ترجمه تفسیر المیزان

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣

عرفانى خود يا ديگران را معيار تفسير قرار نمى‌دادند و آن منكشف يا مشهود را در صورت صحت يكى از مصاديق آيه، مى‌دانستند نه محور منحصر آيه مورد بحث. آرى در بين وجوه و احتمالات گوناگون آن وجه يا احتمالى كه راه كشف را ببندد و مسير تزكيه نفس را سدّ كند نمى‌پذيرفتند.

٨- مرحوم علامه قدس سره در تشخيص مفهوم از مصداق كار آزموده بودند و هرگز تفسير را با تطبيق خلط نمى‌كردند. و اگر روايت معتبرى شأن نزول آيه را بيان مى‌كرد يا بر انطباق محتواى آن بر گروهى از صحابه يا فردى از آنان دلالت مى‌نمود هرگز آن را به حساب تفسير مفهومى نمى‌آوردند كه قضيّه از كسوت كلّيت بيرون آمده و به صورت شخصى در آيد و مى‌فرمودند اين- جرى- است نه تفسير، و اگر براى آيه جز يك مصداق، فردى ديگرى نباشد باز آيه به همان معناى جامع و مفهوم كلى خود تفسير مى‌شود و همواره زنده و حاكم است چون تجلّى حىّ لا يموت كتابى جاويد و چشمه جوشان آب حيات خواهد بود و اگر آيه قرآن از صورت جامعيّت مفهومى خود تنزل كند و در سطح فرد خارجى مشخص گردد با زوال آن فرد آيه هم از بين خواهد رفت در حالى كه قرآن «يجرى كما يجرى الشمس و القمر» همانند دو اختر پر فروغ آفتاب و ماه نورافكن جوامع بشرى است و از طرفى قرآن به عنوان- جوامع الكلم- بر قلب مطهّر پيامبر اكرم ٦ نازل شد كه آن حضرت فرمود:

«... اعطيت جوامع الكلم»

[١] و اگر بر فرد يا گروه يا جريان خاصى منطبق گردد و همراه تحوّل مورد انطباق، دگرگون شود ديگر به عنوان جوامع الكلم نخواهد بود.

و از اين رهگذر معلوم مى‌شود كه تحوّلات گوناگون مصاديق، موجب تحول تفسير نمى‌شود زيرا الفاظ براى ارواح معانى وضع شده‌اند و مادامى كه هدف يك چيز معيّن و غرض مترتب بر آن باقى است نام آن محفوظ است گرچه تبدل فراوانى در مصاديق آن راه يافته باشد مانند اسامى چراغ و ترازو و قلم و نظاير آن كه بين مصاديق موجود در اعصار پيشين و مصاديق اختراع شده عصر صنعت امتياز فراوانى از لحاظ مصداق هست ولى همه آنها در مفاهيم جامع اسامى ياد شده مندرج مى‌باشند زيرا لفظ در مفهوم استعمال مى‌شود


[١] بحار ط بيروت ج ٨٩ ص ١٥.