نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - رابطه آخرتنگري با سلامت در دانشجويان دانشگاه تهران و طلاب علوم ديني حوزه علميه قم
سال چهارم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٠، ص ٤٥ ـ ٦٢
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.٢, Summer ٢٠١١
ابوالفضل ابراهيمي*/ هادي بهرامياحسان**
چکيده
هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه آخرتنگري با سلامت است. با توجه به هدف پژوهش، ٢٥٩ نفر از طلاب حوزه علميه قم و دانشجويان دانشگاه تهران انتخاب شده و دو مقياس آخرتنگري و مقياس چهار بعدي سنجش سلامت اجرا گرديد. دادهها به کمک روشهاي آمار توصيفي (فراواني، ميانگين و انحراف استاندارد) و آمار استنباطي (آزمون معناداري ضريب همبستگي پيرسون و آزمون ضريب رگرسيون) تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان ميدهد که همبستگي مثبت و معناداري بين نمره کل مقياس آخرتنگري با نمره کل مقياس سلامت، و نيز بين نمره کل آخرتنگري با زيرمقياس سلامت روان، وجود دارد. به نظر ميرسد آخرتنگري بهعنوان جهتگيري فرد در پذيرش زندگي پس از مرگ و تلاش براي فراهمسازي مقدمات براي اين زندگي منطبق با دستورات الهي، در همين دنيا در تمام ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي پيامدهاي مثبتي داشته و کارکردهاي مطلوبتر اين ابعاد را فراهم ميسازد.
کليد واژهها: سلامت، سلامت روان، آخرتنگري و رويکرد چند وجهي.
مقدمه
موضوع سلامت در همه دوران زندگي بشري از مسائل مطرح بوده، چرا که يکي از پايههاي اصلي زندگي مطلوب انساني، سلامت است. هرچند از ديدگاه اسلام هدف نهايي براي انسان سعادت اخروي است، ولي همين زندگي دنيوي، بستر تحقق اين هدف است و هيچ راهي غير از اين براي رسيدن به آن هدف عالي وجود ندارد. بر اين اساس، اگر زندگي اين دنيا بستر تکامل و مقدمه آخرت باشد، سلامت انسانها هم شرط اين تکامل خواهد بود و از همين جاست که در منابع ديني نيز سلامت، برترين نعمتها[١] دانسته شده است.
رويکردهاي اوليه به سلامت عمدتاً سلامت جسماني را مد نظر داشته، از اينرو بررسيهاي روانشناختي و ديني در آنها جايگاه کمتري را به خود اختصاص داده است. البته در سالهاي اخير، موضوع سلامت در گسترهاي وسيعتر بررسي شده و روانشناسان و متخصصان به ابعاد مختلفي از سلامت توجه كردهاند. جورج انگل[٢] مدل زيستي- رواني- اجتماعي[٣] را مدلي کلنگر و جايگزين مدلهاي زيستي-پزشکي[٤] کاهشگرا[٥] در دوره خود ارائه كرد[٦]. اين مدل از اين بحث ميکند که بيماري و سلامت، نتيجه تعامل بين جنبههاي زيستشناختي، روانشناختي و اجتماعي است.
کارآمدي اين نظريه را پژوهشهاي متعددي تأييد کردهاند. هرچند با افزايش شواهد در تأثير دين و معنويت بر رفتار سالم، نشانگان جسماني و هيجاني و کيفيت زندگي، اونارکر[٧] و استرلينگ[٨] پيشنهاد کردند که مدل انگل نيازمند يک بازنگري است تا جنبه معنوي نيز به آن اضافه شود. اين رويکرد به ساخت پرسشنامه سنجش سلامت زيستي ـ رواني ـ اجتماعي ـ معنوي[٩] منجر شد.[١٠]
رويکرد جامع به سلامت به افزايش پژوهشها در حوزههاي مختلف منجر شده و در اين ميان، تحقيقات مرتبط با دين و دينداري، از جمله تأثير مذهب و سبک زندگي ديني بر سلامت، مقابلههاي مذهبي[١١]، نقش مذهب در مقابله با فشارهاي رواني و نقش مذهب در معناي زندگي افزايش بسيار چشمگيري داشته است.[١٢]
يافتههاي پژوهش ابراهيمي و ديگران (١٣٨١) نشان داده است که مذهبي بودن خانواده و داشتن زندگي توأم با ارزشهاي معنوي در مراحل رشد، رابطه معناداري با سلامت رفتاري و اجتماعي دارد.[١٣] يافتههاي لستر[١٤](١٩٩٧م) بر اين مدل صحه ميگذارد که تجارب و سبک زندگي معنوي با شاخصهاي آسيبشناسي اجتماعي در گروههاي مختلف ارتباط دارد.[١٥] در اين راستا نقش آخرتنگري به عنوان پشتوانه اجرايي بسياري از تعاليم دين، برجستهتر خواهد بود، چرا که انسان مؤمن بسياري از رفتارهاي مطلوب دين را به سبب پاداشي که در آخرت به او داده خواهد شد، انجام ميدهد، همچنانكه همين انگيزه در ترک رفتارهاي نامطلوب نيز نقش محوري دارد.
دومين موضوع عمده در حوزه تأثير دين و دينداري بر سلامت، بررسي تأثيرات ناشي از فشار روانى، هيجانات و عوامل روانى مرتبط با آنها، بر رشد اختلالهاست. فشار رواني به عنوان راهانداز هيجانهاي منفي، ترس و بيماريهاي بدني و رواني شناخته شده ميشود.[١٦] تأثيرات فشارهاى روانى و فرايندهاى روانشناختى مربوط به آنها، به طور گسترده، بررسى شده و در دو حوزه كلى، يعنى تأثيرات فشار روانى بر دستگاه قلبى ـ عروقى[١٧] و بر دستگاه ايمنى بدن[١٨] به بهترين شيوه، قابل شناسايى هستند.
