نقش نماز در آرامش روان
علىاحمد پناهى[١]چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسى رابطه تقيّد به نماز و آرامش روان در دانشآموزان دبيرستانى شهرستان قم انجام شده است.
براى انجام اين پژوهش، ٦٠٤ نفر از دانشآموزان شهرستان قم در مقطع دبيرستان از مناطق چهارگانه قم به طور تصادفى انتخاب شدند.
پس از اجراى دو پرسشنامه (پرسشنامه تقيّد به نماز و پرسشنامه اضطراب اشپيل برگر) دادههاى بهدست آمده با استفاده از فنون آمارى مربوطه تجزيه و تحليل شد و نتايج زير بهدست آمد:
- ١. بين تقيد به نماز و سطح اضطراب دانشآموزان، رابطه معنادار وجود دارد و هر قدر تقيّد دانشآموزان به نماز بيشتر باشد، از آرامش روانى بيشترى برخوردار مىشوند.
- ٢. تقيّد دانشآموزان دختر به نماز بيشتر از دانشآموزان پسر است.
- ٣. رابطه تقيّد به نماز و اضطراب حالت، بيشتر از رابطه تقيّد به نماز و اضطراب صفت است؛ يعنى نقش تقيد به نماز در كاهش اضطراب حالت بيشتر است.
كليد واژهها: تقيّد به نماز، آرامش روان، اضطراب حالت، اضطراب صفت.
مقدمهبىترديد، انسان در حيات اجتماعى خويش از عوامل متعددى تأثير مىپذيرد و خود نيز در يك تعامل پيوسته با آنها بر محيط پيرامون خويش اثر مىگذارد؛ به گونهاى كه در درياى موّاج محيط، گاهى به تلاطم مىافتد و تحت تأثير موجهاى سنگين قرار مىگيرد؛ حركت مىكند و گاهى از حركت باز مىايستد؛ گاه نظاره مىكند، به عقب برمىگردد يا به جلو مىرود؛ گاهى نگران و ملول است و آرامش قلبى ندارد و به آينده اميدوار نيست. گاهى نيز نورانى و با نشاط است و با اطمينان خاطر، وظايف انسانى خود را انجام مىدهد.
انسانها به طور طبيعى، افزون بر تأثيرپذيرىهاى پيرامونى، از باورها و عملكردهاى خود نيز تأثير مىپذيرند. در واقع، انگيزههاى درونى، به باورهاى درونى و واكنشهاى افراد وابسته است. از اين رو، برخى افراد با انگيزهاى بسيار قوى در حيات بشرى خود فعاليت مىكنند و بعضى، نشاط و شادابى كمترى دارند و بيشتر گرفتار نگرانى هستند.
در ميان آموزههاى دينى، عبادت و ذكر خدا از جايگاه ويژهاى برخوردار است و در ايجاد بهداشت روانى و آرامش روانى افراد نقش اساسى دارد؛ چنانكه بعضى از بزرگان فرمودهاند: تا زمانى كه سلامت و بهنجارى اعتقادى حاصل نشود، سلامت روانى هم حاصل نمىگردد.[٢] از نظر روانشناسان، بيشتر بيمارىهاى روانى كه از فشارهاى روانى و ناكامىهاى زندگى برمىخيزد، در ميان افراد غيرمذهبى ديده مىشود. كارل يونگ[٣]مىگويد: در طول سالها درمان بيمارىهاى روانى، حتى يك بيمار را نديدم كه مشكل اساسىاش نياز به گرايش دينى در زندگى نباشد. به جرئت مىتوان گفت همه بيماران روانى به اين دليل بيمار شدهاند كه از درونمايههاى دينى در زندگى بىبهره بودند و تنها وقتى به طور كامل درمان شدند كه به دين و ديدگاههاى دينى بازگشتند.[٤] افراد مذهبى به هر نسبت كه ايمان محكمى داشته باشند، از بيمارى روانى دورتر هستند. از اين رو، يكى از پىآمدهاى زندگى در عصر حاضر كه برآمده از ضعف ايمان مذهبى است، افزايش بيمارىهاى روانى و عصبى است.
