جنگ در تاريكى (شيعه و سنى چه فرقى دارند؟) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥

١١- از مسوره در حديثى از آن حضرت چنين نقل شده است: فاطمه پاره تن من است، هركس او را به غضب آورد، مرا به غضب آورده است. (صحيح بخارى، فضائل الصحابه بشماره ٣٥١٠)

١٢- سعد ميگويد: حضرت پيغمبر به على فرمود، اما ترضى ان تكون منى بمنزله هارون من موسى. آيا راضى نمى‌شوى كه تو براى من بمنزلت هارون براى موسى باشى؟ (صحيح بخارى بشماره ٣٥٠٣ در كتاب فضائل الصحابه) و مسلم در صحيح خود اضافه ميكند: إلا انه لا نبى بعدى. مگر اينكه بعد از من نبى‌اى نيست.

يعنى تمام منزلت‌هايى كه براى هارون از طرف موسى بود براى تو است ليكن هارون نبى بود و تو منزلت نبوت را ندارى. چون من خاتم النبيين ميباشم.

١٣- در ضمن حديث زيد ابن رقم آمده است: رسول اللّه روزى در پيش آب (حوضى) كه خم ناميده ميشد، بين مكه و مدينه (غدير خم) ايستاد و خطبه خواند، خدا را سپاس و ثنا فرمود و موعظه كرد وانگهى فرمود: آگاه باشيد اى مردم همانا من (يك) بشر هستم نزديك است كه از بين شما بروم و من دو چيز سنگين و يا نفيس را در بين شما ميگذارم.