صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٠
ملحدین را به جزاى اعمال خویش مىرسانند شما را به فریاد در آورده و داد مظلومیت مىزنید؟ من براى شما برادران که از سوابقتان تا حدى مطلع و علاقه مند به بعضى از شما هستم، متاسف هستم، نه براى آنان که اشرارى بودند در لباس خیرخواهى و گرگهایى در پوشش چوپان و بازیگرانى بودند که همه را به باد بازى و مسخره گرفته و در صدد تباه کردن کشور و ملت و خدمتگزارى به یکى از دو قطب چپاولگر بودند.
آنان که با دست پلید خود جوانان و مردان ارزشمند و علماى مربى جامعه را شهید نمودند و به کودکان مظلوم مسلمانان رحم نکردند، خود را در جامعه رسوا و در پیشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند که شیطان نفس اماره بر آنان حکومت مىکند. لکن شما برادران مؤمن با دولت و مجلس که کوشش دارد خدمت به محرومین و مظلومین و برادران سر و پا برهنه و از همه مواهب زندگى محروم نماید، چرا کمک نمىکنید و شکایت دارید؟ آیا مقدار خدمت دولت و بنیادهاى جمهورى را با این گرفتارىها و نابسامانىها که لازمه هر انقلاب است و جنگ تحمیلى با آن همه خسارت و میلیونها آواره خارجى و داخلى و کارشکنىهاى بیرون از حد را در این مدت کوتاه مقایسه با کارهاى عمرانى رژیم سابق نمودهاید؟ آیا نمىدانید که کارهاى عمرانى آن زمان اختصاص داشت تقریباً به شهرها آن هم به علامت مرفه و فقراء و مردمان محروم از آن امور بهره ناچیز داشته یا نداشتند و دولت فعلى و بنیادهاى اسلامى براى این طایفه محروم با جان و دل خدمت مىکنند. شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا کارها زود انجام گیرد و در محضر پروردگار که خواه ناخواه خواهید رفت با نشان خدمتگزارى به بندگان او بروید. این مقدار بریده شده را خودم انجام دادم.
س - یکى از امورى که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایهدارى ظالمانه و بى حساب و محروم کننده تودههاى تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را بطور جدى در کتاب و سنت محکوم مىکند و مخالف عدالت اجتماعى مىداند. گرچه بعض کج فهمان بى اطلاع از رژیم حکومت اسلامى و از مسایل سیاسى حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طورى وانمود کردهاند و باز هم دست بر نداشتهاند که اسلام طرفدار بى مرز و حد سرمایهدارى و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نمودهاند، چهره نورانى اسلام را پوشانیده و راه را براى مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند و آن را رژیمى چون رژیم سرمایهدارى غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام شناسان واقعى، با اسلام به معارضه برخاستهاند و نه رژیمى مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردى مخالف و قائل به اشتراک مىباشند با اختلاف زیادى که دورههاى قدیم تاکنون حتى اشتراک در زن و همجنس بازى بوده و یک دیکتاتورى و استبداد کوبنده در بر داشته، بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف که اگر بحق به آن عمل شود، چرخهاى اقتصاد سالم به راه مىافتد و عدالت اجتماعى که لازمه یک رژیم سالم است تحقق مىیابد.