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ أَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.(رعد: ٢٨) آنها كه به خدا ايمان آوردهاند، دلهاشان به ياد خدا آرام مىگيرد. آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامبخش دلهاست.
از جمله آثار ياد خدا آرامش خاطر است و اين اثر، در اقامه نماز آشكار است؛ زيرا اقامه نماز، سبب آرامش خاطر و رفع نگرانىها مىشود: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي(طه: ١٤)؛ نماز را به خاطر ياد من به پا داريد».
پيامبر گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
مثل البيت الّذى يذكر اللّه تعالى فيه و البيت الّذى لايذكر اللّه فيه كمثل الحى و الميّت؛[٥] مَثَل خانهاى كه در آن از خدا ياد مىشود و خانهاى كه در آن يادى از خدا به ميان نمىآيد، مَثَل زنده و مرده است.
يعنى خانه و دلى كه خدا در آن ياد مىشود، آباد و آرام است و خانه و دلى كه از ياد خدا تهى است، ويران و تاريك است و اندوه و آشفتگى آن را فرا گرفته است.
پژوهشگران مختلفى در سراسر جهان درباره تأثير مذهب، محيطهاى مذهبى و آداب و رسوم دينى در سلامت روانى افراد، بهداشت روانى جامعه و بهبودى بيماران روانى و مقاوم كردن افراد در برابر رخدادهاى دردناك و ايجاد آرامش پژوهش كردهاند و به دستآوردهاى مهمى رسيدهاند. با وجود اختلاف روشها، محيطها و موضوعهاى مورد بررسى، تقريباً همه اين پژوهشها تأييد مىكنند كه در محيطهاى مذهبى و جامعههايى كه ايمان مذهبى در آنها بيشتر است، ميزان اختلالهاى روانى و بهويژه افسردگى به طور محسوسى كمتر از ميزان آنها در محيطها و جوامع غير مذهبى است و افراد مذهبى به طور كلى، در مقايسه با ديگران سلامت روانى بيشترى دارند. در ادامه به برخى از اين پژوهشها اشاره مىكنيم:
الف) پالينكاس[٦] (١٩٨٢ م.) با بررسى نقش سخنرانىها و موعظههاى مذهبى در كاهشنگرانى چينىهاى مسيحى مهاجر مقيم سان ديه گو، مىگويد مراسم مذهبى براى اين افراد نوعى حالت حمايتى ايجاد مىكند؛ زيرا دوستىهاى رهايىبخش و شفا دهنده مرتبط با حالتهاى روحانى، براى آنها سلامتى روانى ايجاد مىكند.
نتايج اين پژوهش نشان مىدهد كه حضور در مكانها و مراسم مذهبى، به كاهش ميزان نگرانىها و احساس تنهايى افراد مىانجامد.
ب) موريس[٧] (١٩٨٣ م.) با اجراى آزمون اضطراب و افسردگى در مورد مردان و زنانبيمار، و بررسى تأثير زيارت اماكن مقدسه بر نگرانىها و افسردگىها، به اين نتيجه دست يافت كه جوّ مذهبى موجود در اين مكانها با ايجاد اميدوارى و تقويت ايمان مذهبى افراد، به كاهش نشانههاى نگرانى و افسردگى در افراد مىانجامد.
