١٣٨١) نشان داده است كه رابطه مستقيمي بين جهتگيري مذهبي و حرمت خود، و رابطه معكوسي بين جهتگيري مذهبي و اضطراب، وجود دارد و با افزايش ميزان جهتگيري مذهبي، مقدار حرمت خود نيز افزايش مييابد.[٣٨]
در يك مطالعه مداخلهاي باليني، نقش دعاكردن توسط خود و ديگران بر ميزان اضطراب، عزت نفس و افسردگي از طريق شاخصهاي عيني و ذهني ارزيابي شده است. يافتهها نشان ميدهد كه در همه شاخصهاي ذهني و بيشتر شاخصهاي عيني، دعا كاهش اضطراب و افسردگي و افزايش عزت نفس را موجب شده است.[٣٩] مقايسه ٤١٠ دانشآموز سال اول دبيرستان عمومي و ٤٩٧ دانشآموز دبيرستان كاتوليك نيز نشان ميدهد دانشآموزاني كه در هر دو مدرسه از نظر مذهب نمره بالاتري آوردهاند، در آزمون حرمت خود نيز نمره بالاتري داشتهاند.[٤٠] بهرهمندي از عزت نفس، گذشته از آنكه بخشي از سلامت رواني شمرده ميشود، به پيشرفت تحصيلي نيز وابسته است. پژوهشگران فراواني دريافتهاند كه عزت نفس با گرفتن نمره بالا در مدرسه رابطه دارد.[٤١] كوپر اسميت در بررسي تأثير عزت نفس بر پيشرفت تحصيلي ١٠٢ دانشآموز كلاس پنجم دبستان، دريافت كه عزت نفس همبستگي معناداري با پيشرفت تحصيلي اين دانشآموزان دارد.[٤٢] به طور كلي وقتي ميزان عزت نفس بالا باشد، فرد فعاليت خود را افزايش داده، توانايي خود را در رويارويي با مشكلات و انجام وظايف محول شده در سطح مطلوب و بالايي ارزيابي ميكند.[٤٣] موريس (١٩٩٣م) نشان ميدهد كه عزت نفس با اعتبار دريافت شده از نمرههاي دريافت شده از يك آزمون خود تأييدي و همچنين ميانگين كل نمرات نيمسال با اعتبار دريافت شده از نمرههاي كلاس در بين دانشجويان با عزت نفس بالا به طور مثبت ارتباط دارد.[٤٤]
به نظر ميرسد پيشرفت تحصيلي و عزت نفس، رابطه متقابلي دارند؛ يعني از طرفي، داشتن عزت نفس موجب پيشرفت تحصيلي ميشود، زيرا خودباوري و تلقي مثبت از خويشتن در يادگيري و ايجاد انگيزش براي تحصيل اثر ميگذارد و موجب پيشرفت تحصيلي ميگردد، از طرف ديگر، موفقيتهاي تحصيلي در رسيدن به مدارج بالا در كار آموزش، موجب ارتقاي عزت نفس ميشود. به طور كلي، پيشرفتهاي انسان در هر زمينهاي و تجربه موفقيت احساس خودباوري و ارزشمندي و توانمندي در هر موردي باعث افزايش عزت نفس در او ميشود.[٤٥] درباره همبستگي بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي به وسيله اسچربير (١٩٩٥م) با كاربرد تكنيكهاي آرامسازي و عزت نفس مثبت براي بهبود پيشرفت تحصيلي دانشجويان، پژوهشي انجام گرفته و نتايج آن آشكار نموده كه گروه آرامسازي به طور معناداري در پايههاي امتحاني، بالاتر از گروه كنترل بودهاند.[٤٦]
هدف پژوهشهدف اصلي پژوهش حاضر، بررسي رابطه توكل بر خدا، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان دختر مقطع متوسطة شهرستان يزد در سال تحصيلي ١٣٨٩ـ١٣٩٠ بوده است. بنابراين، با توجه به هدف پژوهش و پيشينه پژوهشي، فرضيههاي زير مورد آزمون قرار گرفتهاند:
١. رابطه معناداري بين توكل بر خدا و عزت نفس دانشآموزان دختر مقطع متوسطه وجود دارد.
٢. رابطه معناداري بين پيشرفت تحصيلي و توكل بر خدا توسط دانشآموزان دختر مقطع متوسطه وجود دارد.
٣. رابطه معناداري بين پيشرفت تحصيلي و عزت نفس دانشآموزان دختر مقطع متوسطه وجود دارد.
٤. ميزان توكل بر خدا در دانشآموزان دختر مقطع متوسطه در رشتههاي تحصيلي مختلف، متفاوت است.
٥. ميزان عزت نفس دانشآموزان دختر مقطع متوسطه در رشتههاي تحصيلي مختلف، متفاوت است.
روشتحقيق حاضر از نوع تحقيقات توصيفي ـ همبستگي است. در چنين تحقيقاتي، پژوهشگر در پي بررسي رابطه احتمالي و اندازه همبستگي بين متغيرهاي ذكر شده در تحقيق است، از اينرو، هدف، كشف رابطه علّي نيست، بلكه تبيين رابطه براي ارتباط و معناداري آن ميباشد. به طور كلي، رويدادها و عوامل گوناگوني ميتوانند با عزت نفس در ارتباط باشند، اما تحقيق حاضر با هدف بررسي رابطه احتمالي بين عزت نفس، توكل بر خدا و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان دختر مقطع متوسطه انجام گرفته است.
جامعه و نمونه آماريجامعه آماري اين پژوهش را كليه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان يزد در سال تحصيلي ١٣٨٩ـ١٣٩٠ تشكيل دادهاند. نمونه آماري پژوهش شامل ٣٠٥ نفر از دانشآموزان دختر مقطع متوسطه بوده كه به روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي از ناحيه دو انتخاب شدهاند.
ابزار اندازهگيريدر اين پژوهش، به منظور آزمون فرضيههاي تحقيق، از پرسشنامه استاندارد توكل كه توسط امامداد و عباسپور طراحي شده است، پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت (١٩٦٧م) و معدل دانشآموزان استفاده شده است.
