شرح الاحوال من البدايه الي المآل - الآراني، الملا علي - الصفحة ٤٦٣
و آن قريه [آران] از بناهاى قديمه است و بانى آن چنان كه در كتاب خلاصة البلدان [١] كه از تأليفات ميرزا صفى قمى است ، مسطور است ، «آران بن قاسان اكبر» بوده است كه پدر او ـ كه قاسان اكبر باشد ـ بنابر قولى ، بانى اصل بلده كاشان بوده است و آران مذكور ، آن قريه را بنا كرد و به اسم خود ، موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آرانْ دشت را هم آران بن قاسان جارى نموده باشد و به اسم خود مسمّا كرده باشد ، يعنى دشتِ آران . و در همان كتابْ مسطور است كه قاسان هم رودخانه اى بود كه آن [را] به زبان فارسى كاشان مى خواندند و الحال ، آن رودخانه خشك است و به جاى آن ، شهر بنا شده است و بعضى ديگر گفته اند كه قاسان ، نام شطّى بوده است كه آن را به فارسى «كاس رود» مى خواندند و بعد از آن كه آب آن شط ، شروع در خشكى نمود ، اوّل موضع قريه بطريده ـ كه الحال به «بدريه» مشهور است ـ ظاهر شد و آن ، بلندترين موضع آن بوده است و بعد از آن ، موضع قريه «درام» ظاهر شد و گويند كه بانى كاشان «يوراسف» بوده است و گفته اند كه او به هيچ جايى و موضعى نگذشت ، مگر آن كه به اهل آن جا صفتى به ميراث گذاشت و در اصفهان ، رغبت و ميل به حَلويات و شيرينى ها ميراث گذاشت و آن حالت ، تا اليوم در ميان اهل اصفهان شايع و داير است ، و حلواها و نقل هاى گوناگون مى سازند و در كاشان ، حيله بازى و دروغ گويى را ميراث گذاشت و در قم ، ظلم و جور و نوحه گرى را ميراث گذاشت و در رى ، خدعه و مكر و فرمانِ زنان بُردن را ميراث گذاشت و در همدان ، بهتان و خفّت و
[١] بعد از آن ، اين عبارت ها نوشته شده ، ولى مؤلف ، سپس روى آنها خط كشيده است : «كه از آن جمله مسجد جامع است كه مشهور است به مسجد قاضى و آن مسجد ، شبستانى دارد كه در فصل تابستان كه هوا گرم مى شود ، آن شبستان ، بسيار خُنَك است و در فصل زمستان كه هوا سرد مى شود ، آن شبستان بسيار گرم است و تقريبا هزار نفر در آن جا مى توانند نماز كند و مسجدهاى ديگر نيز دارد» .[٢] بعد از آن ، اين عبارت نوشته شده ، ولى روى آن خط كشيده شده است : «و در هر محلّه آن ، حمّامى هست و هشت حمّام ، اليوم در آن مى گردد» .[٣] چارو : ساروج ، آهك رسيده با چيزها آميخته است كه بر آب انبار و حوض و امثال آن مالند (لغت نامه دهخدا) .[٤] بعد از آن ، اين عبارت نوشته شده كه بعدا خطر خورده است : «و در ابتداى قريه خانه اى است كه آن را خانه آبْ بخش مى گويند و آن قنات ، در ميان آن خانه ، دو شعبه مى شود و يك شعبه آن به سمت شرقى قريه جارى مى شود و شعبه ديگر به سمت غربى قريه ، و در ميان خانه ها مى گذرد و چون آن شعبه كه به سمت شرقى جارى مى شود ، زودتر به صحرا مى رسد ، به خلاف آن شعبه كه از سمت غربى قريه مى گذرد ، و به اين تقريب مالكين قنات و رعاياى آن مزرعه به اين راضى اند كه بيشتر آن از سمت شرقى به صحرا برود و مالكين خانه ها بر سرِ ممرّ آب واقع اند، مانع مى شوند و هر چند وقت به اين تقريب ، فتنه و آشوب در ميان مالكين قنوات و مالكين خانه ها برپا مى شود .[٥] خلاصة البلدان ، تأليف صفى الدين محمّد هاشم بن صفى الدين محمّد حسينى رضوى قمى است كه در سال ١٠٧٩ق ، به فارسى نگاشته شده است . اين كتاب ، در تاريخ قم و مكه و مدينه و مختصرى درباره ساير شهرهاى شيعيان اماميه است و مؤلف ، در اثناى آن ، شرح حال عدّه اى از بزرگان را درج نموده است . اين كتاب ، تا به حال به چاپ نرسيده و سه نسخه عكسى از آن در كتاب خانه آية اللّه مرعشى ، به شماره هاى ١٠٤ و ٢٦٥ و ٢٦٦ در قم موجود است (الذريعه ، ج ٧ ، ص ٢١٦ ؛ فهرست كتاب هاى عكسى كتاب خانه آية اللّه مرعشى ، ج ١ ، ص ١٠٦ و ٢٤٠ و ٢٤١) .[٦] نزهة القلوب ، تأليف حمداللّه مستوفى قزوينى (م ٧٥٠ق) است . اين كتاب از منابع مهم جغرافيايى مسلمانان است و بارها به چاپ رسيده است (ر . ك : الذريعة ، ج ٢٤ ، ص ١٢٠) .[٧] جزاير خالدات كه به آنها «جزائر السعادة» نيز مى گويند ، همان «جزاير كانارى» فعلى است كه در جنوب غربى صحرا در غرب افريقا واقع شده و اكنون ، متعلّق به اسپانياست . جغرافيدانان قبل از اسلام و همچنين عالمان مسلمان ، مبدأ طول را از اين جزاير مى گرفتند ؛ ولى امروزه معمولاً مبدأ طول را از نصف النهار شهر گرينويچ انگلستان محاسبه مى كنند (براى اطّلاع بيشتر ، ر . ك : دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى ، حسن حسن زاده آملى ، ج ١ ، ص ١٤٥ ـ ١٩٩ و ج ٢ ، ص ٧٧٦ ـ ٧٩٢) .[٨] در نسخه خطّى و همچنين در اصل نزهة القلوب ، طول كاشان از جزاير خالدات ، «فوم» ذكر شده است و اين درست نيست و لفظ «م» زياد است ؛ چون طول كاشان از گرينويچ ، ٥١ درجه و ٢٧ دقيقه و طول تهران از گرينويچ ، ٥١ درجه و ٢٥ دقيقه است . استاد حسن زاده آملى در دروس هيئت (ج ٢ ، ص ٧٨٧) فرمايد : «طول رى از جزاير خالدات ، فو درجه و كا دقيقه است» . پس طول كاشان نيز «فو» درجه ، يعنى ٨٦ درجه غربى جزاير خالدات است .[٩] نزهة القلوب ، تهران : دنياى كتاب ، ١٣٦٢ش ، ص ٦٧ .[١٠] نزهة القلوب ، تهران : دنياى كتاب ، ١٣٦٢ش ، ص ٦٧ .