معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٨ - اصلاح الگوي مصرف با تأكيد بر نقش آموزش در مديريت مصرف انرژي

اصلاح الگوي مصرف با تأكيد بر نقش آموزش در مديريت مصرف انرژي

، سال اول، شماره دوم، بهار ١٣٨٩، ص ١٥٥ ـ ١٧٠

اصلاح الگوي مصرف
با تأكيد بر نقش آموزش در مديريت مصرف انرژي

مهدي سبحاني نژاد* / عبداله افشار**

چکيده

اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتار اسراف گرايانه دغدغه حدود دو دهه مقام معظم رهبري است که بارها نسبت به اين موضوع هشدار داده و سرانجام سال ١٣٨٨ را به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف مطرح كردند. اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي، كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته، بيش از پيش نيازمند اصلاح الگوي مصرف جهت نيل به ايجاد عدالت و پيشرفت هستيم؛ اصلاحي كه مي‌تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت و پيشرفت در كشور داشته باشد.

اين پژوهش نقش آموزش در مديريت مصرف انرژي كشور را به عنوان يکي از مؤلفه‌هاي تحقق بخش اصلاح الگوي مصرف در کنار مؤلفه‌هاي آگاهسازي و اطلاع رساني از وضعيت ميزان توليد مصرف انرژي در کشور، فرهنگ‌سازي، طراحي برنامه‌هاي آموزشي مصرف انرژي در مقاطع گوناگون آموزشي، مديريت مصرف، پرهيز از تجمل‌گرايي و مصرف‌زدگي را مورد بحث قرار داده است.

کليد واژه‌ها: آموزش، مديريت مصرف، انرژي، اصلاح الگوي مصرف.


* استاديار گروه مديريت و برنامه ريزي آموزشي دانشگاه شاهد تهران [email protected]

** کارشناس ارشد علوم تربيتي دانشگاه شاهد تهران. دريافت: ١٩/٢/٨٩ ـ پذيرش: ٢٦/٤/٨٩.  Afshar١٤٠٤@gmail.com

 

مقدمه

سالانه بخش زيادي از منابع انرژي کشور به دلايلي چون مناسب نبودن فناوري، ارزان بودن انرژي، عدم دقت در مصرف از بين مي‌رود. اين امر موجب شده كه علاوه بر کاهش منابع خدادادي انرژي کشور، موجب افزايش آلودگي و صرف هزينه‌هاي سنگين به منظور استحصال، توليد، انتقال و توزيع انرژي گردد، نتيجه آن، عدم امکان دستيابي به اهداف تعيين شده در چشم انداز ٢٠ ساله توسعه کشور خواهد بود. بر اساس سند چشم انداز ٢٠ ساله، آينده کشور تا سال ١٤٠٤، به گونه اي ترسيم شده که «ايران کشوري است توسعه يافته با جايگاه اوّل: اقتصادي، علمي و فن‌آوري، در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين‌الملل»[١]. يکي از چالش‌هاي کنوني در دستيابي به اهداف اين سند، تأمين انرژي مطمئن براي رشد اقتصادي پرشتاب است. اين مشکل نه تنها در کشور ما بلکه در بسياري از کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته هم سوي است. از اين‌رو، تلاش مي‌شود با تدوين استاندارد و نظارت كافي بر مصرف انرژي و با اعمال روش‌هاي گوناگون از قبيل اطلاع رساني از ميزان مصرف انرژي، راهنمايي در زمينه مصرف صحيح انرژي و تعديل قيمت حامل‌هاي انرژي، مصرف انرژي را در كشور کنترل کرده و نيازهاي زيست محيطي و توسعه زيربنايي را فراهم نمايند.

آموزش مديريت مصرف، آگاهسازي مردم از فرايند توليد انواع انرژي، ميزان مصرف سرانه مردم کشور ما نسبت به ساير کشورها ـ حتي کشورهايي که جمعيتي به مراتب بيشتر از ما دارند و برابري ميزان مصرف کشور ما نسبت به اين کشورها در برخي از اقلام مصرف انرژي ـ و...، جملگي از مواردي است که ضرورت اطلاع رساني به مردم و آموزش استفاده صحيح و بهينه از انرژي را بيان مي‌کند.

آنچه در اين مقاله بررسي مي‌شود. آموزش مديريت مصرف و يا اطلاع رساني و آگاهسازي جهت كاهش مصرف نيست؛ چرا که يکي از شاخص‌هاي اصلي رشد هر جامعه‌اي ميزان مصرف مردم آن کشور است، بلکه هدف اين است که از طريق آموزش روش‌هاي صحيح مصرف، مردم را نسبت به اهميت استفاده صحيح و بهينه از انرژي آگاه نمايد.

مفهوم شناسي پژوهش

«اصلاح الگوي مصرف» عبارت است از: نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع کشور به گونه‌اي که موجب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و کاهش هزينه‌ها شده و زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي شود. «اصلاح مصرف» با «اصلاح الگوي مصرف» با يكديگر تفاوت دارند، نبايد آن دو را با هم خلط نمود.[٢] از سوي ديگر، «اسراف» در معاني گزاف کاري کردن، در گذشتن از حد ميانه و نيز تلف کردن مال، ولخرجي کردن، افراط و تبذير  به کار رفته است. «صرفه جويي» را نيز اندازه نگاه داشتن در خرج، پس انداز کردن و اقتصاد تعريف شده است[٣]

«مصرف كردن» يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن.  مصرف بيش از حد، داراي بار منفي در جامعه بوده و آثار مهمي بر زندگي سازگار با محيط ‌زيست جوامع باقي مي‌گذارد[٤] شواهد اميد بخشي وجود دارد مبني بر اينكه سبک زندگي ساده، افراط‌گرايي اقتصاد نوين را رّد کرده و مصرف کنندگان را درگير زندگي سازگار با محيط زيست مي‌کند.[٥]

پديده مصرف گرايي و اسراف، كه در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار دارد، يكي از بزرگترين آفات‌ها و آسيب‌هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداي متعال واقع شده است و مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است. به طور كلي اسراف هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف منابع را دربرمي‌گيرد. يکي از علل اصلي آسيب‌هاي محيط زيستي و اجتماعي، مصرف‌گرايي است. مصرف‌گرايي، اصطلاحي است که براي توصيف آثار و پيامدهاي جمع آوري اموال و خريد مواد براي افزايش خوشبختي و موقعيت اجتماعي به کار مي‌رود.[٦] مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است؛ زيرا ميل به مصرف بي‌رويه نيازي كاذب است كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد مي‌شود.

