نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١٤ - فعاليت تبليغاتي دشمنان اسلام در جهان
علي مرتضي زيدي
مقدمه
دنياي ما دنياي اطلاعاتي و تبليغات است. روزانه حدود سي و پنج ميليون كلمه به سراسر جهان مخابره ميشود، دهها هزار ساعت، برنامه تلويزيوني از مراكز مختلف جهان پخش ميشود و صدها نوع مطبوعات، به صورت روزنامه، مجله، كتاب و غيره چاپ و در اختيار انسانها قرار ميگيرد. اطلاعاتي كه در يك دهه، با وضع موجود به دست انسانها ميرسد، برابر است با اطلاعاتي كه در طول صدها سال در قرون گذشته به دست آنها ميرسيده است. تا پنجاه سال پيش، حدود چهل سال طول ميكشيد تا اطلاعت علمي انسان، دو برابر شود، اما اكنون براي اين امر، تنها چهار سال ، وقت لازم است. شايد به همين دليل، دنياي امروز را دنياي اطلاعت ناميدهاند. آنچه كه امروز، اهميت فراوان دارد، شناخت علت گستردگي بيسابقه حجم اطلاعات است.
انسان، تشنه قدرت است و از زمانهاي كهن تاكنون، همواره انسانهايي وجود داشته او دارند كه خواهان كسب قدرت مطلق بودهاند و هميشه، اين سوال مطرح بوده كه مهمترين ابزار كسب قدرت، كدام است؟ تا قبل از قرن هفدهم ميلادي، شيوه رايج براي كسب قدرت، استفاده از زور بوده است. پادشاهان و پهلوانان، پرقدرتترين افراد به حساب مي آمدند؛ چرا كه از زور و قدرت جسماني بيشتري برخوردار بودند. اما با رشد سرمايهداري و مسلط شدن آن بر زير بناي جامعه، نوع قدرت دگرگون شد و پول، منبع قدرت به حساب آمد تا قبل از اين مرحله، مخالفان فرمانروايي قدرتمندي فوراً به قتل ميرسيدند و مزاحمان از سر راه برداشته ميشدند. اين روش، تأثيري منفي بر افراد جامعه ميگذاشت، ولي در مرحله مركزيت پول، ديگر مخالفين كشته نميشدند و يا دست كم در مرحله اول، چنين كاري انجام نميگرفت بلكه پول بود كه اين مشكل را حل كاري انجام نميگرفت بلكه پول بود كه اين مشكل را حل مي كرد. اين شيوه سركوب مخالفين، نتايج خوبي را به بار آورد؛ زيرا اولاً ديگر كشتهاي وجود نداشت تا براي ديگران اسطوره مقاومت باشد و ثانياً به كمك پول، گاهي مخالفين هم به كمك پول، به جمع تابعين خود قدرتمند ميپيوستند، اما اين احتمال هم وجود داشت كه دريافت كنند پول تحت فشار وجدان خود، از راهي كه در پيش گرفته است، باز گردد و مجدداً در صف مخالفين قرار گيرد. مرحله سوم، استفاده از قدرت اطلاعات نقش اصلي را بازي ميكند و مخالف را وادار ميسازد تا دست از مخالفت بردارد. در اين مرحله، علاوه بر اين كه كشتهاي وجود ندارد، مخالفتي هم از سوي وجدان صورت نميگيرد. از اين رو، ابزار اطلاعات، بهترين و موثرترين ابزار كسب قدرت است؛ زيرا كمترين پيآمد منفي را داراست.
با در نظر گرفتن مراحلي كه براي كسب قدرت ذكر شد، ميتوان فهميد كه چرا در دنياي امروز، اطلاعات تا اين حد، اهميت دارد. اطلاعات منبع قدرت است و آن كسي قدرتمندتر است كه پيشرفتهترين و گستردهترين شبكه اطلاعاتي را در اختيار داشته باشد. [١]
نبرد اسلام و كفر، نبرد حق و باطل است. اين نبرد در طول تاريخ ادامه داشته و در هر دو جهبه، رهبراني بودندهاند كه به دعوت و تبليغ مرام خود بپردازند، "ائمه يهدون بالحق" و "ائمه يدعون الي النار" اين رويارويي در همه ادوار تاريخ وجود داشته است، امام آنچه كه تغيير كرده است، روش تبليغ است. زماني يك نفر درميدان مركزي شهر ميايستاد و به سخنراني ميپرداخت كه در بهترين شرايط، تعداد كساني كه از سخنان او استفاده ميكردند، از چند هزار نفر تجاوز نميكرد. پس از آن، با گسترش پديده چاپ و مطبوعات، مبلغان با نوشتن كتاب، مطالب خود را به ديگران ميرساندند و در نتيجه، سخن آن به گوش افراد بيشتري ميرسيد، اما امروزه ميتوان در كمترين زمان ممكن چند ميليارد نفر را مخاطب قرار داد و اين، مسأله اي عادي و پيش پاافتاده به حساب ميآيد.
