نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١٢ - كتابشناسى توصيفى فلسفه اخلاق

كتابشناسى توصيفى فلسفه اخلاق

محمد اسفنديارى

مقدّمه

فلسفه، به هر معنى كه باشد، در قرن حاضر به دو بخش اساسى تقسيم شده است:

١. فلسفه مطلق، كه به واقع فلسفه مطلق است;

٢. فلسفه مضاف، كه حاصلِ اضافه شدن فلسفه به يك رشته علمى است. فلسفه مضاف اقسام متعدّدى دارد; مانند فلسفه تاريخ، فلسفه هنر، فلسفه ادبيات، فلسفه علم، فلسفه حقوق، فلسفه دين، فلسفه اخلاق و امثال آن.

فلسفه مضاف عبارت است از بحث و بررسى فلسفى در يكى از شاخه هاى علوم است. در پرتو فلسفه مضاف، موضوع آن علم را بهتر مى توان درك كرد; مثلاً در پرتو فلسفه تاريخ، تاريخ رابهترمى توان درك كرد ودر پرتوفلسفه اخلاق، اخلاق را.

فلسفه اخلاق نام جديدى است بر موضوعى قديمى كه جوانه هاى آن در ميان يونانيان و مسلمانان بوده، امّا شكوفايى آن به اوايل قرن بيستم مى رسد. به عبارت روشنترآنكه فلسفه اخلاق، به صورت دانشى مستقل، باانتشاركتاب جُرج ادواردمور تحت عنوان مبانى اخلاق (Principa Ethica) درسال ١٩٠٣ م. پابه عرصه ظهورنهاد.

فلسفه اخلاق عهده دار تحقيق درباره مبادى علم اخلاق است. در علم اخلاق، گفته مى شود كه كارى خوب و چه كارى بد است; امّا در فلسفه اخلاق، گفته مى شود كه خوب و بد ريشه در كجا دارد و ملاك تقسيم كارها به خوب و بد چيست و چرا كارى خوب و كار ديگرى بد دانسته مى شود.

از هنگامى كه دانش جديدى با عنوان «فلسفه اخلاق» ظهور كرد، هم به مسائلى پرداخته شده كه در گذشته مورد غفلت عالمان اخلاقى بوده و هم به مسائلى كه در گذشته، جسته و گريخته و به صورت غير منقح، مطرح مى شده، سر و سامان و صورت منظّمى داده شده است; مثلاً، عالمان اسلامى، در گذشته برخى از مسائل فلسفه اخلاق را در فلسفه، برخى را در كلام و برخى را در اصول فقه بررسى مى كرده اند; امّا امروزه فلسفه اخلاق خود همه اين مسائل را مورد بررسى قرار مى دهد كه از رهگذر آن، فوايد بى شمارى نصيب علم گرديده است. به ديگر بيان، چون در گذشته، برخى از مسائل فلسفه اخلاق در لابلاى چند علم مطرح مى شده، صورت منقّح و مشخصّى نداشته; امّا از هنگامى كه اين مسائل در ذيل يك علم (فلسفه اخلاق) مطرح شده،سر وسامان يافته است. به علاوه، چه بسيار مسائلى كه امروزه در فلسفه اخلاق بدان ها پرداخته مى شود ولى در گذشته مطرح نبوده است.

متأسفانه بهره ما، مسلمانان، از فلسفه اخلاق بسيار اندك است. با اينكه دنياى غرب را چندان بهره اى از اخلاق نيست، امّا از فلسفه اخلاق حظّ وافرى دارد. غرب هم زادگاه فلسفه اخلاق و هم پرورشگاه آن است. اين در حالى است كه روزگارى دنياى اسلام ستاره درخشانى در سپهر اخلاق بوده و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) هدف از برانگيخته شدن خود را تكميل مكارم اخلاقى مى دانست.

بارى، در حدود پنجاه سال است كه فلسفه اخلاق در ميان مسلمانان موضوع تحقيق قرار گرفته و در اين مدّت، در حدود پنجاه كتاب به فارسى و عربى تأليف و ترجمه شده است. ظاهراً نخستين كتابى كه درباره فلسفه اخلاق منتشر شده، جزوه اى است با عنوان قانون اخلاق، به قلم غلامرضا رشيد ياسمى كه در سال ١٣٠٧ منتشر شده و حجم آن به اندازه يك مقاله (كمتر از بيست صفحه) است. اين جزوه ـ كه از تاريخ انتشار آن نزديك به هفتاد سال مى گذرد ـ هيچ گاه مورد توجّه قرار نگرفت و برتحقيق درباره فلسفه اخلاق رايج شده است.

