شرح حديث « أنا الله الذی لا إله إلّا أنا..»

شرح حديث « أنا الله الذی لا إله إلّا أنا..» - حسينی، محمد مؤمن - الصفحة ١٧٨

در احاديث آينده شده ، فرق در ميان اين اقوال ، ظاهر مى شود . اگر گويند كه چه فرق است در ميانه شركت در قدرت و توفيق و خذلان ، جواب گفته مى شود : مثلاً هرگاه كسى شخصى را ببيند معصيتى مى نمايد و او را نهى از آن معصيت نمايد و آن عاصى ، متنبّه نشود و آن ناهى ، ترك نهى و منع نمايد ، آيا آن ناهى كسى است كه عاصى را امر به عصيان نموده باشد يا مشاركت در معصيت او نموده است [١] و مدّعا از توفيق و خذلانى كه گفته مى شود ، همين معناست . فرق در ميان اين دو مذهبْ بسيار است و در كتاب «احتجاج» شيخ طبرسى از حضرت امير المؤمنين . صلوات اللّه عليه . روايت نموده كه حضرت . سلام اللّه تعالى عليه . فرمود كه مگوييد كه واگذارد خداى تعالى عباد را به خودشان ، پس سست بگيريد امر الهى را و مگوييد واداشت مردم را بر امور . خدا را مستند به ظلم مكنيد ؛ و ليكن گوييد كه خير به توفيق خدا و شرّ به خذلان خداست و همه ، سابقِ در علم خداست [٢] . و در كتاب «معاني الأخبار» ابن بابويه ، حديث طويلى از عبداللّه بن فضل هاشمى روايت كرده و آنچه از آن حديثْ موضع حاجت است ، اين است كه گفت : پس عرض كردم كه قول بارى تعالى : «وما توفيقي إلاّ باللّه » [٣] و قول او . جلّ ذكره الأعلى . : «إن ينصركم اللّه فلا غالب لكم وإن يخذلكم فمن ذا الّذي ينصركم من بعده» [٤] . فرموده: هرگاه بكند بنده آنچه را خداى عزّوجلّ ، امر نموده به آن از اطاعت ، «كان فعله وفقا لأمر اللّه : مى باشد فعل او موافق امر الهى ، و بنده به اين ناميده مى شود موفَّق . و هرگاه اراده كند بنده كه داخل شود در چيزى از معاصى


[١] همان ، ص ١٢٤ (كتاب التوحيد ، باب الجبر والقدر حديث ١٣) .[٢] الإحتجاج، ص ٢٠٦ .[٣] سوره هود ، آيه ٨٨ .[٤] سوره آل عمران ، آيه ١٦٠ .