جنگ در تاريكى (شيعه و سنى چه فرقى دارند؟) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤

دوست ميدارد. مردم شب را بسر آوردند، و به اين فكر بودند كه بيرق اسلام به كى سپرده خواهد شد؟ صبح همه صحابه به اين اميد بودند كه پيامبر فرمود: على كجاست؟ عرض شد چشمش درد ميكند.

آنحضرت آب دهن به چشمان على انداخت و براى او دعا نمود. چشم على شفا يافت كه گويا اصلا دردى نداشت. پس بيرق باو داد. و عرض كرد با آنان بجنگم تا اينكه مثل ما (مسلمان) شوند؟ فرمود: به آرامى برو تا نزديك آنان (يهودى‌هاى خيبر) برسى، سپس آنان را به سوى اسلام دعوت كن و به آنان خبر بده از آنچه كه بر آنان واجب ميشود.

سوگند به خداى اگر خداى يك مرد را توسط تو هدايت فرمايد براى تو بهتر از شتران سرخ‌مو (كه نزد عربها خيلى مطلوب بود) ميباشد. (صحيح بخارى كتاب جهاد به شماره ٢٨٤٧ و صحيح مسلم ج ١٢/ ١٨٥) همه ميدانيم كه على بطور فوق العاده قلعه خيبر را فتح نمود تا به خيبرگشا مشهور شد.

١٠- در حديثى از عايشه (رض) آمده كه، حضرت پيامبر (ص) در مرض موت خود به فاطمه فرمود: آيا راضى نميشوى كه بى‌بى‌زنان بهشتى يا بى‌بى‌زنان مؤمنه باشى؟ (صحيح بخارى كتاب مناقب بشماره ٣٤٢٦ و صحيح مسلم ج ١٨/ ٦- ٥)