نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - بررسى هوش و شخصيت طلاب موفق و ناموفق / محمد رضايي

بررسى هوش و شخصيت طلاب موفق و ناموفق / محمد رضايي
بررسى هوش و شخصيت طلاب موفق و ناموفق
محمد رضايى[١]

چكيده

مطالعه بنيادى درباره مؤلفه‌هاى شخصيت و تأثير آن در حوزه‌هاى شناختى، عاطفى و رفتارى افراد مورد توجه فزاينده محققان بوده است.

پژوهش حاضر نيز با هدف بررسى مؤلفه‌هاى شخصيتى، به‌ويژه هوش طلاب موفق و ناموفق حوزه علميه قم انجام شده است. بدين منظور ١٢٠ نفر آزمودنى از پايه‌هاى دوم و چهارمِ پنج مدرسه به‌طور تصادفى انتخاب و در دو سطح موفق و ناموفق طبقه‌بندى شدند.

پس از اجراى دو آزمون (پرسش‌نامه ١٦ عاملى شخصيت كتل، فرم A و تست هوش كتل، فرمB ) داده‌هاى به‌دست آمده با استفاده از روش‌هاى آمارى شامل محاسبه ضريب هم‌بستگى، ميانگين، انحراف استاندارد و تحليل واريانس دو طرفه، تجزيه و تحليل شد و نتايج زير به‌دست آمد:

١. بين طلاب موفق و غير موفق حوزه علميه در عامل O (بى‌اعتمادى اضطراب‌آميز؛ اعتماد توأم با آرامش) از عوامل ١٦گانه شخصيت كتل، تفاوت معنادار وجود دارد؛ يعنى اينكه طلاب موفق از سطح اضطراب و نگرانى كمترى نسبت به طلاب غير موفق برخوردارند.

٢. سطح هوش طلاب موفق بالاتر از سطح هوش طلاب غير موفق است.

كليد واژه‌ها: شخصيت، هوش، موفق، ناموفق.

مقدمه

روان‌شناسان تعاريف گوناگونى از شخصيت ارائه داده‌اند و «اين تكثر و تفاوتى كه در تعاريف شخصيت وجود دارد، نامش از اصل موضوع شخصيت نيست. بلكه متوجه مفهومى است كه از آن ساخته‌اند و در نتيجه بازتاب ناهم‌گرايى ديدگاه‌هاى نظرى مؤلفان است» (منصور، ١٣٦٨). ما در پژوهش حاضر قصد بررسى ديدگاه‌هاى نظرى (كه هر كدام تعريفى از شخصيت ارائه كرده‌اند) را نداريم، بلكه هدف در اينجا بيشتر ناظر به تأثير شخصيت بر عملكرد افراد در حوزه شناختى و پيشرفت يا عدم پيشرفت تحصيلى است و از اين‌رو هدف اصلى پيشرفت يا عدم پيشرفت تحصيلى اين افراد است. بنابراين، در اينجا تنها به يك بيان قرآنى اشاره مى‌كنيم كه بر تأثيرگذارى شخصيت بر اعمال و رفتار انسان در حوزه‌هاى گوناگون تأكيد دارد. قرآن شخصيت انسان را حاصل كليه عوامل تأثيرگذار اعم از عوامل ژنتيكى (ارثي) و محيطى مى‌داند و مى‌فرمايد:

كُـلٌّ يَـعْمَلُ عَلى شاكـِلَتِهِ.

هر كس آن‌گونه عمل مى‌كند كه شكل گرفته است. (اسراء: ٨٤)

به عبارت ديگر، اين آيه شخصيت را متمايز كننده رفتار يك انسان از ساير افراد، در جنبه‌هاى مختلف (اعمال، عواطف، هيجانات و شناخت) و در موقعيت‌هاى گوناگون مى‌داند.