حاصل آنكه در دنياي ما كه داشتن اطلاعات منبع قدرت به شمار ميآيد، حاميان كفر بهترين استفاده را از اين منبع ميبرند و براي مبارزه با حق از بهترين روشهاي تبليغي استفاده ميكنند ، غافل از اين كه هنوز نيرويي در انسانها وجود دارد كه نميگذارد آنان زير سلطه هيچ قدرتي قرار گيرند وبا بودن آن نيرو انسان احساس آزادي ميكند و آن چيزي نيست جز اراده انسان. انسان را اراده خود آزاد و مستقل ميماند و از تحت سلطه واقع شدن نجات مييابد. اگر انسان از اراده خود استفاده كند، هيچ حربهاي اعم از زور، پول تبليغ منفي نميتواند او را شكست دهد.
در اين مقاله، سعي شده است كه ابعاد مختلف" فعاليت تبليغاتي دشمنان اسلام در جهان" به اختصار مورد بررسي قرار گيرد.
تبليغات مذاهب ساختگي
در قرن هيجده و نوزده ميلادي، زماني كه اروپاييان استعمارگر عملاً بر تمام كشورهاي اسلام سلطه يافته بودند، براي ادامه و استمرار سلطه خود، مذاهبي را در جهان اسلام ايجاد كردند تا بدين وسيله بتوانند يكپارچگي و همبستگي مسلمانان جهان را از بين برده، توان دفاعي آنها را سركوب كنند و نگذارند كه آنان با استفاده از حقايق و معارف اصيل اسلام قدرت اتحاد خود را بشناسند و به مقابله با استعمارگران بپردازند. براي دستيابي به اين هدف، سه فرقه ضالّه، در سه منطقه اسلامي تأسيس شد:
وهابيت در حجاز؛ بهائيت در ايران و قاديانيت در شبه قاره هند. گرچه انقلاب اسلامي در ايران توانست ريشه بهائيت را از ايران بكند[٢]و همچنين قاديانيت نيز نتوانست به اهداف خود در شبه قاره هند دست يابد، اما وهابيت در حجاز، با كمك انگليس و به رهبري نظامي سرهنگ لارنس، بر اين منطقه، سلطه پيدا كرد[٣] و هنوز هم زمام امور اين كشور در دست دارد.
با آغاز استخراج نفت در منطقه حجاز و سرازير شدن سيل درآمدهاي نفتي به عربستان، سردمداران وهابيت توانستند تبليغات گسترده اي را در كشورهاي اسلامي شروع و گروهي از مسلمانان را جذب اين فرقه كنند. تأسيس مراكز به اصطلاح اسلامي، مدارس ديني و مساجد، بهترين تاكتيك به كار گرفته شده از سوي رهبران وهابيت است. غير از كشورهاي اسلامي، در اروپا و آمريكا نيز از اين روش استفاده ميشود و بدين وسيله، مسلمانان ساكن اين كشورها زير چتر تبليغاتي وهابيت قرار ميگيرند. سازمانهاي مانند رابطه العالم الاسلامي در همين راستا فعاليت ميكنند. موارد زير را ميتوان از اهداف تبليغات وهابيها به شمار آورد:
- ١. تبليغ تز جدايي دين از سياست و در نتيجه، كمك به استعمارگران براي ادامه سلطه بر كشورهاي اسلامي؛
- ٢. ايجاد تفرقه و نفاق ميان مسلمانان با صدور فتوا مبني بر شرك و ملحد بودن ديگر مسلمانان؛
- ٣. مبارزه با اسلام ناب و منزوي ساختن نيروهاي اصيل اسلام؛
- ٤. توجيه سلطه خود بر مراكز معنوي اسلام، نظير بين الله الحرام و مسجد نبوي و همچنين تلاش براي از بين بردن روح حقيقي مراسم حج؛[٤]
تبليغات مسيحيت
در ميان كساني كه در كشورهاي اسلامي تبليغ ميكنند و در اين كار، از سابقه طولاني برخورد دارند، مبلّغان ميسحيت، مقام اول را دارند. اينان با آغاز دوره استعمارگري اروپا حملات خود را بر كشورهاي اسلام آغاز كردند و در زمان به قدرت رسيدن استعارگران فعاليتهايي خود را به اوج رساندند. اكنون نيز چندين ميليون نفر به اين كار اشتغال دارند و تعداد ميسيونرهاي مسيحي، همواره رو به افرايش است. تنها در كشورهاي جهان سوم تعداد سازمانهاي فعال مسيحيت، از سه هزار و چهارصد سازمان در سال ١٩٧٢ به هيجده هزار سازمان در سال ١٩٩٢ رسيده است. [٥]فقط پروتستانها در بين از صد كشور جهان حدود پنجاه هزار ميسيونر دارند كه براي تبليغ دين مسيحيت (البته مسيحيت منحرف شده)، فعاليت ميكنند و تنها آمريكا به اين منظور، سالانه ميلغ هفتصد ميليون دلار در اختيار آنها قرار ميدهد. [٦]در اثر اين تبليغات، تعداد