به نام خدا
(١)
دیباچه
١٣ ص
(٢)
روایاتی درباره بسمالله
١٥ ص
(٣)
هرکار کوچک و بزرگ
١٧ ص
(٤)
هر صبح و شب
١٧ ص
(٥)
درهای طاعت خدا
١٨ ص
(٦)
حتی قبل از شعر
١٨ ص
(٧)
نیمی از من نیمی از تو
١٨ ص
(٨)
شفای دردها
١٩ ص
(٩)
یادداشت
١٩ ص
(١٠)
خوشنویسی
١٩ ص
(١١)
مشکل گشا بسم الله
٢٠ ص
(١٢)
آموزش بسم الله
٢٠ ص
(١٣)
رحمت خدا
٢١ ص
(١٤)
نشانه ی بندگی
٢١ ص
(١٥)
تفسیر بسم الله
٢١ ص
(١٦)
بخشش با نام خدا
٢٢ ص
(١٧)
دعای مستجاب
٢٢ ص
(١٨)
بلند گفتن بسم الله
٢٢ ص
(١٩)
نشانه مومن
٢٣ ص
(٢٠)
سپاسگزار ی
٢٣ ص
(٢١)
رفع عذاب از والدین
٢٣ ص
(٢٢)
حق قلم
٢٤ ص
(٢٣)
مثل های بسمالله
٢٥ ص
(٢٤)
از «بای» بسمالله تا «تا» تمت
٢٥ ص
(٢٥)
اول بسمالله و غلط!
٢٥ ص
(٢٦)
اول دشت است بسمالله الرحمن الرحیم
٢٥ ص
(٢٧)
بِ بسمالله
٢٦ ص
(٢٨)
بسمالله
٢٦ ص
(٢٩)
بسمالله اگر حریف مایی
٢٦ ص
(٣٠)
بسمالله بسمالله
٢٦ ص
(٣١)
بسمالله بهحق چیزهای نشنیده
٢٦ ص
(٣٢)
بِسمِل
٢٦ ص
(٣٣)
رگ بسمل کسی خاریدن
٢٧ ص
(٣٤)
هنوز اول فَتح است و بسمالله
٢٧ ص
(٣٥)
مثل ب بسمالله
٢٧ ص
(٣٦)
مثل جن و بسمالله است
٢٧ ص
(٣٧)
مرغ بِسمِل
٢٧ ص
(٣٨)
مثلهای خداوندی
٢٩ ص
(٣٩)
از تو حرکت از خدابرکت
٢٩ ص
(٤٠)
از خدا که پنهان نیست از تو چه پنهان
٢٩ ص
(٤١)
اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد
٢٩ ص
(٤٢)
اگر آیی در باز است و اگر نیایی حق بی نیاز است
٣١ ص
(٤٣)
اگر برای خداست، چه به اسم تو، چه به اسم کل عباس!
٣١ ص
(٤٤)
اگر شریک خوب بود خدا هم شریک می گرفت
٣١ ص
(٤٥)
او ادعای خدایی می کند، تو به پیغمبری هم قبولش نداری؟
٣٢ ص
(٤٦)
ای خدا، تو کریمی، او هم کریم است، من مادر مرده هم کریمم
٣٣ ص
(٤٧)
آخوند، خدا بد ندهد
٣٣ ص
(٤٨)
بُخور بِخواب کار من است، خدانگهدار من است
٣٤ ص
(٤٩)
بد از جانب خدا نیاید
٣٥ ص
(٥٠)
بزرگی به خدا می بَرازَد و بس
٣٥ ص
(٥١)
بنده شناس، خداست
٣٥ ص
(٥٢)
به لعنت خدا نمی ارزد!
٣٥ ص
(٥٣)
بی إذن خدا، برگ نیفتد ز درخت
٣٦ ص
(٥٤)
پای فقیر لنگ نیست، مُلک خدا تنگ نیست
٣٦ ص
(٥٥)
تنهایی به خدا می بَرازَد و بس
٣٧ ص
(٥٦)
جوانی مَستی، پیری سُستی، پس کِی خدا پرستی؟!