طبق اين آيه قرآن، حوزه‌هاى تأثيرپذير از شخصيت به گستردگى تمامى اعمال و رفتارهاى انسان است. يكى از اين حوزه‌ها، مسئله تحصيل علم و كسب دانش است. اين حوزه، در حقيقت يكى از مهم‌ترين و سرنوشت‌سازترين حوزه‌هاى زندگى بشر به شمار مى‌آيد. در كمتر دينى به اندازه اسلام بر مسئله علم و دانش تأكيد شده است. در نخستين آيات سوره علق (علق: ١ ـ ٥) كه اولين سوره‌اى است كه بر پيامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌و‌آله نازل شده و آغاز رسالت آن حضرت را به همراه داشته است، قبل از هر چيز سخن از خواندن و نوشتن و تعليم انسان به وسيله خداوند متعال است.

نكته قابل توجه در اين سوره اين است كه آغاز اولين آيه آن با لفظ «اِقرَء يعنى بخوان» بوده است، آن هم خطاب به كسى كه هيچ سابقه خواندن و نوشتن ندارد، و اين خود شاهد ديگرى است بر اهميت و ارزش علم و دانش‌اندوزى از نظر اسلام.

پيشوايان دينى ما بعد از پيامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌و‌آله اهتمام ويژه‌اى به علم و دانش داشته و شاگردان زيادى نيز در رشته‌هاى مختلف داشته‌اند.

حوزه‌هاى علميه وظيفه‌اى بس مهم در جهت حفظ و حراست از آثار گران‌بهاى گذشته و رشد و توسعه و تفسير و تبيين آن با در نظر گرفتن شرايط امروز جهان به عهده دارند. انجام اين وظيفه خطير و مهم تنها از عهده كسانى ساخته است كه توانايى‌هاى علمى لازم را با موفقيت كسب كرده باشند.

اگرچه شناسايى و تبيين عوامل مؤثر بر موفقيت و پيشرفت تحصيلى كارى دشوار و پيچيده است. اينكار از يك‌سو نياز به تحقيقات علمى بيشتر و دقيق‌تر دارد و از سوى ديگر، حوزه‌هاى اثرگذار به حدى متكثر و در هم تنيده‌اند كه تمييز آنها و تعيين درجه تأثيرگذارى آنها كار آسانى نيست؛ از جمله عوامل مهم و تأثيرگذار، مؤلفه‌هاى شخصيتى و هوش است كه موضوع پژوهش حاضر را به خود اختصاص داده است.

بيان مسئله

در شرايطى كه با توجه به افزايش سريع جمعيت بخصوص در كشورهاى جهان سوم، بايد بخش عمده‌اى از درآمدهاى ملى اين كشورها به گسترش آموزش و پرورش اختصاص يابد، در بيشتر اين كشورها هنوز همه كودكان به مدارس راه نيافته‌اند و همچنان تعداد زيادى از بزرگ‌سالان و جمعيت فعال آنها بى‌سوادند؛ مشكل افت تحصيلى در مدارس نيز به اين مشكلات افزوده شده است. (گلشن فومنى، ١٣٧٥)

بنابر آمار يونسكو در سال‌هاى ١٩٨٠ كه ناظر به ١٢١ كشور است، نرخ مردود شدن يا تكرار پايه تحصيلى دانش‌آموزان به ترتيب زير بوده است:

براى ٤٢ كشور افريقايى ١٧%، براى كشورهاى امريكاى لاتين و حوزه كارائيب ١٣%، براى ٣٢ كشور آسيايى و اقيانوسيه ٦% و براى كشورهاى اروپايى و اتحاد شوروى ٢%. در كشورهاى افريقايى نرخ مردود شدن دانش‌آموزان از صفر تا ٤٧%، در كشورهاى امريكاى لاتين از ٤ تا ٢٦% و در كشورهاى آسيا و اقيانوسيه از صفر تا ١٨% در نوسان بوده است. (همان منبع)

در كشور ما هم به رغم تلاش‌هاى فراوان در جهت ارتقاى سطح علمى دانش‌آموزان و كمك به موفقيت تحصيلى آنها، مسئله افت تحصيلى يكى از مهم‌ترين دغدغه‌ها و مشكلات كنونى نظام آموزش و پرورش است كه هر سال ده‌ها ميليارد ريال بودجه كشور را به هدر مى‌دهد و نيروهاى بالقوه انسانى جامعه را يا از چرخه آموزشى كشور خارج مى‌كند و يا آنها را دچار مشكلات عديده‌اى مانند تكرار پايه تحصيلى، بى‌انگيزشى و بى‌علاقه شدن به ادامه تحصيل، تغيير بعضى حالت‌ها و رفتارهاى مثبت و... مى‌كند.