الف) پرسشنامه استاندارد توكلپرسشنامه استاندارد توكل شامل ٢٤ سؤال چهار گزينهاي است كه از ١ـ٤ نمرهگذاري شده و آزمودني پس از خواندن سؤالها بايستي گزينهاي را كه بيشتر با حالات و رفتارهاي او منطبق است، در پاسخنامه علامت بزند. شاخص ميزان توكل را ميتوان براي تمامي گروههاي سني بين ١٥ـ٧٥ سال بدون در نظر گرفتن جنسيت و به صورت فردي و گروهي اجرا كرد. زمان اجراي آزمون بين ٢٠ـ٣٠ دقيقه است. پايينترين نمره كسب شده توسط آزمودني ٢٤ و بيشترين آن ٩٦ ميباشد. اين آزمون براي گروههاي زنان، ميانگين ٩١/٦٥ و انحراف معيار ١٤/١٥ و براي گروههاي مردان ميانگين ٠٩/٦٧ و انحراف معيار ٠٧/١٠ را دارد. ميانگين كل امتيازات كسب شده براي گروههاي مختلف ٤٥/٦٦ و انحراف معيار ٠٨/١٣ است. اين بدان معناست كه افرادي كه در فاصله بين نمرههاي ٥٣/٧٩ و ٣٧/٥٣ قرار دارند، امتياز متوسط داشته و از ٣٧/٥٣ به پايين داراي نمرههاي پايينتر از هنجار بوده و افرادي كه نمرههايي بالاتر از ٥٣/٧٩ دارند، افرادي هستند كه بالاتر از گروههاي هنجار قرار دارند. شاخص ميزان توكل يك آزمون هنجار مرجع است[٤٧] كه براي هنجاريابي آن از يك گروه ٢٧٣ نفري زن و مرد در شهر مشهد استفاده شده است.[٤٨]
ب) پرسشنامه عزت نفساين مقياس، ٥٨ ماده دارد كه ٨ ماده آن دروغسنج ميباشد و در مجموع، ٥٠ ماده آن به چهار خرده مقياس عزت نفس عمومي، عزت نفس اجتماعي، عزت نفس خانوادگي و عزت نفس تحصيلي تقسيم شده است.[٤٩]
پايايي و روايي: تحقيقات زيادي كه از زمان تهيه اين آزمون توسط كوپر اسميت صورت گرفته است، ضريب اعتبار و روايي آن را تأييد نمودهاند. كوپر اسميت اعتبار اين آزمون را ٨٨/٠ و روايي آن را ٧/٠ نشان داده است. همچنين براي بررسي آزمون عزت نفس كوپراسميت از دو روش آلفاي كرونباخ و تنصيف استفاده شده است.[٥٠] ضريب اعتبار با روش دو نيمهسازي و تصحيح اسپيرمن- براون برابر با ٨٣/٠ و در پژوهش مجديان و همكاران از طريق آلفاي كرونباخ در يك گروه ٥٠ نفري برابر با ٨١/٠ به دست آمده است.[٥١] در ايران، پژوهش شكركن و نيسي(١٣٧٣) كه روي ٣٦٠ نفر از دانشآموزان سال اول تا سوم دبيرستانهاي شهرستان نجفآباد انجام شده، ضريب روايي از طريق همبسته كردن نمرههاي آزمون عزت نفس كوپر اسميت با معدلهاي آخر سال دانشآموزان محاسبه شده است. ضرايب به دست آمده براي پسران ٦٩% و براي دختران ٧١% است كه در سطح ٠٠١/٠ معنا بودهاند. همچنين ضرايب پايائي با روش بازآزمايي براي دانشآموزان پسر و دختر به ترتيب ٩٠% و٩٢% به دست آمده است.[٥٢]
ج) پيشرفت تحصيليدر پژوهش حاضر به منظور اندازهگيري پيشرفت تحصيلي از نمرههاي معدل دانشآموزان استفاده شده است.
يافتههاي توصيفي|
جدول ١: ميزان فراواني و درصد فراواني همه اعضاي گروه نمونه بر حسب رشته تحصيلي و ميزان تحصيلات پدر و مادر
|
جدول ٢: دادههاي توصيفي مربوط به متغيرهاي توكل بر خدا، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به منظور بررسي رابطه بين توكل بر خدا، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي از آزمون همبستگي استفاده شده است.
جدول ٣: ضريب همبستگي پيرسون به منظور بررسي رابطه بين نمرات توكل بر خدا، سطوح عزت نفس و پيشرفت تحصيلي
|
پيشرفت تحصيلي |
عزت نفس كلي |
عزت نفس عمومي |
عزت نفس تحصيلي |
عزت نفس اجتماعي |
عزت نفس خانوادگي |
توكل بر خدا |
|
|
- |
توكل بر خدا |
||||||
|
- |
**٢٧/٠ |
عزت نفس خانوادگي |
|||||
|
- |
**٢٩/٠ |
**١٧/٠ |
عزت نفس اجتماعي |
||||
|
- |
**٢٨/٠ |
**٢٨/٠ |
**٢٣/٠ |
عزت نفس تحصيلي |
|||
|
- |
**٤٧/٠ |
**٥٢/٠ |
**٤٥/٠ |
**٤١/٠ |
عزت نفس عمومي |
||
|
- |
**٩٠/٠ |
**٦٤/٠ |
**٦٣/٠ |
**٦٢/٠ |
**٣٨/٠ |
عزت نفس كلي |
|
|
- |
**٢٢/٠ |
**١٥/٠ |
**٢١/٠ |
٠٥/٠ |
**٢٢/٠ |
٠٣٥/٠ |
پيشرفت تحصيلي |
٭٭p<٠١/٠
همانطور كه در جدول ٣ مشاهده ميشود، رابطه مثبت معناداري بين توكل بر خدا و تمام سطوح عزت نفس دانشآموزان وجود دارد (٠١/٠>p). بنابراين، فرضيه اول پژوهش تأييد ميشود. به عبارت ديگر، با افزايش توكل بر خدا، عزت نفس دانشآموزان نيز افزايش يافته است. بيشترين ميزان همبستگي بين توكل بر خدا و عزت نفس عمومي مشاهده ميشود (٤١/٠=r). اما رابطه معناداري بين توكل بر خدا و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان مشاهده نشده است (٥٣٧/٠=p، ٠٣٥/٠=r). بنابراين، فرضيه دوم پژوهش، تأييد نميشود. اين در حالي است كه رابطه مثبت و معناداري بين سه سطح از عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان وجود داشته است (٠١/٠>p)؛ به اين معنا كه با افزايش نمرههاي عزت نفس خانوادگي، تحصيلي و عمومي دانشآموزان، پيشرفت تحصيلي آنها نيز افزايش يافته است. در نتيجه، فرضيه سوم پژوهش، تأييد ميشود.
