شرح الاحوال من البدايه الي المآل - الآراني، الملا علي - الصفحة ٤٦٥
زبيده خاتون ، منكوحه هارون الرشيد ، ساخت به طالع سُنبله و بر ظاهر آن ؛ قلعه گلين است كه آن را فين خوانند» . تمام شد موضع حاجت از كلام نزهة القلوب. [١] و آنچه بر حقير ظاهر مى شود ، اين است كه كلام صاحب خلاصة البلدان ، اقرب است به صواب و مى توان جمع كرد ميان آنها به اين كه بعد از بناى كاشان ، خرابى به كاشان دست داده باشد و زبيده آن را تعمير كرده باشد . واللّه العالم .
[دوران كودكى]
برمى گرديم به آنچه مقصود بالذات است . پس مى گويم كه حقير در زمان طفوليت ، مايل به اين بودم كه تحصيل كمالات نمايم و والد حقير ، نهايت ميل به اين مطلب داشت ، حقير را به مكتب فرستاد تا سال ١١٩٢ق ، كه زلزله شد و اوضاع مردم ، اختلال بسيارى به هم رسانيد و در خلال اين احوال ، كريم خان زند هم وفات نمود و اغتشاش در امر ولايتْ پديد آمد و والدِ حقير ، تنگْ دست شد . به واسطه قلّت كاسبى ، حقير را از مكتب باز گرفتند و به كسب معاش ترغيب كردند و حقير ، از كثرت شوقى كه به تحصيل علوم داشتم ، از پى معاش و كسب نمى رفتم و سعى متعلّقان اين بود كه حقير را هم در كسب شريك خود نموده باشند و حقير به اين راضى نمى شدم . تا چند مدّت بر اين هم گذشت . زمام سلطنت به كفّ كفايت عليمراد خان زند قرار گرفت . اندك امنيتى در ولايت پيدا شد . حقير را داعيه اين شد كه مشغول امر تحصيل شوم . نظر به اين كه حقير ، اوّل سلسله بودم ، كتابى كه از روى آن درس بخوانم ، نداشتم و استعداد اين كه كتاب بخرم ، نداشتم . به زجر تمام ، از اين و آن كتاب عاريه مى گرفتم و درس مى خواندم تا اين كه عليمراد خان هم داعى حق را لبّيك اجابت گفته ، زمام سلطنت به كفّ كفايت جعفر خان زند قرار گرفت . هنوز امر سلطنت بر او مسلّم نشده بود كه شاهِ جمجاهِ ملائكْ سپاه ، ظلّ اللّه على الصغار
[١] بعد از آن ، اين عبارت ها نوشته شده ، ولى مؤلف ، سپس روى آنها خط كشيده است : «كه از آن جمله مسجد جامع است كه مشهور است به مسجد قاضى و آن مسجد ، شبستانى دارد كه در فصل تابستان كه هوا گرم مى شود ، آن شبستان ، بسيار خُنَك است و در فصل زمستان كه هوا سرد مى شود ، آن شبستان بسيار گرم است و تقريبا هزار نفر در آن جا مى توانند نماز كند و مسجدهاى ديگر نيز دارد» .[٢] بعد از آن ، اين عبارت نوشته شده ، ولى روى آن خط كشيده شده است : «و در هر محلّه آن ، حمّامى هست و هشت حمّام ، اليوم در آن مى گردد» .[٣] چارو : ساروج ، آهك رسيده با چيزها آميخته است كه بر آب انبار و حوض و امثال آن مالند (لغت نامه دهخدا) .[٤] بعد از آن ، اين عبارت نوشته شده كه بعدا خطر خورده است : «و در ابتداى قريه خانه اى است كه آن را خانه آبْ بخش مى گويند و آن قنات ، در ميان آن خانه ، دو شعبه مى شود و يك شعبه آن به سمت شرقى قريه جارى مى شود و شعبه ديگر به سمت غربى قريه ، و در ميان خانه ها مى گذرد و چون آن شعبه كه به سمت شرقى جارى مى شود ، زودتر به صحرا مى رسد ، به خلاف آن شعبه كه از سمت غربى قريه مى گذرد ، و به اين تقريب مالكين قنات و رعاياى آن مزرعه به اين راضى اند كه بيشتر آن از سمت شرقى به صحرا برود و مالكين خانه ها بر سرِ ممرّ آب واقع اند، مانع مى شوند و هر چند وقت به اين تقريب ، فتنه و آشوب در ميان مالكين قنوات و مالكين خانه ها برپا مى شود .[٥] خلاصة البلدان ، تأليف صفى الدين محمّد هاشم بن صفى الدين محمّد حسينى رضوى قمى است كه در سال ١٠٧٩ق ، به فارسى نگاشته شده است . اين كتاب ، در تاريخ قم و مكه و مدينه و مختصرى درباره ساير شهرهاى شيعيان اماميه است و مؤلف ، در اثناى آن ، شرح حال عدّه اى از بزرگان را درج نموده است . اين كتاب ، تا به حال به چاپ نرسيده و سه نسخه عكسى از آن در كتاب خانه آية اللّه مرعشى ، به شماره هاى ١٠٤ و ٢٦٥ و ٢٦٦ در قم موجود است (الذريعه ، ج ٧ ، ص ٢١٦ ؛ فهرست كتاب هاى عكسى كتاب خانه آية اللّه مرعشى ، ج ١ ، ص ١٠٦ و ٢٤٠ و ٢٤١) .[٦] نزهة القلوب ، تأليف حمداللّه مستوفى قزوينى (م ٧٥٠ق) است . اين كتاب از منابع مهم جغرافيايى مسلمانان است و بارها به چاپ رسيده است (ر . ك : الذريعة ، ج ٢٤ ، ص ١٢٠) .[٧] جزاير خالدات كه به آنها «جزائر السعادة» نيز مى گويند ، همان «جزاير كانارى» فعلى است كه در جنوب غربى صحرا در غرب افريقا واقع شده و اكنون ، متعلّق به اسپانياست . جغرافيدانان قبل از اسلام و همچنين عالمان مسلمان ، مبدأ طول را از اين جزاير مى گرفتند ؛ ولى امروزه معمولاً مبدأ طول را از نصف النهار شهر گرينويچ انگلستان محاسبه مى كنند (براى اطّلاع بيشتر ، ر . ك : دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى ، حسن حسن زاده آملى ، ج ١ ، ص ١٤٥ ـ ١٩٩ و ج ٢ ، ص ٧٧٦ ـ ٧٩٢) .[٨] در نسخه خطّى و همچنين در اصل نزهة القلوب ، طول كاشان از جزاير خالدات ، «فوم» ذكر شده است و اين درست نيست و لفظ «م» زياد است ؛ چون طول كاشان از گرينويچ ، ٥١ درجه و ٢٧ دقيقه و طول تهران از گرينويچ ، ٥١ درجه و ٢٥ دقيقه است . استاد حسن زاده آملى در دروس هيئت (ج ٢ ، ص ٧٨٧) فرمايد : «طول رى از جزاير خالدات ، فو درجه و كا دقيقه است» . پس طول كاشان نيز «فو» درجه ، يعنى ٨٦ درجه غربى جزاير خالدات است .[٩] نزهة القلوب ، تهران : دنياى كتاب ، ١٣٦٢ش ، ص ٦٧ .[١٠] نزهة القلوب ، تهران : دنياى كتاب ، ١٣٦٢ش ، ص ٦٧ .