٣٧ ص
(٥٧)
جُوری که خدا برای او ساخته، برای سگ های کشتار گاه هم نساخته
٣٧ ص
(٥٨)
چوب خدا صدا ندارد وقتی بخورد، دوا ندارد
٣٨ ص
(٥٩)
حاجت ز که می خواهی، جایی که خدا باشد؟
٣٨ ص
(٦٠)
حکیم حکیمان خداست
٣٨ ص
(٦١)
خدا ارحم الراحمین است
٣٨ ص
(٦٢)
خدا از پدر و مادر مهربان تراست
٣٨ ص
(٦٣)
خدا از دلت بپرسد
٣٩ ص
(٦٤)
خدا از دلت بشنود ( خدااز دهنت بشنود، خدا از زبانت بشنود )
٣٩ ص
(٦٥)
خدا از رگ گردن به بنده نزدیک تراست
٣٩ ص
(٦٦)
خدا از قَدَت بردارد و روی عقلت بگذارد
٤٠ ص
(٦٧)
خدا ازسلطان محمود بزرگ تراست
٤٠ ص
(٦٨)
خدا این چشم را به آن چشم محتاج نکند
٤٢ ص
(٦٩)
خدا ازموی سپید شرم می کند
٤٢ ص
(٧٠)
خدا با زنبیل پایین نمی اندازد
٤٢ ص
(٧١)
خدا بخواهد از نَر هم می دهد
٤٢ ص
(٧٢)
خدا برف را به اندازه بام می دهد
٤٣ ص
(٧٣)
خدا بزرگ است
٤٣ ص
(٧٤)
خدا به آدم چشم داده
٤٣ ص
(٧٥)
خدا به آدم دست داده
٤٣ ص
(٧٦)
خدا به تو عقل بده به من پول بده
٤٤ ص
(٧٧)
خدا پاکمان کند بعد خاکمان کند
٤٤ ص
(٧٨)
خدا پنج انگشت را یکسان نیافریده
٤٤ ص
(٧٩)
خدا جامه داده، کو اندام؟ نان داده کو دندان؟
٤٥ ص
(٨٠)
خدا جای حق نشسته است
٤٥ ص
(٨١)
خدا چشم داده چاه هم داده!
٤٥ ص
(٨٢)
خدا خدا یی کرده، قدرت نمایی کرده
٤٥ ص
(٨٣)
خدا خر را شناخت که شاخش نداد
٤٦ ص
(٨٤)
خدا خطا می بیند عطا قطع نمی کند
٤٦ ص
(٨٥)
خدا خواب نمیرود
٤٦ ص
(٨٦)
خدا درد را به اندازه طاقت می دهد
٤٧ ص
(٨٧)
خدا را بنده نیست!
٤٧ ص
(٨٨)
خدا رزاق است
٤٨ ص
(٨٩)
خدا روزی ات را جای دیگر حواله
٤٩ ص
(٩٠)
خدا روزی دهد روزی ستاند
٤٩ ص
(٩١)
خدا روزی رسان است اما إهنی هم می خواهد
٤٩ ص
(٩٢)
خدا سزا را به سزاوار می دهد
٥٠ ص
(٩٣)
خدا سومی را به خیر کند
٥١ ص
(٩٤)
خدا صدای شکستن گردوها راشنیده است
٥١ ص
(٩٥)
خدا کریم است
٥١ ص
(٩٦)
خدا کس بی کسان است
٥٢ ص
(٩٧)
خدا کوهی به مویی می بخشد
٥٢ ص
(٩٨)
خدا گر ز رحمت ببند دری ^^^ ز رحمت گشاید در دیگری
٥٢ ص
(٩٩)
خدا می بیند و می پوشد همسایه نمی بیند و می خروشد
٥٢ ص
(١٠٠)
خدا میان دانه گندم هم خط گذاشته است
٥٣ ص
(١٠١)
خدا میهمانی برساند تا نانی بخوریم
٥٣ ص
(١٠٢)
خدا نجار نیست، ولی در و تخته را به هم جور می کند
٥٣ ص
(١٠٣)
خدا وسیله ساز است
٥٤ ص
(١٠٤)
خدا وقتی می خواهد مورچه را آواره کند به او بال می دهد
٥٤ ص
(١٠٥)
خدا هیچ بنده ای را به گرسنگی امتحان نکند
٥٥ ص
(١٠٦)
خدا یار تنبل هاست خدا یار شلخته هاست
٥٥ ص
(١٠٧)
خدا یک جُو شانش بدهد
٥٦ ص
(١٠٨)
خدا یک جُو عقل بدهد
٥٦ ص
(١٠٩)
خدا یکی، خانه یکی، یار یکی
٥٦ ص
(١١٠)
خداتنگ روزی می کند اما قحط روزی نمی کند
٥٦ ص
(١١١)
خداحافظ ی دعوا ندارد
٥٧ ص
(١١٢)
ذکر خدا کنی بلا از خود جدا کنی
٥٧ ص
(١١٣)
راز دل ها خدا داند و بس
٥٧ ص
(١١٤)
رزق را روزی رسان پُر می دهد
٥٧ ص
(١١٥)
رفتنم با خودَم، آمدنَم با خُداست!
٥٧ ص
(١١٦)
ز کس گر نترسی، بترس از خدای
٥٨ ص
(١١٧)
زبان بنده، قلم خداست
٥٨ ص
(١١٨)
دل نرنجانی که دل عرش خداست
٦٠ ص
(١١٩)
سنگ به در خانه خدا انداخته
٦٠ ص
(١٢٠)
شتر ارزان است خدا لعنت کند قلاده را
٦٠ ص
(١٢١)
شِکم درویشان تغار خداست
٦١ ص
(١٢٢)
صبر کوتاه خدا، سی سال است
٦١ ص
(١٢٣)
صد درد را خدا به دعایی دوا کند
٦١ ص
(١٢٤)
عَدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
٦٢ ص
(١٢٥)
غیر خدا نیست کسی در دو جهان هم نفسی
٦٥ ص
(١٢٦)
فردا هم روز خداست
٦٥ ص
(١٢٧)
دزد به دزد می زند خدا خنده اش می گیرد
٦٦ ص
(١٢٨)
قُربان بروم خدا را، یک بام و دو هوا را!