اسراف از منظر اسلام

دين مبين اسلام بهره‌ بردارى مشروع از نعمت‌هاى الهى و امكانات زندگى را مباح، روا و اسراف و زياده ‌روى را حرام و ناروا مى‌داند. اين به اين دليل است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانايى و كارآيى خود، در برابر جامعه مسئوليت دارد. در اين صورت، فرد اسراف كار به اجبار از اجراى مسئوليت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‌ماند و از اين رهگذر، بر پيكر جامعه ضربه مى‌زند. دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است.

از منظر تعاليم دين اسلام، نه تنها مصرف كردن امري مذموم و ناپسند نيست، بلكه مورد تشويق هم واقع مي‌شود. البته با رعايت شرايط خاصي همانند:

١. اطعام مستمندان: «پس بخوريد از آن و به مستمندان و فقيران طعام دهيد»(انعام:١٤٤)

٢. عدم اسراف: «و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد».(اعراف:٣٠)

٣. ميانه روي: امام علي(ع) مي‌فرمايند: «هر كس در زندگي ميانه رو باشد، پيوسته بي نياز خواهد بود و ميانه ‌روي كمبودهايش را جبران مي‌كند»[٧]

٤. عدم تبذير: امام عسكري (ع) مي‌فرمايند:ميانه روي ‌اندازه‌اي دارد. اگر از آن مقدار بگذرد، خسيسي و بخيلي است.[٨]

در قرآن كريم واژه ي «اسراف‌» و مشتقات آن بارها به كار رفته است، در بيست و سه مورد لفظ «اسراف‌» استعمال شده كه در هر مورد، اين واژه مفهومى ويژه دارد. در غالب موارد، مقصود از «اسراف»، جنبه‌هاى اخلاقى، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، تنها در چهار مورد، اسراف جنبه مالى را شامل مى‌شود. قرآن كريم در اين زمينه مي‌فرمايند: «اين‌گونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است»(يونس:١٢)؛ «اطاعت فرمان مسرفان نكنيد»(شعرا:١٥) «و به راستى فرعون برترى ‌جويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسراف‌كاران بود»(يونس:٨٣)«آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ مى‌گيرند، بلكه بين اين دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند».(فرقان:٦٧)

«به درستى كه خداوند ستمكاران را هدايت نخواهد كرد»(انعام:١٤٤)؛ «خداوند مسرفان را دوست ندارد»(اعراف:٣٠)؛ «خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد»(غافر:٢٨).

خداوند در جايي ديگر مى فرمايد: «از رفتار رؤساى مسرف ستمگر پيروى نكنيد» (شعرا:١٥١)؛ «پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ايمان نياوردند جز فرزندان قبيله او، آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآيند كه فرعون آن روز در زمين بسيار علو و سركشى داشت. البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود»(يونس:٨٣)

آثار و پيامد‌هاي اسراف

با توجه به نهي شديد از مصرف گرايي افراطي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي، مي‌توان گفت بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد؛ چرا كه «مصرف» به خودي خود عاملي مؤثر در توليد، رشد و توسعه اقتصادي است و موجب ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي‌گردد. آنچه كه مذموم و موجب هدررفتن منابع ملي است، مصرف نامناسب، نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه است كه موجب مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي‌گردد. از اين‌ىرو، فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح زمينه‌هاي الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير است. از مهم‌ترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي، كه موجب كم رنگ شدن ارزش‌ها و هنجارهاي ديني و معنوي مي‌شود، مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

١. محروميت از دوستي با خدا. خداوند مي‌فرمايد: «خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد». (انعام:٤١)

٢. فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي‌شود. به عبارت ديگر، سرچشمه فساد، اسراف است زيرا خداوند مي‌فرمايد: «پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان كساني كه در زمين فساد مي‌كنند و اصلاح نمي كنند». (شعراء: ١٥٠ـ١٥٣)

٣. گمراهي و محروميت از هدايت الهي: از ديگر آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف‌گرايي، گمراهي و محروميت از هدايت الهي است. خداوند متعال مي‌فرمايد: «اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي‌سازد» (غافر:٣٤)

از ديگر پيامدهاي مصرف گرايي شديد در جامعه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

١. افزايش واردات و وابستگي كشور: اشاعه فرهنگ مصرف گرايي موجب افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي‌شود. اين امر خود زمينه ورود به رويه كالاهاي خارجي به كشور براي رفع نيازهاي فرد و جامعه  به توليد كالاهاي خارجي شده كه خود و افزايش واردات و تضعيف توليدات داخلي و سرانجام وابستگي كشور را به دنبال دارد.

٢. آثار منفي در فضاي معنوي جامعه: از جمله پيامد منفي مصرف‌گرايي و روحيه تجمل‌گرايي، زياده خواهي، تجمل پرستي، رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي است كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل اجتماع است.

٣. عدم تمايل به سرمايه گذاري‌هاي زيربنايي: جامعه‌اي که مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه تمايلي به سرمايه گذاري در بخش‌هاي عمراني و زيربنايي كشور ندارند؛ همه ي افراد به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف، تجملي فعاليت‌هاي زودبازده مي‌باشند. از اين رو، مصرف گرايي موجب كاهش گرايش به سرمايه گذاري‌هاي زيربنايي و عمراني خواهد شد.

