نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله
جامعه ما و جامعه علوى!
سال، سالِ امام على(عليه السلام) است و همگان از او مى گويند: از اوصاف او، از خصايل او و از فضايل او! جاى اين سؤال هست كه بپرسيم چرا على(عليه السلام) على شد؟ رمز و راز اين علوّ مقام و سرّ اين عظمت و مرتبت چيست؟ و اينك ما در عصر و زمان خويش، چه درس هايى از او مى توانيم بگيريم؟ به نظر راقم اين سطور، سرّ اين شرافت و عظمت و شوكت، اين بود كه على(عليه السلام) هر چه فراتر رفت، فروتر شد! هر چه بالاتر رفت، پايين تر آمد! هر چه فرادستىِ بيش تر پيدا كرد، فرودست تر شد! او هر چه فراز بيش ترى مى يافت، فرودش سهل تر مى شد. و هر قدر پروازش اوج بيش ترى مى گرفت، فرودآمدنش آسان تر بود. تلاش على(عليه السلام) به عنوان راهبر و راهنماى مردم اين بود كه فرهنگ مردم را آسمانى و ملكوتى كند و نگاه ها را تا آن جا كه ميسور است از زمين بِكَند و متوجه سپهر حقيقت و ارزش ها و معنويت نمايد. على(عليه السلام) ارزش را در امور مجازى و در عناوين اعتبارى و رياست ها و پُست هاى دنيوى نمى ديد. گرچه او براى تحقق عدالت و گرفتن قدرت و حكومت تا پاى جان ايستادگى مى كرد، امّا در عين حال، حكومت و رياست دنيا را به اندازه آب بينى بُزى بها نمى داد! و ارزش كفش پينه زده خود را بالاتر از ارزش خلافت ظاهرى دنيا مى ديد!
درس بزرگ و جاودانه على(عليه السلام) به همه ما آدميان در هميشه تاريخ اين است كه عزّت حقيقى را در احقاق حق و دفع ستم و رفع ظلم ببينيم و اسير مقامات و پست هاى زودگذر دنيا نشويم و حقيقت و عدالت را فداى رياست نكنيم. آنچه امروز براى جامعه ما ضرورى و حياتى است، همين نكته است كه سياستمداران و دولتمردان و رؤساى ما همواره خود را خادم مردم ببينند و چونان مولا و مقتداى آزادمردان تاريخ، على بن ابى طالب(عليه السلام)، آزادى حقيقى را در بندگى و طاعتِ حق ـ جلّ و على ـ جستوجو كنند و همواره امير بر نفس خويش باشند و نه اسير آن.
آفت بزرگ و خطرآفرين در نظام دينى و حكومت اسلامى ما اين است كه به تدريج ارزش هاى اخلاقى كم رنگ شوند و اخلاص و ايمان و تقوا در كسب منصب ها و احراز پست هاى حساس، حرف اوّل را نزنند، بلكه به جاى اين ملاك ها و ارزش ها، رابطه ها و رفاه طلبى ها و منافع گروهى و جناحى، نقش اول را ايفا كنند.
بايسته است در جامعه علوى، هماره آيه «اِنَّ أكرَمَكُم عِندَاللّهِ اَتقيكُم» نصب العين مديران و مسؤولان سياسى و اجتماعى باشد. و نيكوست در سال امام على(عليه السلام)يك بار ديگر برگرديم و در وضعيت جامعه خويش نظر كنيم و آن را با معيارهاى جامعه علوى محك زنيم.
جامعه ما وقتى در مسير تحقق آرمان هاى علوى و نيل به ايده آل هاى جامعه الهى حركت خواهد كرد كه خدامحورى را به جاى انسان محورى بنشاند. درس بزرگ امام على(عليه السلام) به همه بشريت اين بود كه عبوديت پروردگار و بندگى در برابر خالق را بيش تر و پيش تر از هر چيزى بها دهيم. در يك نگاهِ كلان مى بينيم سير مكاتب و انديشه هاى فلسفى، سياسى و اجتماعىِ امروزِ دنيا، به سمت و سوى الحاد و بدبينى و جايگزين نمودن انسان و هواهاى نفسانى او به جاى خداپرستى و اصالت ها و ارزش هاى الهى است. امروز همه جا سخن از حق و حقوق انسان است و حال آن كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) پيش از آن كه براى بشر حقّى قائل باشد، آدمى را مكلَّف در برابر خالق و معبود حقيقى يعنى خداوند متعال مى ديد. او اگر براى احراز رياست و كسب خلافت هم قدمى برمى داشت و سخنى مى گفت، از باب اداء تكليف شرعى و انجام وظيفه الهى بود. اگر همه احاد ملت و به ويژه مسؤولان و نخبگان و رؤسا در يك جامعه دينى، همواره و در همه شؤون و رفتارهاى خود، احساس تكليف دينى و شرعى بنمايند و در همه حالات و آنات، خود را در محضر پروردگار ببينند، بدون شك جامعه علوى، مصداق خواهد يافت.
امام على(عليه السلام) از آن جا كه خود را مكلَّف به اداء تكليف مى دانست، موقعيت و مقام سياسى و اجتماعى خويش را ابزارى براى تحقق احكام الهى و اوامر خداوندى و حاكميتِ نظام ارزشى و اخلاقى اسلام تلقى مى نمود و هم از اين رو در مصرف بيت المال چنان دقّت و حدَّت به خرج مى داد كه پاره اى از خواص و نزديكانش نيز عاقبت نتوانستند او را تحمل كنند و از گرداگردش پراكنده شدند. امّا او همچنان مقاوم و استوار ايستاد و با عزمى پولادين و با پشتوانه تأييدات الهى، در احقاق حق و اجراى حدود الهى هرگز سستى نشان نداد.
درس هاى بزرگ امام على(عليه السلام) به ما، ايمان، يكتاپرستى، زهد، ورع، دستگيرى از محرومان و مستضعفان و تلاش براى حاكميت خدا بر زمين است. اميد كه در سال امام على(عليه السلام) توفيق بهره گيرى از آن امام همام و تحقق آرمان هاى او را بيابيم. انشاءالله
سردبير