ج) هربرت نبسون در پژوهش خود در دانشگاه هاروارد امريكا نشان داد كه وقتى مردم دعا مىكنند و نماز مىخوانند، فشار خونشان به گونهاى محسوس كاهش مىيابد، ميزان متابوليسم بدن و شمار ضربان قلب و تنفس، بسان واكنشهاى آرامبخش تنظيم و تعديل مىشود؛ حالتى كه در بسيارى از موارد، حتى با قوىترين داروها غيرممكن است.[٨]
د)كونيگ[٩] (١٩٩٤ م.) با پژوهش درباره نسبت مذهب با سلامت روانى افراد ثابت كردكه مذهب براى افراد در برابر عوامل زيانآور و تنشزاى محيطى يك سپر دفاعى ايجاد مىكند. وى با بررسى متنهاى مذهبى مسيحى و يهودى اظهار مىدارد حديثها، باورها و مراسم مذهبى، سلسله گستردهاى از پى آمدهاى مثبت و استحكامبخش روانشناختى در افراد بزرگسال ايجاد مىكند. همچنين كونيك (١٩٩٨ م.) در يك پژوهش ميدانى، نقش مقابلههاى مذهبى و ميزان اثرگذارى مسائل عبادى را در يك گروه ٤٥٥ نفرى از بيماران طبى بررسى كرد. در اين پژوهش، ٤٢% افراد تصريح كردند كه يك يا چند عامل مذهبى آنان را در مقابله با بيمارى يا به طور كلى در زندگى يارى رسانده است. همچنين ٧٣% گفتند از مذهب و اعمال مذهبى به عنوان يك برنامه مقابلهاى بهره مىگيرند؛ زيرا نقش بسزايى در آرامش روانى آنان دارد.
ه) نتايج پژوهش ديگرى بر روى ٢٥٠ بيمار در يكى از بيمارستانهاى لندن نشان داد كه ٧٩% از آنان از باورهاى مذهبىشان به عنوان روش مقابله استفاده مىكنند (كينگ،[١٠]١٩٩٩ م.؛ به نقل از: هاريسون،[١١]٢٠٠١ م.).
و) گارتز و همكارانش (١٩٩١ م.) در زمينه سلامت روانى و باورهاى مذهبى، شش مقاله را بررسى كردند و دريافتند كه در تمام اين بررسىها، ميان باورهاى مذهبى و سلامت روانى رابطه مثبتى وجود دارد.
ز) همچنين كيت[١٢] (١٩٩٢ م.) تأكيد دارد كه مذهب مىتواند جاىگزينى براى همهمؤلفههاى تأثيرگذار همچون عوامل اجتماعى، سياسى، اقتصادى و خانوادگى شود. نيز مذهب مىتواند در رضايت و تعادل و سلامت روانى فرد نقش اساسى داشته باشد (به نقل از: بيانزاده، ١٣٧٩ ه . ش).
ح) كولكاى[١٣] (١٩٨٦ م.) تأثير نماز و دعا را در كاهش نگرانىها بررسى كرد و در اينبررسى، ٤٢% افراد نمونه او، گزارش كردند كه نماز نگرانىها را پايين مىآورد.
ط) در پژوهشى كه آقاى غفور موسوى و همكارانش (١٣٧٦ ه . ش) در درمانگاههاى بيمارستان خورشيد انجام دادند، دريافتند كه شمار افراد بىنماز در ميان مبتلايان به افسردگى بيشتر است و درصد بيشترى از مبتلايان، هرگز نماز نمىخواندند.
ي) آقايان ابراهيمى و نصيرى (١٣٧٥ ه . ش) در پژوهشى با عنوان بررسى رابطه ميان عملكرد دين و افسردگى، نشان دادند كه نگرشهاى مذهبى و برپادارى نماز هر كدام به گونهاى در حفظ تعادل روانى و استمرار اميدوارى انسانها تأثيرگذارند.
ك) صالحى (١٣٧٩ ه . ش) در يك بررسى توصيفى ـ تحليلى كه با هدف تعيين نقش نماز در كاهش اختلالهاى روانى بر روى دانشجويان علوم پزشكى هرمزگان انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه ميزان افسردگى و نگرانى در افرادى كه همواره نماز مىخوانند، كمتر از افرادى است كه هرگز نماز را به جا نمىآورند.