مديريت انرژي

راهکارهاي مديريت انرژي در بخش مصرف، به توجه به ميزان هزينه اي که در پي دارد، به سه دسته تقسيم مي شوند:

گروه اول، روش‌هايي هستند که هزينه اي به دنبال ندارد. براي مثال، استفاده درست از وسايل، دستگاه‌ها و مراقبت و نگهداري از آنها.

گروه دوم، روش‌هايي که هزينه دارند، ولي اين هزينه‌ها چندان زياد نيست. مانند تعمير و نگهداري وسايل و دستگاه‌ها اندازه گيري ميزان مصرف انرژي در دستگاه‌هاي مختلف يک کارخانه و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه، عايق کاري لوله و کانال‌ها، اجراي برنامه‌هاي آموزشي در خصوص روش‌هاي کاهش انرژي .

گروه سوم، روش‌هاي كه پر هزينه هستند. در اين روش‌ها، بايد تغييرات اساسي براي بهبود مصرف انرژي در دستگاه ها، تأسيسات و ساختمان‌ها بوجود آيد براي مثال، اگر کارخانه اي کهنه و فرسوده است، بايد در صورت امکان، و با هدف صرفه جويي انرژي، دستگاه‌هاي جديد جايگزين اين دستگاه‌هاي فرسوده نمود.

از آنجايي كه انرژي براي ادامه حيات انسان و جامعه انساني ضروري است، و بيشتر آنها از طريق منابع كمياب و با هزينه‌هاي زياد تأمين مي‌شوند، لازم است براي مصرف بهينه آنها بيشترين تلاش صورت پذيرد. در غير اين صورت، با توجه به رشد فراينده جمعيت و محدوديت‌هاي اقتصادي در آينده با مشكلات جدي مواجه‌ خواهيم شد. از اين‌رو، براي مديريت درست انرژي، بايد هر يك از سه روش فوق را در تجهيزات و دستگا‌ه‌هاي مولد انرژي به كار گرفت.

عوامل مؤثر بر مصرف

رشد مصرف انواع انرژي در جهان از يك سو، و افزايش بهاي آن از اوايل دهه ٧٠ ميلادي به اين سو، كشورهاي پيشرفته دنيا را بر آن داشت كه راه‌هاي استفاده بهينه  انرژي را جستجو نموده و با تدوين خط مشي و سياست هايي، نسبت به صرفه جويي انرژي اقدام نمايند، به گونه‌اي كه اين گونه صرفه‌جويي‌ها به فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي لطمه اي وارد نسازد. مهم ترين عوامل مؤثر بر مصرف را مي توان به سه دسته تقسيم نمود:

الف. عوامل اقتصادي و حقوقي همچون بهاي انرژي، قوانين و مقررات، شدت انرژي و بهره وري نيروي کار.

ب. عوامل فني همچون رشد صنعت برق، مديريت بار و حفظ انرژي، فناوري تجهيزات توليد، فناوري تجهيزات انتقال و توزيع، فناوري تجهيزات مصرف، توليد همزمان برق وگرما، بازيافت انرژي و جايگزيني انرژي.

ج. عوامل اجتماعي فرهنگي، همچون رشد جمعيت، فرهنگ مصرف، تشويق‌ها و تنبيه‌ها.[٩]

در زمينه کاهش مصرف و هزينه‌هاي انرژي، راه حل‌ها به سه دسته ي بدون هزينه، کم هزينه و پر هزينه تقسيم مي‌شوند. بيشتر راهکارهاي صرفه‌جويي در مصرف انرژي، بدون هزينه و يا کم هزينه هستند. کاهش هزينه‌هاي برق مصرفي، بخش کوچکي از نتايج حاصل از بهينه سازي مصرف انرژي مي‌باشد. نتايج بسيار قابل توجه ديگر آن، افزايش طول عمر تجهيزات الکتريکي، کاهش دفعات خرابي و در نتيجه، کاهش هزينه‌هاي توقف خط توليد است. راهکارهاي پر هزينه انرژي نيز بازگشت سرمايه قابل قبولي از يك الي سه ساله دارند. اين راهکارها عمدتاً مرتبط با تغيير فناوري يا فرآيند توليد انرژي هستند و موجب صرفه جويي قابل ملاحظه اي در مصارف انرژي الکتريکي خواهند شد. با کاهش تدريجي بهاي تجهيزات بهينه سازي مصرف، افزايش قيمت انرژي و بالا رفتن حساسيت‌ها نسبت به تداوم تأمين برق، اجراي راهکارهاي هزينه در هر سال ارزانتر شده و از توجيه اقتصادي بيشتري برخوردار مي‌شوند. در يک تقسيم بندي ديگر، اين راهكارها عمدتاً در چهارگروه اصلي راهكارهاي فني و مهندسي، اقتصادي، حقوقي و راهکارهاي فرهنگي دسته بندي مي‌شوند.[١٠]

اصلي‌ترين دليل عدم كاهش شدت مصرف انرژي در كشور در سال‌هاي اخير، رها شدن ميزان تقاضا و ناتواني در مديريت حوزه مصرف انرژي بوده است كه با نقدي كردن يارانه‌هاي اين بخش، وضعيت مصرف هم متحول خواهد شد و مصرف كننده، دست‌كم به دليل پرهيز از پرداخت هزينه‌هاي سنگين مصرف‌ بي‌رويه، به مديريت مصرف انرژي و كاهش آن اقدام خواهند كرد.

از آنجايي كه هيچ يك از اعمال انسان، بازدهي صد درصد ندارد، استفاده بهينه، مديريت مصرف و ممانعت از هدر رفتن امكانات امري اساسي است. اين نكته هنگامي اهميت بيشتري مي‌يابد كه موضوع انرژي مطرح شود. منظور از بهينه‌سازي مصرف انرژي، انتخاب الگوها، اتخاذ و به‌كارگيري روش‌ها و سياست‌هايي در مصرف درست انرژي است كه از نقطه نظر اقتصاد ملي مطلوب بود. و استمرار وجود و دوام انرژي و ادامه حيات انساني و حركت رو به جلو و شتاب در اقتصاد ملي را تضمين كند.

