ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥ - ولادت مؤلف - رحمه الله
خود داراى فرزند نخواهى شد، لكن بزودى صاحب كنيزى ديلمى مىشود و از او داراى دو پسر كه فقيه شوند خواهى گرديد.
و باز نجاشى گويد: على بن الحسين- ره- به عراق رفته و با حسين بن روح- رحمه اللَّه- ملاقات كرد و مسائلى از او پرسيد، پس از مدتى بتوسّط محمّد ابو جعفر الأسود به حسين بن روح نامه نوشت و طى آن درخواست كرد كه نامه او را به امام ٧ برساند، كه در آن نامه از حضرت درخواست دارا شدن فرزندى كرده بود، پس جواب آمد: در مورد خواسته تو برايت دعا كرديم، و در آينده نزديك دو فرزند پسر پر خير و نيكو نصيب تو خواهد گرديد.
آنچه گذشت سخنان بزرگان و دانشمندان در مورد تاريخ ولادت آن بزرگوار بود، و اوّلين روايت را خود او كه نسبت بخويشتن آگاهتر از ديگران است نقل كرده بود، از همه اينها نتيجهگيرى مىشود كه ولادت آن بزرگوار بعد از سال ٣٠٥ بوده، و چه نيكو ولادتى و نيكوتر مولودى بوده است كه بدعاى امام زمان ٧ زاده شد، و سود او و خير و بركتش همه مردمان را فرا گرفت، و بهمين لحاظ بود كه شيخ بزرگوار (صدوق) همواره افتخار مىكرد و مىفرمود: من بدعاى امام زمان ٧ زاده شدم، و نيز مىگفت: چه بسيار اتّفاق مىافتاد كه وقتى أبو جعفر محمّد بن عليّ الأسود مرا مىديد كه با چه پشتكارى به مجالس استادمان محمّد بن أحمد بن الوليد- رحمه اللَّه- رفت و آمد مىكنم و نسبت بفراگيرى كتابهاى علمى و حفظ آنها اشتياق نشان مىدهم، مىگفت: عجب نيست كه چنين رغبت و اشتياقى در علم و دانش داشته باشى! زيرا كه تو بدعاى امام زمان ٧ زادهشدهاى! و ابن سورة مىگفت: هر گاه ابو جعفر و أبو عبد اللَّه فرزندان علي بن الحسين چيزى روايت مىكردند مردم از وسعت حفظ و معلومات ايشان در شگفت مىشدند و بآنان مىگفتند: اين موقعيّت و شأن بسبب دعاى امام ٧ در حقّ شما مخصوص گشته است.
و چنان كه قبلا گذشت برادر شيخ نيز گويد: من در حالى كه كمتر از بيست سال سنّ داشتم حديث مىگفتم و گاه محمّد بن عليّ الأسود در مجلس من حضور مىيافت و وقتى سرعت پاسخگوئى مرا به مسائل حلال و حرام مشاهده مىكرد از كمى