در كتـاب شناسى حاضر، به معرّفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره فلسفه اخلاق (با نگرش اسلامى يا غير آن)، به فارسى يا عربى، تأليف يا ترجمه شدهاست. ١ در اين انگيزنده ديگران در توجه به فلسفه اخلاق نشد. تنها در پنجاه سال اخير است كه كتاب شناسى، آثارى كه تا پايان آذر ١٣٧٤ به صورت كتاب چاپ شده معرّفى گرديده است. جزوه هاى درسى و مقالات نشريات بيرون از دايره تحقيق اين كتاب شناسى است. شايان ذكر است كه درباره علم اخلاق چند كتاب شناسى مستقل تهيّه شده كه مشخّصات آنها چنين است:

ـ ابوالحسن مطلّبى، كتابشناسى توصيفى اخلاق و آداب اسلامى، آينه پژوهش پنجم، بهمن و اسفند ١٣٧٠)، ص ٩٧ ـ ١٠٧;

در فهرستها و كتاب‌شناسي‌ها مشخصات چند كتاب درباره فلسفه اخلاق آمده است كه دسترسى به آنها ممكن نشد و طبعاً در اين كتابشناسى معرّفى نشده است. بى فايده نيست كه مشخصات اين كتابها در ذيل آورده شود: يوسف موسى. فلسفة الاخلاق فى الاسلام. (چاپ دوم: مطبعة الرّسالة، ١٩٤٥); اندريه كرسون. الاخلاق فى الفلسفة الحديثة. ترجمه عبدالحليم محمود و ديگران. (دار احياء الكتب العربية، ١٩٤٩); همان. المشكلة الاخلاقية و الفلاسفة. ترجمه عبدالحليم محمود و ديگران. (دار احياء الكتب العربية، ١٩٢٥); عبدالرّحمن بدوى. هل يمكن قيام اخلاق وجودية. (مكتبة النهضة المصرية، ١٩٥٣); توفيق طويل. مذهب المنفعة العامة فى فلسفة الاخلاق. (مكتبة النهضة المصرية، ١٩٥٣); عادل عوا. المذاهب الاخلاقية. (چاپ دوم: مطبعة جامعة دمشق، ١٩٦٣); احمد محمود صبحى. الفلسفة الاخلاقية فى الفكر الاسلامى. (مطبعة دارالمعارف، ١٩٦٩). (سال دوم، شماره چهارم، آذر و دى ١٣٧٠)، ص ١٠٢ ـ ١١٨ و (سال دوم، شماره ٢٦١ ـ ٢٨٤.

محمدتقى دانش پژوه، چند اثر فارسى در اخلاق، فرهنگ ايران زمين (تهران: ١٣٥٢)، ج ١٩، ص_١

همچنين يادآور مى شويم كه در كتاب دين نامه هاى ايران (كتاب شناسى موضوعى كتابهاى دينى ايران)(٢)، به قلم سيّد محمّدباقر نجفى، يك فصل (ص ١٨٢ ـ ٢٠١) به معرّفى كتابهايى پرداخته شده كه درباره اخلاق اسلامى است.آخر سخن اينكه دونالدسون در كتابى تحت عنوان مطالعاتى در اخلاق مسلمانان(٣) (Studies in Muslim) و ماجد فخرى در كتاب نظريه هاى اخلاقى در جهان اسلامى(٤)  (Ethical Theories in Islam)گزارشى از علم اخلاق در جهان اسلام ارائه كرده اند كه پژوهشگران را به كار مى آيد.(٥)


١ـ اتكينسون، آر. اف. درآمدى به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوى نيا، تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، ١٣٦٩ ـ ١٣٧٠، ٢٣٤ ص، رقعى.

مطالب اين كتاب در هفت فصل گنجانده شده و در آن به اختصار به تعريف فلسفه اخلاق، بررسى مسائلى از درون علم اخلاق، مسائلى كه درباره اخلاق است(پايگاه احكام اخلاقى) و رابطه اخلاق و علم و دين پرداخته شده است. خلاصه مطالب هر فصل در پايان آن آمده و در انتهاى كتاب، به تعريف اصطلاحات كتاب پرداخته و كتاب شناسى فلسفه اخلاق (ص ٢٠٥ ـ ٢١٢) ارائه شده است.

عناوين اصلى كتاب چنين است: سرآغاز، تعارض تكاليف، خود و ديگران، حسن و قبح: ستايش و نكوهش، پايگاه احكام اخلاقى (١)، پايگاه احكام اخلاقى (٢)، اخلاق و علم و دين.

٢ـ اخوان، محمد. مقايسه اى ميان اخلاق كانت و اخلاق اسلامى، (ويراسته ابوالفضل طريقه دار). قم، انتشارات اشراق، ١٣٧٣، و + ١٨٠ ص، وزيرى (عنوان روى جلد: اخلاق كانت و اخلاق اسلامى.)


٢ـ كلن، آكادمى علمى اسلامى، ١٩٨٧

٣ـ لندن، ١٩٥٣

٤ـ ليدن، انتشارات بريل، ١٩٩١

٥ـ در اين زمينه همچنين رجوع شود به: مهدى محقق. دومين بيست گفتار در مباحث ادبى و تاريخى و فلسفى و كلامى و تاريخ علوم در اسلام. (چاپ اوّل: تهران، مؤسّسه مطالعات اسلامى دانشگاه مگ گيل و دانشگاه تهران، ١٣٦٩). ص ٧٢ ـ ٨٩، مقاله مبانى اخلاق فلسفى در اسلام، على اضغر حلبى. تاريخ تمدّن اسلام: بررسى هايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلام. (چاپ دوم: انتشارات اساطير، ١٣٧٢). ص ١٧٨ ـ ٢٠٩.