ل) همچنين آقاى روحى عزيزى (١٣٨٠ه . ش) در پژوهشى با عنوان تأثير نماز بر سلامت جسمى ـ روانى، كه بر روى ٤٥ دانشجوى دختر و پسر انجام داد، دريافت كه بيش از ٩٠% نمازگزاران پس از انجام اين فريضه الهى به حالت آرامش مىرسند.
م) سيف (١٣٨٠ ه . ش) در پژوهشى كه روى ١٨٠ نفر انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه افراد پاىبند به عبادت، همواره نصف افراد غير پاىبند به عبادت، به افسردگى دچار شدهاند.
ن) آقايان البرزى و سامانى (١٣٨٠ه . ش) در پژوهشى بر روى ١٦٥ نوجوان دختر و پسر ١٤ تا ١٩ ساله، نتيجه گرفتند كه بين نگرش مذهبى و افسردگى رابطه معنادارى وجود دارد و با افزايش ميزان نگرش مذهبى و انجام فريضههاى دينى، ميزان افسردگى در نوجوانان كاهش مىيابد. همچنين پژوهشهاى تجربى و ميدانى ثابت مىكند كه هرچه ارزشهاى دينى و عبادى عميقتر باشد و هرچه افراد بيشتر به انجام فريضههاى دينى بپردازند، از سلامت و آرامش روانى بيشترى برخوردارند. در اين زمينه، دوناهو[١٤](١٩٨٥ م.) در پژوهشهاى خود به اين نتيجه رسيد كه مذهبيكى از بهترين روشهاى درمانى است و با سلامت روانى افراد رابطه مثبت دارد. ايشان دريافت افرادى كه داراى مذهب درونسو هستند، يعنى مذهب در ذات آنها ريشه دارد و در رفتارهايشان نيز مذهبىتر هستند، در مقايسه با افرادى كه مذهب برونسو دارند، يعنى مذهب را وسيلهاى براى چيز ديگر مىدانند و يا از نظر مذهبى، سطحى هستند، سلامت روانى بهترى دارند. همچنين زاكرمن[١٥] و همكارانش (١٩٨٤م.) در پژوهشى، گزارش كردند در افراد سالمندى كه نمره كمترى در شاخص مذهبى بودن داشتند، ميزان مرگ و مير ٤٢% بود؛ در حالى كه اين ميزان براى سالمندانى كه نمره شاخص مذهبى بالايى داشتند، ١٩% بود. (به نقل از: كونيگ، ١٩٩٤)
ف) در پژوهش ويلتز و كريدر (١٩٩٨ م.) كه بر روى يك نمونه ١٦٥٠ نفرى انجام دادند، اين نتيجه بهدست آمد كه نگرشهاى مذهبى با سلامت روانى رابطه مستقيم دارد؛ يعنى هرچه افراد، مذهبىتر باشند و به ارزشهاى دينى تقيّد بيشترى داشته باشند، سلامت روانى بيشترى دارند و از نظر روانى، نگرانى كمترى احساس مىكنند.
ما نيز در اين پژوهش، كوشيدهايم رابطه ميان پاىبندى به نماز و سطح اضطراب را در ميان دانشآموزان دبيرستانى بررسى كنيم. آيا دقت در انجام اعمال دينى، سبب آرامش روانى بيشترى در نوجوانان مىشود؟ آيا رابطه انجام فريضههاى دينى بهويژه نماز و كاهش اضطراب در دختران و پسران برابر است يا متفاوت؟
بررسى اين پرسشها مىتواند به ترويج نماز در جامعه و پاىبندى بيشتر افراد به آن كمك كند.
جامعه آمارىجامعه آمارى پژوهش حاضر، تمام دانشآموزان دختر و پسر پايه دوم دبيرستانى شهرستان قم هستند كه در سال تحصيلى ٨٢ ـ ١٣٨١ در حال تحصيل بودهاند.
