نقش رفتارهاى دينى در بهداشت روانى (١)
سيدمهدى موسوى اصل[١]
چكيدهامروزه، بررسى پىآمدهاى ديندارى بر بهداشت روانى، از بحثهاى كاربردى و پرطرفدار در ميان پژوهشگران و عموم مردم به شمار مىرود. گرچه مؤلفههاى گوناگون ديندارى، پيوند تنگاتنگى با يكديگر دارند، مىتوان آنها را در دو مقوله اساسى «باورها» و «رفتارها» جاى داد و جداگانه به بررسى هر كدام پرداخت. در اينجا، تنها به نقش رفتارهاى دينى در سلامت روانى مىپردازيم.
در نگاه نخست، خود رفتارهاى دينى را نيز مىتوان در دو دسته رفتارهاى عبادى و رفتارهاى اخلاقى قرار داد. رفتار عبادى معمولاً در زمينه ارتباط با خداوند (يا اولياى او) انجام مىگيرد و رفتار اخلاقى به منظور برقرارى رابطه با ديگران است. در اين مقاله، به نقش رفتارهاى عبادى در بهداشت روانى مىپردازيم و در شماره آينده، نقش رفتارهاى اخلاقى را مىكاويم. رفتار عبادى، انواع گوناگونى مانند نماز، روزه، حج، زيارت، اعتكاف و دعا را شامل مىشود. اين عبادتها، پىآمدهاى مشترك و نيز ويژهاى دارند كه از ميان پىآمدهاى مشترك آنها، به اين موارد پرداختهايم: آرامش روانى، بالا بردن ظرفيت روانى، ارضاى نياز به پرستش، انسجام شخصيتى، پاكسازى درون، به دست آوردن فضيلتهاى اخلاقى، تقويت اراده، زمينهسازى براى بازگشت به خود، حمايت اجتماعى و به دست آوردن تجربههاى دينى و عرفاني.
كليد واژهها: دين، بهداشت روان، رفتارهاى عبادى، آرامش روانى، فضيلتهاى اخلاقي.
مقدمهامروزه بشر از نظر فنآورى به پيشرفتهاى چشمگيرى دست يافته و توانسته است مشكلات فراوانى را از سر راه زندگى خود بردارد، ولى همين بشر از حل مشكلات روانى و انسانى خويشتن ناتوان است. اين بدان معناست كه پيشرفت بشر تك بعدى است و او بايد همزمان با طبيعتشناسى به خودشناسى نيز بپردازد؛ زيرا مهمترين عامل سعادت، خودشناسى و توجه به درون است. به باور ما، انسان بدون برخوردارى از تكيهگاهى مطمئن كه همان ديندارى واقعى است، نمىتواند در اين دنياى پرآشوب، زندگى راحتى داشته باشد. به نظر مىرسد بشريت به تازگى به اين ضرورت آگاهى يافته و از همين رو، اقبال به دين روزافزون شده است. همچنين پژوهشهاى فراوانى در قالب كتابها و مقالههاى گوناگون درباره موضوع ديندارى، از جمله پىآمدهاى آن بر بهداشت روانى منتشر شده است. ما در اين مقاله مىكوشيم اين موضوع را از چشمانداز آموزههاى اسلامى و با توجه به رفتارهاى دينى بررسى كنيم.
