به نام خدا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٧٠ - وقتی خدا بخواهد پدر کسی را بسوزاند هیزمش را با دست خودش جور می کند
« يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ؛ پسرانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مایوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس می شوند!»[١]
از این رو همیشه باید به رحمت الهی امیدوار بود.
نه می خواهم خدا گوساله به همسایه ام بدهد نه ماده گاو به من!
به آدم های حسود و بخیل که حاضر نیستند نعمت و آرامش به دیگران برسد. و در این راه حاضر هستند دارایی خود را به باد دهند تا دیگران به نان و نوایی نرسند.
وای به کاری که نسازد. (نخواهد) خدا!
هر کاری که خواست و اراده خداوند در آن نباشد شدنی نیست.
وقتی خدا بخواهد پدر کسی را بسوزاند هیزمش را با دست خودش جور می کند.
هر انسان بد کار و خطا کاری نتیجه کارهای بدش را خواهد دید و ممکن است به دست خودش به سزای اعمالش برسد. با ستم و ظلم به پست و مقام و ثروت رسیده و روزی نیز همین مقام و ثروت
[١]. یوسف/٨٧.