با عنايت به مطالب فوق، مسئله اساسي پژوهش حاضر، بررسي نقش آموزش در مديريت مصرف انرژي به عنوان يکي از مؤلفه‌هاي تحقق بخش اصلاح الگوي مصرف  بوده است. در اين راستا، دو سؤال اصلي ذيل طرح و مورد بررسي واقع شده است:

١. آموزش و آگاهسازي چه نقشي در روند اصلاح الگوي مصرف انرژي دارد؟

٢. راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف با تاكيد بر نقش آموزش و آگاهسازي مديريت مصرف کدامند؟

نقش آموزش در اصلاح الگوي مصرف

در بحران نفت سال ١٩٧٣، سوخت‌هاي فسيلي به کالاهاي با صرفه ي استفاده بسيارکم پيوست و با توجه به ژئوپليتيک آنها، توجه به موجود بودن و قيمت، به سرعت تبديل به کالايي کمياب شدند. در آستانه جنگ تحميلي، نقش سوخت‌هاي فسيلي، به عنوان منبع بسيار مهم جهاني بيشتر آشکار شد. در دوره اخير نيز پديده جهاني تغيير آب و هوا، استخراج، تبديل و استفاده بيش از حد انرژي از جمله نگراني‌هاي مهم بين المللي است. ضروري است که انرژي به عنوان موضوع بسيار مهم در تمام ابعاد و فصول مورد مطالعه و كارشناسي قرار گيرد. از اين رو، نياز به ايجاد رشته ي آموزشي مستقل براي مديريت و كنترل و نظارت بر مصرف انرژي احساس مي شود. توسعه حقيقي و اجراي برنامه آموزشي، براي همه سطوح، بسيار پيچيده و نيازمند توجه به رويکردها و مسائل مختلف است. برخي از مسائل مهم عبارتند از: ارزيابي و پيش‌ بيني نيروي انساني مورد نياز، ارائه درون ‌دادهاي لازم به دانش آموزان در سطوح مختلف براي رو به‌رو شدن با نيازهاي کار، ادغام درون ‌دادهاي مربوط در برنامه آموزشي و نگرش کلي به برنامه ‌هاي آموزش انرژي، طراحي، توسعه و پياده سازي دوره‌هاي تخصصي در زمينه انرژي براي تکنسين ها، مکانيک‌ها، مهندسان و .. و  اطمينان از همکاري بين آموزش انرژي و محيط زيست.[١١]

افزايش ظرفيت توليد انرژي به منظور پاسخگويي به تقاضاي اوج مصرف از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست و به دليل زمان كوتاه، تقاضاي انرژي در اوج مصرف، كه ممكن است حدود يك ماه در سال و آن هم براي چند ساعت در روز باشد، آگاه سازي به عنوان يك برنامه جايگزين توليد بسيار مؤثر است و توسط شركت‌هاي توليد برق و انرژي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يكي از مهم‌ترين برنامه‌هاي كاهش مصرف انرژي، كه با هدف تغيير رفتار و نگرش مصرف كنندگان انرژي صورت مي‌گيرد، آگاه سازي است. آگاه سازي يكي از شيوه‌هاي بدون هزينه و كم هزينه مديريت مصرف انرژي مي باشد.

مصرف‌كنندگان نهايي انرژي مي‌بايستي تشويق به پرهيز از مصرف بيش از حد و تحريك دروني به صرفه‌جويي انرژي شوند. اما بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه به هرحال، تغيير نگرش‌ها، رفتار و عادات مصرف انرژي تا حد زياد مشكل است. در يك برنامه ي آگاه سازي تلاش مي‌شود كه مؤلفه ي شناختي مخاطبان شامل باورها، افكار، حقايق، دانش، اعتقادات و مؤلفه ي عاطفي نگرش مخاطبان شامل احساسات، علائق، انگيزه‌ها و ارزش‌هاي مثبت صرفه جويي براي رسيدن به تغيير رفتار هدف گذاري شود.

انرژي به عنوان پديده‌اي حياتي در ميان مصرف‌کنندگان و متخصصان است که نمي‌تواند جداي از آموزش باشد. دانشجويان بيشتر رشته‌هاي مکانيک، شيمي و مهندسي برق در معرض جنبه‌هاي مختلف انرژي از جمله استخراج، تبديل، انتقال و مصرف انرژي، به عنوان بخشي از برنامه درسي خود قرار دارند. اما مسائلي چون منابع انرژي، در دسترس بودن، سوخت جايگزين، آثار محيط‌ زيستي و مسائل بهره‌ وري انرژي در آنها مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراين، به برنامه ي درسي مستقلي، که به مسائل مختلف انرژي بپردازد، در سطوح گوناگون آموزش و پرورش توجه كافي نشده است و  چندان برنامه ي آموزشي جامع براي همه ي گروه ‌هاي آموزشي با شرايط مختلف تدوين نشده است. براي کارآمد سازي برنامه‌هاي آموزش انرژي، ضروري است که اين برنامه‌ها متناسب با گروه‌هاي مختلف توسعه يابد.[١٢]

سازمان ملل متحد در سال ٢٠٠٥ قانوني را تصويب كرد كه به موجب آن آموزش و پرورش علاوه بر اين ‌که جزو حقوق بشر است، شرط لازم براي دستيابي به توسعه پايدار و ابزار ضروري براي حکومت خوب، تصميم گيري آگاهانه و ترويج دموکراسي است. بنابراين، آموزش و پرورش براي سازگاري با محيط زيست، توسعه تقويت ظرفيت افراد براي همراهي با حفاظت از منابع طبيعي است. در نتيجه ي اين امر، آموزش و پرورش انرژي، به عنوان رشته‌اي جديد در مطالعات انرژي،[١٣] به سرعت در دو نوع، در حال ظهور و شکل‌گيري است: توسعه انرژي حرفه‌اي (متخصصان انرژي) و توسعه سواد انرژي در دوره‌هاي اجباري ابتدايي و متوسطه آموزش و پرورش.

