ترجمه تفسیر المیزان

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧

محدوده طبيعت خلاصه مى‌شود بلكه هر موجودى ريشه غيبى دارد، آيه‌اى كه بر اين اصل دلالت دارد و نيز آيه‌اى كه بر صيانت قرآن كريم از هر گزند تحريف آور دلالت مى‌كند، آن را از غرر آيات مى‌دانند «... و من غرر الآيات القرآنية المشتملة على حقائق جمّة فى السورة قوله تعالى‌(وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ ...)»[١].

زيرا به استناد آيه «(وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ‌)» نه تنها مسأله انزال حديد[٢] و انزال پوشاك و پر مرغان‌[٣] و انزال هشت زوج از چهارپايان‌[٤] و مانند آن را از باب تفسير قرآن به قرآن حل مى‌كردند بلكه مسأله تنزل وحى و فرشته و قرآن و همچنين مسأله هدايت ملكوتى كه ويژه امامت است كه: «(أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا)» مى‌باشند و نيز مسأله ايمان عالم ذرّيه و اخذ ميثاق به وحدانيت خداى سبحان و مسأله سبق قضا بر قدر و پيوند لوح محو و اثبات با لوح محفوظ و ديگر مسائل الهى را در پرتو آن حلّ مى‌نمودند و بهمين مناسبت بعضى از آيات سوره رعد را نيز جزء آيات باهره و نورانى بشمار آوردند، در عين آنكه سراسر قرآن كريم نور مى‌باشد «... و من الحقائق الباهرة المذكورة فى هذه السورة ما يتضمّنه قوله‌(أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً) و قوله‌(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌) و قوله‌(يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‌) و قوله‌(فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً)».[٥] و چون خداوند سبحان نه تنها داراى كمالات هستى است بلكه هر گونه كمال وجودى از آن ذات مقدّسه نشأت مى‌گيرد و هر گونه كمالى كه آميخته با تناهى و نقص باشد از حضرتش مسلوب است بلكه تنها كمالات نامحدود هستى است كه عين خداوند عالم است و هر اسمى دلالت بر يكى از آن كمالات مى‌كند و راه ارتباطى خلق با خلق است، از اين جهت آيه «(... أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌)»[٦] را از غرر آيات قرآنى دانسته و چنين مى‌فرمايند: «و الآية من غرر الآيات القرآنية تنير حقيقة ما يراه القرآن الكريم من توحيد الذات و توحيد العبادة قبال ما يراه الوثنيّة من توحيد الذات و تشريك العبادة»[٧] و به همين‌


[١] الميزان ج ١٢ ص ٩٨.

[٢] سوره حديد آيه ٢٥.

[٣] سوره اعراف آيه ٢٦.

[٤] سوره زمر آيه ٦.

[٥] الميزان ج ١١ ص ٣١٢.

[٦] سوره اسراء آيه ١١٠.

[٧] الميزان ج ١٣ ص ٢٣٩ و ص ٣.