مسيحيان در جنوب آسيا از يكصد و شش ميليون نفر در سال ١٩٨٠به يكصد و سي و چهار ميليون نفر در سال ١٩٩٢و در شرق آسيا از شانزده ميليون نفر در سال ١٩٨٠به هفتاد وپنج ميليون نفر در سال ١٩٩٢رسيده است. [٧]در نتيجه اين فعاليتهاي گسترده مسيحيت كه تا اوايل قرن حاضر، دين آمريكايي و اروپايي به شمار ميآمد و %٨٠ مسيحيان در مناطق مذكور زندگي ميكردند، اكنون به عنوان دين جهاني از ياد ميشود و حدود %٦٠پيروان آن، خارج از آمريكاي شمالي و اروپا زندگي ميكنند. تعداد مسيحيان در آفريقا نيز كه تا اوايل قرن حاضر از ده ميليون نفر تجاوز نميكرد، اكنون به دويست و بيست و چهار ميليون نفر رسيده است. [٨]در حال حاضر سازمانهاي جهاني مسيحيت براي دويست و چهل ميليون نفر از ساكنين كره زمين كه هنوز تبليغات مسيحيت را دريافت نكرده اند، برنامه ريزي ميكنند و درهمين راستا پاپ ژان پل دوم، رهبر مسيحيان كاتوليك جهان، سال ٢٠٠٠ميلادي را سال مسيحي شدن تمام مردم آفريقا اعلام كرده است. مسأله قابل توجه، اين است كه هيچ يك از كشورهاي اسلامي از تبليغ دين مسيحيت در امان نيست. به عنوان مثال، تنها در پاكستان تعداد ميسيونرهاي آمريكاي شمالي و كانادايي كه هر كدام جداگانه برنامههاي تبليغاتي خود را به صورت فرستادن مبلّغ و يا مطبوعات اجرا ميكنند ، به هشتاد ميرسد و چهار ميليون مسيحي در اين كشور زندگي ميكنند. [٩]اكثر مبلغان مسيحيت با پشتوانه مالي خود، در زمينه بهداشت و آموزش و پرورش، مردم بيبضاعت را به سوي خود جذب ميكنند. در آفريقا چه بسيار كشيشاني وجود دارند كه دهها سال بدون بازگشت به كشور خود، در جنگلها و در ميان قبايل وحشي بسر ميبرند تا آنان را به دين مسيحيت دعوت كنند كه و يا بعضي از مبلّغان مسيحيت به مناطقي از هند ميروند كه حتي دولت محلي آن جا تاكنون قادر به نقشه برداري از آن مناطق نبوده است. اين امر براي ما كه عنوان مبلغ اسلام را داريم، بسيار آموزنده است.
غير از مبلّغان فعال، دست كم چهار ايستگاه راديويي در زمينه تبليغ مسيحيت، فعال ميباشند كه يكي از آنها به نام (Trans World) برنامههاي خود را با هفتاد زبان و ديگري به نام (Vatican Radio) به پنجاه زبان، پخش ميكند. ١٠همچنين براي اين منظور، راهاندازي كانال جهاني در دست اقدام است كه بدين وسيله، مسيحيت خواهد توانست تمام جهان را زير پوشش تلويزيوني قرار دهد.
با در نظر گرفتن مطالب فوق، اين سوال به ذهن ميرسد كه آيا چنين تبليغات گستردهاي فقط براي ترويج دين مسيحيت انجام ميگيرد و آيا هدفي غير از اين در كار نيست و آيا اين امكان وجود ندارد كه گروههاي ديگري در پناه روحانيت مسيحي، اهداف خود را دنبال كنند؟ بررسي تاريخ، ما را به اين مطلب ميرساند كه در طول تاريخ، مراكز مسيحيت براي جلب منافع تجار و استثمارگران، بيش از خود مسيحيت فعال بودهاند، از جنگ صليبي گرفته كه به گفته مورخين يكي از علل آغاز آن توسط مسيحيان، در خطر افتادن منافع تجار اروپايي خصوصاً تجار ونيز و ژونو، به علت تسلط مسلمانان بر بيت المقدس و مسدود شدن راه تجاري آنها از اروپا به شرق آسيا بوده است[١١]تا رفتن كشيشان به هند، آفريقا و آمريكاي لاتين كه به ظاهر براي تبليغ مسيحيت به سرزمينها ميرفتند، اما همراه خود، استعمارگران را به اين مناطق ميبردند. با وجود اين شواهد، به راحتي ميتوان ادعا كرد كه در طول تاريخ، همواره مسيحيت و مبلغان آن، حامي و همدست استعمارگران بوده اند. همچنين اين مسيحيت بود كه مايه معنوي براي رشد سرمايه داري را فراهم كرده است. تقابل سير تاريخي مسيحيت با روند تكاملي سرمايه داري نشان ميدهد كه نهضت اصلاح گرايي مسيحيت آنچه را كه هر مرحله از سرمايه داري نياز داشته است، به وسيله تبليغات مذهبي خود فراهم كرده است. [١٢]و بدين ترتيب كليسا جزيي از روند كلي سرمايه داري به حساب ميآيد.