رفتارهاى دينىدر نگاه اول به ديندارى، دو مؤلفه در آن مهم مىنمايد: باور دينى و رفتار ديني. همان گونه كه بدون باورهاى مذهبى نمىتوان كسى را ديندار ناميد، بدون رفتارهاى دينى نيز، ديندارى تحقق نمىپذيرد. همچنين از آنجا كه باور دينى صرف شناخت نيست، بلكه با عواطف و دلبستگىها همراه است، در واقع دو مؤلفه از سه مؤلفه نگرش را با خود همراه دارد. در روانشناسى، هر نگرشى را داراى سه مؤلفه شناختى، عاطفى و رفتارى مىدانند.[٢] براى مثال، كسى كه به يك نژاد، نگرشى پيشداورانه دارد، از يك سو، افراد نژاد خود را از نظر شناختى باهوشتر از ديگران مىداند و از سوى ديگر، به گروه خود، عواطف مثبت ابراز مىكند و نيز اعضاى گروه خود را در عمل بر ديگران مقدم مىكند و به اصطلاح، تبعيض روا مىدارد. در نگرش دينى نيز اين سه مؤلفه وجود دارد. به نظر مىرسد دو مؤلفه شناختى و عاطفى در درون ايمان و باور نهفته است و به همراه جزء رفتارى كه همان عمل صالح ـ در اصطلاح قرآن ـ است، سه مؤلفه شكل مىگيرد.
از ديدگاه قرآن، شناخت جزء لازم ايمان است، ولى كافى نيست. گاهى انسان به يك واقعيت، علم و يقين دارد، اما از نظر عاطفى حاضر نيست در برابر آن تسليم شود. قرآن درباره فرعون و اطرافيانش مىفرمايد:
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا. (نمل: ١٤) آنان معجزههاى روشن الهى را از روى ستم و سركشى انكار كردند، در حالى كه بدان يقين داشتند.
از همين رو، هنگامى مىتوان از ايمان يك فرد سخن گفت كه او افزون بر شناخت، از نظر عاطفى و احساسى نيز تسليم حق شده باشد. افزون بر اين، براى رستگارى انسان، ايمان و باور به تنهايى كافى نيست، بلكه رفتارهاى شايستهاى بر اساس ايمان و اعتقاد هم لازم است. به همين دليل، در قرآن كريم هر جا از ايمان سخن به ميان مىآيد، بىدرنگ پس از آن، از عمل صالح ياد مىشود. در واقع، عمل صالح، ثمره ايمان است و نمىتواند جدا از آن باشد. براى مثال، در آيهاى كه شايد بتوان آن را جزو جامعترين آيات در اين زمينه دانست چنين مىخوانيم:
لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السّائِلِينَ وَ فِى الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرِينَ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ. (بقره: ١٧٧) نيكوكاران كسانى هستند كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آوردهاند و ثروتشان را با همه علاقهاى كه بدان دارند، به خويشاوندان، يتيمان، مسكينان، در راه ماندگان، گدايان و بردگان انفاق مىكنند، نماز را برپا مىدارند و زكات مىپردازند و به عهد خود وفا مىكنند، در محروميتها و بيمارىها و در ميدان جنگ پايدارى مىكنند. آنان كسانى هستند كه راست مىگويند (رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و هم ايشان پرهيزگارانند.
در اين آيه، از ايمان به مبدأ و معاد، برنامههاى الهى و پيامبران كه مأمور ابلاغ و اجراى اين برنامهها هستند و فرشتگانى كه واسطه ابلاغ اين دعوتاند، سخن به ميان رفته و سپس به برخى از رفتارهاى دينى اشاره شده است؛ رفتارهايى مانند انفاق و دستگيرى از نيازمندان جامعه، ارتباط با خداوند از راه نماز، پرداخت زكات، وفادارى و استقامت در ميدان نبرد و صبر در هنگام تنگدستي.
بنابراين، ايمان و عمل صالح كه در جاىجاى قرآن به عنوان يگانه راه رستگارى معرفى مىشود، هر سه جزء نگرش را در بر مىگيرد. ايمان، شامل مؤلفههاى شناختى و عاطفى است و عمل صالح، مؤلفه رفتارى را پوشش مىدهد. ايمان و عمل صالح، پيوند تنگاتنگى با هم دارند، ولى به دليل گستردگى بحث، در اينجا تنها به نقش رفتارهاى دينى در سلامت و بهداشت روانى مىپردازيم.