به نظر ميرسد که افراد متدين و غيرمتدين ميزان فشار رواني مشابهي را تجربه ميکنند، ولي افراد متدين بهتر ميتوانند با رويدادهاي منفي زندگي و عوامل فشارزاي رواني مقابله کنند.[١٩] باورهاي مذهبي مانند يک سپر در برابر استرسهاي زندگي عمل ميکنند و از اين طريق به راهبردهاي مقابلهاي فرد کمک ميکنند. بنابراين، آخرتنگري از اين نظر نيز ميتواند در سلامت مؤثر باشد، چرا که يکي از علل بيتابي در برابر سختيها اين است که انسان بهره دنيا را بسيار زياد و مهم بشمارد که در اين صورت به سبب به دست نياوردن يا از دستدادن آن به شدت اندوهگين يا هيجان زده ميگردد. علي(ع) ميفرمايند:
تمام زهد بين دو کلمه از قرآن است که خداي سبحان فرمود: بر آنچه از دست شما رفته، حسرت نخوريد و به آنچه به شما رسيده، شادمان مباشيد. کسي که بر گذشته افسوس نخورد و بر آينده، شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعايت کرده است.[٢٠]
باور به زندگي پس از مرگ کمک ميکند تا فرد تجارب زندگي را در فضاي گستردهتري بنگرد و زندگي را بخش کوچکي از آن زندگي گسترده ببيند، از اين رو اعتقاد به زندگي پس از مرگ، معناي رنج و سختي اين جهان را تغيير داده و نيرو و مقاومت انسان را در برابر سختيها و مشکلات افزايش ميدهد، زيرا انسان مؤمن به معاد يقين دارد و ميداند که اعمال خوب و بد او در دستگاه آفرينش دقيقاًً محاسبه ميشود: «پس هر كه هموزن ذرهاى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد، و هر كه هموزن ذرهاى بدى كند، نتيجه آن را خواهد ديد»(زلزال: ٧ و ٨) و اينکه هيچ کدام بيپاداش نميماند: «خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند»(توبه: ١٢٠) و حتي اگر فردي کار خوبي کرد چندين برابر پاداش خواهد ديد: «هر كس كار نيكى بياورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر كس كار بدى بياورد جز مانند آن جزا نيابد و بر آنان ستم نرود».(انعام: ١٦٠) از طرفي انساني كه به معاد اعتقاد دارد، به امور دنيوي به اندازه ارزش آنها توجه دارد، و از آنجا که هيچ يک از سختيهاي دنيا در مقابل پاداشهاي آخرت ارزش زيادي ندارند، در صورت از دست دادن چيزي يا ابتلا به مصيبتي، راحتتر از فردي که چنين اعتقادي ندارد، سازش مييابد.
پهلوانى، دولتشاهى و واعظى (١٣٧٦)، در پژوهشي رابطه بين به كارگيرى مقابلههاى دينى و سلامت روانى را بررسى كردهاند. نتايج پژوهش آنها نشان ميدهد كه رابطه معناداري بين به كارگيرى مقابلههاى دينى و سلامت روانى وجود دارد؛ يعنى افرادى كه از مقابلههاى دينى بيشتر استفاده مىكنند سلامت روانى بيشتر، و افرادى كه از اين نوع مقابلهها كمتر استفاده مىكنند، سلامت روانى پايينترى دارند.[٢١] اسپيلکا و همکارانش (٢٠٠٣م) علاوه بر قائلشدن به نقش محوري براي مناسك و تكاليف مذهبي در دين، كنشهاي بسياري را نيز به آنها نسبت دادهاند که يکي از آنها کمک به تداوم مهار خود و جهان شخصي در زمانهاي فشار است. همچنين آنها اعتقاد دارند که مناسک و آيينهاي ديني، در افراد براي غلبه بر مشکلات، احساس توانمندي ايجاد ميكنند.[٢٢]
مكين تاش (١٩٩٢م) نقش دين را در سازگارى افراد با يك رويداد منفى زندگى بررسى كرده است. او با ١٢٤ پدر و مادرى كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانى از دست داده بودند، مصاحبه كرده و پيبرده كه متدين بودن با يافتن معنا در مرگ، ارتباط مثبتى دارد. علاوه براين، متدين بودن با افزايش سلامت روانى و كاهش ناراحتى در بين والدين طى هجده ماه پس از مرگ كودكانشان، ارتباط داشته است.[٢٣]
علاوه بر تأثير ايمان بر اعمال و رفتارهاى بهداشتى، ايمان ديني ميتواند با فراهم ساختن شالودهاى براىمعناداري زندگي، بر سلامت اثر بگذارد. ديندارى و معنويت، اين احساس اطمينان بخش را نيز فراهم ميآورد كه زندگى، منسجم، منظم و هدفمند است. پارك و فولكمن (١٩٩٧م) از اين جهان بينىهاى تلويحى يا باورهاى ضمنى نسبت به زندگى، به عنوان معنادهي کلي[٢٤] به جهان سخن به ميان مىآورند.[٢٥] همچنين التزام دينى و معنوى، ممكن است شاكله تفسيرى براى درك شرايط خاصى، مانند مصيبت و درد و رنج در اختيار بگذارند.[٢٦]
در اين راستا يکي از آثار ارزشمند ايمان و اعتقاد به معاد، نجات انسان از سردرگمي در زندگي دنياست. کساني که حيات انسان را در زندگي دنيا خلاصه ميکنند در واقع، انگيزه و تفسيري براي زندگي دنيا به جز کارهايي، چون خوردن، خوابيدن و کار کردن ندارند و به عبارتي زندگي ميکنند تا کار کنند. همين امر باعث ميشود احساس پوچي کرده و حتي در مواردي براي نجات از زندگي تکراري، و رهايي از درد و رنج و مشکلاتشان، دست به خودکشي زده و آن را بهترين راه براي پايان دادن به سختيها بدانند. اما کساني که به حيات پس از مرگ اعتقاد دارند، تلخي و مشکلات زندگي دنيا را براي رسيدن به اهداف عاليتر و حيات جاويد، با جان و دل ميپذيرند. اينان بر اين باور و اعتقادند که ثمره و محصول عبادت و بندگي را در عالم پس از مرگ دريافت خواهند کرد، از اينرو، زندگي را هدفدار، و هدف را خير و سعادت اخروي انسان ميدانند، به همين دليل زندگيشان معنا و مفهوم مييابد و از پوچي نجات مييابند، چرا كه همة وقايع و تحولات را در مسير هدفي متعالي ميبينند که ارزش والايي دارد و به تمام حرکات و رفتارهاي فرد در اين دنيا ارزش ميدهد.
با وجود آنکه درباره رابطه دينداري و سلامت و همبستههاي آن، مطالعات بسياري انجام شده، ولي از آنجا که علوم انساني بر پيشفرضهاي انسانشناختي خاصي استوارند که زير بناي تحقيقات را فراهم ميآورند، نظريههايي که در اين حوزه پيشنهاد ميشوند نيز به طور مستقيم و آگاهانه يا به طور غير مستقيم و ناآگاهانه تحت تأثير اين پيشفرضها واقع ميشوند.[٢٧] بر اين اساس، بيشتر مطالعاتي که در جوامع غربي و با گرايش مسيحي صورت گرفته است، هم از نظر ابزارهاي سنجش و هم موضوعات مطرح شده، متأثر از فرهنگ و ارزشهاي جامعه مسيحي است. دين مقدس اسلام بهعنوان تنها دين کامل و تحريف نشده، جهانبيني و انسانشناسي متفاوتي با اديان ديگر دارد، از اينرو، انجام مطالعاتي که در بردارنده چهارچوبهاي ديني از ديدگاه اسلام باشد، ميتواند افقهاي جديدي را به روي روانشناسي و به طور کل علوم انساني بگشايد.
