آداب عباسي

آداب عباسي - تبريزي، صدر الدين محمّد - الصفحة ٥٢٣

ز اطوار نفْس از خدا شرمسارنظر بسته بر رحمت كردگار كه در وقت اقبالِ شاه جهانجهانگيرِ شاهى دهِ شه نشان شه پادشاهان روى زمينابو النصر عبّاس نصرت قرين از او رونق دين پاك نبىبه او تازه آثار آل على جبين شهان را درش سجده گاهمؤيَّد به تأييد و نصر اله به خاك درش نقش روى شهانچو بر روى زر ، نقش روى بتان به تدبير و راى و به اقبال و بختگشوده جهان را ، نشسته به تخت نكرده به كس مشورت جز خداهمين از خدا جُسته راه هدا خدا نصرتش داده در كارزار [١] مددكار او احمد و هشت و چار به تيغش برانداخت بنياد شرخدا برگزيدش به فتح و ظفر به صحّت تنش باد و خوش خاطرشخدا ياور و حافظ و ناصرش! فلك بر مراد دلش شادمانبه زير نگينش تمام جهان! سخندان دين ، مجتهدّ زمان [٢] بهاء محمّد ، سرِ عالمان كتابى در آداب طاعت نوشتدر اوراد هر وقت و ساعت نوشت به لفظ عرب بود آن را بياننَبُد فُرس را نفع چندان از آن براى غلامان خاقان دينبه فُرسش بيان كرد اين كم ترين چو بر نام شاه جهان شد تمامشد آداب عباسى اش نيز نام اميدْ آن كه مقبول يزدان شودثوابش ز شاه جهانبان شود ببخشد خدا عمر سلمان به اوبود شمع ايمان ، فروزان به او به رونق ازاو باد شرع نبىوزاو شاد جدّش علىّ ولى!


[١] مجلس : روزگار .[٢] مجلس : فخر اهل زمان .