در سياست كنوني جهان نيز به خوبي مشاهده ميشود كه در مرحله خاصي از جنگ سرد براي مقابله با كمونيزم در بلوك شرق، رهبر كاتوليكهاي جهان از كشور لهستان انتخاب ميشود و تنها به كمك پاپ بود كه لخ و ليسا، رهبر جنبش كارگران لهستان توانست به پيروزي دست يابد. [١٣]با در نظر گرفتن مطالب فوق به نظر ميرسد كه مسيحيت در زمان حاضر نيز جزيي از روند كلي سرمايه داري و متحد آن است و در سياست خود حتي آماده است تا با صهيونيستها همدست شده و به ياري آنها برخيزد. [١٤]مسيحيت در بهترين نوع خود نظير الهيات رهايي بخش آمريكاي لاتين چيزي جز يك عكسالعمل مذهبي در مقابل تبعيضات طبقاتي، لاديني و ناديده گرفتن احساسات مذهبي در جوامع غربي نيست، بنابراين، دشمن حقيقي اسلام، در حال حاضر، نه مسيحيت بلكه سرمايه داري و به طور كلي، فرهنگ غرب تحت عنوان ليبراليسم است. و هرگز اين به معناي ناديده گرفتن و يا بياهميت جلوه دادن مسيحيت نيست.
تبليغات سرمايه داري و ليبراليسم
برخلاف تبليغات مسيحيت كه از كانالهاي مخصوص و با شيوه معمولاً آشنا صورت ميگيرد، تبليغات ليبراليسم عمدتاً غيرمستقيم، با ابزارهايي نوين و بسيار پيشرفته ميباشد و در حالي كه دستگاه تبليغاتي مسيحيت در قرن حاضر، براي گسترش عقايد خود تنها به تبليغات اكتفا ميكند و كمتر به قوه قهريه متوسل ميشود، ليبراليسم و سرمايه داري حريفي براي خود نميشناسد و براي شكست دادن مخالفان خود از هيچ كوششي حتي تجاوز نظامي فروگذار نميكنند. پس از پايان جنگ سرد و اضمحلال كمونيزم، ليبراليسم، خود را تنها برنده جنگ ايدئولوژيك ميداند و تمام توان خود را براي نابودي دشمن ديگر خود، يعني اسلام، كه در آن تواني بالقوه براي مبارزهاي سخت ميبيند، بسيج كرده است و هر ابزاري براي از نابود كردن پديده اسلام گرايي كه پس از انقلاب اسلامي ايران، بعد جهاني يافته است، استفاده است.