«مقايسه ميان اخلاق كانت و اخلاق اسلامى» است و در ضمن آن، چند انتقاد نسبت به فلسفه اخلاق كانت درج شده است.

٣- بدوى، عبدالرحمن. الاخلاق عند كنت، كويت، وكالة المبطوعات، ١٩٧٩، ٢٣٥ص،وزيرى.

كتاب  حاضرشامل دوبخش است: مسأله متافيزيك واخلاق. در بخش اوّل، از جمله، به اين مسائل پرداخته شده است: نظر كانت درباره متافيزيك، در دوره قبل از انتقاد; آيا متافيزيك ممكن است؟آيا

رياضيات خالص ممكن است؟ عليت. در بخش دوم، اين مسائل نيز بررسى شده است: كوشش كانت براى وضع مذهب در اخلاق، بنيادگذارى متافيزيك اخلاق، انتقال از فلسفه اخلاقى ملّى به متافيزيك اخلاق، مفاهيم اساسى در اخلاق، انتقال از متافيزيك اخلاق به نقد عملى محض، وجدان، ديالكتيك عقل عملى، روشهاى عقل عملى محض، تكليفهاى انسان دربرابرخودبه عنوان يك موجود زنده، تكليفهاى انسان در برابر خود به عنوان يك موجوداخلاقى تنها، تكليفهاى انسان دربرابرديگران، روشهاى اخلاقى.

٤ـ بدوى،عبدالرّحمن.الاخلاق النّظرية، كويت، وكالة المبطوعات، ١٩٧٥، ٢٨٨ص، وزيرى.

اين اثر دربردارنده دو بخش است: مقدّمات و مفاهيم اساسى در اخلاق. در بخش اوّل، از «تجربه اخلاقى در نزد روه و شيلر و گورويچ»، «اخلاق صورى و اخلاق عينى»، «تكليف اخلاقى در نزد كانت»، «اخلاق عينى» و «اخلاق پوزيتيويستى» سخن گفته شده است. در بخش دوم ـ كه بيش از دويست صفحه را شامل مى شود ـ به بررسى «وجدان»، ارزشهاى اخلاقى»، «تكليف»، «فضيلت»، «مسؤوليت و حرّيت» و «اصول حيات اخلاقى» پرداخته شده است.

٥ـ حائرى يزدى، مهدى. كاوشهاى عقل عملى، فلسفه اخلاق، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ١٣٦١، شانزده + ٢٦٩ ص، وزيرى.


٢ـ كلن، آكادمى علمى اسلامى، ١٩٨٧

٣ـ لندن، ١٩٥٣

٤ـ ليدن، انتشارات بريل، ١٩٩١

٥ـ در اين زمينه همچنين رجوع شود به: مهدى محقق. دومين بيست گفتار در مباحث ادبى و تاريخى و فلسفى و كلامى و تاريخ علوم در اسلام. (چاپ اوّل: تهران، مؤسّسه مطالعات اسلامى دانشگاه مگ گيل و دانشگاه تهران، ١٣٦٩). ص ٧٢ ـ ٨٩، مقاله مبانى اخلاق فلسفى در اسلام، على اضغر حلبى. تاريخ تمدّن اسلام: بررسى هايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلام. (چاپ دوم: انتشارات اساطير، ١٣٧٢). ص ١٧٨ ـ ٢٠٩.

بيش از دويست صفحه را شامل مى شود ـ به بررسى «وجدان»، ارزشهاى اخلاقى»، «تكليف»، «فضيلت»، «مسؤوليت و حرّيت» و «اصول حيات اخلاقى» پرداخته شده است.

٥ـ حائرى يزدى، مهدى. كاوشهاى عقل عملى، فلسفه اخلاق، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ١٣٦١، شانزده + ٢٦٩ ص، وزيرى.

مطالب كتاب در ذيل پنج بخش گنجانيده شده است: يگانگى چيستى فلسفه و چيستى انسان، انتولوژى بايستى و استى، منطق و صورت بايستى ها و استى ها، منطق ماده استى ها و بايستى ها، بحثى از متون كلام اسلامى. نويسنده در ذيل اين عناوين به رابطه حكمت نظرى و حكمت عملى، معناى مستقلاّت عقليه، عدل و مراتب آن، حسن و قبح عقلى و مباحثى ديگر پرداخته است. برخى از مطالب كتاب خارج از موضوع فلسفه اخلاق است.

٦ـ راسل، برتراند. اخلاق و سياست در جامعه، ترجمه محمود حيدريان، تهران، انتشارات بابك، ١٣٥٥، ٣٢٣ ص، وزيرى.

كتاب مزبور دربردارنده دو بخش است. بخش اول، با عنوان «علم اخلاق»، مشتمل بر چهارده فصل و بخش دوم، با عنوان « رابطه اخلاق با سياست، تعارض احساسات»، مشتمل بر ده فصل است. نُه فصل نخستين اين كتاب در سالهاى ١٩٤٥ ـ ١٩٤٦م. و بقيه كتاب، بجز فصل دوم از بخش دوم، در سال ١٩٥٣م. نوشته شده است.