يکي از زمينه هايي که امروزه در مديريت مصرف انرژي مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است، بحث آموزش مي باشد. امروزه، تأکيد بسياري بر ارائه اطلاعات سازمان ‌يافته و منظم به دانش‌آموزان در مورد صرفه جويي انرژي و نگرش‌سازي در مورد انرژي‌هاي تجديد پذير وجود دارد. افزايش سطح آگاهي جوانان در اين موضوعات، موجب رهايي از وضع موجود و زمينه‌ساز ايجاد مسئوليت در بين مصرف‌ کنندگان، در مورد انرژي خواهد بود. شواهد نشان مي دهد که همه ي دانش آموزان و معلمان بايد با مفاهيم و روش‌هاي حفاظت از محيط‌ زيست، به عنوان بخشي از آموزش و پرورش رسمي آشنا شوند.[١٤] با توجه به اين حقيقت که آگاهي در مورد انرژي در دوره کودکي سامان ‌مي‌يابد، مدرسه نقش مهمي در موفقيت اين مهم ايفا مي‌کند.[١٥] البته کودکان بيشتر پذيراي مفاهيم جديد بوده و مي توانند به عنوان عوامل آموزشي عمل کنند.[١٦] و رهبران اين تفکر در خانه و رشد ‌دهنده آگاهي شهروندان در مورد محيط زيست خواهند بود. آموزش و پرورش مي تواند نقش محوري در القاي صرفه جويي انرژي و تغيير رفتار و نگرش کارآمد در جامعه ايفا کند.[١٧]

کميسيون اروپا از فعاليت‌هاي آموزشي كه موجب بالا بردن سطح آگاهي در زمينه حفاظت از انرژي است، حمايت مي‌كند. اولويت هشتم کميسيون اروپا، که به تازگي به تصويب رسيده است، طرح عملياتي بالا بردن سطح آگاهي در زمينه بهره وري انرژي است. اين کميسيون، به تأمين مالي بسياري از پروژه‌هاي آموزش انرژي تحت عنوان «برنامه انرژي هوشمند اروپا» مي‌پردازد. اقداماتي که توسط اتحاديه اروپا در حمايت مالي در اين زمينه صورت گرفته عبارتند از: متقاعد کردن کودکان نسبت به مصرف انرژي در سطح محلي پروژه، وادار کردن کودکان به حفاظت از انرژي از طريق آموزش و پرورش، برنامه ي براي آينده کودکان، يادگيري فعال و پروژه‌هاي ديگر که در سال ٢٠٠٨ اجرا شد. ساير برنامه‌ها عبارتند از: (آموزش مدرسه‌اي، آموزش عالي، آموزش بزرگسالان و ساير راه‌هاي آموزش، و فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش).[١٨]

جلوگيري از اتلاف انرژي با استفاده از آموزش و پرورش، نسبت به راه حل فناوري روز، اثر بخش تر است. از اين طريق، امکان دستيابي جامعه به سازگاري با محيط زيست در آينده افزايش مي‌يابد. زاگرافاکيس و همکاران[١٩] نتايج استفاده از برنامه ي اطلاعات صرفه ‌جويي انرژي و پروژه آموزش آن و نقش مهم آن در سطوح مختلف آموزش و پرورش کريک يونان را مورد مطالعه قرار دادند. درجه‌بندي آزمون از نظر آماري، در همه ي سؤالات رفتار انرژي مرتبط با دانش‌آموزان و اغلب رفتارهاي والدين مشخص است. ثبت رفتار‌هاي روزمره مرتبط با انرژي ٣٢١ دانش آموز و والدين آنان ثابت کرد که پس از ارائه اطلاعات مناسب و با مشارکت در پروژه‌هاي آموزش انرژي، اين تغييرات رفتاري منجر به اثربخشي بهينه انرژي ‌كرديم؛ يعني درصد پاسخ‌ها در اين مطالعه نشان مي‌دهد که رفتار اثربخش انرژي پس از مشارکت افراد در پروژه افزايش يافته است. در عين حال اتلاف انرژي نيز کاهش يافته است. (نشاني؟؟؟) با تدوين برنامه‌هاي درسي خاص براي آموزش موضوعات مرتبط با صرفه‌جويي و بهره ‌وري انرژي براي دوره‌هاي مختلف مي‌توان الگوهاي مصرف را تغيير داد. اگر برنامه‌ها و واحدهاي درسي به روز و هدفمند در سيستم‌هاي مدرسه‌اي معرفي گردند، نقايص گوناگوني که امروزه در بخش‌هاي مختلف وجود دارد، از بين خواهند رفت.

راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف

آنچه در اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور اهميت دارد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است. لازمه دستيابي به اين مهم، حركتي حساب شده و عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي‌باشد. از اين‌رو، مي‌بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت‌هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند. براي دستيابي به اين امر، فرهنگ سازي لازم است.

يكي از پيش‌نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي و فرهنگ‌سازي براي اقشار گوناگون جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليت‌هاي خود بايد مبتني بر مصرف بهينه منابع انرژي باشد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام نائل آورده و زمينه شكوفايي همه جانبه در همه ابعاد ملي تحقق يابد. از اين‌رو، بدون ايجاد فرهنگ اين كار، طراحي و تأمين بايسته‌هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد؛ چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشور به طور ناگهاني و يا با صدور يك دستورالعمل و بخش‌نامه هرگز عملي نخواهد شد.

جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي‌هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع، از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي‌باشد. در حقيقت، اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهاي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به مصرف درست منابع، نقشي بي‌بديل در رشد و شكوفايي جامعه ايفا خواهند نمود.

اصلاح نظام آموزشي كشور، به گونه اي كه هر چه سطح آموزش بالاتر رود، اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود و ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان‌ها و نهادهاي مشمول فرهنگ، به خصوص رسانه‌ ملي امري ضروري است.

استفاده و بهره‌گيري از برنامه‌هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف،گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه اقتصادي كشور و مصوبه‌هاي دولت در جهت تحقق منويات رهبري نظام، تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضد ارزش نشان دادن مصرف گرايي بي‌رويه بر اساس ارزش‌ها و آموزه‌هاي ديني، ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي، اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولان كشور و زمينه مناسب براي ايجاد فرهنگ ناپسند جلوه دادن مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه از ديگر راهکارهاي مطرح در اين زمينه است.