در اين بخش گفتار، به وسايل و ابزارهاي گوناگون تبليغاتي ليبراليسم و سرمايه داري اشاره خواهيم كرد و سعي ميكنيم با بررسي اين پديده، خطوط اصلي و استراتژي تبلغاتي غرب را مشخص نماييم. اما اين كه چرا فصل جداگانهاي به بحث درباره صهيونيسم اختصاص داده نشد، به اين علت است كه صهيونيسم همواره در سايه سرمايه داري، به فعاليتهاي ضداسلامي خود ميپردازد كه نفوذ صهيونيستها در دولت آمريكا و سياست انفعالي آمريكا در منازعه ميان اعراب و اسرائيل را ميتوان دليلي بر اين ادعا دانست. [١٥]
مطالب اين بخش را تحت چهار عنوان طرح ميكنيم:
١. جريان خبري و خبرگزاريها
همان طور كه گفته شد، دنياي امروز، دنياي تبادل اخبار و اطلاعات است و روزانه حدود سي و پنج ميليون كلمه خبر به سراسر جهان مخابره ميشود. با مشاهده اين گستردگي در تبادل اطلاعات، به نظر ميرسد كه به دليل جريان كاملاً آزاد اطلاعات در دنيا، ديگر نميتوان عدهاي را بي خبر نگه داشته و آنان را اغفال كرد، اما اين ظاهر است، زيرا از سي و پنج ميليون كلمه سي دو ميليون آن از طريق چهار خبرگزاري بزرگ جهان مخابره ميشود؛ خبرگزاري آسوشيتدپرس هفده ميليون، يونايتدپرس يازده ميليون، فرانس پرس سه ميليون و پانصدهزار، و رويتر يك ميليون و پانصد هزار كلمه،[١٦]اگر ملاحظه كنيم كه ٤/٣خبرهاي غير بومي پخش شده، در جهان سوم (كه شامل كشورهاي همسايه هم ميشود) از سوي اين چهار خبرگزاري جهان مخابره ميشود، به تسلط كامل اين خبرگزاريها بر جريان خبري جهان، پي خواهيم برد. از آنجا كه وضعيت كشورهاي اسلامي در اكثر موارد بدتر از كشورهاي متوسط جهان سوم است، به آساني ميتوان برآورد كرد كه جريان اطلاعات در اين كشورها به چه آساني ميتوان برآورد كرد كه جريان اطلاعات در اين كشورهاي به چه صورت ميباشد. جهان سرمايه داري با در دست داشتن خبرگزاريهاي بزرگ جهان، در حقيقت، كنترل جهان اسلام و بزرگترين منبع قدرت را در دست دارد و ميتواند با تبليغات خود، افكار عمومي را به هر سو كه بخواهد، هدايت كند و از آن در راه رسيدن به اهداف خود استفاده نمايد.
بعضي از اهدافي كه جهان سرمايه داري به وسيله تبليغات خبرگزاريها دنبال ميكند، عبارتند از:
- الف. ايجاد اختلاف، تضاد و ناهمگوني ميان كشورهاي اسلامي و بزرگ جلوه دادن اختلافهاي جزيي ميان اين كشورها و از بين بردن همبستگي ملي آنها.
- ب. ايجاد هراس و نا اميدي ميان مسلمانان و تلقين اين كه كشورهاي اسلامي قدرتي براي مقابله با كفر جهاني ندارند. در اين تبليغات و اخبار، چنين القاء ميشود كه همواره اين كشورها در حال خشونت به سر ميبرند و در اختلافاتشان از هيچ منطقي برخوردار نيستند و در مراحل ابتدايي كشورداري به سر ميبرند.
- ج. كمك به امپرياليسم سياسي و رساندن اطلاعات به سازمانهاي اطلاعاتي خود.
٢. جريان فرهنگي (مطبوعات، راديو، تلويزيون و فيلم)
در زمينه مختلف فرهنگي نيز جهان سرمايه داري، تسلطي كامل بر اوضاع جهاني دارد و تمام كشورها را تحت سيطره تبليغات خود قرار داده است، صاحبان قدرت مالي جهان از امكانات جديد، مانند ويديو و ماهواره براي ادامه سلطه خود استفاده ميكنند و بر انحصارات خود ميافزايند.
براي درك بهتر ابعاد اين مساله، به اين آمار توجه كنيد:
الف. مجلات
طبق آمار موجود، حدود ٣٨٠٠٠مجله، در سراسر جهان منتشر ميشود و در ظاهر، اين امر نشان دهنده تبادل فرهنگي در جهان است، اما حقيقت اين است كه تنها نشريههاي آمريكايي، تيراژ جهاني و ماهيت فراملي دارند. تايمز و نيوزويك دو مجله معروف آمريكايي مجموعاً با تيراژ ده ميليون نسخه، در هفته، خوانندگان خود را با سياست و فرهنگ آمريكايي آشنا ميكنند و فرهنگ ليبرالي را گسترش ميدهند. [١٧]مجله ريدرز دايجست با پخش ماهيانه سي ميليون نسخه، به هفده زبان دنيا پر تيراژترين مجله جهان به حساب ميآيد. [١٨]غير از اين مجلات، دهها مجله ديگر با موضوعاتي گوناگون از قبيل ورزش، مد لباس، فيلم، تزيين خانه، سياست، اقتصاد و... در كشورهاي غربي منتشر ميشود كه به طور غيرمستقيم، به تبليغ اهداف خود ميپردازند. در مقابل اين همه مجله و نشريه كه به تخريب بنيادهاي فرهنگي كشورهاي اسلامي مشغولند، در تمام جهان اسلام حتي يك نشريه معتبر و جود ندارد كه به نيمي از جهان اسلام دسترسي داشته باشد و بتواند افكار اسلام ناب را براي آنان تبيين كند.