نويسنده در مقدّمه كتاب آورده است: «هدف ما در اين كتاب بيان دو منظور است: اول، بيان اخلاقيات عملى(غير نظرى) و دوم، به كار بردن اين اخلاقيات در مسائل مختلف سياسى زمان حاضر.» (ص ٩) بخش دوم كتاب خارج از موضوع اين كتاب شناسى(فلسفه اخلاق) است. در بخش اوّل نيز، به صورت پراكنده، به مسائلى پرداخته شده كه در شمار مسائل فلسفه اخلاق قلمداد مى شود.

عناوين بخش اول كتاب چنين است: كلّيات، منابع معتقدات و احساسات اخلاقى، مجموعه قوانين يا نواميس اخلاقى،اخلاق به عنوان وسيله، خوب و بد يا خير و شر، خير جزئى و خير عمومى: خوبى جزيى وخوبى كلى،الزام اخلاقى، گناه، جدال اخلاقى، معرفت اخلاقى، قدرت اخلاق، توليد و توزيع، سنت اخلاقى، ضمانت اجرايى اخلاق.

٧ـ رشيد ياسمى، غلامرضا. قانون اخلاق، تهران، رمضانى، ١٣٠٧.

نخستين كتاب مستقلّى كه درباره فلسفه اخلاق به فارسى منتشر شده همين اثر است. اين كتاب نخستين بار به صورت سلسله مقالاتى در شش شماره سال هشتم مجله «شفق سرخ» منتشرشد. سپس به صورت كتابچه اى به اهتمام م. رمضانى در سال ١٣٠٧ به چاپ رسيد. پس از آن در ضمن كتابى با عنوان مقاله هاورساله ها (گردآورى ايرج افشار و محمد رسول درياگشت، تهران:بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، ١٣٧٣، ص ٣٧٧ ـ ٣٨٨، قطع وزيرى)، منتشر گرديد. اطّلاعات كتاب شناسى اين اثر از كتاب مزبور استخراج شده است.

در كتاب حاضرـ كه مقاله اى است در دوازده صفحه ـ پس از بررسى اين مطلب،كه عمل به طبيعت ولذّت جويى ونفع پرستى نمى تواند قانون اخلاق باشد، به تبيين اين نكته پرداخته شده كه تكليف ساده غيرمشروط يا تكليف خالص بنيان قانون اخلاقى است. سپس به تشريح و تأييد نظر كانت در اين باره پرداخته و قانونهاى سه گانه اخلاقى او نقل شده است.

٨ـ ژكس. فلسفه اخلاق، حكمت عملى، ترجمه سيد ابوالقاسم پورحسينى، چاپ دوم، تهران، انتشارات اميركبير، ١٣٦٢، ١٣٦ص، رقعى.

اين كتاب ترجمه چند فصل از كتاب ژكس است كه مترجم نه نام شخصى او را ذكر كرده ونه عنوان كتابش را. مطالب كتاب در ده فصل گنجانيده شده است. درفصل اول، به تعريف علم اخلاق، اهميت و موضوع آن پرداخته شده است. فصل دوم درباره «وجدان اخلاقى» و ويژگيهاى آن است. فصل سوم عهده دار بحث درباره «اصطلاحات و مفاهيم اخلاقى» (خير، وظيفه، حق) و رابطه آنها با يكديگر است. در فصل چهارم، از «آراء اخلاقى»(اخلاق مبتنى بر سعادت، اخلاق مبتنى بر لذّت، اخلاق مبتنى بر اصالت فايده)، سخن به ميان آورده شده است. فصل پنجم تادهم درباره «اخلاق مبتنى بر مجاهده و عدم تعلّق و قطع علاقه»، «اخلاق مبتنى بر كمال»، «اخلاق مبتنى بر احساس»، «اخلاق مبتنى بر تكليف»، «اخلاق مبتنى براصالت حيات» و «اخلاق بر اساس علم الاجتماع» است.

٩ـ سبحانى، جعفر. حسن و قبح عقلى يا پايه هاى اخلاق جاودان: بحثهايى در عقايد و كلام، نگارش على ربّانى گلپايگانى، چاپ دوم، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ١٣٧٠، ٢٢٢ص، وزيرى.

كتاب حاضر عهده دار اثبات حسن و قبح عقلى و ارتباط حكمت نظرى و حكمت عملى است. در پيشگفتار و مقدّمه كتاب، به جايگاه بحث حسن و قبح در فلسفه اخلاق اشاره و گفته شده كه اين بحث در كتاب حاضر از سه زاويه فلسفه، كلام و فلسفه اخلاق مورد بررسى قرار گرفته است.

مطالب كتاب در چهارده فصل گنجانيده شده و عناوين آن چنين است: تاريخ طرح مسأله، آراء و نظريات در مسأله، مقصود از ذاتى بودن حسن و قبح چيست؟ آيا نزاع كلّى است يا جزئى؟ ملاكهاى حسن و قبح، عقل نظرى و عقل عملى، حسن و قبح عقلى از يقينات است نه از مشهورات، قضاياى خود معيار در حكمت عملى، دلايل منكران حسن و قبح عقلى، نتايج مسأله تحسين و تقبيح عقلى، مبانى اخلاقى و مكاتب غربى، حسن و قبح از ديدگاه اصل تغيير حركت و تكامل، چگونگى ارتباط حكمت عملى با حكمت نظرى، حسن و قبح از ديدگاه علامه طباطبائى(رحمه الله).