يکي از مسائلي که در انسانشناسي مطرح است اين است که آيا انسان هويتي نامحدود دارد يا موجودي محدود و متناهي است؟ انسان شناسي اسلامي، حيات جاويدان براي آدمي قائل بوده، از اين رو مسير وغايت او را نيز نامتناهي ميداند.[٢٨] از ديدگاه دين اسلام زندگي اخروي براي بشر اصالت دارد. در اين انديشه، نگاه استقلالي به دنيا و جهتگيري رفتارها در اين جهت نميتواند بشر را به سرمنزل مقصود برساند، بلکه هنگامي سعادت انسان دست يافتني خواهد بود که جهتگيري تمام افکار و انديشهها و رفتارها و عواطف او در اين دنيا، در جهت رسيدن به تکامل اخروي باشد: «و هر كه آخرت را طلب نمايد و براى رسيدن به آن تمام تلاش خود را انجام دهد در حالى كه ايمان داشته باشد، البته تلاش اين افراد مورد قبول الهى است».(اسراء: ١٩)
از ديدگاه ديني، دنيا نه همة هستي است و نه همة حيات انسان محدود به اين دنياست، بلکه دنيا تنها قطعهاي از حيات، آن هم مقدمه و زمينهساز حيات اصيل و پايداراست: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعاً سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزكارى مىكنند بهتر است آيا نمىانديشيد».(انعام: ٣٢) همچنين رسول اکرمˆ ميفرمايند: «دنيا کشتزار آخرت است».[٢٩]
بر اساس اين ديدگاه، دنيا و مواهب آن، پاسخي است به نيازهاي مادي و دنيوي، و آخرت و حقايقش پاسخي به نيازهاي اصيل و ابدي انسان. قرآن کريم علاوه بر اشاره به اصل معاد و زندگي ابدي انسان در آيات متعدد، سعي دارد که انسانها اين حقيقت را در دنيا به عنوان يکي از محورهاي اصلي جهتگيريهاي خود در نظر داشته باشند. در اين راستا به شکلهاي مختلفي سعي شده كه اين مطلب به انسان منتقل شود. قرآن کريم بر اصل مرگ و مفهوم آن اشاره ميکند و بر اين حقيقت، تکيه ميکند که مرگ نيستي و فنا نيست، بلکه انتقال از جهاني به جهان ديگر و از نشئهاي به نشئة ديگر است که در آن، حيات و زندگي انسان به گونهاي ديگر ادامه مييابد:«هر جاندارى چشنده [طعم] مرگ است و همانا روز رستاخيز پاداشهايتان به طور كامل به شما داده مىشود».(آلعمران: ١٨٥)
البته مطالعات روانشناختي عموماً از اين اصل غفلت کرده و با تبعيت از رويکرد مادي و نگرش محدود به انسان، نقش آن را در زندگي انسان ناديده گرفتهاند، حال آنكه اصل اعتقاد به آخرت و زندگي پس از مرگ، مهمترين اصل ديني پس از مسئله توحيد است تا جايي که در دوازده آيه از قرآن کريم پس از مسئله ايمان به خدا مطرح شده[٣٠] و حدود يک سوم آيات قرآن مرتبط به معاد و مسائل مربوط به آن است.
نگاه نامحدود به انسان در حوزههاي مختلف بررسيهاي انساني، در عوامل ايجاد سلامت، نگرش ما به مذهب و حتي برداشت ما از انسان سالم اثرگذار خواهد بود، از اينرو لازم است بررسيهاي روانشناختي دينداري با توجه به انسانشناسي و جهانبيني صحيح اسلامي صورت گيرد و جايگاه خود را در اين چهارچوب بيابد. پژوهش حاضر با موضوع «رابطه آخرتنگري با سلامت در دانشجويان دانشگاه تهران و طلاب علوم ديني حوزه علميه قم» در اين راستا صورت گرفته است.
فرضيههاي پژوهشفرضيههاي اين پژوهش عبارتاند از:
١. بين آخرتنگري و سلامت کلي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
٢. رابطه بين آخرتنگري و زير مقياس سلامت روان، مثبت و معنادار است.
روش پژوهشپژوهش حاضر به صورت يک طرح غير آزمايشي و از نوع همبستگي انجام شده است. نمونه مورد بررسي پژوهش حاضر را ٢٥٩ نفر از طلاب حوزه علميه قم و دانشجويان دانشگاه تهران مشغول به تحصيل در سال تحصيلي ٨٩ـ٩٠ تشکيل ميدهند که از ميان آنها ١٠٧ نفر طلبه و ١٥٢ نفر دانشجو هستند. همچنين ٣٠ نفر از نمونه مورد مطالعه، زن و بقيه مرد هستند. از مجموع ٢٥٩ آزمودني، بيشترين دامنه سني را گروه ٢٥ ـ ٣٠ و کمترين آنها را ٣٦ سال به بالا تشکيل ميدهد. ميانگين سني آزمودنيها ٨/٢٤ و انحراف استاندارد آن ٩٣/٣ ميباشد. در پژوهش حاضر، حجم نمونه بر اساس مطالعات کوهن (١٩٨٦م) انتخاب شده است. بر اساس ديدگاه کوهن به ازاي هر متغير پيش بين دست کم پانزده آزمودني انتخاب ميشود.[٣١]
روشنمونهگيري در اين پژوهش از نوع نمونهگيري خوشهاي است. در پژوهش حاضر در حوزه علميه قم تعداد نه کلاس به عنوان خوشهها به طور تصادفي در دسترس انتخاب شده و پرسشنامهها روي تمامي شرکتکنندگان در کلاسها اجرا گرديد و در دانشجويان نيز پرسشنامهها به صورت تصادفي در دسترس اجرا شده است.
ابزارهاي پژوهشالف) پرسشنامه آخرتنگري
محتواي مقياس
آزمون آخرتنگري ٤٤ سؤال دارد که با استفاده از منابع اسلامي تهيه شده است. اين آزمون از پنج خرده مقياس تشکيل يافته است که عبارتاند از: خرده مقياس تکليفگريزي (ده سؤال)، خرده مقياس آمادگي (هشت سؤال)، خرده مقياس آخرتمحوري (دوازده سؤال)، خرده مقياس تعالي (هفت سؤال) و خرده مقياس لذتجويي (هفت سوال).[٣٢]
اين آزمون، مقياسي پنج گزينهاي است که از پنج درجه تشکيل شده است و از پاسخ مثبت کاملاً موافقم شروع ميشود و به سمت پاسخ منفي کاملاً مخالفم پيش ميرود. براي نمرهگذاري اين آزمون ابتدا به هر عبارت که نشانهاي از درجهبندي فرد درباره خودش هست يک نمره ٠ ـ ٤ تعلق ميگيرد. چگونگي نمرهدهي از سمت چپ به راست و از کم به زياد است. البته به غير از سؤالهايي که به صورت عکس، سازه آخرتنگري را مورد سنجش قرار ميدهند که عبارتاند از: پرسشهاي: ٢، ٤، ٩، ١٠، ١١، ١٥، ١٧، ١٨، ٢١، ٢٦، ٣١، ٣٢، ٣٣، ٤٠، ٤٢، ٤٣ و ٤٤.
