مناقب الفضلاء - خاتون آبادى، مير محمّد حسين - الصفحة ٤٤٨
يافت و تا اين زمان در ميانِ ايشان باقى است. فرزندش ، سيد امير عبدالباقى ، امام جمعه و جماعت پس از وى در اصفهان ـ كه از اجلّه سادات فاضل و سرشناسِ روزگارِ خود است ـ ، از او روايت مى كند ... . . . از جمله كسانى كه بالإجازه از سيد امير محمّد حسين مبرور مذكور روايت مى كنند ، شيخنا الفاضل زين الدين بن عين علىّ خوانسارى است كه خاتون آبادى ـ رحمه الله ـ اجازه طولانى اش را كه به نامِ «مناقب الفضلاء» معروف است .. . به او داده ، و آن اجازتى است بزرگ كه اسمش با مسمّايش و لفظش با معنايش مطابق است ، و نسخه اصل آن كه به خطِّ نيكوىِ شريفِ اوست ، نزدِ ماست ، و او آن را در قريه خاتون آباد ، از قراىِ ناحيه جى كه از توابعِ اصفهان است ، در زمان محاصره سختِ آن به دستِ سپاهيان افغان نوشته است ... وى ـ رحمه الله ـ در همان فتنه در گذشت و كسى زمان درگذشت و مدفنِ او را ندانست [سپس صاحب روضات ـ أعلى اللّه مقامه ـ با تفصيل و تدقيق در حاشيه افزوده كه سالها پس از اين تأليف تاريخ وفات خاتون آبادى را شبِ دوشنبه بيست و سوم شوالِ سالِ ١١٥١ يافته و نيز اين را كه پيكر شريفِ او در جمعه همان هفته به مشهد مقدّس رضوى ـ على مشرفه السلام ـ منتقل شده] يا تا زمان نادر شاه باقى بود و ... . . . علاّمه مجلسى عنايت بسيار به او داشت و احترام فراوانش مى گذاشت ؛ چنان كه رياست عُظمى و امامتِ جمعه ، بلكه اماراتِ سلسله عاليّه علميه پس از آن مرحوم ، بالتمام بر عهده وى قرار گرفت ؛ با آن كه جماعتى كثير از فضلاى سر شناس در آن زمان در اصفهان بودند . اين مناصب جليله تا كنون ، برغم مرور زمان و فتنه هاى روزگار . . . از آن بيت جليل رفيع خارج نگرديده است . . .» [١] .
[١] نامِ اصلىِ اين بخشِ اثر ، الكواكب المنتثرة است ، نه آنگونه كه در طبعِ آقاى منزوى آمده ، به صورتِ الكواكب المنتشرة . اين نكته را نخستين بار حضرت علاّمه استاد حاج سيّد محمّدعلى روضاتى به راقم يادآور شدند و بعدها هم بارها در نوشتارهاىِ استاد حاج سيّد احمد حسينى اشكورى بدين صورتِ اصيل و صحيحِ اسم ، باز خوردم .[٢] الكواكب المنتثرة ، ص ١٩٨ ـ ٢٠٠ .[٣] نگر : همان ، ص ٦٦٤ و ٦٦٥ .[٤] روضات الجنّات ، طبع اسماعيليان ، ج ٢ ، ص ٣٦٠ .[٥] تتميم أمل الآمل ، ص ١٢٥ و ١٢٦ .[٦] بحار الأنوار ، ج ١٠٢ ، ص ١٤٣ .[٧] روضات الجنّات ، ج ٢ ص ٣٦٠ ـ ٣٦٤ .[٨] تتميم أمل الآمل ، ص ١٢٦ و ١٢٧ .[٩] نگر : كتابشناسى مجلسى ، درگاهى و تلافى ، ص ٢٣ .[١٠] نگر : همان ، ص ٢٣ و ص ٢٤ .