متفرقه هدايت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٦
بودن، اينها چيزى نيستند، اين مقامات تمام مىشود آنى كه هست خدمت است. آدم متعهد در هر جا باشد اگر ديد خدمتش خوب است آن جا بيشتر دلگرم است.
ج ١٩، ص ٢١٧ شما بايد خدمت كنيد به اين مردم. شما، ما، همه بايد خدمتگزار اينها باشيم و شرافت همه ما به اين است كه خدمت به خلق خدا بكنيم.
ج ١٥، ص ٨٢ ملتفت باشيد كه شمايى كه الآن به حكومت رسيديد، حكومت نيست، خدمتگزار هستيد! اسلام حكومت به آن معنا ندارد ... شما خودتان را حاكم مردم ندانيد، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانيد.
ج ١٣، ص ٧٧ ... ما از مردم تشكر بايد بكنيم؛ ما همه مرهون آنها هستيم؛ عمده اين است كه ما هم بتوانيم خدمت متقابل بكنيم و بايد ما از مرحله لفظ و شعار بيرون برويم و به مرحله عمل برسيم يعنى هر وزيرى در وزارتخانه خودش واقعاً بين خودش و خدا، خودش را موظف بداند به اين كه آن پرسنل آن جا را، هركس در تحت نظر او هست، آنها را بسيج كند به اين كه با مردم رفتار خوب بكنند.
ج ١٩، ص ٢٣٩ دولت واقعاً بايد با تمام قدرت آن طورى كه على عليه السلام براى محرومين دل مىسوزاند اين هم با تمام قدرت دل بسوزاند براى محرومين مثل يك پدر كه بچههايش اگر گرسنه بمانند چطور با دل افسرده دنبال اين [غذا] مىرود كه آنها را سير بكند، يك دولت تابع اميرالمؤمنين (ع) بايد اينطور باشد.
ج ١٨، ص ١٣٠