آلفاي کرونباخ پرسشنامه برابر با ٨٥/٠ گزارش شده است که نشان از همساني دروني مورد قبول است. در برآورد اعتبار آن از طريق دو نيمهسازي، همبستگي بين نيمه اول با نيمه دوم ٨٦/٠ به دست آمد. اعتبار زير مقياسها نيز به شرح زير بوده است: تکليفگريزي ٥٢/٠، آمادگي ٧٢/٠، آخرتمحوري ٧٩/٠، تعالي٦٥/٠ و لذتجويي ٦٧/٠.[٣٣]
ب) پرسشنامه سلامت (BioPSSI)اين پرسشنامه با استفاده از مدل کلنگر در سلامت ساخته شده است که بيماري و سلامت را نتيجه تعامل بين جنبههاي زيستشناختي، روانشناختي و اجتماعي و معنوي ميدانند، و در آن چهار بعد بدني، رواني، اجتماعي و معنويِ سلامت، سنجش ميشود. قسمت پاياني آن نيز جنبة عملکردي فرد را در همين چهار بعد ميسنجد. براي هر سؤال، شش گزينه وجود دارد که فرد بر اساس اينکه چه مقدار آن را تجربه کرده از صفر(هيچ وقت) تا پنج(هميشه) به آن نمره ميدهد. در جنبه عملکردي نيز از آزمودني خواسته ميشود تا گزارش دهد که فعاليت مذکور چه مقدار با محدوديت روبهرو شده است؟ پاسخ به اين قسمت نيز ميتواند از صفر (هيچوقت) تا پنج (هميشه) متغير باشد.
در هر مقياس، نمره پايين نشان دهنده نشانهها و محدوديتهاي منفي يا نبود نشانههاي مثبت است. تمام مقياسهاي پنجگانه از اعتبار همزمان خوب و از همساني دروني بالا (آلفا بين٨٦/٠ تا ٩٧/٠ ) برخوردارند[٣٤]. ده سؤال اول مقياس که نشانههاي زيستي را ميسنجد، نشانگان غير اختصاصي عمومي شده را در بر ميگيرد (درد، ضعف و ناراحتي در تنفس). چهار سؤال بعدي مقياس، نشانگان رواني و درباره اضطراب و افسردگي است. هشت سؤال بعدي درباره مقياس اجتماعي بوده و بر تعاملات اجتماعي و حمايتهاي اجتماعي، متمركز است. هفت سؤال نشانگان معنوي نيز در بردارنده صلح، هماهنگي و هدفداري است. دوازده سؤال هم حالت معيوب عملکردي را در هر چهار بعد ميسنجد. اين مقياس با چهار مقياس ديگر به طور معناداري همبسته است(٦٩/٠r = ).[٣٥]
نتايجدادههاي توصيفي حاصل از اجراي پرسشنامهها
در اين قسمت ابتدا به بررسي ويژگيهاي توصيفي دادههاي کلي حاصل از اجراي نهايي دو آزمون آخرتنگري و سلامت ميپردازيم:
جدول ١: شاخصهاي توصيفي متغيرهاي پژوهش
|
رديف |
متغير |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
رديف |
متغير |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
|
١ |
آخرتنگري«کل» |
٢٠/١٣٠ |
٤٦/١٣ |
٧ |
سلامت «کل» |
٧٠/١٤٣ |
٨٤/١٥ |
|
٢ |
تکليفگريزي |
٣٨/١٣ |
٣٧/٤ |
٨ |
سلامت زيستي |
٣٢/٤٣ |
١٩/٤ |
|
٣ |
آمادگي |
٤٥/٢٤ |
٤٥/٤ |
٩ |
سلامت رواني |
١٤ |
٤٣/٢ |
|
٤ |
آخرتمحوري |
٢٠/٣٩ |
٣٧/٤ |
١٠ |
سلامت اجتماعي |
٢٧/١٦ |
٣١/٥ |
|
٥ |
تعالي |
٩٦/٢٠ |
١٣/٣ |
١١ |
سلامت معنوي |
٤٠/٢١ |
٠٣/٥ |
|
٦ |
لذت جويي |
٧٣/٧ |
٣٧/٣ |
١٢ |
عملکردي |
٦٨/٤٨ |
٨٤/٨ |
در جدول (١) ويژگيهاي توصيفي از قبيل شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغيرهاي پژوهش براي زيرمؤلفههاي آخرتنگري و سلامت ارائه شده است.
نتايج آزمون همبستگي متغيرهاي پژوهشبر اساس نتايج جدول(٢) همبستگي مثبت و معنادار (٥٨/٠r = و ٠١/٠>p) بين نمره کل مقياس آخرتنگري با نمره کل مقياس سلامت وجود دارد. اين بدان معناست که هرچه نمره افراد در مقياس آخرتنگري بيشتر باشد، نمره سلامت بيشتر خواهد بود. همچنين نمره کل آخرتنگري با زيرمقياس سلامت روان از همبستگي مثبت و معنادار ٣١/٠، در سطح معناداري ٠١/٠>p برخوردار است. اين بدان معناست که هرچه نمره افراد در مقياس آخرتنگري بيشتر باشد، نمره سلامت روان نيز بيشتر خواهد بود.
همبستگي مثبت و معنادار بين آخرتنگري و زيرمقياس سلامت عملکردي (٥٧/٠r = و ٠١/٠>p) و همبستگي مثبت و معنادار بين زيرمقياس آمادگي با سلامت کل (٥٤/٠r = و ٠١/٠>p) و با سلامت عملکرد (٥٨/٠r = و ٠١/٠>p) نيز مشاهده ميشود. بين زيرمقياسهاي تکليفگريزي با سلامت همبستگي منفي و معنادار(٤٨/٠- r = و ٠١/٠>p) و بين زير مقياس لذت جويي با سلامت نيز ارتباط منفي معنادار (٢١/٠- r = و ٠١/٠>p) وجود دارد. به عبارت ديگر، هرچه نمره فرد در زيرمقياس تکليفگريزي و لذت جويي بالا برود سلامت او کمتر خواهد شد.
جدول ٢: نتايج تحليل همبستگي دادههاي پژوهش

به منظور بررسي نقش ابعاد آخرتنگري در تبيين و پيشبيني سلامت از رگرسيون استفاده شد. نتايج تحليل رگرسيون همراه با ضرايب استاندارد و غير استاندارد متغيرهاي پيشبين در جدولهاي (٣) و (٤) گزارش شده است.
