سال ششم، شماره سوم، پياپي ٢٣، تابستان ١٣٩٤
محمدداود مدقق / دانشجوي دكتري فلسفة علوم اجتماعي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره [email protected]
حامد حاجي حيدري / استاديار جامعه شناسي دانشگاه تهران [email protected]
دريافت: ٢٧/٩/١٣٩٣ ـ پذيرش: ١٨/٣/١٣٩٤
چكيدهچگونگي رابطة عامليت و ساختار، معضل اساسي علوم اجتماعي است. نظرية ساخت يابي با هدف پايان دادن به امپراطوري نظريه هاي هرمنوتيكي از يك سو و ساختارگرايي و كاركردگرايي از سوي ديگر، در نظر دارد تبييني كفايتمندتر در اين زمينه ارائه دهد. در راستاي هدف بومي سازي علوم انساني و با توجه به محوريت مباني معرفتي در نظريه هاي اجتماعي، اين پژوهش با روش تحليلي ـ اسنادي در پي روش شناسي نظرية مزبور از منظر حكمت اسلامي است. پژوهش حاضر به اين نتيجه رهنمون مي شود كه اگر چه نظرية ساخت يابي، علوم اجتماعي را از چنگال افراط و تفريط گرايي كل گرايي روش شناختي و فردگرايي روش شناختي در باب رابطة عامليت و ساختار نجات مي دهد، به دليل عدم اتخاذ موضع واقع بيانه دربارة هستي، انسان و معرفت نمي تواند راه حل اساسي به شمار آيد.
كليدواژه ها: روش شناسي، عامليت و ساختار، حكمت متعاليه، گيدنز.