ب. راديو و تلويزيون
از اوايل ١٩٠٠ به اين طرف، صنعت راديو و تلويزيون رشد فزايندهاي داشته است و امروزه تقريباً تمامي كشورهاي اسلامي از اين ابزارهاي فرهنگي استفاده ميكنند، اما در حقيقت، تنها كشورهاي غربي و سرمايه داران از اين امكانات نفع ميبرند، زيرا در همه كشورهاي اسلامي از برنامه هاي ساخت كشورهاي غربي استفاده ميشود و در بعضي از اين كشورها در صد برنامههاي ساخت داخل به كمتر از %٢٠ كل برنامهها ميرسد، راديو صداي آمريكا مدعي است كه هر هفته ١٠٤ميليون نفر شنونده بزرگسال دارد، در حالي كه بنگاه سخن پراكني انگليس، اين افراد را ٧٥ميليون نفر برآورد ميكند. ١٩توجه به ميانگين ساليانه ساعات برنامههاي صادراتي تلويزيون اين كشورها ما را در اثبات ادعاي فوق كمك ميكند.
كشور آمريكا با صد و پنجاه هزار ساعت برنامه صادراتي، در اين زمينه، مقام اول را داراست. انگليس و فرانسه هر يك با بيست هزار ساعت و آلمان با هشت هزار ساعت برنامه صادراتي مقامهاي مقام بعد را در اختيار دارند. [٢٠]
ج. فيلمهاي سينمايي و ويدئويي
ساخت فيلم، يكي ديگر از صحنههاي فعاليت تبليغاتي غرب است. فيلمهاي ساخت كشورهاي غربي، خصوصاً آمريكا به وسيله سينما، ويديو و ماهواره تا دور افتارهترين نقاط كشورهاي اسلامي رسوخ كرده و تاثيرهاي زيانبار فرهنگي خود را بر اين جوامع ميگذارند و از سوي ديگر، موجب از بين رفتن سرمايههاي هنگفتي از كشورهاي اسلامي ميشوند. [٢١]
قبل از بررسي اهداف تبليغاتي فرهنگي غرب، ذكر اين نكته لازم است كه همان طور كه گفته شد، تبليغ در عصر تكنولوژي، هرگز شكل سابق را نداد، زيرا تبليغات امروزي بيشتر غير مستقيم و چند بعدي است. همچنين بايد توجه داشت كه دشمنان اسلام تا حد امكان از انواع پوششها براي سرپوش گذاشتن بر روي فعاليتهاي تبليغي خود استفاده ميكنند و به همين علت برماست كه هوشيار بوده و همواره در صدد شناخت اهداف دشمنان اسلام باشيم. موارد ذيل را مي توان از اهداف تبليغات فرهنگي غرب دانست:
الف. تهي كردن افكار جوانان مسلمان از هرگونه ايدئولوژي و تربيت آنان به صورت افرادي لاابالي و بيهدف. بر اثر اين تبليغات، افراد، سراسر عمر، در آرزوهاي سطحي و مادي به سر مي برند و ديگر اثري از اهداف متعالي خلقت در آنها ديده نميشود.
ب. ايجاد احساس بيگانگي در افراد و قطع ارتباط آنان با هويت مذهبي و ملي خويش كه در اثر اين تبليغات احساس محروميت شديدي در افراد ايجاد، ميشود و آماده پذيرفتن هر گونه انحراف فكري و عقيدتي ميشوند.
ج. اگر توجه داشته باشيم كه اكثر مطبوعات صاحب نام جهان و شركتهاي سازنده فيلم و نيز شبكه تلويزيوني، در دست يهوديان قرار دارند،[٢٢]در اين صورت ، بعد سياسي قضيه، براي ما ملموستر خواهد بود و به خوبي در مييابيم كه چرا فيلمهايي مانند"بدون دختر، هرگز" ساخته و پخش ميشوند و سازندگان آنها جوايز بزرگي نيز دريافت ميكنند.
ج. گاه و بيگاه، همين رسانههاي گروهي، مفاهيمي مانند حقوق بشر، جهان سوم، دموكراسي و... را براي پيشبرد اهداف خود مطرح كرده و با دادن رنگ ارزشهاي كلي و مطلق، از آنها در راه نيل به مقاصد خود، استفاده ميكنند.
٣. موسسههاي تحقيقاتي و دانشگاهه
با پيچيده شدن زندگي اجتماعي و گستردگي اطلاعات، دانش فني و متخصصين علوم اهميت بيشتري يافتهاند و اگر در قرن گشته سياستمداران، حاكم اصلي به شمار ميرفتند، اكنون دنيا در دست تكنوكراتها قرار دارد و دانشگاهها و موسسههاي تحقيقاتي، منبع قدرت و شاخص قدرت ملي به حساب ميآيند. مراكز علمي غرب، به خاطر داشتن سابقه طولاني، اطلاعات بيشتر و گستردگي منابع مالي، بر مراكز مشابه، در كشورهاي ديگر برتري كامل دارند و كشورهاي جهان سوم، خصوصاً كشورهاي اسلامي براي آموزش كادر مديريتي و اجرايي خود، شديداً به اين نوع مراكز وابستهاند. براي مديران دولتي، در بيشتر كشورهاي اسلامي و حتي متاسفانه، در كشور جمهوري اسلامي ايران، ورود به دانشگاهها و مراكز علمي غرب، افتخاري بزرگ به حساب ميآيد. تحقيقات انجام شده درباره منابع مالي اين دانشگاهها و مراكز علمي نشان ميدهد كه تقريباً تمام مراكز ياد شده از بنيادهايي مانند فورد، راكفلر و كارنگي يا داد تامين ميشوند. [٢٣]و در مواقع لزوم، سازمان اطلاعاتي آمريكا، سيا، به كمك اين مراكز ميشتابد.
