شرح حديث « أنا الله الذی لا إله إلّا أنا..»

شرح حديث « أنا الله الذی لا إله إلّا أنا..» - حسينی، محمد مؤمن - الصفحة ١٧٤

را در آن ، دخلى نيست و معصيتى هم كه مى كند ، به مشيّت و خذلان خدا نيست تا اينكه بعضى از معتزله گفته اند كه عين كار بنده ، مقدور خدا نيست و بعضى گفته اند : مثل فعل بنده ، غير مقدور خداست؛ و بالجمله ، اين طايفه ، معتزله را مفوّضه گويند ، براى اينكه معتقد اين طايفه آن است كه حقّ تعالى ، كار هر كس را به خودش واگذاشته و هركس در هر كارى كه مى كند ، مستقل است به حيثيتى كه در طاعت ، محتاج به توفيق و عصمت خدا نيست و در معصيت و نافرمانى ، خواهش بنده بر خواهش الهى زورآور مى شود و به هيچ وجه خذلان خدا را در آن ، دخل نيست . على بن ابراهيم در تفسير خود ، نقل كرده كه معتزله مى گويند بنده ، خالق فعل خود است و خدا را در آن دخلى نيست ؛ بلكه آنچه خدا خواهد ، نمى شود و آنچه ابليس خواهد ، مى شود [١] . سخافت و ناخوشى اين مذهب نيز عقلاً ظاهر است ، براى اينكه [اين [طايفه ، سلب قدرت از جناب الهى . جلّ ذكره الأعلى . مى نمايند و بنده ضعيف را در توانايى بر امور عظيمه ، مستقل مى دانند و رفع احتياج در اقدام به طاعات از پروردگار عالميان مى كنند و هر عقلى ، حكم بر بطلان اين مذهب مى نمايد و در آيات قرآنى و احاديث متواتره ، خلاف اين واقع است . حقّ تعالى مى فرمايد : «ولو شاء ربّك لآمن من في الأرض كلّهم جميعا أفأنت تكره الناس حتّى يكونوا مؤمنين وما كان لنفس أن تؤمن إلاّ بإذن اللّه ويجعل الرجس على الذين لا يعقلون» [٢] . يعنى اگر پروردگار تو مى خواست ، هر آينه ايمان مى آورد ، هركه در زمين است ، به تمامى ؛ يعنى اگر خدا مى خواست ، مجبور مى كرد همه مردم را به


[١] تفسير القمى ، مؤسسة دار الكتاب للطباعة والنشر ، ج١ ، ص ٢٣ .[٢] سوره يونس ، آيه ١٠٠ .