٦٦ ص
(١٢٩)
کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست
٦٦ ص
(١٣٠)
کور از خدا چه می خواهد؟ دو چشم بینا!
٦٦ ص
(١٣١)
خدایا آن را که عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟
٦٦ ص
(١٣٢)
گاهی به اَدا، گاهی به اصول، گاهی به خدا، گاهی به رسول
٦٧ ص
(١٣٣)
گدا به گدا رحمت به خدا
٦٧ ص
(١٣٤)
گر تو نباشی یار من، خدا بسازد کار من
٦٧ ص
(١٣٥)
گربه هم برای رضای خدا موش نمی گیرد
٦٨ ص
(١٣٦)
گَرم نیست روزی ز خوان کسان ^^^ خدای است رزاق و روزی رسان
٦٨ ص
(١٣٧)
گل بی خار (عیب) خداست
٦٨ ص
(١٣٨)
ما مردم بَه بَه خداییم!
٦٨ ص
(١٣٩)
ما هم خدایی داریم!
٦٩ ص
(١٤٠)
مگر قرآن خدا غلط شده؟!
٦٩ ص
(١٤١)
میهمان حبیب خداست، شب بماند، بلاست
٦٩ ص
(١٤٢)
نباشد ز یزدان کسی ناامید
٦٩ ص
(١٤٣)
نه می خواهم خدا گوساله به همسایه ام بدهد نه ماده گاو به من!
٧٠ ص
(١٤٤)
وای به کاری که نسازد (نخواهد) خدا!
٧٠ ص
(١٤٥)
وقتی خدا بخواهد پدر کسی را بسوزاند هیزمش را با دست خودش جور می کند
٧٠ ص
(١٤٦)
هر کسی خدایی دارد، قسمت جدایی دارد
٧١ ص
(١٤٧)
هست از همه گزیر و ز الله ناگزیر
٧١ ص
(١٤٨)
هم خدا را می خواهد هم خرما را!
٧١ ص
(١٤٩)
همهچیز جفت است و ایزد یکی است
٧٢ ص
(١٥٠)
هیچ حِرزی چو دل خود به خدا بستن نیست
٧٣ ص
(١٥١)
یک مُرد و یکی مُردار شد یکی به غصب خدا گرفتار شد
٧٣ ص
(١٥٢)
داستان های بسم الله
٧٥ ص
(١٥٣)
قصر فرعون
٧٥ ص
(١٥٤)
غذای ضمانت شده؟
٧٦ ص
(١٥٥)
کلاه ضد درد
٧٦ ص
(١٥٦)
کودک و بسم الله
٧٧ ص
(١٥٧)
بُشر حافی
٧٨ ص
(١٥٨)
شعر های به نام خدا
٧٩ ص
(١٥٩)
کتاب نامه
٩٢ ص

به نام خدا - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٥٩ - زبان بنده، قلم خداست

منتظر خبر آوردن موسی بودند از دور که دیدند حضرت موسی پیدا شد آهویی را به نزد او فرستادند که پاسخ را بشنود. آهوگفت: «یا موسی، خداوند عالم در جواب شما چه فرمود؟» حضرت موسی که نخواست جانداران ناراحت بشوند گفت: «خداوند عالم فرمود تا سه روز دیگر باران رحمتش نازل خواهد شد.» آهو بلافاصله این پیام شادی بخش را به سایرین رساند و تمام حیوانات خوشحال و خُرسند شدند. خدای تبارک و تعالی که دید تمام حیوانات شادی می کنند نخواست آنها را نگران کند و به آنها رحم کرد و بعد از همان سه روز که حضرت موسی از جانب خودش وعده داده بود ابر سیاهی در آسمان پیدا شد و باران بارید؛ و حیوانات خوشحال شدند؛ اما حضرت موسی در عجب شد که خداوند فرمود تا سه سال دیگر خشکسالی است، چرا حالا باران آمد؟ روز دیگر که موسی به کوه رفت از خداوند خواست تا بداند این چه راز و رمزی است؟ از جانب حق تعالی ندا رسید: «ای موسی، چون من دیدم جانداران به گفته تو در دریای شوق و شادی غرق شدند، نخواستم باز آنها را ناراحت ببینم و به آنها رحم کردم».
و از آن زمان می‌گویند: «زبان بنده، قلم خداست و کسی نباید زبان به بدی بیاراید».

از اسباب پیروزی و موفقیت در هر کاری، حُسن ظن و خوش بین بودن به خداوند مهربان است.