دلايل انتخاب اين جامعه براى پژوهش حاضر، به قرار زير است:
- ١. در دسترس بودن جامعه مورد پژوهش؛
- ٢. پراكندگى قشرهاى جمعيتى در مناطق چهارگانه آموزش و پرورش شهرستان قم و در نتيجه، برخوردار بودن از سطحهاى مختلف فرهنگى ـ اقتصادي؛
- ٣. آغاز سن تكليف افراد و توجه به اجراى فريضه الهى نماز؛
- ٤. رسيدن به انديشههاى انتزاعى و داشتن توانايى پاسخگويى به پرسشهاى چهار گزينهاي.
ابزارهاى ارزشيابى كه در اين پژوهش از آن، بهره بردهايم، عبارتند از:
- ١. مقياس اضطراب اشپيل برگر (پرسشنامه ٤٠ پرسشى از فرم بلند اضطراب).
- ٢. مقياس نماز خود پژوهشگر.
اين پرسشنامه به منظور استفاده مشاوران، روانشناسان بالينى و روانپزشكان تدوين گرديده است. اضطراب آشكار و پنهان را نخست، كتل به عنوان سازههاى سنجشپذير معرفى كرد و سپس، اشپيل برگر آن را به گونه كاملترى مطرح ساخت.
اين پرسشنامه در بيش از ٤٠ پژوهش ميانْ فرهنگى استفاده شده است. اين آزمون چهل عبارت دارد كه ويژگى اضطراب را به دو صورت «حالت» و «صفت» مىسنجد. اجراى آن به صورت فردى و گروهى امكانپذير است و پاسخ دادن به آن به طور ميانگين، نزديك به ٦ دقيقه طول مىكشد. نيمى از عبارتهاى اين آزمون در مورد بررسى ويژگىهاى مثبتى مانند: «احساس ايمنى مىكنم» و نيمى ديگر در مورد بررسى ويژگىهاى منفى همچون: «احساس تنش، ترس و آشفتگى مىكنم» است. (هومن، ١٣٧٧ ه . ش)
اضطراب، حالت يك واكنش هيجانى است كه از موقعيتى به موقعيت ديگر تفاوت مىكند. همچنين اضطراب، صفت يك ويژگى شخصيتى است و فراوانى و شدت واكنش هيجانى شخص را نسبت به فشارهاى وارد شده بر او بازتاب مىدهد و از اين نظر، ميان مردمان تفاوت آشكارى وجود دارد. اضطراب صفت، ويژگى شخص است، نه ويژگى موقعيتى كه شخص با آن روبهرو است.
دلبستگى اشپيل برگر[١٦] به اين دو نوع اضطراب، سبب شد كه نظريه اضطراب حالت ـ صفترا مطرح كند كه آن هم به تدوين آزمون اضطراب حالت ـ صفت انجاميد. [١٧](STAI)
اين پرسشنامه دو نمره به دست مىدهد؛ يك نمره براى اضطراب صفت و يك نمره براى اضطراب حالت. [مقياس سنجش اضطراب صفت، داراى ٢٠ ماده و مقياس سنجش اضطراب حالت نيز داراى ٢٠ ماده ديگر است. آزمودنى بايد احساس خود را با يك مقياس ٤ درجهاى بيان كند.]
٢. پرسشنامه ميزان پاىبندى به نمازاين آزمون را كه آزمون پاىبندى به نماز نام دارد، خود پژوهشگر ساخته است و بيست پرسش دارد كه هر كدام به جنبه خاصى از جنبههاى نماز و توجه به آن پرداخته است. در مقابل هر پرسش، پنج گزينه وجود دارد كه افراد مورد آزمون، بايد يك گزينه را علامت بزنند. گزينههاى هر پرسش عبارتند از (بسيار كم، كم، متوسط، زياد، بسيار زياد). همچنين براى هر گزينه، يك نمره در نظر گرفته شده است؛ براى مثال، براى گزينه بسيار كم، نمره يك و براى گزينه كم، نمره ٢ و...، در نظر گرفتهايم.