١٠ـ صانعى درّه بيدى، منوچهر (ترجمه و تأليف). فلسفه اخلاق در تفكّر غرب، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتى، ١٣٦٨، ٢٥٣ص، وزيرى.

اثر مزبور شامل دو بخش است: تاريخ اخلاق و شرح حوزه هاى اخلاق جديد. بخش اوّل ترجمه مقاله تاريخ اخلاق در دايرة المعارف فلسفه، ويراسته پل ادواردز است. اين مقاله به قلم رازيل آبلسون و كاى نيلسون مى باشد. بخش دوم ترجمه شش مقاله از شش كتاب است كه نامهاى آنها آمده است.

در بخش اول كتاب، از اين مسائل سخن گفته شده است: علم اخلاق در يونان، اخلاق در دوره يونانى مآبى و رومى، اخلاق در قرون وسطى، مراحل اوليه اخلاق در عصر جديد، اخلاق در قرن نوزدهم، غير طبيعت گرايى معاصر، طبيعت گرايى در امريكا، عدم شناخت گرايى در اخلاق معاصر، نظريات متأخّر در باب مباحث اخلاق. بخش دوم كتاب شامل اين مسائل است: اخلاق مبتنى بر سودگرايى، شهودگرايى و حس اخلاقى، عاطفه گرايى، نظام اخلاقى كانت، اخلاق در حوزه پديدارشناسى آلمان، تكليف شناسى.

١١ـ فيروز، شير زمان. فلسفه اخلاقى ناصرخسرو و ريشه هاى آن، مقدّمه رضا شعبانى، اسلام آباد، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان، ١٣٧١، ى + ٣٦٠ ص، وزيرى.

دربردارنده سه بخش است: تاريخچه فلسفه اخلاق اسلامى، فلسفه اخلاقى ناصرخسرو: حكمت نظرى، فلسفه اخلاقى ناصرخسرو: حكمت عملى. در بخش اول، على رغم عنوان آن، اجمالى از تاريخ علم اخلاق اسلامى آمده است و نه فلسفه اخلاق. در بخش دوم، ديدگاه ناصرخسرو درباره نفس، قوّه هاى نفس، شناخت نفس، علم، عمل، طاعت و امثال آن بررسى شده است. بخش سوم عهده دار گزارش ديدگاههاى ناصرخسرو درباره فضايل و رذايل اخلاقى (زهد، توبه، خوى نيك، ميانه روى، كبر، حسد و مردم آزارى) است. بخش دوم مستند به آثار منثور ناصرخسرو و بخش سوم مستند به اشعار اوست.

١٢ـ كانت، ايمانوئل. بنياد مابعدالطبيعه اخلاق [فتارى در حكمت كردار]. ترجمه حميد عنايت و على قيصرى، تهران، انتشارات خوارزمى، ١٣٦٩، نه + ١٦٦ص، رقعى.

كتابى است مختصر و مهم كه در سال ١٧٨٥ م. تأليف شده و بر همه افرادى كه در باب فلسفه اخلاق تحقيق كرده اند، تأثيرى بس شگرف گذاشته است. موضوع اين كتاب تحقيق درباره اصل غايى اخلاق است و روش كانت در اين كتاب چنان است كه در پيشگفتار گفته است: «در اين اثر، من روشى را برگزيده ام كه به گمان خودم، مناسبترين روش [ر چنين پژوهشى ]است و[آن اينكه]به شيوه تحليلى از معرفت عام، به تعيين اصل غايى آن رسيده ام و سپس به شيوه تركيبى، از بررسى اين اصل و ريشه هاى آن دوباره به معرفت عامى كه مصداق آن اصل بوده بازگشته ام.» (ص ١٠ ـ ١١)

مطالب كتاب در پيشگفتار و سه بخش گنجانيده شده است. در بخش اوّل، به «گذار از معرفت عقلى معمولى اخلاق به [معرفت]فلسفى [اخلاق]» پرداخته است. بخش دوم درباره «گذار از فلسفه مردم پسنداخلاق به مابعدالطبيعه اخلاق»است وبخش سوم عهده داربحث از «گام بازپسين از مابعدالطبيعه اخلاق به نقد عقل ناب عملى» مى باشد.

لازم به ذكر است كه در شرح و تفسير كتاب حاضر چند كتاب مستقل نوشته شده كه مشخصات آنها در يادداشت مترجمان آمده است. همچنين اغلب افرادى كه كتابى درباره كانت نوشته اند بخشى از آن را به نظريات اخلاقى كانت اختصاص داده اند; مثلاً فردريك كاپلستون، در جلد ششم تاريخ فلسفه و استفان كورند، در كتاب فلسفه كانت. در اين باره، همچنين رجوع كنيد به: احمد احمدى، كانت و اساس مابعدالطبيعه اخلاق، «فلسفه» (شماره سوم، بهار ١٣٥٦، ص ٥٠ ـ ٦٦).

