تاريخ سياسى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٨٨
باعث دستگيرى وى و عدهاى ديگر توسط عثمانيها و تبعيد آنها به اروميه شد. او در مخالفت با انگليس و اقدامات استعمارى آن كشور بويژه قرار داد ١٩١٩ م كاكس- وثوقالدوله پيشتاز بود. پس از آنكه مداخلات وثوقالدوله نتوانست از پيروزى تعدادى از كانديداهاى حزب دموكرات آذربايجان به رهبرى شيخ محمّد خيابانى در تبريز جلوگيرى كند، او براى جلوگيرى از حضور شش نماينده اين حزب تصميم به انحلال اين حزب گرفت كه مواجه با اعلام قيام خيابانى در آذربايجان شد. با توجه به توضيحات مذكور مىتوان به دلايل مبارزات ضد استعمارى و ضد استبدادى وى پى برد. بطور كلّى دلايل قيام خيابانى عبارت بودند از:
١- سركوبى نهضت مشروطيت.
٢- انعقاد قرارداد ١٩١٩ م كاكس- وثوقالدوله. براساس اين قرارداد كلّيه امور اقتصادى و نظامى و در نتيجه امور سياسى ايران در اختيار انگليسيها قرار مىگرفت.
٣- بحران اقتصادى. بطورى كه صادرات ايران بويژه تبريز به روسيه بشدّت كاهش يافته و به صفر رسيده بود، همين مسأله باعث فشارهاى جدّى اقتصادى بر اقشار مختلف جامعه شده بود. گرانى و كمبود مواد غذايى و احتكار مايحتاج عمومى بحران موجود را تشديد كرده بود تا حدّى كه وضع موجود را غير قابل تحمّل كرده بود.
٤- هرج و مرج اجتماعى. مردم نهتنها از ستم و آزار خارجيان همانند انگليسيها در امان نبودند، بلكه مأمورين و عمّال دولتى نيز به قتل و غارت آنها مبادرت مىكردند.
بنابر آنچه گفته شد مردم درصدد تغيير وضع موجود برآمدند.
به همين سبب خيابانى در ١٧ فروردين ١٢٩٩ در حالى كه از پشتيبانى مردمى برخوردار بود قيام خود را بطور رسمى اعلام كرد. وى ضمن سخنرانى خود، از مشروطه دفاع كرد و عليه حكومت وثوقالدوله سخن گفت. او در ادامه سخنانِ خود چنين گفت:
چون تبريز محلّ نشو و نماى آزاديخواهان است، در تحصيل آزادى پيشقدم بوده و فداييان خود را در راه استقلال و عظمت ايران به خاك سپرده است، اسم آذربايجان رابه «آذاديستان» تبديل نموده، از اين تاريخ رسميت آن را اعلام مىنماييم. «١»