اعتبار پرسشنامه نمازاعتبار و روايى آزمون با اجراى آن بر روى ٦٠٨ دانشآموز سنجيده شده است؛ به گونهاى كه به كمك ضريب آلفا كرونباخ، ميزان هماهنگى درونى يا اعتبار اين آزمون، ٩٣/٠ بهدست آمده و هيچ پرسشى نيز حذف نگرديده است.
چگونگى نمرهگذارى آزمون پاىبندى به نمازدر اين آزمون براى هر كدام از ٥ گزينه هر پرسش، يك نمره در نظر گرفتهايم كه پس از اجراى آزمون بر روى دانشآموزان، جمع نمره هر فرد بدون اينكه تغيير مقياسى در پرسشها داده شود، نمره كل ميزان پاىبندى فرد را به نماز نشان مىدهد؛ به گونهاى كه هرچه جمع نمرههاى آزمودنىها بيشتر مشاهده شود، نشان مىدهد كه ميزان پاىبندى او به نماز بيشتر است و نماز را با حضور قلب و توجه بيشترى ادا مىكند.
روش تحليل دادههامتغيرهاى موجود در پژوهش حاضر، عبارتند از: پاىبندى به نماز (به عنوان متغير پيشبين) و سطح اضطراب (به عنوان متغير ملاك).
اين پژوهش، از نوع پژوهشهاى همبستگى است؛ زيرا در مورد چند متغير در يك گروه آزمودنى، بدون آنكه هيچ كدام از متغيرها دستكارى شود، اطلاعاتى بهدست مىآيد.
براى بررسى پرسشهاى پژوهش و تجزيه و تحليل دادههاى بهدست آمده، از روش آمارى همبستگى پيرسون (با استفاده از برنامه نرمافزارى SPSS) بهره بردهايم.
اين روش آمارى، چنين است كه نخست از رابطه زير، همبستگى دو متغير محاسبه مىشود، آنگاه به كمك تبديل و درجه آزادىو سطح
درباره رابطه بهدست آمده داورى شده است.
در موردى كه به تحليل صفات مورد سنجش در دو گروه پرداخته شده است و كوشيدهايم رابطه ميان ميزان پاىبندى به نماز و دچار شدن به اضطراب را در دو گروه دختران و پسران با هم مقايسه كنيم، پژوهش از نوع پس رويدادى (علّى مقايسهاي) است. در اين مورد، براى تفاوت ميان ميانگينها از رابطه زير استفاده شده است.
در اين صورت، با توجه به درجه آزادى و سطح خطاى ٥ درصد
، درباره معنادار بودن تفاوت ميان ميانگينها داورى شده است.
پرسش اصلى آزمون اين است كه «آيا ميان ميزان پاىبندى به نماز و دچار شدن به اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان سال دوم دبيرستانى شهرستان قم رابطه معكوس وجود دارد؟» در پاسخ به اين پرسش، نتيجههاى بهدست آمده از آزمون همبستگى اين پرسش آمارى كه آيا «همبستگى ميان نمرههاى ميزان پاىبندى به نماز و دچار شدن به اضطراب حالت، صفت با صفر تفاوت معنادارى دارد؟» در جدول زير ارائه شده است.
| ويژگىآمارى | ||||||
| ميانگين | انحراف استاندارد | تعداد | سطح معنادارى | همبستگى | ||
| شاخصها | نماز | ٧٠/٧٤ | ٠٨/١٤ | ٦٠٨ | ٧٧٦/٠ | ٦٨١/٠- |
| اضطراب حالت | ٤٢/٤٣ | ٤٦/١٥ | ٦٠٨ | ١٥١/٠ | ٦٨١/٠- | |
| اضطراب صفت | ٣٨/٤٦ | ٥٦/١٣ | ٦٠٨ | ١٦/٠ | ٥٨٦/٠- | |