آمارهاى به‌دست آمده از پژوهش‌هاى در مدارس كشور نشان دهنده آن است كه نرخ افت تحصيلى به صورت مردودى و يا ترك تحصيل زودرس، بسيار بالاست و به طور چشم‌گير، تعداد زيادى از منابع مالى و استعدادهاى انسانى جامعه را تلف كرده و آثار جبران‌ناپذيرى بر جاى گذاشته است. از كل ٦١٢٨٢٣١ دانش‌آموز پنج پايه تحصيل دوره ابتدايى در سال تحصيلى ٦٤ـ١٣٦٣، تعداد ٧٨٢ هزار نفر، يعنى ٧٤/١٢درصد آنها مردود شده‌اند و براى مردودى‌ها در سال تحصيلى بعد، ٢٦٠٧٧ كلاسِ ٣٠نفرى تشكيل شده است. از كل دانش‌آموزان دوره راهنمايى در سه پايه تحصيلى، ٥٢٥٨٣٣ نفر، يعنى ٨٤/٢٦درصد مردود شده‌اند و در سال بعد ١٧٥٢٧ كلاس مجدداً به وسيله اين عده اشغال شده است و نيز از مجموع دانش آموزان متوسطه در پايه‌ها و رشته‌هاى مختلف، ١٣٢٦٢٦ نفر، يعنى ١٣/١٥درصد مردود شده‌اند كه در سال بعد، ٤٤٢٠ كلاسِ ٣٠نفرى را به خود اختصاص داده‌اند. (گلشن فومنى، ١٣٧٥)

در حوزه علميه قم نيز با وجود اقدام‌هايى كه در جهت بهبود وضعيت گزينش طلاب و بالا بردن سطح علمى حوزه انجام گرفته است، باز هم شاهد مواردى از عدم موفقيت و پيشرفت تحصيلى در ميان پذيرفته شدگان هستيم كه موفق به گذراندن درس‌هاى تعيين شده و رسيدن به مدارج علمى لازم نمى‌شوند.

بنابراين لازم است كه اقدامات جدى در جهت بهبود وضعيت موجود و ارتقاى سطح كيفى آموزشى، صورت گيرد. به نظر مى‌رسد يكى از اقدامات مؤثر و عملى در اين زمينه در حوزه علميه قم با توجه به اينكه پذيرش محصلان به صورت گزينشى و انتخابى انجام مى‌گيرد، شناسايى علل و عوامل مؤثر بر موفقيت تحصيل و پيشنهاد گزينش بهينه، مى‌باشد. بى‌ترديد از مهم‌ترين عوامل مهم و تأثيرگذار بر پيشرفت تحصيلى، مؤلفه‌هاى شخصيتى و هوش است كه پژوهش حاضر درصدد است كه رابطه بين مؤلفه‌هاى شخصيتى و هوش طلاب حوزه علميه قم و وضعيت تحصيلى آنها (موفقيت و عدم موفقيت) را بررسى نمايد.

بنابراين پرسش‌هاى اصلى اين پژوهش عبارتنداز:

١. آيا گرايش در سطح مؤلفه‌هاى شخصيتى در طلاب موفق و ناموفق متفاوت است؟
٢. آيا سطح هوش در طلاب موفق و ناموفق متفاوت است؟
٣. آيا سطح هوش در طلاب پايه‌هاى تحصيلى دوم و چهارم متفاوت است؟
٤. آيا گرايش در سطح مؤلفه‌هاى شخصيتى در طلاب پايه‌هاى تحصيلى دوم و چهارم متفاوت است؟
هدف‌هاى پژوهش

هدف‌هاى پژوهش حاضر را مى‌توان به گونه زير برشمرد:

الف) هدف‌هاى علمى

اين اهداف شامل شناخت نحوه ارتباط بين مؤلفه‌هاى شخصيتى و عملكرد تحصيلى (موفقيت و عدم موفقيت تحصيلي)، پى بردن به تأثير برخى از مؤلفه‌هاى شخصيتى در موفقيت تحصيلى و نيز تأثير برخى ديگر از مؤلفه‌هاى شخصيتى در عدم موفقيت تحصيلى و دست‌يابى به ميانگين هوشى طلاب موفق و ناموفق حوزه مى‌باشد.