جدول ٣: خلاصه مدل رگرسيون، تحليل واريانس و مشخصههاي آماري رگرسيون تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري و تکليفگريزي، آمادگي بر سلامت کل
|
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
F |
معناداري |
ضريب همبستگي |
مجذور R |
مجذور تعديل شده R |
خطاي معيار برآورد |
|
|
رگرسيون |
٥٧/٢٣٩٨٠ |
٥ |
١١/٤٧٩٦ |
٦١/٢٩ |
٠٠٠/٠ |
٦١/٠ |
٣٧/٠ |
٣٦/٠ |
٧٢/١٢ |
|
باقيمانده |
٦٥/٤١١٣٥ |
٢٥٤ |
٩٥/١٦١ |
||||||
|
کل |
٢٢/٦٥١١٦ |
٢٥٩ |
(a)پيشبيني کنندهها(ثابت): تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي
(b) متغير وابسته: سلامت
جدول ٤: ضرايب استاندارد و غير استاندارد متغيرهاي موجود در رگرسيون
|
ضريب رگرسيون |
خطاي استاندارد B |
بتا |
t |
سطح معناداري |
|
|
مقدار ثابت |
٢٢٩/١١٥ |
٤٩٥/٩ |
١٣٦/١٢ |
٠٠٠/٠ |
|
|
تکليفگريزي |
٩٧/٠- |
٢٢/٠ |
٢٧/٠- |
٤٨/٤- |
٠٠٠/٠ |
|
آمادگي |
٢٧/١ |
٢٣/٠ |
٣٥/٠ |
٤٣/٥ |
٠٠٠/٠ |
|
لذتجويي |
٢٤/٠- |
٢٥/٠ |
٠٥/٠- |
١٠/٠- |
٣٣/٠ |
|
آخرتمحوري |
٠٩/٠ |
٢٠/٠ |
٠٣/٠ |
٤٧/٠ |
٦٤/٠ |
|
تعالي |
٤٢/٠ |
٢٩/٠ |
٠٨/٠ |
٤٤/١ |
١٥/٠ |
متغير ملاک: سلامت
بر اساس نتايج جدول(٣) مدل تحليل رگرسيون بر اساس ميزان پيشبيني
متغيرهاي تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي بر سلامت کل
با مقدار (٠٠٠/٠p< و ٦١/٢٩F=) معنادار است. مقدار R معادل ٦١/٠ و مقدارR٢
برابر با ٣٧/٠ است. اين بدان معناست که ٣٧ درصد از تغييرات متغير سلامت توسط ابعاد آخرتنگري قابل پيشبيني و تبيين است.
بر اساس جدول (٤) نتايجβ از ميان پنج مؤلفة آخرتنگري، تکليفگريزي با مقدار (٢٧/٠- β = ) و آمادگي با مقدار (٣٥/٠β =) معنادار است. به عبارت ديگر، ميتوان گفت که تکليفگريزي با رابطهاي معکوس قادر است سلامت را پيشبيني کند. اين در حالي است که رابطه آمادگي با سلامت مثبت است. بر اساس اين نتايج هر يک واحد افزايش در ميزان تکليفگريزي، به ٢٧ واحد کاهش در سلامت منجر خواهد شد و بالعکس افزايش يك واحدي در آمادگي، به افزايش ٣٥ واحدي در سلامت منجر خواهد شد. با اين توصيف بر اساس نتايج به دست آمده از تحليل رگرسيون و با استناد به عوامل آخرتنگري ميتوان معادله پيش بين را به صورت ذيل تنظيم کرد:
سلامت کل = مقدار ثابت (٢٢٩/١١٥ )+ تکليف گريزي (٢٧/٠-) + آمادگي (٣٥/٠)
(تکليفگريزي)(٢٧/٠-) + (آمادگي)٣٥/٠+ (عدد ثابت)٢٢٩/١١٥ = سلامت
در مرحله بعدي تحليل، به منظور تعيين سطح پيشبيني زيرمقياسهاي تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي بر سلامت رواني تحليل رگرسيون صورت گرفت:
جدول ٥: خلاصه مدل رگرسيون، تحليل واريانس و مشخصههاي آماري رگرسيون تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي بر سلامت رواني
|
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
F |
معناداري |
ضريب همبستگيR |
مجذور R |
مجذور تعديل شده R |
خطاي استاندارد |
|
|
رگرسيون |
٨٨/٢٦٣ |
٥ |
٧٧/٥٢ |
٧٨/٩ |
٠٠٠/٠ |
٤٠/٠ |
١٦/٠ |
١٤/. |
٣٢/٢ |
|
باقيمانده |
٢٠/١٣٧٠ |
٢٥٤ |
٣٩/٥ |
||||||
|
کل |
٠٧/١٦٣٤ |
٢٥٩ |
(a)پيشبيني کنندهها(ثابت): تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي
(b) سلامت رواني
جدول ٦: ضرايب استاندارد و غير استاندارد متغيرهاي موجود در رگرسيون
|
ضريب رگرسيون |
خطاي استاندارد B |
بتا |
t |
سطح معناداري |
|
|
مقدار ثابت |
٢٠٧/١٥ |
٦٨٤/١ |
٠٢٩/٩ |
٠٠٠/٠ |
|
|
تکليفگريزي |
١٥/٠- |
٠٤/٠ |
٢٦/٠- |
٧٢/٣- |
٠٠٠/٠ |
|
آمادگي |
١٣/٠ |
٠٤/٠ |
٢٢/٠ |
٩٥٥/٢ |
٠٠٣/٠ |
|
لذتجويي |
٠٠٧/٠ |
٠٥/٠ |
٠١/٠ |
١٦/٠ |
٨٨/٠ |
|
تعالي |
٠٣/٠ |
٠٥/٠ |
٠٤/٠ |
٥٦/٠ |
٥٧/٠ |
|
آخرتمحوري |
٠٦/٠- |
٠٤/٠ |
١١/٠- |
٧٤/١- |
٠٨/٠ |
بر اساس نتايج جدول(٥) مدل تحليل رگرسيون بر اساس ميزان پيشبيني
متغيرهاي تعالي، لذتجويي، آخرتمحوري، تکليفگريزي، آمادگي بر سلامت
رواني با مقدار (٠٠٠/٠p< و ٧٨/٩F=) معنادار است. مقدار R معادل ٤٠/٠ و
مقدارR٢
برابر با ١٦/٠ است. اين بدان معناست که ١٦ درصد از تغييرات متغير سلامت رواني توسط ابعاد آخرتنگري قابل پيشبيني و تبيين است.
