فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٧ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
محصن و محصنه؛ يعنى مردى كه همسر دارد و همسر او در اختيار اوست و زنى كه شوهر دارد و شوهرش نزد اوست، همچنين زناى با محارم و زناى ذمّى با مسلمه و زناى به عنف و زور.
ازجمله حدود اسلامى، زدن صد تازيانه بر بدن زن و مرد زناكار است:
{ الزانية و الزّاني فاجلدوا كلّ واحد منهما مأة جلدةً و لا تأخذكم بهما رأفة في دين اللّه إنْ كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الآخر وليشهد عذابهما طائفةٌ من المؤمنين} ؛ (٦٠)
زن و مرد زناكار را هريك، صد تازيانه بزنيد. هرگز در دين خدا ترحم روا مداريد، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد. و بايد گروهى از مؤمنان مجازات آنها را ببينند.
آيه شريفه، با بيان حكم عمومى «زنا» سه دستور زير را بيان مىكند:
١. حكم زنان و مردان و زنان آلوده به فحشا.
٢. تأكيد بر اين كه در اجراى اين حدّ الهى گرفتار عاطفه و احساس بى مورد نشويد. اين گونه مهرورزىها، جز فساد و آلودگى اجتماع چيزى را در پى نخواهد داشت.
٣. دستور به حضور گروهى از مؤمنان در صحنه كيفر و مجازات، چرا كه هدف تنها اين نيست كه بزهكار عبرت گيرد، بلكه عبرت ديگران نيز، هدف است.
افزون بر اين، با حضور مردم، بزهكار از تكرار اين عمل غير اخلاقى بازداشته مىشود.
استاد شهيد پس از طرح و تفسير آيه ياد شده، اظهار مىدارد: در اين گونه موارد مهربانىها و دلسوزىها به گونهاى حكم مىكند و عقل و منطق به گونهاى ديگر. مهربانى مىگويد: مجازات نكن. عقل و منطق مىگويد: مجازات بكن. عقل و منطق مىگويد: اگر هر بزهكارى از كيفر رهايى يابد، پيامدهاى زيانبارى براى مردم دارد؛ از اين روى، قرآن مىگويد: {لاتأخذكم بهما رأفة} يعنى آن جا كه پاى مصالح اسلامى در ميان است، به مصلحت مردم است كه آن حدّ اجرا شود. اين جا جاى دلسوزى و ترحم نيست. اين رأفت، قساوت نسبت به اجتماع است. (٦١)
سپس استاد شهيد، به تحليل شعر زير از سعدى مىپردازد:
| ترحم بر پلنگ تيز دندان | ستمكارى بود بر گوسفندان |
(٦٠) نور، آيه٢.
(٦١) فلسفه اخلاق، مرتضى مطهرى، ص٥٠.