با توجه به نتايج به دست آمده كه نشان ميدهد رابطه مثبت و معناداري بين پيشرفت تحصيلي و عزتنفس، و همچنين بين توكل بر خدا و عزتنفس وجود دارد، اما رابطه معناداري بين توكل بر خدا و پيشرفت تحصيلي وجود ندارد، به نظر ميآيد كه رابطه بين اين سه متغير به صورت نمودار زير باشد:
توكل بر خدا
عزت نفس
پيشرفت تحصيلي
به منظور بررسي صحت مدل پيشنهادي از روش تحليل مسير با به كارگيري نرمافزار آموس ١٦ استفاده شده است. نتايج اين تحليل نشان ميدهد كه ميزان تأثير متغير توكل بر خدا بر عزت نفس ١٥/٠ است. به بيان ديگر، با افزايش توكل بر خدا، عزتنفس دانشآموزان افزايش مييابد. اما ميزان تأثير عزتنفس بر پيشرفت تحصيلي ٠٥/٠ است؛ يعني تنها ٥ درصد از تغييرات در معدل دانشآموزان تحت تأثير عزتنفس قرار دارد.
به منظور بررسي تفاوت نمرههاي توكل بر خدا و عزت نفس دانش آموزان با رشتههاي تحصيلي مختلف، از آزمون تحليل واريانس استفاده شده است. نتايج اين آزمون نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين نمرههاي توكل بر خدا و همچنين سطوح مختلف عزت نفس در بين رشتههاي تحصيلي مختلف، وجود ندارد (٠٥/٠<p). بنا براين، فرضيههاي چهارم و پنجم پژوهش، تأييد قرار نميشود.
نتيجهگيرينتايج حاصل از تحليل دادههاي اين پژوهش نشان ميدهد كه رابطه مثبت و معناداري بين توكل بر خدا و عزت نفس دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان يزد وجود دارد؛ اين بدان معناست كه، هرچه نمرههاي توكل افراد بالاتر باشد، نمرههاي عزت نفس آنها نيز بيشتر است. همچنين رابطه مثبت و معناداري بين پيشرفت تحصيلي و عزت نفس تحصيلي، خانوادگي و عمومي وجود دارد. يافتههاي حاصل از تحقيق حاضر در اين زمينه، با نتايج تعدادي از تحقيقات انجام شده همسو وهماهنگ است.
در مطالعهاي كه با هدف بررسي رابطه بين توكل بر خدا و عزت نفس انجام گرفت، ١٥٥ دانشجو به وسيله روش نمونهگيري خوشهاي از مؤسسه آموزش و پژوهشي شهر قم انتخاب شده و پرسشنامههاي توكل بر خدا و عزت نفس كوپر اسميت را تكميل نمودهاند. آناليز دادهها نشان ميدهد كه توكل بر خدا همبستگي معناداري با عزت نفس دارد (٠٥/٠>p).[٥٣]
در مطالعه ديگري كه به منظور بررسي رابطه بين عزت نفس و دينداري در دانشآموزان ١٣ ـ ١٥ سال در مدارس عادي و كاتوليك كشور كانادا انجام گرفته، پرسشنامههاي عزت نفس و شركت در مراسم مذهبي توسط ٤١٠ دانش آموز از مدارس عادي و ٤٩٤ دانش آموز از مدارس كاتوليك تكميل شده است. نتايج نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين نمرههاي عزت نفس در مدارس عادي و كاتوليك وجود ندارد. اما ميزان عزت نفس ارتباط معناداري با شركت در مراسم مذهبي داشته است.[٥٤] همچنين يافتههاي تحقيقي كه توسط بهرامياحسان به منظور بررسي روابط بين جهتگيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود انجام گرفته، با يافتههاي حاصل از تحقيق حاضر همخواني دارد. در اين مطالعه، شصت دانشجو از دانشگاه تهران انتخاب شدهاند. براي بررسي متغيرهاي جهتگيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود، به ترتيب از مقياس جهتگيري مذهبي، سياهه حالت ـ رگه اضطراب اشپيلبرگر و سياهه حرمت خود كوپر اسميت مورد استفاده شده است. نتايج به دست آمده نشان ميدهد كه جهتگيري مذهبي، رابطهاي مثبت با حرمت خود دارد.[٥٥]
پژوهش ديگري به منظور بررسي رابطه بين سه متغير گرايش ديني، عزت نفس و خودكارآمدي در بين دانشآموزان سال دوم دبيرستان شهر تبريز انجام گرفته است. نتايج اين پژوهش نيز نشان ميدهد كه رابطه مثبت و معناداري بين گرايش ديني و عزت نفس وجود دارد؛ به اين معنا كه هر قدر گرايش ديني در دانشآموزان بالا باشد، عزت نفس نيز بالا خواهد بود. رابطه بين گرايش ديني و خودكارآمدي نيز مثبت و معنادار بوده است؛ بدين معنا كه هر قدر گرايش ديني دانشآموزان در سطح بالاتري باشد، ميزان خودكارآمدي آنان نيز بالاتر خواهد بود.[٥٦]
همينطور مطالعهاي كه با هدف بررسي رابطه بين افسردگي و سطح توكل بر خدا در دانشجويان شهر بيرجند انجام گرفته است، چهارصد نفر از دانشجويان توسط پرسشنامه افسردگي بك و پرسشنامه استاندارد توكل بررسي شدهاند. نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه بين ميزان افسردگي و سطح توكل دانشجويان ارتباط معناداري وجود داشته، به طوري كه هر چه ميزان توكل دانشجويان بيشتر بوده از نمرههاي افسردگي كاسته ميشده است.[٥٧] در پژوهش ديگري نيز كه با هدف بررسي رابطه بين دينداري با اختلالات رواني دانشجويان انجام گرفته است، ١٧٩ دانشجو با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي انتخاب شدهاند و پرسشنامههاي دينداري و سلامت روان را تكميل كردهاند. نتايج آزمون همبستگي نشان ميدهد كه روابط معناداري بين دينداري و اختلالات رواني وجود دارد.[٥٨]
