فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٣ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
{ السارق و السارقة فاقطعوا أيديهما جزاءً بما كسبا نكالاً من اللّه و اللّه عزيز حكيم} ؛ (٥٢)
دست مرد و زن دزد را به كيفر كارى كه انجام دادهاند، به عنوان مجازات الهى قطع كنيد... .
جمله «جزاءً بما كسبا...» اشاره به اين مطلب است كه اين كيفر، نتيجه كار آنان است و چيزى است كه براى خود خريدهاند. هدف از آن نيز، پيشگيرى و بازگشت به حق و عدالت است؛ زيرا «نكال» به معناى مجازاتى است كه با هدف پيشگيرى و ترك گناه انجام مىشود. اين واژه، در اصل به معناى لجام و افسار است و سپس به هر كارى كه از انحراف جلوگيرى كند، گفته شده است.
در باره شرايط كيفر دزد وهمچنين اندازه قطع دست دزد، مطالب بسيارى هست كه به بخشى از آنها اشاره خواهد شد.
در اين جا نيز، مخالفان اسلام در خارج و داخل، درصدد دفاع از دزدان برآمده و اين حكم اسلامى را بسيار شديد و خشن و غير انسانى خواندهاند. استاد شهيد در آثار و نوشتههاى خود، همه اشكال هايى را كه به اين حكم جزايى اسلام وارد كردهاند، آورده و پاسخ گفته است:
«اينان گاه مىگويند: دنياى امروز ديگر نمىپسندد كه دست دزد را ببُرند.» (٥٣)
استاد شهيد در پاسخ به اين سخن، با اهانتآميز بودن آن نسبت به اسلام و مسلمانان يادآور مىشود: مگر ما بايد تابع پسند و تشخيص ديگران باشيم، مگر ما قدرت شناخت و انتخاب نداريم؟ سپس در تحليل شبهه ياد شده مىنويسد: به چه دليل بريدن انگشتان دزد نا رواست؟ گفتهاند:
الف) دزدى مجازات ندارد؛ زيرا كسى كه دزدى كرده كار مهمّى انجام نداده است تا درخور كيفر و مجازات باشد.
(٥٢) مائده، آيه ٣٨.
(٥٣) امدادهاى غيبى در زندگى بشر، مرتضى مطهرى، ص١٤٢؛ اسلام و مقتضيات زمان، ج١، ص١٨٩.