بر اساس جدول(٦) نتايج β از ميان پنج مؤلفه آخرتنگري، تکليفگريزي با مقدار (٢٦/٠-β=) و آمادگي با مقدار (٢٢/٠β=) معنادار است. به عبارت ديگر، ميتوان گفت که تکليفگريزي با رابطهاي معکوس قادر است سلامت روان را پيشبيني کند. اين در حالي است که رابطه آمادگي با زير مقياس سلامت روان مثبت است. بر اساس اين نتايج، يك واحد افزايش در ميزان تکليفگريزي به ٢٦ واحد کاهش در سلامت روان منجر خواهد شد و برعکس، افزايش يك واحد آمادگي به افزايش ٢٢ واحدي در سلامت روان منجر خواهد شد. بنابراين، بر اساس نتايج به دست آمده از تحليل رگرسيون و با استناد به عوامل آخرتنگري ميتوان تغييرات سلامت رواني را به گونه زير، پيشبيني کرد:
سلامت رواني= مقدار ثابت (٢٠٧/١٥) + آمادگي (٢٢/٠) + تکليفگريزي (٢٦/٠-)
بحث و نتيجهگيرينتايج اين پژوهش، به طور کلي موافق با پژوهشهاي متعددي است که تاکنون درباره موضوع عامتر دين و دينداري، صورت گرفته است. نتايج پژوهشهاي متعددي حاکي از آن است که التزام دينى به گونهاى اميدبخش با سنجههاى سلامت جسمانى، مثل فشارخون (لوين و وندرپول، ١٩٨٩م)،[٣٦] سرطان (جارويس و نورث كات، ١٩٨٧م)،[٣٧] بيمارى قلبى (فريدلندر، كرك، و استاين، ١٩٨٦م)،[٣٨] سكته (كولا نتونيو، كسل، و اُستفيلد، ١٩٩٢م)[٣٩] در ارتباط است. در پژوهش زهرا کار (١٣٨٤) نتايج به دست آمده نشان داده است که ميزان رابطه بين دينداري و علائم جسماني، دينداري و اضطراب و اختلال خواب، دينداري و اختلال در کارکردهاي اجتماعي، دينداري و افسردگي، منفي و معنادار بوده و رابطه دينداري و سلامت کلي، مثبت و معنادار بوده است.[٤٠]
مالشي معتقد است هر چه اعتقادات مذهبي و رفتارهاي مذهبي گروهي در فرد بيشتر باشد سطح سلامت رواني نيز افزايش مييابد[٤١]. در پژوهشي که آرين(١٣٨٠) ارائه کرده است مشخص شده که بين دينداري با رضامندي و خشنودي که از مؤلفههاي روان درستي محسوب ميشوند نيز همبستگي مثبت و معناداري وجود دارد و همچنين دينداري با افسردگي، همبستگي منفي و معنادار دارد.[٤٢]
هرچند پژوهشهاي کمي درباره ارتباط سازه آخرت و اعتقاد به زندگي پس از مرگ بهعنوان يکي از مفاهيم اصلي دينداري، با سلامت و ابعاد آن صورت گرفته است، و پژوهشهاي انجام شده نيز بيشتر به بررسي يک بعد (باور) پرداختهاند، ولي در اين مطالعات نيز نتايج مثبتي به دست آمده است. در مطالعه فلانلي و همكارانش (٢٠٠٨م) که در آن رابطه بين باور خوشايند به زندگي پس از مرگ و برخي اختلالهاي روانپزشکي بررسي شده است، نتايج نشان ميدهد که بين باور به زندگي پس از مرگ با افسردگي و اضطراب و وسواس، رابطه منفي معنادار وجود دارد[٤٣]. در مطالعه اسداللهي و قاسمي(١٩٩٨م)، نتايج نشان ميدهد که ٥٩ درصد بيماران افسردهخو، باور کم به اصل معاد داشته و در ٣٩ درصد هم اين باور ضعيف بوده است. اکبري (١٣٨٢) نيز در بررسي رابطه بين دنياگرايي و سلامت عمومي به اين نتايج دست يافت: بين دنياگرايي و علائم جسماني، اضطراب و افسردگي و آخرتگريزي با اضطراب و افسردگي و همچنين بين عدم گرايش به عبوديت با علائم جسماني، اضطراب و افسردگي رابطة مثبت و معناداري وجود دارد.[٤٤]
در آموزههاي معصومين(ع) نيز رابطه بيرغبتي و زهد نسبت به دنيا با سلامت روح و جسم مورد توجه قرار گرفته است و به فرموده اميرمؤمنان(ع): «ميل به آخرت، سبب بشارت وآسايش است، اما ميل به دنيا باعث غم و اندوه است».[٤٥] اين به دليل آن است که فراز و فرود و فقدان از ويژگيها و واقعيتهاي دنياست و اين ميتواند موجب تنيدگي در انسان شود. اما اگر انسان رابطة عاطفي و رواني خود را با اين عامل پر فراز و فرود قطع کند و دلبسته آن نشود از فراز و فرود آن نيز رها گشته، هر چند از مواهب آن نيز بي بهره نخواهد بود. رسول خداˆ ميفرمايند: «زهد در دنيا قلب و بدن انسان را آسوده ميکند».[٤٦] و باز به فرموده رسول خداˆ: «هر کس به دنيا بيرغبت شود مصيبتها بر او آسان ميگردد».[٤٧] آخرتنگري از اين جنبه نيز ميتواند در سلامت روان مؤثر باشد، از اينرو، علي(ع) ميفرمايند: «چگونه به دنيا بي رغبت ميشود کسي که ارزش آخرت را نمي داند».[٤٨]
از نظر استاک[٤٩] و واسرمن[٥٠] به نقل از هود، اسپيلکا و ديگران(٢٠٠٩م)[٥١] ايمان، مانع خودکشي افراد مسن ميشود. وي سه احتمال را در اين زمينه ذکر ميکند: ١. دين باعث رشد احساس يکپارچگي اجتماعي ميشود که در مقابل خودکشي است، ٢. ديدگاههاي خاص ديني، مثل باور به زندگي پس از مرگ باعث از بين رفتن تکانههاي خود تخريبگر ميشود، ٣. مؤسسههاي ديني باعث ايجاد شبکههاي اجتماعي و تقويت حمايتهاي اجتماعي ميشوند.
در پايان با توجه به نتايج به دست آمده در اين پژوهش ميتوان ادعا کرد که آخرتنگري بهعنوان جهتگيري فرد در پذيرش زندگي پس از مرگ و تلاش براي فراهم سازي مقدمات براي اين زندگي منطبق با دستورات الهي، در همين دنيا در بعد سلامت کلي و سلامت رواني، پيامدهاي مثبت داشته و کارکردهاي مطلوبتر اين ابعاد را فراهم ميسازد. اما از آنجا که مفهوم زندگي پس از مرگ و تأثيرات روانشناختي آن در روانشناسي امروزي جايگاه مطلوبي ندارد، پيشنهاد ميشود كه متخصصان در اين حوزه وارد شده و نظريهپردازي و مدلسازي نمايند، زيرا انسانشناسي ديني در چهارچوب مبدأ و معاد معنا مييابد و عدم توجه به اين مسئله، ما را در رسيدن به روانشناسي ديني با اشکال روبه رو ميکند.
منابعآرين، خديجه، «رابطه دينداري و روان درستي»، مجموعه چکيده مقالات همايش نقش دين در بهداشت روان، تهران، دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى ايران، ١٣٨٠.
ابراهيمي، ابوالفضل، رابطه آخرتنگري با سلامت در دانشجويان و طلاب علوم ديني و ساخت مقياس آخرتنگري، پاياننامه کارشناسي ارشد، روانشناسي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، ١٣٨٩.
ابراهيمي، امرالله و ديگران، «بررسي نقش تاريخچه تجارب مذهبي-معنوي در پيشگيري از آسيبهاي رفتاري-اجتماعي دختران»، چکيده مقالات سومين همايش مشاوره از ديدگاه اسلامي، چ اول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ١٣٨١.