در راستاي تحقق اصلاح الگوي مصرف ضروري است از تجربه ي همه اقشارجامعه و همه ظرفيت‌ها براي شکوفايي و سربلندي کشور استفاده کافي شود و با فرهنگ سازي، مديريت قوي، طراحي ساز و كار جلب مشاركت مردم و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ کشور، گامي اساسي در راه توسعه اقتصاد کشور برداشت. اين نکته نبايد فراموش شود که سياستگذاري نادرست و فقدان سياست و برنامه واحد در سطوح مديريتي كشور در اين زمينه، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف را در جامعه دامن مي‌زند و اصلاح الگوي مصرف، كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ترويج روحيه مصرف‌گرايي تبديل مي‌كند. در اين راستا، همه اقشار جامعه و مسئولان نظام، بايد با الگو قرار دادن موارد مطرح شده در آموزه‌هاي ديني و اسلامي و با بکارگيري شيوه‌هاي مديريتي جديد و نوآوري در بخش‌هاي گوناگون و استفاده بهينه از منابع عظيم کشور، براي اقتدار نظام اسلامي تلاش کنند.

با اين حال، ويژگي‌هاي زير بايد در برنامه‌هاي آموزش انرژي در کشورهاي در حال توسعه در نظر گرفته شود.

١.  بايد در تمام منابع انرژي تجديدپذير و تجديد ناپذير، تأکيد بر در دسترسي بوده، نيازها و خصوصيات محلي مورد توجه قرار گيرد.

٢. بايد تمام جنبه‌هاي فناوري‌هاي انرژي، از جمله ارزيابي منابع، اقتصاد و فعال بودن مسائل فرهنگي، اجتماعي و  زيست محيطي و اثرات زيست محيطي مورد توجه قرار گيرد.

٣. برنامه‌هاي درسي جداگانه بايد در دوره‌هاي مختلف مدرسه، پلي تکنيک، دانشگاه‌ها و نيز مخاطبان مختلف مورد توجه باشد.

٤. اگر چه برنامه‌هاي آموزش انرژي مسائل محلي را رفع مي‌کند، اما همزمان بايد اولويت ‌هاي مورد نياز ملي، منطقه اي و بين المللي مورد توجه قرار گيرد.

٥. برنامه‌ها بايد انعطاف‌پذير و پويا بوده و موجب بهبود آينده شوند.

٦. بايد بين جنبه‌هاي تئوري و عملي تمايز قائل شده و همه جنبه‌هاي آموزش از جمله، آزمايشگاه، مهارت‌هاي آموزشي، طراحي، ساخت  و غيره به طور همزمان توسعه يابند.

٧. بايد آموزش انرژي ارائه شده در حداقل زمان بوده و از لحاظ اقتصادي قابل دوام باشد، به طوري که بيشترين تعداد مردم از منابع موجود بهره گيرند.

٨. آموزش انرژي، بايد براي دانش‌آموزان فرصت‌هاي شغلي ايجاد کند و به طور مستقيم نيروي انساني مورد نياز در حوزه انرژي را تأمين کند.

٩. بايد برنامه‌ها با برنامه‌هاي جهاني سازگار و متقابلاً در تعامل باشند.[٢٠]

اهداف گسترده  هر برنامه  آموزش انرژي، مي‌تواند شامل اهدافي ذيل باشد؛

١. توسعه آگاهي دانش آموزان در مورد ماهيت و علت بحران‌هاي انرژي؛

٢. آگاهي بخشي به دانش آموزان، در مورد انواع منابع انرژي تجديد پذير و تجديدناپذير، منابع بالقوه آنها، فناوري‌هاي موجود براي استفاده از آنها، ويژگي ‌هاي اقتصادي و فني فناوري و جنبه‌هاي اجتماعي و فرهنگي و محيط زيستي آنها؛

٣. تقويت مهارت‌هاي لازم دانش آموزان براي مهار منابع مختلف انرژي؛

٤. دانش‌افزايي دانش آموزان از پيامد‌هاي مختلف سياست‌هاي مرتبط با  انرژي ها؛

٥. توانمند کردن دانش آموزان براي پيشنهاد استراتژي‌هاي جايگزين حل بحران انرژي و همچنين ارائه انرژي بيشتر براي بهبود کيفيت زندگي در کشورهاي در حال توسعه براي رشد مطلوب اقتصادي.

٦. ايجاد روحيه احترام نسبت به محيط زيست دانش آموزان و فعال کردن آنان براي پيدا کردن راه ‌حل جامع براي حفاظت از انرژي.[٢١]

نتيجه‌گيري

١. ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌ قرار گرفته که بيش از ٣٠ سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله رشد و شکوفايي است. براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله رشد و شکوفايي، تجربه‌هاي تکراري گذشته پاسخگو نيست. هر ملتي كه بخواهد در عرصه رشد و شکوفايي وارد شود و راه‌هاي بهره‌ مندي خود را از زندگي مطلوب ‌تر فراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.

٢. اصلاح الگوي مصرف، که به معني نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع انرژي در هرکشوري است، موجب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي و کاهش هزينه‌ها شده و زمينه ي گسترش عدالت در جامعه را فراهم خواهد کرد. از سوي ديگر، الزام مصرف بهينه موجب مي شود تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ساير بخش هايي که کمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد.

٣. آنچه مسلم است و از آيات قرآن كريم به خوبى استنباط مى شود اين است كه، اسراف و تبذير نقطه مقابل بخل و خست و هر دو امري ناپسند و از نظر ديني مذموم است.

٤. آنچه رهبر معظم انقلاب بر آن تأكيد مي‌ورزند اين است كه مسئولان قواي سه‌گانه، شخصيت‌هاي اجتماعي و آحاد مردم در مسير تحقق اين شعار مهم يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت نمايند تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‌ها، ظهور و بروز يابد. از اين رو، تأكيد ايشان بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهند اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. بنابراين، اجتناب از شعار زدگي و حفظ صيانت اصل موضوع، به عنوان مهم‌ترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و تبيين و تحقق آن وظيفه ي، همه مردم و مسئولان است.