در مجموع، اين يافتهها تأييد كننده اين مسئله است كه افرادي كه سطوح بالاتري از توكل و اعتقادات مذهبي دارند از نظر متغيرهاي مختلف روانشناختي در وضعيت بهتري قرار دارند. همانطور كه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: "ذكر خدا آرامبخش و شفا دهنده دلهاي شماست"[٥٩]، افرادي كه توكل بالاتري دارند از عزت نفس بالاتري نيز بهرهمندند. در جاي ديگر خداوند ميفرمايد: « هر كس بر خداوند توكل نمايد خدا او را كفايت ميكند».(طلاق: ٣) توكل بر خدا، بر آن منبع فنا ناپذير قدرت و توانايي، سبب افزايش مقاومت انسان در برابر مشكلات و حوادث سخت زندگي است، از اين رو اشخاص متوكل، اعتماد به نفس بيشتري براي اقدام و كار داشته، خسته نميشوند و از راهي كه ميروند باز نميگردند و كوتاه نميآيند.[٦٠]
امام جواد(ع) نيز ميفرمايد: «عزت مؤمن در بينيازي او از مردم است.»[٦١] البته اين سخن به معناي بينيازي انسانها از يكديگر نيست، بلكه نشاندهنده آن است كه آدمي در روابط اجتماعي و رفع نيازها، همواره بايد حفظ عزت نفس خود را در نظر داشته باشد. به بيان ديگر، عزت نفس به معناي بينيازي كامل از خلق خدا نيست، چرا كه خداوند انسان را موجودي اجتماعي آفريده كه به تنهايي و بدون كمك همنوعان، قادر به رفع همه نيازهاي مادي خود نيست و در سايه جامعه بايد ادامه حيات دهد. اگر آدمي به لطف پروردگار خويش اميدوار بوده و به او توكل كند، هرگز براي رفع نياز سراغ غير خدا نميرود، بلكه مخلوقات را فقط وسيله برآورده شدن نيازها ميشمارد و حلاّل اصلي مشكلات خود را خداوند ميانگارد؛ بدين معنا كه ابتدا با دعا و توكل عرض حاجت به خدا ميكند، آنگاه به خلق خدا روي ميآورد، در نتيجه، عزت نفس خود را حفظ ميكند.
همچنين پژوهش حاضر رابطه مثبت معناداري بين پيشرفت تحصيلي و عزت نفس دانشآموزان دختر مقطع متوسطه نشان ميدهد. در تحقيقي كه توسط سيد داوود حسينينسب و حسين وجدانپرست روي ٤٩٧ دانشجوي علوم پايه و علوم انساني مراكز تربيت معلم انجام شده، نشان ميدهد كه رابطه معناداري بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشجويان مراكز تربيت معلم وجود دارد. اين نتيجه با يافتههاي حاصل از تحقيق حاضر در اين زمينه، همسو و هماهنگ است.[٦٢]
در پژوهشي كه بيابانگرد در سال ١٣٨٤ به منظور بررسي رابطه ميان عزت نفس، انگيزه پيشرفت، و پيشرفت تحصيلي در دانشآموزان سال سوم دبيرستانهاي تهران انجام داده، ٨٥٦ دانشآموز را از مناطق ١، ٨، ١٢، و ١٧ آموزش و پرورش شهر تهران با روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي انتخاب كرده است. آزمودنيها به پرسشنامههاي عزت نفس آيزنك و انگيزه پيشرفت هرمنس پاسخ دادهاند و ميانگين نيم سال درسي گذشته آنها، نمره پيشرفت تحصيلي آنان دانسته شده است. پس از گردآوري دادهها، بررسي آنها با روشهاي آماري توصيفي و استنباطي نشان ميدهد كه همبستگي معناداري ميان عزت نفس، انگيزه پيشرفت، و پيشرفت تحصيلي، ميان عزت نفس و انگيزه پيشرفت، ميان عزت نفس و پيشرفت تحصيلي، و ميان انگيزه پيشرفت و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان وجود دارد.[٦٣]
پورشافعي همبستگي معناداري بين ميزان عزت نفس و پيشرفت تحصيلي به دست آورده است، اما تفاوت معناداري بين ميزان عزت نفس دانشآموزان دختر و پسر مشاهده نكرده است.[٦٤] همچنين ترخان به اين نتيجه رسيده است كه عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان تيزهوش، از عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشآموزان عادي بالاتر است.[٦٥]
در مطالعه حاضر، رابطه معناداري بين پيشرفت تحصيلي و توكل بر خدا يافت نشده است. همچنين هيچگونه تفاوت معناداري بين رشتههاي تحصيلي از نظر سطوح عزت نفس و توكل بر خدا وجود نداشته است. پژوهش مشابهي با هدف تعيين همبستگي عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشجويان دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي تهران انجام شده است. اين پژوهش از نوع مطالعات همبستگي بوده است. كليه دانشجويان مقطع كارشناسي توانبخشي در رشتههاي كاردرماني، فيزيوتراپي و گفتاردرماني دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي تهران (٨٨ نفر) شركت داشتهاند. عزت نفس دانشجويان با آزمون ٥٨ گزينهاي كوپر اسميت اندازهگيري و رابطه آن با نمرههاي پايان ترم دانشجويان بررسي شده است. ضريب همبستگي پيرسون رابطه معناداري بين عزت نفس و وضعيت تحصيلي دانشجويان توانبخشي نشان ميدهد (٣٦/٠=r)، ولي پيشرفت تحصيلي با رشته و ترم تحصيلي و جنسيت و وضعيت تأهل و محل زندگي ارتباط نداشته است.[٦٦]
اين يافتهها نشان ميدهد كه تنها وجود توكل بر خدا نميتواند با پيشرفت تحصيلي ارتباط داشته باشد، چرا كه وجود متغيرهاي ديگر، از جمله مطالعه، عزت نفس، وجود شرايط عاطفي، اقتصادي و اجتماعي خانواده و بسياري از عوامل ديگر با پيشرفت تحصيلي ارتباط دارند. همچنين نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه توكل بر خدا با رشته تحصيلي ارتباطي ندارد، چرا كه در واقع، رشته تحصيلي فرد به تنهايي نميتواند نشاندهنده وضعيت مذهبي فرد و توكل او بر خدا باشد.