اکبري، اللهرضا، رابطه دنياگرايي و سلامت روان، پاياننامه کارشناسي ارشد، روانشناسي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، ١٣٨٢.
پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص)، چ چهارم، تهران، دنياى دانش، ١٣٨٢.
پسنديده، عباس، رضايت از زندگي، چ پنجم، قم، انتشارات دار الحديث، ١٣٨٦.
پهلوانى، هاجر و ديگران، بررسى رابطه بين به كارگيرى مقابله هاى مذهبى و سلامت روانى، ارائه شده در اولين همايش نقش دين در بهداشت روانى، تهران، دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى ايران، ١٣٧٦.
تبرائي، رامين، بررسي رابطه جهتگيري مذهبي و سلامت روان در معلمان شهر تهران، پاياننامه کارشناسي ارشد، روانشناسي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، ١٣٨٧.
تميمى آمدى، عبدالواحد، تصنيف غررالحكم ودررالكلم، چ اول، قم، انتشارات دفترتبليغات اسلامي، ١٣٦٦.
خدا پناهي، محمد کريم، روانشناسي فيزيولوژيک، چ اول، تهران، سازمان تهيه و تدوين کتب علوم اسلامي (سمت)، ١٣٨٠.
خسرو پناه، عبدالحسين، قلمرو دين، چ اول، قم، مرکز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه قم، ١٣٨١.
خسروي، زهره، اربابي، مريم، «بررسي تأثير نماز بر ميزان اختلالات رواني نوجوانان»، چکيده مقالات اولين همايش مشاوره از ديدگاه اسلامي، چ اول، قم، انتشارات معارف، ١٣٧٩.
دادفر، محبوبه، «بررسى نقش دين در بهداشت روانى و فرآيندهاى روان درمانى»، فصلنامه نقد و نظر، ش ٣٦-٣٥، پاييز و زمستان ١٣٨٣، ص ١٢١-٨٤.
نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، قم، انتشارات مشهور، چ اول ١٣٧٩.
ديلمى، حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ٢، چ اول، قم، انتشارات شريف رضى، ١٤١٢ق.
زهراکار، کيانوش، «بررسي رابطه دينداري و سلامت رواني»، مجله انديشه شاهد، ش۱، ۱۳۸۴، ص ۲۹۰-۲۷۹.
محمدي ريشهري، محمد، ميزان الحکمه، چ چهارم، قم، انتشارات دارالحديث، ١٣٨٣.
مطهري، مرتضي، مقدمهاي بر جهانبيني اسلامي، ج ٦ حيات اخروي، چ بيستم، تهران، انتشارات صدرا، ١٣٨٤.
ميري، ميرنادر، بهرامي احسان، هادي، «رابطه مذهبگرايي و عوامل جمعيت شناختي با سوء مصرف مواد در دانشجويان»، روانشناسي و دين، ش ١٢، زمستان ١٣٨٩، ص ١٢٦-١٠٩.
واعظي، احمد، انسان از ديدگاه اسلام، چ هفتم، تهران، انتشارات سمت، ١٣٨٥.
Assadulahi, GH. , Ghassemi,GH. R. ,"Belief in Resurrection: dysthymics versus normal", Journal of Islamic Academy of Sciences, v ١١(٤), ١٩٩٨, p ١٤٩-١٥١.
Barkan, E. , Greenwood, F. , "Religious attendance and subjective well-being among older Americans: Evidence from the general social survey", Review of Religious Research, v ٤٥(٢), Dec ٢٠٠٣, p١١٦-١٢٩.
Crawford, E. et al. , "The Relationship between Religion and Mental Health/Distress", Review of Religious Research, v ٣١(١), Sep ١٩٨٩, p ١٦-٢٢.
Colantonio, A. et al. , "Depressive symptoms and other psychosocial factors as predictors of stroke in the elderly", American Journal of Epidemiology, v ١٣٦, ١٩٩٢, p ٨٨٤-٨٩٤.
Flannelly, J. , et al. , "beliefs about life after death, psychiatric symptomology and cognitive theories of psychopathology", Journal of Psychology and Theology, v ٣٦(٢), ٢٠٠٨, p ٩٤-١٠٣.
Friedlander, Y. et al. ,"Religious orthodoxy and myocardial infraction in jerusalem: A case-control study", International Journal of Cardiology, v ١٠, ١٩٨٦, p ٣٣-٤١.
Hood, R. W. Jr. et al. , The Psychology of Religion: An Empirical Approach (٤th ed. ), New York, Guilford, ٢٠٠٩.
Jarvis, G. K. , Northcott, G. C. , "Religion and differences in morbidity and mortality", Social Science & Medicine, v ٢٥, ١٩٨٧, p ٨١٣-٨٢٤.
Katernahl, D. , Oyiriaru, D. , "Assessing the Biopsychosociospiritual Model in primary care: development of the BioPsychoSocioSpiritual Inventory (BioPSSI)", International journal of Psychiatry Med, v ٣٧(٤), ٢٠٠٧, p ٣٩٣–٤١٤.
Koenig, H. G. , Aging and God: Spiritual Pathways to Mental Health in Midlife and Later Years, New York, London Haworth Press, ١٩٩٤.
Levin, J. S. , Vanderpool, H. Y. ,"Is religion therapeutically significant for hypertension?", Social Science & Medicine, v ٢٩, ١٩٨٩, p ٦٩-٧٨.
Nooney, G. , "Religion, Stress, and Mental Health in Adolescence", Review of Religious Research, v ٤٦(٤), Jun ٢٠٠٥, p ٣٤١-٣٥٤.
Park, C. L. , Folkman, S. , "Meaning in the context of stress and coping", Review of General Psychology, v ١, ١٩٩٧, p ١١٥-١٤٤.
Rozanski, A. et al. , "Impact of psychological factors on the pathogenesis of cardiovascular disease and implications for therapy", Circulation, v ٩٩, ١٩٩٩, p ٢١٩٢-٢٢١٧.
Segerstrom, S. C., Miller, G. E., "Psychological Stress and the Human Immune System: A Meta-Analytic Study of ٣٠ Years of Inquiry", Psychol Bull, July ٢٠٠٤; v ١٣٠(٤), p ٦٠١-٦٣٠.
Simoni, M. et al. ,"Spirituality and psychologicaladaptation among women with HIV: implication for Counseling", Journal of Counseling Psychology, v ٤٩(٢), ٢٠٠٢, p ١٣٩-١٤٧.
Spilka, Hood, W. , Hunsberger, JR. B. G. , The Psychology of Religion, United states of America,the Guilford press, ٢٠٠٣.
* کارشناس ارشد روانشناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره). ebrahim٢٢٨@gmail.com
** دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه تهران. دريافت: ١٢/٢/١٣٩٠ ـ پذيرش: ١٦/٦/١٣٩٠
[١]. قال علي(ع): الصحة افضل النعم. «سلامتي و صحت برترين نعمتهاست»؛عبدالواحد تميمي آمدي، تصنيف غرر الحکم و درر الکلم ص٤٨٣.