٥. به نظر مي‌رسد، اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، تبديل اين مشترک لفظي به يک مشترک معنايي و ارائه تبيين درست از موضوع است؛ چرا که در پرتو يک درک جامع و مشترک، امکان تاثير‌پذيري بيشتري در اين زمينه ميسر خواهد شد. تأکيد اين نکته از جانب رهبري نظام که «فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از ١٠ سال نياز داشته باشد» نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفکري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و فرهنگ‌سازي در اين زمينه است.

٦. با عطف توجه به اقتضائات مطرح شده در دين اسلام، مي‌توان دريافت كه تعيين الگوي مصرفي، كه در آن ميانه‌روي فارغ از اسراف و تبذير لحاظ شده است، ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت و سامان ‌دهي ظرفيت‌ها و امکانات بي ‌پايان کشوري است که مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه‌اي آرماني و نمونه را براي ارائه به ساير جوامع معرفي کند.

٧. تأکيد بر اتخاذ شيوه‌ها و الگوهاي صحيح مصرف به اين معناست که، مصرف مي‌بايست در چارچوب کمال و رشد انسان و جامعه و جهان باشد و هرگونه تصرفي خارج از اين دايره، تصرف نابهنجار و ضد اخلاقي و در تناقض با رشد و تعالي مي‌باشد.

٨. يکي از کم هزينه‌ترين، با دوام‌ترين و مقرون به صرفه‌ترين روش‌هاي جلوگيري از افزايش مصرف غيرضروري و به عبارتي، بهينه سازي مصرف انرژي، برنامه‌هاي آگاه سازي و آموزش مديريت مصرف انرژي است. بايد توجه داشت كه در صورت آگاهي مردم در مواردي که قدرت انتخاب دارند، آنان الگوي صحيح مصرف را پيگيري مي کنند. آموزش بايد متنوع، در همه ابعاد و فراگير باشد. آموزش نبايد تنها بُعد انتقال مفاهيم خلاصه شود بلکه بايد در سطح جامعه فرهنگ مصرف اصلاح شود.

٩. يكي از مهم‌ترين برنامه‌هاي كاهش مصرف انرژي، كه با هدف تغيير رفتار و نگرش مصرف كنندگان انرژي صورت مي‌گيرد، آگاه سازي است. اين يكي از شيوه‌هاي بدون هزينه و كم هزينه مديريت مصرف انرژي است.

 

منابع

سبحاني نژاد، مهدي و افشار، عبداله، تبيين جايگاه، نحوه و چگونگي اصلاح الگوي مصرف اوقات فراغت خانواده‌هاي ايراني به منظور ارائه راهکارهاي عملياتي بهره مندي جامع با عنايت به تعاليم ديني اسلام، مقاله رتبه اول گروه فرهنگي همايش: همايش سراسري نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف، پذيرفته شده براي چاپ در مجموعه مقالات همايش، دانشگاه جامع امام حسين(ع)، ١٣٨٨.

فصيحي هرندي، فريبا، بررسي عملكرد مديريت مصرف انرژي الكتريكي در ايران و ساير كشورها و اولويت بندي آن از ديدگاه مديران عالي صنعت برق ايران، پايان نامه كـارشـناسي ارشـد مـديـريت اجـرايي، موسسه تحقيقات و آموزش مديريت، ١٣٨٢.

محمدمحمدي ري‌شهري، ميزان الحكمه ي، ترجمه ي حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، بي‌تا.

معين، محمد، فرهنگ فارسي، به اهتمام، عزيزالله علي‌زاده، ج١ (٦ جلدي)، تهران، ثامن، ١٣٨٥.

Badran A,  Towards the sustainable use of energy.  Proc. ١st World Renewable Energy Congress, ٢٣-٢٨ September ١٩٩٠, Reading, UK

Belk, R. W, & Pollay, R. W, Image of ourselves: The good life in twentieth century advertising. Journal of Consumer Research, ١٩٨٥, ١١: ٨٨٧-٨٩٧.

Borna, H., Dyhr-Mikkelsen, K., Evaluating energy efficiency campaigns targeted at children: towards a best practices methodology. ECEEE, Summer Study, ٢٠٠٣, ١١٩١-١١٩٤.

Borgmann, A, The moral complexion of consumption. Journal of Consumer Research, ٢٠٠٠, ٢٦, ٤: (٤١٨-٤٢٢).

Dias, R. A, Mattos, C.R, Balestieri, J.A.P., Energy education: breaking up the rational energy use barriers, Energy Policy ٣١, ٢٠٠٤, ١٣٣٩-١٣٤٧.

Firat, A.F & Venkatesh, A, Liberatory postmodernism and the reenchantment of consumption, Journal of Consumer Research, ٢٢, v٣, ٢٠٠١, ٢٣٩-٢٦٧.

Garg HP, Kandpal TC. Post-graduate level teaching programme in energy engineering: Experiments for the laboratory component. Report submitted to UNESCO/ROSTSCA, New Delhi, ١٩٩٤.

Garg HP, Renewable energy-education in India. Proc. regional follow up seminar on education and simulation in the®eld of renewable energy in South and South East Asia, ١٨±٢٢ March ١٩٩٦, New Delhi, India. p.١٥±٣٥. T.C. Kandpal, H.P. Garg/Applied Energy ٦٤, ١٩٩٩.

Jennings, P, Lund, C, Renewable energy education for sustainable development. Renewable Energy ٢٢, ٢٠٠١, pp:١١٣-١١٨

McVeigh LC, Training in solar energy curriculum development, Report submitted to UNESCO, Paris ١٩٨٢.

Schmuk, P, Kasser, T, & Ryan, M, Intrinsic and extrinsic goals:  Their structure and relationship to well-being in German and U.S. college students. Social Indicators Research, ٥٠, ٢, ٢٠٠٠, pp: ٢٢٥-٢٤١.