١٣ـ گرگوار، فرانسوا. مشارب عمده اخلاقى، ترجمه سيّد ابوالقاسم پورحسينى،تهران،انتشارات دانشگاه تهران،١٣٦٠، د+١٠٢ص، وزيرى.

مطالب كتاب در نُه فصل گنجانيده شده است. در فصل اوّل، از «معنى و فايده مطالعه تاريخى مشارب اخلاقى» بحث شده و در فصل دوم، به «انواع مشارب اخلاقى»(اخلاق متعالى، اخلاق مبتنى بر اصالت طبيعت، اخلاق مبتنى بر اصالت فعل) پرداخته شده است. فصل سوم درباره «اخلاق غير مذهبى متعالى» است و اخلاق از نظر افلاطون، ارسطو، مونتنى، پاسكال، دكارت و ديگران بررسى شده است. در فصل چهارم و پنجم، «اخلاق دينى» و «اخلاقـهاى دينى» مورد بحث قرار گرفته است. فصل ششم تا هشـتم درباره «اخـلاق مبتنى بر اصـول طبيعت گرايى» و «اخـلاق مبتنى بر اصل فعاليت» و «اخلاق مبتنى براصالت فعل»است.درآخرين فصل،نتيجه گيرى شده است.

١٤ـ مدرّسى، سيد محمّدرضا. فلسفه اخلاق: پژوهش در بنيانهاى زبانى، فطرى، تجربى، نظرى و دينى اخلاق، ويراسته غلامعلى تفنگدار، تهران، سروش، ١٣٧١، ٣٤٧ ص، وزيرى.

كتاب حاضر صورت بسط يافته و كامل شده كتاب ديگرى از همين نويسنده با عنوان فلسفه ارزشها (چاپ دوم، قم. انتشارات هجرت، ١٤٠٤ ق.، ٩٤ ص، رقعى) است.اين كتاب، به گفته نويسنده، «بررسى و پژوهشى جامع، از مسائل و مشكلات مطرح شده در فلسفه اخلاق در عصر حاضر،است كه از سرچشمه وحى و سخنان معصومان(عليهم السلام)مدد جسته و عمدتاً از ديدگاه فلسفه و كلام اسلام و علم اصول مورد تحقيق قرار گرفته است. اين پژوهش ديدگاهها و مكاتب فيلسوفان و عالمان غربى رانيزمورد ملاحظه قرارداده و مطالبى را از آنان ارائه كرده و يا مورد نقد قرارداده است.» (ص ٨)

عنوانهاى اصلى كتاب چنين است: حكمت نظرى و حكمت عملى، مفاهيم در قضاياى ارزشى، لزوم تبيين و تفكيك مفاهيم واژه ها، پژوهش در مفاهيم حسن وقبح و ديگرواژه هاى اخلاقى،كيفيت وجودى ارزشها،اخلاق تجربى، اخلاق نظرى، همسويى اخلاق تجربى و اخلاق نظرى، اخلاق ارسطو و نظريه توسط، بررسى پايه هاى اخلاق در فلسفه كانت،اخلاق اصالت نفع، نيت و هدف، حسن و قبح عقلى، عقل نظرى و عقل عملى، هست ها و بايدها، ارزشهاى اخلاق و دين و حقوق.

١٥ـ مصباح، محمدتقى. فلسفه اخلاق، چاپ چهارم، تهران، انتشارات اطلاعات، ١٣٧٣، ٢٠٤ ص، وزيرى، عنوان روى جلد: (دروس فلسفه اخلاق).

ازمهمترين كتابهايى مى باشد كه درباره فلسفه اخلاق با نگرشى اسلامى به فارسى تأليف شده است. اين كتاب شامل سلسله درسهاى نويسنده در «مؤسسه در راه حق» است كه درسال ١٣٦١ـ١٣٦٢ تدريس و در آن، يك دوره مختصر فلسفه اخلاق تبيين شده است.

در بخش اول تا چهارم كتاب، از «فلسفه اخلاق»، «ويژگى مفاهيم اخلاقى»، «حسن وقبح عقلى» و «مفاهيم ارزشى» سخن گفته شده است. بخش پنجم تا دهم كتاب درباره «مكتبهاى اخلاقى» است و در آن به مكتب لذّت گرايى شخصى، اپيكوريسم، عاطفه گرايى، نظريه نيچه، نظريه كانت و مانند آن پرداخته شده است. در بخش يازدهم، «نظريه مختار» نويسنده آمده و در بخش دوازدهم تا چهاردهم، به «تبيين نظريه مختار» آمده است. در بخش پانزدهم تا هيجدهم كتاب، به «جمع بندى نتايج»، «مسؤوليت»، «آيا اخلاق مطلق است يا نسبى؟» و «رابطه اخلاق با دين» پرداخته شده است.

١٦ـ مطهرى، مرتضى. آشنايى با علوم اسلامى، ج ٢: كلام ـ عرفان ـ حكمت عملى، چاپ ششم، تهران، انتشارات صدرا، ١٣٦٨، ٢٤٠ ص، رقعى.