ب) هدف‌هاى كاربردى

از اهداف كاربرد اين پژوهش، استفاده از نتايج آن به هنگام جذب و گزينش داوطلبان در سطح مراكز آموزشى از جمله حوزه علميه قم مى‌باشد.

فرضيه‌هاى پژوهش

با توجه به پيشينه و چارچوب نظرى پژوهش، امكان تدوين فرضيه‌هايى براى پاره‌اى از سؤالاتِ مطرح شده، وجود دارد.

١. گرايش در سطح مؤلفه‌هاى شخصيتى در طلاب موفق و ناموفق متفاوت است.
٢. سطح هوش در طلاب موفق بالاتر از طلاب غير موفق مى‌باشد.
روش تحقيق
جامعه آمارى و گروه نمونه

در اين پژوهش، جامعه آمارى مشتمل بر كليه محصلان پسر مدارس حوزه علميه قم است كه در شش پايه تحصيلى در سال تحصيلى ٧٨ـ١٣٧٧ مشغول به تحصيل بوده‌اند. واحدهاى نمونه‌گيرى شامل دو پايه تحصيل دوم و چهارم مى‌باشد كه با توجه به موضوع پژوهش، در دو سطح موفق و ناموفق طبقه‌بندى شده‌اند.

روش نمونه گيرى و حجم نمونه

تخصيص حجم نمونه بر اساس متغيرهاى پايه تحصيلى (دوم و چهارم) و سطح پيشرفت تحصيلى (موفق و ناموفق) و برحسب هنجارهاى تعيين شده «كرجسى و مورگان»[٢] بهقرار زير مى‌باشد:

الف) ٥٥ نفر از طلاب پايه دوم تحصيلى شاغل در پنج مدرسه كه به صورت تصادفى از بين مدارس حوزه علميه قم انتخاب شده بودند، در دو گروه ٣٠ و ٢٥نفرى (٣٠ نفر موفق و ٢٥ نفر ناموفق) طبقه‌بندى شدند.

ب) ٥٥ نفر از طلاب سال چهارم شاغل در پنج مدرسه از مدارس حوزه علميه قم كه به صورت تصادفى از بين مدارس حوزه علميه قم انتخاب شده بودند، در دو گروه ٣٠ و ٢٥نفرى (٣٠ نفر موفق و ٢٥ نفر غير موفق) طبقه‌بندى شدند.

ابزار پژوهش

براى سنجش مؤلفه‌هاى شخصيتى از پرسش‌نامه ١٦عاملى شخصيت كتل فرمA استفاده شده است. اين پرسش‌نامه از ١٨٧ پرسش سه گزينه‌اى تشكيل شده است. رگه‌هاى اساسى (رگه‌هاى عمقي) يا عواملى كه اين پرسش‌نامه به اندازه‌گيرى آنها مى‌پردازد، عبارتند از:

  • عاملA (ادوارى‌خويى ـ گسيخته‌خويي).
  • عاملB (هوش عمومى ـ نارسايى عقلي).
  • عاملC (پايدارى هيجانى يا نيرومندى «من» ـ نوروزگرايى عمومى يا ناپايدارى هيجاني).
  • عاملE (سلطه، استيلا ـ اطاعت، تسليم).
  • عاملF (برون‌گردى ـ نابرون‌گردي).
  • عاملG (خلق استوار ـ خلق نارس و وابسته).
  • عاملH (ادوارى خويى متهورانه ـ گسيخته‌خويى اساسي).
  • عاملI (حساسيت هيجانى ـ زمختى رشديافتگي).
  • عاملL (گسيخته‌خويى پارانوياگونه ـ در دسترس بودن اعتمادآميز).
  • عاملM (كولى‌گرى ـ رغبت‌هاى عملي).
روش تجزيه و تحليل داده‌ها

طرح تحليل داده‌ها در پژوهش حاضر، طرح تحليل واريانس دو متغيرى (طرح عاملى ٢×٢)، وضعيت تحصيلى در دو سطح موفق و ناموفق، و پايه تحصيلى در دو سطح دوم و چهارم مى‌باشد و از روش‌هاى توصيفى شامل ميانگين، انحراف استاندارد و ضريب هم‌بستگى نيز استفاده شده است.