UNCED, United Nations Commission on Environment Development, The global partnership for environment and development: a guide to Agenda ٢١, Geneva. In: Jennings, P., Lund, C(٢٠٠١), Renewable energy education for sustainable development,  Renewable Energy ٢٢, ١٩٩٢, pp: ١١٣-١١٨.

Zinkhan, G.M., & Prenshaw, P.J, Good life images and brand name associations. Advances in Consumer Research, ٢١, ١٩٩٤, p: ٤٩٦.

Zografakis, N., Dasenakis, D, Katantonaki, M, Kalitsounakis, K, Paraskaki, I., ٢٠٠٧, Strengthening of energy education in Crete. In: Proceedings of SECOTOX Conference and the International Conference on Environmental Management, Engineering, Planning and Economics, Skiathos, ٢٤-٢٨ June, pp: ٢٩٣٣-٢٩٣٨.


[١]. ر.ك به: سند چشم‌انداز ٢٠ سال ١٠٤٠٤.

[٢]. ر.ک. سبحاني نژاد، مهدي و افشار، عبداله، تبيين جايگاه، نحوه و چگونگي اصلاح الگوي مصرف اوقات فراغت خانواده هاي ايراني به منظور ارائه راهکارهاي عملياتي بهره مندي جامع با عنايت به تعاليم ديني اسلام، مقاله رتبه اول گروه فرهنگي همايش: همايش سراسري نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف، پذيرفته شده براي چاپ در مجموعه مقالات همايش، دانشگاه جامع امام حسين(ع).

[٣]. ر.ک. فصيحي هرندي، فريبا، بررسي عملكرد مديريت مصرف انرژي الكتريكي در ايران و ساير كشورها و اولويت بندي آن از ديدگاه مديران عالي صنعت برق ايران، پايان نامه كـارشـناسي ارشـد مـديـريت اجـرايي، موسسه تحقيقات و آموزش مديريت.

[٤]. Belk, R. W., & Pollay, R.W, Image of ourselves: The good life in twentieth century advertising, Journal of Consumer Research, ١١, pp: ٨٨٧-٨٩٧.

[٥] Borgmann, A. (٢٠٠٠). The moral complexion of consumption. Journal of Consumer Research, ٢٦(٤, p: ٤١٨.

[٦] Borgmann, A. (٢٠٠٠). The moral complexion of consumption. Journal of Consumer Research, ٢٦(٤, p: ٤١٩.

[٧]. محمدمحمدي ري‌شهري، ميزان الحكمه، ج ٨، ص ١٣٨ ١٣٩. ترجمه ي حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، بي‌تا.

[٨]. همان، ج ٨، ص ١٣٨.

[٩]. ر.ک. فصيحي هرندي، فريبا، بررسي عملكرد مديريت مصرف انرژي الكتريكي در ايران و ساير كشورها و اولويت بندي آن از ديدگاه مديران عالي صنعت برق ايران، پايان نامه كـارشـناسي ارشـد مـديـريت اجـرايي، موسسه تحقيقات و آموزش مديريت.

[١٠]. همان.

[١١]. Garg HP,  Renewable energy-education in India, Proc,  regional follow up seminar on education and simulation in the ®eld of renewable energy in South and South East Asia, ١٨±٢٢ March ١٩٩٦, New Delhi, India, p.١٥±٣٥. T.C. Kandpal, H.P. Garg/Applied Energy ٦٤.

[١٢]. Garg HP, Kandpal TC, Post-graduate level teaching programme in energy engineering: Experiments for the laboratory component,  Report submitted to UNESCO/ROSTSCA, New Delhi, ١٩٩٤.

[١٣]. Jennings, P, Lund, C, Renewable energy education for sustainable development,  Renewable Energy ٢٢, p.١١٣-١١٨.

[١٤]. UNCED, United Nations Commission on Environment Development. The global partnership for environment and development: a guide to Agenda ٢١, Geneva, In:  Jennings, P, Lund, C, Renewable energy education for sustainable development,  Renewable Energy ٢٢, p.١١٣-١١٨.

[١٥]. Renewable energy sources & energy saving (CRES).

[١٦]. Dias, R.A, Mattos, C.R, Balestieri, J.A.P, Energy education: breaking up the rational energy use barriers, Energy Policy ٣١, ١٣٣٩-١٣٤٧.

[١٧]. Zografakis, N, Dasenakis, D, Katantonaki, M, Kalitsounakis, K, Paraskaki, I, ٢٠٠٧. Strengthening of energy education in Crete,  In:  Proceedings of SECOTOX Conference and the International Conference on Environmental Management, Engineering, Planning and Economics, Skiathos, ٢٤-٢٨ June, pp: ٢٩٣٣–٢٩٣٨.

[١٨]. Borna, H, Dyhr-Mikkelsen, K, ٢٠٠٣, Evaluating energy efficiency campaigns targeted at children:  towards a best practices methodology.  ECEEE, Summer Study, ١١٩١-١١٩٤.

[١٩]. Zografakis, N, Dasenakis, D, Katantonaki, M, Kalitsounakis, K, Paraskaki, I, ٢٠٠٧, Strengthening of energy education in Crete, In: Proceedings of SECOTOX Conference and the International Conference on Environmental Management, Engineering, Planning and Economics, Skiathos, ٢٤–٢٨ June, pp: ٢٩٣٣–٢٩٣٨.

[٢٠]. Garg HP, Renewable energy-education in India,  Proc, regional follow up seminar on education and simulation in the ®eld of renewable energy in South and South East Asia, ١٨±٢٢ March ١٩٩٦, New Delhi, India, p. ١٥±٣٥. T.C. Kandpal, H.P. Garg/Applied Energy ٦٤, ١٩٩٩.

[٢١]. Badran A, Towards the sustainable use of energy, Proc, ١st World Renewable Energy Congress, ٢٣-٢٨ September ١٩٩٠, Reading, UK, / McVeigh LC, Training in solar energy curriculum development,  Report submitted to UNESCO, Paris ١٩٨٢.