كتاب مزبور حاصل درسهاى استاد مطهرى براى دانشجويان سال اول و دوم دانشكده الهيّات و معارف اسلامى است. اين كتاب شامل سه بخش است: كلام، عرفان و حكمت عملى. تنها بخش سوم آن (ص ١٧٥ ـ ٢٢٨)، كه مشتمل بر هشت درس است، در حوزه اين كتاب شناسى مى باشد.

در اين بخش، نخست به تعريف حكمت عملى پرداخته و گفته شده كه از ميان اقسام آن تنها به اخلاق مى پردازيم. سپس تعريف علم اخلاق به دست داده شده و از «معيار درستى و نادرستى در اخلاق» سخن گفته شده است. آنگاه از ميان نظريات اخلاقى، نظريه افلاطون، ارسطو، كلبيّون، شكّاكان، اپيكوريان، رواقيّون و كانت گرديده است.

در تبيين نظريات فوق، اجمالاً نقدى نيز بر آنها ذكر شده است. اين كتاب ناتمام مى باشد.

١٧ـ مطهّرى، مرتضى. جاودانگى واخلاق، قم، انتشارات ١٢ فروردين، بى تا، ٦٠ ص، رقعى.

كتاب حاضر بخشى از سلسله بحثهاى استاد مطهّرى در نقد ماركسيسم است كه در سال ١٣٥٥ مطرح گرديده است. اين كتاب نخستين بار به اهتمام دكتر عبدالكريم سروش در كتابى با عنوان يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهّرى (تهران. سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، ١٣٦٠، ج١، ص ٣٨٣ ـ ٤١٨) درج گرديد و چاپ حاضر بر اساس همان كتاب است.

دراين كتاب، نخست حكمت نظرى و حكمت عملى تبيين شده و سپس گزارشى از نظر برتراند راسل و علامه طباطبائى درباره اخلاق ارائه گرديده است. آنگاه از جاودانه يا موقّت و نسبى بودن اخلاق به ميان آمده و در ادامه گفته شده كه به نظر برتراند راسل و علامه طباطبائى «اخلاق نمى تواند معيار داشته باشد» و خوب و بد «برهان بردار نيست، برهان در امور اعتبارى نمى آيد.» (ص ٤٣) در پايان، نتيجه گرفته شده كه «معناى خوب بودن ونبودن وبايد ونبايد، دوسـت داشتن و دوست نداشتن است» (ص ٥٨)، ولى «در عين حال، اين خوبى ها و بدى ها مى تواند مشترك كلّى و دايم باشد.» (ص ٦٠)

متن كامل و منقّح كتاب حاضر در جلد سيزدهم مجموعه آثار استاد مطهّرى و نيز در كتاب نقدى بر ماركسيسم چاپ شده است.

١٨ـ مطهّرى،مرتضى.فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، ١٣٦٦،٣٢٣ ص، رقعى.

كتاب ياد شده شامل دوازده سخنرانى از استاد مطهّرى است كه در دو بخش تنظيم گرديده است. بخش اول شامل نُه سخنرانى است كه در سال ١٣٥١ ايراد شده و بخش دوم ـ تحت عنوان ضميمه ـ شامل سه سخنرانى مى باشد كه در زمانهاى گوناگون القا شده است. اين سخنرانيها بيشتر درباره به نظريه هاى اخلاقى و نقد آنهاست، گرچه مباحث ديگرى نيز در آنها مطرح گرديده كه خارج از موضوع فلسفه اخلاق است.

عناوين اصلى كتاب عبارت است از: فعل طبيعى و فعل اخلاقى، نظريه عاطفى و نظريه فلاسفه اسلامى، نظريه وجدانى، نظريه زيبايى، نظريه پرستش، كرامت نفس محور اخلاق اسلامى، خود و ناخود، خودشناسى، بحرانهاى معنوى و اخلاقى در عصر حاضر، اخلاق كمونيستى، مسأله خودى در اخلاق، معيار فعل اخلاقى و مكتب اخلاقى راسل. بحث اخير بخشى از سخنرانى ايشان درباره اخلاق كمونيستى است كه مستقلاً در پايان كتاب آورده شده است.

١٩ـ مغنية، محمّدجواد. فلسفه الاخلاق فى الاسلام، چاپ دوم بيروت، دارالعلم للملايين، ١٩٧٩، ٢٣١ ص، وزيرى.

كتاب حاضر دربردارنده درسهايى است كه نويسنده در «دارالتبليغ حوزه علميّه قم» تدريس كرده است. همه مطالب كتاب درباره فلسفه اخلاق نيست، بسيارى از مطالب خارج از اين نيز موضوع هم در كتاب يافت مى شود.

برخى از عناوين كتاب چنين است: درباره اخلاق، اخلاق و جريانهاى اخلاقى، اخلاق نظرى و اخلاق عملى، الزام مسؤوليت، جزا، نيت، جهد، فضايل عملى، علم، عدل، مادى و معنوى بودن انسان، كنترل نفس، اخلاق اهل بيت.

٢٠ـ مور، جورج ادوارد. اخلاق، ترجمه اسماعيل سعادت، تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٦٦، يازده + ١٨٦ ص، رقعى.