منابعانصاري جابري، علي و همكاران، «تأثير روزه رمضان بر عزت نفس دانشجويان دانشكده پرستاري و مامايي و پيراپزشكي دانشگاه علوم پزشكي رفسنجان»، انديشه و رفتار، ش ٢٥ و ٢٦، تابستان و پاييز ١٣٨٠، ص ٦٧-٦٣.
باقرزاده، فضلا... و همكاران، «بررسي اثر برد و باخت و جهتگيري هدفي بر ميزان عزت نفس در فوتباليستهاي ليگ كشور»، حركت، ش ٢٣، بهار ١٣٨٤، ص ٥٠-٤١.
براندن، ناتانيل، روانشناسي عزت نفس، ترجمه: مهدي قراچهداغي، چ پنجم، تهران، نخستين، ١٣٨٥.
بهرامياحسان، هادي، «رابطه بين جهتگيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود»، مجله روانشناسي ٢٤، ش ٦، زمستان ١٣٨١، ص ٣٤٧-٣٣٦.
بهرامي چگيني، ذبيحالله، «بررسي رابطه بين دينداري با اختلالات رواني دانشجويان دانشگاه آزاد خرمآباد»، روانشناسي و دين، ش ١٠، تابستان ١٣٨٩، ص ١٠٢-٩١.
بيابانگرد، اسماعيل، «رابطة ميان عزت نفس، انگيزه پيشرفت و پيشرفت تحصيلي در دانشآموزان سال سوم دبيرستانهاي تهران»، مطالعات روانشناختي، ش ٤ و ٥، پاييز و زمستان ١٣٨٤، ص ١٤٤-١٣١.
جمعي از نويسندگان، «دين و دينداري در عصر حاضر»، مجموعه سخنرانيها و مقالات دومين و سومين همايش نيايش، چ اول، تهران، دانشگاه امام حسين (ع)، مركز آموزش و پژوهش علوم اسلامي، مؤسسه چاپ و انتشارات، ١٣٨١.
جوانبخت، مريم و همكاران، «بررسي تأثير روزهداري در ماه رمضان بر عزت نفس و سلامت رواني دانشجويان»، اصول بهداشت رواني، ش ٤٤، زمستان ١٣٨٨، ص ٢٧٣-٢٦٦.
حبيبوند، علي مراد، «رابطه جهتگيري مذهبي و اختلالات رواني با پيشرفت تحصيلي»، روانشناسي و دين، ش ٣، پاييز ١٣٨٧، ص ٩٣-٧٩.
حسيني، محمدعلي و همكاران، «همبستگي عزت نفس و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان توانبخشي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي تهران»، آموزش در علوم پزشكي، ش ١٧، بهار ١٣٨٦، ص ١٤٢-١٣٧.
حسينينسب، داوود، وجدانپرست، حسين، «بررسي رابطه عزت نفس با پيشرفت تحصيلي دانشجويان علوم پايه و علوم انساني مراكز تربيت معلم»، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني تبريز، ش ٤٥، تابستان و پاييز ١٣٨١، ص ١٢٦-١٠١.
ديلمي، احمد، آذربايجاني، مسعود، اخلاق اسلامي، چ سي و هشتم، قم، دفتر نشر معارف، ١٣٨٤.
راثي، مهدي، «بررسي رابطه گرايش ديني با عزت نفس و خودكارآمدي در بين دانشآموزان سال دوم دبيرستان شهر تبريز در سال تحصيلي ٨١-٨٠»، پاياننامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه تبريز، ١٣٨٢.
رفيعيهنر، حميد، جانبزرگي، مسعود، «رابطه جهتگيري مذهبي و خودمهارگري»، روانشناسي و دين، ش ٩، بهار ١٣٨٩، ص ٤٢-٣١.
شاملي، نصرا...، بنائيان اصفهاني، علي، «تبيين ميدان معناشناسي واژه "توكل" در نهج البلاغه»، فصلنامه علوم اسلامي، ش ١٥، پاييز ١٣٨٨، ص ٢٠-١.
شهني ييلاق، منيجه و همكاران، «بررسي شيوع کودکآزاري و پيشبيني اين متغير از طريق سلامت عمومي والدين، سازگاري، عزت نفس و عملکرد تحصيلي دانشآموز و متغيرهاي جمعيتشناختي در دانشآموزان دختر آزارديده و عادي دوره راهنمايي شهر اهواز»، مجله علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، ش ١٤، بهار و تابستان ١٣٨٦، ص ١٩٤-١٦٧.
كارنگي، ديل، آيين زندگي، ترجمه: جهانگير افخمي، چ سوم، تهران، انتشارات ارمغان، ١٣٨٥.