با در نظر گرفتن اين مطالب، به اين نتيجه ميرسيم كه شايستهترين افراد از كشورها اسلامي و جهان سوم به طور غيرمستقيم، ابزار دست كساني ميشوند كه خود، دشمن اصلي اسلام و مستضعفين جهانند. [٢٤]بدون شك، از سوي چنين مراكز و موسسههايي سنگين بر اسلام وارد شده است. در اينجا بخشي از نتايج فعاليت تبليغاتي موسسههاي مذكور بر ضداسلام را ارائه ميكنيم:
الف. تحريف عقايد و افكار اسلامي
در بيشتر تبليغات غرب عليه اسلام، عقايد و افكار اسلامي، براي افراد عادي به گونهاي بيان ميشوند كه در نظر آنها اسلام چيزي جز مجموعهاي از خرافات و افكار باطل جلوه نميكند. در اين زمينه، از مسائلي مانند تعدد ازواج، وجوب جهاد، اعتقاد به غيبت و رجعت استفاده ميكنند. در تبليغات بنياديتر، اصول فلسفي و اعتقادي اسلام را زير سوال ميبرند و يا افرادي با عنوان مستشرق، مامور دست بردن در تاريخ اسلام ميشوند تا به اين وسيله، سابقه علمي و فرهنگي اسلام را تحريف كنند.
ب توجيه علمي براي مقابله با اسلام
يكي از اهداف مهم اين موسسات، توجيه علمي سياستهاي استعماري كشورهاي سلطه جو و استعمارگر است. هر گاه كه رهبران سياسي اين كشورها تصميم مهمي اتخاذ ميكنند ، اين مراكز علمي به توجيه آن ميپردازند و از اين راه، اهداف و اعمال آنان را مشروع جلوه ميدهند. به عنوان مثال، نظريه پردازي به نام "ساموئل هانتينگتون" نظريه "رويارويي تمدنها" را ارائه ميدهد و در آن، بنيادگرايي اسلامي را خطري جدي براي قرن آينده معرفي ميكند. [٢٥]اين قبيل متفكران و نظريه پردازان، با استفاده از منابع مالي بينادهاي مانند راكفلر، فورد و كارنگي، طي سي سال گذشته، تحقيقات گستردهاي را درباره موضوع توسعه سياسي و اقتصادي انجام دادهاند كه در نتيجه عمل به نظريه هانتينگتون و ديگر همكاران او مانند لوسين پلي، راستو و كولمن، كشورهاي اسلامي و جهان سوم، در گرداب استقراض خارجي به گونهاي گرفتار شدند كه در حال حاضر، مبلغ استقراض خارجي آنها به ٣/١تريليون دلار بالغ ميشود. در همين راستا نظريه پرداز ديگري به نام "فرانسس فوكوهاما" نظريه معروف "پايان تاريخ" را ارائه ميدهد و در آن، ليبراليسم را تنها فاتح جنگ ايدئو لوژي قرار داده و پيروزي آن را جشن ميگيرد. [٢٦]
همچنين براي نيل به اين اهداف شوم، با استفاده از محققين اسلامي، تحقيقاتي درباره اسلام انجام ميشود و از اين تحقيقات در راه مقابله با اسلام استفاده ميشود، نظير سمينار "بنيادگرايي". [٢٧]
آنچه گذشت، بخش كوچكي از تبليغات گسترده دشمنان اسلام، در جهان بود روز به روز بر ابعاد آن افزوده ميشود، اما آنچه كه واقعيت دارد، اين است كه گرچه غرب توانسته است به وسيله حاكمان نالايق كشورهاي اسلامي بر اين كشورها سلطه يابد، ولي هنوز نتوانسته است امت اسلامي و تودههاي مسلمان در كشورهاي اسلامي را زير نفوذ و سلطه خود در آورد و هنوز در ميان مسلمانان جهان، عواملي وجود دارند كه بتوانند بار ديگر از ملتهاي بيش از پنجاه كشور اسلامي ، امت واحد بسازند و علي رغم تمام تبليغات زهر آگين بر عليه اسلام، روز به روز اسلام در حال گسترش است. پيدايش نهضتهاي اسلامي، در الجزاير، مصر، سودان، تونس، عراق، لبنان، تركيه، افغانستان، پاكستان، و... دليلي قاطع بر اين ادعاست. همچنين تجاوز مكرر آمريكا به كشورهاي اسلامي نشان دهنده افزايش اسلام گرايي، در ميان مسلمانان جهان است و حتي در كشور آمريكا نيز، اسلام به تدريج نفوذ خود را گسترش ميدهد. [٢٨]
- پىنوشتها
[١]. آلوين تافلر تغيير ماهيت قدرت، ترجمه شاهرخ بهار(تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب)، ص ٦.٦٥.