كتاب فوق درسال ١٩١٢م. درپاسخ به يك سلسله پرسشهايى از اين قبيل نوشته شده است: «وقتى مى گوييم فعلى درست است يا بايد آن را انجام داد، روى هم رفته، مقصودمان از اين سخن چيست؟ وقتى مى گوييم حالتى از امور خوب يا بد است، مقصودمان از گفتن اين سخن چيست؟ آيا مى توانيم صفتى كلّى بيابيم كه مشتركاًبه همه افعال درست، صرف نظر از تفاوتهايشان در ديگر وجوه با يكديگر، بدون استثنا تعلّق داشته باشد و جز به افعال درست به هيچ فعل ديگرى تعلّق نداشته باشد؟» (ص ٢) نويسنده، در ادامه، آورده است: «من مى خواهم در اين كتاب مسائلى دقيقاً از همين نوع را، كه بر سر هر يك از آنها اختلاف جدّى وجود دارد، مورد بحث قرار دهم.» (ص ٣) وى نخست نظريه اى را كه از همه نظريات ديگر ساده تر است عنوان مى كند سپس همه اعتراضاتى را كه نسبت به آن وجود دارد مطرح مى سازد و به تحليل آنها مى پردازد.

مطالب كتاب در ذيل هفت عنوان گنجانيده شده است: مذهب اصالت فايده (درد و بخش)، عينيت احكام اخلاقى، نتايج: معيار درست و غلط، اراده آزاد، ارزش ذاتى.

٢١ـ وارنوك، ج. فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ترجمه و تعليقات صادق ا. لاريجانى. چاپ دوم، تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، ١٣٦٨، يازده + ٢١٨ ص، رقعى.

«مقصود اين رساله بررسى جامع و مختصرى است از فلسفه اخلاق در آثار انگليسى، تقريباً از اوايل قرن حاضر.» (ص١) به نظر نويسنده، «تمام اين سيستمهاى جاافتاده فلسفه اخلاق در آثار انگليسى، كه به توالى در قرن حاضر به منصّه ظهور رسيده اند ـ صرف نظر از مهارت تحسين انگيز صاحبان آنها ـ يكسره بى فايده بوده اند.» (ص ٢) از اينرو، وى در اين كتاب به نقد نظريه شهودگرايى، احساس گرايى و هدايت گرايى پرداخته است.

اصل كتاب در حدود صد صفحه است ولى ترجمه فارسى آن به بيش از دويست صفحه رسيده است. عنوانهاى اصلى كتاب عبارت است از: شهودگرايى، احساس گرايى، هدايت گرايى، محتواى اخلاقيات، طبيعت گرايى و نگرشى به آينده.

٢٢ـ هاشمى، سيّدابوالقاسم. منطق نظرى، منطق عملى، اخلاق، تهران، مؤلف، ١٣٦٥، ج١، ٤٥٧ ص، وزيرى.

بخشى از كتاب درباره منطق نظرى و منطق عملى و بخش ديگرى از آن (ص ٣٠٩ ـ ٣٤٦) درباره فلسفه اخلاق است. در اين بخش، نظريه اصالت لذّت و اصالت عاطفه و اصالت عقل در فلسفه اخلاق تبيين و نقد شده و از فلسفه اخلاقى سقراط و افلاطون و ارسطو و كانت و ديگران سخن گفته شده است. برخى از مباحث اين بخش خارج از موضوع فلسفه اخلاقى مى باشد.

٢٣ـ يالجن، مقداد. الاتجّاه الاخلاقى فى الاسلام (دراسة مقارنة)، مصر، مكتبة الخانجى، ١٣٩٢، ٤٠٤ ص، وزيرى.

كتاب حاضر دربردارنده سه باب و يك خاتمه است. باب اول ذيل عنوان «مفهوم، هدف، عرصه و اهميت اخلاق در نظر اسلام» شامل چهار فصل است: بررسى مفهوم رويكرد اخلاق در اسلام، هدف اخلاق، عرصه اخلاق، اهميت اخلاق در زندگى اسلام. باب دوم با عنوان «پايه هاى اخلاق در ديدگاه اسلام» مشتمل بر هفت فصل است: پايه متافيزيكى و اعتقادى، پايه واقعى و علمى، ملحوظ داشتن طبيعت انسان، مسلّح شده به حرّيت اخلاقى، تقرير اصل الزام و التزام اخلاقى، تأكيد بر مسؤوليت اخلاقى، اثبات جزاى اخلاقى. در باب سوم، تحت عنوان «ارزشهاى اخلاقى در نظر اسلام»، سه فصل آمده است: معيارهاى اخلاقى، حقيقت ارزشهاى اخلاقى، ارزشهاى اخلاقى در ميان فرد و جامعه. خاتمه كتاب شامل مهمترين نتايج كتاب است  و در آن، از جمله، به اين مسائل اشاره رفته است: رويكرد اخلاقى در اسلام ميان فرد و جامعه، توانايى اخلاق اسلامى براى همگامى با دگرگونيهاى زندگى و شكلهاى گوناگون آن، اخلاق اسلامى كامل ترين و شايسته ترين اخلاق براى زندگى انسان است.