کارنگي، ديل، آيين زندگي: چگونه اضطراب و نگراني را از خود دور كرده و زندگي آرامي آغاز كنيم، ترجمه: سوسن اردكاني، چ دوم، تهران، بدرقه جاويدان، ١٣٨٥.
كاظميان مقدم، كبري، مهرابيزاده هنرمند، مهناز، «بررسي رابطه نگرش مذهبي با شادكامي و سلامت رواني دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان»، روانشناسي و دين، ش ٨، زمستان ١٣٨٨، ص ١٧٤-١٥٧.
گيج، نيت ال، برلاينر، ديويد سي، روانشناسي تربيتي، ترجمه: غلامرضا خوينژاد، چ دوم، تهران، انتشارات حكيم فردوسي، ١٣٧٤.
مجديان، محمد و همكاران، «بازخورد مذهبي، حرمت خود و مسند مهارگري»، روانشناسي تحولي: روانشناسان ايراني، ش ٢٢، زمستان ١٣٨٨، ص ١٥٧-١٥١.
مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، بيروت، مؤسسهالوفاء، ١٤٠٤ ق.
محتشمي، محمد، نقش ايمان در تكامل انسان، چ اول، بوشهر، شروع، ١٣٨٦.
ميري، محمدرضا و همكاران، «بررسي رابطه افسردگي و سطح توكل بر خدا در دانشجويان شهر بيرجند»، مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي بيرجند، ش ٣٣، زمستان ١٣٨٦، ص ٥٨-٥٢.
نجاتي، محمدعثمان، قرآن و روانشناسي، ترجمه: عباس عرب، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، ١٣٦٧.
نجاتيان، رضا، «بررسي رابطه توكل بر خدا و سطح اضطراب در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي بيرجند در سال ١٣٨٥»، پاياننامه پزشكي عمومي، دانشگاه علوم پزشكي بيرجند، ١٣٨٥.
نصر، سيدحسين، اسلام: مذهب، تاريخ و تمدن، ترجمه: عباس گيلوري، چ اول، تهران، روزبهان، ١٣٨٥.
نظري، ايمان، حسينپور، محمد، «اثربخشي مهارتهاي اجتماعي بر اضطراب و عزت نفس دانشآموزان دختر دبيرستان باغملك»، يافتههاي نو در روانشناسي، ش ٢، بهار ١٣٨٧، ص ١١٦-٩٥.
يوآخيم، واخ، جامعهشناسي دين، ترجمه: جمشيد آزادگان، تهران، سمت، ١٣٨٢.
Allport, G. W., Ross, G. M., "Personal religious and prejudice", Journal of Personality and Social Psychology, v ٥, ١٩٦٧, p ٤٣٢-٤٤٣.
Bagley, C., Mallick, K., "Self- esteem and religiosity: Comparison of ١٣ to ١٥ year old students in catholic and public junior high school", Canadian Journal of Education,v ٢٢(١), p ٨٩-٩٢.
Beti- Hallahme, B., Argyle, M., The Psychology of Religious Behavior, Belief and Experience, New York, Routledge, ١٩٩٧.
Coopersmith, S., "A Method for determining types of self-steem", Journal of Abnormal Psychology, v ١, ١٩٥٩, ٨٧-٩٤.
Cristillo, L., "Religiosity, education and civic belonging: Muslim youth in New York City Public Schools", Presented at the Muslim Youth in NYC Public Schools Conference, Teachers College, Columbia University, ٢٠٠٨.
Ghobari, B., Shojaei, M., Relationship between Reliance on God and Self-Esteem, Beijing Congress, ٢٠٠٤.
Jensen- Campbell, L. A. et al., "Agreeableness, conscientiousness and effortful control Processes", Journal of Research in Personality, v ٣٦, ٢٠٠٢, p ٤٧٦-٤٨٩.
Maddi, R. S., Personality Theories, Third Edition, Belmont, Dorsey press, ١٩٧٦.
Maltby, J., Day, L., "Depressive symptoms and religious orientation: examining the relationship between religiosity and depression within the context of other correlates of depression", Personality and individual Differences, v ٢٨(٢), ٢٠٠٠, p ٣٨٣-٣٩٣.
Maton, K. I., "The Stress-buffering role of spiritual support: Cross-sectional and prospective investigation", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٢٨, ١٩٨٩, p ٣١٠-٣٢٣.
Buhrmester, M. D. et al., "Implicit self-esteem: Nature, Measurment, and New way forward", Journal of personality and social psychology, v ١٠٠(٢), ٢٠١١, p ٣٦٥-٣٨٥.
McCullough M. E., Willoughby, L. B., "Brian, Religion, Self- Regulation, and Self- Control: Associations, Explanations, and Implications", Psychological Bulletin, v ١٣٥(١), ٢٠٠٩, p ٦٩-٩٣.
Morris, M. O., Lee. M. F., "Academics Self-esteem and perceived validity grades a test of Self-verification Theory", The Journal of Contemporary Educational Psychology, v ١٨, ١٩٩٣, p ٤١٤-٤٢٦.
Myers, D. G., "The funds, friends, and faith of happy people", American Psychologist, v ٥٥(١), ٢٠٠٠, p ٥٦-٦٧.
Pargament, K. et al., "Patterns of Positive and Negative religious coping with major life stressors", Journal for the Scientific of Religion, ١٩٩٨, v ٣٧(٤), p ٧١٠-٧٢٤.
Rew, L., Wong, J., "A systematic review of associations among religiosity/spirituality and adolescent health attitudes and behaviors", Journal of Adolescent Health, v ٣٨, ٢٠٠٦, p ٤٣٣-٤٤٢.
Schreiber, E. H., Scheiber, K. N., "Using relaxation techniques and positive self-esteem to improve academic achievement of college students", Psychological, Reports, v ٧٦(٣), ١٩٩٥, p ٩٢٩-٩٣٠.