[٢]. بعد از پيرزوي انقلاب اسلامي، بهائيت مركز خود را به اسراييل منتقل كرد و هم اكنون در اسرائيل متمركز است. رجوع كنيد به:
. Inquiry isarel - bahai links London September ١٩٨٧ p ٥٩
[٣]. ر. ك. به: حميد احمدي، ريشههاي بحران در خاورميانه(تهران؛ انتشارات كيهان، (١٣٦٩، سيد داود، سياست و حكومت در عربستان سعودي (تهران: نشر كتاب سياسي، (١٣٦٠، روبرت لاسي، سرزمين سلاطين، ترجمه فيروزه خلعت بري، (تهران، (١٣٦٣، شاميه، جبران، آل سعود، (رياض: الرئيس مشاركه المحدوده، ١٩٨٦. )
[٤]. ر. ك. به: جعفر سبحاني ، الوهابيه في الميزان، (قم: موسسه النشر اسلامي).
[٥]. Ralph d. winter, perspective on world Christian movemert, (California, William
carey library,Pasadena,١٩٩٢), p. d - ٤٩.
[٦]. lbid. p. b -١٩١.
[٧]. mission hand book,( michigon, regency refrency librare ١٩٨٩), p. ١٣.
[٨]. the Guinness encyclopedia, ( Milan, Guinness publishing ltd ١٩٩٠ ), p. ٤٧٦.
[٩]. patrik johnstone, oper tion world, (michigon, zondewan publishing house, ١٩٩٣. p. ١٢٠
[١٠]. دكتر حميد مولانا، جريان بين المللي اطلاعات، ترجمه يونس شكر خواه، ( تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها، ١٣٧١، ص ١٠١.
[١١]. جواهر لعل نهرو، نگاهي به تاريخ جهان، ترجمه محمود تفضلي، ( تهران: انتشارات امير كبير، چاپ هشتم، ١٣٦٦)،ج١، ص ٣٨٧.
[١٢]. ماكس وبر، اخلاق پروتستاني و روحيه سرمايه داري. ترجمه غلامعلي خوشرو، (تهران: سمت، ١٣٧١. )
[١٣]. مجله سياست خارجي، ديپلماسي واتيكان، (سال هفتم، شماره ١١٣٧٢، ص٢٨٥.
[١٤]. كيهان، ١٢خرداد، ١٣٧٢ شماره ١٤٧٨٢.
. Inquiry the unholy alliance, februay ١٩٨٨, p ١٤٥٠
[١٥]. كيهان، شماره ١٤٤١٦، ٥ اسفند ١٣٧٠.
[١٦]. حميد مولانا، پيشين، ص ٤٧.
[١٧]. كيهان هوايي، شماره ١٠٦٠، ١٧آذر ١٣٧٢.
[١٨]. oxford childen encyclopedia, ( glawgow, university press), magagin. Oxford
[١٩] و ٢٠. حميد مولانا، پيشين، ص٩٨-٨٠.
[٢١]. در يك مورد توليد كننده تا ٧٠٠ميليون دلار درآمد داشته است.
[٢٢]. مجله حوزه، نگرشي بر رسانههاي گروهي جهان، شماره ٦، ذي الحجه ١٤٠٤، ص ١١١.
[٢٣]. برمن، ادوارد: كنترل فرهنگ، نقش بنيادهاي كارنگي، فورد و راكفلر در سياست خارجي آمريكا، حميد الياسي، (تهران، نشرني، ١٣٦٦)، ص١٤٦.
[٢٤]. ر. ك. به: هوفمن، ويليام: راكفلر، ترجمه رضا سندگل، (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ١٣٦٨).
[٢٥]. اطلاعات سياسي، اقتصادي، رويارويي تمدنها، خرداد و تير ١٣٧٢، ص ٤.
[٢٦]. همان، پايان تاريخ و آخرين انسان، آذر و دي ١٣٧١، ص٢٢.
[٢٧]. تشيع، مقاومت، انقلاب، (تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ١٣٦٨)
[٢٨]. مجله سياست خارجي، شماره ٤ سال هفتم.