[٢]. Engel G.
[٣]. Biopsychosocial
[٤]. Biomedical
[٥]. Reductionistic
[٦]. D. Katernahl & D. Oyiriaru, "Assessing the Biopsychosociospiritual Model in primary care: development of the BioPsychoSocioSpiritual Inventory (BioPSSI)", International journal of Psychiatry Med, v ٣٧(٤), p ٣٩٣.
[٧]. Onarecker, CD.
[٨]. Sterling, BC.
[٩]. BIOPsychoSocioSpiritual Inventory (BioPSSI)
[١٠]. D. Katernahl & D. Oyiriaru, "Assessing the Biopsychosociospiritual Model in primary care: development of the BioPsychoSocioSpiritual Inventory (BioPSSI)", International Journal of Psychiatry Med, v ٣٧(٤): p. ٣٩٣.
[١١]. Religious coping
[١٢]. E. Barkan, & F. Greenwood, "Religious attendance and subjective well-being among older Americans: Evidence from the general social survey", Review of Religious Research, v ٤٥(٢), p ١١٦; E. Crawford et al. , "The Relationship between Religion and Mental Health/Distress", Review of Religious Research, v ٣١, p ١٦; G. Nooney, "Religion, Stress, and Mental Health in Adolescence", Review of Religious Research, v ٤٦(٤), p ٣٤١.
[١٣]. امرالله ابراهيمي و ديگران، «بررسي نقش تاريخچه تجارب مذهبي-معنوي در پيشگيري از آسيبهاي رفتاري-اجتماعي دختران»، چکيده مقالات سومين همايش مشاوره از ديدگاه اسلامي، ص١١٤.
[١٤]. Lester D.
[١٥]. به نقل از همان ص ١١٤
[١٦]. محمد کريم خدا پناهي، روانشناسي فيزيولوژيک، ص٢٨٩.
[١٧]. A. Rozanski et al. , "Impact of psychological factors on the pathogenesis of cardiovascular disease and implications for therapy", Circulation, v ٩٩, p ٢١٩٢.
[١٨]. S. C. Segerstrom & G. E. Miller, "Psychological Stress and the Human Immune System: A Meta-Analytic Study of ٣٠ Years of Inquiry", Psychol Bull, v ١٣٠(٤), p ٦٠١.
[١٩]. محبوبه دادفر، «بررسى نقش دين در بهداشت روانى و فرآيندهاى روان درمانى»، فصلنامه نقد و نظر، ش ٣٦-٣٥، ص ٩٢.
[٢٠]. نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتى، حکمت ٤٣٩ ص ٥٥٤.
[٢١]. هاجر پهلوانى و همكاران، «بررسى رابطه بين به كارگيرى مقابله هاى مذهبى و سلامت روانى»، مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روانى، ص ٧٨.
[٢٢]. رامين تبرائي، بررسي رابطه جهتگيري مذهبي و سلامت روان در معلمان شهر تهران، پاياننامه کارشناسي ارشد، ص٦٨.
[٢٣]. محبوبه دادفر، «بررسى نقش دين در بهداشت روانى و فرآيندهاى روان درمانى»، فصلنامه نقد و نظر، شماره ٣٦-٣٥، صفحه ٩٣.
[٢٤]. global meaning
[٢٥]. C. L. Park & S. Folkman, "Meaning in the context of stress and coping", Review of General Psychology, v ١, p ١١٥.
[٢٦]. Ibid
[٢٧]. احمد واعظي، انسان از ديدگاه اسلام، ص١٤.
[٢٨]. عبدالحسين خسرو پناه، قلمرو دين، ص١٣٥.
[٢٩]. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحکمة، ح ٥٧٤٧، ص١٦٩٠
[٣٠]. مرتضي مطهري، مقدمهاي بر جهانبيني اسلامي، ج٦ حيات اخروي، ص٢.
[٣١]. ميرنادر ميري و هادي بهرامي احسان، «رابطه مذهبگرايي و عوامل جمعيت شناختي با سوء مصرف مواد در دانشجويان»، روانشناسي و دين، ش١٢، ص١٠٩.
[٣٢]. ابوالفضل ابراهيمي، رابطه آخرتنگري با سلامت در دانشجويان و طلاب علوم ديني و ساخت مقياس آخرتنگري، پايان نامه کارشناسي ارشد روانشناسي، ص٧٢.
[٣٣]. همان.
[٣٤]. D. Katernahl, D. Oyiriaru, "Assessing the Biopsychosociospiritual Model in primary care: development of the BioPsychoSocioSpiritual Inventory (BioPSSI)", International Journal of Psychiatry Med. , v ٣٧(٤), p ٣٩٣.
[٣٥] . Ibid
[٣٦]. J. S. Levin & H. Y. Vanderpool, "Is religion therapeutically significant for hypertension?", Social Science & Medicine, v ٢٩, p ٦٩.
[٣٧]. G. K. Jarvis & G. C. Northcott, "Religion and differences in morbidity and mortality", Social Science & Medicine, v ٢٥, p ٨١٣.
[٣٨]. Y. Friedlander et al. , "Religious orthodoxy and myocardial infraction in jerusalem: A case-control study", International Journal of Cardiology, v ١٠, p ٣٣.
[٣٩]. A. Colantonio, "Depressive symptoms and other psychosocial factors as predictors of stroke in the elderly", American Journal of Epidemiology, v ١٣٦, p ٨٨٤.
[٤٠]. کيانوش زهراکار، «بررسي رابطه دينداري و سلامت رواني»، مجله انديشه شاهد، ش۱، ص۲۷۹.
[٤١]. زهره خسروي و مريم اربابي، «بررسي تأثير نماز بر ميزان اختلالات رواني نوجوانان»، چکيده مقالات اولين همايش مشاوره از ديدگاه اسلامي، ص٢٩١.
[٤٢]. خديجه آرين، «رابطه دينداري و روان درستي»، مجموعه چکيده مقالات همايش نقش دين در بهداشت روان، ص١.
[٤٣]. J. Flannelly et al. , "beliefs about life after death, psychiatric symptomology and cognitive theories of psychopathology", Journal of Psychology and Theology, v ٣٦(٢), p ٩٤.
[٤٤]. اللهرضا اکبري، رابطه دنياگرايي و سلامت روان، پاياننامه کارشناسي ارشد رشته روانشناسي، ص ١٦٧.
[٤٥]. حسن ديلمي، إرشادالقلوب إلى الصواب، ج١، ص١٩.
[٤٦]. ابو القاسم پاينده، نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلي الله عليه، ص٥١٣.
[٤٧]. همان، ص٧٢٧.
[٤٨]. عبدالواحد تميمى آمدى، تصنيف غررالحكم ودررالكلم، ح٢٦٥٢، ص١٤٦.
[٤٩]. Stack, S.
[٥٠]. Wasserman, I.
[٥١]. W. Hood Spilka & JR. B. G. Hunsberger, The Psychology of Religion , p ١٩٧.