درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨
بسمه تعالى مفاد كريمه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ آن است كه مشيّت فاعل مختار وابسته به تنفيذ است حق سبحانه اراده فرمايد كه فاعل مشيّت را در روان خود ايجاد نمايد بالاخره مشيّت فاعل ظهورى از مشيّت حق سبحانه خواهد بود پس در اثر وجود مشيّت فاعل در ايجاد عمل اختيارى لا محاله جبر نخواهد بود زيرا مشيّت ريشه عمل و حركت جوارحى است. و از طرفى مشيّت فاعل مختار بطور محدود است نه بطور اطلاق تا اينكه تفويض لازم بيايد يعنى مشيّتى است كه حق سبحانه بايد آن را تنفيذ فرمايد. پس مشيّت فاعل مختار ظهورى از مشيّت حق سبحانه خواهد بود و لازم است كه در عمل جبر نباشد زيرا بالبداهة مشيّت بشر در كار است و نيز مشيّت محدود به تنفيذ حق سبحانه است پس تفويض نخواهد بود بلكه مشيّت بشر ظهورى از اراده حق سبحانه و محدود به مشيّت او خواهد بود و مفاد بل الامر بين الامرين آنست كه مشيّت فاعل مختار مشيّتى است كه داراى دو حد و قيد است از طرفى مشيّت براى فاعل است نتيجه آنست كه در عمل مجبور نخواهد بود و مشيّت خود را بكار برده است و از طرفى مشيّت فاعل بطور اطلاق نبوده تا اينكه تفويض لازم بيايد بلكه مشيّت فاعل محدود به مشيّت ساحت ربوبىّ خواهد بود نتيجه آن است كه مشيّت فاعل مختار در كار است سبب مىشود كه جبر نباشد و از طرفى مشيّت فاعل محدود به تنفيذ كبريائى است و لازم آن است كه تفويض نباشد يعنى عمل بطور استقلال به فاعل واگذار نشده باشد.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)