سال ششم، شماره دوم، پياپي ٢٢، بهار ١٣٩٤
حسين خنيفر / دانشيار پرديس فارابي دانشگاه تهران [email protected]
ميثم آقداغي / دانشجوي دکتراي مديريت دولتي پرديس فارابي دانشگاه تهران
دريافت: ١٦/٩/١٣٩٣ ـ پذيرش: ٢٩/١/١٣٩٤
چکيدهخط مشي فرهنگي نوعي خط مشي عمومي است که عرصة فرهنگ را در کانون توجه خود دارد. رابطة وثيق دين و فرهنگ به ويژه نقش جهت دهنده اي که آموزه هاي ديني در قبال فرهنگ دارند، ضرورت مطالعة تأثيرگذاري نظام مند اين آموزه ها بر خط مشي گذاري فرهنگي را دوچندان مي کند. در اين مقاله پس از بررسي اجمالي تعاريف و ويژگي هاي خط مشي عمومي و فرهنگ، به منزلة دو مقوم اصلي خط مشي فرهنگي، به تعريف و خاستگاه خط مشي فرهنگي در ساحت نظري و عملي و نسبت دين و فرهنگ اجمالاً اشاره، و سپس با استفاده از ساده سازي مقولة پيچيدة خط مشي گذاري فرهنگي، سه سطح از تأثيرگذاري آموزه هاي اسلامي در خط مشي گذاري معرفي و تحليل شده است. در سطح نخست، تعاليم ديني در مرحلة ارزيابي و انتخاب خط مشي از ميان پيشنهادها و گزينه هاي موجود به کمک خط مشي گذاران مي آيند. در سطح دوم تعاليم ديني به مثابه گنجينه اي غني از معارف به منزلة منبع استخراج گزينه ها و ساخت خط مشي ها به کار مي روند. در سطح سوم که عميق ترين سطح در اين الگوست، اساساً خود مسئله از منظر آموزه هاي ديني واکاوي مي شود تا وقت و هزينة خط مشي گذاران صرف مسائل داراي اهميت و اولويت شود. در پايان به نهادهاي متولي خط مشي گذاري فرهنگي به ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد شده فرايند جاري خط مشي گذاري خود را با اين الگوي سه سطحي مقايسه کنند و در صورت نياز سطح بهره مندي از آموزه هاي ديني را ارتقا دهند.
کليدواژه ها: خط مشي فرهنگي، فرهنگ، خط مشي عمومي، اسلام، مدل فرايندي، تصميم گيري.