Vaillat, G. & et al., "The natural history of male mental health: Health and religious involvement", Journal of Social Science & Medicine, v ٦٦, ٢٠٠٨, p ٢٢١-٢٣١.
Walsh, F., Spirituality in Family Therapy, London, Guilford Press, ٢٠٠٩, p ٥-٢٠.
Yong, D., Rebecca, F., "Religion and adolescent self-esteem: Youth ministry experts comment", From Science and Religion Information Service, ٢٠٠٨
* استاديار گروه روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه يزد [email protected]
دريافت: ٨/٦/١٣٩٠ ـ پذيرش: ١١/٨/١٣٩٠
[١]. ديل کارنگي، آيين زندگي، ترجمه: جهانگير افخمي، ص ١٨١.
[٢]. کبري کاظميان مقدم و مهناز مهرابيزاده هنرمند، «بررسي رابطه نگرش مذهبي با شادکامي و سلامت رواني دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان»، روانشناسي و دين، ش ٨، ص ١٥٨.
[٣]. محمد محتشمي، نقش ايمان در تکامل انسان، ص ١٣٣.
[٤]. محمد عثمان نجاتي، قرآن و روانشناسي، ترجمه: عباس عرب، ص ٣٣٦.
[٥]. William James
[٦]. ديل کارنگي، آيين زندگي: چگونه اضطراب و نگراني را از خود دور كرده و زندگي آرامي آغاز كنيم، ترجمه: سوسن اردكاني، ص ٣١.
[٧]. عليمراد حبيبوند، «رابطه جهتگيري مذهبي و اختلالات رواني با پيشرفت تحصيلي»، روانشناسي و دين، ش ٣، ص ٧.
[٨]. آل عمران: ١٧٣
[٩]. نصرا... شاملي و علي بنائيان اصفهاني، «تبيين ميدان معناشناسي واژه "توکل" در نهج البلاغه»، فصلنامه علوم اسلامي، ص ١٢.
[١٠]. سيد حسين نصر، اسلام: مذهب، تاريخ و تمدن، ترجمه: عباس گيلوري، ص ٣١.
[١١]. F. Walsh, Spirituality in Family Therapy, Guilford Press, p ١٥.
[١٢]. واخ يوآخيم، جامعهشناسي دين، ترجمه: جمشيد آزادگان، ص ١٠٥.
[١٣]. G. Vaillat et al., "The natural history of male mental health: Health and religious involvement", Journal of Social Science & Medicine, v ٦٦, p ٢٢١.
[١٤]. منافقون: ٨٠
[١٥]. احمد ديلمي و مسعود آذربايجاني، اخلاق اسلامي، ص ١٣٥.
[١٦]. جمعي از نويسندگان، «دين و دينداري در عصر حاضر»، مجموعه سخنرانيها و مقالات دومين و سومين همايش نيايش، ص ١٥٣.
[١٧]. حميد رفيعيهنر و مسعود جانبزرگي، «رابطه جهتگيري مذهبي و خودمهارگري»، روانشناسي و دين، ش ٩، ص ٣٢.
[١٨]. E. M. McCullough & L. B. Willoughby, "Brian, Religion, Self- Regulation, and Self- Control: Associations, Explanations, and Implications", Psychological Bulletin, v ١٣٥, p ٨٦.
[١٩]. D. G. Myers, "The funds, friends, and faith of happy people", American Psychologist, v ٥٥, p ٥٦.
[٢٠]. K. Pargament et al., "Patterns of Positive and Negative religious coping with major life stressors", Journal for the Scientific of Religion, v ٣٧(٤), p ٧١٠.
[٢١]. E. M. McCullough & L. B. Willoughby, "Brian, Religion, Self- Regulation, and Self- Control: Associations, Explanations, and Implications", Psychological Bulletin, v ١٣٥, p ٨٦.
[٢٢]. L. A. Jensen- Campbell et al., "Agreeableness, conscientiousness and effortful control Processes", Journal of Research in Personality, v ٣٦, p ٤٧٦.
[٢٣]. B. Beti- Hallahme & M. Argyle, The Psychology of Religious Behavior, Belief and Experience, p ١٤٩.
[٢٤]. Ibid
[٢٥]. کبري کاظميان مقدم و مهناز مهرابيزاده هنرمند، «مقايسه نگرش مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان»، روانشناسي و دين، ش ٨، ص ١٧٥.
[٢٦]. مريم جوانبخت و همكاران، «بررسي تأثير روزهداري در ماه رمضان بر عزت نفس و سلامت رواني دانشجويان»، اصول بهداشت رواني، ش ٤(١١)، ص ٢٦٨.
[٢٧]. Self-Esteem
[٢٨]. فضلا... باقرزاده و همكاران، «بررسي اثر برد و باخت و جهتگيري هدفي بر ميزان عزتنفس در فوتباليستهاي ليگ کشور»، حرکت، ش ٢٣، ص ٤٢.
[٢٩]. علي انصاري جابري و همكاران، «تأثير روزه رمضان بر عزتنفس دانشجويان دانشکده پرستاري و مامايي و پيراپزشکي دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان»، انديشه و رفتار، ش ٢٥ و ٢٦، ص ٦٣ و ٦٤.
[٣٠]. نيت ال گيج و ديويد سي برلاينر، روانشناسي تربيتي، ترجمه: غلامرضا خوينژاد، ص ٢٤٥.
[٣١]. Maslow
[٣٢]. R.S. Maddi, Personality Theories, p ٢٧٣.
[٣٣]. ناتانيل براندن، روانشناسي عزتنفس، ترجمه: مهدي قراچهداغي، ص ٥١.
[٣٤]. M. D. Buhrmester et al., "Implicit self-esteem: Nature, Measurment, and New way forward", Journal of Personality and Social Psychology, v ١٠٠, p ٣٦٥.
[٣٥]. J. Maltby & L. Day, "Depressive symptoms and religious orientation: examining the relationship between religiosity and depression within the context of other correlates of depression", Personality and Individual Differences, v ٢٨, p ٣٨٣.