نتيجه گيرى

نتايج به‌دست آمده از اجراى آزمون ١٦عاملى شخصيت كتل و تحليل آمارى آنها، نشان مى‌دهد كه بيشترين تفاوت بين ميانگين نمرات آزمودنى‌ها بين دو گروه «موفق تحصيلي» و «ناموفق تحصيلي» در عوامل ١٦گانه آزمون شخصيت كتل، در عامل (بى‌اعتمادى اضطراب‌آميز ـ اعتماد توأم با آرامش) با ميانگين ٣٥٠/٩ M=و ٩٢٠/١٠ M=و انحراف استانداردى برابر ٨٥٦/٣=١ SDو ٧١٣/٣=٢ SDتفاوت (٥٧٠/١) مى‌باشد.

چنانچه در جدول شماره ١ نشان داده شده است.

جدول (١) ميانگين و انحراف استاندارد آزمودنى‌ها در عوامل ١٦ گانه تست شخصيت كتل به تفكيك دو گروه موفق و ناموفق تحصيلى

بنابراين بايد پاسخ پرسش اول پژوهش كه «آيا گرايش مؤلفه‌هاى شخصيتى در طلاب موفق و ناموفق متفاوت است؟» را مثبت و فرضيه تدوين شده بر اساس پيشينه پژوهشى (گرايش مؤلفه‌هاى شخصيتى در طلاب موفق و غير موفق متفاوت است) را تأئيد شده دانست.

تفاوت عامل O در دو گروه موفق و ناموفق به اين ترتيب است كه: ميانگين نمرات طلاب موفق در عامل O به طرف قطب منفى تمايل دارد. در حالى كه تمايل ميانگين نمرات طلاب غير موفق به طرف قطب مثبت است و در مقايسه با نمرات طلاب موفق پايين‌تر از ميانگين نمرات طلاب غير موفق مى‌باشد و معناى آن اين است كه در طلاب غير موفق تمايل خلق غمگين و حساسيت هيجانى بيشتر وجود دارد و گرايش به بى‌ارزش شمردن خود در آنها ديده مى‌شود. وجود اين تمايلات در طلاب غير موفق از يك سو وضعيت درسى و تحصيلى آنها را تضعيف مى‌كند و از سوى ديگر به دنبال افت تحصيلى اين تمايل (خلق غمگين و...) تشديد مى‌شود و در نتيجه در فرد يك دور باطل ايجاد مى‌كند. در حالى‌كه طلاب موفق از آرامش بيشترى برخوردارند و كمتر دچار حساسيت هيجانى، پشيمانى و يأس مى‌شوند و هراس و نشانه‌هاى ضعف روانى در آنها كمتر به چشم مى‌خورد. وجود اين آرامش و عدم حساسيت در طلاب موفق از يك‌سو در پيشرفت تحصيلى آنها مؤثر است و از سوى ديگر با موفقيت تحصيلى، اين آرامش و اميدوارى بيشتر مى‌شود.

همچنين نتايج به‌دست آمده از اجراى آزمون هوش كتل و تحليل آمارى آنها، نشان مى‌دهد كه بين ميانگين نمرات آزمودنى‌هاى دو گروه موفق و ناموفق تحصيلى در عامل هوش با ميانگين ١٦٦/٢٦=١ Mو ١٨٠/٢٢=٢ M و انحراف استانداردى برابر ٠٩٢/٥=١ SPو ٠٠٥/٥=٢ SPتفاوت زياد و چشم‌گيرى وجود دارد (تفاوت ٩٨٥/٣)؛ چنانچه در جدول شماره ٢ آمده است.

گروه‌ها تعداد ميانگين انحراف استانداردى
موفق ٥٥ ١٦٦/٢٦ ٠٩٢/٥
ناموفق ٥٥ ١٨٠/٢٢ ٠٠٥/٥