[٣٦]. L. Cristillo, "Religiosity, education and civic belonging: Muslim youth in New York City Public Schools", Presented at the Muslim Youth in NYC Public Schools Conference, Teachers College, Columbia University, p ٦.
[٣٧]. K. I. Maton, "The Stress-buffering role of spiritual support: Cross-sectional and prospective investigation", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٢٨, p ٣١٠.
[٣٨]. هادي بهرامياحسان، «رابطه بين جهتگيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود»، مجله روانشناسي ٢٤، ش ٤(٦)، ص ٣٤٣.
[٣٩]. S. Olaoire, "An experimental study of the effects of distant, intercessory prayer on self-esteem, anxiety, and depression", Alter the Health Med, v ٣, p ٣٨.
[٤٠]. C. Bagley & K. Mallick, "Self- esteem and religiosity: Comparison of ١٣ to ١٥ year old students in catholic and public junior high school", Canadian Journal of Education, v ٢٢, p ٨٩.
[٤١]. به نقل از اسماعيل بيابانگرد، «رابطة ميان عزتنفس، انگيزه پيشرفت، و پيشرفت تحصيلي در دانشآموزان سال سوم دبيرستآنهاي تهران»، مطالعات روانشناختي، ش ٤ و ٥، ص١٣٣.
[٤٢]. S. Coopersmith, "A Method for determining types of self esteem", Journal of Abnormal Psychology, v ٥٩, p ٩١.
[٤٣]. داوود حسينينسب، و حسين وجدانپرست، «بررسي رابطه عزتنفس با پيشرفت تحصيلي دانشجويان علوم پايه و علوم انساني مراکز تربيت معلم»، نشريه دانشکده ادبيات و علوم انساني تبريز، ش ٤٥(١٨٤-١٨٣)، ص ١٠٦.
[٤٤]. M. O. Morris & M. F. Lee, "Academics Self-esteem and perceived validity grades a test of Self-verification Theory", The Journal of contemporary Educational Psychology, v ١٨, p ٤١٤.
[٤٥]. داوود حسينينسب و حسين وجدانپرست، همان، ص ١٠٣.
[٤٦]. E. H. Schreiber & K. N. scheiber, "Using relaxation techniques and positive self-esteem to improve academic achievement of college students", Psychological Reports, v ٧٦, p ٩٢٩-٩٣٠.
[٤٧]. رضا نجاتيان، «بررسي رابطه توکل بر خدا و سطح اضطراب در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي بيرجند در سال ١٣٨٥»، پاياننامه پزشکي عمومي، دانشگاه علوم پزشکي بيرجند. ص ٥٦.
[٤٨]. محمدرضا ميري و همكاران، «بررسي رابطه افسردگي و سطح توکل بر خدا در دانشجويان شهر بيرجند»، مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي بيرجند، ش ٣٣، ص ٥٤.
[٤٩]. هادي بهرامياحسان همان، ص ٣٤١.
[٥٠]. ايمان نظري و محمد حسينپور، «اثربخشي مهارتهاي اجتماعي بر اضطراب و عزتنفس دانشآموزان دختر دبيرستان باغملک»، يافتههاي نو در روانشناسي، ش ٦، ص٩٩.
[٥١]. محمد مجديان و همكاران، «بازخورد مذهبي، حرمت خود و مسند مهارگري»، روانشناسي تحولي: روانشناسان ايراني، ش ٢٢(٦)، ص ١٥٣.
[٥٢]. منيجه شهني ييلاق و همكاران، «بررسي شيوع کودکآزاري و پيشبيني اين متغير از طريق سلامت عمومي والدين، سازگاري، عزت نفس و عملکرد تحصيلي دانشآموز و متغيرهاي جمعيتشناختي در دانشآموزان دختر آزارديده و عادي دوره راهنمايي شهر اهواز»، مجله علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، ش ١٤(١و٢)، ص ١٧٥-١٧٤.
[٥٣]. B. Ghobari & M. Shojaei, "Relationship between Reliance on God and Self-Esteem", Beijing Congress, p ٣٠٢.
[٥٤]. C. Bagley & K. Mallick, "Self- esteem and religiosity: Comparison of ١٣ to ١٥ year old students in catholic and public junior high school", Canadian Journal of Education, v ٢٢, p ٨٩.
[٥٥]. هادي بهرامياحسان، همان، ص ٣٤١.
[٥٦]. مهدي راثي، «بررسي رابطه گرايش ديني با عزتنفس و خودکارآمدي در بين دانشآموزان سال دوم دبيرستان شهر تبريز در سال تحصيلي ٨١-٨٠»، پاياننامه کارشناسي ارشد روانشناسي، دانشگاه تبريز، ص ٣٨.
[٥٧]. محمدرضا ميري و همكاران، همان، ص ٥٢.
[٥٨]. ذبيحالله بهرامي چگيني، «بررسي رابطه بين دينداري با اختلالات رواني دانشجويان دانشگاه آزاد خرمآباد»، روانشناسي و دين، ش ١٠، ص ١٠٢.
[٥٩]. رعد: ٢٨
[٦٠]. اعراف: ٨٨ و ٨٩
[٦١]. محمدباقر مجلسي، بحارالأنوار، ج٧٥، ص ١٠٩، ح١٢.
[٦٢]. داوود حسينينسب، و حسين وجدانپرست، همان، ص ١٠٢.
[٦٣]. اسماعيل بيابانگرد، «رابطة ميان عزتنفس، انگيزه پيشرفت، و پيشرفت تحصيلي در دانشآموزان سال سوم دبيرستانهاي تهران»، مطالعات روانشناختي، ش ٤ و ٥، ص ١٣١.
[٦٤]. به نقل از داوود حسينينسب، و حسين وجدانپرست، همان، ص ١٠٨.
[٦٥]. همان، ص ١٠٨.
[٦٦]. محمدعلي حسيني و همكاران، «همبستگي عزتنفس و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان توانبخشي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي تهران»، آموزش در علوم پزشکي، ش ١٧، ص ١٣٧.